ای صاحب فتوا ز تو پر کار تریم
خیام
شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
خیام
گویند که دوزخی بود عاشق و مست
خیام
گویند بهشت و حور عین خواهد بود
خیام
گویند بهشت و حور و کوثر باشد
خیام
گویند بهشت عدن با حور خوش است
خیام
کس خلد و جحیم را ندیده ست ای دل
خیام
من هیچ ندانم که مرا آن که سرشت
خیام
چون نیست مقام ما در این دهر مقیم
خیام
چون آمدنم به من نبد روز نخست
خیام
چون عمر به سر رسد چه بغداد و چه بلخ
خیام
جز راه قلندران میخانه مپوی
خیام
ساقی غم من بلند آوازه شده ست
خیام
تنگی می لعل خواهم و دیوانی
خیام
من ظاهر نیستی و هستی دانم
خیام
از من رمقی به سعی ساقی مانده ست
خیام
ای بی خبران شکل مجسم هیچ است
خیام
دنیا دیدی و هرچه دیدی هیچ است
خیام
دنیا به مراد رانده گیر آخر چه
خیام
رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
خیام
این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
خیام