مطرب ِ عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقش ِ هر نغمه که زد راه به جایی دارد
عالَم از نالهیِ عُشّاق مبادا خالی
که خوش آهنگ و فرحبخش هوایی دارد
پیر ِ دردیکش ِ ما گرچه ندارد زَر و زور
خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد
محترم دار دلام کاین مگس قندپرست
تا هواخواه ِ تو شُد، فرّ ِ هُما یی دارد
از عدالت نبوَد دور گر اَش پُرسد حال
پادشاهی که بههمسایه گدایی دارد
اَشک ِ خونین بنمودم به طبیبان، گفتند:
دَرد ِ عشق است و جگرسوز دوایی دارد
سِتَم از غمزه میاموز! که در مذهب ِ عشق
هر عمل اَجری و هر کرده جزایی دارد
نغز گفت آن بت ِ تَرسابَچِهیِ بادهپرست
شادییِ رو یِ کسی خور که صفایی دارد
خسروا! حافظ ِ درگاهنشین فاتحه خواند
وَ ز زبان ِ تو تمنّا یِ دعایی دارد
#حافظ #غزل 123 #تصحیح_قزوینی_غنی
@Setiq
نقش ِ هر نغمه که زد راه به جایی دارد
عالَم از نالهیِ عُشّاق مبادا خالی
که خوش آهنگ و فرحبخش هوایی دارد
پیر ِ دردیکش ِ ما گرچه ندارد زَر و زور
خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد
محترم دار دلام کاین مگس قندپرست
تا هواخواه ِ تو شُد، فرّ ِ هُما یی دارد
از عدالت نبوَد دور گر اَش پُرسد حال
پادشاهی که بههمسایه گدایی دارد
اَشک ِ خونین بنمودم به طبیبان، گفتند:
دَرد ِ عشق است و جگرسوز دوایی دارد
سِتَم از غمزه میاموز! که در مذهب ِ عشق
هر عمل اَجری و هر کرده جزایی دارد
نغز گفت آن بت ِ تَرسابَچِهیِ بادهپرست
شادییِ رو یِ کسی خور که صفایی دارد
خسروا! حافظ ِ درگاهنشین فاتحه خواند
وَ ز زبان ِ تو تمنّا یِ دعایی دارد
#حافظ #غزل 123 #تصحیح_قزوینی_غنی
@Setiq
آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
حافظ
آن که از سُنبل ِ او غالیه تابی دارد
باز با دلشدهگان ناز و عتابی دارد
از سَر ِ کُشتهیِ خود میگذری همچون باد
چه توان کرد که عُمر است و شتابی دارد
ماه ِ خورشیدنمایاش زِ پس ِ پردهیِ زلف
آفتابیست که در پیش سَحابی دارد
چشم ِ من کَرد به هر گوشه روان سیل ِ سرشک
تا سَهیسرو ِ تو را تازهتر آبی دارد
غمزهیِ شوخ ِ تو خونام بهخطا میریزد
فرصتاش باد! که خوش فکر ِ صوابی دارد
آب ِ حیوان اگر این است که دارد لب ِ دوست
روشن است این که خضِر بَهره سرابی دارد
چشم ِ مخمور ِ تو دارد زِ دلام قصد ِ جگر
تُرک ِ مست است! مگر میل ِ کبابی دارد
جان ِ بیمار ِ مرا نیست زِ تو رو یِ سوآل
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
کِی کُنَد سو یِ دل ِ خستهیِ حافظ نظری
چشم ِ مستاش که به هر گوشه خرابی دارد
#حافظ #غزل 124 #تصحیح_قزوینی_غنی
@SETIQ
باز با دلشدهگان ناز و عتابی دارد
از سَر ِ کُشتهیِ خود میگذری همچون باد
چه توان کرد که عُمر است و شتابی دارد
ماه ِ خورشیدنمایاش زِ پس ِ پردهیِ زلف
آفتابیست که در پیش سَحابی دارد
چشم ِ من کَرد به هر گوشه روان سیل ِ سرشک
تا سَهیسرو ِ تو را تازهتر آبی دارد
غمزهیِ شوخ ِ تو خونام بهخطا میریزد
فرصتاش باد! که خوش فکر ِ صوابی دارد
آب ِ حیوان اگر این است که دارد لب ِ دوست
روشن است این که خضِر بَهره سرابی دارد
چشم ِ مخمور ِ تو دارد زِ دلام قصد ِ جگر
تُرک ِ مست است! مگر میل ِ کبابی دارد
جان ِ بیمار ِ مرا نیست زِ تو رو یِ سوآل
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
کِی کُنَد سو یِ دل ِ خستهیِ حافظ نظری
چشم ِ مستاش که به هر گوشه خرابی دارد
#حافظ #غزل 124 #تصحیح_قزوینی_غنی
@SETIQ
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
حافظ
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
بندهیِ طلعت ِ آن باش که آنی دارد
شیوهیِ حور و پری گر چه لطیف است، ولی
خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد
چشمهیِ چشم ِ مرا ای گُل ِ خندان دریاب
که به امّید ِ تو خوش آب ِ روانی دارد
گوی ِ خوبی که بَرَد از تو؟ که خورشید آنجا
نَه سواریست که در دست عنانی دارد
دلنشان شد سخنام تا تو قبولاش کردی
آری! آری! سخن ِ عشق، نشانی دارد
خَم ِ اَبرو یِ تو در صنعت ِ تیراَندازی
بُرده از دست هرآنکس که کمانی دارد
در ره ِ عشق نشد کس بهیقین مَحرم ِ راز
هر کسی بر حَسَب ِ فکر، گمانی دارد
با خراباتنشینان زِ کرامات مَلاف
هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد
مرغ ِ زیرک نزند در چمناش پردهسرای؛
هر بهاری که به دنباله خزانی دارد
مدّعی گو لغَز و نکته به حافظ مَفُروش!
کِلک ِ ما نیز زبانی و بیانی دارد
#حافظ #غزل 125 #تصحیح_قزوینی_غنی
@SETIQ
بندهیِ طلعت ِ آن باش که آنی دارد
شیوهیِ حور و پری گر چه لطیف است، ولی
خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد
چشمهیِ چشم ِ مرا ای گُل ِ خندان دریاب
که به امّید ِ تو خوش آب ِ روانی دارد
گوی ِ خوبی که بَرَد از تو؟ که خورشید آنجا
نَه سواریست که در دست عنانی دارد
دلنشان شد سخنام تا تو قبولاش کردی
آری! آری! سخن ِ عشق، نشانی دارد
خَم ِ اَبرو یِ تو در صنعت ِ تیراَندازی
بُرده از دست هرآنکس که کمانی دارد
در ره ِ عشق نشد کس بهیقین مَحرم ِ راز
هر کسی بر حَسَب ِ فکر، گمانی دارد
با خراباتنشینان زِ کرامات مَلاف
هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد
مرغ ِ زیرک نزند در چمناش پردهسرای؛
هر بهاری که به دنباله خزانی دارد
مدّعی گو لغَز و نکته به حافظ مَفُروش!
کِلک ِ ما نیز زبانی و بیانی دارد
#حافظ #غزل 125 #تصحیح_قزوینی_غنی
@SETIQ
چند غزل از حافظ با صدای احمد شاملو به مناسبت سالگرد درگذشت اش
تاریخ انتشار: 1351 - کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
این هشت غزل را یک طرف یک نوار کاست داشتم، که طرف دیگرش هم شعر های خود شاملو بود. پس از آن یک نوار کامل که دو طرف آن غزل های دیگری از شاملو بود را شنیدم. دومی در اینترنت زیاد هست.
اما این یکی را سخت پیدا کردم.
دوباره که گوش دادم، دانستم که این آوا و این طرز بیان از حافظ، تاثیر عجیب و غیر قابل تغییری در ذهن و روح من گذاشته بوده است.
@SETIQ
تاریخ انتشار: 1351 - کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
این هشت غزل را یک طرف یک نوار کاست داشتم، که طرف دیگرش هم شعر های خود شاملو بود. پس از آن یک نوار کامل که دو طرف آن غزل های دیگری از شاملو بود را شنیدم. دومی در اینترنت زیاد هست.
اما این یکی را سخت پیدا کردم.
دوباره که گوش دادم، دانستم که این آوا و این طرز بیان از حافظ، تاثیر عجیب و غیر قابل تغییری در ذهن و روح من گذاشته بوده است.
@SETIQ
ستیغ
اَلا یا اَیُّهاَ الساقی اَدِر کأساً و ناوِلها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها به بوی نافهای کآخِر صبا زْ آن طُرّه بُگشاید ز ِ تاب ِ جَعد ِ مشکیناش چه خون افتاد در دلها مرا در منزل ِ جانان چه امن ِ عیش چون هر دَم جَرَس فریاد میدارد که بربندید…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Farid Hamed
Audio
جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
حافظ
جان، بی جمال ِ جانان میل ِ جهان ندارد
هر کس که این ندارد، حقّا که آن ندارد
با هیچکس نشانی زآن دلستان ندیدم
یا من خبر ندارم؛ یا او نشان ندارد
هر شبنمی در این ره صد بحر ِ آتشین است
دردا که این معمّا شرح و بیان ندارد
سرمنزل ِ فراغت نتوان زِ دست دادن
ای ساروان! فروکش! کاین رَه کران ندارد
چنگ ِ خمیده قامت میخوانَد اَت به عشرت
بشنو! که پند ِ پیران هیچات زیان ندارد
ای دل! طریق ِ رندی از محتسب بیاموز
مست است و در حق ِ او کس این گمان ندارد
احوال ِ گنج ِ قارون -کایام داد بر باد-
در گوش ِ دل فروخوان؛ تا زَر نهان ندارد
گر خود، رقیب، شمع است؛ اَسرار از او بپوشان
کآن شوخ ِ سَربُریده، بند ِ زبان ندارد
کَس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ
زیرا که: چون تو شاهی، کس در جهان ندارد
#حافظ #غزل 126 #تصحیح_قزوینی_غنی
@SETIQ
هر کس که این ندارد، حقّا که آن ندارد
با هیچکس نشانی زآن دلستان ندیدم
یا من خبر ندارم؛ یا او نشان ندارد
هر شبنمی در این ره صد بحر ِ آتشین است
دردا که این معمّا شرح و بیان ندارد
سرمنزل ِ فراغت نتوان زِ دست دادن
ای ساروان! فروکش! کاین رَه کران ندارد
چنگ ِ خمیده قامت میخوانَد اَت به عشرت
بشنو! که پند ِ پیران هیچات زیان ندارد
ای دل! طریق ِ رندی از محتسب بیاموز
مست است و در حق ِ او کس این گمان ندارد
احوال ِ گنج ِ قارون -کایام داد بر باد-
در گوش ِ دل فروخوان؛ تا زَر نهان ندارد
گر خود، رقیب، شمع است؛ اَسرار از او بپوشان
کآن شوخ ِ سَربُریده، بند ِ زبان ندارد
کَس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ
زیرا که: چون تو شاهی، کس در جهان ندارد
#حافظ #غزل 126 #تصحیح_قزوینی_غنی
@SETIQ