Forwarded from حجت کلاشی
با سری بلندی از میهنم دفاع خواهم کرد و تجاوز بیگانگان به کشورم را محکوم میکنم.
جنگ، سیل است، نه باران!
دستگاه تبلیغاتی بزرگی در کار بود که تجاوز به کشور را زیر پرده مخملین و خوش رنگ و نگار «کمک به مردم» و «رسیدن به آزادی» بگذارد و به مردم بفروشد. اکنون پرده برافتاده و همه آنهایی که بهعنوان بازوهای پروپاگاندای این تجاوز کار کردند بیآبرو خواهند شد.
پیشتر مهدی بازرگان درباره انقلاب گفته بود ما باران میخواستیم، سیل آمد. این جمله نشان میدهد که بازرگان شناختی از مفهوم انقلاب و پیامدهای آن نداشته است. پس از نیم سده تلویزیون منوتو -در این مورد- خواهر کوچکتر اینترنشنال، قاسمینژاد را آورده و از او پرسیده «حمایت خارجی تا کجا قابل پذیرش است؟»
این پرسش به خودی خود نشان میدهد که پرسشکننده و مهمان هیچ شناختی از مفاهیم ندارند؛ به این میماند که کسی بپرسد با «سیل» تا کجا همراهی؟ و مهمانی که آیه بلاهت است بگوید تا جایی که خانه دشمنان مرا خراب کند! و خب هر آدم عاقلی بیدرنگ خواهد پرسید اگر خراب کرد چه غلطی میتوانی بکنی؟ (شاید پاسخش این باشد که توییت میزنم و با بات لایکریزی میکنم! همچنین میتواند بگوید من آمریکایی هستم و برای تأمین منافع ملی آمریکا سوگند خوردهام؛ آن دیگر مشکل شما ایرانیهاست.)
اینها پنداشتهاند اگر نام جنگ و تجاوز را «حمایت» بگذارند، ماهیت آن حیوان وحشی و درنده دگرگون میشود! اما مردم با دیدن بمبارانِ ریرساختها، صنایع و پالایشگاهها و کشته شدن مردم در کوچه و خیابان خواهند فهمید که این حمایت خانهخرابشان کرده است و هیچ نسبتی با آزادی نداشته است. بویژه اگر زبانِ بیش فعال ترامپ فاش کند که «رهبر جهان آزاد» در پی بدست آوردن چاههای نفت ایران است و یا حتا ممکن است فشار «حمایتگر» بالا برود و اعلام کند که تا نابودی همه زیرساختها آماده حمایت است!
اگر هنرمندی پیدا شود که بخواهد «خیانت» و «بلاهت» را در یک تندیس نمایش دهد باید از چهره سعید قاسمینژاد الهام بگیرد. بالا رفتن او از نردبان مشاوره نشانهایست از حاکم شدن «اصل پتیارگی» در دربار که میشود پیامدهای آن را در هر گوشه و کناری دید. ذهن او از بررسی پیامدهای هر تصمیم و یا موضع و جدا کردن مفاهیم از همدیگر ناتوان است.
در سنت ملی ما، که طبیعیست ربطی به این آمریکایی ندارد، استقلال ملی و دفاع از سرزمین اصل ارجمند و بنیادین است و دفاع از کشور سرتاپا «نام» است و در آن «ننگی» نیست!
جنگ، سیل است، نه باران!
دستگاه تبلیغاتی بزرگی در کار بود که تجاوز به کشور را زیر پرده مخملین و خوش رنگ و نگار «کمک به مردم» و «رسیدن به آزادی» بگذارد و به مردم بفروشد. اکنون پرده برافتاده و همه آنهایی که بهعنوان بازوهای پروپاگاندای این تجاوز کار کردند بیآبرو خواهند شد.
پیشتر مهدی بازرگان درباره انقلاب گفته بود ما باران میخواستیم، سیل آمد. این جمله نشان میدهد که بازرگان شناختی از مفهوم انقلاب و پیامدهای آن نداشته است. پس از نیم سده تلویزیون منوتو -در این مورد- خواهر کوچکتر اینترنشنال، قاسمینژاد را آورده و از او پرسیده «حمایت خارجی تا کجا قابل پذیرش است؟»
این پرسش به خودی خود نشان میدهد که پرسشکننده و مهمان هیچ شناختی از مفاهیم ندارند؛ به این میماند که کسی بپرسد با «سیل» تا کجا همراهی؟ و مهمانی که آیه بلاهت است بگوید تا جایی که خانه دشمنان مرا خراب کند! و خب هر آدم عاقلی بیدرنگ خواهد پرسید اگر خراب کرد چه غلطی میتوانی بکنی؟ (شاید پاسخش این باشد که توییت میزنم و با بات لایکریزی میکنم! همچنین میتواند بگوید من آمریکایی هستم و برای تأمین منافع ملی آمریکا سوگند خوردهام؛ آن دیگر مشکل شما ایرانیهاست.)
اینها پنداشتهاند اگر نام جنگ و تجاوز را «حمایت» بگذارند، ماهیت آن حیوان وحشی و درنده دگرگون میشود! اما مردم با دیدن بمبارانِ ریرساختها، صنایع و پالایشگاهها و کشته شدن مردم در کوچه و خیابان خواهند فهمید که این حمایت خانهخرابشان کرده است و هیچ نسبتی با آزادی نداشته است. بویژه اگر زبانِ بیش فعال ترامپ فاش کند که «رهبر جهان آزاد» در پی بدست آوردن چاههای نفت ایران است و یا حتا ممکن است فشار «حمایتگر» بالا برود و اعلام کند که تا نابودی همه زیرساختها آماده حمایت است!
اگر هنرمندی پیدا شود که بخواهد «خیانت» و «بلاهت» را در یک تندیس نمایش دهد باید از چهره سعید قاسمینژاد الهام بگیرد. بالا رفتن او از نردبان مشاوره نشانهایست از حاکم شدن «اصل پتیارگی» در دربار که میشود پیامدهای آن را در هر گوشه و کناری دید. ذهن او از بررسی پیامدهای هر تصمیم و یا موضع و جدا کردن مفاهیم از همدیگر ناتوان است.
در سنت ملی ما، که طبیعیست ربطی به این آمریکایی ندارد، استقلال ملی و دفاع از سرزمین اصل ارجمند و بنیادین است و دفاع از کشور سرتاپا «نام» است و در آن «ننگی» نیست!
❤1
🔱نقش آیت الله کاشانی و آیت الله بهبهانی در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲(1)
⚜دکتر مارک کرتیس استاد دانشگاه لندن:
🔰سازمان CIA برای برانگیختن قیام گسترده تر به روحانیت روی آورد و از طریق برادران رشیدیان با کاشانی ارتباط برقرار کرد. امریکا صورت حساب این عملیات مشترک انگلیسی-آمریکایی را به مبلغ 10 هزار دلار به کاشانی پرداخت میکند تا او همراه با سایر آیت الله ها تظاهرات گسترده ای را در مرکز تهران سازماندهی کنند و حامیان شان را به خیابان ها بیاورند.
⚜دکتر مارک کرتیس استاد دانشگاه لندن:
🔰سازمان CIA برای برانگیختن قیام گسترده تر به روحانیت روی آورد و از طریق برادران رشیدیان با کاشانی ارتباط برقرار کرد. امریکا صورت حساب این عملیات مشترک انگلیسی-آمریکایی را به مبلغ 10 هزار دلار به کاشانی پرداخت میکند تا او همراه با سایر آیت الله ها تظاهرات گسترده ای را در مرکز تهران سازماندهی کنند و حامیان شان را به خیابان ها بیاورند.
📕کودتای ۲۸ مرداد،مارک کرتیس
👎1
🔱نقش آیت الله کاشانی و آیت الله بهبهانی در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲(2)
⚜️سندی مهم در خصوص نقش آیت الله بهبهانی و آیت الله کاشانی در کودتای 28 مردادماه
✍️حسن حلاج مدیر روزنامه مشهور حلاج مینویسد:
🔰..برهبری سپهبد زاهدی نخست وزیر و پشتیبانی معنوی مقامات روحانی حضرت آیة الله آقای سید محمد مجتهد بهبهانی و حاج سید ابو القاسم کاشانی و دیگر مقامات قیام کنندگان ۲۸ مردادماه با یك حمله در ظرف چند ساعت زد و خورد دژ مصدقی را که استحکام آن[بدست] سرلشکر ریاحی رئیس ستاد مصدقی تضمین شده بود در هم فرو ریخته...
⚜️سندی مهم در خصوص نقش آیت الله بهبهانی و آیت الله کاشانی در کودتای 28 مردادماه
✍️حسن حلاج مدیر روزنامه مشهور حلاج مینویسد:
🔰..برهبری سپهبد زاهدی نخست وزیر و پشتیبانی معنوی مقامات روحانی حضرت آیة الله آقای سید محمد مجتهد بهبهانی و حاج سید ابو القاسم کاشانی و دیگر مقامات قیام کنندگان ۲۸ مردادماه با یك حمله در ظرف چند ساعت زد و خورد دژ مصدقی را که استحکام آن[بدست] سرلشکر ریاحی رئیس ستاد مصدقی تضمین شده بود در هم فرو ریخته...
📕تاریخ تحولات سیاسی ایران در قرون معاصر/حسن حلاج/چاپ 1340/ص56
نکته:این کتاب چاپ ۱۳۴۰ میباشد و در زمانی نوشته شده که آیات بهبهانی و کاشانی در قید حیات بودند.
👎1
🔱نقش آیت الله کاشانی و آیت الله بهبهانی در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲(3)
⚜️پروفسور همایون کاتوزیان استاد دانشگاه آکسفورد:
🔰تنها بعد از بازگشت شاه از اروپا به دنبال کودتای ۲۸ مرداد بروجردی شخصاً تلگرامی به شاه فرستاد و به او خوش آمد و تبریک گفت در این اثنا بهبهانی در زمینه سازماندهی عوام الناس در حمله به خانه مصدق در ۲۸ مرداد شدیداً فعالیت داشت. بنا به شواهدی که اخیراً به دست آمده، کاشانی هم با دریافت پول از آمریکا در سقوط حکومت مصدق دست داشته است . در هر حال هر سه رهبر مذهبی در آن مقطع علیه مصدق با هم متحد بودند
⚜️پروفسور همایون کاتوزیان استاد دانشگاه آکسفورد:
🔰تنها بعد از بازگشت شاه از اروپا به دنبال کودتای ۲۸ مرداد بروجردی شخصاً تلگرامی به شاه فرستاد و به او خوش آمد و تبریک گفت در این اثنا بهبهانی در زمینه سازماندهی عوام الناس در حمله به خانه مصدق در ۲۸ مرداد شدیداً فعالیت داشت. بنا به شواهدی که اخیراً به دست آمده، کاشانی هم با دریافت پول از آمریکا در سقوط حکومت مصدق دست داشته است . در هر حال هر سه رهبر مذهبی در آن مقطع علیه مصدق با هم متحد بودند
📕مصدق و نبرد قدرت،ص۲۹۲،همایون کاتوزیان
👎1
🔱نقش آیت الله کاشانی و آیت الله بهبهانی در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲(5)
🔰صبح روز چهارشنبه ۱۹ اوت ۲۸) مرداد) دو تن از مأموران «سیا» با «آرامش» ملاقات کردند و مبلغ ده هزار دلار در اختیار او گذاشتند که به کاشانی بدهد. چنین به نظر می آید که کاشانی ترتیب آن را داد که یک گروه ضد مصدقی از ناحیه بازار به مرکز تهران روانه گردد. احتمالاً دسته های مشابهی نیز مستقلاً توسط رشیدیانها نرن و سیلی و همچنین از طریق آیت الله بهبهانی و شعبان بی مخ سازمان داده شد.
🔰صبح روز چهارشنبه ۱۹ اوت ۲۸) مرداد) دو تن از مأموران «سیا» با «آرامش» ملاقات کردند و مبلغ ده هزار دلار در اختیار او گذاشتند که به کاشانی بدهد. چنین به نظر می آید که کاشانی ترتیب آن را داد که یک گروه ضد مصدقی از ناحیه بازار به مرکز تهران روانه گردد. احتمالاً دسته های مشابهی نیز مستقلاً توسط رشیدیانها نرن و سیلی و همچنین از طریق آیت الله بهبهانی و شعبان بی مخ سازمان داده شد.
📕کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲،گازیوروسکی،ص۳۶
👎1
⚜حماقت مذاکره کنندگان قرارداد ۱۹۳۳،زمانی که حق ایران از منافع خالص شرکت به سود قابل توزیع بین سهامداران تبدیل شد!!
در قرارداد دارسی،سهم ایران ۱۶ درصد از منافع خالص کل شرکت بود.ولی در ۱۹۳۳ سهم ایران از ۱۶ درصد منافع خالص،به ۲۰ درصد از سود قابل توزیع بین سهامداران،تنزل یافت.منافع خالص یعنی کل سودی است که یک شرکت د در یک دوره مالی به دست میاورد،اما سود قابل توزیع بین سهامداران،فقط بخشی از سود آن شرکت است.
📕منبع:خواب آشفته نفت جلد ۳،دکتر محمدعلی موحد،ص ۹۲۸
👍2👎1
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
Photo
🔱استاد محمدعلی موحد تاریخنگار مشهور،معاون اجرایی اوپک و استاد دانشگاه تهران مینویسد:
🔰ما نمی دانیم که مذاکره کنندگان قرار داد ۱۹۳۳ با چه توجیهی راضی شده بودند که ماده دهم این قرارداد به جای فصل دهم امتیاز نامه دارسی نشانده شود. ظاهر ماده چنین مینماید که رقم شانزده درصد به بیست درصد افزایش یافته است و منافع شرکت مادر شامل منافع شرکتهای تابعه آن نیز خواهد بود. اما در واقع فصل دهم امتیاز نامه با مقررات تجدید نظر شده آن فاصله زیادی دارد. در آنجا دولت ایران شانزده درصد از منافع خالص هر شرکت را داشت بسیاری از این شرکت ها معمولاً در سالهای اول عملیات ضرر میدهند. این ضررها ربطی به ایران پیدا نمی کرد. سهم ایران میبایستی از آن زمان که سوددهی عملیات آغاز میشد پرداخت شود وانگهی سهم شانزده درصد ایران از منافع خالص پرداخت میشد نه از سود قابل پرداخت به سهام داران سود قابل پرداخت به سهام داران مشمول محدودیت هایی است که گاهی به سبب مقررات عمومی دولتی و گاهی به موجب تصميمات مجامع عمومي سهام داران بر آن تحمیل میشود میدانیم که چنین محدودیت هایی پس از جنگ جهانی دوم در کشور انگلستان وجود داشت و آن محدودیت ها درآمد ایران را تا حدى غير قابل تحمل فرو میکاست همچنین اصطلاح منافع خالص مذکور در امتیاز نامه ویلیام دارسی مطلق بود و میتوانست این طور تفسیر شود که «منافع خالص» با «منافع خالص مالیات در رفته تفاوت دارد و حال آن که سود قابل تقسیم به سهام داران همواره پس از کسر مالیات محاسبه میشود در ۱۹۴۷) (۱۳۲۶) مجموع سود شرکت بیش از ۴۰ میلیون لیره بود که نزدیک به ۱۵ میلیون لیره از آن به حساب مالیات انگلستان منظور گردید و در حدود یازده میلیون و پانصد هزار لیره هم به حساب ذخیره عمومی شرکت کنار گذارده شد و فقط در حدود هفت میلیون لیره به صاحبان سهام پرداخت شد بیست درصدی که بر این اساس به دولت ایران میرسید در حدود یک میلیون لیره بود و حال آن که اگر آن را بر اساس منافع خالص و نه بر اساس سود قابل تقسیم به سهام داران - حساب میکردند نزدیک به هفت میلیون لیره می شد.
🔰ما نمی دانیم که مذاکره کنندگان قرار داد ۱۹۳۳ با چه توجیهی راضی شده بودند که ماده دهم این قرارداد به جای فصل دهم امتیاز نامه دارسی نشانده شود. ظاهر ماده چنین مینماید که رقم شانزده درصد به بیست درصد افزایش یافته است و منافع شرکت مادر شامل منافع شرکتهای تابعه آن نیز خواهد بود. اما در واقع فصل دهم امتیاز نامه با مقررات تجدید نظر شده آن فاصله زیادی دارد. در آنجا دولت ایران شانزده درصد از منافع خالص هر شرکت را داشت بسیاری از این شرکت ها معمولاً در سالهای اول عملیات ضرر میدهند. این ضررها ربطی به ایران پیدا نمی کرد. سهم ایران میبایستی از آن زمان که سوددهی عملیات آغاز میشد پرداخت شود وانگهی سهم شانزده درصد ایران از منافع خالص پرداخت میشد نه از سود قابل پرداخت به سهام داران سود قابل پرداخت به سهام داران مشمول محدودیت هایی است که گاهی به سبب مقررات عمومی دولتی و گاهی به موجب تصميمات مجامع عمومي سهام داران بر آن تحمیل میشود میدانیم که چنین محدودیت هایی پس از جنگ جهانی دوم در کشور انگلستان وجود داشت و آن محدودیت ها درآمد ایران را تا حدى غير قابل تحمل فرو میکاست همچنین اصطلاح منافع خالص مذکور در امتیاز نامه ویلیام دارسی مطلق بود و میتوانست این طور تفسیر شود که «منافع خالص» با «منافع خالص مالیات در رفته تفاوت دارد و حال آن که سود قابل تقسیم به سهام داران همواره پس از کسر مالیات محاسبه میشود در ۱۹۴۷) (۱۳۲۶) مجموع سود شرکت بیش از ۴۰ میلیون لیره بود که نزدیک به ۱۵ میلیون لیره از آن به حساب مالیات انگلستان منظور گردید و در حدود یازده میلیون و پانصد هزار لیره هم به حساب ذخیره عمومی شرکت کنار گذارده شد و فقط در حدود هفت میلیون لیره به صاحبان سهام پرداخت شد بیست درصدی که بر این اساس به دولت ایران میرسید در حدود یک میلیون لیره بود و حال آن که اگر آن را بر اساس منافع خالص و نه بر اساس سود قابل تقسیم به سهام داران - حساب میکردند نزدیک به هفت میلیون لیره می شد.
📕منبع:خواب آشفته نفت جلد ۳،دکتر محمدعلی موحد،ص ۹۲۸
💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔱نقش آیت الله کاشانی و آیت الله بهبهانی در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲(6)
🔰پروفسور عباس میلانی استاد دانشگاه استنفورد
🔰پروفسور عباس میلانی استاد دانشگاه استنفورد
👍2👎1
⚜️مصدق،چپ یا لیبرال؟
✍️خلیل ملکی رهبر حزب سوسیالیستِ نیروی سوم مینویسد:
🔰...بزرگترین مشکلی که در این راه وجود داشت و تا حدی هنوز هم دارد طرز تفکر دولت لیبرال آقای دکتر مصدق و اطرافیان اوست که بدون داشتن یک نقشه اقتصادی مطالعه شده، مطابق اقتصاد و سیاست لیبرالی کشور را اداره میکنند.
✍️خلیل ملکی رهبر حزب سوسیالیستِ نیروی سوم مینویسد:
🔰...بزرگترین مشکلی که در این راه وجود داشت و تا حدی هنوز هم دارد طرز تفکر دولت لیبرال آقای دکتر مصدق و اطرافیان اوست که بدون داشتن یک نقشه اقتصادی مطالعه شده، مطابق اقتصاد و سیاست لیبرالی کشور را اداره میکنند.
📕نهضت ملی ایران و عدالت اجتماعی،خلیل ملکی،ص ۶۴
❤4
⚜️اقتصاد دولتی،میراث رضاشاه برای ایران(۱)
✍پروفسور عباس امانت استاد دانشگاه ییل مینویسد:
🔰توقف رشد بخش خصوصی گسترش فاصله میان استانداردهای زندگی شهری و روستایی و افزایش تکیه ی دولت بر عواید مستقل - یعنی عواید ناشی از انحصار محصولات و درآمدهای نفتی - مهم ترین میراث دوره ی پهلوی اول بودند وابستگی دولت به شهروندان و مالیات ناچیزی که می پرداختند هر چه کمتر می شد و حکومت که پیوسته نامحبوب تر میشد برای محافظت از خود باید پول بیشتری صرف ارتش و پلیس می کرد. حکومت برای اینکه حضور خود در تقریبا همه ی بخشهای صنعت را حفظ کند باید تبدیل به بزرگترین کارفرمای کشور میشد. این روند با اندک استثنائاتی در سراسر دوره ی پهلوی و پس از آن حفظ شد . این شروع مصیبتی بود که اقتصاد سیاسی ایران تا الان هم بدان دچار است. اقتصاد دوره ی پهلوی اول مانند دیگر اقتصادهای دولتی ثابت کرد به شدت ناکارآمد است و این ناکارآمدی میراث دیگری است که از دهه ای به دهه ای دیگر منتقل شده.
✍پروفسور عباس امانت استاد دانشگاه ییل مینویسد:
🔰توقف رشد بخش خصوصی گسترش فاصله میان استانداردهای زندگی شهری و روستایی و افزایش تکیه ی دولت بر عواید مستقل - یعنی عواید ناشی از انحصار محصولات و درآمدهای نفتی - مهم ترین میراث دوره ی پهلوی اول بودند وابستگی دولت به شهروندان و مالیات ناچیزی که می پرداختند هر چه کمتر می شد و حکومت که پیوسته نامحبوب تر میشد برای محافظت از خود باید پول بیشتری صرف ارتش و پلیس می کرد. حکومت برای اینکه حضور خود در تقریبا همه ی بخشهای صنعت را حفظ کند باید تبدیل به بزرگترین کارفرمای کشور میشد. این روند با اندک استثنائاتی در سراسر دوره ی پهلوی و پس از آن حفظ شد . این شروع مصیبتی بود که اقتصاد سیاسی ایران تا الان هم بدان دچار است. اقتصاد دوره ی پهلوی اول مانند دیگر اقتصادهای دولتی ثابت کرد به شدت ناکارآمد است و این ناکارآمدی میراث دیگری است که از دهه ای به دهه ای دیگر منتقل شده.
📕تاریخ ایران مدرن،عباس امانت،ص۵۱۸
👍5❤1
⚜️اقتصاد دولتی،میراث رضاشاه برای ایران(۲)
✍️دکتر صادق زیباکلام استاد دانشگاه تهران و از دوستداران رضاشاه:
🔰اقتصادی که در زمان رضاشاه پایه گذاری شد یک اقتصاد کاملاً دولتی بود رضاشاه اعتقاد چندانی به اقتصاد آزاد نداشت؛..تمامی صنایع نیز وابسته به دولت بودند بانکها بیمه راه آهن راه سازی حمل و نقل رادیو بهداشت و درمان آموزش و پرورش دانشگاه قند شکر چای روغن نفت بنزین سیگار کبریت ،سیمان ،پارچه بافی تولید صابون صنایع نظامی و .... جملگی به حکومت تعلق داشتند و توسط دولت اداره میشدند بخشهایی هم که در دست حکومت نبودند جبراً از قوانین و مقررات دولتی تبعیت میکردند و از خود استقلالی نداشتند. واردات یا صادرات کالا حتی در موراد خارج از انحصار دولت کاملا با تبعیت از قوانین و مقررات حکومتی انجام میگرفت بنیان اقتصاد دولتی که رضاشاه بنا گذاشت به تدریج رشد کرد و افزایش درآمدهای دولت در دهه های بعدی صرفاً به گسترده تر شدن آن انجامید.
✍️دکتر صادق زیباکلام استاد دانشگاه تهران و از دوستداران رضاشاه:
🔰اقتصادی که در زمان رضاشاه پایه گذاری شد یک اقتصاد کاملاً دولتی بود رضاشاه اعتقاد چندانی به اقتصاد آزاد نداشت؛..تمامی صنایع نیز وابسته به دولت بودند بانکها بیمه راه آهن راه سازی حمل و نقل رادیو بهداشت و درمان آموزش و پرورش دانشگاه قند شکر چای روغن نفت بنزین سیگار کبریت ،سیمان ،پارچه بافی تولید صابون صنایع نظامی و .... جملگی به حکومت تعلق داشتند و توسط دولت اداره میشدند بخشهایی هم که در دست حکومت نبودند جبراً از قوانین و مقررات دولتی تبعیت میکردند و از خود استقلالی نداشتند. واردات یا صادرات کالا حتی در موراد خارج از انحصار دولت کاملا با تبعیت از قوانین و مقررات حکومتی انجام میگرفت بنیان اقتصاد دولتی که رضاشاه بنا گذاشت به تدریج رشد کرد و افزایش درآمدهای دولت در دهه های بعدی صرفاً به گسترده تر شدن آن انجامید.
📕رضاشاه،صادق زیباکلام،ص ۲۸۴
👍3❤1
