ستیغ
2.79K subscribers
262 photos
706 videos
10 files
822 links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ستیغ با افتخار تقدیم می‌کند.

نرم‌افزار اندرویدی حافظ شاعر را رایگان از پلی‌استور دریافت کنید

https://play.google.com/store/apps/details?id=com.setiq.hafiz.free

نرم افزار حافظ شاعر، تلاشی است برای در دسترس نهادن نسخه درست و علمی دیوان حافظ. آنچه که ما را در مجموعه ستیغ بر آن داشت که در کنار اپ های فراوان حافظ موجود در مارکت های موبایلی، کار دیگری ارائه دهیم، جدا از علاقه شخصی، تلاش در ارائه مرجع قابل اعتمادی از متن دیوان، با لحاظ رویکرد علمی معرفی نسخه ها و تصحیح های مختلف، نسخه‌بدل ها، شرح سطر به سطر و نیز شرح های بدیع و کاملی برای علاقه مندان به فال حافظ بود.

شرح فال ها برای این اپلیکیشن نوشته شده است و تلاش شده تا به شیوه ای مشروح تر و مفصل تر، با زبانی امروزی و پسندیده، به نشانه شناسی و رمزیابی نکات هر غزل از دیدگاه کسی بپردازد که می خواهد فال و استخاره و مشورتی با حافظ در زندگی و تصمیم خودش داشته باشد. این فال ها برای بیشتر غزل های حافظ نوشته شده و در این اپ گنجانده شده است.
@SETIQ

برای دوستان‌تان هم بفرستید!
با احترام
سهيل قاسمی
مجتبی کشاورز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با «حافظ شاعر» فال بگیرید، بشنوید، شرح فال‌تان را بخوانید، و متن آن را برای دوستانتان بفرستید.

دریافت رایگان از پلی‌استور
https://play.google.com/store/apps/details?id=com.setiq.hafiz.free



دریافت رایگان از بازار
http://Cafebazaar.ir/app/com.setiq.hafiz.free


دریافت رایگان از مایکت
https://myket.ir/app/com.setiq.hafiz.free/

نرم‌افزار حافظ شاعر

@SETIQ
Forwarded from Niaz Nawab Music (Niaz Nawab)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آهنگ «حق »از آلبوم حافظ
‏ The song "Hagh" from the Hafez’s Album
@niaznawab
دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات
فارغ شده ز مسجد و ز لذت ِ مباحات

از خانقاه رفته، در می‌کده نشسته
صد سجده کرده هر دم در پیش ِ عُزّی و لات

در باخته دل و دین، مفلس بمانده مسکین
افتاده خوار و غم‌گین در گوشه‌ی خرابات

نی هم‌دمی که با او یک‌دم دمی برآرد
نی محرمی که یابد با وی دَمی مراعات

نی هیچ گبری او را دستی گرفت روزی
نی کرده پای‌مردی با او دمی مدارات

درد اَش ندید درمان، زخم‌اش نجُست مرهم
در ساخته به ناکام با درد ِ بی‌مداوات

خوش بود روزگاری بر بویِ وصل ِ یاری
هم خوش‌دلی‌ش رفته، هم روزگار. هیهات!

با این همه، عراقی! امّیدوار می‌باش
باشد که به شود حال. گردنده است حالات

#عراقی #غزل 9

https://t.me/Setiq/995
به یک گره که دو چشم‌ات بر ابروان انداخت
هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت

فریب ِ زلف ِ تو با عاشقان چه شعبده ساخت
که هر که جان و دلی داشت در میان انداخت؟

دل‌ام، که در سر ِ زلف تو شد، توان گه گه
ز آفتاب ِ رخ‌ات سایه‌ئی بر آن انداخت؟

رخ ِ تو در خور ِ چشم من است، لیک چه سود
که پرده از رخ ِ تو بر نمی‌توان انداخت

حلاوت ِ لب ِ تو دوش یاد می‌کردم
بسا شکَر که در آن لحظه در دهان انداخت

من از وصال ِ تو دل برگرفته بودم، لیک
زبان ِ لطف ِ تو اَم باز در گمان انداخت

قبول ِ تو دگران را به صدر ِ وصل نشاند
دل ِ شکسته‌ی ما را بر آستان انداخت

چه قدر دارد جانا دلی؟ توان هردم
بر آستان ِ در اَت صدهزار جان انداخت

عراقی از دل و جان آن زمان امید بُرید
که چشم ِ جادو یِ تو چین در ابروان انداخت

#غزل 10 #عراقی
https://t.me/Setiq/998

@SETIQ
چو آفتاب ِ رخ‌ات سایه بر جهان انداخت
جهان کلاه ز شادی بر آسمان انداخت

سپاه ِ عشق ِ تو از گوشه‌ئی کمین بگشود
هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت

حدیث ِ حُسن ِ تو، هر جا که در میان آمد
ز ذوق، هر که دلی داشت، در میان انداخت

قبول ِ تو همه‌کس را بر آشیان جا کرد
مرا ز بهر چه آخر بر آستان انداخت؟

چو در سماع عراقی حدیث ِ دوست شنید
به‌جای خرقه به قوّال جان توان انداخت

#غزل 11 #عراقی
https://t.me/Setiq/1000
@SETIQ
عراقی بار ِ دیگر توبه بشکست
ز جام ِ عشق شد شیدا و سرمست

پریشان ِ سر ِ زلف ِ بتان شد
خراب ِ چشم ِ خوبان است پیوست

چه خوش باشد خرابی در خرابات
گرفته زلف ِ یار و رفته از دست

ز سودا ی پری‌رویان عجب نیست
اگر دیوانه‌ای زنجیر بگسست

به گِرد ِ زلف ِ مه‌رویان همی‌گشت
چو ماهی ناگهان افتاد در شست

به پیران‌سر دل و دین داد بر باد
ز خود فارغ شد و از جمله وارَست

سحرگه از سر ِ سجّاده برخاست
به بویِ جرعه‌ئی زنّار بربست

ز بند ِ نام و ننگ آن‌گه شد آزاد
که دل را در سر ِ زلف ِ بتان بست

بی‌افشاند آستین بر هر دو عالم
قلندر وار در می‌خانه بنشست

لب ِ ساقی صلا یِ بوسه در داد
عراقی توبه‌ی سی‌ساله بشکست

#غزل 12 #عراقی
@SETIQ
https://t.me/Setiq/1002
ساقی قدحی شراب در دست
آمد ز شراب‌خانه سرمست

آن توبه‌ی نادرست ِ ما را
هم‌چون سَر ِ زلف ِ خویش بشکست

از مجلسیان خروش برخاست
ک‌آن فتنه‌ی روزگار بنشست

ماییم کنون و نیم جانی
وآن نیز نهاده بر کف ِ دست

آن دل که از او خبر نداریم
هم در سر ِ زلف ِ او ست گر هست

دیوانه‌ی رو یِ او ست دایم
آشفته‌ی مو یِ او ست پیوست

در سایه‌ی زلف ِ او بیاسود
و ز نیک و بد ِ زمانه وارَست

چون دید شعاع ِ روی ِ خوب‌اش
در‌حال ز سایه رخت بربست

در سایه مَجو دل ِ عراقی
ک‌آن ذرّه به آفتاب پیوست

#غزل 13 #عراقی
@SETIQ
https://t.me/Setiq/1004
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاینده ایران
شاهکار #مصطفی_بادکوبه_ای
اجرای #فریدحامد
تدوین: #نیایش
کاری از گروه #کتاب_گویا


@SETIQ
@GouyaKetab
@Niyayeeshaa

وطن یعنی درختی ریشه در خاک
اصیل و سالم و پربهره و پاک

وطن خاکی سراسر افتخار است
که از «جمشید» و از «کی» یادگار است

وطن یعنی سرود پاک بودن
نگهبان تمام خاک بودن

وطن یعنی نژاد آریایی:
نجابت، مهرورزی، باصفایی

وطن یعنی سرود رقص آتش
به استقبال نوروز فره‌وش

وطن، خاک اشو «زرتشت» جاوید
که دل را می‌برد تا اوج خورشید

وطن یعنی «اوستا» خواندن دل
به آیین «اهورا» ماندن دل

وطن «شوش» و «چغازنبیل» و «کارون»
ارس، زاینده‌رود و موج جیحون

وطن تیر و کمان «آرش» ماست
سیاوش‌های غرق آتش ماست

وطن فردوسی و شهنامه‌ی اوست
که ایران زنده از هنگامه‌ی اوست

وطن آوای «رخش» و بانگ «شبدیز»
خروش رستم و گلبانگ پرویز

وطن شیرین خسرو پرور ماست
صدای تیشه‌ی افسونگر ماست

وطن چنگ است بر چنگ «نکیسا»
سرود «باربد»ها خسرو آسا

وطن نقش‌ونگار تخت جمشید
شکوه روزگار تخت‌جمشید

وطن را لاله‌های سرنگون است
ز یاد «آریو برزن» غرق خون است

وطن منشور آزادی کورش
شکوه جوشش خون سیاوش

وطن خرم ز دین «بابک» پاک
که رنگین شد زخونش چهره‌ی خاک
در باره کتاب «حافظ چه می‌گوید» احمد کسروی
تک گویی تلگرامی من در گروه کتاب گویا. بیست و دوم شهریور نود و شش
👇👇👇
Forwarded from Soheil Ghassemi
خرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
سعدی
خرّم آن بقعه که آرام‌گَه ِ یار آن‌جاست
راحت ِ جان و شفای دل ِ بیمار آن‌جاست

من در این جای همین صورت ِ بی‌جان‌ام و بس
دل‌ام آن‌جاست که آن دل‌بَر ِ عیّار آن‌جاست

تن‌ام این‌جاست سقیم و دل‌ام آن‌جاست مُقیم
فلک این‌جاست ولی کوکب ِ سیّار آن‌جاست

آخر ای باد ِ صبا بویی اگر می‌آری
سوی شیراز گذر کن که مرا یار آن‌جاست

درد ِ دل پیش ِ که گویم؟ غم ِ دل با که خورم؟
روَم آن‌جا که مرا محرم ِ اسرار آن‌جاست

نکند میل دل ِ من به تماشای چمن
که تماشای دل آن‌جاست که دل‌دار آن‌جاست

سعدی! این منزل ِ ویران چه کنی؟ جای تو نیست
رخت بربند که منزل‌گه ِ احرار آن‌جاست

#سعدی #غزل 49
@SETIQ
https://instagram.com/kaj_shenavayan?utm_source=ig_profile_share&igshid=15ozm4oe34q6e

چند سال پیش توی فیس‌بوک صفحه‌ئی بود به اسم
من کدوم ترانه‌ها رو غلط می‌شنیدم و می‌خوندم

چند روز پیش دیدم آمده‌اند اینستاگرام.
نمی‌دانم آن روزها ما شادتر بودیم که در این صفحه خوش می‌گذشت یا هنوز هم همان است.

روایتی است از کج‌شنوایی‌های ترانه‌ها

ببینید!
از پرده برون آمد ساقی قدحی در دست
عراقی
از پرده برون آمد ساقی قدحی در دست
هم پرده‌ی ما بدرید، هم توبه‌ی ما بشکست

بنمود رخ ِ زیبا، گشتیم همه شیدا
چون هیچ نماند از ما، آمد بر ِ ما بنشست

زلف‌اش گرهی بگشاد، بند از دل ِ ما برخاست
جان دل ز جهان برداشت و اندر سر ِ زلف‌اش بست

در دام ِ سر ِ زلف‌اش ماندیم همه حیران
و ز جام ِ می ِ لعل‌اش گشتیم همه سرمست

از دست بشد چون دل، در طره‌ی او زد چنگ
غرقه زند از حیرت در هرچه بیابد دست

چون سلسله‌ی زلف‌اش بند ِ دل ِ حیران شد
آزاد شد از عالم و ز هستی‌یِ ما وارَست

دل در سر زلف‌اش شد، از طره طلب کردم
گفتا که: لب ِ او خوش! اینک سر ِ ما پیوست

با یار خوشی بنشست دل ک‌از سر ِ جان برخاست
با جان و جهان پیوست دل ک‌از دو جهان بگسست

از غمزه‌ی روی او گه مستم و گه هشیار
و ز طرّه‌ی لعل ِ او گه نیست ام و گه هست

می‌خواستم از اسرار اظهار کنم حرفی
ز اغیار نترسیدم گفتم سخن ِ سر بست

#عراقی #غزل 14
@SETIQ