_نبرد دلاورانهی عباس میرزا با لشکریان روس و شکست آنان
pajooshkodeh_ pazheham پژهام
📗ایران در میان طوفان/ناصر نجمی/ص ۲۱۹ و ۲۲۰
❤9
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
Photo
⚜نبرد دلاورانهی عباس میرزا با لشکریان روس و شکست آنان
■نایب السلطنه پس از صادر کردن این فرامین با سپاهیان خود از آذربایجان خارج شده ابتدا با تفاق محمد میرزا و اسمعیل میرزا خود را بجبهه جنك ميرساند و بمحض نزديك شدن بمنطقه ای که روسها در آنجا مشغول پیشروی بودند یورش ناگهانی شدیدی بصفوف آنها میبرد روسها که هرگز انتظار فرارسیدن نیروهایی را از سپاهیان ایران نداشتند بتصور اینکه آنها از یاغیان و سرکشان قراباغ هستند که بر علیه ایشان قیام کرده اند با سواران خود بجنك با مهاجمین میپردازند و ضمناً توپخانه خود را وادار بشليك مينمايند عباس میرزا در همان موقع دستور میدهد که افواج سمنانی که پیشاپیش صفوف او در حرکت بودند شروع بتیراندازی کنند توپچی های افواج سمنانی بمحض دریافت این حکم چند اراده توپ را بر فراز بلندی جای داده متقابلا شليك مینمایند.
■روسها که کم کم در یافته بودند که سپاهیان نایب السلطنه بمیدان کارزار شتافته اند بعقب نشینی پرداخته خود را برودخانه ای که در آن نزدیکی بود میرسانند ولی در آنجا با مر عباس میرزا تحت فشار سخت آتشبارهای ایران واقع میشوند، روسها ناگزیر توپهای خود را بیالای بلندی رسانیده باین فکر می افتند که از فراز بلندی سپاهیان عباس میرزا را يزير شليك گلوله های خود بگیرند ولی نایب السلطنه بفوج دوم تبریز اشاره کرده و آنها باشم شمشیرهای کشیده خود را بروسها رسانیده پس از يك نبرد خونین دشمن را در هم می شکنند بطوری که روسها همگی با وحشت و ترس تفنگها را بزمین ریخته تسلیم میشوند در این نبرد عموم روسها يا بخاك هلاكت افتاده و با به اسارت در میآیند فقط دو هزار نفر از آنها موفق بفرار و گریختن از میدان جنگ میشوند.
■نایب السلطنه پس از صادر کردن این فرامین با سپاهیان خود از آذربایجان خارج شده ابتدا با تفاق محمد میرزا و اسمعیل میرزا خود را بجبهه جنك ميرساند و بمحض نزديك شدن بمنطقه ای که روسها در آنجا مشغول پیشروی بودند یورش ناگهانی شدیدی بصفوف آنها میبرد روسها که هرگز انتظار فرارسیدن نیروهایی را از سپاهیان ایران نداشتند بتصور اینکه آنها از یاغیان و سرکشان قراباغ هستند که بر علیه ایشان قیام کرده اند با سواران خود بجنك با مهاجمین میپردازند و ضمناً توپخانه خود را وادار بشليك مينمايند عباس میرزا در همان موقع دستور میدهد که افواج سمنانی که پیشاپیش صفوف او در حرکت بودند شروع بتیراندازی کنند توپچی های افواج سمنانی بمحض دریافت این حکم چند اراده توپ را بر فراز بلندی جای داده متقابلا شليك مینمایند.
■روسها که کم کم در یافته بودند که سپاهیان نایب السلطنه بمیدان کارزار شتافته اند بعقب نشینی پرداخته خود را برودخانه ای که در آن نزدیکی بود میرسانند ولی در آنجا با مر عباس میرزا تحت فشار سخت آتشبارهای ایران واقع میشوند، روسها ناگزیر توپهای خود را بیالای بلندی رسانیده باین فکر می افتند که از فراز بلندی سپاهیان عباس میرزا را يزير شليك گلوله های خود بگیرند ولی نایب السلطنه بفوج دوم تبریز اشاره کرده و آنها باشم شمشیرهای کشیده خود را بروسها رسانیده پس از يك نبرد خونین دشمن را در هم می شکنند بطوری که روسها همگی با وحشت و ترس تفنگها را بزمین ریخته تسلیم میشوند در این نبرد عموم روسها يا بخاك هلاكت افتاده و با به اسارت در میآیند فقط دو هزار نفر از آنها موفق بفرار و گریختن از میدان جنگ میشوند.
pajooshkodeh_ pazheham پژهام
📗ایران در میان طوفان/ناصر نجمی/ص ۲۱۹ و ۲۲۰
🔥6❤2
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
♦️کمک و مساعدت شیرعلی مردان خان به نظامیان رضاشاه در جهت سرکوب شیخ خزعل و خوانین خائن طرفدارش؛ ✍شیرعلی مردان خان در صحفه دوم نامه خود به مجلس چنین نوشته شده: بعد از آنکه به دستور اجنبی هفتاد نفر از نظامیان رشید در کاروانسرای شلیل خائنانه شهید کردند برای…
_بازخوانی یک شکست:چرا شیخ خزعل به سرعت تسلیم شد و نقش انگلستان در این موضوع چه بود؟!
_در خصوص جنبش شیخ خزعل اسناد مختلفی وجود دارد.یکی از مهمترین آنها خاطرهای از امیر مجاهد بختیاری،از سران اصلی قیام سعادت است.برای پی بردن به پاسخ سوال بالا این مطلب را حتما مطالعه کنید.
_در خصوص جنبش شیخ خزعل اسناد مختلفی وجود دارد.یکی از مهمترین آنها خاطرهای از امیر مجاهد بختیاری،از سران اصلی قیام سعادت است.برای پی بردن به پاسخ سوال بالا این مطلب را حتما مطالعه کنید.
pajooshkodeh_ pazheham پژهام
📕تاریخ بیست ساله/جلد ۳/حسین مکی/ص۱۵۶و۱۵۷و۱۵۸
👍7
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
Photo
⚜بازخوانی یک شکست:چرا شیخ خزعل به سرعت تسلیم شد و نقش انگلستان در این موضوع چه بود؟!
■امیر مجاهد در اواخر سال ۱۳۰۹ و اوایل ۱۳۱۰ در خراسان تبعید و در حبس نظر بسر میبرد در همین تاریخ در یکی از ملاقاتهایش که با یکی از دوستان خود بنام الف کرده بود پس از نوشیدن کمی نوشابه الکلی آغاز گلایه میکند و نسبت بسیاست انگلستان در ایران اظهاراتی نموده در حال عصبانیت اینطور میگوید که : قیام ما ( یعنی قیام سعادت ) در خوزستان با شیخ خزعل بدستور قنسول انگلیس در اهواز بوده و حتی مینوت تلگرافاتی که بمرکز مخابره میکردیم یا بدستور وسلیقه او انشاء شده بود و یا با طلاع و اشاره او بوده است. قنسول انگلیس مقیم اهواز وعده همه نوع كمك مادى و مهمات حتى توب و اسلحه کافی بما میداد. پس از آلودکی بختياريها بقيام ومخابر تلگرافاتی که مطلوب او بود برای متحد ساختن و پیوند دادن ما باشیخ خزعل يك مرتبه با هوا پیما به مال امیر ( فعلاً نام آن دیزج است ) آمده بر ما وارد شد و ما را تحریص و تحریک میکرد که باید بختیار بها هم در قیام شیخ خزعل بر علیه سردارسپه شرکت و كمك نمایند و قول صریح داد که ما هم هر اندازه پول و مهلت لازم باشد خواهیم رساند. بختیاریها باید عده خودشانرا بخوزستان ببرند. پس از این ملاقات و برگزار شدن پذیرائي قنسول ، با كمك مرتضی قلیخان پر صمصام السلطنه عده ای سوار بختیاری برداشته از همان مال امیر عازم اهواز شدیم ، چکی هم بعنوان مخارج مقدماتی ممبلغ هفده هزار تومان قنسول انگلیس داده بود پس از ورود باهواز و ملاقات باشيخ تلگراف مطلوب قنسول برای تهران بدستور او مخابره شد. گویا در اهواز هم قنسول انگلیس باز مبلغی بعنوان اعتبار برای مخارج مقدماتی چك داده بود.
■همینکه جواب تلگراف شیخ خزعل و امیر مجاهد و سایر بختياريها بالحن شدید از تهران میرسد قنول انگلیس ناگهان از اهواز عزیمت و پس از چندی قنسول دیگری بجای وی وارد اهواز میشود. در نخستین ملاقاتی که با امیر مجاهد و شیخ خزعل و سایر رؤساء قيام مینماید تجاهل کرده میگوید چرا بر علیه حکومت مرکزی مبادرت بقيام و اقدام نموده اند رؤسای بختیاری و شیخ خزعل اظهار میکنند که ما بدستور قنول سابق مبادرت بچنین اقدام می نموده ایم. قنسول جدید از مذاکرات قنسول سابق مبنی بر تحریص و تحريك در قیام بر علیه سردارسپه اظهار تاسف میکند و میگوید سلف من خودسرانه بچنین اقدامی مبادرت ورزیده بود و بهمین علت هم احضار شده کارش سخت و محاکمه خواهد شد و ما چطور میتوانیم با شما بر علیه حکومت مرکزى كمك و مساعدت کنیم. فقط بپاس مواعید قنسولگری انگلیس میتوانیم مخارج شما را در این قیام تأمین کرده و تأمین جانی نیز برای شما و شیخ و سایرین از سردارسپه بگیریم، صلاح شماهم در تسلیم بحضرت اشرف سردار سپه است لاغیر. پس از این ملاقات شیخ با بختیاریها از رو دست و فریبی که خورده بودند متاسف میشوند و نظریات مختلفی پیدا مینمایند ولی بالمال چون انگلیسیها را با خود همراه نمیبینند از تصمیماتی که گرفته بودند منصرف و خواه و ناخواه بسردارسپه(رضاشاه بعدی)اظهار اطاعت و انقیاد مینمایند و فتح بزرگ خوزستان بدین ترتیب نصیب سردارسپه میشود.
خاطرهای مهم به نقل از امیرمجاهد بختیاری از سران جنبش شیخ خزعل
■امیر مجاهد در اواخر سال ۱۳۰۹ و اوایل ۱۳۱۰ در خراسان تبعید و در حبس نظر بسر میبرد در همین تاریخ در یکی از ملاقاتهایش که با یکی از دوستان خود بنام الف کرده بود پس از نوشیدن کمی نوشابه الکلی آغاز گلایه میکند و نسبت بسیاست انگلستان در ایران اظهاراتی نموده در حال عصبانیت اینطور میگوید که : قیام ما ( یعنی قیام سعادت ) در خوزستان با شیخ خزعل بدستور قنسول انگلیس در اهواز بوده و حتی مینوت تلگرافاتی که بمرکز مخابره میکردیم یا بدستور وسلیقه او انشاء شده بود و یا با طلاع و اشاره او بوده است. قنسول انگلیس مقیم اهواز وعده همه نوع كمك مادى و مهمات حتى توب و اسلحه کافی بما میداد. پس از آلودکی بختياريها بقيام ومخابر تلگرافاتی که مطلوب او بود برای متحد ساختن و پیوند دادن ما باشیخ خزعل يك مرتبه با هوا پیما به مال امیر ( فعلاً نام آن دیزج است ) آمده بر ما وارد شد و ما را تحریص و تحریک میکرد که باید بختیار بها هم در قیام شیخ خزعل بر علیه سردارسپه شرکت و كمك نمایند و قول صریح داد که ما هم هر اندازه پول و مهلت لازم باشد خواهیم رساند. بختیاریها باید عده خودشانرا بخوزستان ببرند. پس از این ملاقات و برگزار شدن پذیرائي قنسول ، با كمك مرتضی قلیخان پر صمصام السلطنه عده ای سوار بختیاری برداشته از همان مال امیر عازم اهواز شدیم ، چکی هم بعنوان مخارج مقدماتی ممبلغ هفده هزار تومان قنسول انگلیس داده بود پس از ورود باهواز و ملاقات باشيخ تلگراف مطلوب قنسول برای تهران بدستور او مخابره شد. گویا در اهواز هم قنسول انگلیس باز مبلغی بعنوان اعتبار برای مخارج مقدماتی چك داده بود.
■همینکه جواب تلگراف شیخ خزعل و امیر مجاهد و سایر بختياريها بالحن شدید از تهران میرسد قنول انگلیس ناگهان از اهواز عزیمت و پس از چندی قنسول دیگری بجای وی وارد اهواز میشود. در نخستین ملاقاتی که با امیر مجاهد و شیخ خزعل و سایر رؤساء قيام مینماید تجاهل کرده میگوید چرا بر علیه حکومت مرکزی مبادرت بقيام و اقدام نموده اند رؤسای بختیاری و شیخ خزعل اظهار میکنند که ما بدستور قنول سابق مبادرت بچنین اقدام می نموده ایم. قنسول جدید از مذاکرات قنسول سابق مبنی بر تحریص و تحريك در قیام بر علیه سردارسپه اظهار تاسف میکند و میگوید سلف من خودسرانه بچنین اقدامی مبادرت ورزیده بود و بهمین علت هم احضار شده کارش سخت و محاکمه خواهد شد و ما چطور میتوانیم با شما بر علیه حکومت مرکزى كمك و مساعدت کنیم. فقط بپاس مواعید قنسولگری انگلیس میتوانیم مخارج شما را در این قیام تأمین کرده و تأمین جانی نیز برای شما و شیخ و سایرین از سردارسپه بگیریم، صلاح شماهم در تسلیم بحضرت اشرف سردار سپه است لاغیر. پس از این ملاقات شیخ با بختیاریها از رو دست و فریبی که خورده بودند متاسف میشوند و نظریات مختلفی پیدا مینمایند ولی بالمال چون انگلیسیها را با خود همراه نمیبینند از تصمیماتی که گرفته بودند منصرف و خواه و ناخواه بسردارسپه(رضاشاه بعدی)اظهار اطاعت و انقیاد مینمایند و فتح بزرگ خوزستان بدین ترتیب نصیب سردارسپه میشود.
pajooshkodeh_ pazheham پژهام
📕تاریخ بیست ساله/جلد ۳/حسین مکی/ص۱۵۶و۱۵۷و۱۵۸
👍6😁1
Forwarded from حجت کلاشی
با سری بلندی از میهنم دفاع خواهم کرد و تجاوز بیگانگان به کشورم را محکوم میکنم.
جنگ، سیل است، نه باران!
دستگاه تبلیغاتی بزرگی در کار بود که تجاوز به کشور را زیر پرده مخملین و خوش رنگ و نگار «کمک به مردم» و «رسیدن به آزادی» بگذارد و به مردم بفروشد. اکنون پرده برافتاده و همه آنهایی که بهعنوان بازوهای پروپاگاندای این تجاوز کار کردند بیآبرو خواهند شد.
پیشتر مهدی بازرگان درباره انقلاب گفته بود ما باران میخواستیم، سیل آمد. این جمله نشان میدهد که بازرگان شناختی از مفهوم انقلاب و پیامدهای آن نداشته است. پس از نیم سده تلویزیون منوتو -در این مورد- خواهر کوچکتر اینترنشنال، قاسمینژاد را آورده و از او پرسیده «حمایت خارجی تا کجا قابل پذیرش است؟»
این پرسش به خودی خود نشان میدهد که پرسشکننده و مهمان هیچ شناختی از مفاهیم ندارند؛ به این میماند که کسی بپرسد با «سیل» تا کجا همراهی؟ و مهمانی که آیه بلاهت است بگوید تا جایی که خانه دشمنان مرا خراب کند! و خب هر آدم عاقلی بیدرنگ خواهد پرسید اگر خراب کرد چه غلطی میتوانی بکنی؟ (شاید پاسخش این باشد که توییت میزنم و با بات لایکریزی میکنم! همچنین میتواند بگوید من آمریکایی هستم و برای تأمین منافع ملی آمریکا سوگند خوردهام؛ آن دیگر مشکل شما ایرانیهاست.)
اینها پنداشتهاند اگر نام جنگ و تجاوز را «حمایت» بگذارند، ماهیت آن حیوان وحشی و درنده دگرگون میشود! اما مردم با دیدن بمبارانِ ریرساختها، صنایع و پالایشگاهها و کشته شدن مردم در کوچه و خیابان خواهند فهمید که این حمایت خانهخرابشان کرده است و هیچ نسبتی با آزادی نداشته است. بویژه اگر زبانِ بیش فعال ترامپ فاش کند که «رهبر جهان آزاد» در پی بدست آوردن چاههای نفت ایران است و یا حتا ممکن است فشار «حمایتگر» بالا برود و اعلام کند که تا نابودی همه زیرساختها آماده حمایت است!
اگر هنرمندی پیدا شود که بخواهد «خیانت» و «بلاهت» را در یک تندیس نمایش دهد باید از چهره سعید قاسمینژاد الهام بگیرد. بالا رفتن او از نردبان مشاوره نشانهایست از حاکم شدن «اصل پتیارگی» در دربار که میشود پیامدهای آن را در هر گوشه و کناری دید. ذهن او از بررسی پیامدهای هر تصمیم و یا موضع و جدا کردن مفاهیم از همدیگر ناتوان است.
در سنت ملی ما، که طبیعیست ربطی به این آمریکایی ندارد، استقلال ملی و دفاع از سرزمین اصل ارجمند و بنیادین است و دفاع از کشور سرتاپا «نام» است و در آن «ننگی» نیست!
جنگ، سیل است، نه باران!
دستگاه تبلیغاتی بزرگی در کار بود که تجاوز به کشور را زیر پرده مخملین و خوش رنگ و نگار «کمک به مردم» و «رسیدن به آزادی» بگذارد و به مردم بفروشد. اکنون پرده برافتاده و همه آنهایی که بهعنوان بازوهای پروپاگاندای این تجاوز کار کردند بیآبرو خواهند شد.
پیشتر مهدی بازرگان درباره انقلاب گفته بود ما باران میخواستیم، سیل آمد. این جمله نشان میدهد که بازرگان شناختی از مفهوم انقلاب و پیامدهای آن نداشته است. پس از نیم سده تلویزیون منوتو -در این مورد- خواهر کوچکتر اینترنشنال، قاسمینژاد را آورده و از او پرسیده «حمایت خارجی تا کجا قابل پذیرش است؟»
این پرسش به خودی خود نشان میدهد که پرسشکننده و مهمان هیچ شناختی از مفاهیم ندارند؛ به این میماند که کسی بپرسد با «سیل» تا کجا همراهی؟ و مهمانی که آیه بلاهت است بگوید تا جایی که خانه دشمنان مرا خراب کند! و خب هر آدم عاقلی بیدرنگ خواهد پرسید اگر خراب کرد چه غلطی میتوانی بکنی؟ (شاید پاسخش این باشد که توییت میزنم و با بات لایکریزی میکنم! همچنین میتواند بگوید من آمریکایی هستم و برای تأمین منافع ملی آمریکا سوگند خوردهام؛ آن دیگر مشکل شما ایرانیهاست.)
اینها پنداشتهاند اگر نام جنگ و تجاوز را «حمایت» بگذارند، ماهیت آن حیوان وحشی و درنده دگرگون میشود! اما مردم با دیدن بمبارانِ ریرساختها، صنایع و پالایشگاهها و کشته شدن مردم در کوچه و خیابان خواهند فهمید که این حمایت خانهخرابشان کرده است و هیچ نسبتی با آزادی نداشته است. بویژه اگر زبانِ بیش فعال ترامپ فاش کند که «رهبر جهان آزاد» در پی بدست آوردن چاههای نفت ایران است و یا حتا ممکن است فشار «حمایتگر» بالا برود و اعلام کند که تا نابودی همه زیرساختها آماده حمایت است!
اگر هنرمندی پیدا شود که بخواهد «خیانت» و «بلاهت» را در یک تندیس نمایش دهد باید از چهره سعید قاسمینژاد الهام بگیرد. بالا رفتن او از نردبان مشاوره نشانهایست از حاکم شدن «اصل پتیارگی» در دربار که میشود پیامدهای آن را در هر گوشه و کناری دید. ذهن او از بررسی پیامدهای هر تصمیم و یا موضع و جدا کردن مفاهیم از همدیگر ناتوان است.
در سنت ملی ما، که طبیعیست ربطی به این آمریکایی ندارد، استقلال ملی و دفاع از سرزمین اصل ارجمند و بنیادین است و دفاع از کشور سرتاپا «نام» است و در آن «ننگی» نیست!
❤1
🔱نقش آیت الله کاشانی و آیت الله بهبهانی در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲(1)
⚜دکتر مارک کرتیس استاد دانشگاه لندن:
🔰سازمان CIA برای برانگیختن قیام گسترده تر به روحانیت روی آورد و از طریق برادران رشیدیان با کاشانی ارتباط برقرار کرد. امریکا صورت حساب این عملیات مشترک انگلیسی-آمریکایی را به مبلغ 10 هزار دلار به کاشانی پرداخت میکند تا او همراه با سایر آیت الله ها تظاهرات گسترده ای را در مرکز تهران سازماندهی کنند و حامیان شان را به خیابان ها بیاورند.
⚜دکتر مارک کرتیس استاد دانشگاه لندن:
🔰سازمان CIA برای برانگیختن قیام گسترده تر به روحانیت روی آورد و از طریق برادران رشیدیان با کاشانی ارتباط برقرار کرد. امریکا صورت حساب این عملیات مشترک انگلیسی-آمریکایی را به مبلغ 10 هزار دلار به کاشانی پرداخت میکند تا او همراه با سایر آیت الله ها تظاهرات گسترده ای را در مرکز تهران سازماندهی کنند و حامیان شان را به خیابان ها بیاورند.
📕کودتای ۲۸ مرداد،مارک کرتیس
👎1
🔱نقش آیت الله کاشانی و آیت الله بهبهانی در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲(2)
⚜️سندی مهم در خصوص نقش آیت الله بهبهانی و آیت الله کاشانی در کودتای 28 مردادماه
✍️حسن حلاج مدیر روزنامه مشهور حلاج مینویسد:
🔰..برهبری سپهبد زاهدی نخست وزیر و پشتیبانی معنوی مقامات روحانی حضرت آیة الله آقای سید محمد مجتهد بهبهانی و حاج سید ابو القاسم کاشانی و دیگر مقامات قیام کنندگان ۲۸ مردادماه با یك حمله در ظرف چند ساعت زد و خورد دژ مصدقی را که استحکام آن[بدست] سرلشکر ریاحی رئیس ستاد مصدقی تضمین شده بود در هم فرو ریخته...
⚜️سندی مهم در خصوص نقش آیت الله بهبهانی و آیت الله کاشانی در کودتای 28 مردادماه
✍️حسن حلاج مدیر روزنامه مشهور حلاج مینویسد:
🔰..برهبری سپهبد زاهدی نخست وزیر و پشتیبانی معنوی مقامات روحانی حضرت آیة الله آقای سید محمد مجتهد بهبهانی و حاج سید ابو القاسم کاشانی و دیگر مقامات قیام کنندگان ۲۸ مردادماه با یك حمله در ظرف چند ساعت زد و خورد دژ مصدقی را که استحکام آن[بدست] سرلشکر ریاحی رئیس ستاد مصدقی تضمین شده بود در هم فرو ریخته...
📕تاریخ تحولات سیاسی ایران در قرون معاصر/حسن حلاج/چاپ 1340/ص56
نکته:این کتاب چاپ ۱۳۴۰ میباشد و در زمانی نوشته شده که آیات بهبهانی و کاشانی در قید حیات بودند.
👎1
🔱نقش آیت الله کاشانی و آیت الله بهبهانی در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲(3)
⚜️پروفسور همایون کاتوزیان استاد دانشگاه آکسفورد:
🔰تنها بعد از بازگشت شاه از اروپا به دنبال کودتای ۲۸ مرداد بروجردی شخصاً تلگرامی به شاه فرستاد و به او خوش آمد و تبریک گفت در این اثنا بهبهانی در زمینه سازماندهی عوام الناس در حمله به خانه مصدق در ۲۸ مرداد شدیداً فعالیت داشت. بنا به شواهدی که اخیراً به دست آمده، کاشانی هم با دریافت پول از آمریکا در سقوط حکومت مصدق دست داشته است . در هر حال هر سه رهبر مذهبی در آن مقطع علیه مصدق با هم متحد بودند
⚜️پروفسور همایون کاتوزیان استاد دانشگاه آکسفورد:
🔰تنها بعد از بازگشت شاه از اروپا به دنبال کودتای ۲۸ مرداد بروجردی شخصاً تلگرامی به شاه فرستاد و به او خوش آمد و تبریک گفت در این اثنا بهبهانی در زمینه سازماندهی عوام الناس در حمله به خانه مصدق در ۲۸ مرداد شدیداً فعالیت داشت. بنا به شواهدی که اخیراً به دست آمده، کاشانی هم با دریافت پول از آمریکا در سقوط حکومت مصدق دست داشته است . در هر حال هر سه رهبر مذهبی در آن مقطع علیه مصدق با هم متحد بودند
📕مصدق و نبرد قدرت،ص۲۹۲،همایون کاتوزیان
👎1
🔱نقش آیت الله کاشانی و آیت الله بهبهانی در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲(5)
🔰صبح روز چهارشنبه ۱۹ اوت ۲۸) مرداد) دو تن از مأموران «سیا» با «آرامش» ملاقات کردند و مبلغ ده هزار دلار در اختیار او گذاشتند که به کاشانی بدهد. چنین به نظر می آید که کاشانی ترتیب آن را داد که یک گروه ضد مصدقی از ناحیه بازار به مرکز تهران روانه گردد. احتمالاً دسته های مشابهی نیز مستقلاً توسط رشیدیانها نرن و سیلی و همچنین از طریق آیت الله بهبهانی و شعبان بی مخ سازمان داده شد.
🔰صبح روز چهارشنبه ۱۹ اوت ۲۸) مرداد) دو تن از مأموران «سیا» با «آرامش» ملاقات کردند و مبلغ ده هزار دلار در اختیار او گذاشتند که به کاشانی بدهد. چنین به نظر می آید که کاشانی ترتیب آن را داد که یک گروه ضد مصدقی از ناحیه بازار به مرکز تهران روانه گردد. احتمالاً دسته های مشابهی نیز مستقلاً توسط رشیدیانها نرن و سیلی و همچنین از طریق آیت الله بهبهانی و شعبان بی مخ سازمان داده شد.
📕کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲،گازیوروسکی،ص۳۶
👎1
