ستیغ
2.78K subscribers
262 photos
704 videos
10 files
819 links
Download Telegram
در باره‌ی مغ‌بچه در شعر ِ حافظ

جدا از بحث ِ جنسیت ِ معشوق در شعر ِ حافظ
مغبچه و خصوصیات ِ او را در غزل‌های او بررسی کردم.

اگر دوست داشتید و اگر زحمتی نیست، کانال آپارات ِ من را هم دنبال کنید (مشترک شوید)

کانال آپارات سهیل قاسمی

که اگر دنبال‌کننده بیشتر شود، برنامه‌های واکاوی و شرح ِ سطر به سطر ِ غزل‌های حافظ (مجموعه برنامه‌های ویدیویی ِ حافظ ِ شاعر) را آن‌جا هم منتشر خواهم کرد.

با احترام
سهیل قاسمی

https://www.aparat.com/v/wCEs7


#حافظ #هرروزباحافظ #شعر #عشق #حافظ_خوانی #شعرخوانی #دکلمه #یار #متن #عاشقانه #کتاب #ستیغ #سهیل_قاسمی #ادبیات #فارسی #غزل #پارسی #واکاوی #شرح #ناب #شعر_ناب #ادبیات_فارسی #شاعرانه
❤6👍1
بخت آیینه ندارم که در او می‌نگری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 545 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

بخت ِ آیینه ندارم که در او می‌نگری!
خاک ِ بازار نیَرزم که بر او می‌گذری

من چنان عاشق ِ روی‌ات که زِ خود بی‌خبر ام
تو چنان فتنه‌یِ  خویشی که زِ ما بی‌خبری

به چه ماننده کُنَم در همه آفاق تو را؟
ک‌آن‌چه در وهم ِ من آید، تو از آن خوب‌تری

برقع از پیش ِ چنین روی نشاید برداشت
که به هر گوشه‌یِ چشمی دل ِ خَلقی ببَری

دیده‌ئی را که به دیدار ِ تو دل می‌نرود،
هیچ علّت نتوان گفت به جز بی‌بصری

گفتم از دست ِ غم‌ات سر به جهان در بنهم؛
نتوانم! که به هر جا بروم در نظری

به فلک می‌رود آه ِ سحَر از سینه‌یِ ما
تو همی برنکُنی دیده زِ خواب ِ سحری

خفتگان را خبر از محنت ِ بیداران نیست
تا غم‌ات پیش نیاید غم ِ مردم نخوری

هر چه در وصف ِ تو گویند به نیکویی هست
عیب‌ات آن است که هر روز به طبعی دگری

گر تو از پرده برون آیی و رخ بنمایی،
پرده بر کار ِ همه پرده‌نشینان بدَری

عذر ِ سعدی ننهد هر که تو را نشناسد
حال ِ دیوانه نداند که ندیده‌ست پری

0545

@Setiq
❤6👍3
آرام آرام دارم برنامه‌های ویدیوئی ِ واکاوی ِ غزل‌های حافظ را درست می‌کنم. حافظ ِ شاعر، شرح ِ سطر به سطر ِ غزل‌های حافظ.
این ده ویدیو که روخوانی ِ غزل‌ها را جدا کرده‌ام، هر کدام بخشی از یک برنامه‌ی بلند است که در آن در باره‌ی هر غزل صحبت کرده‌ام.
سخت بود ولی کم کم خو گرفته‌ام با یک‌جا نشستن و یک‌ریز حرف زدن با لباسی که کمی گرم است برای این فصل، به‌ویژه رو به رویِ دو پروژکتور با نور ِ گرم ِ تیز که مدام می‌تابد.

ویدیوها را به‌زودی پخش می‌کنم در کانال ِ یوتیوب ِ خودم:
http://YouTube.com/c/SoheilGhassemi

و کانال ِ آپارات ِ خودم:
http://Aparat.com/soheilg

دوست دارم این کانال‌ها را دنبال کنید و برنامه‌های من را ببینید و اگر دیدید خوب است و به درد می‌خورد، لینک ِ آن را برای دوستان‌تان هم بفرستید!

تلاش کرده‌ام طوری بگویم که دل‌چسب باشد و دربرگیرنده‌ی سلیقه و علاقه‌ی بخش ِ زیادی از دوست‌داران ِ حافظ ِ شاعر.
که هر کسی به فراخور، چیزی در آن بیابد که ته ِ برنامه نگوید وقت‌ام را هدر کردم!
و تلاش می‌کنم بیش‌تر از رویِ یادداشت‌هایِ خودم بگویم که چارچوبی هم داشته باشد!

به‌یادگار بمانَد 😍

با احترام
سهیل قاسمی
@Setiq
👏15❤7👍3🔥1🙏1😍1
جور بر من می‌پسندد دلبری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 546 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

جور بر من می‌پسندد دلبری
زور با من می‌کُنَد زورآوری

بار ِ خصمی می‌کشم ک‌از جور ِ او
می‌نشاید رفت پیش ِ داوری

عقل، بی‌چاره ست در زندان ِ عشق
چون مسلمانی به دست ِ کافری

بارها گفتم بگریَم پیش ِ خَلق
تا مگر بر من ببخشد خاطری

باز گویم پادشاهی را چه غم
گر به خیل‌اش در، بمیرد چاکری

ای که صبر از من طمع داری و هوش
بار ِ سنگین می‌نهی بر لاغری

ز آن‌چه در پایِ عزیزان افکنند،
ما سَری داریم اگر داری سَری

چشم ِ عادت‌کرده با دیدار ِ دوست،
حیف باشد بعد از او بر دیگری

در سراپایِ تو حیران مانده‌ام
در نمی‌باید به حُسن‌ات زیوری

این سخن، سعدی تواند گفت و بس
هر گدایی را نباشد جوهری

0546

@Setiq
❤6👏1🙏1
خانه صاحب نظران می‌بری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 547 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

خانه‌یِ صاحب‌نظران می‌بَری
پرده‌یِ پرهیزکُنان می‌دَری

گر تو پری‌چهره نپوشی نقاب،
توبه‌یِ صوفی به زیان آوری

این چه وجود است نمی‌دانم‌ات
آدمی‌ای یا ملَکی یا پَری

گر همه سرمایه زیان می‌کُنَد،
سود بوَد دیدن ِ آن مشتری

نسخه‌یِ این روی به نقاش بَر
تا بکُنَد توبه زِ صورت‌گری

با تَتَر ت حاجت ِ شمشیر نیست
حمله همی‌آری و دل می‌بَری

گر تو در آیینه تأمّل کُنی
صورت ِ خود، باز به ما ننگری

خسرو اگر عهد ِ تو دریافتی،
دل به تو دادی؛ که تو شیرین‌تری

گر دَری از خلق ببندم به روی،
بر تو نبندم که به‌خاطر دری

سعدی اگر کُشته شود در فراق
زنده شود چون به سر ش بگذری

0547

@Setiq
👏7❤1👍1🙏1😴1
دانی چه گفت مرا آن بلبل سحری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 548 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

دانی چه گفت مرا آن بلبل ِ سحَری؟
- تو خود چه آدمی‌‌ای ک‌از عشق بی‌خبری

اُشتر به شعر ِ عرب در حالت است و طرب
گر ذوق نیست تو را، کژطبع جانوری!

من هرگز از تو نظر با خویشتن نکُنم
بیننده تن ندهد هرگز به بی بصری

از بس که در نظر م خوب آمدی صنما،
هر جا که می‌نگرم گویی که در نظری

دیگر نگَه نکُنم بالایِ سرو ِ چمن
دیگر صفت نکُنم رفتار ِ کَبک ِ دَری

کبک این‌چنین نرود؛ سرو این‌چنین نچمد
طاووس را نرسد پیش ِ تو جلوه‌گری

هر گه که می‌گذری، من در تو می‌نگرم
ک‌از حُسن ِ قامت ِ خود، با کس نمی‌نگری

از بس که فتنه شوم بر رفتن‌ات نه عجب
بر خویشتن تو زِ ما صد بار فتنه‌تری

باری به حُکم ِ کَرَم بر حال ِ ما بنگر
ک‌افتد که بار ِ دگر بر خاک ِ ما گذری

سعدی به جور و جفا مِهر از تو برنکَنَد
من خاک ِ پایِ تو ام و ر خون ِ من بخوری

0548

@Setiq
👍5❤3
دانمت آستین چرا پیش جمال می‌بری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 549 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

دانم‌ات آستین چرا پیش ِ جمال می‌بَری!
رسم بوَد ک‌از آدمی روی نهان کُنَد پَری

معتقدان و دوستان از چپ و راست منتظر
کبر رها نمی‌کُنَد ک‌از پس و پیش بنگری

آمدم‌ات که بنگرم، باز نظر به خود کُنم؛
سیر نمی‌شود نظر بس که لطیف‌منظری

غایت ِ کام و دولت است آن که به خدمت‌ات رسید
بنده میان ِ بندگان بسته میان به‌چاکري

روی به خاک می‌نهم گر تو هلاک می‌کُنی
دست به بند می‌دهم گر تو اسیر می‌بری

هر چه کُنی تو، برحقی! حاکم و دست ِ مطلقی!
پیش ِ که داوري بَرند از تو که خصم و داوری

بنده اگر به سَر روَد در طلب‌ات کجا رسد
گر نرسد عنایتی در حق ِ بنده آن‌سَری

گفتم اگر نبینم‌ات، مِهر فرامُش‌ام شود
می‌روی و مقابلی؛ غایب و در تصوّری

جان بدهند و در زمان زنده شوند عاشقان
گر بکُشی و بعد از آن بر سَر ِ کُشته بگذری

سعدی اگر هلاک شد، عمر ِ تو باد و دوستان!
مُلک ِ یمین ِ خویش را گر بکُشی، چه غم خوری

0549

@Setiq
👍4❤2❤‍🔥1
دیدم امروز بر زمین قمری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 550 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

دیدم امروز بر زمین قمَری
هم‌چو سروی روان به رهگذری

گوییا بر من از بهشت ِ خدای
باز کردند بامداد دَری

من ندیدم به‌راستی همه‌عُمر
گر تو دیدی به سرو بَر، قمری

یا شنیدی که در وجود آمد
آفتابی زِ مادر و پدری

گفتم از وی نظر بپوشانم
تا نیفتم به دیده در خطری

چاره صبر است و احتمال ِ فراق
چون کفایت نمی‌کُنَد نظری

می‌خرامید و زیر ِ لب می‌گفت:
«عاقل از فتنه می‌کُنَد حذری!

سعدیا! پیش ِ تیر ِ غمزه‌یِ ما
بهْ زِ تقوا بباید ت سپری»

0550

@Setiq
❤5🔥2🙏2😇2👍1👏1
ستیغ pinned a video
مجموعه کامل رباعیات خیام
بر اساس کتاب ترانه‌های خیام - صادق هدایت

در برنامه نشست زنده در اینستاگرام پشت میکروفون نشستم و پشت سر هم، همه را خواندم. شب هم ویرایش کردم و موزیکی هم زیر آن گذاشتم.
تجربه‌ی جالبی بود. نمی‌دانم کیفیت کار راضی کننده هست یا نه. اما سرعت انجام کار جالب بود.
در یوتیوب ببینید:
https://youtu.be/c8fYasga2nU

از آپارات هم می‌توانید ببینید و هم با کیفیت دل‌خواه دانلود کنید:
https://www.aparat.com/v/RWi6r

سهیل قاسمی

#خیام

@Setiq
❤3👍3🥰2❤‍🔥1
رفتی و همچنان به خیال من اندری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 551 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

رفتی و هم‌چنان به خیال ِ من اندری
گویی که در برابر ِ چشم‌ام مصوَّری

فکر م به منتهایِ جمال‌ات نمی‌رسد
ک‌از هر چه در خیال ِ من آمد نکوتری

مَه بر زمین نرَفت و پَری دیده برنداشت
تا ظن بَرم که رویِ تو ماه است یا پَری

تو خود فرشته ای؛ نه از این گِل سرشته ای
گر خلق از آب و خاک، تو از مشک و عنبری

ما را شکایتی زِ تو گر هست، هم به تو ست
ک‌از تو به دیگران نتوان بُرد داوري

با دوست کُنج ِ فقر بهشت است و بوستان
بی دوست خاک بر سر ِ جاه و توان‌گري

تا دوست در کنار نباشد به کام ِ دل
از هیچ نعمتی نتوانی که برخوری

گر چشم در سَر ت کنم از گریه، باک نیست
زیرا که تو عزیزتر از چشم در سری

چندان که جهد بود، دویدیم در طلب
کوشش چه سود چون نکُنَد بخت یاوري

سعدی! به وصل ِ دوست چو دست‌ات نمی‌رسد،
باری به یاد ِ دوست زمانی به سَر بری

0551

@Setiq
❤6❤‍🔥2
روی گشاده ای صنم طاقت خلق می‌بری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 552 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

روی‌گشاده ای صنم! طاقت ِ خلق می‌بَری،
چون پس ِ پرده می‌روی، پرده‌یِ صبر می‌دَری

حور ِ بهشت خوانم‌ات؟ ماه ِ تمام گویم‌ات؟
ک‌آدمی‌ئی ندیده‌ام چون تو پری به دلبری

آینه را تو داده‌ای پرتو ِ رویِ خویشتن
و ر نه چه زَهره داشتی در نظر ت برابري

نسخه‌یِ چشم و ابرو یت پیش ِ نگارگر برم
گویم‌اش: این‌چنین بکُن صورت ِ قوس و مشتری!

چون تو درخت ِ دل‌نشان؛ تازه‌بهار و گل‌فشان،
حیف بوَد که سایه‌ئی بر سر ِ ما نگستری

دیده به رویِ هر کسی بر نکُنم زِ مِهر ِ تو
دَر زِ عوام بسته بهْ چون تو به‌خانه‌اندری

من نه مخیَّر ام که چشم از تو به خویشتن کُنم
گر تو نظر به ما کُنی و ر نکُنی مخیّری

پند ِ حکیم بیش از این در من اثر نمی‌کُنَد
کی ست که برکُنَد یکی زمزمه‌یِ قلندری

عشق و دوام ِ عافیت مختلف اند سعدیا!
هر که سفر نمی‌کُنَد، دل ندهد به لشکری

0552

@Setiq
❤10🔥1👌1