ستیغ
2.79K subscribers
252 photos
701 videos
10 files
811 links
Download Telegram
آنان که ز پیش رفته اند ای ساقی
خیام
آنان که زِ پیش رفته اند، ای ساقی!
در خاک ِ غرور خفته اند. ای ساقی!
رو باده خور و حقیقت از من بشنو
باد است هر آن چه گفته اند! ای ساقی!

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
آن بی خبران که در معنی سفتند
خیام
آن بی خبران که دُرّ ِ معنی سُفتند
در چرخ، به انواع، سخن ها گفتند،
آگَه چو نگشتند بر اسرار ِ جهان
اوّل زنَخی زدند و آخر خُفتند!

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
گاوی ست بر آسمان قرین پروین
خیام
گاوی ست بر آسمان، قرین ِ پروین
گاوی ست دگر، نهفته در زیر ِ زمین.
گر بینایی، چشم ِ حقیقت بگشا
زیر و زبَر ِ دو گاو، مُشتی خَر بین!

#خیام نسخه #هدایت
امروز که نوبت جوانی من است
خیام
امروز که نوبت ِ جوانی یِ من است
می نوشم! از آن که کامرانی یِ من است
عیب ام مکنید. گرچه تلخ است، خوش است
تلخ است از آن که زندگانی یِ من است

#خیام نسخه #هدایت
گر آمدنم به من بدی نامدمی
خیام
گر آمدن ام به من بُدی، نامدمی
وَ ر نیز شُدن به من بُدی، کِی شُدَمی؟
به ز آن نبُدی که اندر این دِیر ِ خراب
نه آمدمی، نه شدمی، نه بُدَمی

#خیام نسخه #هدایت
از آمدن و رفتن ما سودی کو
خیام
از آمدن و رفتن ِ ما سودی کو؟
وَ ز تار ِ وجود ِ عمر ِ ما پودی کو؟
در چنبر ِ چرخ، جان ِ چندین پاکان
می سوزد و خاک می شود. دودی کو؟

#خیام نسخه #هدایت
افسوس که بی فایده فرسوده شدیم
خیام
افسوس که بی فایده فرسوده شدیم
وَ ز داس ِ سپهر ِ سرنگون، سوده شدیم
دردا و ندامتا که تا چشم زدیم
نا بوده به کام ِ خویش، نابوده شدیم.

#خیام نسخه #هدایت
با یار چو آرمیده باشی همه عمر
خیام
با یار چو آرَمیده باشی همه عمر
لذّات ِ جهان چشیده باشی همه عمر
هم آخر ِ کار، رحلت ات خواهد بود
خوابی باشد که دیده باشی؛ همه عمر

#خیام نسخه #هدایت
اکنون که ز خوشدلی بجز نام نماند
خیام
اکنون که ز ِ خوش دلی، به جز نام نماند،
یک هم دم ِ پخته جُز می ِ خام نماند،
دست ِ طرب از ساغر ِ می باز مَگیر
امروز که در دست به جز جام نماند

#خیام نسخه #هدایت
ای کاش که جای آرمیدن بودی
خیام
ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این رَه ِ دور را رسیدن بودی
کاش از پی ِ صد هزار سال، از دل ِ خاک
چون سبزه، امید ِ بر دمیدن بودی!

#خیام نسخه #هدایت
چون حاصل آدمی در این جای دو در
خیام
چون حاصل ِ آدمی در این جا یِ دو دَر
جُز درد ِ دل و دادن ِ جان نیست دگر؛
خُرَّم دل ِ آن که یک نفس زنده نبود
و آسوده کَسی که خود نَزاد از مادر!

#خیام نسخه #هدایت
👍1
آن کس که زمین و چرخ افلاک نهاد
خیام
آن کس که زمین و چرخ ِ افلاک نهاد،
بس داغ که او بر دل ِ غم ناک نهاد.
بسیار لب ِ چو لعل و زلفین ِ چو مشک
در طبل ِ زمین و حُقّه ی خاک نهاد

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
گر بر فلک ام دست بدی چون یزدان
خیام
گر بر فلک ام دست بُدی چون یزدان،
برداشتمی من این فلک را زِ میان
وَ ز نو، فلک ِ دگر، چنان ساختمی
ک آزاده به کام ِ دل رسیدی آسان

#خیام نسخه #هدایت
❤1
بر لوح نشان بودنی ها بوده ست
خیام
بر لوح، نشان ِ بودنی ها، بوده ست
پیوسته قلم ز ِ نیک و بد فرسوده ست
در روز ِ ازل هر آن چه بایست، بِداد
غم خوردن و کوشیدن ِ ما، بیهوده ست!

#خیام نسخه #هدایت
چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد
خیام
چون روزی و عُمر بیش و کم نتوان کرد،
خود را به کم و بیش، دژَم نتوان کرد
کار ِ من و تو، چنان که رای ِ من و تو ست
از موم به دست ِ خویش هم نتوان کرد

#خیام نسخه #هدایت
افلاک که جز غم نفزایند دگر
خیام
افلاک که جُز غم نفزایند دگر،
ننهند به جا تا نربایند دِگر
نا آمده گان اگر بدانند که ما
از دَهر چه می کشیم، نایَند دگر!

#خیام نسخه #هدایت
ای آن که نتیجه چهار و هفتی
خیام
ای آن که نتیجه ی چهار و هفتی
وَ ز هفت و چهار دائم اندر تَفتی
می خور که هزار باره بیش ات گفتم
باز آمدن ات نیست؛ چو رفتی، رفتی!

#خیام نسخه #هدایت
تا خاک مرا به قالب آمیخته اند
خیام
تا خاک ِ مرا به قالب آمیخته اند
بَس فتنه که از خاک برانگیخته اند
من بهتر از این نمی توانم بودن
ک از بوته مرا چنین برون ریخته اند.

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
تا کی ز چراغ مسجد و دود کنشت
خیام
تا کِی زِ چراغ ِ مسجد و دود ِ کنشت؟
تا کِی زِ زیان ِ دوزخ و سود ِ بهشت؟
رو بر سر ِ لوح بین که استاد ِ قضا
اندر ازل آن چه بودنی بود، نوشت

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
ای دل چو حقیقت جهان هست مجاز
خیام
ای دل! چو حقیقت ِ جهان، هست مَجاز
چندین چه بَری خواری از این رنج ِ دراز؟
تن را به قضا سپار و با دَرد بساز
ک این رفته قلم ز ِ بهر ِ تو ناید باز

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
❤1
در گوش دلم گفت فلک پنهانی
خیام
در گوش ِ دل ام گفت فَلَک پنهانی:
حُکمی که قضا بُوَد، ز ِ من می دانی؟
در گردش ِ خود اگر مرا دست بُدی
خود را برهاندمی ز ِ سرگردانی

#خیام نسخه #هدایت