بخت آیینه ندارم که در او مینگری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 545 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
بخت ِ آیینه ندارم که در او مینگری!
خاک ِ بازار نیَرزم که بر او میگذری
من چنان عاشق ِ رویات که زِ خود بیخبر ام
تو چنان فتنهیِ خویشی که زِ ما بیخبری
به چه ماننده کُنَم در همه آفاق تو را؟
کآنچه در وهم ِ من آید، تو از آن خوبتری
برقع از پیش ِ چنین روی نشاید برداشت
که به هر گوشهیِ چشمی دل ِ خَلقی ببَری
دیدهئی را که به دیدار ِ تو دل مینرود،
هیچ علّت نتوان گفت به جز بیبصری
گفتم از دست ِ غمات سر به جهان در بنهم؛
نتوانم! که به هر جا بروم در نظری
به فلک میرود آه ِ سحَر از سینهیِ ما
تو همی برنکُنی دیده زِ خواب ِ سحری
خفتگان را خبر از محنت ِ بیداران نیست
تا غمات پیش نیاید غم ِ مردم نخوری
هر چه در وصف ِ تو گویند به نیکویی هست
عیبات آن است که هر روز به طبعی دگری
گر تو از پرده برون آیی و رخ بنمایی،
پرده بر کار ِ همه پردهنشینان بدَری
عذر ِ سعدی ننهد هر که تو را نشناسد
حال ِ دیوانه نداند که ندیدهست پری
0545
@Setiq
#غزل شمارهی 545 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
بخت ِ آیینه ندارم که در او مینگری!
خاک ِ بازار نیَرزم که بر او میگذری
من چنان عاشق ِ رویات که زِ خود بیخبر ام
تو چنان فتنهیِ خویشی که زِ ما بیخبری
به چه ماننده کُنَم در همه آفاق تو را؟
کآنچه در وهم ِ من آید، تو از آن خوبتری
برقع از پیش ِ چنین روی نشاید برداشت
که به هر گوشهیِ چشمی دل ِ خَلقی ببَری
دیدهئی را که به دیدار ِ تو دل مینرود،
هیچ علّت نتوان گفت به جز بیبصری
گفتم از دست ِ غمات سر به جهان در بنهم؛
نتوانم! که به هر جا بروم در نظری
به فلک میرود آه ِ سحَر از سینهیِ ما
تو همی برنکُنی دیده زِ خواب ِ سحری
خفتگان را خبر از محنت ِ بیداران نیست
تا غمات پیش نیاید غم ِ مردم نخوری
هر چه در وصف ِ تو گویند به نیکویی هست
عیبات آن است که هر روز به طبعی دگری
گر تو از پرده برون آیی و رخ بنمایی،
پرده بر کار ِ همه پردهنشینان بدَری
عذر ِ سعدی ننهد هر که تو را نشناسد
حال ِ دیوانه نداند که ندیدهست پری
0545
@Setiq
❤6👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آرام آرام دارم برنامههای ویدیوئی ِ واکاوی ِ غزلهای حافظ را درست میکنم. حافظ ِ شاعر، شرح ِ سطر به سطر ِ غزلهای حافظ.
این ده ویدیو که روخوانی ِ غزلها را جدا کردهام، هر کدام بخشی از یک برنامهی بلند است که در آن در بارهی هر غزل صحبت کردهام.
سخت بود ولی کم کم خو گرفتهام با یکجا نشستن و یکریز حرف زدن با لباسی که کمی گرم است برای این فصل، بهویژه رو به رویِ دو پروژکتور با نور ِ گرم ِ تیز که مدام میتابد.
ویدیوها را بهزودی پخش میکنم در کانال ِ یوتیوب ِ خودم:
http://YouTube.com/c/SoheilGhassemi
و کانال ِ آپارات ِ خودم:
http://Aparat.com/soheilg
دوست دارم این کانالها را دنبال کنید و برنامههای من را ببینید و اگر دیدید خوب است و به درد میخورد، لینک ِ آن را برای دوستانتان هم بفرستید!
تلاش کردهام طوری بگویم که دلچسب باشد و دربرگیرندهی سلیقه و علاقهی بخش ِ زیادی از دوستداران ِ حافظ ِ شاعر.
که هر کسی به فراخور، چیزی در آن بیابد که ته ِ برنامه نگوید وقتام را هدر کردم!
و تلاش میکنم بیشتر از رویِ یادداشتهایِ خودم بگویم که چارچوبی هم داشته باشد!
بهیادگار بمانَد 😍
با احترام
سهیل قاسمی
@Setiq
این ده ویدیو که روخوانی ِ غزلها را جدا کردهام، هر کدام بخشی از یک برنامهی بلند است که در آن در بارهی هر غزل صحبت کردهام.
سخت بود ولی کم کم خو گرفتهام با یکجا نشستن و یکریز حرف زدن با لباسی که کمی گرم است برای این فصل، بهویژه رو به رویِ دو پروژکتور با نور ِ گرم ِ تیز که مدام میتابد.
ویدیوها را بهزودی پخش میکنم در کانال ِ یوتیوب ِ خودم:
http://YouTube.com/c/SoheilGhassemi
و کانال ِ آپارات ِ خودم:
http://Aparat.com/soheilg
دوست دارم این کانالها را دنبال کنید و برنامههای من را ببینید و اگر دیدید خوب است و به درد میخورد، لینک ِ آن را برای دوستانتان هم بفرستید!
تلاش کردهام طوری بگویم که دلچسب باشد و دربرگیرندهی سلیقه و علاقهی بخش ِ زیادی از دوستداران ِ حافظ ِ شاعر.
که هر کسی به فراخور، چیزی در آن بیابد که ته ِ برنامه نگوید وقتام را هدر کردم!
و تلاش میکنم بیشتر از رویِ یادداشتهایِ خودم بگویم که چارچوبی هم داشته باشد!
بهیادگار بمانَد 😍
با احترام
سهیل قاسمی
@Setiq
👏15❤7👍3🔥1🙏1😍1
جور بر من میپسندد دلبری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 546 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
جور بر من میپسندد دلبری
زور با من میکُنَد زورآوری
بار ِ خصمی میکشم کاز جور ِ او
مینشاید رفت پیش ِ داوری
عقل، بیچاره ست در زندان ِ عشق
چون مسلمانی به دست ِ کافری
بارها گفتم بگریَم پیش ِ خَلق
تا مگر بر من ببخشد خاطری
باز گویم پادشاهی را چه غم
گر به خیلاش در، بمیرد چاکری
ای که صبر از من طمع داری و هوش
بار ِ سنگین مینهی بر لاغری
ز آنچه در پایِ عزیزان افکنند،
ما سَری داریم اگر داری سَری
چشم ِ عادتکرده با دیدار ِ دوست،
حیف باشد بعد از او بر دیگری
در سراپایِ تو حیران ماندهام
در نمیباید به حُسنات زیوری
این سخن، سعدی تواند گفت و بس
هر گدایی را نباشد جوهری
0546
@Setiq
#غزل شمارهی 546 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
جور بر من میپسندد دلبری
زور با من میکُنَد زورآوری
بار ِ خصمی میکشم کاز جور ِ او
مینشاید رفت پیش ِ داوری
عقل، بیچاره ست در زندان ِ عشق
چون مسلمانی به دست ِ کافری
بارها گفتم بگریَم پیش ِ خَلق
تا مگر بر من ببخشد خاطری
باز گویم پادشاهی را چه غم
گر به خیلاش در، بمیرد چاکری
ای که صبر از من طمع داری و هوش
بار ِ سنگین مینهی بر لاغری
ز آنچه در پایِ عزیزان افکنند،
ما سَری داریم اگر داری سَری
چشم ِ عادتکرده با دیدار ِ دوست،
حیف باشد بعد از او بر دیگری
در سراپایِ تو حیران ماندهام
در نمیباید به حُسنات زیوری
این سخن، سعدی تواند گفت و بس
هر گدایی را نباشد جوهری
0546
@Setiq
❤6👏1🙏1
خانه صاحب نظران میبری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 547 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
خانهیِ صاحبنظران میبَری
پردهیِ پرهیزکُنان میدَری
گر تو پریچهره نپوشی نقاب،
توبهیِ صوفی به زیان آوری
این چه وجود است نمیدانمات
آدمیای یا ملَکی یا پَری
گر همه سرمایه زیان میکُنَد،
سود بوَد دیدن ِ آن مشتری
نسخهیِ این روی به نقاش بَر
تا بکُنَد توبه زِ صورتگری
با تَتَر ت حاجت ِ شمشیر نیست
حمله همیآری و دل میبَری
گر تو در آیینه تأمّل کُنی
صورت ِ خود، باز به ما ننگری
خسرو اگر عهد ِ تو دریافتی،
دل به تو دادی؛ که تو شیرینتری
گر دَری از خلق ببندم به روی،
بر تو نبندم که بهخاطر دری
سعدی اگر کُشته شود در فراق
زنده شود چون به سر ش بگذری
0547
@Setiq
#غزل شمارهی 547 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
خانهیِ صاحبنظران میبَری
پردهیِ پرهیزکُنان میدَری
گر تو پریچهره نپوشی نقاب،
توبهیِ صوفی به زیان آوری
این چه وجود است نمیدانمات
آدمیای یا ملَکی یا پَری
گر همه سرمایه زیان میکُنَد،
سود بوَد دیدن ِ آن مشتری
نسخهیِ این روی به نقاش بَر
تا بکُنَد توبه زِ صورتگری
با تَتَر ت حاجت ِ شمشیر نیست
حمله همیآری و دل میبَری
گر تو در آیینه تأمّل کُنی
صورت ِ خود، باز به ما ننگری
خسرو اگر عهد ِ تو دریافتی،
دل به تو دادی؛ که تو شیرینتری
گر دَری از خلق ببندم به روی،
بر تو نبندم که بهخاطر دری
سعدی اگر کُشته شود در فراق
زنده شود چون به سر ش بگذری
0547
@Setiq
👏7❤1👍1🙏1😴1
دانی چه گفت مرا آن بلبل سحری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 548 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
دانی چه گفت مرا آن بلبل ِ سحَری؟
- تو خود چه آدمیای کاز عشق بیخبری
اُشتر به شعر ِ عرب در حالت است و طرب
گر ذوق نیست تو را، کژطبع جانوری!
من هرگز از تو نظر با خویشتن نکُنم
بیننده تن ندهد هرگز به بی بصری
از بس که در نظر م خوب آمدی صنما،
هر جا که مینگرم گویی که در نظری
دیگر نگَه نکُنم بالایِ سرو ِ چمن
دیگر صفت نکُنم رفتار ِ کَبک ِ دَری
کبک اینچنین نرود؛ سرو اینچنین نچمد
طاووس را نرسد پیش ِ تو جلوهگری
هر گه که میگذری، من در تو مینگرم
کاز حُسن ِ قامت ِ خود، با کس نمینگری
از بس که فتنه شوم بر رفتنات نه عجب
بر خویشتن تو زِ ما صد بار فتنهتری
باری به حُکم ِ کَرَم بر حال ِ ما بنگر
کافتد که بار ِ دگر بر خاک ِ ما گذری
سعدی به جور و جفا مِهر از تو برنکَنَد
من خاک ِ پایِ تو ام و ر خون ِ من بخوری
0548
@Setiq
#غزل شمارهی 548 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
دانی چه گفت مرا آن بلبل ِ سحَری؟
- تو خود چه آدمیای کاز عشق بیخبری
اُشتر به شعر ِ عرب در حالت است و طرب
گر ذوق نیست تو را، کژطبع جانوری!
من هرگز از تو نظر با خویشتن نکُنم
بیننده تن ندهد هرگز به بی بصری
از بس که در نظر م خوب آمدی صنما،
هر جا که مینگرم گویی که در نظری
دیگر نگَه نکُنم بالایِ سرو ِ چمن
دیگر صفت نکُنم رفتار ِ کَبک ِ دَری
کبک اینچنین نرود؛ سرو اینچنین نچمد
طاووس را نرسد پیش ِ تو جلوهگری
هر گه که میگذری، من در تو مینگرم
کاز حُسن ِ قامت ِ خود، با کس نمینگری
از بس که فتنه شوم بر رفتنات نه عجب
بر خویشتن تو زِ ما صد بار فتنهتری
باری به حُکم ِ کَرَم بر حال ِ ما بنگر
کافتد که بار ِ دگر بر خاک ِ ما گذری
سعدی به جور و جفا مِهر از تو برنکَنَد
من خاک ِ پایِ تو ام و ر خون ِ من بخوری
0548
@Setiq
👍5❤3
دانمت آستین چرا پیش جمال میبری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 549 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
دانمات آستین چرا پیش ِ جمال میبَری!
رسم بوَد کاز آدمی روی نهان کُنَد پَری
معتقدان و دوستان از چپ و راست منتظر
کبر رها نمیکُنَد کاز پس و پیش بنگری
آمدمات که بنگرم، باز نظر به خود کُنم؛
سیر نمیشود نظر بس که لطیفمنظری
غایت ِ کام و دولت است آن که به خدمتات رسید
بنده میان ِ بندگان بسته میان بهچاکري
روی به خاک مینهم گر تو هلاک میکُنی
دست به بند میدهم گر تو اسیر میبری
هر چه کُنی تو، برحقی! حاکم و دست ِ مطلقی!
پیش ِ که داوري بَرند از تو که خصم و داوری
بنده اگر به سَر روَد در طلبات کجا رسد
گر نرسد عنایتی در حق ِ بنده آنسَری
گفتم اگر نبینمات، مِهر فرامُشام شود
میروی و مقابلی؛ غایب و در تصوّری
جان بدهند و در زمان زنده شوند عاشقان
گر بکُشی و بعد از آن بر سَر ِ کُشته بگذری
سعدی اگر هلاک شد، عمر ِ تو باد و دوستان!
مُلک ِ یمین ِ خویش را گر بکُشی، چه غم خوری
0549
@Setiq
#غزل شمارهی 549 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
دانمات آستین چرا پیش ِ جمال میبَری!
رسم بوَد کاز آدمی روی نهان کُنَد پَری
معتقدان و دوستان از چپ و راست منتظر
کبر رها نمیکُنَد کاز پس و پیش بنگری
آمدمات که بنگرم، باز نظر به خود کُنم؛
سیر نمیشود نظر بس که لطیفمنظری
غایت ِ کام و دولت است آن که به خدمتات رسید
بنده میان ِ بندگان بسته میان بهچاکري
روی به خاک مینهم گر تو هلاک میکُنی
دست به بند میدهم گر تو اسیر میبری
هر چه کُنی تو، برحقی! حاکم و دست ِ مطلقی!
پیش ِ که داوري بَرند از تو که خصم و داوری
بنده اگر به سَر روَد در طلبات کجا رسد
گر نرسد عنایتی در حق ِ بنده آنسَری
گفتم اگر نبینمات، مِهر فرامُشام شود
میروی و مقابلی؛ غایب و در تصوّری
جان بدهند و در زمان زنده شوند عاشقان
گر بکُشی و بعد از آن بر سَر ِ کُشته بگذری
سعدی اگر هلاک شد، عمر ِ تو باد و دوستان!
مُلک ِ یمین ِ خویش را گر بکُشی، چه غم خوری
0549
@Setiq
👍4❤2❤🔥1
دیدم امروز بر زمین قمری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 550 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
دیدم امروز بر زمین قمَری
همچو سروی روان به رهگذری
گوییا بر من از بهشت ِ خدای
باز کردند بامداد دَری
من ندیدم بهراستی همهعُمر
گر تو دیدی به سرو بَر، قمری
یا شنیدی که در وجود آمد
آفتابی زِ مادر و پدری
گفتم از وی نظر بپوشانم
تا نیفتم به دیده در خطری
چاره صبر است و احتمال ِ فراق
چون کفایت نمیکُنَد نظری
میخرامید و زیر ِ لب میگفت:
«عاقل از فتنه میکُنَد حذری!
سعدیا! پیش ِ تیر ِ غمزهیِ ما
بهْ زِ تقوا بباید ت سپری»
0550
@Setiq
#غزل شمارهی 550 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
دیدم امروز بر زمین قمَری
همچو سروی روان به رهگذری
گوییا بر من از بهشت ِ خدای
باز کردند بامداد دَری
من ندیدم بهراستی همهعُمر
گر تو دیدی به سرو بَر، قمری
یا شنیدی که در وجود آمد
آفتابی زِ مادر و پدری
گفتم از وی نظر بپوشانم
تا نیفتم به دیده در خطری
چاره صبر است و احتمال ِ فراق
چون کفایت نمیکُنَد نظری
میخرامید و زیر ِ لب میگفت:
«عاقل از فتنه میکُنَد حذری!
سعدیا! پیش ِ تیر ِ غمزهیِ ما
بهْ زِ تقوا بباید ت سپری»
0550
@Setiq
❤5🔥2🙏2😇2👍1👏1
مجموعه کامل رباعیات خیام
بر اساس کتاب ترانههای خیام - صادق هدایت
در برنامه نشست زنده در اینستاگرام پشت میکروفون نشستم و پشت سر هم، همه را خواندم. شب هم ویرایش کردم و موزیکی هم زیر آن گذاشتم.
تجربهی جالبی بود. نمیدانم کیفیت کار راضی کننده هست یا نه. اما سرعت انجام کار جالب بود.
در یوتیوب ببینید:
https://youtu.be/c8fYasga2nU
از آپارات هم میتوانید ببینید و هم با کیفیت دلخواه دانلود کنید:
https://www.aparat.com/v/RWi6r
سهیل قاسمی
#خیام
@Setiq
بر اساس کتاب ترانههای خیام - صادق هدایت
در برنامه نشست زنده در اینستاگرام پشت میکروفون نشستم و پشت سر هم، همه را خواندم. شب هم ویرایش کردم و موزیکی هم زیر آن گذاشتم.
تجربهی جالبی بود. نمیدانم کیفیت کار راضی کننده هست یا نه. اما سرعت انجام کار جالب بود.
در یوتیوب ببینید:
https://youtu.be/c8fYasga2nU
از آپارات هم میتوانید ببینید و هم با کیفیت دلخواه دانلود کنید:
https://www.aparat.com/v/RWi6r
سهیل قاسمی
#خیام
@Setiq
YouTube
ترانههای خیام
ترانههای خیامرباعیات خیام #خیام سهیل قاسمی
❤3👍3🥰2❤🔥1
رفتی و همچنان به خیال من اندری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 551 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
رفتی و همچنان به خیال ِ من اندری
گویی که در برابر ِ چشمام مصوَّری
فکر م به منتهایِ جمالات نمیرسد
کاز هر چه در خیال ِ من آمد نکوتری
مَه بر زمین نرَفت و پَری دیده برنداشت
تا ظن بَرم که رویِ تو ماه است یا پَری
تو خود فرشته ای؛ نه از این گِل سرشته ای
گر خلق از آب و خاک، تو از مشک و عنبری
ما را شکایتی زِ تو گر هست، هم به تو ست
کاز تو به دیگران نتوان بُرد داوري
با دوست کُنج ِ فقر بهشت است و بوستان
بی دوست خاک بر سر ِ جاه و توانگري
تا دوست در کنار نباشد به کام ِ دل
از هیچ نعمتی نتوانی که برخوری
گر چشم در سَر ت کنم از گریه، باک نیست
زیرا که تو عزیزتر از چشم در سری
چندان که جهد بود، دویدیم در طلب
کوشش چه سود چون نکُنَد بخت یاوري
سعدی! به وصل ِ دوست چو دستات نمیرسد،
باری به یاد ِ دوست زمانی به سَر بری
0551
@Setiq
#غزل شمارهی 551 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
رفتی و همچنان به خیال ِ من اندری
گویی که در برابر ِ چشمام مصوَّری
فکر م به منتهایِ جمالات نمیرسد
کاز هر چه در خیال ِ من آمد نکوتری
مَه بر زمین نرَفت و پَری دیده برنداشت
تا ظن بَرم که رویِ تو ماه است یا پَری
تو خود فرشته ای؛ نه از این گِل سرشته ای
گر خلق از آب و خاک، تو از مشک و عنبری
ما را شکایتی زِ تو گر هست، هم به تو ست
کاز تو به دیگران نتوان بُرد داوري
با دوست کُنج ِ فقر بهشت است و بوستان
بی دوست خاک بر سر ِ جاه و توانگري
تا دوست در کنار نباشد به کام ِ دل
از هیچ نعمتی نتوانی که برخوری
گر چشم در سَر ت کنم از گریه، باک نیست
زیرا که تو عزیزتر از چشم در سری
چندان که جهد بود، دویدیم در طلب
کوشش چه سود چون نکُنَد بخت یاوري
سعدی! به وصل ِ دوست چو دستات نمیرسد،
باری به یاد ِ دوست زمانی به سَر بری
0551
@Setiq
❤6❤🔥2
روی گشاده ای صنم طاقت خلق میبری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 552 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
رویگشاده ای صنم! طاقت ِ خلق میبَری،
چون پس ِ پرده میروی، پردهیِ صبر میدَری
حور ِ بهشت خوانمات؟ ماه ِ تمام گویمات؟
کآدمیئی ندیدهام چون تو پری به دلبری
آینه را تو دادهای پرتو ِ رویِ خویشتن
و ر نه چه زَهره داشتی در نظر ت برابري
نسخهیِ چشم و ابرو یت پیش ِ نگارگر برم
گویماش: اینچنین بکُن صورت ِ قوس و مشتری!
چون تو درخت ِ دلنشان؛ تازهبهار و گلفشان،
حیف بوَد که سایهئی بر سر ِ ما نگستری
دیده به رویِ هر کسی بر نکُنم زِ مِهر ِ تو
دَر زِ عوام بسته بهْ چون تو بهخانهاندری
من نه مخیَّر ام که چشم از تو به خویشتن کُنم
گر تو نظر به ما کُنی و ر نکُنی مخیّری
پند ِ حکیم بیش از این در من اثر نمیکُنَد
کی ست که برکُنَد یکی زمزمهیِ قلندری
عشق و دوام ِ عافیت مختلف اند سعدیا!
هر که سفر نمیکُنَد، دل ندهد به لشکری
0552
@Setiq
#غزل شمارهی 552 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
رویگشاده ای صنم! طاقت ِ خلق میبَری،
چون پس ِ پرده میروی، پردهیِ صبر میدَری
حور ِ بهشت خوانمات؟ ماه ِ تمام گویمات؟
کآدمیئی ندیدهام چون تو پری به دلبری
آینه را تو دادهای پرتو ِ رویِ خویشتن
و ر نه چه زَهره داشتی در نظر ت برابري
نسخهیِ چشم و ابرو یت پیش ِ نگارگر برم
گویماش: اینچنین بکُن صورت ِ قوس و مشتری!
چون تو درخت ِ دلنشان؛ تازهبهار و گلفشان،
حیف بوَد که سایهئی بر سر ِ ما نگستری
دیده به رویِ هر کسی بر نکُنم زِ مِهر ِ تو
دَر زِ عوام بسته بهْ چون تو بهخانهاندری
من نه مخیَّر ام که چشم از تو به خویشتن کُنم
گر تو نظر به ما کُنی و ر نکُنی مخیّری
پند ِ حکیم بیش از این در من اثر نمیکُنَد
کی ست که برکُنَد یکی زمزمهیِ قلندری
عشق و دوام ِ عافیت مختلف اند سعدیا!
هر که سفر نمیکُنَد، دل ندهد به لشکری
0552
@Setiq
❤10🔥1👌1
سرو بستانی تو یا مه یا پری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 553 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
سرو ِ بُستانی تو؟ یا مَه؟ یا پَری؟
یا ملَک؟ یا دفتر ِ صورتگری؟
رفتنی داری و سِحری میکُنی
کاندر آن عاجز بمانَد سامری
هر که یکبار ش گذشتی در نظر،
در دلاش صد بار دیگر بگذری
میروی و اندر پیات دل میرود
باز میآیی و جان میپروری
گر تو شاهد با میان آیی چو شمع،
مبلغی پروانهها گِرد آوری
چند خواهی روی پنهان داشتن؟
پرده میپوشی و بر ما میدَری
روزی آخر در میان ِ مردم آی!
تا ببیند هر که میبیند پَری
آفتاب از منظر افتد در رواق
چون تو را بیند بدین خوشمنظری
جان و خاطر با تو دارم روز و شب
نقش بر دل، نام بر انگشتری
سعدی از گرمی بخواهد سوختن
بس که تو شیریني از حد میبَری
0553
@Setiq
#غزل شمارهی 553 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
سرو ِ بُستانی تو؟ یا مَه؟ یا پَری؟
یا ملَک؟ یا دفتر ِ صورتگری؟
رفتنی داری و سِحری میکُنی
کاندر آن عاجز بمانَد سامری
هر که یکبار ش گذشتی در نظر،
در دلاش صد بار دیگر بگذری
میروی و اندر پیات دل میرود
باز میآیی و جان میپروری
گر تو شاهد با میان آیی چو شمع،
مبلغی پروانهها گِرد آوری
چند خواهی روی پنهان داشتن؟
پرده میپوشی و بر ما میدَری
روزی آخر در میان ِ مردم آی!
تا ببیند هر که میبیند پَری
آفتاب از منظر افتد در رواق
چون تو را بیند بدین خوشمنظری
جان و خاطر با تو دارم روز و شب
نقش بر دل، نام بر انگشتری
سعدی از گرمی بخواهد سوختن
بس که تو شیریني از حد میبَری
0553
@Setiq
👏4❤1🕊1