ستیغ
2.79K subscribers
257 photos
703 videos
10 files
812 links
Download Telegram
با یار چو آرمیده باشی همه عمر
خیام
با یار چو آرَمیده باشی همه عمر
لذّات ِ جهان چشیده باشی همه عمر
هم آخر ِ کار، رحلت ات خواهد بود
خوابی باشد که دیده باشی؛ همه عمر

#خیام نسخه #هدایت
اکنون که ز خوشدلی بجز نام نماند
خیام
اکنون که ز ِ خوش دلی، به جز نام نماند،
یک هم دم ِ پخته جُز می ِ خام نماند،
دست ِ طرب از ساغر ِ می باز مَگیر
امروز که در دست به جز جام نماند

#خیام نسخه #هدایت
ای کاش که جای آرمیدن بودی
خیام
ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این رَه ِ دور را رسیدن بودی
کاش از پی ِ صد هزار سال، از دل ِ خاک
چون سبزه، امید ِ بر دمیدن بودی!

#خیام نسخه #هدایت
چون حاصل آدمی در این جای دو در
خیام
چون حاصل ِ آدمی در این جا یِ دو دَر
جُز درد ِ دل و دادن ِ جان نیست دگر؛
خُرَّم دل ِ آن که یک نفس زنده نبود
و آسوده کَسی که خود نَزاد از مادر!

#خیام نسخه #هدایت
👍1
آن کس که زمین و چرخ افلاک نهاد
خیام
آن کس که زمین و چرخ ِ افلاک نهاد،
بس داغ که او بر دل ِ غم ناک نهاد.
بسیار لب ِ چو لعل و زلفین ِ چو مشک
در طبل ِ زمین و حُقّه ی خاک نهاد

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
گر بر فلک ام دست بدی چون یزدان
خیام
گر بر فلک ام دست بُدی چون یزدان،
برداشتمی من این فلک را زِ میان
وَ ز نو، فلک ِ دگر، چنان ساختمی
ک آزاده به کام ِ دل رسیدی آسان

#خیام نسخه #هدایت
❤1
بر لوح نشان بودنی ها بوده ست
خیام
بر لوح، نشان ِ بودنی ها، بوده ست
پیوسته قلم ز ِ نیک و بد فرسوده ست
در روز ِ ازل هر آن چه بایست، بِداد
غم خوردن و کوشیدن ِ ما، بیهوده ست!

#خیام نسخه #هدایت
چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد
خیام
چون روزی و عُمر بیش و کم نتوان کرد،
خود را به کم و بیش، دژَم نتوان کرد
کار ِ من و تو، چنان که رای ِ من و تو ست
از موم به دست ِ خویش هم نتوان کرد

#خیام نسخه #هدایت
افلاک که جز غم نفزایند دگر
خیام
افلاک که جُز غم نفزایند دگر،
ننهند به جا تا نربایند دِگر
نا آمده گان اگر بدانند که ما
از دَهر چه می کشیم، نایَند دگر!

#خیام نسخه #هدایت
ای آن که نتیجه چهار و هفتی
خیام
ای آن که نتیجه ی چهار و هفتی
وَ ز هفت و چهار دائم اندر تَفتی
می خور که هزار باره بیش ات گفتم
باز آمدن ات نیست؛ چو رفتی، رفتی!

#خیام نسخه #هدایت
تا خاک مرا به قالب آمیخته اند
خیام
تا خاک ِ مرا به قالب آمیخته اند
بَس فتنه که از خاک برانگیخته اند
من بهتر از این نمی توانم بودن
ک از بوته مرا چنین برون ریخته اند.

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
تا کی ز چراغ مسجد و دود کنشت
خیام
تا کِی زِ چراغ ِ مسجد و دود ِ کنشت؟
تا کِی زِ زیان ِ دوزخ و سود ِ بهشت؟
رو بر سر ِ لوح بین که استاد ِ قضا
اندر ازل آن چه بودنی بود، نوشت

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
ای دل چو حقیقت جهان هست مجاز
خیام
ای دل! چو حقیقت ِ جهان، هست مَجاز
چندین چه بَری خواری از این رنج ِ دراز؟
تن را به قضا سپار و با دَرد بساز
ک این رفته قلم ز ِ بهر ِ تو ناید باز

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
❤1
در گوش دلم گفت فلک پنهانی
خیام
در گوش ِ دل ام گفت فَلَک پنهانی:
حُکمی که قضا بُوَد، ز ِ من می دانی؟
در گردش ِ خود اگر مرا دست بُدی
خود را برهاندمی ز ِ سرگردانی

#خیام نسخه #هدایت
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
خیام
نیکی و بدی که در نهاد ِ بشر است،
شادی و غمی که در قضا و قَدَر است
با چرخ مکن حواله! ک اندر ره ِ عقل
چرخ از تو هزار بار بی چاره تر است.

#خیام نسخه #هدایت
افسوس که نامه جوانی طی شد
خیام
افسوس که نامه ی جوانی طی شد
وآن تازه بهار ِ زندگانی، دِی شد
حالی که وِ را نام جوانی گفتند،
معلوم نشد که او کِی آمد، کِی شد؟

#خیام نسخه #هدایت
افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد
خیام
افسوس که سرمایه ز ِ کف بیرون شد
در پا یِ اجل بسی جگر ها خون شد
کَس نامد از آن جهان که پرسم از وی
ک احوال ِ مسافران ِ دنیا چون شد

#خیام نسخه #هدایت
یک چند به کودکی به استاد شدیم
خیام
یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند ز ِ استادی یِ خود شاد شدیم
پایان ِ سخن شنو! که ما را چه رسید؟
چون آب بر آمدیم و چون باد، شدیم!

#خیام نسخه #هدایت
یاران موافق همه از دست شدند
خیام
یاران ِ موافق، همه از دست شدند
در پا یِ اجل، یکان یکان، پست شدند
بودیم به یک شراب در مجلس ِ عمر
یک دور ز ِ ما پیش تَرَک، مست شدند!

#خیام نسخه #هدایت
ای چرخ فلک خرابی از کینه توست
خیام
ای چرخ ِ فلک! خرابی از کینه یِ تو ست
بیداد گری شیوه ی دیرینه ی تو ست
و اِی خاک! اگر سینه یِ تو بشکافند،
بس گوهر ِ قیمتی که در سینه یِ تو ست.

#خیام نسخه #هدایت
چون چرخ به کام یک خردمند نگشت
خیام
چون چرخ به کام ِ یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هفت شمر، خواهی هَشت!
چون باید مُرد و آرزو ها همه هِشت
چه مور خورَد به گور و چه گرگ به دشت!

#خیام نسخه #هدایت