چند نفر از ما ها که از دیروز به زینب موسوی فحش میدهند، (یا میبینیم) به عمرشان اسم تهمورس (طهمورث) دیوبند را شنیدهبودند؟
کدامشان میدانستند آن چیز دراز و سیاه مال کدام بخش شاهنامه است؟
چیزی که داریم دست به دست میکنیم را بخوانید:
فردی به اسم «زینب موسوی» که بارها توسط دادگاه محکوم شده بود در یک برنامه اینترنتی شاهنامه و فردوسی را مورد اهانت و فحاشی قرار داد.
طوری نوشتهاند «دادگاهها»، انگار در بارهی دادگاههای عدل و عدالت میگوییم و این شخص نیز زنی است شریر و دارای سوء سابقه!
این دختر، زینب موسوی «امپراتور کوزکو» است که زبان تند و تیزی هم داشت و طنزهای جالبی هم درست میکرد. بسیار هم شجاع و خط شکن. در وقایع زن زندگی آزادی هم اذیتش کردند به همین خاطر.
شرح زندگی و بازداشتهای او را در اینترنت ببینید. در صفحهی ویکیپدیای او هم هست.
حالا کاری ندارم. این کارش درست نبوده. اگر حرف بدی زده چه از روی بیدقتی و چه تحت فشار رژیم که خرابش کنند - که این کار از بازجو آدمکشهایی که ما میشناسیم بعید نیست - وقتی بهش فحش میدهیم، یادمان بیاوریم که این دختر، در گذشته چهقدر شجاعانه و بیپروا مبارزه کرده و طنزپرداز بوده. همین. با انصاف فحش بدهیم!
دیگر این که شما را به هر چه دوست دارید، از شاهنامه، قرآن نسازید.
همین مقدس مآبی و مقدسسازی ما را به این روز انداخته.
اگر قرار است مثل این زمان که به خاطر توهین به مقدسات مذهبی مردم را محدود میکردند و گروه فشار خودجوش میساختند که بروید جلوی سینماها و مردم را بزنید که ما بگوییم این امّت غیور اند که از بیحجابی به تنگ آمدهاند و فلان، اینها بروند و بهجایشان عدهئی به خاطر توهین به شاهنامه عدهئی را فحش و فضاحت دهند، به نظرم همان قبلیها کافی اند.
شوخی کرده. ولو شوخی جالبی نبود. قرار نیست مثل حزباللهیهای مدرن رگ غیرتمان بیرون بزند!
وقتی حرف کسانی را بازنشر میکنیم که میگویند یک زن فانتزیهای جنسی خودش را در قالب شوخیهای جنـسی و رکیک با یک اثر ملی بیان کرده، فکر کنیم که آیا همان تفکرِ ضدّ زن را رواج نمیدهیم؟
هویت ملیمان را دوست داریم؟ به جای برآشفتن به توهین به شاهنامه که هویت ملی ما است، شاهنامه بخوانیم. برآشفته نخواهیم شد. خواهیم خندید و خواهیم گفت اون چیز سیاه و دراز مار بوده! و خواهیم گفت اون کاری که فردوسی در داستان کرده، امروز دهنلقی و اسپویل حساب میشود! آن زمان بهش میگفتند براعت استهلال! یا شگرفآغازی!
این اصطلاح را چند نفر از کسانی که رگ غیرتشان بیرون زد برای شاهنامه، تا حالا شنیده بودند؟
سهیل قاسمی
@Setiq
https://youtu.be/QJXV29Sh60o?si=sR_CHofDN7oZUzwY
کدامشان میدانستند آن چیز دراز و سیاه مال کدام بخش شاهنامه است؟
چیزی که داریم دست به دست میکنیم را بخوانید:
فردی به اسم «زینب موسوی» که بارها توسط دادگاه محکوم شده بود در یک برنامه اینترنتی شاهنامه و فردوسی را مورد اهانت و فحاشی قرار داد.
طوری نوشتهاند «دادگاهها»، انگار در بارهی دادگاههای عدل و عدالت میگوییم و این شخص نیز زنی است شریر و دارای سوء سابقه!
این دختر، زینب موسوی «امپراتور کوزکو» است که زبان تند و تیزی هم داشت و طنزهای جالبی هم درست میکرد. بسیار هم شجاع و خط شکن. در وقایع زن زندگی آزادی هم اذیتش کردند به همین خاطر.
شرح زندگی و بازداشتهای او را در اینترنت ببینید. در صفحهی ویکیپدیای او هم هست.
حالا کاری ندارم. این کارش درست نبوده. اگر حرف بدی زده چه از روی بیدقتی و چه تحت فشار رژیم که خرابش کنند - که این کار از بازجو آدمکشهایی که ما میشناسیم بعید نیست - وقتی بهش فحش میدهیم، یادمان بیاوریم که این دختر، در گذشته چهقدر شجاعانه و بیپروا مبارزه کرده و طنزپرداز بوده. همین. با انصاف فحش بدهیم!
دیگر این که شما را به هر چه دوست دارید، از شاهنامه، قرآن نسازید.
همین مقدس مآبی و مقدسسازی ما را به این روز انداخته.
اگر قرار است مثل این زمان که به خاطر توهین به مقدسات مذهبی مردم را محدود میکردند و گروه فشار خودجوش میساختند که بروید جلوی سینماها و مردم را بزنید که ما بگوییم این امّت غیور اند که از بیحجابی به تنگ آمدهاند و فلان، اینها بروند و بهجایشان عدهئی به خاطر توهین به شاهنامه عدهئی را فحش و فضاحت دهند، به نظرم همان قبلیها کافی اند.
شوخی کرده. ولو شوخی جالبی نبود. قرار نیست مثل حزباللهیهای مدرن رگ غیرتمان بیرون بزند!
وقتی حرف کسانی را بازنشر میکنیم که میگویند یک زن فانتزیهای جنسی خودش را در قالب شوخیهای جنـسی و رکیک با یک اثر ملی بیان کرده، فکر کنیم که آیا همان تفکرِ ضدّ زن را رواج نمیدهیم؟
هویت ملیمان را دوست داریم؟ به جای برآشفتن به توهین به شاهنامه که هویت ملی ما است، شاهنامه بخوانیم. برآشفته نخواهیم شد. خواهیم خندید و خواهیم گفت اون چیز سیاه و دراز مار بوده! و خواهیم گفت اون کاری که فردوسی در داستان کرده، امروز دهنلقی و اسپویل حساب میشود! آن زمان بهش میگفتند براعت استهلال! یا شگرفآغازی!
این اصطلاح را چند نفر از کسانی که رگ غیرتشان بیرون زد برای شاهنامه، تا حالا شنیده بودند؟
سهیل قاسمی
@Setiq
https://youtu.be/QJXV29Sh60o?si=sR_CHofDN7oZUzwY
👏17👎15❤8👍3🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتارِ خوش و لَبانِ باریک!
ما أَطْیَبَ فاکِ جَلَّ باریک!
از رویِ تو ماهِ آسمان را
شرم آمد و شد هلالِ باریک
یا قاتِلَتي بِسَیْفِ لَحْظٍ
واللّهِ قَتَلْتِنی بِهاتِیک
از بهرِ خدا! که مالکان، جور
چندین نکُنند بر مَمالیک
شاید که به پادشَه بگویند:
تُرکِ تو بریخت خونِ تاجیک
دانی که چه شب گذشت بر من؟
لایأتِ بِمِثلِها أَعادیک (لاباتَ بِمِثلِها أَعادیک)
با اینهمه، گر حیات باشد،
هم روز شوَد شبان تاریک.
فِیالجُمله نمانْد صبر و آرام؛
کَم تَزْجُرُنی؟ وَ کَم أُداریک؟
دردا! که بهخیره عُمر بگذشت
ای دل! تو مرا نمیگُذاریک
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۴
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
ما أَطْیَبَ فاکِ جَلَّ باریک!
از رویِ تو ماهِ آسمان را
شرم آمد و شد هلالِ باریک
یا قاتِلَتي بِسَیْفِ لَحْظٍ
واللّهِ قَتَلْتِنی بِهاتِیک
از بهرِ خدا! که مالکان، جور
چندین نکُنند بر مَمالیک
شاید که به پادشَه بگویند:
تُرکِ تو بریخت خونِ تاجیک
دانی که چه شب گذشت بر من؟
لایأتِ بِمِثلِها أَعادیک (لاباتَ بِمِثلِها أَعادیک)
با اینهمه، گر حیات باشد،
هم روز شوَد شبان تاریک.
فِیالجُمله نمانْد صبر و آرام؛
کَم تَزْجُرُنی؟ وَ کَم أُداریک؟
دردا! که بهخیره عُمر بگذشت
ای دل! تو مرا نمیگُذاریک
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۴
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
❤8😍2❤🔥1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چشمی که نظر نِگَه ندارد،
بس فتنه که با سَرِ دل آرد
آهویِ کمندِ زلفِ خوبان
خود را به هلاک میسپارد
فریاد زِ دستِ نقش، فریاد!
و آن دست که نقش مینگارد
هرجا که مُوَلَّهی چو فرهاد،
شیرینصفتی بر او گُمارد
کس بارِ مشاهدت نچیند
تا تخمِ مجاهدت نکارد
نالیدنِ عاشقانِ دلسوز
ناپخته مَجاز میشمارد
عیباش مکُنید هوشمندان!
گر سوختهخرمنی بِزارد
خاری چه بوَد به پایِ مشتاق؟
تیغیش بِران! که سَر نخارد!
حاجت به دَرِ کسی ست ما را
کاو حاجتِ کس نمیگزارد
گویند: بروْ زِ پیشِ جوْرَش
من میروم او نمیگذارد
من خود نه بهاختیارِ خویش ام
گر دست زِ دامنام بدارد،
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۵
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
بس فتنه که با سَرِ دل آرد
آهویِ کمندِ زلفِ خوبان
خود را به هلاک میسپارد
فریاد زِ دستِ نقش، فریاد!
و آن دست که نقش مینگارد
هرجا که مُوَلَّهی چو فرهاد،
شیرینصفتی بر او گُمارد
کس بارِ مشاهدت نچیند
تا تخمِ مجاهدت نکارد
نالیدنِ عاشقانِ دلسوز
ناپخته مَجاز میشمارد
عیباش مکُنید هوشمندان!
گر سوختهخرمنی بِزارد
خاری چه بوَد به پایِ مشتاق؟
تیغیش بِران! که سَر نخارد!
حاجت به دَرِ کسی ست ما را
کاو حاجتِ کس نمیگزارد
گویند: بروْ زِ پیشِ جوْرَش
من میروم او نمیگذارد
من خود نه بهاختیارِ خویش ام
گر دست زِ دامنام بدارد،
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۵
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
❤🔥10❤2👏2🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بعد از طلبِ تو در سَرَم نیست
غیْر از تو بهخاطر اندرَم نیست
رَه مینَدهی که پیشات آیم،
وَ ز پیشِ تو رَه که بگذرم نیست
من مُرغِ زبونِ دامِ اُنس ام
هرچند که میکشی، پَرَم نیست
گر چون تو پری در آدمیزاد
گویند که هست، باورَم نیست
مِهر از همه خلق برگرفتم
جُز یادِ تو در تصوّرم نیست
گویند: بکوش تا بیابی!
میکوشم و بخت یاورَم نیست
قِسمی که مرا نیافریدند،
گر جهد کُنَم مُیسّرَم نیست
ای کاش مرا نظر نبودی
چون حَظِّ نظر برابرَم نیست
فکرم به همه جهان بگردید
وَ ز گوشهیِ صبر بهترَم نیست
با بخت، جدل نمیتوان کرد!
اکنون که طریقِ دیگرم نیست،
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۶
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
غیْر از تو بهخاطر اندرَم نیست
رَه مینَدهی که پیشات آیم،
وَ ز پیشِ تو رَه که بگذرم نیست
من مُرغِ زبونِ دامِ اُنس ام
هرچند که میکشی، پَرَم نیست
گر چون تو پری در آدمیزاد
گویند که هست، باورَم نیست
مِهر از همه خلق برگرفتم
جُز یادِ تو در تصوّرم نیست
گویند: بکوش تا بیابی!
میکوشم و بخت یاورَم نیست
قِسمی که مرا نیافریدند،
گر جهد کُنَم مُیسّرَم نیست
ای کاش مرا نظر نبودی
چون حَظِّ نظر برابرَم نیست
فکرم به همه جهان بگردید
وَ ز گوشهیِ صبر بهترَم نیست
با بخت، جدل نمیتوان کرد!
اکنون که طریقِ دیگرم نیست،
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۶
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
❤12❤🔥2🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ای دل! نه هزار عهد کردی
کاندر طلبِ هوا نگردی؟
کس را چه گُنَه؟ تو خویشتن را
بر تیغ زدی و زخم خوردی
دیدی که چگونه حاصل آمد
از دَعوی ِ عشق، رویزردی؟
یا دل بِنهی به جوْر و بیداد،
یا قصّهیِ عشق درنوَردی
ای سیمتنِ سیاهگیسو
کاز فکر سَرَم سپید کردی
بسیار سیَه سپید کردهست
دوْرانِ سپهرِ لاجوَردی
صلح است میانِ کُفر و اسلام
با ما تو هنوز در نبردی
سر بیش گران مکُن! که کردیم
اقرار به بندگی و خُردی
با دَردِ تو ام خوش است؛ ازیرا ک
هم دَردی و هم دوایِ دَردی
گفتی که: صبور باش! هیهات
دل موضعِ صبر بود و بردی
هم چاره تحمّل است و تسلیم
و ر نه به کدام جهد و مردی
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۷
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
کاندر طلبِ هوا نگردی؟
کس را چه گُنَه؟ تو خویشتن را
بر تیغ زدی و زخم خوردی
دیدی که چگونه حاصل آمد
از دَعوی ِ عشق، رویزردی؟
یا دل بِنهی به جوْر و بیداد،
یا قصّهیِ عشق درنوَردی
ای سیمتنِ سیاهگیسو
کاز فکر سَرَم سپید کردی
بسیار سیَه سپید کردهست
دوْرانِ سپهرِ لاجوَردی
صلح است میانِ کُفر و اسلام
با ما تو هنوز در نبردی
سر بیش گران مکُن! که کردیم
اقرار به بندگی و خُردی
با دَردِ تو ام خوش است؛ ازیرا ک
هم دَردی و هم دوایِ دَردی
گفتی که: صبور باش! هیهات
دل موضعِ صبر بود و بردی
هم چاره تحمّل است و تسلیم
و ر نه به کدام جهد و مردی
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۷
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
❤10👏2❤🔥1🔥1🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگذشت و نگَه نکرد با من
در پای کشان زِ کِبر دامن
دو نرگسِ مستِ نیمخواباش
در پیش و به حسرت از قفا من
ای قبلهیِ دوستانِ مُشتاق
گر با همه آن کُنی که با من،
بسیار کسان که جانِ شیرین
در پایِ تو ریزد اوّلا من
گفتم که شکایتی بخوانم
از دستِ تو پیشِ پادشا من
کاین سختدلی و سُستمهری
جُرم از طَرَفِ تو بود یا من؟
دیدم که نه شرطِ مهربانی ست
گر بانگ برآرم از جفا من
گر سَر بروَد، فدایِ پایات!
دست از تو نمیکُنم رها من
جز وصلِ تو ام حرام بادا
حاجت که بخواهم از خدا من
گویندَم: از او نظر بپرهیز!
پرهیز ندانم از قضا من!
هرگز نشنیدهای که یاری
بی یار صبور بود؛ تا من
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۸
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
در پای کشان زِ کِبر دامن
دو نرگسِ مستِ نیمخواباش
در پیش و به حسرت از قفا من
ای قبلهیِ دوستانِ مُشتاق
گر با همه آن کُنی که با من،
بسیار کسان که جانِ شیرین
در پایِ تو ریزد اوّلا من
گفتم که شکایتی بخوانم
از دستِ تو پیشِ پادشا من
کاین سختدلی و سُستمهری
جُرم از طَرَفِ تو بود یا من؟
دیدم که نه شرطِ مهربانی ست
گر بانگ برآرم از جفا من
گر سَر بروَد، فدایِ پایات!
دست از تو نمیکُنم رها من
جز وصلِ تو ام حرام بادا
حاجت که بخواهم از خدا من
گویندَم: از او نظر بپرهیز!
پرهیز ندانم از قضا من!
هرگز نشنیدهای که یاری
بی یار صبور بود؛ تا من
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۸
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
❤8🔥2🥰2❤🔥1👍1👏1😍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ای رویِ تو آفتابِ عالَم!
انگشتنمایِ آلِ آدم!
احیایِ روانِ مُردگان را
بویَت نفَسِ مسیحِ مریم
بر جانِ عزیزَت آفرین باد،
بر جسمِ شریفات اسمِ اعظم
محبوبِ منی چو دیدهیِ راست
ای سَروِ روان به اَبرویِ خَم
دستان که تو داری، ای پریروی!
بس دل ببَری به کَفّ و مِعْصَم
تنها نه من ام اسیرِ عشقات
خَلقی مُتَعَشِّق اند و من هم
شیرینِ جهان تویی بهتحقیق
بگذار حدیثِ ما تَقَدَّم
خوبیت مُسَلَّم است و ما را
صبر از تو نمیشود مُسَلَّم
تو، عهدِ وفایِ خود شکستی
وَ ز جانبِ ما هنوز مُحکم
مگذار که خستگان بمیرند
دور از تو به انتظارِ مَرهم
بی ما تو بهسَر بَری همهعُمر
من بی تو گمان مبَر که یکدم
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۹
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
انگشتنمایِ آلِ آدم!
احیایِ روانِ مُردگان را
بویَت نفَسِ مسیحِ مریم
بر جانِ عزیزَت آفرین باد،
بر جسمِ شریفات اسمِ اعظم
محبوبِ منی چو دیدهیِ راست
ای سَروِ روان به اَبرویِ خَم
دستان که تو داری، ای پریروی!
بس دل ببَری به کَفّ و مِعْصَم
تنها نه من ام اسیرِ عشقات
خَلقی مُتَعَشِّق اند و من هم
شیرینِ جهان تویی بهتحقیق
بگذار حدیثِ ما تَقَدَّم
خوبیت مُسَلَّم است و ما را
صبر از تو نمیشود مُسَلَّم
تو، عهدِ وفایِ خود شکستی
وَ ز جانبِ ما هنوز مُحکم
مگذار که خستگان بمیرند
دور از تو به انتظارِ مَرهم
بی ما تو بهسَر بَری همهعُمر
من بی تو گمان مبَر که یکدم
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۹
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
❤3🔥3❤🔥1🥰1
خلیج همیشگی فارس
فریدون فرح اندوز
خلیج همیشگی فارس
شعر: عادل حسینی
آهنگ: محمد شمس
اجرا: فریدون فرح اندوز
تنظیم: شاپور
@FereidounFarahandouz
شعر: عادل حسینی
آهنگ: محمد شمس
اجرا: فریدون فرح اندوز
تنظیم: شاپور
@FereidounFarahandouz
❤5🔥2🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گُل را مبَرید پیشِ من نام
با حُسنِ وجودِ آن گُلاندام
انگشتنمایِ خلق بودیم
مانندِ هلال از آن مَهِ تام
بَر ما همه عیبها بگفتند
یا قوم إلیٰ مَتیٰ و حَتّام؟
ما خود زدهایم جام بر سنگ
دیگر مزنید سنگ بر جام
آخر نگَهی به سویِ ما کُن
ای دوْلتِ خاص و حسرتِ عام
بس در طلَبِ تو دیگِ سوْدا
پختیم و هنوز کارِ ما خام
درمانِ اسیرِ عشق، صبر است
تا خود به کجا رسد سرانجام
من در قدمِ تو خاک بادم
باشد که تو بر سَرَم نهی گام
دور از تو شکیب چند باشد؟
ممکن نشود بر آتش آرام
در دامِ غمات چو مرغِ وحشی
میپیچم و سخت میشود دام
من بی تو نه راضی ام؛ ولیکن
چون کام نمیدهی، به ناکام
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۰
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
با حُسنِ وجودِ آن گُلاندام
انگشتنمایِ خلق بودیم
مانندِ هلال از آن مَهِ تام
بَر ما همه عیبها بگفتند
یا قوم إلیٰ مَتیٰ و حَتّام؟
ما خود زدهایم جام بر سنگ
دیگر مزنید سنگ بر جام
آخر نگَهی به سویِ ما کُن
ای دوْلتِ خاص و حسرتِ عام
بس در طلَبِ تو دیگِ سوْدا
پختیم و هنوز کارِ ما خام
درمانِ اسیرِ عشق، صبر است
تا خود به کجا رسد سرانجام
من در قدمِ تو خاک بادم
باشد که تو بر سَرَم نهی گام
دور از تو شکیب چند باشد؟
ممکن نشود بر آتش آرام
در دامِ غمات چو مرغِ وحشی
میپیچم و سخت میشود دام
من بی تو نه راضی ام؛ ولیکن
چون کام نمیدهی، به ناکام
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۰
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
❤12❤🔥1🔥1🥰1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ای زلفِ تو هر خَمی کمندی
چشمات به کرشمه چشمبندی
مَخرام بدین صفت! مبادا
کاز چشمِ بدَ ت رسد گزندی
ای آینه! ایمِنی که ناگاه
در تو رسد آهِ دردمندی؟
یا چهره بپوش، یا بسوزان
بر رویِ چو آتشات سپندی
دیوانهیِ عشقات ای پریروی
عاقل نشود به هیچ پندی
تلخ است دهانِ عیشام از صبر
ای تَنگ شکر، بیار قندی
ای سَروْ! به قامتاش چه مانی؟
زیبا ست؛ ولی نه هر بلندی!
گریَم به امید و دشمنانام
بر گریه زنند ریشخندی
کاجی زِ دَرَم درآمدی دوست،
تا دیدهیِ دشمنان بکَندی!
یارب! چه شدی اگر بهرحمت
باری سویِ ما نظر فکندی؟
یکچند به خیره عُمر بگذشت
مِنبعد بر آن سر ام که چندی
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۱
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
چشمات به کرشمه چشمبندی
مَخرام بدین صفت! مبادا
کاز چشمِ بدَ ت رسد گزندی
ای آینه! ایمِنی که ناگاه
در تو رسد آهِ دردمندی؟
یا چهره بپوش، یا بسوزان
بر رویِ چو آتشات سپندی
دیوانهیِ عشقات ای پریروی
عاقل نشود به هیچ پندی
تلخ است دهانِ عیشام از صبر
ای تَنگ شکر، بیار قندی
ای سَروْ! به قامتاش چه مانی؟
زیبا ست؛ ولی نه هر بلندی!
گریَم به امید و دشمنانام
بر گریه زنند ریشخندی
کاجی زِ دَرَم درآمدی دوست،
تا دیدهیِ دشمنان بکَندی!
یارب! چه شدی اگر بهرحمت
باری سویِ ما نظر فکندی؟
یکچند به خیره عُمر بگذشت
مِنبعد بر آن سر ام که چندی
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۱
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
😍5❤2❤🔥2👎1🔥1🥰1😴1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا! که به لب رسید جانام
آوخ! که زِ دست شد عنانام
کس دید چو من ضعیف هرگز
کاز هستیِ خویش در گمان ام؟
پروانه ام اوفتان و خیزان؛
یکباره بسوز و وارَهانام
گر لطف کنی، بهجایِ این ام
وَ ر جوْر کُنی، سزای آن ام
جز نقشِ تو نیست در ضمیرم
جز نامِ تو نیست بر زبانام
گر تلخ کُنی به دوریام عیْش
یادَت چو شکر کُنَد دهانام
اَسرارِ تو پیشِ کس نگویم
اوْصافِ تو پیشِ کس نخوانم
با دَردِ تو یاوری ندارم
وَ ز دستِ تو مَخْلَصی ندانم
عاقل بجهد زِ پیشِ شمشیر
من کُشتهیِ سَر بر آستان ام
چون در تو نمیتوان رسیدن،
بِهْ ز آن نبوَد که تا توانم
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۲
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
آوخ! که زِ دست شد عنانام
کس دید چو من ضعیف هرگز
کاز هستیِ خویش در گمان ام؟
پروانه ام اوفتان و خیزان؛
یکباره بسوز و وارَهانام
گر لطف کنی، بهجایِ این ام
وَ ر جوْر کُنی، سزای آن ام
جز نقشِ تو نیست در ضمیرم
جز نامِ تو نیست بر زبانام
گر تلخ کُنی به دوریام عیْش
یادَت چو شکر کُنَد دهانام
اَسرارِ تو پیشِ کس نگویم
اوْصافِ تو پیشِ کس نخوانم
با دَردِ تو یاوری ندارم
وَ ز دستِ تو مَخْلَصی ندانم
عاقل بجهد زِ پیشِ شمشیر
من کُشتهیِ سَر بر آستان ام
چون در تو نمیتوان رسیدن،
بِهْ ز آن نبوَد که تا توانم
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۲
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
❤14❤🔥2🔥2🥰1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آن، برگِ گُل است؟ یا بناگوش؟
یا سبزه به گِردِ چشمهیِ نوش؟
دستِ چو مَنی قیامه باشد
با قامتِ چون تویی در آغوش
من، ماه ندیدهام کُلَهدار
من، سَروْ ندیدهام قباپوش
وَ ز رفتن و آمدن چه گویم؟
میآرد وجد و میبَرَد هوش
روزی دهنی به خنده بگشاد
پسته، دهنِ تو گفت: خاموش!
خاطر پیِ زُهد و توْبه میرفت،
عشق آمد و گفت: زَرق مفروش!
مُسْتَغْرَقِ یادَت آنچنان ام
کهم هستیِ خویش شد فراموش
یاران به نصیحتم چه گویند
بنشین و صبور باش و مخروش!
ای خام! من اینچنین بر آتش،
عیبام مکُن ار برآورم جوش
تا جُهد بوَد بهجان بکوشم؛
و آنگَه بهضرورت از بُنِ گوش
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۳
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
یا سبزه به گِردِ چشمهیِ نوش؟
دستِ چو مَنی قیامه باشد
با قامتِ چون تویی در آغوش
من، ماه ندیدهام کُلَهدار
من، سَروْ ندیدهام قباپوش
وَ ز رفتن و آمدن چه گویم؟
میآرد وجد و میبَرَد هوش
روزی دهنی به خنده بگشاد
پسته، دهنِ تو گفت: خاموش!
خاطر پیِ زُهد و توْبه میرفت،
عشق آمد و گفت: زَرق مفروش!
مُسْتَغْرَقِ یادَت آنچنان ام
کهم هستیِ خویش شد فراموش
یاران به نصیحتم چه گویند
بنشین و صبور باش و مخروش!
ای خام! من اینچنین بر آتش،
عیبام مکُن ار برآورم جوش
تا جُهد بوَد بهجان بکوشم؛
و آنگَه بهضرورت از بُنِ گوش
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۳
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
❤5❤🔥4🔥2
یادداشت من در مجله وزین عصر روشن
سپاس از دوست ارجمند جناب علیرضا بهرامی که گشادهنظرانه نوشتهی من را به زیور طبع آراست.
برای ایشان
برای ایران
و برای همهی خودمان آیندهی خوبی آرزو میکنم.
گذشته، گذشته است. ببینیم امروز اگر چنین وضعیتهایی رخ دهد، چه خواهیم کرد؟ دانستهایم که هر کدام از ما کجا ها اشتباه کردهایم؟
سهیل قاسمی
@Setiq
سپاس از دوست ارجمند جناب علیرضا بهرامی که گشادهنظرانه نوشتهی من را به زیور طبع آراست.
برای ایشان
برای ایران
و برای همهی خودمان آیندهی خوبی آرزو میکنم.
گذشته، گذشته است. ببینیم امروز اگر چنین وضعیتهایی رخ دهد، چه خواهیم کرد؟ دانستهایم که هر کدام از ما کجا ها اشتباه کردهایم؟
سهیل قاسمی
@Setiq
❤10👏2👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طاقت برسید و هم بگفتم
عشقات که زِ خَلق مینهفتم
طاق ام زِ فراق و صبر و آرام
ز آن روز که با غمِ تو جفت ام
آهنگِ درازِ شب زِ من پُرس
کاز فُرقتِ تو دَمی نخفتم
بر هر مژه، قطرهئی چو الماس
دارم که به گریه سنگ سُفتم
گر کُشته شوَم، عجب مدارید!
من خود زِ حیات در شگفت ام
تقدیر در این میانام انداخت
چندان که کناره میگرفتم
دی بر سَر کویِ دوست، لَختی
خاکِ قدماش به دیده رُفتم؛
نه خوارترم زِ خاک! بگذار
تا در قدمِ عزیزَش افتم
ز آنگَه که برَفتی از کنارَم،
صبر، از دلِ ریش، گفت: رفتم
میرفت و بهکِبر و ناز میگفت:
بیما چه کنی؟ بهلابه گفتم:
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۴
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
عشقات که زِ خَلق مینهفتم
طاق ام زِ فراق و صبر و آرام
ز آن روز که با غمِ تو جفت ام
آهنگِ درازِ شب زِ من پُرس
کاز فُرقتِ تو دَمی نخفتم
بر هر مژه، قطرهئی چو الماس
دارم که به گریه سنگ سُفتم
گر کُشته شوَم، عجب مدارید!
من خود زِ حیات در شگفت ام
تقدیر در این میانام انداخت
چندان که کناره میگرفتم
دی بر سَر کویِ دوست، لَختی
خاکِ قدماش به دیده رُفتم؛
نه خوارترم زِ خاک! بگذار
تا در قدمِ عزیزَش افتم
ز آنگَه که برَفتی از کنارَم،
صبر، از دلِ ریش، گفت: رفتم
میرفت و بهکِبر و ناز میگفت:
بیما چه کنی؟ بهلابه گفتم:
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۴
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
❤6❤🔥4🔥2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باری بگذر! که در فراقات
خون شد دلِ ریش از اشتیاقات
بگشای دهن! که پاسخِ تلخ
گویی شکَر است در مذاقات
در کُشتهیِ خویشتن نگَه کُن
روزی اگر افتد اتّفاقات
تو، خندهزنان چو شمع و خلقی
پروانهصفت در احتراقات
ما خود زِ کدام خیْل باشیم
تا خیمه زنیم در وُثاقات؟
مَا اخْتَرتُ صَبابَتی ولٰکن
عَیْني نَظَرَتْ و ما اَطاقَتْ
بس دیده، که شد در انتظارَت
دریا و نمیرسد به ساقات
تو مستِ شراب و خواب و ما را
بیخوابی کُشت در تیاقت
نه قُدرتِ با تو بودنام هست،
نه طاقتِ آن که در فراقات
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۵
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
خون شد دلِ ریش از اشتیاقات
بگشای دهن! که پاسخِ تلخ
گویی شکَر است در مذاقات
در کُشتهیِ خویشتن نگَه کُن
روزی اگر افتد اتّفاقات
تو، خندهزنان چو شمع و خلقی
پروانهصفت در احتراقات
ما خود زِ کدام خیْل باشیم
تا خیمه زنیم در وُثاقات؟
مَا اخْتَرتُ صَبابَتی ولٰکن
عَیْني نَظَرَتْ و ما اَطاقَتْ
بس دیده، که شد در انتظارَت
دریا و نمیرسد به ساقات
تو مستِ شراب و خواب و ما را
بیخوابی کُشت در تیاقت
نه قُدرتِ با تو بودنام هست،
نه طاقتِ آن که در فراقات
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۵
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
❤8❤🔥1👍1🔥1🥰1😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آوخ! که چو روزگار برگشت،
از من دل و صبر و یار برگشت
برگشتنِ ما ضرورتی بود
و آن شوخ بهاختیار برگشت
پرورده بُدم به روزگارَش
خو کرد و چو روزگار برگشت
غم نیز چه بودی اَر برَفتی
آنروز که غمگُسار برگشت
رحمت کُن اگر شکستهئی را
صبر از دلِ بیقرار برگشت
عُذرَش بنهْ ار بهزیرِ سنگی
سرکوفتهئی چو مار برگشت
ز این بَحرِ عمیق، جان بهدَر بُرد
آنکس که هم از کنار برگشت
من ساکنِ خاکِ پاکِ عشق ام
نتوانم از این دیار برگشت
بیچارگی است چارهیِ عشق؛
دانی چه کُنم چو یار برگشت؟
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۶
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
از من دل و صبر و یار برگشت
برگشتنِ ما ضرورتی بود
و آن شوخ بهاختیار برگشت
پرورده بُدم به روزگارَش
خو کرد و چو روزگار برگشت
غم نیز چه بودی اَر برَفتی
آنروز که غمگُسار برگشت
رحمت کُن اگر شکستهئی را
صبر از دلِ بیقرار برگشت
عُذرَش بنهْ ار بهزیرِ سنگی
سرکوفتهئی چو مار برگشت
ز این بَحرِ عمیق، جان بهدَر بُرد
آنکس که هم از کنار برگشت
من ساکنِ خاکِ پاکِ عشق ام
نتوانم از این دیار برگشت
بیچارگی است چارهیِ عشق؛
دانی چه کُنم چو یار برگشت؟
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۶
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
❤6❤🔥1👍1🔥1🥰1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هر دل که به عاشقی زبون نیست،
دستِ خوشِ روزگارِ دون نیست
جز دیدهیِ شوخِ عاشقان را
بر چهره، دوان سرشکِ خون نیست
کوتَهنظری، بهخلوتام گفت:
سوْدا مکُن! آخرَت جنون نیست
گفتم: زِ تو کیْ برآید این دود
کهت آتشِ غم در اندرون نیست؟
عاقل داند که نالهیِ زار
از سوزشِ سینهئی برون نیست
تسلیمِ قضا شوَد، کاز این قیْد
کس را به خلاص رهنمون نیست
صبر ار نکُنم چه چاره سازم؟
آرامِ دل از یکی فزون نیست
گر بُکشد و گر مُعاف دارد،
در قبضهیِ او چو من زبون نیست
دانی به چه مانَد آب چشمام؟
سیماب! که یکدماش سکون نیست
در دَهر وفا نبود هرگز
یا بود و به بختِ ما کنون نیست
جان برخیِ روی یار کردم
گفتم مگرَش وفا ست؛ چون نیست
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۷
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
دستِ خوشِ روزگارِ دون نیست
جز دیدهیِ شوخِ عاشقان را
بر چهره، دوان سرشکِ خون نیست
کوتَهنظری، بهخلوتام گفت:
سوْدا مکُن! آخرَت جنون نیست
گفتم: زِ تو کیْ برآید این دود
کهت آتشِ غم در اندرون نیست؟
عاقل داند که نالهیِ زار
از سوزشِ سینهئی برون نیست
تسلیمِ قضا شوَد، کاز این قیْد
کس را به خلاص رهنمون نیست
صبر ار نکُنم چه چاره سازم؟
آرامِ دل از یکی فزون نیست
گر بُکشد و گر مُعاف دارد،
در قبضهیِ او چو من زبون نیست
دانی به چه مانَد آب چشمام؟
سیماب! که یکدماش سکون نیست
در دَهر وفا نبود هرگز
یا بود و به بختِ ما کنون نیست
جان برخیِ روی یار کردم
گفتم مگرَش وفا ست؛ چون نیست
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۷
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
❤9🔥2❤🔥1🥰1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در پایِ تو هرکه سر نیَنداخت،
از رویِ تو پرده بر نیَنداخت
در تو نرسید و پیْ غلط کرد
آن مرغ که بال و پر نینداخت
کس با رُخِ تو نباخت اسبی
تا جان چو پیاده در نینداخت
نفزود غمِ تو روشنایی
آن را که چو شمع سَر نینداخت
بارَت بکَشم! که مَردِ معنی
در باخت سر و سپَر نینداخت
جان داد و درون به خلق ننمود
خون خورد و سخن به در نینداخت
روزی گفتم: کسی، چو من، جان
ازبَهرِ تو در خطر نینداخت
گفتا: نه! که تیرِ چشمِ مستام
صیْد از تو ضعیفتر نینداخت
با آنکه همه نظر در اویَم
روزی سویِ ما نظر نینداخت
نومید نی ام که چشم لطفی
بر من فِکَنَد، و گر نینداخت،
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۸
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
از رویِ تو پرده بر نیَنداخت
در تو نرسید و پیْ غلط کرد
آن مرغ که بال و پر نینداخت
کس با رُخِ تو نباخت اسبی
تا جان چو پیاده در نینداخت
نفزود غمِ تو روشنایی
آن را که چو شمع سَر نینداخت
بارَت بکَشم! که مَردِ معنی
در باخت سر و سپَر نینداخت
جان داد و درون به خلق ننمود
خون خورد و سخن به در نینداخت
روزی گفتم: کسی، چو من، جان
ازبَهرِ تو در خطر نینداخت
گفتا: نه! که تیرِ چشمِ مستام
صیْد از تو ضعیفتر نینداخت
با آنکه همه نظر در اویَم
روزی سویِ ما نظر نینداخت
نومید نی ام که چشم لطفی
بر من فِکَنَد، و گر نینداخت،
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهیِ کارِ خویش گیرم
ترجیعبند سعدی
بند ۱۸
اجرا: سهیل قاسمی
ضبط: استودیو اورانیا - وحید اختری
درهمآمیزی با موسیقی: شاپور
موسیقی: ابوالفضل صادقی نژاد و بابک رادمنش
#سعدی #ترجیع #ترجیع_بند
❤6❤🔥2🥰2👌2🔥1🙏1