ستیغ
2.78K subscribers
262 photos
704 videos
10 files
819 links
Download Telegram
ایام زمانه از کسی دارد ننگ
خیام
ایّام ِ زمانه از کسی دارد ننگ
ک‌او در غم ِ ایّام نشیند دل‌تنگ

می خور تو در آبگینه با ناله‌یِ چنگ
ز آن پیش که آبگینه آید بر سنگ

#خیام نسخه #هدایت
از آمدن بهار و از رفتن دی
خیام
از آمدن ِ بهار و از رفتن ِ دی
اوراق ِ وجود ِ ما همی‌گردد طی

می خور، مخور اندوه، که گفته‌است حکیم:
غم‌های جهان چو زَهر و تِریاقش می

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
زان پیش که نام تو ز عالم برود
خیام
زان پیش که نام ِ تو ز عالَم برود
می خور، که چو می به دل رسد غم برود

بگشای سر ِ زلف ِ بُتی بند ز بند
زان پیش که بند‌بند اَت از هم برود

#خیام نسخه #هدایت
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
خیام
ای دوست بیا تا غم ِ فردا نخوریم
وین یک‌دم ِ عمر را غنیمت شمریم

فردا که ازین دیْر کُهَن درگذریم
با هفت‌هزارساله‌گان سربه‌سریم

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
تن زن چو به زیر فلک بی باکی
خیام
تَن زن چو به زیر ِ فَلک ِ بی‌باکی
می نوش چو در جهان ِ آفت‌ناکی

چون اوّل و آخِرت به جز خاکی نیست
انگار که بر خاک نه‌ای در خاکی

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
می در کف من نه که دلم در تاب است
خیام
می بر کف ِ من نِهْ که دل‌ام در تاب است
وْ این عمر ِ گریزپای چون سیماب است

دریاب که آتش ِ جوانی آب است
هُش دار که بیداری‌یِ دولَت خواب است

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
می نوش که عمر جاودانی این است
خیام
می نوش که عمر ِ جاودانی این است
خود حاصل‌ات از دوْر ِ جوانی این است

هنگام ِ گُل و مُل است و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی این است

#خیام نسخه #هدایت
با باده نشین که ملک محمود این است
خیام
با باده نشین که مُلْک ِ محمود این است
وَز چَنگ شنو که لحن ِ داوود این است

از آمده و رفته دگر یاد مکن
حالی خوش باش زان‌که مقصود این است

#خیام نسخه #هدایت
امروز تو را دسترس فردا نیست
خیام
امروز تو را دست‌رس ِ فردا نیست
و اندیشه‌یِ فردا ت به‌جز سودا نیست

ضایع مکن این دم اَر دل‌ات بیدار است
ک‌این باقی‌یِ عمر را بقا پیدا نیست

#خیام نسخه #هدایت
دوران جهان بی می و ساقی هیچ است
خیام
دوْران ِ جهان بی می و ساقی هیچ است
بی زمزمه‌یِ نایِ عراقی هیچ است

هر چند در احوال جهان می‌نگرم
حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
خیام
تا کِی غم ِ آن خورم که دارم یا نه
وْ این عمر به خوش‌دلی گذارم یا نه

پر کن قدح ِ باده که معلوم‌ام نیست
ک‌این دم که فرو برم، بر آرم یا نه

#خیام نسخه #هدایت
تا دست به اتفاق بر هم نزنیم
خیام
تا دست به اتفاق بر هم نزنیم
پایی ز نشاط بر سر ِ غم نزنیم

خیزیم و دمی زنیم پیش از دم ِ صبح
ک‌این صبح بسی دمد که ما دَم نزنیم

#خیام نسخه #هدایت
لب بر لب کوزه بردم از غایت آز
خیام
لب بر لب کوزه بردم از غایت ِ آز
تا زو طلبم واسطه‌یِ عمر ِ دراز

لب بر لب من نهاد و می‌گفت به راز
می خور که بدین جهان نمی‌آیی باز

#خیام نسخه #هدایت
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
خیام
خیام! اگر زِ باده مستی، خوش باش
با لاله‌رخی اگر نشستی، خوش باش

چون عاقبت ِ کار ِ جهان نیستی است،
انگار که نیستی! چو هستی خوش باش

#خیام نسخه #هدایت
فردا علم نفاق طی خواهم کرد
خیام
فردا عَلَم ِ نفاق طی خواهم‌کرد
با مویِ سپید قصد ِ می‌خواهم‌کرد

پیمانه‌یِ عمر ِ من به هفتاد رسید
این دم نکنم نشاط، کی خواهم‌ کرد؟

#خیام نسخه #هدایت
گردون نگری ز قد فرسوده ماست
خیام
گردون، نِگَری ز قَدّ ِ فرسوده‌یِ ما ست
جیحون اثری ز ِ اشک ِ پالوده‌یِ ما ست

دوزخ شَرَری ز ِ رنج ِ بیهوده‌یِ ما ست
فردوس دمی ز ِ وقت ِ آسوده‌یِ ما ست

#خیام نسخه #هدایت
عمرت تا کی به خودپرستی گذرد
خیام
عُمرَت تا کِی به خود‌پرستی گذرد
یا در پِی ِ نیستی و هستی گذرد

می خور که چنین عمر که غم در پی ِ او ست
آن بِهْ که به خواب یا به مستی گذرد

#خیام نسخه #هدایت
روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست
حافظ
روزه یک‌سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست
می زِ خُم‌خانه به جوش آمد و می باید خواست

نوبه‌یِ زُهد فروشان ِ گران‌جان بگذشت
وقت ِ رندی و طرب کردن ِ رندان پیدا ست

#حافظ
روزه یک‌سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست
می زِ خُم‌خانه به جوش آمد و می باید خواست

نوبه‌یِ زُهد فروشان ِ گران‌جان بگذشت
وقت ِ رندی و طرب کردن ِ رندان پیدا ست

چه ملامت بُوَد آن را که چنین باده خورَد
این چه عیب است بدین بی‌خردی وین چه خطا ست

باده نوشی که در او روی و ریایی نَبُوَد
به‌تر از زُهد فروشی که در او روی و ریا ست

ما نه رندان ِ ریا ییم و حریفان ِ نفاق
آن که او عالِم سِرّ است بِدین حال گُوا ست

فرض ِ ایزد بِگُزاریم و به کَس بد نکنیم
وان‌چه گویند روا نیست، نگوییم روا ست

چه شَوَد گر من و تو چند قَدَح باده خوریم
باده از خون ِ رزان است نه از خون ِ شما ست

این چه عیب است ک‌از آن عیب خِلَل خواهد بود
وَر بُوَد نیز چه شد مردم ِ بی‌عیب کجا ست


#حافظ #غزل 20 #تصحیح_قزوینی_غنی
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
حافظ
دل و دین‌ام شُد و دل‌بر به ملامت بَرخاست
گفت با ما مَنِشین ک‌از تو سلامت برخاست

که شَنیدی که در این بزم دمی خوش بنشست؛
که نه در آخر ِ صحبت به ندامت برخاست

#حافظ
👌1
دل و دین‌ام شُد و دل‌بر به ملامت بَرخاست
گفت با ما مَنِشین ک‌از تو سلامت برخاست

که شَنیدی که در این بزم دمی خوش بنشست؛
که نه در آخر ِ صحبت به ندامت برخاست

شمع اگر زان لب ِ خندان به زبان لافی زد
پیش ِ عُشّاق ِ تو شب‌ها به غرامت برخاست

در چمن باد ِ بهاری زِ کنار ِ گُل و سرو
به هواداری‌یِ آن عارض و قامت برخاست

مست بُگذَشتی و از خلوتیان ِ مَلَکوت
به تماشای تو آشوب ِ قیامت برخاست

پیش ِ رفتار ِ تو پا برنگرفت از خجلت
سرو ِ سرکش که به ناز از قد و قامت برخاست

حافظ این خرقه بیَنداز مگر جان ببری
ک‌آتش از خرقه‌یِ سالوس و کرامت برخاست


#حافظ #غزل 21 #تصحیح_قزوینی_غنی