پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
98 subscribers
275 photos
23 videos
13 files
71 links
Download Telegram
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
Video
_جدیدا این مصدق ستیزی هم خیلی رفته تو بورس،هرکی از راه میرسه برای اینکه چهارتا فالور بگیره،رو میاره به مصدق ستیزی.ایشون که جناب عرب زاده(نویسنده و کارشناس تاریخ!)،اومده پستشو بازنشر داده و تایید هم کرده،بدنسازه و فعالیت بدنسازی تو اینستا داره، و جدیدا هم رو آورده به مصدق ستیزی.

✍اما پاسخی به آقای بدنساز:

1⃣جنابِ بدنساز اول اشاره میکنن میگن این باشگاه خالی بود دوتا سرمایه گذار (چرچیل و ترومن) میان قرارداد ۷۰ ساله میبندن و میگن ۸۰ درصد از سهم برا ما‌.آقای بدنساز،قرارداد دارسی بین ایران‌و انگلیس بوده و آمریکا هیچ نقشی توش نداشته!.درضمن این قرارداد ۸۴/۱۶ بوده و نه ۸۰/۲۰ و همچنین مدت قرارداد ۶۰ سال بود!.

2⃣این آقای تاریخدانِ بدنساز و اسطورهِ مبارزه با ارواح چپ یه چیزی یادش رفته یا شاید چیزی بلد نیست که یادش بره!.آقای بدنساز،بین جریان دارسی و جریان مصدق،یه جریان دیگه هم وجود داره.اونم قرارداد ۱۹۳۳ هست.یه روز این آقای رضاشاه که عصبانی هم بوده،میبینه این انگلیسای پدرسوخته کمتر از‌ حق السهمی که تو دارسی بود به ایران میدادن،برای همین عصبانی میشه و در یک حرکت شجاعانه دارسی رو میندازه تو بخاری و فرمان لغوشو میده.این آقا رضاشاهه مقاومت شدیدی میکنه که یه قراردادی ببنده که بنفع ایران باشه،طوری که گروه مذاکره کننده انگلیسی وقتی میبینه نمیتونن کاری از پیش ببرن،تصمیم میگرن که ایرانو ترک کنن.ولی اون دم آخری یه اتفاق عجیب میفته! تو اسناد آمریکاییا اومده که یکی از اعضای تیم مذاکره کننده،میره پیش رضاشاه،یه چیزایی میگه که خدا داند! و بعد از اون ملاقات یه دفعه رضاشاه موضع عوض میکنه[1] و قراردادی میبنده که به ۱۹۳۳ معروف شد.طبق اون  قراردارد فقط ۴درصد سهم ایران افزایش پیدا کرد و طبق اون قرارداد،ایران مجبور شد تا شصت سال بعد(یعنی تا سال ۱۳۷۱ !!) نفتشو ۸۰/۲۰ بده به انگلیسیا.

3⃣جنابِ بدنساز تا به این حد اشتباه و جعل تاریخی قناعت نمیکنه و میره سراغ داستانِ آرامکو.طبق گفته‌ی ایشون انگلیس و آمریکا میان میگن ما یه قرارداد ۵۰_۵۰  بستیم تو آرامکو شماهم بیا ۵۰_۵۰ ببند. آقای بدنساز،ای کاش تو ویکی‌پدیا سرچ میکردین.آخه این اطلاعاتو از کجا آوردی؟؟.اصن آمریکا تو گس گلشاییان یا همون ۵۰_۵۰ نقشی نداشت،انگلیس هم تو آرامکو نقشی نداشت،چون اصلا قضیه آرامکو بین آمریکا و عربستان بود!.بعدهم اصلا قرارداد گس گلشاییان،۵۰_۵۰ نبود! این قضیه ۵۰_۵۰ در حد یه فریب سیاسی و شایعه بود؛طبق متن قرارداد سهم ایران از چهار شلینگ به شش شلینگ افزایش پیدا می‌کرد! یعنی فقط ۱۰ درصد به سهم ایران افزوده میشد[2].درضمن شخص شخیص اعلیحضرت محمدرضا شاهِ آریامهر با این قرارداد مخالف بود![3].ایشون یه سری چیزای دیگه میگه که اصلا کاری ندارم واقعیته یا نه،ولی طوری داستان تعریف میکنه که انگار مصدق عاشق چشم و ابروی چپا و توده ای ها بوده،یا اصن خودش توده ای بود!!.آقای بدنساز این مصدقی که میگه میخواست جاده صاف کنِ توده‌ای ها بشه،چرا روز ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ یعنی یک روز قبل از سقوطش،دستور به سرکوب جماعت توده‌ای داد[4]؟!.

•توصیه‌ای به جنابِ بدنساز:آقای بدنساز تاریخ تراوشات ذهن شما نیست‌.در چیزی که مطالعه و تخصصی ندارید لطفا دخالت نکنید‌.شما همون بدنسازی رو ادامه بدید بهتره،چون تخصصتون تو بدنسازیه نه تاریخ.

•پاسخی هم به آقای عرب زاده:جناب عرب زاده عزیز،شما که اهل تاریخ هستید،چرا همچین چیزیو بازنشر میدید و تایید میکنید؟.از شما انتظار میره که جواب همچین تحریفاتیو بدید!

📕منابع

[1]Great Britain and Reza Shah: The Plunder of Iran,1921-1941/ Mohammad Gholi Majd/261_262_263

[2]دہ سال کوشش در راه حفظ و بسط حقوق ایران در نفت/دکتر حسین پیرنیا/چاپ ۱۳۳۱/ص۹۷

[3]ایران در دوره سلطنت محمدرضا پهلوی/دکتر علی اصغر شمیم/چاپ ۱۳۴۴/ص۷۱_۷۲

[4]ایران در دوران دکتر مصدق/پروفسور سپهر ذبیح/ص ۱۷۷
👍9❤2
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
♦️کمک و مساعدت شیرعلی مردان خان به نظامیان رضاشاه در جهت سرکوب شیخ خزعل و خوانین خائن طرفدارش؛ ✍شیرعلی مردان خان در صحفه دوم نامه خود به مجلس چنین نوشته شده: بعد از آنکه به دستور اجنبی هفتاد نفر از نظامیان رشید در کاروانسرای شلیل خائنانه شهید کردند برای…
♦️نتایج تخته‌قاپو و سرکوب عشایر

✍فتح الله نوری اسفندیاری سیاستمدار عصر پهلوی مینویسد:

🔰متاسفانه این سرکوبی و مجازات عناصر سرکش با اعدام بسیاری از سرکردگان و گاهی مصادره احشام و اغنام و تخته قابو کردن آنها ، موجب تباهی و خانه خرابی قبایل گردید.

📕رستاخیز ایران/چاپ 1334/فتح الله نوری اسفندیاری/ص 805
😢5🔥1
♦️آزادی حجاب یا کشف حجاب؟(1)

🔰پروفسور هوشنگ شهابی استادِ دانشگاه‌های هاروارد_آکسفورد_کالیفرنیا_بوستون مینویسد:

●صحفه 212:
■[ماموران دستور داشتند]مانع از ورود زنان با حجاب به فروشگاه ها سینماها و گرما به های عمومی شوند.در برخی موارد، مأموران مخفی در ورودی حمام‌ها قرار داده می‌شدند تا بر رعایت این قانون نظارت کنند. زنان محجبه از سوار شدن بر کالسکه و ماشین و همچنین از درمان در درمانگاه‌های عمومی منع می‌شدند.

●صحفه 213:
■در مواجهه با این خواسته‌های متناقض، بسیاری از زنان تصمیم به خروج گرفتند. در خرمشهر، برخی از زنان از مرز عبور کرده و به عراق رفتند. بسیاری از زنان متدین در خانه ماندند، اما این مشکل دیگری ایجاد کرد زیرا در آن زمان خانه‌های ایرانی حمام نداشتند. بنابراین، زنان برای گرفتن حاجت خود، نیمه‌شب با بالا رفتن از پشت‌بام خانه‌های همسایه یا با این امید که پلیس به سمت دیگری نگاه کند، به حمام می‌رفتند.


📕The Making of Modern Iran State and Society under Riza Shah, 1921-1941, Edited by Stephanie Cronin,212,213
(نویسنده‌ این بخش جناب پروفسور شهابی هستند)
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
♦️آزادی حجاب یا کشف حجاب؟(1) 🔰پروفسور هوشنگ شهابی استادِ دانشگاه‌های هاروارد_آکسفورد_کالیفرنیا_بوستون مینویسد: ●صحفه 212: ■[ماموران دستور داشتند]مانع از ورود زنان با حجاب به فروشگاه ها سینماها و گرما به های عمومی شوند.در برخی موارد، مأموران مخفی در ورودی…
♦️آزادی حجاب یا کشف حجاب؟(2)

🔰دکتر ساندرا مکی استاد‌دانشگاه ایالتی جورجیا مینویسد:

■با سرکوب مخالفت‌های مذهبی، رضاشاه به مبارزه خود با چادر ادامه داد. پس از سال ۱۹۳۶، سینماها و حمام‌های عمومی به روی زنان محجبه بسته شد. قانون، رانندگان اتوبوس و تاکسی را از پذیرش زنان محجبه به عنوان مسافر منع می‌کرد. برای اجرای این مقررات، پلیس در خیابان‌ها پرسه می‌زد تا روسری زنانی را که هنوز سعی در رعایت حجاب یا پوشش اسلامی داشتند، از سرشان بگیرد. در حالی که زنان نخبه تحصیل‌کرده از نوعی آزادی شادمان بودند، اکثر زنان احساس بی‌آبرویی و گناه می‌کردند. کسانی که حاضر به کنار گذاشتن چادر نبودند، از ترس حمله پلیس شاه، به خانه‌های خود پناه بردند و هرگز آنجا را ترک نکردند.

📕THE IRANIANS PERSIA. ISLAM AND THE SOUL OF A NATION,SANDRA MACKEY,182
💔2
♦️کشف حجاب یا آزادی حجاب؟(3)

پروفسور همایون کاتوزیان استاد دانشگاه آکسفورد مینویسد:

همه زنان به برداشتن چادر مجبور شوند بدون این که حتی حق سر کردن روسری را داشته باشند.تنها کلاه های وارداتی اروپایی مجاز بود که فقط زنان طبقه بالا امکان و فرهنگ به سر گذاشتن آن را داشتند یک مشکل اساسی برای اکثر زنان شهری این بود که آنان تجربه حضور در ملا عام را بدون آن که بدنشان سراسر پوشیده باشد نداشتند و به هر صورت خرید کلاه در آن زمان برایشان خیلی گران بود.دستور داده شد که مهمانیهای محلی اجباری برپا شود و مردان می بایست زنان خود را بدون چادر به آنها میآوردند. پلیس در کوچه و خیابان چادر را از سر زنان میکشید و پاره میکرد خشونت اجتماعی و فرهنگی شدیدی برپا شد و عده ای خودکشی کردند. بسیاری از زنان از بیرون آمدن از خانه هایشان به کلی دست کشیدند و تنها هفته ای یک بار برای رفتن پنهانی به حمام عمومی از راه پشت بام خانه ها که در آن زمان در اکثر محلات تهران به هم راه داشت از منزل خارج میشدند.

📕تجدد آمرانه ص۵۲
تورج اتابکی
😢3❤1
♦️مهم♦️

✍در خصوص کشف حجاب عده ای به دستوری از محمود جم استناد میکنند که انگار این اسناد را نقض میکند،باید دانست این دستور مربوط به دوره اولیه کشف حجاب است و اگر اشتباه نکنم_از سال 1316_فرمان برخورد خشونت آمیز داده میشود.
《مسئله ی مهدی تدینی》

مهدی تدینی یک مترجم بسیار خوب و در کار خود بسیار مجرب است.اما صرفا فقط در کار خود!.ایشان هنوز به ابتدایی ترین مسائل تاریخ آشنا نیستند،ولی علاوه بر اینکه خود را یه سرو گردن از همه بالاتر میدانند،طرفدارانشان او را حجت تمام میخوانند.آقای تدینی کارشناسی ارشد مترجمی زبان آلمانی دارد،ولی با این حال عده ای او را استاد میخوانند!!.(البته قصد توهین به ایشان را ندارم) ایشان تا به الان یک کتاب هم ننوشته،و هرچقدر هم که جستجو کردم یک مقاله هم از ایشان پیدا نکردم! با این اوصاف عده ای برای اینکه بگویند:ماهم بلدیم_ پست های ایشان را به نشانه آگاهی به این گروه و آن گروه میفرستند و حتی به ایشان استناد میکنند!.درباب اشتباهات تاریخی ایشان که الا ماشاالله سخن برای گفتن زیاد است،نمونه اش همین استوری بالا از ایشان.اقای تدینی با دیدنِ یک عکس به خواب و خیالی عمیق میروند و مدینه فاضله ای از دوران مرحوم رضاشاه می‌سازند_که روح مرحوم در بهشت الهی به لرزه می افتد! کاری به بقیه موارد نداریم ولی شمارا به جان آریامهر قسم میدهیم آیا رضاشاه_خلدالله ملکه_ آزادی پوشش را آورد؟ چرا برای اسطوره سازی تاریخ را تحریف میکنید؟!
♦️مسئله تخته قاپو به روایت نعمت الله قاضی،نویسنده و نماینده مجلس در دوران پهلوی

📕علل سقوط حکومت رضاشاه/نوشته نعمت الله قاضی (شکیب)/ص 173

پ.ن:_مسئله تخته قاپو و سرکوب بی دلیل عشایر_چیزی است که متاسفانه طرفداران پهلوی با هوچیگری و دروغ سعی بر ماست مالی آن را دارند.با اتهام دزدی،تجزیه طلبی،و... میخواهند جنایات افسران رضاشاه از تاریخ پاک کنند.فردی مانند شیرعلی مردان خان بختیاری که دوشادوش مادرش در نبرد با مخالفان مشروطه و استعمار انگلیس بود،را تجزیه طلب میدانند.درحالی که خود شیرعلی مردان خان در کنار ارتش رضاشاه در برابر شیخ خزعل جنگید! ولی پروپاگاندای پهلوی مانع از نشر واقعیات میشود. مسئله شیرعلی مردان خان: کلیک
👍3❤1
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
Photo
♦️مسئله تخته قاپو به روایت نعمت الله قاضی،نویسنده و نماینده مجلس در دوران پهلوی؛

●رضا شاه با همه ی هوش و درایتی که داشت در موارد عدیده از این واقعیت غافل مینشست که مأمورانش چون قدرت به دست میآورند با مردم با خشونت رفتار می کنند و آنان را خفیف و خوار میگردانند و برخورد آنها با دیگران زورگویانه و غير قابل تحمل است و در این میان اخاذ و ناپاک و تردامن نیز هستند و هنرشان دشمن تراشی برای هیأت حاکمه ی مملکت است و براثر همین عفلت شاهانه بود که رضا شاه، ایده آل ملی، قهرمان تاریخ و پدر ملت ناگهان به صورت عفریتی مردمی خوار درآمد که همه از وی میگریختند و با وحشت و نفرت نامش را به زبان می آوردند.

●درین میان پوشیده نمیتوان داشت که بعضی از سران ارتش که چپاولگر و نادرست بودند وقتی بر مال و ناموس مردم مسلط میشدند به پیروی از روش ملوکانه زراندوزی را برای خود مباح میشمردند و تصور میکردند که آنها هم مانند پادشاه حق دارند سیم و زر بیاندوزند و مال و منال گرد آورند که: الناس على دين ملوكهم.

●وقتی خلع سلاح عشایر با توفیقی که رضا شاه طالب آن بود به پایان رسید و پس از سالها جنگ و ستیز و بیم و امید عشایر اسلحه را به زمین گذاردند و به سوی زندگی آرام روی آوردند رضا شاه به فکر تخته قاپو کردن ایلات ایران افتاد و همین اشتباه بود که فاجعه به بار آورد.

●رضا شاه اهمیت دامداری و فرآورده های دامی به خصوص در مناطق عشیره نشین را به هیچ گرفت و پرورش اسبهای اصیل ایرانی را با بی علاقگی تقی کرد و تصمیم قطعی گرفت که نقشه ی تخته قاپو کردن عشایر را در دست اجرا بگذارد و عشایر ایران را آواره گرداند.

📕علل سقوط حکومت رضاشاه/نوشته نعمت الله قاضی (شکیب)/ص 173
👍3
♦️مسئله راه آهن رضاشاه:خدمتی بی شائبه یا اشتباهی بزرگ؟(1)


📕THE POLITICAL ECONOMY OF MODERN IRAN/Homa Katouzian/115,116
👍4
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
Photo
♦️مسئله راه آهن رضاشاه:خدمتی بی شائبه یا اشتباهی بزرگ؟(1)

✍پروفسور همایون کاتوزیان استاد دانشگاه آکسفورد:

🔰این طرح راه آهن رضا شاه بیگمان یک حماقت اقتصادی تمام عیار بود؛ هرچند در آن دوران برداشت اکثریت مردمی که اهل سیاست بودند به گونه ای دیگر بود. انتقادهای وارد به این طرح را میتوان در ۲ پرسش اساسی خلاصه کرد: چرا باید راه آهن از شمال به جنوب غرب کشور کشیده شود؟ و چرا به جای راه آهن جاده احداث نمی شود؟ هر دو پرسش را هنگامی که لایحه ساخت راه آهن به مجلس رفت دکتر مصدق مطرح کرد. او استدلال نمود مسیر دیگری که مناطق شمالی و مرکزی را اتصال تبریز به مشهد از طریق تهران به هم متصل کند خیلی معقول تر است و درست میگفت به دلایل جغرافیایی و دلایل دیگر ساخت و نگهداری این راه ارزان تر بود هزینه حمل و نقل داخلی و بین المللی در کشور کاهش می یافت و افزایش تقاضا برای حمل و نقل کالا و مسافر موجب افزایش بهره برداری از ظرفیت می شد. پرسش دوم یعنی چرا به جای راه آهن جاده احداث نمیشود؟ نیز به همین اندازه موجه است. بیگمان ساخت و نگهداری یک شاهراه مدرن و بادوام چه به پول داخلی و چه به پول خارجی ارزان تر تمام میشد و زودتر نیز مورد بهره برداری کامل قرار می گرفت. نکات زیر ممکن است به ارائه پاسخهای معقولی برای هر دو پرسش کمک کند.مسیر جنوبی راه آهن از تهران به خلیج فارس ظاهراً باید با در نظرت گرفتن مسائل نظامی داخلی تعیین شده باشد زیرا دستیابی به نقاط اصلی بحرانهای قومی و عشایری را بسیار آسان تر می ساخت در حقیقت احتمال دارد رضا شاهد نخست هنگامی که برای سرکوب شیخ خزعل به خوزستان لشکرکشی میکرد به این فکر افتاده باشد. مسیر شمالی راه آهن از تهران تا بندر شاه ظاهراً اهداف دوگانه ای را برآورده میکرده است تهران را به مازندران زادگاه خود رضاشاه و جایی که او املاک وسیعی را به دست آورده و در پی مصادره بسیاری دیگر بود و فراتر از آن به ترکمن صحرا متصل میکرد که از لحاظ تولید پنبه بسیار حاصلخیز بود و او به اراضی آن چشم طمع داشت در ضمن این راه یک راه آهن سراسری واقعی و این خواست جزئی از یک چشم انداز کلی بود به دلایلی مشابه راه آهن به جاده ترجیحداده شد. هم دولت و هم وابستگان آن به شدت خواستار ایجاد راه آهن بودند و ساختن جاده اشتیاق آنها را به هیچ وجه سیراب نمیکرد؛ از این گذشتهت ملاحظات مربوط به استراتژی نظامی در داخل کشور ممکن است به سود ساختن راه آهن بوده باشد؛ از این روی که معمولاً نقل ود انتقال تجهیزات سنگین و نفرات نظامی از طریق راه آهن سریع تر و مؤثرتر انجام میگیرد و این امر به خصوص در مورد ایران در آن دوران صادق بود.

📕THE POLITICAL ECONOMY OF MODERN IRAN/Homa Katouzian/115,116
👍4
♦️مسئله راه آهن رضاشاه:خدمتی بی شائبه یا اشتباهی بزرگ؟(2)

✍️دکتر یان ریشاد استاد دانشگاه سوربن:

برای تأمین بودجه راه آهن که از ۱۹۲۵م ۱۳۰۴ شمسی آغاز شد دولت قند و چای را به انحصار خود درآورد تا با استفاده از درآمد آن بدون کمک خارجی هزینه های راه آهن تأمین شود ۲۰ درصد آن از بودجه دولتی و ۸۰ درصد از مالیات ویژه بیش از اندازه بر قند و چای بدین سان ساخت راه آهن همه مردم ایران را درگیر کرد؛ اما بدون سود زیاد تقریباً کلیه سرمایه گذاریهای اقتصادی کشور را بلعید. احداث راه آهن توسط یک کنسرسیوم آمریکایی آلمانی آغاز و به وسیله کامپساکس یک گروه سوئدی - دانمارکی به پایان رسید که آن نیز به نوبه خود کار را به تعداد زیادی از مؤسسات خارجی واگذار کرد که ۹۰ درصد کارمندانش ایرانی بودند [...] با این همه یکی از کارشناسان آمریکایی خاطرنشان کرد تنها با ۱ یا ۱.۵ درصد بودجه راه آهن سراسری امکان احداث شبکه جاده ای درجه یک در سراسر کشور وجود داشت.

📕Yann Richard, Jean-Pierre Digard & Bernard Hourcade, Iran in the 20th century, Between nationalism, Islam and globalization, p60.
👍4
♦️راه آهن رضاشاه:خدمتی بی شائبه یا اشتباهی بزرگ؟(3)

✍️پروفسور نیکی کدی خاورشناس و استاد دانشگاه کالیفرنیا:

راه آهن سراسری شمال جنوب ایران برای کمک به تضمین کنترل سیاسی اقتصادی و نظامی دولت و ایجاد ارتباط اقتصادی بین شمال و جنوب طراحی شد اما هزینه بسیار زیاد آن که برای مسیری یک ریلی حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار برآورد می شد. از منابع عظیم مصرفی ثروت ملی بود بخش اعظم این هزینه نیز به صورت مالیات های نزولی از طرف کسانی پرداخت میشد که کمتر قادر به تأمین آن بودند.چنانچه یک سیستم جاده سازی در سطح کشور پیاده میشد. ارزان تر و مفیدتر بود.

📕Modern Iran: Roots and Results of Revolution, Yale University Press, Nikki Keddie,93
👍1
♦️راه آهن رضاشاه:خدمتی بی شائبه یا اشتباهی بزرگ؟(4)

✍️دکتر جان فوران استاد دانشگاه سانتا باربارا کالیفرنیا:

احداث این خط آهن ۸۵۰ مایلی سراسری در واقع به هدر دادن منابع بود؛ طرحی پرهزینه که چندین پیامد ناگوار داشت تورم زا بود اهداف اقتصادی چندانی نداشت، صرفاً از شهرهای مهم کشور عبور میکرد و استاندارد زندگی را پایین می آورد؛ چون هزینه آن از طریق مالیات نزولی قند و چای تأمین میشد. احداث هر مایل راه آهن ۳۵/۰۰۰ پوند استرلینگ هزینه بر میداشت؛ در حالی که احداث جاده های ماشین رو با ۱ تا ۱/۵ درصد این هزینه امکان پذیر بود. به نظر میرسد عمده ترین عملکرد آن ایجاد امنیت داخلی در جنوب بود چون امکان بسیج و اعزام نیرو را آسان تر میکرد در شمال نیز موجب بهبود وضع بازرگانی با شوروی شد؛ بنابراین تصادفی نبود که املاک رضاشاه در مازندران با احداث راه آهن ارزش بیشتری پیدا کرد.

📕John Foran, Fragile Resistance: Social Transformation in Iran from 1500 to the Revolution, p234.
👍1