ستیغ
2.79K subscribers
252 photos
700 videos
10 files
811 links
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مطَلَب طاعت و پیمان و صلاح از منِ مست
که به پیمانه‌کشی شُهره شدم روزِ الست

مطَلَب طاعت و پیمان و صلاح از منِ مست
که به پیمان‌شکنی شُهره شدم روزِ الست

#حافظ

سخنانی از دکتر اصغر دادبه
مراسم رونمایی کتاب دیوان حافظ بر پایه نسخه‌ی خطیِ سالِ ۸۰۱
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی
انتشارات بلم

@Setiq
👏6🤡5❤3👍3🔥1🙏1🤣1😎1
ستیغ
سعدی – ای حسن خط از دفتر اخلاق تو بابی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
غزل ۵۱۷ سعدی
اجرا: سهیل قاسمی
درهم‌آمیزی با موسیقی: شهریار

ای حُسن ِ خط از دفتر ِ اخلاق ِ تو بابی
شیرینی از اوصاف ِ تو حرفی زِ کتابی

از بویِ تو در تاب شود آهوی مشکین
گر باز کنند از شکن ِ زلف ِ تو تابی

بر دیده‌یِ صاحب‌نظران خواب ببَستی
ترسی که ببینند خیال ِ تو به خوابی؟

از خنده‌یِ شیرین ِ نمک‌دان ِ دهان‌ات
خون می‌رود از دل چو نمک‌خورده کبابی

تا عذر ِ زلیخا بنهد مُنکِر ِ عشّاق،
یوسف‌صفت از چهره برانداز نقابی

بی رویِ  تو ام جنّت ِ فردوس نباید
ک‌این تشنگی از من نبَرَد هیچ شرابی

مشغول ِ تو را گر بگذارند به دوزخ،
با یاد ِ تو درد ش نکند هیچ عذابی

باری به طریق ِ کرم‌ام بنده‌یِ خود خوان
تا بشنوی از هر بُن ِ مویی‌م جوابی

در من منگر! تا دگران چشم ندارند!
ک‌از دست ِ گدایان نتوان کرد ثوابی!

آب ِ سخن‌ام می‌رود از طبع ِ چو آتش
چون آتش ِ روی‌ات که از او می‌چکد آبی

یاران همه با یار و من ِ خسته طلب‌کار
هر کس به سَر ِ آبی و سعدی به سرابی

517

@Setiq
❤12👍3🔥2❤‍🔥1😍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صوفی اَر باده به‌اندازه خورَد نوش‌اش باد!
وَ ر نه اندیشه‌یِ این کار، فراموش‌اش باد
 
وآن‌که یک جُرعه میْ از دست توانَد دادن،
دست با شاهدِ مقصود در آغوش‌اش باد
 
پیرِ ما گفت: خطا بر قَلَمِ صُنع نرَفت
آفرین بر نظرِ پاکِ خطاپوش‌اش باد
 
چشمَم از آینه‌دارانِ خط و خال‌اش گشت
تن‌ام[1] از بوسه‌رُبایانِ بَر و دوش‌اش باد
 
شاهِ تُرکان، سخنِ مدّعیان می‌شنوَد!
شَرمی از مَظلَمه‌یِ خونِ سیاووش‌اش باد
 
گرچه، از کِبر، سخن با منِ درویش نگفت،
جان فدایِ دهَنِ بَسته‌یِ[2] خاموش‌اش باد
 
نرگسِ مست‌نوازِ کَشِ مَردُم‌دارَش[3]
خونِ عاشق به‌قدَح گر بخورَد، نوش‌اش باد
 
به‌غلامی ِ تو مشهورِ جهان شد حافظ؛
حلقه‌یِ بندگیِ زلفِ تو در گوش‌اش باد

 


[1] نسخه 803 «لبم از بوسه...» نوشته. هرچند «ربایان» را فراموش کرده. اما «لبم» در معنا و تناسب بهتر می‌نشیند.
[2] «دهنِ پسته» هم می‌شود خواند. اگر به‌جای دهن، شکرین نوشته‌بود، بی‌تردید، «شکرین‌پسته» می‌نوشتم. 803 نیز «دهن» نوشته. نسخه‌های دیگر «جان فدایِ شکرین‌پسته‌یِ خاموش‌اش باد» هم آورده‌اند.
[3] نسخه 803 نیز «مست‌نوازِ کَش» نوشته. تصحیح‌های دیگر «مست نوازش کُن» هم آورده‌اند.

@Setiq
❤9👍3🔥1😁1😍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دلم برای باغچه می‌سوزد

شعر: فروغ فرخ‌زاد
اجرا: فریدون فرح‌اندوز
موسیقی: اسفندیار منفردزاده
میکس: شاپور

#فروغ
#فروغ_فرخزاد

#فریدون_فرح_اندوز

@FereidounFarahandouz
👍6❤2🔥1😍1
Forwarded from #ماهنامه_سخن
#ماهنامه_سخن تاسیس: #شهریور ۱۳۹۵
سال دهم - جلد نخست  
آذر ۱۴۰۴ خورشیدی - شماره ۱۱۰

گفتگو با استاد #سهیل_قاسمی - حافظ شناس


● نقد شعر عزیز اقایانی: احمد تمیمی/ مریم حشمت پور/ علی عسگر غنچه/ آریا پورفریاد


#قضیه_مهم: خاستگاه این ماهنامه، رسالت تاریخی از اندیشه انسانی و جمهوری آن، تبلور یافته خردگرایی است. بسان سرو آزادی در سرزمین پاک ایران، کنش دارد و تنها به عشق ایران و فرهنگ کار کرده و می کند. وابسته به هیچ گروه و حزبی هم نیست.

بنیانگذار، مدیرمسئول و سردبیر:
#آریا_پورفریاد

https://t.me/sokhanaban1395
❤9👎2🔥2👏1👌1😍1
به‌جدّ دارم به این نتیجه می‌رسم نسخه‌های رُبعِ دومِ قرنِ نهم به بعد به‌نفعِ ایدئولوژیِ خاصی دستکاری شده!

از مقدّمه‌ی جامعِ دیوان حافظ:

چیزی که از نسخه‌های قرن نهمی متاخر دیدیم:
امّا به واسطهٔ محافظت درس قرآن و ملازمت بر تقوی و احسان و بحث کَشّاف و مِفتاح و مطالعهٔ مَطالع و مِصباح و تحصیل قوانین ادب و تَجَسُّسِ دَواوینِ عرب، به جمع اَشْتات غزلیّات نپرداخت
چیزی که ۸۰۱ ضبط کرده:
محافظت درس قرآن و ملازمت تعلیم سلطان و تحشیه‌ی کشف کشاف و مطالعه‌ی مطالع و مصباح و تحصین قوانین ادب و تحسین دواوین عرب از جمع اشتات غزلیاتش مانع آمدی
وقتی «ملازمت تعلیم سلطان» می‌شود «ملازمت بر تقوی و احسان» چه باید گفت؟
جز این که کاتب خواسته شیخ بسازد از خواجه حافظ؟

«تحشیه‌ی کشف کشاف» را «بحث کَشّاف و مِفتاح» خوانده. که پامنبری‌تر شود؟

«تحصین» را که استوار گرداندن است به «تحصیل» که کارِ بچه‌محصل‌هاست تقلیل داده.
«تحسینِ دواوین عرب» را «تَجَسُّسِ دَواوینِ عرب» کرده!
و تحشیه و تحسین دواوین، شرح و تصحیح است. نه به به گفتن! و نه جاسوسی!

نثرِ مسجّعِ «تحصینِ قوانینِ ادب» با «تحسینِ دواوینِ عرب» را نادیده گرفته.

سهیل قاسمی
@Setiq
👍8❤4👏1😢1💯1
بیت‌ها و مصراع‌های حافظ در مجمع النّوادر

مجمع النّوادر کتابی است از صدر جهان فیض‌اللـٰه بنبانی (/ بنیانی) که در سال ۹۰۳ ق. نوشته شده‌است. آقای دکتر سلمان ساکت و سرکار خانم صفورا مولایی این کتاب را تصحیح و با مقدّمه و تعلیقه‌های مفصّل و عالمانه منتشر کرده‌اند. در نسخه‌های گوناگون این کتاب در مجموع چهار بیت و یک مصراع از حافظ آمده‌است که با توجّه به این‌که متأسّفانه یافتن آن‌ها به‌یاری نمایه برای خوانندگان میسّر نیست (زیرا بخش اعلام تاریخی تنها نام‌های کسانِ نقل‌شده در متن را شامل می‌شود)، در این نوشتار برای آگاهی علاقه‌مندان به حافظ آن‌ها را فهرست می‌کنیم.

الف. بیت‌های موجود در متن:
۱. ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ
از این فسانه هزاران هزار دارد یاد (بنبانی، ۱۴۰۴: ۲۵۹)

۲. در بزم عیش یک دو قدح درکش و برو
یعنی طمع مدار وصال مدام را (همان: ۲۶۱)

ظاهراً در دست‌نویس‌های دیوان حافظ بزم عیش نیامده و همگی بزم دور دارند، امّا وصال مدام ـ چنان‌که مصحّحان محترم اشاره کرده‌اند ـ در نسخه‌های حافظ سابقه دارد. افزون بر نسخه‌ی ۸۶۷ که مورد اشاره‌ی مصحّحان بوده‌است چهار نسخه‌ی دیگر نیز وصال مدام ضبط کرده‌اند؛ نک. نیساری، ۱۳۸۶: ۱/ ۱۱۶. راستگو نیز در چاپ خود وصال مدام را اختیار کرده و در این گزینش به ایهام تناسب مدام با بزم و قدح و نیز جناس مدام و مدار توجّه داشته‌است؛ نک. حافظ، ۱۳۸۹: ۴۵.

ب. بیت‌های موجود در حاشیه‌ی برخی نسخه‌ها:
۳. آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان تلطّف، با دشمنان مدارا (بنبانی، ۱۴۰۴: ۱۵۷)

تلطّف به‌جای مروّت ـ چنان‌که مصحّحان گرامی اشاره کرده‌اند ـ در دست‌نویس‌های حافظ سابقه دارد؛ امّا این صورتْ ضبط بیش از دو نسخه است و مطابق دفتر دگرسانی‌ها (نیساری، ۱۳۸۶: ۱/ ۱۰۰) دست‌کم در شش نسخه آمده‌است.

۴. بر خون دل نوشتم نزدیک یار نامه
انّی رأیت دهراً من هجرک القیامه (بنبانی، ۱۴۰۴: ۶۶ مقدّمه)

چنان‌که مصحّحان محترم اشاره کرده‌اند ضبط یار (به‌جای دوست) در نسخه‌های حافظ پیشینه دارد. می‌توان افزود که یار در نسخۀ ۸۰۳ نیز آمده‌است (نک. حافظ، ۱۴۰۳: ۳۷۶). البتّه ضبط بر (به‌جای از) تا جایی که نگارنده می‌داند در دست‌نویس‌های حافظ دیده نمی‌شود. به‌لحاظ معنایی نیز ظاهراً محملی ندارد و محتمل است در اصل پُر بوده باشد.

۵. می شبانه خور و خواب صبحگاهی کن
مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن (بنبانی، ۱۴۰۴: ۶۵ مقدّمه)

مصراع دوم را بسنجید با بیت حافظ:
مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن
که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست (مثلاً نک. نیساری، ۱۳۸۶: ۱/ ۳۱۵).

گفتنی است در جدولی صفحه‌ی ۵۶ مقدّمه، که آمار بیت‌های فارسی را نشان می‌دهد، به‌نادرست تعداد بیت‌های حافظ «۱» ثبت شده‌است که این نیز در کنار نبودِ نام حافظ در نمایه‌ها ممکن است حافظ‌پژوهان را به اشتباه بیندازد. هم‌چنین در صفحه‌ی ۶۶ مقدّمه بیتی آمده که مضمون آن شبیه بیتی از حافظ است ولی صورت آن ربطی به بیت حافظ ندارد. این نوشتار را با قدردانی از کوشش مصحّحان دانشمند به پایان می‌بریم.

منبع‌ها
- بنبانی، فیض‌اللـٰه، ۱۴۰۴، مجمع النّوادر، تصحیح سلمان ساکت و صفورا مولایی، قم، ادبیّات.
ـ حافظ، شمس‌الدّین محمّد، ۱۳۸۹، دیوان، به‌کوشش محمّد راستگو، تهران، نشر نی.
ـ حافظ، شمس‌الدّین محمّد، ۱۴۰۳، دیوان، بر پایه‌ی نسخه‌ی خطّی ۸۰۱، به‌کوشش سهیل قاسمی، آستارا، بلم.
ـ نیساری، سلیم، ۱۳۸۶ [فیپا: ۱۳۸۵]، دفتر دگرسانی‌ها در غزل‌های حافظ، ۲ج، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

#ادبیات
#حافظ
#فیض‌اللـه_بنبانی
#سلمان_ساکت
#صفورا_مولایی
#سلیم_نیساری
#محمد_راستگو
#سهیل_قاسمی

@vakhteha
❤10🤡3🔥1🙏1
می‌دانم خوشحال می‌شوید می‌گویم 😍

سایت ایران کتاب همیشه پنج جلد پنج جلد و شش جلد شش جلد از کتاب دیوان حافظ من تأمین موجودی می‌کرد
این بار یکباره بیست جلد سفارش داده 😍
شاید چون تند تند اتمام موجودی می‌شد 😎
امروز به دستشان رساندم. هر از گاهی ببینید احتمالاً برای یلدا تخفیف ویژه بخورد.

کتابخانه احمدی شیراز هم هر بار شش جلد سفارش می‌داد، این بار دوازده جلد خواستند.
به دست ایشان هم رساندم. از ایشان هم خواهش کردم برای شب یلدا با تخفیف ویژه ارائه کنند.

مراکز پخش انتشارات بلم در آستارا نیز کتاب را با تخفیف ویژه ارائه خواهند کرد.

سایت ستیغ هم با تخفیف ویژه عرضه خواهد کرد. و با شرایط بسیار ویژه برای سفارش‌های سازمانی و هدایای یلدایی

کتابفروشی شهاب نیز این کتاب را دارد و با تخفیف ویژه.

خوشحال ام دوستان برای هدیه به عزیزانشان کتاب این دوست کوچک‌شان را برگزیده‌اند.

به قول معروف، وقتی غذایی خوشمزه در می‌آید، می‌گویند با عشق درستش کردم!
من هم این کتاب را با عشق درستش کردم
امیدوارم به دل‌تان بنشیند.

با احترام
سهیل قاسمی
❤31👍3😍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کیمیا و خاک
ارسلان براهنی
رضا براهنی
#براهنی

@Setiq
❤5👎5👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آری به‌اتّفاق جهان می‌توان گرفت

مهربانیِ دوستِ خوبِ قدیمی
آرش نصرت‌اللهی
در معرفی کتاب من

دیوان حافظ
بر پایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سال ۸۰۱


وغزلی از این کتاب با اجرای او


دوستانی دارم ... 😍


سهیل قاسمی

@Setiq
❤10👍2👏2🌭2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفت و گو با اشکان زارع
در حاشیه نمایشگاه کتابِ امسال
در باره‌ی وبسایت گنجور
در باره‌ی یک تصحیح تازه از حافظ
در باره‌ی اجرای صوتی آثار ادبی
در باره‌ی امکاناتِ دنیای چندرسانه
همان زمان در اینستاگرام اشکان زارع منتشر شده بود. امروز دیدم 😔

سهیل قاسمی
@Setiq
❤7👏2👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فردوسی
شاهنامه
سهراب
بخش ۱۸
YouTube
آپارات

سهیل قاسمی
@Setiq
❤5👎3👍1🔥1😍1🌭1
Forwarded from سفر به ادبیات
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خانم نفیسه عرب‌تیموری دانش‌آموز پایه هفتم
دختر ادیب و حافظ‌خوان خوب ما
که شعر و ادبیات را بسیار دوست دارد

معرفی کتاب دیوان حافظ نسخه ۸۰۱ به پیرایش و نگارش جناب سهیل قاسمی
و خوانش غزلی منتخب:

معاشران گره زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین وصله‌اش دراز کنید
حضور مجلس انس است و دوستان جمع‌ اند
و ان يكاد بخوانید و در فراز کنید
میان عاشق و معشوق، فرق بسیار است
چو یار ناز نماید، شما نیاز کنید
هر آن کسی که در این خانه نیست زنده‌ی عشق
بر او نمرده به فتوی من نماز کنید
نخست‌موعظه‌ی پیر مجلس این حرف است
که از مصاحب ناجنس احتراز کنید
به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد به الطاف کارساز کنید
و گر طلب کند انعامی از شما حافظ
حوالت‌اش به لب یار دلنواز کنید
[نسخه باکیفیت‌تر را در اینستا ببینید]
@safar_be_adabiyat
@setiq
❤16🔥2👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برای دوستان ساکن استرالیا
چند جلد از کتاب دیوان حافظ بر پایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سالِ ۸۰۱
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی
انتشارات بلم
نزد دوست خوبم دکتر محسن لیله‌کوهی هست
برای تهیه، با این شماره تماس بگیرید:
+61434193793


@Setiq
👍3❤2🔥2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ترانه علیدوستی

پگاه آهنگرانی

BBC
❤14🤨5🔥2👎1👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مرگِ یزدگرد
بهرام بیضایی
💔16❤7❤‍🔥3🔥1😢1
غزل تلفیقی:

گرم عنایتِ او دَر به روی بگشاید،
عبید زاکانی
هوای باغ و تماشای گُل چه کار آید؟
هلالی جغتایی

غلامِ نرگسِ بیمارِ دل‌ربایِ خود ام
کمال خجندی
چو در میان گلستان کنار بگشاید
رکن صاین

نسیمِ بادِ صبا بویِ یارِ من دارد
سعدی
امیدِ آن! که پس از انتظار باز آید
نزاری قهستانی

سپیده‌دم که جهانی ز خواب بر خیزند، امیرخسرو دهلوی
به شبنمِ سحری رویِ گُل بیاراید
همام تبریزی

تو نیز باده به چنگ آر و راهِ صحرا گیر
حافظ
که بویِ خیر ز زُهدِ ریا نمی آید حافظ

هزار سال به امّیدِ تو توانم بود
سنایی
هزار دولت‌ام از غیب روی بنماید
عبید زاکانی

به چشمِ جادویِ مَرد افکنِ شَبَه‌رنگ‌ات!
فخرالدین عراقی
چنان مکُن که روَد مستی و خمار آید
هلالی جغتایی

ز کویِ دوست مرا ناگزیر خواهد بود
همام تبریزی
که کشته بیند و بخشایشی نفرماید
کمال خجندی

در آن نفَس که ز جان یک نفس بود باقی،
همام تبریزی
من آن کُنم که خداوندگار فرماید
حافظ

میر عباس صدر

صدا: سهیل قاسمی

@Setiq
❤16👎3👍2🔥1👌1🌭1
پیاده ندیدی که جنگ آورد
سرِ سرکشان، زیر سنگ آورد؟!

به شهر تو شیر و نهنگ و پلنگ
سوار اندرآیند هر سه به جنگ؟!

هم اکنون تو را ای نَبَرده‌سوار
پیاده بیاموزمت کارزار

شاهنامه فردوسی به تصحیح دکتر جلال خالقی مطلق، تهران: سخن، چاپ هشتم ۱۴۰۰، جلد دوم، گفتار اندر رزم رستم با اشکبوس، ص ۵۶۷

@hafezaneha1
❤12👏7👍3🔥1👌1
یک:
موضوعِ جشنِ مهرگان:
مِهر، دراصل، در فارسیِ باستان، میترا یا درست‌تر تلفظ کرده‌باشم «میثره» بوده. و مِهر یا میترا یا میثره همان آفتاب است. مهرگان هم که به فارسیِ باستان میثرگَانَه تلفظ می‌شده از لحاظِ دستوری یعنی «منسوب به مهر».
در بابِ خودِ میثره یا مِهر یا آفتاب باید عرض کنم که یکی از خدایانِ اساطیریِ ایرانیان بوده و یکی از عمیق‌ترین مظاهرِ تجلّیِ اندیشه‌ی ایرانی است که در آن اندیشه، خدا و تصوّرِ خدا برای نخستین بار در قالبِ انسان به زمین می‌آید و درست که دقّت کنید، می‌بینید الگویی است که بعدها «مسیح» را از روی آن می‌سازند.
 
این‌جا لازم است در حاشیه‌ی مطلب، نکته‌ئی را متذکر بشوم که امیدوارم سرسری گرفته نشود:
اهمّیتِ اسطوره‌ی مسیح در این است که مسیح (به اعتقادِ مسیحیان البته) پسرِ خدا شمرده می‌شود. یعنی بخشی از اُلوهیت. این الوهیت می‌آید به زمین. پاره‌ئی از خدا از آسمان می‌آید به زمین. آن هم در هیأتِ یک انسانِ خاکی (با گوشت و پوست و استخوان و ...). با انسان و به‌خاطرِ انسان تلاش می‌کند، با انسان و به‌خاطرِ انسان درد می‌کشد و سرانجام خودش را به‌خاطرِ نجاتِ انسان فدا می‌کند. ما با مسیحیتِ مَسخره‌ئی که پاپ‌ها و کشیش‌ها و واتیکان سَرِ هم بسته‌اند کاری نداریم. (چون آن دکّان است) اما در تحلیلِ فلسفیِ اسطوره‌ی مسیح، به این استنباطِ بسیار زیبا می‌رسیم که انسان و خدا به‌خاطرِ هم درد می‌کشند، تحمّلِ شکنجه می‌کنند و سرانجام برای خاطرِ هم فدا می‌شوند. اسطوره‌ئی که بسیار زیبا و شکوه‌مند و پرمعنی است.
باری! هم موضوعِ فرود آمدنِ خدا به زمین، هم تجسّد پیدا کردنِ خدا در یک قالبِ دَردپذیرِ ساخته شده از گوشت و پوست و استخوان، و هم موضوعِ بازگشتِ مجدّدِ مسیح به آسمان، همگی از روی الگوی مهر یا میثره ساخته شده. در آیینِ مهر و براساسِ معتقداتِ میترایی، میثره پس از آن‌که به‌صورتِ انسانی به زمین می‌آید و برای باروَر کردنِ خاک و برکت دادن به زمین، گاوی را قربانی می‌کُنَد، دوباره به آسمان برمی گردد.
این از مهر، که مهرگان منسوب به اوست.
اما مهرگان، درحقیقت و در اساس، مهم‌ترین روز و مبدأ‌ِ سالِ «خریفی» (سالی که اوّلِ پاییز شروع می‌شود) بوده. و این‌جا باز ناگزیر باید به حاشیه بروَم و عرض کنم که نیاکانِ ما به‌جای یک سالِ شمسی، دو تا نیم‌سال داشته‌اند که عبارت بوده از سالِ خریفی یا پاییزی و سالِ ربیعی یا بهاری. که بحث‌اش بسیار مفصّل است و از صحبتِ امشبِ ما خارج. اما می‌توانم خیلی فشرده و کلّی عرض کنم که همین نکته‌ی ظاهراً به این کوچکی، در شمارِ اسنادِ معتبری است که ثابت می‌کُنَد اقوامِ آریایی از شمالی‌ترین نقاطِ کُره‌ی زمین به سرزمین‌های مختلف و از آن جمله ایران کوچیده‌اند. زیرا ابتدا سال‌شان به دو قسمت، یکی یک تابستانِ دو ماهه و بعد یک زمستانِ ده ماهه تقسیم می‌شده. که این، چنان که می‌دانیم موضوعی است مربوط به نواحیِ نزدیکِ قطب. بعدها هرچه این اقوام ازلحاظ جغرافیایی پائین‌تر آمده‌اند، طول ِ دوره‌ی تابستان‌شان بیش‌تر و طبعاً طولِ دوره‌ی زمستان‌شان کم‌تر شده و ناگزیر اصلاحاتی در تقویم‌شان به‌وجود آورده‌اند که دستِ آخر به تقسیمِ سال به دو دوره‌ی تقریباً شش‌ماهه انجامیده که بخشِ بهاری‌اش با نوروز آغازمی‌شده و بخش پاییزی‌اش با مهرگان؛ که این هردو روز را به‌یک‌سان معتبر می‌شمرده‌اند و جشن می‌گرفته‌اند.
روزِ جشنِ مهرگان، در تاریخِ ادبیاتِ ایرانِ «جلال‌الدین همایی»، صفحه‌ی 110، آمده که جشنِ مهرگان مصادف می‌شده با ماهِ «بغیادیش»، یعنی ماهِ «بَغ» یا همان «میثره».
خودِ این کلمه‌ی «بغ» به فارسیِ باستان به معنیِ مطلقِ خدایان بوده و بعدها فقط به میترا یا مهر اطلاق کرده‌اند (از حوزه‌ی مذهبِ میترا). «بُخ» هم که تصحیفی از بغ است در زبانِ روسی به معنیِ خدا ست.
ضمناً برای آگاهی‌تان عرض کرده‌باشم که ماهِ بغیادیش معادلِ ماهِ بابِلیِ «شَمَش» بوده که همان «شمس» یا آفتاب است. معادلِ ارمنیِ کهنِ آن هم «مِهِگان» است که باز تصحیفی است از مهرگان یا میثرگانه. ماهِ سُغدیِ آن هم «فغکان» بوده که باز «فغ» همان بغ به معنی خدا یا مهر باشد و سلاطینِ چین را هم از همین ریشه، «فغفور» یا «بغ‌پور» می‌خوانده‌اند که معنی‌اش می‌شود پسرِ خدا یا پسرِ آفتاب. و بالاخره زردشتیان هم این ماه را مِهر می‌نامند که ما نیز امروز به‌کارَش می‌بریم.
این‌ها البته نکاتی است مربوط به گاه‌شماری که با علومِ دیگر از قبیلِ زبان‌شناسی و نژادشناسی و غیره ظاهراً ریشه‌هایِ مشترک پیدا می‌کند و به‌وسیله‌ی هم تأیید می‌شوند. (این که گفتم ظاهراً، به‌دلیلِ این است که من در این رشته‌ها بی‌سوادِ صِرف ام.)
 
مهرگان جشنی بوده مربوط به نیم‌سالِ دوم که با همان اهمّیتِ نوروز بر پا می‌داشته‌اند و از شانزدهِ ماهِ مهر (یا مهرگان‌روز) تا بیست و یکمِ مهر (یا رام‌روز) به‌مدّتِ شش روز ادامه می‌یافته.

متن کامل سخنرانی شاملو

@Setiq
👎6👌5❤2💯1😐1