شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
بندهیِ طلعت ِ آن باش که آنی دارد
شیوهیِ حور و پری گر چه لطیف است، ولی
خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد
چشمهیِ چشم ِ مرا ای گُل ِ خندان دریاب
که به امّید ِ تو خوش آب ِ روانی دارد
گوی ِ خوبی که بَرَد از تو؟ که خورشید آنجا
نَه سواریست که در دست عنانی دارد
دلنشان شد سخنام تا تو قبولاش کردی
آری! آری! سخن ِ عشق، نشانی دارد
خَم ِ اَبرو یِ تو در صنعت ِ تیراَندازی
بُرده از دست هرآنکس که کمانی دارد
در ره ِ عشق نشد کس بهیقین مَحرم ِ راز
هر کسی بر حَسَب ِ فکر، گمانی دارد
با خراباتنشینان زِ کرامات مَلاف
هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد
مرغ ِ زیرک نزند در چمناش پردهسرای؛
هر بهاری که به دنباله خزانی دارد
مدّعی گو لغَز و نکته به حافظ مَفُروش!
کِلک ِ ما نیز زبانی و بیانی دارد
#حافظ #غزل 125 #تصحیح_قزوینی_غنی
@SETIQ
بندهیِ طلعت ِ آن باش که آنی دارد
شیوهیِ حور و پری گر چه لطیف است، ولی
خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد
چشمهیِ چشم ِ مرا ای گُل ِ خندان دریاب
که به امّید ِ تو خوش آب ِ روانی دارد
گوی ِ خوبی که بَرَد از تو؟ که خورشید آنجا
نَه سواریست که در دست عنانی دارد
دلنشان شد سخنام تا تو قبولاش کردی
آری! آری! سخن ِ عشق، نشانی دارد
خَم ِ اَبرو یِ تو در صنعت ِ تیراَندازی
بُرده از دست هرآنکس که کمانی دارد
در ره ِ عشق نشد کس بهیقین مَحرم ِ راز
هر کسی بر حَسَب ِ فکر، گمانی دارد
با خراباتنشینان زِ کرامات مَلاف
هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد
مرغ ِ زیرک نزند در چمناش پردهسرای؛
هر بهاری که به دنباله خزانی دارد
مدّعی گو لغَز و نکته به حافظ مَفُروش!
کِلک ِ ما نیز زبانی و بیانی دارد
#حافظ #غزل 125 #تصحیح_قزوینی_غنی
@SETIQ
چند غزل از حافظ با صدای احمد شاملو به مناسبت سالگرد درگذشت اش
تاریخ انتشار: 1351 - کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
این هشت غزل را یک طرف یک نوار کاست داشتم، که طرف دیگرش هم شعر های خود شاملو بود. پس از آن یک نوار کامل که دو طرف آن غزل های دیگری از شاملو بود را شنیدم. دومی در اینترنت زیاد هست.
اما این یکی را سخت پیدا کردم.
دوباره که گوش دادم، دانستم که این آوا و این طرز بیان از حافظ، تاثیر عجیب و غیر قابل تغییری در ذهن و روح من گذاشته بوده است.
@SETIQ
تاریخ انتشار: 1351 - کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
این هشت غزل را یک طرف یک نوار کاست داشتم، که طرف دیگرش هم شعر های خود شاملو بود. پس از آن یک نوار کامل که دو طرف آن غزل های دیگری از شاملو بود را شنیدم. دومی در اینترنت زیاد هست.
اما این یکی را سخت پیدا کردم.
دوباره که گوش دادم، دانستم که این آوا و این طرز بیان از حافظ، تاثیر عجیب و غیر قابل تغییری در ذهن و روح من گذاشته بوده است.
@SETIQ
ستیغ
اَلا یا اَیُّهاَ الساقی اَدِر کأساً و ناوِلها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها به بوی نافهای کآخِر صبا زْ آن طُرّه بُگشاید ز ِ تاب ِ جَعد ِ مشکیناش چه خون افتاد در دلها مرا در منزل ِ جانان چه امن ِ عیش چون هر دَم جَرَس فریاد میدارد که بربندید…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Farid Hamed
Audio
جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
حافظ
جان، بی جمال ِ جانان میل ِ جهان ندارد
هر کس که این ندارد، حقّا که آن ندارد
با هیچکس نشانی زآن دلستان ندیدم
یا من خبر ندارم؛ یا او نشان ندارد
هر شبنمی در این ره صد بحر ِ آتشین است
دردا که این معمّا شرح و بیان ندارد
سرمنزل ِ فراغت نتوان زِ دست دادن
ای ساروان! فروکش! کاین رَه کران ندارد
چنگ ِ خمیده قامت میخوانَد اَت به عشرت
بشنو! که پند ِ پیران هیچات زیان ندارد
ای دل! طریق ِ رندی از محتسب بیاموز
مست است و در حق ِ او کس این گمان ندارد
احوال ِ گنج ِ قارون -کایام داد بر باد-
در گوش ِ دل فروخوان؛ تا زَر نهان ندارد
گر خود، رقیب، شمع است؛ اَسرار از او بپوشان
کآن شوخ ِ سَربُریده، بند ِ زبان ندارد
کَس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ
زیرا که: چون تو شاهی، کس در جهان ندارد
#حافظ #غزل 126 #تصحیح_قزوینی_غنی
@SETIQ
هر کس که این ندارد، حقّا که آن ندارد
با هیچکس نشانی زآن دلستان ندیدم
یا من خبر ندارم؛ یا او نشان ندارد
هر شبنمی در این ره صد بحر ِ آتشین است
دردا که این معمّا شرح و بیان ندارد
سرمنزل ِ فراغت نتوان زِ دست دادن
ای ساروان! فروکش! کاین رَه کران ندارد
چنگ ِ خمیده قامت میخوانَد اَت به عشرت
بشنو! که پند ِ پیران هیچات زیان ندارد
ای دل! طریق ِ رندی از محتسب بیاموز
مست است و در حق ِ او کس این گمان ندارد
احوال ِ گنج ِ قارون -کایام داد بر باد-
در گوش ِ دل فروخوان؛ تا زَر نهان ندارد
گر خود، رقیب، شمع است؛ اَسرار از او بپوشان
کآن شوخ ِ سَربُریده، بند ِ زبان ندارد
کَس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ
زیرا که: چون تو شاهی، کس در جهان ندارد
#حافظ #غزل 126 #تصحیح_قزوینی_غنی
@SETIQ
روشنی طلعت تو ماه ندارد
حافظ
روشنییِ طَلعت ِ تو، ماه ندارد
پیش ِ تو، گُل رونق ِ گیاه ندارد
گوشهیِ اَبرو یِ تو ست منزل ِ جانام
خوشتر از این گوشه، پادشاه ندارد
تا چه کُنَد با رُخ ِ تو دود ِ دل ِ من
آینه، دانی که تاب ِ آه ندارد
شوخییِ نرگس نِگَر که پیش ِ تو بشکُفت
چشمدریده ادب نگاهندارد
دیدم و آن چشم ِ دلسیَه که تو داری
جانب ِ هیچ آشنا نگاه ندارد
رطل گرانام دِه ای مرید ِ خرابات
شادییِ شیخی که خانقاه ندارد
خون خور و خامُش نشین که آن دل ِ نازک
طاقت ِ فریاد ِ دادخواه ندارد
گو برو و آستین به خون ِ جگر شوی
هر که در این آستانه راه ندارد
نی من تنها کَشَم تطاول ِ زلفات
کیست که او داغ ِ آن سیاه ندارد
حافظ اگر سجدهیِ تو کرد مَکُن عیب
کافر ِ عشق، ای صنم! گُناه ندارد
#حافظ #غزل 127 #تصحیح_قزوینی_غنی
پیش ِ تو، گُل رونق ِ گیاه ندارد
گوشهیِ اَبرو یِ تو ست منزل ِ جانام
خوشتر از این گوشه، پادشاه ندارد
تا چه کُنَد با رُخ ِ تو دود ِ دل ِ من
آینه، دانی که تاب ِ آه ندارد
شوخییِ نرگس نِگَر که پیش ِ تو بشکُفت
چشمدریده ادب نگاهندارد
دیدم و آن چشم ِ دلسیَه که تو داری
جانب ِ هیچ آشنا نگاه ندارد
رطل گرانام دِه ای مرید ِ خرابات
شادییِ شیخی که خانقاه ندارد
خون خور و خامُش نشین که آن دل ِ نازک
طاقت ِ فریاد ِ دادخواه ندارد
گو برو و آستین به خون ِ جگر شوی
هر که در این آستانه راه ندارد
نی من تنها کَشَم تطاول ِ زلفات
کیست که او داغ ِ آن سیاه ندارد
حافظ اگر سجدهیِ تو کرد مَکُن عیب
کافر ِ عشق، ای صنم! گُناه ندارد
#حافظ #غزل 127 #تصحیح_قزوینی_غنی
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
حافظ