ستیغ
2.78K subscribers
262 photos
704 videos
10 files
819 links
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بررسی سبک سعدی در ترجیع‌بند
با تکیه بر انواع ایهام‌های او

نشست زنده اینستاگرامی
دکتر یحیا عطایی
عزیزی کوتنایی
سهیل قاسمی

آدینه، سی و یکم فروردین ۱۴۰۳
ساعت شانزده به وقت ایران


#سعدی

@Setiq

آپارات | یوتیوب | اینستاگرام

#سعدی #ترجیع_بند #شعر #عشق #ترجیع_بند_سعدی #سعدی_خوانی #شعرخوانی #دکلمه #یار #متن #عاشقانه #کتاب #ستیغ #سهیل_قاسمی #ادبیات #فارسی #غزل #پارسی #واکاوی #شرح #ناب #شعر_ناب #ادبیات_فارسی #شاعرانه
❤1
مگر دگر سخن دشمنان نیوشیدی
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 541 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

مگر دگر سخن ِ دشمنان نیوشیدی
که رویِ چون قمر از دوستان بپوشیدی

من، از جفایِ زمان، بلبلا! نخفتم دوش
تو را چه بود که تا صبح می‌خروشیدی؟

قضا به ناله‌یِ مظلوم و لابه‌یِ محروم
دگر نمی‌شود ای نفس بس که کوشیدی

کنون حلاوت ِ پیوند را بدانی قدر
که شَربت ِ غم ِ هجران ِ تلخ نوشیدی

به مقتضایِ زمان اقتصار کُن سعدی!
که آن‌چه غایت ِ جهد ِ تو بود، کوشیدی

0541

@Setiq
❤5💔1
آخر نگاهی باز کن وقتی که بر ما بگذری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 542 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

آخر نگاهی باز کن وقتی که بر ما بگذری
یا کِبر منع‌ات می‌کند ک‌از دوستان یاد آوری؟

هرگز نبود اندر ختَن بر صورتی چندین فتَن
هرگز نباشد در چمن سروی بدین خوش‌منظري

صورت‌گر ِ دیبایِ چین گو: صورت ِ روی‌اش ببین!
یا صورتی برکش چنین؛ یا توبه کن صورت‌گري!

ز ابرویِ زنگارین‌کمان، گر پرده برداری عیان،
تا قوس باشد در جهان دیگر نبیند مشتری

بالایِ سرو ِ بوستان رویی ندارد دل‌ستان
خورشید با رویی چنان، مویی ندارد عنبری

تا نقش می‌بندد فلک، کس را نبوده‌ست این نمک
ماهی ندانم یا ملَک؟ فرزند ِ آدم یا پَری

تا دل به مِهر ت داده‌ام، در بحر ِ فکر افتاده‌ام
چون در نماز استاده‌ام، گویی به محراب‌ام‌در ی

دیگر نمی‌دانم طریق! از دست رفتم چون غریق
آنک دهان‌ات چون عقیق از بس که خون‌ام می‌خوری

گر رفته باشم ز این جهان، بازآید م رفته‌روان
گر هم‌چنین دامن‌کشان بالایِ خاک‌ام بگذری

از نعل‌اش آتش می‌جهد؛ نعل‌ام در آتش می‌نهد
گر دیگری جان می‌دهد سعدی تو جان می‌پروری

هر کس که دعوی می‌کند ک‌او با تو اُنسی می‌کند،
در عهد ِ موسی می‌کُنَد آواز ِ گاو ِ سامری

0542

@Setiq
🙏2
ای برق اگر به گوشه آن بام بگذری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 543 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

ای برق! اگر به گوشه‌یِ آن بام بگذری
آن‌جا که باد، زَهره ندارد خبر بَري،

ای مرغ! اگر پَری به سَر ِ کویِ آن صنم؛
پیغام ِ دوستان برسانی بدان پری!

آن مشتری‌خصال گر از ما حکایتی
پرسد، جواب ده که: به جان اند مشتری

گو: تشنگان ِ بادیه را جان به لب رسید؛
تو خفته در کجاوه به خواب ِ خوش اندری

ای ماه‌رویِ حاضر ِ غایب! که پیش ِ دل
یک روز نگذرد که تو صد بار نگذری،

دانی چه می‌رود به سَر ِ ما زِ دست ِ تو؟
- تا خود به پایِ خویش بیایی و بنگری!

باز آی! ک‌از صبوری و دوری بسوختیم
ای غایب از نظر که به معنی برابری

یا دل به ما دهی چو دل ِ ما به دست ِ تو ست،
یا مِهر ِ خویشتن زِ دل ِ ما به‌در بَری

تا خود برون ِ پرده حکایت کجا رسد!
چون از درون ِ پرده چنین پرده می‌دری

سعدی! تو کیستی که دَم ِ دوستی زنی؟
دعوی‌یِ بندگی کن و اقرار ِ چاکری

0543

@Setiq
👍4❤3🔥1
ای که بر دوستان همی‌گذری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 544 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

ای که بر دوستان همی‌گذری
تا به هر غمزه‌ئی دلی ببَری،

دردمندی تمام خواهی کشت؟
یا به‌رحمت به کُشته می‌نگری؟

ما خود از کویِ عشق‌بازانیم
نه تماشاکُنان ِ ره‌گذری

هیچ‌ام اندر نظر نمی‌آید
تا تو خورشیدروی در نظری

گفته بودم که دل به کس ندهم؛
حذر از عاشقی و بی‌خبری!

حلقه‌ئی گِرد ِ خویشتن بکشم
تا نیاید درون ِ حلقه پری

و این پری‌پیکران ِ حلقه‌به‌گوش
شاهدي می‌کنند و جلوه‌گري

صبر ِ بلبل شنیده‌ای هرگز،
چون بخندد شکوفه‌ی سَحَری؟

پرده‌داري بر آستانه‌یِ عشق
می‌کُنَد عقل و، گریه پرده‌دري

چو خوری دانی ای پسر غم ِ عشق
تا غم ِ هیچ در جهان نخوری

رایگان است! یک نفس با دوست
گر به دنیا و آخرت بخری

قلم است این به دست ِ سعدی در؟
یا هزار آستین ِ دُرّ ِ دَری؟

این نبات از کدام شهر آرند
تو قلم نیستی! که نیشکری!

0544

@Setiq
❤4👎1
در باره‌ی مغ‌بچه در شعر ِ حافظ

جدا از بحث ِ جنسیت ِ معشوق در شعر ِ حافظ
مغبچه و خصوصیات ِ او را در غزل‌های او بررسی کردم.

اگر دوست داشتید و اگر زحمتی نیست، کانال آپارات ِ من را هم دنبال کنید (مشترک شوید)

کانال آپارات سهیل قاسمی

که اگر دنبال‌کننده بیشتر شود، برنامه‌های واکاوی و شرح ِ سطر به سطر ِ غزل‌های حافظ (مجموعه برنامه‌های ویدیویی ِ حافظ ِ شاعر) را آن‌جا هم منتشر خواهم کرد.

با احترام
سهیل قاسمی

https://www.aparat.com/v/wCEs7


#حافظ #هرروزباحافظ #شعر #عشق #حافظ_خوانی #شعرخوانی #دکلمه #یار #متن #عاشقانه #کتاب #ستیغ #سهیل_قاسمی #ادبیات #فارسی #غزل #پارسی #واکاوی #شرح #ناب #شعر_ناب #ادبیات_فارسی #شاعرانه
❤6👍1
بخت آیینه ندارم که در او می‌نگری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 545 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

بخت ِ آیینه ندارم که در او می‌نگری!
خاک ِ بازار نیَرزم که بر او می‌گذری

من چنان عاشق ِ روی‌ات که زِ خود بی‌خبر ام
تو چنان فتنه‌یِ  خویشی که زِ ما بی‌خبری

به چه ماننده کُنَم در همه آفاق تو را؟
ک‌آن‌چه در وهم ِ من آید، تو از آن خوب‌تری

برقع از پیش ِ چنین روی نشاید برداشت
که به هر گوشه‌یِ چشمی دل ِ خَلقی ببَری

دیده‌ئی را که به دیدار ِ تو دل می‌نرود،
هیچ علّت نتوان گفت به جز بی‌بصری

گفتم از دست ِ غم‌ات سر به جهان در بنهم؛
نتوانم! که به هر جا بروم در نظری

به فلک می‌رود آه ِ سحَر از سینه‌یِ ما
تو همی برنکُنی دیده زِ خواب ِ سحری

خفتگان را خبر از محنت ِ بیداران نیست
تا غم‌ات پیش نیاید غم ِ مردم نخوری

هر چه در وصف ِ تو گویند به نیکویی هست
عیب‌ات آن است که هر روز به طبعی دگری

گر تو از پرده برون آیی و رخ بنمایی،
پرده بر کار ِ همه پرده‌نشینان بدَری

عذر ِ سعدی ننهد هر که تو را نشناسد
حال ِ دیوانه نداند که ندیده‌ست پری

0545

@Setiq
❤6👍3
آرام آرام دارم برنامه‌های ویدیوئی ِ واکاوی ِ غزل‌های حافظ را درست می‌کنم. حافظ ِ شاعر، شرح ِ سطر به سطر ِ غزل‌های حافظ.
این ده ویدیو که روخوانی ِ غزل‌ها را جدا کرده‌ام، هر کدام بخشی از یک برنامه‌ی بلند است که در آن در باره‌ی هر غزل صحبت کرده‌ام.
سخت بود ولی کم کم خو گرفته‌ام با یک‌جا نشستن و یک‌ریز حرف زدن با لباسی که کمی گرم است برای این فصل، به‌ویژه رو به رویِ دو پروژکتور با نور ِ گرم ِ تیز که مدام می‌تابد.

ویدیوها را به‌زودی پخش می‌کنم در کانال ِ یوتیوب ِ خودم:
http://YouTube.com/c/SoheilGhassemi

و کانال ِ آپارات ِ خودم:
http://Aparat.com/soheilg

دوست دارم این کانال‌ها را دنبال کنید و برنامه‌های من را ببینید و اگر دیدید خوب است و به درد می‌خورد، لینک ِ آن را برای دوستان‌تان هم بفرستید!

تلاش کرده‌ام طوری بگویم که دل‌چسب باشد و دربرگیرنده‌ی سلیقه و علاقه‌ی بخش ِ زیادی از دوست‌داران ِ حافظ ِ شاعر.
که هر کسی به فراخور، چیزی در آن بیابد که ته ِ برنامه نگوید وقت‌ام را هدر کردم!
و تلاش می‌کنم بیش‌تر از رویِ یادداشت‌هایِ خودم بگویم که چارچوبی هم داشته باشد!

به‌یادگار بمانَد 😍

با احترام
سهیل قاسمی
@Setiq
👏15❤7👍3🔥1🙏1😍1
جور بر من می‌پسندد دلبری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 546 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

جور بر من می‌پسندد دلبری
زور با من می‌کُنَد زورآوری

بار ِ خصمی می‌کشم ک‌از جور ِ او
می‌نشاید رفت پیش ِ داوری

عقل، بی‌چاره ست در زندان ِ عشق
چون مسلمانی به دست ِ کافری

بارها گفتم بگریَم پیش ِ خَلق
تا مگر بر من ببخشد خاطری

باز گویم پادشاهی را چه غم
گر به خیل‌اش در، بمیرد چاکری

ای که صبر از من طمع داری و هوش
بار ِ سنگین می‌نهی بر لاغری

ز آن‌چه در پایِ عزیزان افکنند،
ما سَری داریم اگر داری سَری

چشم ِ عادت‌کرده با دیدار ِ دوست،
حیف باشد بعد از او بر دیگری

در سراپایِ تو حیران مانده‌ام
در نمی‌باید به حُسن‌ات زیوری

این سخن، سعدی تواند گفت و بس
هر گدایی را نباشد جوهری

0546

@Setiq
❤6👏1🙏1
خانه صاحب نظران می‌بری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 547 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

خانه‌یِ صاحب‌نظران می‌بَری
پرده‌یِ پرهیزکُنان می‌دَری

گر تو پری‌چهره نپوشی نقاب،
توبه‌یِ صوفی به زیان آوری

این چه وجود است نمی‌دانم‌ات
آدمی‌ای یا ملَکی یا پَری

گر همه سرمایه زیان می‌کُنَد،
سود بوَد دیدن ِ آن مشتری

نسخه‌یِ این روی به نقاش بَر
تا بکُنَد توبه زِ صورت‌گری

با تَتَر ت حاجت ِ شمشیر نیست
حمله همی‌آری و دل می‌بَری

گر تو در آیینه تأمّل کُنی
صورت ِ خود، باز به ما ننگری

خسرو اگر عهد ِ تو دریافتی،
دل به تو دادی؛ که تو شیرین‌تری

گر دَری از خلق ببندم به روی،
بر تو نبندم که به‌خاطر دری

سعدی اگر کُشته شود در فراق
زنده شود چون به سر ش بگذری

0547

@Setiq
👏7❤1👍1🙏1😴1
دانی چه گفت مرا آن بلبل سحری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 548 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

دانی چه گفت مرا آن بلبل ِ سحَری؟
- تو خود چه آدمی‌‌ای ک‌از عشق بی‌خبری

اُشتر به شعر ِ عرب در حالت است و طرب
گر ذوق نیست تو را، کژطبع جانوری!

من هرگز از تو نظر با خویشتن نکُنم
بیننده تن ندهد هرگز به بی بصری

از بس که در نظر م خوب آمدی صنما،
هر جا که می‌نگرم گویی که در نظری

دیگر نگَه نکُنم بالایِ سرو ِ چمن
دیگر صفت نکُنم رفتار ِ کَبک ِ دَری

کبک این‌چنین نرود؛ سرو این‌چنین نچمد
طاووس را نرسد پیش ِ تو جلوه‌گری

هر گه که می‌گذری، من در تو می‌نگرم
ک‌از حُسن ِ قامت ِ خود، با کس نمی‌نگری

از بس که فتنه شوم بر رفتن‌ات نه عجب
بر خویشتن تو زِ ما صد بار فتنه‌تری

باری به حُکم ِ کَرَم بر حال ِ ما بنگر
ک‌افتد که بار ِ دگر بر خاک ِ ما گذری

سعدی به جور و جفا مِهر از تو برنکَنَد
من خاک ِ پایِ تو ام و ر خون ِ من بخوری

0548

@Setiq
👍5❤3
دانمت آستین چرا پیش جمال می‌بری
سعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 549 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

دانم‌ات آستین چرا پیش ِ جمال می‌بَری!
رسم بوَد ک‌از آدمی روی نهان کُنَد پَری

معتقدان و دوستان از چپ و راست منتظر
کبر رها نمی‌کُنَد ک‌از پس و پیش بنگری

آمدم‌ات که بنگرم، باز نظر به خود کُنم؛
سیر نمی‌شود نظر بس که لطیف‌منظری

غایت ِ کام و دولت است آن که به خدمت‌ات رسید
بنده میان ِ بندگان بسته میان به‌چاکري

روی به خاک می‌نهم گر تو هلاک می‌کُنی
دست به بند می‌دهم گر تو اسیر می‌بری

هر چه کُنی تو، برحقی! حاکم و دست ِ مطلقی!
پیش ِ که داوري بَرند از تو که خصم و داوری

بنده اگر به سَر روَد در طلب‌ات کجا رسد
گر نرسد عنایتی در حق ِ بنده آن‌سَری

گفتم اگر نبینم‌ات، مِهر فرامُش‌ام شود
می‌روی و مقابلی؛ غایب و در تصوّری

جان بدهند و در زمان زنده شوند عاشقان
گر بکُشی و بعد از آن بر سَر ِ کُشته بگذری

سعدی اگر هلاک شد، عمر ِ تو باد و دوستان!
مُلک ِ یمین ِ خویش را گر بکُشی، چه غم خوری

0549

@Setiq
👍4❤2❤‍🔥1