پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
98 subscribers
275 photos
23 videos
13 files
71 links
Download Telegram
《مسئله ی مهدی تدینی》

مهدی تدینی یک مترجم بسیار خوب و در کار خود بسیار مجرب است.اما صرفا فقط در کار خود!.ایشان هنوز به ابتدایی ترین مسائل تاریخ آشنا نیستند،ولی علاوه بر اینکه خود را یه سرو گردن از همه بالاتر میدانند،طرفدارانشان او را حجت تمام میخوانند.آقای تدینی کارشناسی ارشد مترجمی زبان آلمانی دارد،ولی با این حال عده ای او را استاد میخوانند!!.(البته قصد توهین به ایشان را ندارم) ایشان تا به الان یک کتاب هم ننوشته،و هرچقدر هم که جستجو کردم یک مقاله هم از ایشان پیدا نکردم! با این اوصاف عده ای برای اینکه بگویند:ماهم بلدیم_ پست های ایشان را به نشانه آگاهی به این گروه و آن گروه میفرستند و حتی به ایشان استناد میکنند!.درباب اشتباهات تاریخی ایشان که الا ماشاالله سخن برای گفتن زیاد است،نمونه اش همین استوری بالا از ایشان.اقای تدینی با دیدنِ یک عکس به خواب و خیالی عمیق میروند و مدینه فاضله ای از دوران مرحوم رضاشاه می‌سازند_که روح مرحوم در بهشت الهی به لرزه می افتد! کاری به بقیه موارد نداریم ولی شمارا به جان آریامهر قسم میدهیم آیا رضاشاه_خلدالله ملکه_ آزادی پوشش را آورد؟ چرا برای اسطوره سازی تاریخ را تحریف میکنید؟!
♦️مسئله تخته قاپو به روایت نعمت الله قاضی،نویسنده و نماینده مجلس در دوران پهلوی

📕علل سقوط حکومت رضاشاه/نوشته نعمت الله قاضی (شکیب)/ص 173

پ.ن:_مسئله تخته قاپو و سرکوب بی دلیل عشایر_چیزی است که متاسفانه طرفداران پهلوی با هوچیگری و دروغ سعی بر ماست مالی آن را دارند.با اتهام دزدی،تجزیه طلبی،و... میخواهند جنایات افسران رضاشاه از تاریخ پاک کنند.فردی مانند شیرعلی مردان خان بختیاری که دوشادوش مادرش در نبرد با مخالفان مشروطه و استعمار انگلیس بود،را تجزیه طلب میدانند.درحالی که خود شیرعلی مردان خان در کنار ارتش رضاشاه در برابر شیخ خزعل جنگید! ولی پروپاگاندای پهلوی مانع از نشر واقعیات میشود. مسئله شیرعلی مردان خان: کلیک
👍3❤1
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
Photo
♦️مسئله تخته قاپو به روایت نعمت الله قاضی،نویسنده و نماینده مجلس در دوران پهلوی؛

●رضا شاه با همه ی هوش و درایتی که داشت در موارد عدیده از این واقعیت غافل مینشست که مأمورانش چون قدرت به دست میآورند با مردم با خشونت رفتار می کنند و آنان را خفیف و خوار میگردانند و برخورد آنها با دیگران زورگویانه و غير قابل تحمل است و در این میان اخاذ و ناپاک و تردامن نیز هستند و هنرشان دشمن تراشی برای هیأت حاکمه ی مملکت است و براثر همین عفلت شاهانه بود که رضا شاه، ایده آل ملی، قهرمان تاریخ و پدر ملت ناگهان به صورت عفریتی مردمی خوار درآمد که همه از وی میگریختند و با وحشت و نفرت نامش را به زبان می آوردند.

●درین میان پوشیده نمیتوان داشت که بعضی از سران ارتش که چپاولگر و نادرست بودند وقتی بر مال و ناموس مردم مسلط میشدند به پیروی از روش ملوکانه زراندوزی را برای خود مباح میشمردند و تصور میکردند که آنها هم مانند پادشاه حق دارند سیم و زر بیاندوزند و مال و منال گرد آورند که: الناس على دين ملوكهم.

●وقتی خلع سلاح عشایر با توفیقی که رضا شاه طالب آن بود به پایان رسید و پس از سالها جنگ و ستیز و بیم و امید عشایر اسلحه را به زمین گذاردند و به سوی زندگی آرام روی آوردند رضا شاه به فکر تخته قاپو کردن ایلات ایران افتاد و همین اشتباه بود که فاجعه به بار آورد.

●رضا شاه اهمیت دامداری و فرآورده های دامی به خصوص در مناطق عشیره نشین را به هیچ گرفت و پرورش اسبهای اصیل ایرانی را با بی علاقگی تقی کرد و تصمیم قطعی گرفت که نقشه ی تخته قاپو کردن عشایر را در دست اجرا بگذارد و عشایر ایران را آواره گرداند.

📕علل سقوط حکومت رضاشاه/نوشته نعمت الله قاضی (شکیب)/ص 173
👍3
♦️مسئله راه آهن رضاشاه:خدمتی بی شائبه یا اشتباهی بزرگ؟(1)


📕THE POLITICAL ECONOMY OF MODERN IRAN/Homa Katouzian/115,116
👍4
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
Photo
♦️مسئله راه آهن رضاشاه:خدمتی بی شائبه یا اشتباهی بزرگ؟(1)

✍پروفسور همایون کاتوزیان استاد دانشگاه آکسفورد:

🔰این طرح راه آهن رضا شاه بیگمان یک حماقت اقتصادی تمام عیار بود؛ هرچند در آن دوران برداشت اکثریت مردمی که اهل سیاست بودند به گونه ای دیگر بود. انتقادهای وارد به این طرح را میتوان در ۲ پرسش اساسی خلاصه کرد: چرا باید راه آهن از شمال به جنوب غرب کشور کشیده شود؟ و چرا به جای راه آهن جاده احداث نمی شود؟ هر دو پرسش را هنگامی که لایحه ساخت راه آهن به مجلس رفت دکتر مصدق مطرح کرد. او استدلال نمود مسیر دیگری که مناطق شمالی و مرکزی را اتصال تبریز به مشهد از طریق تهران به هم متصل کند خیلی معقول تر است و درست میگفت به دلایل جغرافیایی و دلایل دیگر ساخت و نگهداری این راه ارزان تر بود هزینه حمل و نقل داخلی و بین المللی در کشور کاهش می یافت و افزایش تقاضا برای حمل و نقل کالا و مسافر موجب افزایش بهره برداری از ظرفیت می شد. پرسش دوم یعنی چرا به جای راه آهن جاده احداث نمیشود؟ نیز به همین اندازه موجه است. بیگمان ساخت و نگهداری یک شاهراه مدرن و بادوام چه به پول داخلی و چه به پول خارجی ارزان تر تمام میشد و زودتر نیز مورد بهره برداری کامل قرار می گرفت. نکات زیر ممکن است به ارائه پاسخهای معقولی برای هر دو پرسش کمک کند.مسیر جنوبی راه آهن از تهران به خلیج فارس ظاهراً باید با در نظرت گرفتن مسائل نظامی داخلی تعیین شده باشد زیرا دستیابی به نقاط اصلی بحرانهای قومی و عشایری را بسیار آسان تر می ساخت در حقیقت احتمال دارد رضا شاهد نخست هنگامی که برای سرکوب شیخ خزعل به خوزستان لشکرکشی میکرد به این فکر افتاده باشد. مسیر شمالی راه آهن از تهران تا بندر شاه ظاهراً اهداف دوگانه ای را برآورده میکرده است تهران را به مازندران زادگاه خود رضاشاه و جایی که او املاک وسیعی را به دست آورده و در پی مصادره بسیاری دیگر بود و فراتر از آن به ترکمن صحرا متصل میکرد که از لحاظ تولید پنبه بسیار حاصلخیز بود و او به اراضی آن چشم طمع داشت در ضمن این راه یک راه آهن سراسری واقعی و این خواست جزئی از یک چشم انداز کلی بود به دلایلی مشابه راه آهن به جاده ترجیحداده شد. هم دولت و هم وابستگان آن به شدت خواستار ایجاد راه آهن بودند و ساختن جاده اشتیاق آنها را به هیچ وجه سیراب نمیکرد؛ از این گذشتهت ملاحظات مربوط به استراتژی نظامی در داخل کشور ممکن است به سود ساختن راه آهن بوده باشد؛ از این روی که معمولاً نقل ود انتقال تجهیزات سنگین و نفرات نظامی از طریق راه آهن سریع تر و مؤثرتر انجام میگیرد و این امر به خصوص در مورد ایران در آن دوران صادق بود.

📕THE POLITICAL ECONOMY OF MODERN IRAN/Homa Katouzian/115,116
👍4
♦️مسئله راه آهن رضاشاه:خدمتی بی شائبه یا اشتباهی بزرگ؟(2)

✍️دکتر یان ریشاد استاد دانشگاه سوربن:

برای تأمین بودجه راه آهن که از ۱۹۲۵م ۱۳۰۴ شمسی آغاز شد دولت قند و چای را به انحصار خود درآورد تا با استفاده از درآمد آن بدون کمک خارجی هزینه های راه آهن تأمین شود ۲۰ درصد آن از بودجه دولتی و ۸۰ درصد از مالیات ویژه بیش از اندازه بر قند و چای بدین سان ساخت راه آهن همه مردم ایران را درگیر کرد؛ اما بدون سود زیاد تقریباً کلیه سرمایه گذاریهای اقتصادی کشور را بلعید. احداث راه آهن توسط یک کنسرسیوم آمریکایی آلمانی آغاز و به وسیله کامپساکس یک گروه سوئدی - دانمارکی به پایان رسید که آن نیز به نوبه خود کار را به تعداد زیادی از مؤسسات خارجی واگذار کرد که ۹۰ درصد کارمندانش ایرانی بودند [...] با این همه یکی از کارشناسان آمریکایی خاطرنشان کرد تنها با ۱ یا ۱.۵ درصد بودجه راه آهن سراسری امکان احداث شبکه جاده ای درجه یک در سراسر کشور وجود داشت.

📕Yann Richard, Jean-Pierre Digard & Bernard Hourcade, Iran in the 20th century, Between nationalism, Islam and globalization, p60.
👍4
♦️راه آهن رضاشاه:خدمتی بی شائبه یا اشتباهی بزرگ؟(3)

✍️پروفسور نیکی کدی خاورشناس و استاد دانشگاه کالیفرنیا:

راه آهن سراسری شمال جنوب ایران برای کمک به تضمین کنترل سیاسی اقتصادی و نظامی دولت و ایجاد ارتباط اقتصادی بین شمال و جنوب طراحی شد اما هزینه بسیار زیاد آن که برای مسیری یک ریلی حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار برآورد می شد. از منابع عظیم مصرفی ثروت ملی بود بخش اعظم این هزینه نیز به صورت مالیات های نزولی از طرف کسانی پرداخت میشد که کمتر قادر به تأمین آن بودند.چنانچه یک سیستم جاده سازی در سطح کشور پیاده میشد. ارزان تر و مفیدتر بود.

📕Modern Iran: Roots and Results of Revolution, Yale University Press, Nikki Keddie,93
👍1
♦️راه آهن رضاشاه:خدمتی بی شائبه یا اشتباهی بزرگ؟(4)

✍️دکتر جان فوران استاد دانشگاه سانتا باربارا کالیفرنیا:

احداث این خط آهن ۸۵۰ مایلی سراسری در واقع به هدر دادن منابع بود؛ طرحی پرهزینه که چندین پیامد ناگوار داشت تورم زا بود اهداف اقتصادی چندانی نداشت، صرفاً از شهرهای مهم کشور عبور میکرد و استاندارد زندگی را پایین می آورد؛ چون هزینه آن از طریق مالیات نزولی قند و چای تأمین میشد. احداث هر مایل راه آهن ۳۵/۰۰۰ پوند استرلینگ هزینه بر میداشت؛ در حالی که احداث جاده های ماشین رو با ۱ تا ۱/۵ درصد این هزینه امکان پذیر بود. به نظر میرسد عمده ترین عملکرد آن ایجاد امنیت داخلی در جنوب بود چون امکان بسیج و اعزام نیرو را آسان تر میکرد در شمال نیز موجب بهبود وضع بازرگانی با شوروی شد؛ بنابراین تصادفی نبود که املاک رضاشاه در مازندران با احداث راه آهن ارزش بیشتری پیدا کرد.

📕John Foran, Fragile Resistance: Social Transformation in Iran from 1500 to the Revolution, p234.
👍1
♦️راه آهن رضاشاه:خدمتی بی شائبه یا اشتباهی بزرگ؟(5)

✍️ابوالحسن ابتهاج سیاستمدار و دیپلمات در دوران پهلوی:

در ساختمان راه آهن سرتاسری ایران که بدون شک از کارهای برجسته رضا شاه بود نیز مسأله تأمین هزینه اجرای آن که تأثیر عمیقی در وضع مالی و اقتصادی ایران داشت، مورد توجه قرار نگرفت هزینه اجرای طرحی مانند راه آهن که برای استفاده نسلهای آینده احداث میشود نمیبایستی بر یک نسل تحمیل شود. این اصل مهم در مورد ساختمان راه آهن ایران رعایت نشد و نتیجه این بود که کلیه هزینه آن بصورت عوارض قند و شکر به یک نسل آنهم به بزرگترین مصرف کنندگان قند و شکر که ضمناً فقیرترین طبقه جامعه بودند، یعنی کشاوزان و طبقات کارگر تحمیل شد و در نتیجه اثرات تورم برای اولین بار در زندگی مردم آشکار گردید و هزینه زندگی بطور نامعقولی ترقی کرد.
https://t.me/SeparationofBahrain
📕خاطرات ابوالحسن ابتهاج/ص ۳۰۴https://t.me/SeparationofBahrain
♦️راه آهن رضاشاه:خدمتی بی شائبه یا اشتباهی بزرگ؟(6)

✍️فتح الله نوری اسفندیاری سیاستمدار در دوران پهلوی:

يك خدمت بزرگ دیگر رضا شاه کشیدن راه آهن سرتاسری از بندر آمد جدید شاهپور در نزدیکی رأس الخلیج تا بندر شاه در جنوب شرقی بحر خزر بود.طول این خط آهن ٧٦٥ میل و ساختمان آن بقیمت سی میلیون پوند بسرمایه خود ایرانیان توسط يك شركت بين الملل پایان یافت . و جمع آوری این مبلغ هنگفت در داخل کشور تا حدی موجب فقر کشاورزان و روستائیان ایران گردید.

📕رستاخیز ایران / چاپ / 1334 / فتح الله نوری اسفندیاری / ص 805
♦️اوضاع ایلات و عشایر در دوران رضاشاه

✍️دکتر گاوین همبلی استاد دانشگاه تگزاس در کتاب تاریخ ایران کمبریج مینویسد:


برای آنها مالیات بست و مردانشان را به خدمت اجباری برد و با خشونت و فساد با آنها رفتار نمود. قبایل که با چنین خراجهایی آشنایی نداشتند، مطالبات مالیاتی دولت را باری کمر شکن میدانستند در حالی که به خدمت گرفتن اجباری جوانانشان به شدت از نیروی انسانی آنها میکاست و از این طریق موجب کاهش توانایی آنها برای مقابله با دیگر تجاوزات و دست اندازیهای دولت می شد.بدین تریب آنها به مخالفت پرداختند و تنها نتیجه آن بود که واحدهای نظامی ای که آن زمان برای اجرای سیاست یکجانشین کردن اجباری عشایر در منطقه باقی مانده بودند آنها را شدیداً تنبیه کردند از نظر عشایر یکجانشینی موجب از بین رفتن احشام و دام و در نتیجه کاهش ذخیره غذایی و استاندارد زندگی بیماری مرگ و میر بیشتر از بین رفتن ،آزادی و بهره کشی مأموران نظامی و محلی از آنها میشد. تنها برکناری رضاشاه در سال ١٩٤١ قبایل را از خطر انقراض نجات داد.

📕تاریخ ایران کمبریج/ج۷/ص ۲۶