پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
♦️وضع اسفناک روستاها در دوران رضاشاه؛ 💢پروفسور هدایت الله حکیم الهی استاد دانشگاه لندن،روزنامه نگار مشهور،و افسر سابق ارتش رضاشاه خاطرهای از روزهای شهریور ۱۳۲۰ مینویسد: 🔰از دهات متعدد میگذریم - آثار فقر و فلاکت و بدبختی از سرو روی مردم میبارد . هیچ تصور…
♦️حاصل مدرنیته رضاشاهی!
✍دکتر ذبیح الله قدیمی نویسنده سالنامه آریا:
🔰امروز مشتی لخت و عور و گرسنه و بی ثروت اکثریت مردم ما را تشکیل میدهند اکنون که این سطور را مینویسم روز ۳ مرداد ١٣٢٦ است در یکی از دههای نزدیک تهران بسر میبرم چند طفل از جلو چشمم عبور میکنند پاهای برهنه آنها كپرك بسته و سنگ سخت این کوهسار گوشت آنرا سوراخ نموده است ریشه های از کهنه های مندرس فقط قسمتی از بدن آنانرا ستر عورت داده است خوراک این اطفال کمی نان و آب است دیگر هیچ چیز ندارند بخورند. همين يك الاغ سرمایه و هستی این اطفال و تمام افراد خانواده آنها است.هم چنین است وضع ملت ایران در تمام نقاط بلکه در شهرستانها و بیابانهای دور دست بمراتب از این بدتر و فجیع تر - اگر براثر نزدیکی تهران دردههای اطراف آن کمی نان برای سد جوع پیدامیشود در نقاط جنوبی نان هم پیدا نمیشود لاشك در روزنامه ها خوانده اید که در نقاط جنوبی منجمله در جهرم مردم بکشتارگاه هجوم میآورند تاخون حیوانات را بخورند اغلب از گرسنگی و مرض میمیرند و یا خوراکی دارند که انسان از نوشتن و شرح وضع و حالت آن شرم دارد و اشک میریزد
📕تاریخ 25 ساله ارتش شاهنشاهی/ذبیح الله قدیمی/چاپ 1326/ص11
✍دکتر ذبیح الله قدیمی نویسنده سالنامه آریا:
🔰امروز مشتی لخت و عور و گرسنه و بی ثروت اکثریت مردم ما را تشکیل میدهند اکنون که این سطور را مینویسم روز ۳ مرداد ١٣٢٦ است در یکی از دههای نزدیک تهران بسر میبرم چند طفل از جلو چشمم عبور میکنند پاهای برهنه آنها كپرك بسته و سنگ سخت این کوهسار گوشت آنرا سوراخ نموده است ریشه های از کهنه های مندرس فقط قسمتی از بدن آنانرا ستر عورت داده است خوراک این اطفال کمی نان و آب است دیگر هیچ چیز ندارند بخورند. همين يك الاغ سرمایه و هستی این اطفال و تمام افراد خانواده آنها است.هم چنین است وضع ملت ایران در تمام نقاط بلکه در شهرستانها و بیابانهای دور دست بمراتب از این بدتر و فجیع تر - اگر براثر نزدیکی تهران دردههای اطراف آن کمی نان برای سد جوع پیدامیشود در نقاط جنوبی نان هم پیدا نمیشود لاشك در روزنامه ها خوانده اید که در نقاط جنوبی منجمله در جهرم مردم بکشتارگاه هجوم میآورند تاخون حیوانات را بخورند اغلب از گرسنگی و مرض میمیرند و یا خوراکی دارند که انسان از نوشتن و شرح وضع و حالت آن شرم دارد و اشک میریزد
📕تاریخ 25 ساله ارتش شاهنشاهی/ذبیح الله قدیمی/چاپ 1326/ص11
❤2
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
Photo
♦️عوامل نابودی رسوم عشایری یا گنجینه ملی؛
✍صادق هدایت مینویسد:
🔰در اثر فقر و گرسنگی ، کوچ دادن و تخت قابو کردن ایلات ...بسیاری از عادات و رسوم دهات وایلات دور دست فراموش شده است و اگر امروزه با تمام وسایل جمع آوری نشود دیری نمیکشد که بسیاری از این گنجینه های ملی را از دست خواهیم داد
📕نوشته های پراکنده/صادق هدایت/چاپ 1349/ص454
دیگر اسناد از صادق هدایت کلیک و کلیک
✍صادق هدایت مینویسد:
🔰در اثر فقر و گرسنگی ، کوچ دادن و تخت قابو کردن ایلات ...بسیاری از عادات و رسوم دهات وایلات دور دست فراموش شده است و اگر امروزه با تمام وسایل جمع آوری نشود دیری نمیکشد که بسیاری از این گنجینه های ملی را از دست خواهیم داد
📕نوشته های پراکنده/صادق هدایت/چاپ 1349/ص454
دیگر اسناد از صادق هدایت کلیک و کلیک
❤2
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
_یکی از پروپاگاندای جریان سلطنت طلب،اتهام تجزیه طلب بودن به شخصیت های آزادیخواه مانند شیرعلی مردان خان بختیاری بوده.آیا واقعا شیرعلی مردان خان تجزیه طلب بوده یا مبارزی میهن پرست آزادی خواه؟! _برای پاسخ به این پرسش متن زیر را مطالعه کنید: قسمت اول قسمت دوم…
♦️کمک و مساعدت شیرعلی مردان خان به نظامیان رضاشاه در جهت سرکوب شیخ خزعل و خوانین خائن طرفدارش؛
✍شیرعلی مردان خان در صحفه دوم نامه خود به مجلس چنین نوشته شده:
بعد از آنکه به دستور اجنبی هفتاد نفر از نظامیان رشید در کاروانسرای شلیل خائنانه شهید کردند برای آنکه دولت را تهدید نمایند و در مقابل پیشرفت قوای دولتی ایجاد مانع نمایند طوائف[...ناخوانا..] را بغارت[..ناخوانا..]صحفه سمیرم و قمشه دستور دادند من جمله به بنده [..ناخوانا..] که در فریدون ناامنی پای نموده و نظامیان آنجارا کشته [و] قضایای شلیل را در صحفه فریدون [تکرار] کنم.بنده دیدم تابعیت [از] خوانین خیانت به دولت و ملت و برادرکشی [و] نافی احساسات ایلی است،از دستور خوانین سرپیچی[نموده] حاضر[به] فداکاری شدم و با نظامیان مساعدت و تقویت نمودم.
📜شکایت نامه شیر علی مردان به مجلس شورای ملی ناشر موزه اسناد و کتابخانه ملی شماره ثبت ۲۳/۱۰۹
رد تجزیه طلب بودن شیرعلی مردان خان: کلیک
✍شیرعلی مردان خان در صحفه دوم نامه خود به مجلس چنین نوشته شده:
بعد از آنکه به دستور اجنبی هفتاد نفر از نظامیان رشید در کاروانسرای شلیل خائنانه شهید کردند برای آنکه دولت را تهدید نمایند و در مقابل پیشرفت قوای دولتی ایجاد مانع نمایند طوائف[...ناخوانا..] را بغارت[..ناخوانا..]صحفه سمیرم و قمشه دستور دادند من جمله به بنده [..ناخوانا..] که در فریدون ناامنی پای نموده و نظامیان آنجارا کشته [و] قضایای شلیل را در صحفه فریدون [تکرار] کنم.بنده دیدم تابعیت [از] خوانین خیانت به دولت و ملت و برادرکشی [و] نافی احساسات ایلی است،از دستور خوانین سرپیچی[نموده] حاضر[به] فداکاری شدم و با نظامیان مساعدت و تقویت نمودم.
📜شکایت نامه شیر علی مردان به مجلس شورای ملی ناشر موزه اسناد و کتابخانه ملی شماره ثبت ۲۳/۱۰۹
رد تجزیه طلب بودن شیرعلی مردان خان: کلیک
❤5
Forwarded from پژوهشکده صفویه شناسی
♦️وحدت ملی در دوران صفویه(5)
✍پروفسور نصرالله فلسفی،صفوی شناس و استاد دانشگاه تهران و استراسبورگ مینویسد:
🔰از حمله مغول تاظهور دولت صفوی یعنی نزديك سه قرن نیز مردم این کشور یا گرفتار مردمکشی و غارتگری خاندان چنگیز و تیمور ، و یا در بند تسلط فرمانروایان دیگری از اقوام ترك و تاتار بودند. چنانکه در آغاز کارشاه اسماعیل صفوی، در قلمرو شاهنشاهی ساسانیان عده پادشاهان و مدعیان بزرگ سلطنت بسیزده تن میرسید.با ظهور دولت صفوی قسمت بزرگی از ایران قدیم باز بفرمان دولتی واحد درآمد و در زمان شاه عباس اول این دولت که وسعتش نیز بحدود امپراطوری ساسانیان نزديك شده بود، کاملا بیکدولت ایرانی مبدل شد و اساس وحدت ملی ایران که از حمله ها و تجاوزهای اقوام سامی و زرد و تا تار سستی گرفته بود بار دیگر استحکام پذیرفت .بنا بر این قرنهای نهگانه ای را که از انقراض دولت ساسانی تا آغاز دولت صفوی بر ایران گذشته است میتوان بمنزله قرون وسطى و دوران ملوک الطوایفی تاریخ ایران شمرد و ظهور دولت صفوی را آغاز قرون جدید دانست.
✍پروفسور نصرالله فلسفی،صفوی شناس و استاد دانشگاه تهران و استراسبورگ مینویسد:
🔰از حمله مغول تاظهور دولت صفوی یعنی نزديك سه قرن نیز مردم این کشور یا گرفتار مردمکشی و غارتگری خاندان چنگیز و تیمور ، و یا در بند تسلط فرمانروایان دیگری از اقوام ترك و تاتار بودند. چنانکه در آغاز کارشاه اسماعیل صفوی، در قلمرو شاهنشاهی ساسانیان عده پادشاهان و مدعیان بزرگ سلطنت بسیزده تن میرسید.با ظهور دولت صفوی قسمت بزرگی از ایران قدیم باز بفرمان دولتی واحد درآمد و در زمان شاه عباس اول این دولت که وسعتش نیز بحدود امپراطوری ساسانیان نزديك شده بود، کاملا بیکدولت ایرانی مبدل شد و اساس وحدت ملی ایران که از حمله ها و تجاوزهای اقوام سامی و زرد و تا تار سستی گرفته بود بار دیگر استحکام پذیرفت .بنا بر این قرنهای نهگانه ای را که از انقراض دولت ساسانی تا آغاز دولت صفوی بر ایران گذشته است میتوان بمنزله قرون وسطى و دوران ملوک الطوایفی تاریخ ایران شمرد و ظهور دولت صفوی را آغاز قرون جدید دانست.
📕زندگانی شاه عباس اول/ج1/نصرالله فلسفی/ص ز
👍5
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
Video
_جدیدا این مصدق ستیزی هم خیلی رفته تو بورس،هرکی از راه میرسه برای اینکه چهارتا فالور بگیره،رو میاره به مصدق ستیزی.ایشون که جناب عرب زاده(نویسنده و کارشناس تاریخ!)،اومده پستشو بازنشر داده و تایید هم کرده،بدنسازه و فعالیت بدنسازی تو اینستا داره، و جدیدا هم رو آورده به مصدق ستیزی.
✍اما پاسخی به آقای بدنساز:
1⃣جنابِ بدنساز اول اشاره میکنن میگن این باشگاه خالی بود دوتا سرمایه گذار (چرچیل و ترومن) میان قرارداد ۷۰ ساله میبندن و میگن ۸۰ درصد از سهم برا ما.آقای بدنساز،قرارداد دارسی بین ایرانو انگلیس بوده و آمریکا هیچ نقشی توش نداشته!.درضمن این قرارداد ۸۴/۱۶ بوده و نه ۸۰/۲۰ و همچنین مدت قرارداد ۶۰ سال بود!.
2⃣این آقای تاریخدانِ بدنساز و اسطورهِ مبارزه با ارواح چپ یه چیزی یادش رفته یا شاید چیزی بلد نیست که یادش بره!.آقای بدنساز،بین جریان دارسی و جریان مصدق،یه جریان دیگه هم وجود داره.اونم قرارداد ۱۹۳۳ هست.یه روز این آقای رضاشاه که عصبانی هم بوده،میبینه این انگلیسای پدرسوخته کمتر از حق السهمی که تو دارسی بود به ایران میدادن،برای همین عصبانی میشه و در یک حرکت شجاعانه دارسی رو میندازه تو بخاری و فرمان لغوشو میده.این آقا رضاشاهه مقاومت شدیدی میکنه که یه قراردادی ببنده که بنفع ایران باشه،طوری که گروه مذاکره کننده انگلیسی وقتی میبینه نمیتونن کاری از پیش ببرن،تصمیم میگرن که ایرانو ترک کنن.ولی اون دم آخری یه اتفاق عجیب میفته! تو اسناد آمریکاییا اومده که یکی از اعضای تیم مذاکره کننده،میره پیش رضاشاه،یه چیزایی میگه که خدا داند! و بعد از اون ملاقات یه دفعه رضاشاه موضع عوض میکنه[1] و قراردادی میبنده که به ۱۹۳۳ معروف شد.طبق اون قراردارد فقط ۴درصد سهم ایران افزایش پیدا کرد و طبق اون قرارداد،ایران مجبور شد تا شصت سال بعد(یعنی تا سال ۱۳۷۱ !!) نفتشو ۸۰/۲۰ بده به انگلیسیا.
3⃣جنابِ بدنساز تا به این حد اشتباه و جعل تاریخی قناعت نمیکنه و میره سراغ داستانِ آرامکو.طبق گفتهی ایشون انگلیس و آمریکا میان میگن ما یه قرارداد ۵۰_۵۰ بستیم تو آرامکو شماهم بیا ۵۰_۵۰ ببند. آقای بدنساز،ای کاش تو ویکیپدیا سرچ میکردین.آخه این اطلاعاتو از کجا آوردی؟؟.اصن آمریکا تو گس گلشاییان یا همون ۵۰_۵۰ نقشی نداشت،انگلیس هم تو آرامکو نقشی نداشت،چون اصلا قضیه آرامکو بین آمریکا و عربستان بود!.بعدهم اصلا قرارداد گس گلشاییان،۵۰_۵۰ نبود! این قضیه ۵۰_۵۰ در حد یه فریب سیاسی و شایعه بود؛طبق متن قرارداد سهم ایران از چهار شلینگ به شش شلینگ افزایش پیدا میکرد! یعنی فقط ۱۰ درصد به سهم ایران افزوده میشد[2].درضمن شخص شخیص اعلیحضرت محمدرضا شاهِ آریامهر با این قرارداد مخالف بود![3].ایشون یه سری چیزای دیگه میگه که اصلا کاری ندارم واقعیته یا نه،ولی طوری داستان تعریف میکنه که انگار مصدق عاشق چشم و ابروی چپا و توده ای ها بوده،یا اصن خودش توده ای بود!!.آقای بدنساز این مصدقی که میگه میخواست جاده صاف کنِ تودهای ها بشه،چرا روز ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ یعنی یک روز قبل از سقوطش،دستور به سرکوب جماعت تودهای داد[4]؟!.
•توصیهای به جنابِ بدنساز:آقای بدنساز تاریخ تراوشات ذهن شما نیست.در چیزی که مطالعه و تخصصی ندارید لطفا دخالت نکنید.شما همون بدنسازی رو ادامه بدید بهتره،چون تخصصتون تو بدنسازیه نه تاریخ.
•پاسخی هم به آقای عرب زاده:جناب عرب زاده عزیز،شما که اهل تاریخ هستید،چرا همچین چیزیو بازنشر میدید و تایید میکنید؟.از شما انتظار میره که جواب همچین تحریفاتیو بدید!
✍اما پاسخی به آقای بدنساز:
1⃣جنابِ بدنساز اول اشاره میکنن میگن این باشگاه خالی بود دوتا سرمایه گذار (چرچیل و ترومن) میان قرارداد ۷۰ ساله میبندن و میگن ۸۰ درصد از سهم برا ما.آقای بدنساز،قرارداد دارسی بین ایرانو انگلیس بوده و آمریکا هیچ نقشی توش نداشته!.درضمن این قرارداد ۸۴/۱۶ بوده و نه ۸۰/۲۰ و همچنین مدت قرارداد ۶۰ سال بود!.
2⃣این آقای تاریخدانِ بدنساز و اسطورهِ مبارزه با ارواح چپ یه چیزی یادش رفته یا شاید چیزی بلد نیست که یادش بره!.آقای بدنساز،بین جریان دارسی و جریان مصدق،یه جریان دیگه هم وجود داره.اونم قرارداد ۱۹۳۳ هست.یه روز این آقای رضاشاه که عصبانی هم بوده،میبینه این انگلیسای پدرسوخته کمتر از حق السهمی که تو دارسی بود به ایران میدادن،برای همین عصبانی میشه و در یک حرکت شجاعانه دارسی رو میندازه تو بخاری و فرمان لغوشو میده.این آقا رضاشاهه مقاومت شدیدی میکنه که یه قراردادی ببنده که بنفع ایران باشه،طوری که گروه مذاکره کننده انگلیسی وقتی میبینه نمیتونن کاری از پیش ببرن،تصمیم میگرن که ایرانو ترک کنن.ولی اون دم آخری یه اتفاق عجیب میفته! تو اسناد آمریکاییا اومده که یکی از اعضای تیم مذاکره کننده،میره پیش رضاشاه،یه چیزایی میگه که خدا داند! و بعد از اون ملاقات یه دفعه رضاشاه موضع عوض میکنه[1] و قراردادی میبنده که به ۱۹۳۳ معروف شد.طبق اون قراردارد فقط ۴درصد سهم ایران افزایش پیدا کرد و طبق اون قرارداد،ایران مجبور شد تا شصت سال بعد(یعنی تا سال ۱۳۷۱ !!) نفتشو ۸۰/۲۰ بده به انگلیسیا.
3⃣جنابِ بدنساز تا به این حد اشتباه و جعل تاریخی قناعت نمیکنه و میره سراغ داستانِ آرامکو.طبق گفتهی ایشون انگلیس و آمریکا میان میگن ما یه قرارداد ۵۰_۵۰ بستیم تو آرامکو شماهم بیا ۵۰_۵۰ ببند. آقای بدنساز،ای کاش تو ویکیپدیا سرچ میکردین.آخه این اطلاعاتو از کجا آوردی؟؟.اصن آمریکا تو گس گلشاییان یا همون ۵۰_۵۰ نقشی نداشت،انگلیس هم تو آرامکو نقشی نداشت،چون اصلا قضیه آرامکو بین آمریکا و عربستان بود!.بعدهم اصلا قرارداد گس گلشاییان،۵۰_۵۰ نبود! این قضیه ۵۰_۵۰ در حد یه فریب سیاسی و شایعه بود؛طبق متن قرارداد سهم ایران از چهار شلینگ به شش شلینگ افزایش پیدا میکرد! یعنی فقط ۱۰ درصد به سهم ایران افزوده میشد[2].درضمن شخص شخیص اعلیحضرت محمدرضا شاهِ آریامهر با این قرارداد مخالف بود![3].ایشون یه سری چیزای دیگه میگه که اصلا کاری ندارم واقعیته یا نه،ولی طوری داستان تعریف میکنه که انگار مصدق عاشق چشم و ابروی چپا و توده ای ها بوده،یا اصن خودش توده ای بود!!.آقای بدنساز این مصدقی که میگه میخواست جاده صاف کنِ تودهای ها بشه،چرا روز ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ یعنی یک روز قبل از سقوطش،دستور به سرکوب جماعت تودهای داد[4]؟!.
•توصیهای به جنابِ بدنساز:آقای بدنساز تاریخ تراوشات ذهن شما نیست.در چیزی که مطالعه و تخصصی ندارید لطفا دخالت نکنید.شما همون بدنسازی رو ادامه بدید بهتره،چون تخصصتون تو بدنسازیه نه تاریخ.
•پاسخی هم به آقای عرب زاده:جناب عرب زاده عزیز،شما که اهل تاریخ هستید،چرا همچین چیزیو بازنشر میدید و تایید میکنید؟.از شما انتظار میره که جواب همچین تحریفاتیو بدید!
📕منابع
[1]Great Britain and Reza Shah: The Plunder of Iran,1921-1941/ Mohammad Gholi Majd/261_262_263
[2]دہ سال کوشش در راه حفظ و بسط حقوق ایران در نفت/دکتر حسین پیرنیا/چاپ ۱۳۳۱/ص۹۷
[3]ایران در دوره سلطنت محمدرضا پهلوی/دکتر علی اصغر شمیم/چاپ ۱۳۴۴/ص۷۱_۷۲
[4]ایران در دوران دکتر مصدق/پروفسور سپهر ذبیح/ص ۱۷۷
👍9❤2
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
♦️کمک و مساعدت شیرعلی مردان خان به نظامیان رضاشاه در جهت سرکوب شیخ خزعل و خوانین خائن طرفدارش؛ ✍شیرعلی مردان خان در صحفه دوم نامه خود به مجلس چنین نوشته شده: بعد از آنکه به دستور اجنبی هفتاد نفر از نظامیان رشید در کاروانسرای شلیل خائنانه شهید کردند برای…
♦️نتایج تختهقاپو و سرکوب عشایر
✍فتح الله نوری اسفندیاری سیاستمدار عصر پهلوی مینویسد:
🔰متاسفانه این سرکوبی و مجازات عناصر سرکش با اعدام بسیاری از سرکردگان و گاهی مصادره احشام و اغنام و تخته قابو کردن آنها ، موجب تباهی و خانه خرابی قبایل گردید.
✍فتح الله نوری اسفندیاری سیاستمدار عصر پهلوی مینویسد:
🔰متاسفانه این سرکوبی و مجازات عناصر سرکش با اعدام بسیاری از سرکردگان و گاهی مصادره احشام و اغنام و تخته قابو کردن آنها ، موجب تباهی و خانه خرابی قبایل گردید.
📕رستاخیز ایران/چاپ 1334/فتح الله نوری اسفندیاری/ص 805
😢5🔥1
♦️آزادی حجاب یا کشف حجاب؟(1)
🔰پروفسور هوشنگ شهابی استادِ دانشگاههای هاروارد_آکسفورد_کالیفرنیا_بوستون مینویسد:
●صحفه 212:
■[ماموران دستور داشتند]مانع از ورود زنان با حجاب به فروشگاه ها سینماها و گرما به های عمومی شوند.در برخی موارد، مأموران مخفی در ورودی حمامها قرار داده میشدند تا بر رعایت این قانون نظارت کنند. زنان محجبه از سوار شدن بر کالسکه و ماشین و همچنین از درمان در درمانگاههای عمومی منع میشدند.
●صحفه 213:
■در مواجهه با این خواستههای متناقض، بسیاری از زنان تصمیم به خروج گرفتند. در خرمشهر، برخی از زنان از مرز عبور کرده و به عراق رفتند. بسیاری از زنان متدین در خانه ماندند، اما این مشکل دیگری ایجاد کرد زیرا در آن زمان خانههای ایرانی حمام نداشتند. بنابراین، زنان برای گرفتن حاجت خود، نیمهشب با بالا رفتن از پشتبام خانههای همسایه یا با این امید که پلیس به سمت دیگری نگاه کند، به حمام میرفتند.
🔰پروفسور هوشنگ شهابی استادِ دانشگاههای هاروارد_آکسفورد_کالیفرنیا_بوستون مینویسد:
●صحفه 212:
■[ماموران دستور داشتند]مانع از ورود زنان با حجاب به فروشگاه ها سینماها و گرما به های عمومی شوند.در برخی موارد، مأموران مخفی در ورودی حمامها قرار داده میشدند تا بر رعایت این قانون نظارت کنند. زنان محجبه از سوار شدن بر کالسکه و ماشین و همچنین از درمان در درمانگاههای عمومی منع میشدند.
●صحفه 213:
■در مواجهه با این خواستههای متناقض، بسیاری از زنان تصمیم به خروج گرفتند. در خرمشهر، برخی از زنان از مرز عبور کرده و به عراق رفتند. بسیاری از زنان متدین در خانه ماندند، اما این مشکل دیگری ایجاد کرد زیرا در آن زمان خانههای ایرانی حمام نداشتند. بنابراین، زنان برای گرفتن حاجت خود، نیمهشب با بالا رفتن از پشتبام خانههای همسایه یا با این امید که پلیس به سمت دیگری نگاه کند، به حمام میرفتند.
📕The Making of Modern Iran State and Society under Riza Shah, 1921-1941, Edited by Stephanie Cronin,212,213
(نویسنده این بخش جناب پروفسور شهابی هستند)
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
♦️آزادی حجاب یا کشف حجاب؟(1) 🔰پروفسور هوشنگ شهابی استادِ دانشگاههای هاروارد_آکسفورد_کالیفرنیا_بوستون مینویسد: ●صحفه 212: ■[ماموران دستور داشتند]مانع از ورود زنان با حجاب به فروشگاه ها سینماها و گرما به های عمومی شوند.در برخی موارد، مأموران مخفی در ورودی…
♦️آزادی حجاب یا کشف حجاب؟(2)
🔰دکتر ساندرا مکی استاددانشگاه ایالتی جورجیا مینویسد:
■با سرکوب مخالفتهای مذهبی، رضاشاه به مبارزه خود با چادر ادامه داد. پس از سال ۱۹۳۶، سینماها و حمامهای عمومی به روی زنان محجبه بسته شد. قانون، رانندگان اتوبوس و تاکسی را از پذیرش زنان محجبه به عنوان مسافر منع میکرد. برای اجرای این مقررات، پلیس در خیابانها پرسه میزد تا روسری زنانی را که هنوز سعی در رعایت حجاب یا پوشش اسلامی داشتند، از سرشان بگیرد. در حالی که زنان نخبه تحصیلکرده از نوعی آزادی شادمان بودند، اکثر زنان احساس بیآبرویی و گناه میکردند. کسانی که حاضر به کنار گذاشتن چادر نبودند، از ترس حمله پلیس شاه، به خانههای خود پناه بردند و هرگز آنجا را ترک نکردند.
🔰دکتر ساندرا مکی استاددانشگاه ایالتی جورجیا مینویسد:
■با سرکوب مخالفتهای مذهبی، رضاشاه به مبارزه خود با چادر ادامه داد. پس از سال ۱۹۳۶، سینماها و حمامهای عمومی به روی زنان محجبه بسته شد. قانون، رانندگان اتوبوس و تاکسی را از پذیرش زنان محجبه به عنوان مسافر منع میکرد. برای اجرای این مقررات، پلیس در خیابانها پرسه میزد تا روسری زنانی را که هنوز سعی در رعایت حجاب یا پوشش اسلامی داشتند، از سرشان بگیرد. در حالی که زنان نخبه تحصیلکرده از نوعی آزادی شادمان بودند، اکثر زنان احساس بیآبرویی و گناه میکردند. کسانی که حاضر به کنار گذاشتن چادر نبودند، از ترس حمله پلیس شاه، به خانههای خود پناه بردند و هرگز آنجا را ترک نکردند.
📕THE IRANIANS PERSIA. ISLAM AND THE SOUL OF A NATION,SANDRA MACKEY,182
💔2
♦️کشف حجاب یا آزادی حجاب؟(3)
پروفسور همایون کاتوزیان استاد دانشگاه آکسفورد مینویسد:
همه زنان به برداشتن چادر مجبور شوند بدون این که حتی حق سر کردن روسری را داشته باشند.تنها کلاه های وارداتی اروپایی مجاز بود که فقط زنان طبقه بالا امکان و فرهنگ به سر گذاشتن آن را داشتند یک مشکل اساسی برای اکثر زنان شهری این بود که آنان تجربه حضور در ملا عام را بدون آن که بدنشان سراسر پوشیده باشد نداشتند و به هر صورت خرید کلاه در آن زمان برایشان خیلی گران بود.دستور داده شد که مهمانیهای محلی اجباری برپا شود و مردان می بایست زنان خود را بدون چادر به آنها میآوردند. پلیس در کوچه و خیابان چادر را از سر زنان میکشید و پاره میکرد خشونت اجتماعی و فرهنگی شدیدی برپا شد و عده ای خودکشی کردند. بسیاری از زنان از بیرون آمدن از خانه هایشان به کلی دست کشیدند و تنها هفته ای یک بار برای رفتن پنهانی به حمام عمومی از راه پشت بام خانه ها که در آن زمان در اکثر محلات تهران به هم راه داشت از منزل خارج میشدند.
پروفسور همایون کاتوزیان استاد دانشگاه آکسفورد مینویسد:
همه زنان به برداشتن چادر مجبور شوند بدون این که حتی حق سر کردن روسری را داشته باشند.تنها کلاه های وارداتی اروپایی مجاز بود که فقط زنان طبقه بالا امکان و فرهنگ به سر گذاشتن آن را داشتند یک مشکل اساسی برای اکثر زنان شهری این بود که آنان تجربه حضور در ملا عام را بدون آن که بدنشان سراسر پوشیده باشد نداشتند و به هر صورت خرید کلاه در آن زمان برایشان خیلی گران بود.دستور داده شد که مهمانیهای محلی اجباری برپا شود و مردان می بایست زنان خود را بدون چادر به آنها میآوردند. پلیس در کوچه و خیابان چادر را از سر زنان میکشید و پاره میکرد خشونت اجتماعی و فرهنگی شدیدی برپا شد و عده ای خودکشی کردند. بسیاری از زنان از بیرون آمدن از خانه هایشان به کلی دست کشیدند و تنها هفته ای یک بار برای رفتن پنهانی به حمام عمومی از راه پشت بام خانه ها که در آن زمان در اکثر محلات تهران به هم راه داشت از منزل خارج میشدند.
📕تجدد آمرانه ص۵۲
تورج اتابکی
😢3❤1
♦️مهم♦️
✍در خصوص کشف حجاب عده ای به دستوری از محمود جم استناد میکنند که انگار این اسناد را نقض میکند،باید دانست این دستور مربوط به دوره اولیه کشف حجاب است و اگر اشتباه نکنم_از سال 1316_فرمان برخورد خشونت آمیز داده میشود.
✍در خصوص کشف حجاب عده ای به دستوری از محمود جم استناد میکنند که انگار این اسناد را نقض میکند،باید دانست این دستور مربوط به دوره اولیه کشف حجاب است و اگر اشتباه نکنم_از سال 1316_فرمان برخورد خشونت آمیز داده میشود.
《مسئله ی مهدی تدینی》
مهدی تدینی یک مترجم بسیار خوب و در کار خود بسیار مجرب است.اما صرفا فقط در کار خود!.ایشان هنوز به ابتدایی ترین مسائل تاریخ آشنا نیستند،ولی علاوه بر اینکه خود را یه سرو گردن از همه بالاتر میدانند،طرفدارانشان او را حجت تمام میخوانند.آقای تدینی کارشناسی ارشد مترجمی زبان آلمانی دارد،ولی با این حال عده ای او را استاد میخوانند!!.(البته قصد توهین به ایشان را ندارم) ایشان تا به الان یک کتاب هم ننوشته،و هرچقدر هم که جستجو کردم یک مقاله هم از ایشان پیدا نکردم! با این اوصاف عده ای برای اینکه بگویند:ماهم بلدیم_ پست های ایشان را به نشانه آگاهی به این گروه و آن گروه میفرستند و حتی به ایشان استناد میکنند!.درباب اشتباهات تاریخی ایشان که الا ماشاالله سخن برای گفتن زیاد است،نمونه اش همین استوری بالا از ایشان.اقای تدینی با دیدنِ یک عکس به خواب و خیالی عمیق میروند و مدینه فاضله ای از دوران مرحوم رضاشاه میسازند_که روح مرحوم در بهشت الهی به لرزه می افتد! کاری به بقیه موارد نداریم ولی شمارا به جان آریامهر قسم میدهیم آیا رضاشاه_خلدالله ملکه_ آزادی پوشش را آورد؟ چرا برای اسطوره سازی تاریخ را تحریف میکنید؟!
مهدی تدینی یک مترجم بسیار خوب و در کار خود بسیار مجرب است.اما صرفا فقط در کار خود!.ایشان هنوز به ابتدایی ترین مسائل تاریخ آشنا نیستند،ولی علاوه بر اینکه خود را یه سرو گردن از همه بالاتر میدانند،طرفدارانشان او را حجت تمام میخوانند.آقای تدینی کارشناسی ارشد مترجمی زبان آلمانی دارد،ولی با این حال عده ای او را استاد میخوانند!!.(البته قصد توهین به ایشان را ندارم) ایشان تا به الان یک کتاب هم ننوشته،و هرچقدر هم که جستجو کردم یک مقاله هم از ایشان پیدا نکردم! با این اوصاف عده ای برای اینکه بگویند:ماهم بلدیم_ پست های ایشان را به نشانه آگاهی به این گروه و آن گروه میفرستند و حتی به ایشان استناد میکنند!.درباب اشتباهات تاریخی ایشان که الا ماشاالله سخن برای گفتن زیاد است،نمونه اش همین استوری بالا از ایشان.اقای تدینی با دیدنِ یک عکس به خواب و خیالی عمیق میروند و مدینه فاضله ای از دوران مرحوم رضاشاه میسازند_که روح مرحوم در بهشت الهی به لرزه می افتد! کاری به بقیه موارد نداریم ولی شمارا به جان آریامهر قسم میدهیم آیا رضاشاه_خلدالله ملکه_ آزادی پوشش را آورد؟ چرا برای اسطوره سازی تاریخ را تحریف میکنید؟!
♦️مسئله تخته قاپو به روایت نعمت الله قاضی،نویسنده و نماینده مجلس در دوران پهلوی
📕علل سقوط حکومت رضاشاه/نوشته نعمت الله قاضی (شکیب)/ص 173
📕علل سقوط حکومت رضاشاه/نوشته نعمت الله قاضی (شکیب)/ص 173
پ.ن:_مسئله تخته قاپو و سرکوب بی دلیل عشایر_چیزی است که متاسفانه طرفداران پهلوی با هوچیگری و دروغ سعی بر ماست مالی آن را دارند.با اتهام دزدی،تجزیه طلبی،و... میخواهند جنایات افسران رضاشاه از تاریخ پاک کنند.فردی مانند شیرعلی مردان خان بختیاری که دوشادوش مادرش در نبرد با مخالفان مشروطه و استعمار انگلیس بود،را تجزیه طلب میدانند.درحالی که خود شیرعلی مردان خان در کنار ارتش رضاشاه در برابر شیخ خزعل جنگید! ولی پروپاگاندای پهلوی مانع از نشر واقعیات میشود. مسئله شیرعلی مردان خان: کلیک
👍3❤1