ستیغ
2.79K subscribers
262 photos
706 videos
10 files
824 links
Download Telegram
نشستی با حضور عالی‌جناب فریدون مجلسی

به بهانه‌ی انتشارِ کتاب «مذاکره در نیویورک، ماکیاولی در اصفهان»
اثر فریدون مجلسی، انتشارات مروارید

سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵
ساعت ۱۷

محل برگزاری: کافه کتاب انتشارات بدرقه جاویدان

خوش‌حال می‌شوم شما را ببینم.
سهیل قاسمی

فریدون مجلسی (زادهٔ ۱۳۲۳) دیپلمات، نویسنده و مترجمِ ایرانی است. با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ از وزارت امورخارجه بازخرید اجباری شد و به کار در بخش خصوصی پرداخت.
❤4👍3
Forwarded from ژرفای شعر (حسین جلیلیان)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حافظ
اجرا:
سهیل قاسمی
حسین جلیلیان

نسیمِ صُبحِ سعادت! بدان نشان که تو دانی،
گُذَر به کویِ فلان کُن! در آن زمان که تو دانی

تو پیْکِ صورتِ رازی و دیده بر سَر راه‌ات
به مردمی نه‌به‌فرمان، چنان بِران که تو دانی

بگو که: جانِ عزیزَم زِ دست رفت! خدا را
زِ لَعلِ روح‌فزای‌اش، بِبَخش از آن‌که تو دانی!

من این دو حرف نِبِشتم چنان که غیْر ندانست؛
تو هم، زِ رویِ کرامت، چنان بخوان که تو دانی (۱)

حدیثِ تیغ تو و ما حدیث تشنه و آب است (۲)
اسیرِ خویش گرفتی؛ بکُش چنان که تو دانی

امید در کمرِ زَرکَش‌ات چه‌گونه نبندم؟ (۳)
دقیقه‌ئی‌ست نگارا در آن میان؛ که تو دانی!

یکی‌ست تُرکی و تازی در این معامله؛ حافظ!
حدیثِ عشق بیان کُن، بدان زبان که تو دانی!

۱. «من این دو حرف نِبِشتم؛ چنانچه غیْر ندانست، / تو هم زِ رویِ کرامت بخوان چنان که تو دانی»

۲. «خیالِ تیغِ تو با ما»

۳. از نسخه ۸۰۳ هم «نبندم» خواندم. «ببندم» هم ضبط شده.
#حافظ
#سهیل_قاسمی
#حسین_جلیلیان
❤10👍2🥰1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نشستی با حضور عالی‌جناب فریدون مجلسی

به بهانه‌ی انتشارِ کتاب
«مذاکره در نیویورک، ماکیاولی در اصفهان»
اثر فریدون مجلسی، انتشارات مروارید

سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵
محل برگزاری: کافه کتاب انتشارات بدرقه جاویدان

به همّت ماهنامه وزین عصر روش، دکتر علیرضا بهرامی

سخنان سهیل قاسمی در این نشست

فریدون مجلسی (زادهٔ ۱۳۲۳) دیپلمات، نویسنده و مترجمِ ایرانی است. با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ از وزارت امورخارجه بازخرید اجباری شد و به کار در بخش خصوصی پرداخت.

@Setiq

از YouTube ویدیوی افقی را ببینید.
از Facebook ویدیوی خام و کامل را ببینید.
از Instagram ویدیوی کمتر از ۱۵ دقیقه را ببینید.
از آپارات هم بی فیلترشکن و افقی ببینید و دانلود کنید.

ببینید خلاصه کانال‌مانال‌های من را در رسانه‌های دیگر!
مشترک هم بشوید لطفاً! مخاطب دوست دارم!

سهیل قاسمی

اسم کتاب را هم به صفحه‌ی فروشِ این کتاب در «ایران‌کتاب» لینک کرده‌ام.
❤8👎2👏1🙏1
أَتَتْ رَوائِحُ رَنْدِ الْحِمیٰ و زادَ غَرامی
سهیل قاسمی
اَتَتْ رَوائِحُ رَنْدِ الْحِمیٰ وَ زادَ غَرامی
فدایِ خاکِ دَرِ دوست باد جانِ گرامی

پیامِ دوست شنیدن، سعادت است و سلامت
مَنِ الْمُبَلِّغُ عَنّی اِلیٰ سُعادَ سَلامی؟

بیا به شامِ غریبان و آبِ دیده‌یِ من بین
به‌سانِ باده‌یِ صافی در آبگینه‌یِ شامی

إذا تَغَرَّبَ عَن ذِی الْاَراکِ طایِرُ خَیْرٍ،
فَلا تَغَرَّدَ عَن رَوْضِها اَنینُ حَمامی

وَ اِن رَغِبْتُ بِنَجْدٍ وَ صِرْتُ ناقِضَ عَهْدٍ
فَما تَطَیَّبَ نوْمی! وَ مَا اسْتَطابَ مَنامی

بسی نمانْد که روزِ فراقِ ما به‌سَر آید
رَأیْتُ عَن هَضَباتِ الْحِمیٰ قِیامَ حَمامی

خوشا دمی که درآیی و گویم‌ات: به‌سلامت!
قَدِمْتَ خَیْرَ قُدومٍ نَزَلْتَ خَیْرَ مَقامی

من ارچه هیچ ندارم سزایِ صُحبتِ یاران،
زِ بَهرِ کارِ ثواب‌ام قبول کُن به‌غلامی

تَغیبُ مِنْکَ وَ قَدْ صِرْتُ ذایِباً کَهِلالٍ
اگرچه روی چو ماه‌ات ندیده‌ام به‌تمامی

چو سِلْک دُرّ‌ِ خوشاب است نظمِ پاکِ تو حافظ
که گاهِ لُطف، سبَق می‌بَرَد زِ نظمِ نظامی

امید هست که زودَت به‌کامِ خویش ببینم
تو شاد گشته به فرمان‌دهی و من به غلامی


دیوانِ گویای حافظ بر پایه‌ی نسخه‌ی ۸۰۱
اجرا: سهیل قاسمی
میکس: حسین جلیلیان

@Setiq
❤6🥰2👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اَتَتْ رَوائِحُ رَنْدِ الْحِمیٰ وَ زادَ غَرامی
فدایِ خاکِ دَرِ دوست باد جانِ گرامی

پیامِ دوست شنیدن، سعادت است و سلامت
مَنِ الْمُبَلِّغُ عَنّی اِلیٰ سُعادَ سَلامی؟

بیا به شامِ غریبان و آبِ دیده‌یِ من بین
به‌سانِ باده‌یِ صافی در آبگینه‌یِ شامی

إذا تَغَرَّبَ عَن ذِی الْاَراکِ طایِرُ خَیْرٍ،
فَلا تَغَرَّدَ عَن رَوْضِها اَنینُ حَمامی

وَ اِن رَغِبْتُ بِنَجْدٍ وَ صِرْتُ ناقِضَ عَهْدٍ
فَما تَطَیَّبَ نوْمی! وَ مَا اسْتَطابَ مَنامی

بسی نمانْد که روزِ فراقِ ما به‌سَر آید
رَأیْتُ عَن هَضَباتِ الْحِمیٰ قِیامَ حَمامی

خوشا دمی که درآیی و گویم‌ات: به‌سلامت!
قَدِمْتَ خَیْرَ قُدومٍ نَزَلْتَ خَیْرَ مَقامی

من ارچه هیچ ندارم سزایِ صُحبتِ یاران،
زِ بَهرِ کارِ ثواب‌ام قبول کُن به‌غلامی

تَغیبُ مِنْکَ وَ قَدْ صِرْتُ ذایِباً کَهِلالٍ
اگرچه روی چو ماه‌ات ندیده‌ام به‌تمامی

چو سِلْک دُرّ‌ِ خوشاب است نظمِ پاکِ تو حافظ
که گاهِ لُطف، سبَق می‌بَرَد زِ نظمِ نظامی

امید هست که زودَت به‌کامِ خویش ببینم
تو شاد گشته به فرمان‌دهی و من به غلامی

دیوانِ گویای حافظ بر پایه‌ی نسخه‌ی ۸۰۱
اجرا: سهیل قاسمی
موزیک ویدئو: حسین جلیلیان

@Setiq
❤7👏3🥰1🙏1
Forwarded from ژرفای شعر
مولوی » دیوان شمس » غزل شمارهٔ ۲
سهیل قاسمی
ای طایرانِ قُدس را عشقَت فزوده بال‌ها
در حلقه‌یِ سودایِ تو روحانیان را حال‌ها

در «لا اُحِبُّ الآفِلین»، پاکی زِ صورت‌ها یقین
در دیده‌هایِ غیْب‌بین هر دَم زِ تو تِمثال‌ها

اَفلاک از تو سرنگون؛ خاک از تو چون دریایِ خون
ماه‌ات نخوانم! ای فزون از ماه‌ها و سال‌ها

کوه از غمَت بشکافته، وْ آن غم به دل در تافته
یک قطره، خونی یافته از فَضلَت این افضال‌ها

.
.
.
.
#مولوی
#سهیل_قاسمی
❤8
ای طایرانِ قُدس را عشقَت فزوده بال‌ها
در حلقه‌یِ سودایِ تو روحانیان را حال‌ها

در «لا اُحِبُّ الآفِلین»، پاکی زِ صورت‌ها یقین
در دیده‌هایِ غیْب‌بین هر دَم زِ تو تِمثال‌ها

اَفلاک از تو سرنگون؛ خاک از تو چون دریایِ خون
ماه‌ات نخوانم! ای فزون از ماه‌ها و سال‌ها

کوه از غمَت بشکافته، وْ آن غم به دل در تافته
یک قطره، خونی یافته از فَضلَت این افضال‌ها

ای سَروَران را تو سنَد! بشمار ما را زْ آن عدَد
دانی؛ سَران را هم بوَد اندر تَبَع دنبال‌ها

سازی زِ خاکی سیّدی؛ بر ویْ فرشته حاسدی
با نقدِ تو جان کاسدی، پامال گشته مال‌ها

آن‌ک‌او تو باشی بالِ او، ای رَفعت و اِجلالِ او!
آن‌ک‌او چنین شد حالِ او، بر روی دارد خال‌ها

گیرم که خار ام؛ خارِ بد. خار از پیِ گُل می‌زهَد
صَرّافِ زَر هم می‌نهد جوْ بر سَرِ مِثقال‌ها

فکری بُده‌ست افعال‌ها؛ خاکی بُده‌ست این مال‌ها
قالی بُده‌ست این حال‌ها حالی بُده‌ست این قال‌ها

آغازِ عالَم غلغله، پایانِ عالَم زلزله
عشقی و شُکری با گِله، آرام با زلزال‌ها

توقیعِ شمس آمد شفق؛ طُغرایِ دوْلت عشقِ حق
فالِ وصال آرَد سَبَق؛ ک‌آن عشق زد این فال‌ها

از «رَحمةً لِلعالَمین» اقبالِ درویشان ببین!
چون مَه مُنوّر خِرقه‌ها چون گُل معطّر شال‌ها

عشق امرِ کُل، ما رقعه‌ئی؛ او قُلزم و ما جرعه‌ئی
او صد دلیل آورده و ما کرده استدلال‌ها

از عشق، گردون مُؤتلِف؛ بی‌عشق، اختر مُنخَسِف
از عشق گشته دال اَلِف، بی‌عشق اَلِف چون دال‌ها

آبِ حیات آمد سخُن! ک‌آید زِ عِلمِ مِن لَدُن
جان را از او خالی مَکُن تا بَر دهد اعمال‌ها

بر اهلِ مَعنی شد سخن اِجمال‌ها، تفصیل‌ها
بر اهل صورت شد سخن تفصیل‌ها اِجمال‌ها

گر شِعرها گفتند پُر، پُر بِهْ بوَد دریا زِ دُر
ک‌از ذوْقِ شِعر آخر شتُر خوش می‌کَشد ترحال‌ها

مولوی
غزل شماره ۲ از تصحیح بدیع‌الزمان فروزان‌فر
اجرا: سهیل قاسمی
میکس: حسین جلیلیان

https://t.me/Setiq/5014
❤14👏2