💢سخنان رضاشاه خطاب به سلطنت طلبان و حامیان اسرائیل‼️
♦️سخنان رضاشاه دربارهی کسانی که آزادی و رسیدن به اهداف خود را با کمک بیگانگان میخواهند:
🔰من وظیفه خود میدانم به مردم در قبال زیانهای غیر قابل وصف این قبیل وابستگی ها هشدار دهم و خواستار قطع فوری آن باشم مردم متمدن در هیچ کجای جهان نباید به این شرم گردن بگذارند که برای رسیدن به هدفهای خود دست به دامن بیگانگان شوند. وظیفه هر ایرانی آن است که یاد بگیرد شکوه تاریخ ایران را با اتکاء به خود و نیروی لایزال ملت حفظ کند.ایرانیان باید ذهنی مستقل داشته باشند و با اراده ای مستقل زندگی کنند هم میهنان گرسنگی کشیدن در فقر و تنگدستی هزاران بار بهتر از آن است که با بدبختی در مقابل بیگانگان گردن خم کنیم هر کسی میداند که در يك كشور مستقل، هیچ چیز ناپسندتر از آن نیست که انسان به آلت دست بیگانگان تبدیل شود یا به آنها اجازه دهد در امور سیاسی داخلی کشور مداخله کنند.
♦️سخنان رضاشاه دربارهی کسانی که آزادی و رسیدن به اهداف خود را با کمک بیگانگان میخواهند:
🔰من وظیفه خود میدانم به مردم در قبال زیانهای غیر قابل وصف این قبیل وابستگی ها هشدار دهم و خواستار قطع فوری آن باشم مردم متمدن در هیچ کجای جهان نباید به این شرم گردن بگذارند که برای رسیدن به هدفهای خود دست به دامن بیگانگان شوند. وظیفه هر ایرانی آن است که یاد بگیرد شکوه تاریخ ایران را با اتکاء به خود و نیروی لایزال ملت حفظ کند.ایرانیان باید ذهنی مستقل داشته باشند و با اراده ای مستقل زندگی کنند هم میهنان گرسنگی کشیدن در فقر و تنگدستی هزاران بار بهتر از آن است که با بدبختی در مقابل بیگانگان گردن خم کنیم هر کسی میداند که در يك كشور مستقل، هیچ چیز ناپسندتر از آن نیست که انسان به آلت دست بیگانگان تبدیل شود یا به آنها اجازه دهد در امور سیاسی داخلی کشور مداخله کنند.
📕شکست شاهانه،ص390،ماروین زونیس
🔥7🤣2
_یکی از پروپاگاندای جریان سلطنت طلب،اتهام تجزیه طلب بودن به شخصیت های آزادیخواه مانند شیرعلی مردان خان بختیاری بوده.آیا واقعا شیرعلی مردان خان تجزیه طلب بوده یا مبارزی میهن پرست آزادی خواه؟!
_برای پاسخ به این پرسش متن زیر را مطالعه کنید:
قسمت اول
قسمت دوم
حمایت شیرعلی مردان خان از نظامیان رضاشاه در جهت سرکوب شیخ خزعل و طرفدارانش: کلیک
_برای پاسخ به این پرسش متن زیر را مطالعه کنید:
قسمت اول
قسمت دوم
حمایت شیرعلی مردان خان از نظامیان رضاشاه در جهت سرکوب شیخ خزعل و طرفدارانش: کلیک
❤7
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
_یکی از پروپاگاندای جریان سلطنت طلب،اتهام تجزیه طلب بودن به شخصیت های آزادیخواه مانند شیرعلی مردان خان بختیاری بوده.آیا واقعا شیرعلی مردان خان تجزیه طلب بوده یا مبارزی میهن پرست آزادی خواه؟! _برای پاسخ به این پرسش متن زیر را مطالعه کنید: قسمت اول قسمت دوم…
آیا شیرعلی مردان خان بختیاری تجزیه طلب بود؟
یکی از پروپاگاندای جریان سلطنت طلب،اتهام تجزیه طلب بودن به شخصیت های آزادیخواه مانند شیرعلی مردان خان بختیاری بوده.درصورتی که شیرعلی مردان خان فرزند بیبی مریم بختیاری از رهبران آزادیخواه در دوران مشروطه و از مبارزان ضد انگلیسی در دوران جنگ جهانی اول بود.دایی او هم سردار اسعد بختیاری،آزادیخواه و فاتح تهران در دوران مشروطه بود.آیا اتهام تجزیه طلبی به این شخص با این خاندان،درست و منطقی است؟!
ریشه و اساس قیام شیرعلی مردان را باید در تاریخ یافت نه اتهامات بی اساس نسبت به او. هنگامی رضاشاه به تخت سلطنت نشست نظامیان و خوانین فاسد طرفدار او از هیچ ظلمی نسبت به ایلات و عشایر دریغ نکردند.
طوری که احمد کسروی نویسنده مشهور در روزنامه پرچم مینویسد:
پروفسور عباس امانت استاد دانشگاه ییل مینویسد:
یکی از پروپاگاندای جریان سلطنت طلب،اتهام تجزیه طلب بودن به شخصیت های آزادیخواه مانند شیرعلی مردان خان بختیاری بوده.درصورتی که شیرعلی مردان خان فرزند بیبی مریم بختیاری از رهبران آزادیخواه در دوران مشروطه و از مبارزان ضد انگلیسی در دوران جنگ جهانی اول بود.دایی او هم سردار اسعد بختیاری،آزادیخواه و فاتح تهران در دوران مشروطه بود.آیا اتهام تجزیه طلبی به این شخص با این خاندان،درست و منطقی است؟!
ریشه و اساس قیام شیرعلی مردان را باید در تاریخ یافت نه اتهامات بی اساس نسبت به او. هنگامی رضاشاه به تخت سلطنت نشست نظامیان و خوانین فاسد طرفدار او از هیچ ظلمی نسبت به ایلات و عشایر دریغ نکردند.
طوری که احمد کسروی نویسنده مشهور در روزنامه پرچم مینویسد:
در زمان شاه گذشته تنها چیرگی و سختیگری او نبوده که مایه، زیان مردم گردیده، یکدست از سران اداره ها و کارکنان دولتی نیز از زور و نیروی او استفاده نموده بمردم آزار و زیان بسیار رسانیده اند. امروز تنها مختاری را دنبال می کنند. باید گفت دیگران نیز بسیارند.من میخواهم در اینجا برای مثل دیوان حرب و کارهای آنرا یاد آوری نمایم . این دیوان حرب چه بود؟ چه رفتاری با مردم می کرد. چندتن از افسران ستمگر و خونخوار پیدا شده بنام اجرای اوامر اعلیحضرت بیرحمی و پستی بی اندازه از خود نشان میدادند¹و در شماره دیگر روزنامه پرچم چنین مینویسد:
علت مسلح شدن دسته های اشرار و مخصوصاً عشاير و اکراد احجافات و ظلم وستم بی رحمانه و ظالمانه و طماعی این قبیل افسران میباشد که عشایر و غیره بمحض بدست آوردن فرصت اسلحه بدست گرفته به نام انتقام بر آمده اند.²و در دیگر شماره این روزنامه:
تا چند ماه پیش آسیب روستاها افراد امنیه بوده که در همه جا چیرگی به جان و دارایی مردم داشته باعث ویرانی ده ها میشدند.³یا سلطان علی سلطانی نماینده ده دوره از مجلس در دوران پهلوی طی نطقی در مجلس گفت:
عشایر قشقائی و کوه گیلویه و بختیاری و امثال آنها که دهنده قسمت اعظم مالیات و در موقع خود پشتیبان قوه نظامی مملکت و حافظ استقلال کشورند نه تنها اموالشان غارت شده و از هستی ساقط شده اند بلکه دسته دسته از این طوائف را بدون محاکمه اعدام کرده اند.کهگیلویه بخدا قسم یاغي نبود طوائفش را مامورین یاغی کردند. ممسنی یاغی نبود پول حاج معین بوشهری کار خود را کرد و مامورین باعث خمیر مایه فتنه و انقلاب آنجا شدند.روشی که در خانه نشین کردن عشایر نشان دادند روش اعدام وافتاء بود نه تربیت و اصلاح⁴پروفسور هدایت الله حکیم الهی افسر سابق ارتش رضاشاه،استاد دانشگاه لندن و روزنامه نگار مشهور در خاطراتش(چاپ ۱۳۲۷)به نقل از یک افسر ارتش در کردستان مینویسد:
سروان: ترس من از همین کردهاست. اینها منتظر این هستند که در مناسب ترین فرصت سر هر یک از ما را ببرند...پرسیدم چرا این افراد ضعيف ومفلوك و بیچاره بخیال سر بریدن ما خواهند افتاد، گفت برای آنکه بدست ما حکومت قدر قدرت آسمان شوکت سر آنان را بریده است شکم زنانشان را پاره کرده است.نوامیس دخترانشان را به باد داده است⁵محمود باور سرپرست ارشد شرکت نفت (کتابش چاپ ۱۳۲۴ است) مینویسد:
بین ایلات مشهور است که طرز عمل و رفتار افراد[نظامی] با عشایر مستحسن و خوب نبود یعنی آلوده به بیناموسی گشته تا اینکه بالاخره مردم را بهیجان و شورش وامیدارد⁶در واقع دلیل قیام شیر علی مردان خان و دیگر عشایر همین ظلم هه و ستم ها بود.البته عدهای با نادیده گرفتن این اسناد و مدارک میگویند که علی مردان برای ندادن مالیات و جلوگیری از کشف حجاب قیام کرد و به همین دلیل یاغی و تجزیه طلب بود.باید گفت در واقع مالیاتی که در دوران پهلوی از عشایر اخذ میشد یکجور اخاذی بود.مالیتهای سنگین دولت و اخاذی های مامورین به نحوی کمر عشایر را شکسته بود
پروفسور عباس امانت استاد دانشگاه ییل مینویسد:
گذشته از شورشها، منابع اصلی مقاومت در مناطق قبیلهای علیه جمعآوری بیوقفه مالیات توسط دولت و اشکال مختلف اخاذی توسط افسران ارتش بود. بعدها، سیاست دولت برای یکجانشین کردن جوامع عشایری - که عمیقاً مخل شیوه زندگی عشایری بود - باعث شورشهایی شد.برای بسیاری از افسران، رفتار خشونتآمیز و تحقیر عموم مردم طبیعی و ضروری تلقی میشد. دهقانان، عشایر و شهرنشینان مجبور بودند با چاپلوسی، پول نقد و هدایا به افسران ادای احترام کنند - در غیر این صورت با عواقب وخیمی روبرو میشدند. تصرف زمین و املاک، اعدامهای فوری، مجازاتهای بیرحمانه عمومی و ضرب و شتم شدید غیرنظامیان و سربازان، هنجارهای پذیرفته شده این فرهنگ نظامی بودند⁷یا پروفسور امین بنانی استاد دانشگاه هاروارد مینویسد:
با عشایر وحشیانهای رفتار میکردند و به طور سیستماتیک وسایل معیشت آنها را غارت میکردن...دولت با روشهای وحشیانه، خودخواهانه و نظامی، به این علل شورش ها افزود.⁸قسمت دوم
❤5🙏1
همچنین پروفسور سکندر امان اللهی بهاروند استاد دانشگاه هاروارد مینویسد:
آری به همین دلایل بود عشایر دائم بر علیه ظلم و احجاف ماموران حکومتی قیام میکردند.جدای از اینها نامهی خود شیر علی مردان خان به مجلس هست که نشاندهنده دلایل قیام اوست:
مهراب امیری پژوهشگر و نویسنده مشهور آخرین لحظات عمر شیرعلی مردان خان را اینگونه روایت میکند:
براستی کسی که مادری همچون بی بی مریم دارد و خودش هم مشروطه خواه بوده و در آخرین لحظات حیات خویش نام ایران را بر زبان آورده،میتوان گفت چنین انسانی تجزیه طلب است؟...
قسمت اول
ناخشنودی عشایر نه تنها به خاطر اخاذی مأمورین دولت مرکزی بلکه به جهت ظلم و ستم های فراوان و پایمال شدن حقوق فردی و اجتماعی عشایر بوسیله نظامیان و سایر مأمورین دولتی بوده است. مأمورین نظامی خود را مالک جان ومال و ناموس عشایر میدانستن⁹
آری به همین دلایل بود عشایر دائم بر علیه ظلم و احجاف ماموران حکومتی قیام میکردند.جدای از اینها نامهی خود شیر علی مردان خان به مجلس هست که نشاندهنده دلایل قیام اوست:
[بخشی از نامه]...چند نفر از خوانین هفت لنگ که زمامدار حکومت بختیاری بوده و در هر واقعه خود را جلو انداخته و قائد و زعیم ایل بودهاند، با اینکه خود مصدر هیچ خدمتی نبودهاند و در هر موقع جز خیانت ، چیزی از آنان مشهود نگردید، سالهای دراز حکومت و وزارت و مشاغل مهم مملکتی را به عنوان مزد خدمت، اشغال و از ظلم، تعدی، غارت و ضبط دارایی ملت فرونگذاشته، نه تنها ایل بختیاری را از هستی ساقط بلکه مجاهدات و خدمات آنها را بینتیجه، شرافت و آبروی آنها را به واسطه عملیات خائنانه تضییع نمودند. فقط مطلبی که بر وکلا معظم پوشیده و مخفی است، همانا رفتار ظالمانه و حرکات شقاوت کارانهایست که نسبت به ایل و طوایف بیچاره ما آورده که قلم از تحریر آن عاجز است. بیچاره ایل بختیاری از اثر ظلم و تعدی آنها نه مال دارد نه جان نه اختیار نه اراده. از کلیه حقوق زندگی عادی بینصیب است. عده از ایل بختیاری از فرط بیچارگی، برای سد جوع در هوای گرم عربستان، در مقابل جزئی روزی در معادن نفت به کارهای سخت مشغول هستند...دیدیم که چرا شیر علی مردان خان و دیگر سران عشایر بر علیه رضاشاه شوریدند.مامورین و خوانین طرفدار حکومت از هیچ ظلمی بر عشایر دریغ نمیکردند.همین ها عاملی شد که عشایر دست به سلاح برده بر علیه ظلم مامورین بشورند.قیام شیر علی مردان خان در اویل بسیار موفق بود.حتی احتمال میرفت که اصفهان به دست عشایر بیفتد.ولی با خیانت خوانین طرفدار حکومت و بمباران شدید هوایی در مناطق عشایری،در آخر شیر علی مردان خان تسلیم و به تهران تبعید شد.بعد از چند سال تبعید در تهران رضاشاه که هنوز از عشایر ترس داشت دستور به اعدام سران آنها داد.
مهراب امیری پژوهشگر و نویسنده مشهور آخرین لحظات عمر شیرعلی مردان خان را اینگونه روایت میکند:
هنگامی که از برابر جوخه اعدام میگذشت با جبینی باز و لبانی پر از خنده با آنها احوال پرسی کرد.وقتی یکی از دژخیمان میخواست چشم هایش را به بندد به آرامی دستمال را از دستش گرفت و گفت: پسرم! بگذار تا این صحنه جالب و تماشایی را که قطعاً ما فوقان شماها را خوشحال میکند من هم در آخرین لحظات حیاتم به چشم ببینم چرا که تاکنون من شیری را دست و پا بسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.در آخرین لحظاتی که میخواستند وی را به چوبه دار ببندند کلاه پهلوی خود را به نشانه نفرت از رژیم پهلوی، مچاله کرد و دور انداخت و صدای رسایش که میگفت زنده باد ایران و آزادی با صفیر چند گلوله خاموش شد...¹⁰
براستی کسی که مادری همچون بی بی مریم دارد و خودش هم مشروطه خواه بوده و در آخرین لحظات حیات خویش نام ایران را بر زبان آورده،میتوان گفت چنین انسانی تجزیه طلب است؟...
قسمت اول
[نکته: در پاسخ به سلطنت طلب هایی که با لجن پراکنی و ارسال سند میخواهند بگویند که رضاشاه برای جلوگیری از غارت و دزدی عشایر را سرکوب کرد،باید گفت:بله. برخی عشایری که در قبل از به سلطنت رسیدن رضاشاه شورش های ناموجه ای داشتن و در آخر هم سرکوب شدند.مانند شورش شیخ خزعل که خود شیرعلیمردان خان بختیاری با آن مقابله کرد.ولی دقت کنید که مسئله ما قیام های عشایر بعد از به سلطنت رسیدن رضاشاه است و این اسناد و مدارک نشاندهنده آن دوران است.یعی پس آرام شدن ایلات و عشایر.]
❤6
منابع:
¹روزنامه پرچم سال یکم شماره ۱۳۰، ۴شنبه ۳ تیرماه ۱۳۲۱،احمد کسروی
²روزنامه پرچم سال یکم شماره ۶۹، ۴ شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۲۱
³روزنامه پرچم سال اول شماره ۲۵،یکشنبه ۳ اسفندماه ۱۳۲۰،احمد کسروی
⁴شهریور ۱۳۲۰ تا فاجعهی آذربایجان و زنجان ص۲۲۷ (به نقل از شرح مذاکرات مجلس در ۱۳ آذر ۱۳۲۰) چاپ ۱۳۲۹
حسین کوهی کرمانی
⁵با من به ارتش بیایید ص ۷۳
چاپ ۱۳۲۷
پروفسور هدایت الله حکیم الهی
⁶کهگیلویه و ایلات آن ص۷۵
محمود باور چاپ ۱۳۲۴
⁷ABBAS AMANAT/IRAN Modern History/428
⁸The Modernization of Iran/AMIN BANANI/128
⁹ کوچ نشینی در ایران پژوهشی درباره عشایر و ایلات/سكندر امان اللهی بهاروند/ص239
¹⁰ آنزان،ص88 و 89
[تمامی اسناد به صورت تصویری در کانال پژهام موجود میباشد]
¹روزنامه پرچم سال یکم شماره ۱۳۰، ۴شنبه ۳ تیرماه ۱۳۲۱،احمد کسروی
²روزنامه پرچم سال یکم شماره ۶۹، ۴ شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۲۱
³روزنامه پرچم سال اول شماره ۲۵،یکشنبه ۳ اسفندماه ۱۳۲۰،احمد کسروی
⁴شهریور ۱۳۲۰ تا فاجعهی آذربایجان و زنجان ص۲۲۷ (به نقل از شرح مذاکرات مجلس در ۱۳ آذر ۱۳۲۰) چاپ ۱۳۲۹
حسین کوهی کرمانی
⁵با من به ارتش بیایید ص ۷۳
چاپ ۱۳۲۷
پروفسور هدایت الله حکیم الهی
⁶کهگیلویه و ایلات آن ص۷۵
محمود باور چاپ ۱۳۲۴
⁷ABBAS AMANAT/IRAN Modern History/428
⁸The Modernization of Iran/AMIN BANANI/128
⁹ کوچ نشینی در ایران پژوهشی درباره عشایر و ایلات/سكندر امان اللهی بهاروند/ص239
¹⁰ آنزان،ص88 و 89
[تمامی اسناد به صورت تصویری در کانال پژهام موجود میباشد]
❤6
♦️مسئله جدا سازی اراضی نفت خیز خانقین از ایران؛قاجار یا پهلوی؟!
حسین مکی،مورخ و سیاستمدار در دوران پهلوی در خصوص خانقین مینویسد:
همچنین طی نطقی در مجلس به آن اشاره کرد و حائری زاده هم آنرا تایید نمود:
اما عدهای میگویند مطابق با پیمان ۱۹۱۳ و ۱۹۱۴ این اراضی از ایران جدا شدند.[اول باید توجه داشت این دو پیمان مکمل یکدیگرند] در واقع درست است.مطابق این دو پیمان اراضی نفت خیز خانقین به عثمانی منتقل یافتند.اما باید توجه داشت که این دو پیمان به هیچ وجه به درجه اعتبار نرسیده بودند!
دکتر منوچهر پارسادوست مورخ و نویسنده مشهور مینویسد:
و درباره دولت عثمانی نیز مینویسد:
همچنین دکتر غلامرضا علی بابایی پژوهشگر و مترجم مینویسد:
و استاد اصغر جعفری ولدانی پژوهشگر حوزه خلیج فارس مینوسسد:
در نتیجه میتوان گفت که نه دولت عثمانی و نه دولت ایران این دو پیمان را به تصویب دولت نرساندند و طبق قوانین از نظر هردو این دو پیمان باطل و فاقد هرگونه اعتبار بودند.ولی سرنوشت اراضی نفت خیز خانقین چگونه رقم خورد؟ در واقع با تمام شواهد و دفاعیات باقر کاظمی وزیر امور خارجه با قبول این دو پیمان فاقد اعتبار اراضی خانقین از ایران جدا شدند!
دکتر پارسادوست مینویسد:
و در بخش دیگری مینویسد:
و در نتیجه اراضی نفت خیز خانقین که بقول پارسادوست چند هزار کیلومتر مربع بودند از ایران جدا شدند...
جدایی آرارات:کلیک
جدایی دشت نامید:کلیک
حسین مکی،مورخ و سیاستمدار در دوران پهلوی در خصوص خانقین مینویسد:
در تعیین خط مرزی ایران و عراق هم رضا شاه از کیسه خلیفه بخشید و منابع نفتی غرب[خانقین]ایران و نصف شط العرب را که طبق اصول و مقررات بین المللی که خط مرزی وسط المیاه است بعراق واگذار نمود.¹
همچنین طی نطقی در مجلس به آن اشاره کرد و حائری زاده هم آنرا تایید نمود:
[مناطق]نفت خانقین پس از بستن پیمان سعدآباد اراضی ایران است که واگذار شده به عراق (حایری زاده - صحیح است) در دوره پهلوی این قسمت از ایران رفت.²
اما عدهای میگویند مطابق با پیمان ۱۹۱۳ و ۱۹۱۴ این اراضی از ایران جدا شدند.[اول باید توجه داشت این دو پیمان مکمل یکدیگرند] در واقع درست است.مطابق این دو پیمان اراضی نفت خیز خانقین به عثمانی منتقل یافتند.اما باید توجه داشت که این دو پیمان به هیچ وجه به درجه اعتبار نرسیده بودند!
دکتر منوچهر پارسادوست مورخ و نویسنده مشهور مینویسد:
پروتکل ۴ نوامبر ۱۹۱۳ که بر اساس ماده ۱ آن که بسیار طولانی است حدود مرزهای ایران و عثمانی را با ذکر اسامی نقاط مشخص کرده و کمیسیون تحدید حدود بر آن اساس مرزهای دو کشور ایران و عثمانی را معلوم ساخته فاقد اعتبار حقوقی است و سند معتبر شمرده نمیشود با شروع جنگ جهانی و پیامدهای آن به ویژه با انقراض دودمان عثمانی و روی کار آمدن نظام جمهوری به نام جمهوری ترکیه در آن کشور پروتکل بالا هرگز به تصویب مقامهای صلاحیتدار عثمانی و بعد ترکیه و همچنین ایران نرسید طبق اصل ۲۲ قانون اساسی ایران هر گونه تغییر در حدود و ثغور مملکت و طبق اصل ۲۴ هر گونه مقاوله نامه (پروتکل) می بایست به تصویب مجلس شورای ملی میرسید و این اقدام ضروری قانونی انجام نگرفت.³
و درباره دولت عثمانی نیز مینویسد:
پروتکل ۴ نوامبر ۱۹۱۳ و پروتکل تحدید حدود ۱۹۱۴ به تصویب مجلس نمایندگان عثمانی و به توشیح سلطان که رئیس کشور عثمانی در آن سالها بود نرسیده است آگاهی کامل داشت طبق اصل ۷ قانون اساسی عثمانی که در ۱۹۰۹ اصلاح شد تصویب پارلمان برای انعقاد معاهدات مربوط به صلحبازرگانی، واگذاری اراضی و یا الحاق اراضی ضرورت دارد و شروع جنگ جهانی اول و ورود عثمانی به جنگ و سپس پیامدهای شکست عثمانی و تبدیل نظام پادشاهی به جمهوری در آن کشور فرصت و امکان تصویب آن را به پارلمان عثمانی و سلطان آن کشور نداد.⁴
همچنین دکتر غلامرضا علی بابایی پژوهشگر و مترجم مینویسد:
پروتکل ۱۹۱۳ اسلامبول و صورت جلسات کمیسیون تحديد حدود ۱۹۱۴ هرگز صورت قانونی پیدا نکرد و به تصویب مجالس مقننه دو کشور نرسید.⁵
و استاد اصغر جعفری ولدانی پژوهشگر حوزه خلیج فارس مینوسسد:
پروتکل اسلامبول ( ۱۹۱۳ ) و در نتیجه تحديد حدود به عمل آمده توسط کمیسیون تحديد حدود ۱۹۱۴ به منظور تعیین مرز نه از نظر حقوقی و نه از نظر انصاف قابل اجرا نیست.⁶
در نتیجه میتوان گفت که نه دولت عثمانی و نه دولت ایران این دو پیمان را به تصویب دولت نرساندند و طبق قوانین از نظر هردو این دو پیمان باطل و فاقد هرگونه اعتبار بودند.ولی سرنوشت اراضی نفت خیز خانقین چگونه رقم خورد؟ در واقع با تمام شواهد و دفاعیات باقر کاظمی وزیر امور خارجه با قبول این دو پیمان فاقد اعتبار اراضی خانقین از ایران جدا شدند!
دکتر پارسادوست مینویسد:
نکته تاسف آور آن است که با وجود دفاعیات مستدل و منطقی باقر کاظمی وزیر خارجه ایران در جلسه های شورای جامعه ملل و پافشاری سرسختانه ایران در لزوم به رسمیت شناساندن حق طبیعی و تاریخی ایران دایر بر اعمال حاکمیت مشترک بر سراسر شط العرب در طول مرز مشترک با ایران دولت ایران با پیشنهاد نوری سعید موافقت کرد و افزون بر آن موافقت خود را با پروتکل ۱۹۱۳ و صورتجلسه های کمیسیون تحدید حدود ۱۹۱۴ مبنی بر جدا شدن اراضی خانقین از ایران اعلام داشت.⁷
و در بخش دیگری مینویسد:
دولت ایران با وجود تمام دلیلهایی که درباره بی اعتباری پروتکل ۱۹۱۳ و صورتجلسه های کمیسیون تحدید حدود ۱۹۱۴ به عمل آورد از آنها به عنوان «اسناد» که بار حقوقی مشخصی دارد نام برد و پذیرفت که آن اسناد دارای اعتبار میباشد و طرفین موظف به مراعات آنها می باشند. بدین ترتیب دولت ایران با واگذاری چند هزار کیلومتر مربع از اراضی نفت خیز حدود خانفین به عراق موافقت کرد⁸
و در نتیجه اراضی نفت خیز خانقین که بقول پارسادوست چند هزار کیلومتر مربع بودند از ایران جدا شدند...
📕منابع:
¹تاریخ بیست ساله،حسین مکی،ج۶،ص۳۶۳
²تاریخ بیست ساله،حسین مکی،ج۶،ص۳۶۴
³ما و عراق،منوچهر پارسادوست،ص۸۳
⁴ما و عراق،منوچهر پارسادوست،ص۱۱۶
⁵تاریخ سیاست خارجی ایران، غلامرضا علی بابایی،ص۴۱۶
⁶بررسی تاریخی اختلافات مرزی ایران و عراق،اصغر جعفری ولدانی،ص۱۶۳
⁷ما و عراق،منوچهر پارسادوست،۱۲۰
⁸ما و عراق،منوچهر پارسادوست،ص۱۲۱
جدایی آرارات:کلیک
جدایی دشت نامید:کلیک
👍8
Forwarded from میرزا کوچک خان جنگلی
♦️سواران بیرانوند و تفنگداران میرزا کوچک خان مانع جنایات روس ها؛
✍حسن حلاج مدیر روزنامه مشهور حلاج مینویسد:
🔰وجود تفنگداران مرحوم میرزا كوچك خان در گیلان و سواران ایل بیرانوند اطراف بیستون تا پل ذهاب،تا آخر جنگ و بازگشت سالداتهای روس بقفقاز مزاحم انضباط لشکر کشی روسها در این قسمت از کشور بوده و روسها را از تجاوز بخانمان مردم و کشاورزان بین راه بازداشته بودند.
📕تاریخ تحولات سیاسی ایران در قرون معاصر/حسن حلاج/چاپ 1340/ص56
✍حسن حلاج مدیر روزنامه مشهور حلاج مینویسد:
🔰وجود تفنگداران مرحوم میرزا كوچك خان در گیلان و سواران ایل بیرانوند اطراف بیستون تا پل ذهاب،تا آخر جنگ و بازگشت سالداتهای روس بقفقاز مزاحم انضباط لشکر کشی روسها در این قسمت از کشور بوده و روسها را از تجاوز بخانمان مردم و کشاورزان بین راه بازداشته بودند.
📕تاریخ تحولات سیاسی ایران در قرون معاصر/حسن حلاج/چاپ 1340/ص56
❤9
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
♦️وضع اسفناک روستاها در دوران رضاشاه؛ 💢پروفسور هدایت الله حکیم الهی استاد دانشگاه لندن،روزنامه نگار مشهور،و افسر سابق ارتش رضاشاه خاطرهای از روزهای شهریور ۱۳۲۰ مینویسد: 🔰از دهات متعدد میگذریم - آثار فقر و فلاکت و بدبختی از سرو روی مردم میبارد . هیچ تصور…
♦️حاصل مدرنیته رضاشاهی!
✍دکتر ذبیح الله قدیمی نویسنده سالنامه آریا:
🔰امروز مشتی لخت و عور و گرسنه و بی ثروت اکثریت مردم ما را تشکیل میدهند اکنون که این سطور را مینویسم روز ۳ مرداد ١٣٢٦ است در یکی از دههای نزدیک تهران بسر میبرم چند طفل از جلو چشمم عبور میکنند پاهای برهنه آنها كپرك بسته و سنگ سخت این کوهسار گوشت آنرا سوراخ نموده است ریشه های از کهنه های مندرس فقط قسمتی از بدن آنانرا ستر عورت داده است خوراک این اطفال کمی نان و آب است دیگر هیچ چیز ندارند بخورند. همين يك الاغ سرمایه و هستی این اطفال و تمام افراد خانواده آنها است.هم چنین است وضع ملت ایران در تمام نقاط بلکه در شهرستانها و بیابانهای دور دست بمراتب از این بدتر و فجیع تر - اگر براثر نزدیکی تهران دردههای اطراف آن کمی نان برای سد جوع پیدامیشود در نقاط جنوبی نان هم پیدا نمیشود لاشك در روزنامه ها خوانده اید که در نقاط جنوبی منجمله در جهرم مردم بکشتارگاه هجوم میآورند تاخون حیوانات را بخورند اغلب از گرسنگی و مرض میمیرند و یا خوراکی دارند که انسان از نوشتن و شرح وضع و حالت آن شرم دارد و اشک میریزد
📕تاریخ 25 ساله ارتش شاهنشاهی/ذبیح الله قدیمی/چاپ 1326/ص11
✍دکتر ذبیح الله قدیمی نویسنده سالنامه آریا:
🔰امروز مشتی لخت و عور و گرسنه و بی ثروت اکثریت مردم ما را تشکیل میدهند اکنون که این سطور را مینویسم روز ۳ مرداد ١٣٢٦ است در یکی از دههای نزدیک تهران بسر میبرم چند طفل از جلو چشمم عبور میکنند پاهای برهنه آنها كپرك بسته و سنگ سخت این کوهسار گوشت آنرا سوراخ نموده است ریشه های از کهنه های مندرس فقط قسمتی از بدن آنانرا ستر عورت داده است خوراک این اطفال کمی نان و آب است دیگر هیچ چیز ندارند بخورند. همين يك الاغ سرمایه و هستی این اطفال و تمام افراد خانواده آنها است.هم چنین است وضع ملت ایران در تمام نقاط بلکه در شهرستانها و بیابانهای دور دست بمراتب از این بدتر و فجیع تر - اگر براثر نزدیکی تهران دردههای اطراف آن کمی نان برای سد جوع پیدامیشود در نقاط جنوبی نان هم پیدا نمیشود لاشك در روزنامه ها خوانده اید که در نقاط جنوبی منجمله در جهرم مردم بکشتارگاه هجوم میآورند تاخون حیوانات را بخورند اغلب از گرسنگی و مرض میمیرند و یا خوراکی دارند که انسان از نوشتن و شرح وضع و حالت آن شرم دارد و اشک میریزد
📕تاریخ 25 ساله ارتش شاهنشاهی/ذبیح الله قدیمی/چاپ 1326/ص11
❤2
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
Photo
♦️عوامل نابودی رسوم عشایری یا گنجینه ملی؛
✍صادق هدایت مینویسد:
🔰در اثر فقر و گرسنگی ، کوچ دادن و تخت قابو کردن ایلات ...بسیاری از عادات و رسوم دهات وایلات دور دست فراموش شده است و اگر امروزه با تمام وسایل جمع آوری نشود دیری نمیکشد که بسیاری از این گنجینه های ملی را از دست خواهیم داد
📕نوشته های پراکنده/صادق هدایت/چاپ 1349/ص454
دیگر اسناد از صادق هدایت کلیک و کلیک
✍صادق هدایت مینویسد:
🔰در اثر فقر و گرسنگی ، کوچ دادن و تخت قابو کردن ایلات ...بسیاری از عادات و رسوم دهات وایلات دور دست فراموش شده است و اگر امروزه با تمام وسایل جمع آوری نشود دیری نمیکشد که بسیاری از این گنجینه های ملی را از دست خواهیم داد
📕نوشته های پراکنده/صادق هدایت/چاپ 1349/ص454
دیگر اسناد از صادق هدایت کلیک و کلیک
❤2
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
_یکی از پروپاگاندای جریان سلطنت طلب،اتهام تجزیه طلب بودن به شخصیت های آزادیخواه مانند شیرعلی مردان خان بختیاری بوده.آیا واقعا شیرعلی مردان خان تجزیه طلب بوده یا مبارزی میهن پرست آزادی خواه؟! _برای پاسخ به این پرسش متن زیر را مطالعه کنید: قسمت اول قسمت دوم…
♦️کمک و مساعدت شیرعلی مردان خان به نظامیان رضاشاه در جهت سرکوب شیخ خزعل و خوانین خائن طرفدارش؛
✍شیرعلی مردان خان در صحفه دوم نامه خود به مجلس چنین نوشته شده:
بعد از آنکه به دستور اجنبی هفتاد نفر از نظامیان رشید در کاروانسرای شلیل خائنانه شهید کردند برای آنکه دولت را تهدید نمایند و در مقابل پیشرفت قوای دولتی ایجاد مانع نمایند طوائف[...ناخوانا..] را بغارت[..ناخوانا..]صحفه سمیرم و قمشه دستور دادند من جمله به بنده [..ناخوانا..] که در فریدون ناامنی پای نموده و نظامیان آنجارا کشته [و] قضایای شلیل را در صحفه فریدون [تکرار] کنم.بنده دیدم تابعیت [از] خوانین خیانت به دولت و ملت و برادرکشی [و] نافی احساسات ایلی است،از دستور خوانین سرپیچی[نموده] حاضر[به] فداکاری شدم و با نظامیان مساعدت و تقویت نمودم.
📜شکایت نامه شیر علی مردان به مجلس شورای ملی ناشر موزه اسناد و کتابخانه ملی شماره ثبت ۲۳/۱۰۹
رد تجزیه طلب بودن شیرعلی مردان خان: کلیک
✍شیرعلی مردان خان در صحفه دوم نامه خود به مجلس چنین نوشته شده:
بعد از آنکه به دستور اجنبی هفتاد نفر از نظامیان رشید در کاروانسرای شلیل خائنانه شهید کردند برای آنکه دولت را تهدید نمایند و در مقابل پیشرفت قوای دولتی ایجاد مانع نمایند طوائف[...ناخوانا..] را بغارت[..ناخوانا..]صحفه سمیرم و قمشه دستور دادند من جمله به بنده [..ناخوانا..] که در فریدون ناامنی پای نموده و نظامیان آنجارا کشته [و] قضایای شلیل را در صحفه فریدون [تکرار] کنم.بنده دیدم تابعیت [از] خوانین خیانت به دولت و ملت و برادرکشی [و] نافی احساسات ایلی است،از دستور خوانین سرپیچی[نموده] حاضر[به] فداکاری شدم و با نظامیان مساعدت و تقویت نمودم.
📜شکایت نامه شیر علی مردان به مجلس شورای ملی ناشر موزه اسناد و کتابخانه ملی شماره ثبت ۲۳/۱۰۹
رد تجزیه طلب بودن شیرعلی مردان خان: کلیک
❤5
Forwarded from پژوهشکده صفویه شناسی
♦️وحدت ملی در دوران صفویه(5)
✍پروفسور نصرالله فلسفی،صفوی شناس و استاد دانشگاه تهران و استراسبورگ مینویسد:
🔰از حمله مغول تاظهور دولت صفوی یعنی نزديك سه قرن نیز مردم این کشور یا گرفتار مردمکشی و غارتگری خاندان چنگیز و تیمور ، و یا در بند تسلط فرمانروایان دیگری از اقوام ترك و تاتار بودند. چنانکه در آغاز کارشاه اسماعیل صفوی، در قلمرو شاهنشاهی ساسانیان عده پادشاهان و مدعیان بزرگ سلطنت بسیزده تن میرسید.با ظهور دولت صفوی قسمت بزرگی از ایران قدیم باز بفرمان دولتی واحد درآمد و در زمان شاه عباس اول این دولت که وسعتش نیز بحدود امپراطوری ساسانیان نزديك شده بود، کاملا بیکدولت ایرانی مبدل شد و اساس وحدت ملی ایران که از حمله ها و تجاوزهای اقوام سامی و زرد و تا تار سستی گرفته بود بار دیگر استحکام پذیرفت .بنا بر این قرنهای نهگانه ای را که از انقراض دولت ساسانی تا آغاز دولت صفوی بر ایران گذشته است میتوان بمنزله قرون وسطى و دوران ملوک الطوایفی تاریخ ایران شمرد و ظهور دولت صفوی را آغاز قرون جدید دانست.
✍پروفسور نصرالله فلسفی،صفوی شناس و استاد دانشگاه تهران و استراسبورگ مینویسد:
🔰از حمله مغول تاظهور دولت صفوی یعنی نزديك سه قرن نیز مردم این کشور یا گرفتار مردمکشی و غارتگری خاندان چنگیز و تیمور ، و یا در بند تسلط فرمانروایان دیگری از اقوام ترك و تاتار بودند. چنانکه در آغاز کارشاه اسماعیل صفوی، در قلمرو شاهنشاهی ساسانیان عده پادشاهان و مدعیان بزرگ سلطنت بسیزده تن میرسید.با ظهور دولت صفوی قسمت بزرگی از ایران قدیم باز بفرمان دولتی واحد درآمد و در زمان شاه عباس اول این دولت که وسعتش نیز بحدود امپراطوری ساسانیان نزديك شده بود، کاملا بیکدولت ایرانی مبدل شد و اساس وحدت ملی ایران که از حمله ها و تجاوزهای اقوام سامی و زرد و تا تار سستی گرفته بود بار دیگر استحکام پذیرفت .بنا بر این قرنهای نهگانه ای را که از انقراض دولت ساسانی تا آغاز دولت صفوی بر ایران گذشته است میتوان بمنزله قرون وسطى و دوران ملوک الطوایفی تاریخ ایران شمرد و ظهور دولت صفوی را آغاز قرون جدید دانست.
📕زندگانی شاه عباس اول/ج1/نصرالله فلسفی/ص ز
👍5
پژهام|پژوهشکده تاریخ معاصر
Video
_جدیدا این مصدق ستیزی هم خیلی رفته تو بورس،هرکی از راه میرسه برای اینکه چهارتا فالور بگیره،رو میاره به مصدق ستیزی.ایشون که جناب عرب زاده(نویسنده و کارشناس تاریخ!)،اومده پستشو بازنشر داده و تایید هم کرده،بدنسازه و فعالیت بدنسازی تو اینستا داره، و جدیدا هم رو آورده به مصدق ستیزی.
✍اما پاسخی به آقای بدنساز:
1⃣جنابِ بدنساز اول اشاره میکنن میگن این باشگاه خالی بود دوتا سرمایه گذار (چرچیل و ترومن) میان قرارداد ۷۰ ساله میبندن و میگن ۸۰ درصد از سهم برا ما.آقای بدنساز،قرارداد دارسی بین ایرانو انگلیس بوده و آمریکا هیچ نقشی توش نداشته!.درضمن این قرارداد ۸۴/۱۶ بوده و نه ۸۰/۲۰ و همچنین مدت قرارداد ۶۰ سال بود!.
2⃣این آقای تاریخدانِ بدنساز و اسطورهِ مبارزه با ارواح چپ یه چیزی یادش رفته یا شاید چیزی بلد نیست که یادش بره!.آقای بدنساز،بین جریان دارسی و جریان مصدق،یه جریان دیگه هم وجود داره.اونم قرارداد ۱۹۳۳ هست.یه روز این آقای رضاشاه که عصبانی هم بوده،میبینه این انگلیسای پدرسوخته کمتر از حق السهمی که تو دارسی بود به ایران میدادن،برای همین عصبانی میشه و در یک حرکت شجاعانه دارسی رو میندازه تو بخاری و فرمان لغوشو میده.این آقا رضاشاهه مقاومت شدیدی میکنه که یه قراردادی ببنده که بنفع ایران باشه،طوری که گروه مذاکره کننده انگلیسی وقتی میبینه نمیتونن کاری از پیش ببرن،تصمیم میگرن که ایرانو ترک کنن.ولی اون دم آخری یه اتفاق عجیب میفته! تو اسناد آمریکاییا اومده که یکی از اعضای تیم مذاکره کننده،میره پیش رضاشاه،یه چیزایی میگه که خدا داند! و بعد از اون ملاقات یه دفعه رضاشاه موضع عوض میکنه[1] و قراردادی میبنده که به ۱۹۳۳ معروف شد.طبق اون قراردارد فقط ۴درصد سهم ایران افزایش پیدا کرد و طبق اون قرارداد،ایران مجبور شد تا شصت سال بعد(یعنی تا سال ۱۳۷۱ !!) نفتشو ۸۰/۲۰ بده به انگلیسیا.
3⃣جنابِ بدنساز تا به این حد اشتباه و جعل تاریخی قناعت نمیکنه و میره سراغ داستانِ آرامکو.طبق گفتهی ایشون انگلیس و آمریکا میان میگن ما یه قرارداد ۵۰_۵۰ بستیم تو آرامکو شماهم بیا ۵۰_۵۰ ببند. آقای بدنساز،ای کاش تو ویکیپدیا سرچ میکردین.آخه این اطلاعاتو از کجا آوردی؟؟.اصن آمریکا تو گس گلشاییان یا همون ۵۰_۵۰ نقشی نداشت،انگلیس هم تو آرامکو نقشی نداشت،چون اصلا قضیه آرامکو بین آمریکا و عربستان بود!.بعدهم اصلا قرارداد گس گلشاییان،۵۰_۵۰ نبود! این قضیه ۵۰_۵۰ در حد یه فریب سیاسی و شایعه بود؛طبق متن قرارداد سهم ایران از چهار شلینگ به شش شلینگ افزایش پیدا میکرد! یعنی فقط ۱۰ درصد به سهم ایران افزوده میشد[2].درضمن شخص شخیص اعلیحضرت محمدرضا شاهِ آریامهر با این قرارداد مخالف بود![3].ایشون یه سری چیزای دیگه میگه که اصلا کاری ندارم واقعیته یا نه،ولی طوری داستان تعریف میکنه که انگار مصدق عاشق چشم و ابروی چپا و توده ای ها بوده،یا اصن خودش توده ای بود!!.آقای بدنساز این مصدقی که میگه میخواست جاده صاف کنِ تودهای ها بشه،چرا روز ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ یعنی یک روز قبل از سقوطش،دستور به سرکوب جماعت تودهای داد[4]؟!.
•توصیهای به جنابِ بدنساز:آقای بدنساز تاریخ تراوشات ذهن شما نیست.در چیزی که مطالعه و تخصصی ندارید لطفا دخالت نکنید.شما همون بدنسازی رو ادامه بدید بهتره،چون تخصصتون تو بدنسازیه نه تاریخ.
•پاسخی هم به آقای عرب زاده:جناب عرب زاده عزیز،شما که اهل تاریخ هستید،چرا همچین چیزیو بازنشر میدید و تایید میکنید؟.از شما انتظار میره که جواب همچین تحریفاتیو بدید!
✍اما پاسخی به آقای بدنساز:
1⃣جنابِ بدنساز اول اشاره میکنن میگن این باشگاه خالی بود دوتا سرمایه گذار (چرچیل و ترومن) میان قرارداد ۷۰ ساله میبندن و میگن ۸۰ درصد از سهم برا ما.آقای بدنساز،قرارداد دارسی بین ایرانو انگلیس بوده و آمریکا هیچ نقشی توش نداشته!.درضمن این قرارداد ۸۴/۱۶ بوده و نه ۸۰/۲۰ و همچنین مدت قرارداد ۶۰ سال بود!.
2⃣این آقای تاریخدانِ بدنساز و اسطورهِ مبارزه با ارواح چپ یه چیزی یادش رفته یا شاید چیزی بلد نیست که یادش بره!.آقای بدنساز،بین جریان دارسی و جریان مصدق،یه جریان دیگه هم وجود داره.اونم قرارداد ۱۹۳۳ هست.یه روز این آقای رضاشاه که عصبانی هم بوده،میبینه این انگلیسای پدرسوخته کمتر از حق السهمی که تو دارسی بود به ایران میدادن،برای همین عصبانی میشه و در یک حرکت شجاعانه دارسی رو میندازه تو بخاری و فرمان لغوشو میده.این آقا رضاشاهه مقاومت شدیدی میکنه که یه قراردادی ببنده که بنفع ایران باشه،طوری که گروه مذاکره کننده انگلیسی وقتی میبینه نمیتونن کاری از پیش ببرن،تصمیم میگرن که ایرانو ترک کنن.ولی اون دم آخری یه اتفاق عجیب میفته! تو اسناد آمریکاییا اومده که یکی از اعضای تیم مذاکره کننده،میره پیش رضاشاه،یه چیزایی میگه که خدا داند! و بعد از اون ملاقات یه دفعه رضاشاه موضع عوض میکنه[1] و قراردادی میبنده که به ۱۹۳۳ معروف شد.طبق اون قراردارد فقط ۴درصد سهم ایران افزایش پیدا کرد و طبق اون قرارداد،ایران مجبور شد تا شصت سال بعد(یعنی تا سال ۱۳۷۱ !!) نفتشو ۸۰/۲۰ بده به انگلیسیا.
3⃣جنابِ بدنساز تا به این حد اشتباه و جعل تاریخی قناعت نمیکنه و میره سراغ داستانِ آرامکو.طبق گفتهی ایشون انگلیس و آمریکا میان میگن ما یه قرارداد ۵۰_۵۰ بستیم تو آرامکو شماهم بیا ۵۰_۵۰ ببند. آقای بدنساز،ای کاش تو ویکیپدیا سرچ میکردین.آخه این اطلاعاتو از کجا آوردی؟؟.اصن آمریکا تو گس گلشاییان یا همون ۵۰_۵۰ نقشی نداشت،انگلیس هم تو آرامکو نقشی نداشت،چون اصلا قضیه آرامکو بین آمریکا و عربستان بود!.بعدهم اصلا قرارداد گس گلشاییان،۵۰_۵۰ نبود! این قضیه ۵۰_۵۰ در حد یه فریب سیاسی و شایعه بود؛طبق متن قرارداد سهم ایران از چهار شلینگ به شش شلینگ افزایش پیدا میکرد! یعنی فقط ۱۰ درصد به سهم ایران افزوده میشد[2].درضمن شخص شخیص اعلیحضرت محمدرضا شاهِ آریامهر با این قرارداد مخالف بود![3].ایشون یه سری چیزای دیگه میگه که اصلا کاری ندارم واقعیته یا نه،ولی طوری داستان تعریف میکنه که انگار مصدق عاشق چشم و ابروی چپا و توده ای ها بوده،یا اصن خودش توده ای بود!!.آقای بدنساز این مصدقی که میگه میخواست جاده صاف کنِ تودهای ها بشه،چرا روز ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ یعنی یک روز قبل از سقوطش،دستور به سرکوب جماعت تودهای داد[4]؟!.
•توصیهای به جنابِ بدنساز:آقای بدنساز تاریخ تراوشات ذهن شما نیست.در چیزی که مطالعه و تخصصی ندارید لطفا دخالت نکنید.شما همون بدنسازی رو ادامه بدید بهتره،چون تخصصتون تو بدنسازیه نه تاریخ.
•پاسخی هم به آقای عرب زاده:جناب عرب زاده عزیز،شما که اهل تاریخ هستید،چرا همچین چیزیو بازنشر میدید و تایید میکنید؟.از شما انتظار میره که جواب همچین تحریفاتیو بدید!
📕منابع
[1]Great Britain and Reza Shah: The Plunder of Iran,1921-1941/ Mohammad Gholi Majd/261_262_263
[2]دہ سال کوشش در راه حفظ و بسط حقوق ایران در نفت/دکتر حسین پیرنیا/چاپ ۱۳۳۱/ص۹۷
[3]ایران در دوره سلطنت محمدرضا پهلوی/دکتر علی اصغر شمیم/چاپ ۱۳۴۴/ص۷۱_۷۲
[4]ایران در دوران دکتر مصدق/پروفسور سپهر ذبیح/ص ۱۷۷
👍9❤2