ستیغ
2.78K subscribers
257 photos
703 videos
10 files
812 links
Download Telegram
کس خلد و جحیم را ندیده ست ای دل
خیام
کَس خُلْد و جَحیم را ندیده‌ست ای دل!
گویی که از آن جهان رسیده‌ست ای دل؟

امّید و هراس ِ ما به چیزی‌ست ک‌از آن
جز نام نشانی نه پدید است ای دل!

#خیام نسخه #هدایت
من هیچ ندانم که مرا آن که سرشت
خیام
من هیچ ندانم که مرا آن‌که سرشت،
از اهل ِ بهشت کرد یا دوزخ ِ زشت

جامی و بُتی و بَربَطی بر لب ِ کِشت
این هر سه مرا نقد و تو را نسیه بهشت

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
چون نیست مقام ما در این دهر مقیم
خیام
چون نیست مقام ِ ما در این دهر مُقیم،
پس بی می و معشوق خطایی ست عظیم

تا کی ز ِ قدیم و مُحْدَث امّیدم و بیم؟
چون من رفتم، جهان چه مُحْدَث چه قدیم.

#خیام نسخه #هدایت
چون آمدنم به من نبد روز نخست
خیام
چون آمدن‌ام به من نَبُد روز ِ نخست
وین رفتن ِ بی‌مراد عَزمی است درست،

برخیز و میان ببند ای ساقی چُسْت
ک‌اندوه ِ جهان به می فروخواهم‌شست.

#خیام نسخه #هدایت
چون عمر به سر رسد چه بغداد و چه بلخ
خیام
چون عمر به سر رسد چه بغداد چه بلخ
پیمانه چو پر شود چه شیرین و چه تلخ

خوش باش که بعد از من و تو ماه بسی،
از سَلْخ به غُرّه آید از غُرّه به سَلْخ

#خیام نسخه #هدایت
جز راه قلندران میخانه مپوی
خیام
جُز راه ِ قَلَندران ِ میخانه مَپوی
جز باده و جز سماع و جز یار مجوی

بر کَف قَدَحِ باده و بر دوش، سبو
می نوش کن ای نگار و بیهوده مگوی

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
ساقی غم من بلند آوازه شده ست
خیام
ساقی غم ِ من بلند‌آوازه شده‌ست
سرمستی‌یِ من برون زِ اندازه شده‌ست

با مویِ سپید، سرخوش‌ام ک‌از میِ تو
پیرانه‌سر َم بهار ِ دل تازه شده‌است

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
تنگی می لعل خواهم و دیوانی
خیام
تُنْگی می ِ لَعْل خواهم و دیوانی
سَدّ‌ِ رَمَقی باید و نصف نانی

وآن‌گه من و تو نشسته در ویرانی
خوش‌تر بُوَد آن زِ مُلکَتِ سلطانی

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
من ظاهر نیستی و هستی دانم
خیام
من ظاهر ِ نیستی و هستی دانم
من باطن ِ هر فراز و پستی دانم

با این‌همه از دانشِ خود شَرْم‌اَم باد
گر مرتبه‌ای وَرا یِ مستی دانم

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
از من رمقی به سعی ساقی مانده ست
خیام
از من رَمَقی به سعی ِ ساقی مانده‌ست
وَز صحبت ِ خلق، بی‌وفاقی مانده‌است

از باده‌یِ دوشین قَدَحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی مانده‌ست

#خیام نسخه #هدایت
ای بی خبران شکل مجسم هیچ است
خیام
ای بی‌خبران! شکل ِ مُجَسَّم هیچ است
وین طارَم ِ نُه سپهر ِ اَرْقَم هیچ است

خوش باش که در نشیمنِ کَوْن ‌و فَساد
وابسته‌یِ یک دم‌ایم و آن هم هیچ است!

#خیام نسخه #هدایت
دنیا دیدی و هرچه دیدی هیچ است
خیام
دنیا دیدی و هرچه دیدی هیچ است
و آن نیز که گفتی و شنیدی هیچ است

سرتاسر ِ آفاق دویدی هیچ است
و آن نیز که در خانه خزیدی هیچ است

#خیام نسخه #هدایت
دنیا به مراد رانده گیر آخر چه
خیام
دنیا به مراد رانده گیر، آخِر چه؟
وین نامه‌یِ عمر، خوانده گیر، آخِر چه؟

گیرم که به کامِ دل بماندی صد سال
صد سال ِ دِگَر بمانده گیر، آخر چه؟

#خیام نسخه #هدایت
رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
خیام
رندی دیدم نشسته بر خِنْگ ِ زمین
نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین

نی حق، نه حقیقت، نه شریعت نه یقین
اندر دو جهان که را بُوَد زَهره‌یِ این؟

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
خیام
این چرخِ فلک که ما در او حیرانیم،
فانوس ِ خیال از او مثالی دانیم

خورشید چراغ‌دان و عالَم فانوس
ما چون صُوَریم ک‌اندر او گَردانیم

#خیام نسخه #هدایت
چون نیست ز هر چه هست جز باد به دست
خیام
چون نیست ز ِ هرچه هست، جُز باد به دست
چون هست زِ هرچه هست نُقصان و شکست

انگار که هست هرچه در عالَم نیست
پندار که نیست هرچه در عالَم هست

#خیام نسخه #هدایت
بنگر زجهان چه طرف بر بستم هیچ
خیام
بنگر! ز جهان چه طَرْف بَربَستَم؟ هیچ!
وَز حاصلِ عمر چیست در دستم؟ هیچ!

شمعِ طَرَب‌ام، ولی چو بنشستم، هیچ
من جامِ جَم‌اَم، ولی چو بشکستم، هیچ

#خیام نسخه #هدایت
از منزل کفر تا به دین یک نفس است
خیام
از منزل ِ کفر تا به دین، یک نفس است
وز عالَم ِ شک تا به یقین، یک نفس است

این یک نفس ِ عزیز را خوش می‌دار
ک‌از حاصل ِ عمر ِ ما همین یک نفس است

#خیام نسخه #هدایت
شادی بطلب که حاصل عمر دمی ست
خیام
شادی بطلب که حاصل ِ عمر دمی‌ست
هر ذرّه ز ِ خاک ِ کی‌قبادی و جَمی‌ست،

احوال ِ جهان و اصل ِ این عمر که هست،
خوابی و خیالی و فریبی و دمی‌ست

#خیام نسخه #هدایت
تا زهره و مه در آسمان گشته پدید
خیام
تا زُهره و مَه در آسمان گشته پدید
به‌تر ز ِ می ِ ناب کسی هیچ ندید

من در عجب‌ام ز ِ می‌فروشان! ک‌ایشان
زین بِه که فروشند چه خواهند خرید

#خیام نسخه #هدایت
مهتاب به نور دامن شب بشکافت
خیام
مهتاب به نور دامن ِ شب بشکافت
می نوش! دمی خوش‌تر از این نتوان یافت

خوش باش و بی‌اندیش که مهتاب بسی
اندر سر ِ گور ِ یک به یک خواهد تافت

#خیام نسخه #هدایت