بر کوزه گری پریر کردم گذری
خیام
هان کوزه گرا بپای اگر هشیاری
خیام
در کارگه کوزه گری کردم رای
خیام
این کوزه چو من عاشق زاری بوده ست
خیام
در کارگه کوزه گری بودم دوش
خیام
گر من ز می مغانه مستم هستم
خیام
می خوردن و شاد بودن آیین من است
خیام
من بی می ناب زیستن نتوانم
خیام
من بی می ِ ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید ِ بار ِ تن نتوانم
من بندهی آن دَمام که ساقی گوید:
«یک جام ِ دگر بگیر» و من نتوانم.
#خیام نسخه #هدایت
بی باده کشید ِ بار ِ تن نتوانم
من بندهی آن دَمام که ساقی گوید:
«یک جام ِ دگر بگیر» و من نتوانم.
#خیام نسخه #هدایت
👏1
امشب می جام یک منی خواهم کرد
خیام
چون مرده شوم خاک مرا گم سازید
خیام
چون درگذرم به باده شویید مرا
خیام
چندان بخورم شراب کاین بوی شراب
خیام
روزی که نهال عمر من کنده شود
خیام
در پای اجل چو من سر افکنده شوم
خیام
یاران به موافقت چو دیدار کنید
خیام
آنان که اسیر عقل و تمییز شدند
خیام
ای صاحب فتوا ز تو پر کار تریم
خیام
شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
خیام
گویند که دوزخی بود عاشق و مست
خیام
گویند بهشت و حور عین خواهد بود
خیام
گویند بهشت و حور و کوثر باشد
خیام