⚜چرا پیشنهاد دوم چرچیل_آیزنهاور توسط مصدق رد شد؟
■اشکال دولت ایران که بالاخره رفع نشد و موجب رد طرح گردید مربوط به مسئله تعیین غرامت بود به این معنی که شرکت سابق جبران خسارات از دست دادن کسب و کار یعنى عدم النفع را نیز از ایران مطالبه میکرد در حالی که دولت حق شرکت را به دریافت غرامت محدود به بهای تأسیسات میدانست.
■هموطنان عزیز تصدیق میفرمائید که اگر اساس غرامت را از دست رفتن چنین کسب و کاری قبول کنیم باید تمام عواید نفت خود را یکسره به عنوان غرامت تسلیم شرکت سابق نمائیم ... دولت ایران در مقابل پیشنهاد کرد که اساس غرامت را ارزش اموال و تأسیسات شرکت سابق در ایران قرار دهند زیرا این تنها غرامتی بود که طبق اصول مقرره جهانی دولت ایران می توانست قبول کند.
دلیل رد آن به روایت دکتر فواد روحانی،دبیرکل اوپک و دبیرکل آرسیدی و استاد دانشگاه کلمبیا
•دلیل دولت ایران برای رد آن:
■اشکال دولت ایران که بالاخره رفع نشد و موجب رد طرح گردید مربوط به مسئله تعیین غرامت بود به این معنی که شرکت سابق جبران خسارات از دست دادن کسب و کار یعنى عدم النفع را نیز از ایران مطالبه میکرد در حالی که دولت حق شرکت را به دریافت غرامت محدود به بهای تأسیسات میدانست.
•دلیل رد آن به زبان دکتر مصدق:
■هموطنان عزیز تصدیق میفرمائید که اگر اساس غرامت را از دست رفتن چنین کسب و کاری قبول کنیم باید تمام عواید نفت خود را یکسره به عنوان غرامت تسلیم شرکت سابق نمائیم ... دولت ایران در مقابل پیشنهاد کرد که اساس غرامت را ارزش اموال و تأسیسات شرکت سابق در ایران قرار دهند زیرا این تنها غرامتی بود که طبق اصول مقرره جهانی دولت ایران می توانست قبول کند.
📕منبع:زندگی نامه سیاسی مصدق،دکتر فواد روحانی،ص ۳۰۷،۳۰۹
Forwarded from
هجوم متفقین به مرزهای ایران ساعت ۴ بامداد روز سوم شهریور آغاز شد. ارتش نوین ایران که با میلیاردها ریال هزینه از مالیات تأمین شده بود، ظرف ۶ روز چون گلوله برفی در مقابل اشعه خورشید در مرداد ماه ناگهان ذوب شد و از بین رفت و به دنبال آن فرمانده کل قوا را به اسارت و تبعید به جزیره موریس فرستاد. ارتشی که فقط برای سرکوبی مردم و عشایر بوجود آمده بود، سه روز نتوانست حالت دفاعی به خود بگیرد یا عقبنشینی کرد یا فرار.
#باقر_عاقلی
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
Photo
⚜️دیدگاه شاه نسبت به رزم آرا به روایت اسناد انگلیس،(2)
■بسیاری عقیده داشتند و دارند که نقشه فرار سران حزب توده از زندان با موافقت شخص رزم آرا تنظیم و اجرا شد...حدس دیگری که هنوز طرفدارانی دارد این است که شاه دستور کشتن او را داد چون او را دشمن و رقیب توانای خود و دخیل در سوء قصد بهمن ۱۳۲۷ و عامل سیاست شوروی تصور میکرد. در مورد اینکه رزم آرا قصد برانداختن شاه را داشت و هم اینکه شاه از قصد او آگاه بود قرائن و شواهدی دارد در مورد آمادگی رزم آرا به اجرای کودتا و حتی ترور شاه و اینکه در واقع قوام مانع انجام آن شد.
■شرحی در جزوه من متهم میکنم تألیف دکتر کشاورز گفته شده است. نظر شاه نسبت به رزم آرا نیز از یک سند جالب معلوم میگردد. وابسته نظامی انگلیس در تاریخ ۱۸ تیر (۱۳۲۵) به وزارت خارجه انگلیس گزارش می دهد که 《شاه میگوید رزم آرا ماری است که سرش را باید کوبید. خائن و نادرست است و فرقی با یک عامل شوروی ندارد.》 کسانی که شاه را محرک قتل رزم آرا دانسته اند براینگونه دلایل تکیه میکنند.
به روایت دکتر فواد روحانی،دبیرکل اوپک و آرسیدی و استاد دانشگاه کلمبیا
■بسیاری عقیده داشتند و دارند که نقشه فرار سران حزب توده از زندان با موافقت شخص رزم آرا تنظیم و اجرا شد...حدس دیگری که هنوز طرفدارانی دارد این است که شاه دستور کشتن او را داد چون او را دشمن و رقیب توانای خود و دخیل در سوء قصد بهمن ۱۳۲۷ و عامل سیاست شوروی تصور میکرد. در مورد اینکه رزم آرا قصد برانداختن شاه را داشت و هم اینکه شاه از قصد او آگاه بود قرائن و شواهدی دارد در مورد آمادگی رزم آرا به اجرای کودتا و حتی ترور شاه و اینکه در واقع قوام مانع انجام آن شد.
■شرحی در جزوه من متهم میکنم تألیف دکتر کشاورز گفته شده است. نظر شاه نسبت به رزم آرا نیز از یک سند جالب معلوم میگردد. وابسته نظامی انگلیس در تاریخ ۱۸ تیر (۱۳۲۵) به وزارت خارجه انگلیس گزارش می دهد که 《شاه میگوید رزم آرا ماری است که سرش را باید کوبید. خائن و نادرست است و فرقی با یک عامل شوروی ندارد.》 کسانی که شاه را محرک قتل رزم آرا دانسته اند براینگونه دلایل تکیه میکنند.
📕منبع:زندگی نامه سیاسی مصدق،دکتر فواد روحانی،ص 71
❤1
⚜آیا گفتهی سحابی مبنی بر نقش داشتن مصدق در قتل رزم آرا را میتوان تایید کرد؟
■برخی دیگر مدعی اند تصمیم قتل رزم آرا در جلسه ای گرفته شد که در آن نمایندگان فدائیان اسلام آیت الله کاشانی و برخی از اعضای جبهه ملی شرکت داشتند. در زندگی نامه ای که به تازگی در مورد مصدق نوشته شده نویسنده مدعی شده که به احتمال قوی مصدق هم از تصمیمات این جلسه مطلع بود صحت و سقم هیچ کدام از این شایعات را دست کم در شرایط فعلی و بدون دسترسی به مجموعه اسناد و مدارک آرشیوهای ایرانی نمیتوان تعیین کرد.
پاسخ پروفسور عباس میلانی،استاد و مدیر برنامه مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد
■برخی دیگر مدعی اند تصمیم قتل رزم آرا در جلسه ای گرفته شد که در آن نمایندگان فدائیان اسلام آیت الله کاشانی و برخی از اعضای جبهه ملی شرکت داشتند. در زندگی نامه ای که به تازگی در مورد مصدق نوشته شده نویسنده مدعی شده که به احتمال قوی مصدق هم از تصمیمات این جلسه مطلع بود صحت و سقم هیچ کدام از این شایعات را دست کم در شرایط فعلی و بدون دسترسی به مجموعه اسناد و مدارک آرشیوهای ایرانی نمیتوان تعیین کرد.
📕نگاهی به شاه،عباس میلانی،ص ۱۸۰
❤1
《..تنها گروهی میتواند حاکمیتی پایداری بر پا کند که بتواند روی تأیید حکومت شوندگان حساب کند. کسی که میخواهد ایده های خود را حاکم بر دنیا ببیند، باید بکوشد حاکمیت بر افکار آدم ها را به دست آورد. در بلندمدت نمی توان انسانها را بر خلاف میل و اراده شان تابع نظامی قرار داد که با آن مخالفند. کسی که میکوشد به زور چنین کند، در نهایت شکست خواهد خورد...نمی توان انسانها را بر خلاف میل و اراده شان خوشبخت کرد.》
📗لیبرالیسم،لودویگ فون میزس،ص ۸۹
⚜️مصدق و حزب توده
•دیدگاه حزب توده نسبت به مصدق چه بود؟
•آیا حزب توده موافق ملی کردن نفت بود؟
•مصدق نسبت به حزب توده چه نگاهی داشت؟
•چرا مصدق فعالیت های حزب توده را آزاد گذاشت؟
•دیدگاه حزب توده نسبت به مصدق چه بود؟
•آیا حزب توده موافق ملی کردن نفت بود؟
•مصدق نسبت به حزب توده چه نگاهی داشت؟
•چرا مصدق فعالیت های حزب توده را آزاد گذاشت؟
پاسخ به روایت استاد محمدعلی موحد تاریخنگار مشهور،معاون اجرایی اوپک و استاد دانشگاه تهران
📗خواب آشفته نفت جلد دوم،دکتر محمدعلی موحد،ص ۴۳۹ و ۴۴۰
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
Photo
⚜️مصدق و حزب توده
《مصدق در جبهه داخل گذشته از مقابله با حملات و هتاکی های عمال بریتانیا با دو گروه مخالف سرسخت دیگر نیز دست به گریبان بود اول حزب توده که مصدق را به چشم عنصری از اشرافیت پوسیده و محکوم به زوال ایران می نگریست. از آن روز که قانون تحریم مذاکره درباره امتیاز نفت به ابتکار و پیشنهاد مصدق تصویب شد حزب توده حساب خود را از مصدق جدا کرد مصدق کسی بود که راه را به روی منافع اقتصادی اردوی زحمت کشان دنیا بسته و میدان را برای یکه تازی نیروهای استعمار خالی گذاشته بود حزب توده بر آن بود که اگر بریتانیای استعمارگر در جنوب ایران سنگربندی کرده است باید برای ارتش آزادی بخش حکومت شوراها نیز امکان سنگربندی در شمال ایران فراهم گردد و این البته از نظر جهان بینی کمونیستی که در ورای ظواهر تقسیمات سیاسی و نیرنگهای ملی گرایانه عرصه عالم را ناوردگاه میان نیروهای شر و یک نیروی خبر میدید درست و قابل توجیه بود. مصدق و امثال او از دیدگاه حزب توده اگر هم میتوانستند حسن نیتی داشته باشند به لحاظ موقعیت اجتماعی و طرز فکر طبقاتی خود در اردوی مخالف جای داشتند و خواه ناخواه به ساز استعمار میرقصیدند حزب توده با این شیوه تفکر موضع عجیبی در برابر ملی شدن نفت داشت به این معنی که با اصل مطلب مخالف بود و در عین حال هر قدمی که مصدق به حل مسئله نزدیک می رفت حزب توده آن را خیانتی تلقی میکرد و سر و صدا راه می انداخت که مصدق و دار و دستۀ او میخواهند مملکت را به اربابان انگلیسی و آمریکایی خود بفروشند. در واقع به نظر حزب توده اصل ملی کردن نفت نقشه بیگانگان یعنی آمریکا و انگلیس بود و پیشنهادهایی هم که برای پایان بخشیدن به اختلاف و راه انداختن مجدد صنعت نفت مطرح میگردید جزئی از همان نقشه تلقی می شد و دکتر مصدق چون عروسک خیمه شب بازی به اشاره و دستور اربابان حرکت میکرد.اما مصدق نیز در برابر حزب توده با بن بستی مضاعف رو به رو بود. مصدق حزب توده را بلندگوی روسها می دانست و به هیچ وجه نسبت به زعمای آن حزب خوشبین نبود. حزب توده از زمان ترور شاه در بهمن ماه ۱۳۲۷ غیر قانونی اعلام شده بود و مصدق می توانست از فعالیتهایی هم که در زیر نقاب نام های دیگر ولی توسط عاملان حزب توده انجام میشد جلوگیری نماید اما این کار با اصول دموکراسی که مصدق به آن ایمان داشت سازگار نبود. مصدق که منادی آزادی عقیده و آزادی بیان بود چگونه میتوانست جلو جراید حزب توده را بگیرد از سوی دیگر وجود حزب توده و سر و صدای هواداران آن از نظر مصدق برای اقناع آمریکایی ها لازم بود. امریکا میبایستی نگران سقوط ایران در دامن کمونیسم باشد تا بتواند متحد خود بریتانیا را برای توافق با مصدق در فشار بگذارد...》
به روایت استاد محمدعلی موحد تاریخنگار مشهور،معاون اجرایی اوپک و استاد دانشگاه تهران
《مصدق در جبهه داخل گذشته از مقابله با حملات و هتاکی های عمال بریتانیا با دو گروه مخالف سرسخت دیگر نیز دست به گریبان بود اول حزب توده که مصدق را به چشم عنصری از اشرافیت پوسیده و محکوم به زوال ایران می نگریست. از آن روز که قانون تحریم مذاکره درباره امتیاز نفت به ابتکار و پیشنهاد مصدق تصویب شد حزب توده حساب خود را از مصدق جدا کرد مصدق کسی بود که راه را به روی منافع اقتصادی اردوی زحمت کشان دنیا بسته و میدان را برای یکه تازی نیروهای استعمار خالی گذاشته بود حزب توده بر آن بود که اگر بریتانیای استعمارگر در جنوب ایران سنگربندی کرده است باید برای ارتش آزادی بخش حکومت شوراها نیز امکان سنگربندی در شمال ایران فراهم گردد و این البته از نظر جهان بینی کمونیستی که در ورای ظواهر تقسیمات سیاسی و نیرنگهای ملی گرایانه عرصه عالم را ناوردگاه میان نیروهای شر و یک نیروی خبر میدید درست و قابل توجیه بود. مصدق و امثال او از دیدگاه حزب توده اگر هم میتوانستند حسن نیتی داشته باشند به لحاظ موقعیت اجتماعی و طرز فکر طبقاتی خود در اردوی مخالف جای داشتند و خواه ناخواه به ساز استعمار میرقصیدند حزب توده با این شیوه تفکر موضع عجیبی در برابر ملی شدن نفت داشت به این معنی که با اصل مطلب مخالف بود و در عین حال هر قدمی که مصدق به حل مسئله نزدیک می رفت حزب توده آن را خیانتی تلقی میکرد و سر و صدا راه می انداخت که مصدق و دار و دستۀ او میخواهند مملکت را به اربابان انگلیسی و آمریکایی خود بفروشند. در واقع به نظر حزب توده اصل ملی کردن نفت نقشه بیگانگان یعنی آمریکا و انگلیس بود و پیشنهادهایی هم که برای پایان بخشیدن به اختلاف و راه انداختن مجدد صنعت نفت مطرح میگردید جزئی از همان نقشه تلقی می شد و دکتر مصدق چون عروسک خیمه شب بازی به اشاره و دستور اربابان حرکت میکرد.اما مصدق نیز در برابر حزب توده با بن بستی مضاعف رو به رو بود. مصدق حزب توده را بلندگوی روسها می دانست و به هیچ وجه نسبت به زعمای آن حزب خوشبین نبود. حزب توده از زمان ترور شاه در بهمن ماه ۱۳۲۷ غیر قانونی اعلام شده بود و مصدق می توانست از فعالیتهایی هم که در زیر نقاب نام های دیگر ولی توسط عاملان حزب توده انجام میشد جلوگیری نماید اما این کار با اصول دموکراسی که مصدق به آن ایمان داشت سازگار نبود. مصدق که منادی آزادی عقیده و آزادی بیان بود چگونه میتوانست جلو جراید حزب توده را بگیرد از سوی دیگر وجود حزب توده و سر و صدای هواداران آن از نظر مصدق برای اقناع آمریکایی ها لازم بود. امریکا میبایستی نگران سقوط ایران در دامن کمونیسم باشد تا بتواند متحد خود بریتانیا را برای توافق با مصدق در فشار بگذارد...》
📗خواب آشفته نفت جلد دوم،دکتر محمدعلی موحد،ص ۴۳۹ و ۴۴۰
Forwarded from
"جبهه ی ملی نقشی در ترور رزم آرا نداشت" عنوان یک گفتگو با دکتر فخرالدین عظیمی ست که در ماهنامه ی اندیشه ی پویا [ش؟] منتشر و در سایت تاریخ ایرانی بازنشر یافته است. در بخشی از این گفتگو، عظیمی به نقد خاطرات زنده یاد سحابی پرداخته است. می دانیم که کتاب خاطرات مهندس سحابی، به طور گسترده ای مورد استناد مخالفان و منتقدان جبهه ی ملی و دکتر مصدق قرار می گیرد. سحابی در بخشی از خاطرات خود از جلسه ی مشترک جبهه ملی و فداییان اسلام سخن گفته که طی آن طرفین در مورد ترور رزم آرا به اتفاق نظر می رسند. ذیلا بخشی از این نقد از نظر خوانندگان خواهد گذشت. نقد دکتر عظیمی البته حاوی برخی انگیزه خوانی ها در روش تاریخ نگاری زنده یاد سحابی نیز هست که صاحب این قلم با آن زاویه دارد اما از آنجا که کلیت حرف در مورد ظرافت ها و اِعمال دقت نظرهای لازم در خاطره نویسی حائز اهمیت و آموختنی ست، به نظر رسید در این روزها که سالگشت درگذشت زنده یاد سحابی - یکی از شریف ترین فرزندان ایران - است، خواندن آن خالی از لطف نباشد تا یادکردها صرفا به نکوداشت ها ختم نشود بلکه تذکاری هم برای ما در راه ماندگان باشد. متن کامل گفتگو را اینجا بخوانید.
نکتهای که برای من روشن نیست این است که چرا باید کسی مانند سحابی روایت فدائیان [اسلام] از نقش آنها را بیهیچ تاملی بپذیرد و ادعاهای موجود را بدون آزمودن و سنجیدن در خور ذکر بداند؟ بیگمان همدلی او با فدائیان، به رغم انتقادهایی که به آنها دارد، آشکار است ولی کار خاطرهنگار این است که در برابر آیندگان احساس مسوولیت کند و هر شنیدهای را که در اثر گذشت زمان با تصورات و اوهام و خیالات زیادی آمیخته شده است، به عنوان واقعیت یا به شکلی که دیگران آن را واقعیت تصور کنند، منعکس نکند.
به گمان من سحابی انسان نیکدلی بود اما در امر تاریخ نیکدلی مطرح نیست؛ آنچه مطرح است خردورزی، حقیقت و وجدان است. بهتر این بود که او از تاریخنگاری بپرهیزد و به بازگفت آنچه خود دیده بود اکتفا کند.
همچنین شایسته این بود که کسی با تعهدات اخلاقی و دینی او، دیگران - مخصوصا درگذشتگانی را که مجال دفاع از خود ندارند - مستقیم یا غیرمستقیم به مشارکت یا تبانی در قتل متهم نکند. نگرانی من این است که با توجه با مانوسات ذهنی رایج در ایران دربارهٔ تاریخ، اینگونه ادعاها در ذهنیتها رسوب کند و برداشتهای موجود از گذشته را مخدوشتر نماید. همین که شما این ادعاها را مبنای سوال خود قرار دادهاید نشانهٔ این است که آنها را باورکردنی یا جدی تصور کردهاید و این مایهٔ نگرانی است.
اغلب جنبههای تاریخی خاطرات سحابی ضعیف است. کاش او به نوشتن خاطرات و مشاهدات خود اکتفا کرده بود و از بازگفت رقیق، آشفته و ناهمگونی از تاریخ سیاسی روزگار جوانی خود اجتناب ورزیده بود. بسیاری از اینگونه خاطرهنویسیها، بازگفت خواندهها و شنیدهها و تکرار بیماخذ روایاتی از رویدادهای سیاسی است که با حرفهای جسته گریختهای دربارهٔ خود نویسنده درآمیخته است.
سحابی میبایست بکوشد از روشهای مالوف خاطرهنویسی در ایران بپرهیزد و حال و هوای عاطفی گذشته را منعکس کند و دربارهٔ تجربهها و مشاهدات خود به تامل و مکاشفه بپردازد. بازتاباندن جسته و گریختهٔ آنچه گمان میرود در گذشته رخ داده است، بدون نقد و بدون توجه به ماخد و اسناد و نگرش تاریخی، آشفتگی فکر تاریخی ایرانیان را دامنهدارتر میکند.
بسیاری از اینگونه خاطرهنویسیها و آنچه را کسانی در خاطرات خود یا تاریخهای شفاهی بازگفتهاند، باید با احتیاط زیادی تلقی کرد. برخی از کسان دیگری که دربارهٔ گذشته چیز مینویسند، ادعاهای اغلب مبالغهآمیز کنشگران گذشته، از جمله سران فدائیان اسلام، را در موارد فراوان جدی گرفتهاند و آن سخنان را سند تاریخی و گواه وقوع رخدادها انگاشتهاند. مورخ باید با شمّ تاریخی و وجدان حقیقتجو و روش انتقادی این سخنان و همهٔ ادعاهایی از اینگونه را بسنجد و موجه را از ناموجه تمیز بدهد.
@hamidrezaabedian
❤1
Forwarded from پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
در پیشگاهِ اهلِ خرد نیست محترم
هر کس که فکرِ جامعه را محترم نداشت
پایان فعالیت
هر کس که فکرِ جامعه را محترم نداشت
فرخی یزدی؛
پایان فعالیت
❤9🤣4