Audio
🍂 نشست دیالکتیک و هنر
👤 باحضورِ:
#خشایار_حضرتی_وند
#محمدمهدی_اردبیلی
#حسام_سلامت
📍۱۳ آذرماه ۱۳۹۶ | عمارت روبرو
🌾 @sedanet
🌾 @sociologyatu95
🌾 @PhilosophicalHalt
👤 باحضورِ:
#خشایار_حضرتی_وند
#محمدمهدی_اردبیلی
#حسام_سلامت
📍۱۳ آذرماه ۱۳۹۶ | عمارت روبرو
🌾 @sedanet
🌾 @sociologyatu95
🌾 @PhilosophicalHalt
Audio
🍂حق و امتیاز در جنبش زنان
سخنرانی افتتاحیۀ انجمن اندیشۀ زنان جنوب
👤 #مرتضی_مردیها
📍بوشهر - دانشگاه خلیج فارس - ۱۵ آذر ۹۶
🌾 @sedanet | @mardihamorteza
سخنرانی افتتاحیۀ انجمن اندیشۀ زنان جنوب
👤 #مرتضی_مردیها
📍بوشهر - دانشگاه خلیج فارس - ۱۵ آذر ۹۶
🌾 @sedanet | @mardihamorteza
🍂 انتشار ترجمه فارسی کتاب «آزادی حیوانات» اثر #پیتر_سینگر
مترجم و نویسندهی معرفی کتاب: #بهنام_خداپناه
«آزادی حیوانات»
نویسنده: پیتر سینگر
ترجمه و اضافات: بهنام خداپناه
تعداد صفحات: ۴۸۸
نوبت چاپ: اول
ناشر: ققنوس
🔅کتاب آزادی حیوانات (Animal Liberation) اثر فیلسوف و اخلاقدان شهیر استرالیایی، پیتر سینگر، برای نخستین بار در سال ۱۹۷۵ منتشر، و از آن زمان تاکنون با ویراستهای مختلف و جدیدی به اَشکال متفاوت مورد تجدید چاپ قرار گرفته است. این کتاب تاکنون به بیست زبان دنیا ترجمه شده است، که ترجمۀ فارسی اثر بیست و یکمین زبانی محسوب میشود که این اثر بدان برگردانده شده است. نشریۀ تایم در سال ۲۰۱۱ کتاب آزادی حیوانات را در بین فهرستِ ۱۰۰ اثر غیرادبیِ همۀ دوران قرار داد. سینگر در این اثر خود، با متداول ساختن اصطلاح «گونهپرستی» (speciesism)، به استدلال علیه شیوههایی میپردازد که انسانها به انحاء مختلف حیوانات را مورد سوءاستفاده قرار داده و از آنها بهره کشی می کنند. مطابق استدلال سینگر در مقام یک فیلسوف فایده باور (utilitarian) در کتاب آزادی حیوانات، هر موجودی که «توانایی احساس درد و رنج» را داشته باشد و یا به تعبیری «حساس» (sentience) باشد واجد «منافع» (interest) تلقی شده و برما انسانهاست که به حکم اخلاق، منافعِ آن موجود را درست به اندازۀ منافع هر موجودِ ذینفعِ دیگری، از جمله منافعِ گونه های انسانی خودمان، به شمار آورده و بدانها احترام بگذاریم.
🔅ازاینرو، کمتر به شمار آوردن، یا اصلا به شمار نیاوردنِ منافعِ گونههای دیگر شکل ناموجهی از تبعیض خواهد بود که سینگر به پیروی از ریچارد رایدر (Richard Ryder)، آنرا «گونه پرستی» می خواند و منطقِ نهفته در پشت آنرا مشابه منطق «نژادپرستی» (racism) و «جنسیت پرستی» (sexism) می داند. وی در این کتاب به برملا ساختن چندین رویۀ اساسی و مهمی می پردازد که ما انسانها با چنین گرایشِ ناموجهی به شکلی نظام مند حیوانات را بدون درنظر گرفتنِ منافعشان مورد سوءاستفاده قرار می دهیم: رویه هایی همچون «دامداری صنعتی» (factory farming) یا استفاده از حیوانات برای خوراک و پوشاک، «استفاده از حیوانات در امر آزمایش». نهایتا ازنظر وی، برما انسانهاست که با ترک این رویه ها و ترک رژیم گوشت خواری و انتخاب گیاهخواری هم مانع از درد و رنجِ بیهودۀ انبوه حیوانات شویم هم بواسطۀ ترک «دامداری صنعتی» به عنوان عامل اصلی گرمایش زمین و آلودگیِ هوا و آبها باعث نجات طبیعت و محیط زیست شده و هم اینکه با افزایش میزان غذاهای گیاهی بواسطۀ حذف دامداری به عنوان منبع اصلیِ مصرف خوراک گیاهی، فقر جهانی را ریشه کن کنیم.
تصویری از پیتر سینگر و کتاب آزادی حیوانات👇
s8.picofile.com/file/8313937350/singer.jpg
معرفی و لینک خرید کتاب👇
✨ → 3danet.ir/WdNJr
🌾 @sedanet | @BeKhodnotes
مترجم و نویسندهی معرفی کتاب: #بهنام_خداپناه
«آزادی حیوانات»
نویسنده: پیتر سینگر
ترجمه و اضافات: بهنام خداپناه
تعداد صفحات: ۴۸۸
نوبت چاپ: اول
ناشر: ققنوس
🔅کتاب آزادی حیوانات (Animal Liberation) اثر فیلسوف و اخلاقدان شهیر استرالیایی، پیتر سینگر، برای نخستین بار در سال ۱۹۷۵ منتشر، و از آن زمان تاکنون با ویراستهای مختلف و جدیدی به اَشکال متفاوت مورد تجدید چاپ قرار گرفته است. این کتاب تاکنون به بیست زبان دنیا ترجمه شده است، که ترجمۀ فارسی اثر بیست و یکمین زبانی محسوب میشود که این اثر بدان برگردانده شده است. نشریۀ تایم در سال ۲۰۱۱ کتاب آزادی حیوانات را در بین فهرستِ ۱۰۰ اثر غیرادبیِ همۀ دوران قرار داد. سینگر در این اثر خود، با متداول ساختن اصطلاح «گونهپرستی» (speciesism)، به استدلال علیه شیوههایی میپردازد که انسانها به انحاء مختلف حیوانات را مورد سوءاستفاده قرار داده و از آنها بهره کشی می کنند. مطابق استدلال سینگر در مقام یک فیلسوف فایده باور (utilitarian) در کتاب آزادی حیوانات، هر موجودی که «توانایی احساس درد و رنج» را داشته باشد و یا به تعبیری «حساس» (sentience) باشد واجد «منافع» (interest) تلقی شده و برما انسانهاست که به حکم اخلاق، منافعِ آن موجود را درست به اندازۀ منافع هر موجودِ ذینفعِ دیگری، از جمله منافعِ گونه های انسانی خودمان، به شمار آورده و بدانها احترام بگذاریم.
🔅ازاینرو، کمتر به شمار آوردن، یا اصلا به شمار نیاوردنِ منافعِ گونههای دیگر شکل ناموجهی از تبعیض خواهد بود که سینگر به پیروی از ریچارد رایدر (Richard Ryder)، آنرا «گونه پرستی» می خواند و منطقِ نهفته در پشت آنرا مشابه منطق «نژادپرستی» (racism) و «جنسیت پرستی» (sexism) می داند. وی در این کتاب به برملا ساختن چندین رویۀ اساسی و مهمی می پردازد که ما انسانها با چنین گرایشِ ناموجهی به شکلی نظام مند حیوانات را بدون درنظر گرفتنِ منافعشان مورد سوءاستفاده قرار می دهیم: رویه هایی همچون «دامداری صنعتی» (factory farming) یا استفاده از حیوانات برای خوراک و پوشاک، «استفاده از حیوانات در امر آزمایش». نهایتا ازنظر وی، برما انسانهاست که با ترک این رویه ها و ترک رژیم گوشت خواری و انتخاب گیاهخواری هم مانع از درد و رنجِ بیهودۀ انبوه حیوانات شویم هم بواسطۀ ترک «دامداری صنعتی» به عنوان عامل اصلی گرمایش زمین و آلودگیِ هوا و آبها باعث نجات طبیعت و محیط زیست شده و هم اینکه با افزایش میزان غذاهای گیاهی بواسطۀ حذف دامداری به عنوان منبع اصلیِ مصرف خوراک گیاهی، فقر جهانی را ریشه کن کنیم.
تصویری از پیتر سینگر و کتاب آزادی حیوانات👇
s8.picofile.com/file/8313937350/singer.jpg
معرفی و لینک خرید کتاب👇
✨ → 3danet.ir/WdNJr
🌾 @sedanet | @BeKhodnotes
🍂 فردیت
✍️ #احمد_زیدآبادی
🔅این روزها در هر نوشته و سخنی، نسبت به رشد فردیت در بین ایرانی ها به عنوان معضلی ملی هشدار داده می شود. گویی فردیت جز سودجویی حقیرانۀ شخصی و یا ولنگاری لذت طلبانۀ غیر اخلاقی و یا هر نوع عمل ضد اجتماعی، چیز دیگری نیست.
🔅 این قبیل اعمال اما نسبتی با فردیت ندارد. اصالت فردیت یعنی اینکه انسان غایتی فی نفسه، مستقل و متعالی است و از همین رو نیز نباید به او به عنوان ابزاری در خدمت تحقق اهداف فرقه ای، سازمانی و یا ایدئولوژیک نگریسته شود. با این تعریف روشن است که فردیت در مقابل جامعه و یا هر نوع مسئولیت اجتماعی قرار نمی گیرد بلکه در تعارض با انحلالِ استقلال و تشخص ویژۀ او در جماعت های گوناگون مفهوم سازی می شود.
🔅 در حقیقت، بدون یک فردیت استعلا یافته، شهروند متعهد و مسئول ساخته نمی شود؛ شهروندی که علاوه بر آگاهی از تمام ابعاد حقوق خود، تداوم حیات انسانی را در گرو کمک به هم نوعان و پذیرش مسئولیت اجتماعی می بیند.
🔅 بر این مبنا، معضل جامعۀ ایران رشد فردیت گرایی نیست بلکه رشدنایافتگی آن است.
🌾 @sedanet
✍️ #احمد_زیدآبادی
🔅این روزها در هر نوشته و سخنی، نسبت به رشد فردیت در بین ایرانی ها به عنوان معضلی ملی هشدار داده می شود. گویی فردیت جز سودجویی حقیرانۀ شخصی و یا ولنگاری لذت طلبانۀ غیر اخلاقی و یا هر نوع عمل ضد اجتماعی، چیز دیگری نیست.
🔅 این قبیل اعمال اما نسبتی با فردیت ندارد. اصالت فردیت یعنی اینکه انسان غایتی فی نفسه، مستقل و متعالی است و از همین رو نیز نباید به او به عنوان ابزاری در خدمت تحقق اهداف فرقه ای، سازمانی و یا ایدئولوژیک نگریسته شود. با این تعریف روشن است که فردیت در مقابل جامعه و یا هر نوع مسئولیت اجتماعی قرار نمی گیرد بلکه در تعارض با انحلالِ استقلال و تشخص ویژۀ او در جماعت های گوناگون مفهوم سازی می شود.
🔅 در حقیقت، بدون یک فردیت استعلا یافته، شهروند متعهد و مسئول ساخته نمی شود؛ شهروندی که علاوه بر آگاهی از تمام ابعاد حقوق خود، تداوم حیات انسانی را در گرو کمک به هم نوعان و پذیرش مسئولیت اجتماعی می بیند.
🔅 بر این مبنا، معضل جامعۀ ایران رشد فردیت گرایی نیست بلکه رشدنایافتگی آن است.
🌾 @sedanet
درسگفتارهای افسردگی و اضطراب از #محمدرضا_سرگلزایی
صوت - 9 جلسه👇
✨ → 3danet.ir/ZjcsY
🌾 @sedanet | @drsargolzaei
صوت - 9 جلسه👇
✨ → 3danet.ir/ZjcsY
🌾 @sedanet | @drsargolzaei
📚 انتشار کتاب بندباز در ایران (نشر سپید و سیاه)
✍️ نویسنده: #ساسان_حبیب_وند
معرفی در صدانت و نحوهی خرید👇
✨ → 3danet.ir/pNIib
🌾 @sedanet | @sasanhabibvand
✍️ نویسنده: #ساسان_حبیب_وند
معرفی در صدانت و نحوهی خرید👇
✨ → 3danet.ir/pNIib
🌾 @sedanet | @sasanhabibvand
📚 امکان خرید اینترنتی کتاب ادب گفتوگو
✍️ نویسنده: دکتر #مهدی_ایرانمنش
خرید اینترنتی👇
✨ → bookpost.ir
معرفی در سایت👇
✨ → 3danet.ir/p5pjp
🌾 @sedanet
✍️ نویسنده: دکتر #مهدی_ایرانمنش
خرید اینترنتی👇
✨ → bookpost.ir
معرفی در سایت👇
✨ → 3danet.ir/p5pjp
🌾 @sedanet
📚 پیام پیتر سینگر درمورد ترجمهی کتاب آزادی حیوانات
✍️ نویسنده: #پیتر_سینگر
مترجم: #بهنام_خداپناه
خرید اینترنتی👇
✨ → goo.gl/KfDwZK
معرفی در صدانت👇
✨ → 3danet.ir/WdNJr
🌾 @sedanet | @BeKhodnotes
✍️ نویسنده: #پیتر_سینگر
مترجم: #بهنام_خداپناه
خرید اینترنتی👇
✨ → goo.gl/KfDwZK
معرفی در صدانت👇
✨ → 3danet.ir/WdNJr
🌾 @sedanet | @BeKhodnotes
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 قسمت اول مستند «آسیب شناسی نظام آموزش و پرورش»
با قسمت هایی از سخنرانی #محسن_رنانی و گفتگو با #شهین_ایروانی و #اسدالله_مرادی
🌾 @sedanet | @Renani_Mohsen
با قسمت هایی از سخنرانی #محسن_رنانی و گفتگو با #شهین_ایروانی و #اسدالله_مرادی
🌾 @sedanet | @Renani_Mohsen
🍂پیش فرض های اثبات نشده حاجت اخلاق به دین
👤 #مصطفی_ملکیان
🔅اگر کسی ادعایی کرد که عقول ما آدمیان، نیروهای ادراکی ما آدمیان برای شناخت خود ما آدمیان و برای شناخت سایر بنینوع ما و برای شناخت طبیعت کفایت میکند ولی خدا را نمیتوانیم با توسل به عقولمان بشناسیم و بنابراین نمیتوانیم بگوییم ارتباطاتتمان با خدا چگونه باید باشد و چگونه نباید باشد، در این ارتباطاتتمان با خدا چه چیزهایی بد است و چه چیزهایی خوب، چه چیزهایی درست است و چه چیزهایی نادرست. آنوقت کسی بگوید اخلاق به این حیث نیاز به دین دارد، برای اینکه دین چگونه باید باشد و چگونه نباید باشدِ ارتباطات تو با خدا و اینکه در این ارتباطات تو با خدا چه چیزهایی بد است و چه چیزهایی خوب، چه چیزهایی درست است و چه چیزهایی نادرست است رامیگوید، چون ما یکی از طرفین ارتباط، که خدا باشد، را نمیشناسیم.
🔅اگر کسی این ادعا را کند، ادعای نامعقولی نکرده است، ولی سخنش دو پیشفرض دارد که باید آنها را اثبات کند. پیش فرض اولی که باید اثبات کند اینست که اصلاً خدایی وجود دارد که حالا با او دارای تعامل باشیم. اگر اصل وجود خدا اثبات شد، آنوقت طبعاً دیگر اخلاق اینجا باید یک چیزی بگوید، بالأخره خدا موجودی از موجودات چهان است و من هم بهعنوان انسان میخواهم با او ارتباطاتی داشته باشم و اخلاق باید بگوید این ارتباطات چگونه باید باشد وچگونه نباید باشد و درست و نادرست آن را مشخص کند.
🔅پیشفرض دومی که باید اثبات شود اینست که علاوه بر اینکه خدایی وجود دارد، ما با نیروهای ادراکی خودمان شناخت کافی و وافی از خدا نداریم. اگر این دو پیشفرض اثبات شود، آنوقت میشود گفت که لااقل در ارتباط انسان با خدا ما محتاج دین هستیم، از دین باید بپرسیم که چه مناسباتی اگر با خدا داشته باشیم خوب است و چه مناسباتی بد
متن کامل👇
✨→ 3danet.ir/gZDrX
🌾 @sedanet | @mostafamalekian
👤 #مصطفی_ملکیان
🔅اگر کسی ادعایی کرد که عقول ما آدمیان، نیروهای ادراکی ما آدمیان برای شناخت خود ما آدمیان و برای شناخت سایر بنینوع ما و برای شناخت طبیعت کفایت میکند ولی خدا را نمیتوانیم با توسل به عقولمان بشناسیم و بنابراین نمیتوانیم بگوییم ارتباطاتتمان با خدا چگونه باید باشد و چگونه نباید باشد، در این ارتباطاتتمان با خدا چه چیزهایی بد است و چه چیزهایی خوب، چه چیزهایی درست است و چه چیزهایی نادرست. آنوقت کسی بگوید اخلاق به این حیث نیاز به دین دارد، برای اینکه دین چگونه باید باشد و چگونه نباید باشدِ ارتباطات تو با خدا و اینکه در این ارتباطات تو با خدا چه چیزهایی بد است و چه چیزهایی خوب، چه چیزهایی درست است و چه چیزهایی نادرست است رامیگوید، چون ما یکی از طرفین ارتباط، که خدا باشد، را نمیشناسیم.
🔅اگر کسی این ادعا را کند، ادعای نامعقولی نکرده است، ولی سخنش دو پیشفرض دارد که باید آنها را اثبات کند. پیش فرض اولی که باید اثبات کند اینست که اصلاً خدایی وجود دارد که حالا با او دارای تعامل باشیم. اگر اصل وجود خدا اثبات شد، آنوقت طبعاً دیگر اخلاق اینجا باید یک چیزی بگوید، بالأخره خدا موجودی از موجودات چهان است و من هم بهعنوان انسان میخواهم با او ارتباطاتی داشته باشم و اخلاق باید بگوید این ارتباطات چگونه باید باشد وچگونه نباید باشد و درست و نادرست آن را مشخص کند.
🔅پیشفرض دومی که باید اثبات شود اینست که علاوه بر اینکه خدایی وجود دارد، ما با نیروهای ادراکی خودمان شناخت کافی و وافی از خدا نداریم. اگر این دو پیشفرض اثبات شود، آنوقت میشود گفت که لااقل در ارتباط انسان با خدا ما محتاج دین هستیم، از دین باید بپرسیم که چه مناسباتی اگر با خدا داشته باشیم خوب است و چه مناسباتی بد
متن کامل👇
✨→ 3danet.ir/gZDrX
🌾 @sedanet | @mostafamalekian
صدانت
پیشفرضهای اثبات نشده حاجت اخلاق به دین • صدانت
اگر كسی ادعایی كرد كه عقول ما آدمیان، نیروهای ادراكی ما آدمیان برای شناخت خود ما آدمیان و برای شناخت سایر بنینوع ما و برای شناخت طبیعت كفایت میكند ولی...
🍂 زیستن در مقام فرد
👤#بابک_عباسی
🔅این که از یک پژوهشگر و معلم فلسفه سؤال کنند کدام فیلسوف در حیات فکری او مهم و تأثیرگذار بوده است، در نظر اول ممکن است سؤالی شخصی به نظر برسد که ارتباط چندانی هم به بزرگداشت روز فلسفه ندارد. اما چنین پرسشی از این جهت ممکن است بزرگداشت فلسفه باشد که خردهروایتهایی به دست میدهد از اینکه فیلسوفان در عمل چه میکنند و چگونه بر زندگی آدمیان تأثیر میگذارند. این سؤال حتی از این حیث هم میتواند سؤالی فلسفی باشد که در حال و هوای این شعارِ سقراط است که «زندگیِ بررسینشده ارزش زیستن ندارد».
🔅هر دانشجوی فلسفهای ممکن است به سراغ فیلسوفان بسیاری رفته باشد و از دیدار هر یک، ردّی در حیات فکری و معنویاش به جا مانده باشد، فیلسوفانی که نوشتههایشان تهذیبکنندۀ فکر است و پالایشگر روح، متفکرانی که گاه کمابیش همان زندگی فکری و معنوی را که ما در حال گذراندن آن هستیم، زیستهاند اما بهتر از ما توانستهاند از پس آن برآیند و تکههایش را به هم و به تصویری بزرگتر و رهاییبخش ربط بدهند. اینها را گفتم که بگویم انتخاب از میان قهرمانان فکریام کار آسانی نیست. مثلا برایم آسان نیست که در جواب، از ویلیام جیمز و ویتگنشتاین و لویناس یاد نکنم. اما از اینها که بگذریم، برای من یکی از تاثیرگذارترینها، که تأثیرش هنوز تمام نشده است، کسی است که حتی بر سر اینکه آیا باید او را فیلسوف دانست یا نه اختلاف هست، یعنی سورِن کرکگور.
🔅فلسفه بر مدار کلیت و ضرورت میچرخد اما کرکگور از کلیت و ضرورت به معنای مصطلح فلسفی بیزار بود. برای همین در همان اوان جوانی نوشته بود که «مهمترین کارْ یافتن حقیقتی است که برای من حقیقت باشد…آخر چه فایدهای دارد حقیقتی به اصطلاح عینی را کشف کنم یا در نظامهای ساختۀ فیلسوفان کندوکاو کنم … و جهانی بسازم که قرار نیست خودم در آن سکنی گزینم بلکه فقط باید آن را بالا بگیرم که دیگران نظاره کنند؟»(ترجمۀ صالح نجفی) با وجود این، همین کسی که شاید به طنز خود را از استعداد فلسفه بیبهره میدانست، انقلابی تمام عیار در فلسفۀ «خود»(philosophy of self) پدید آورد که بعدها فیلسوفان قدَری مانند هایدگر و ویتگنشتاین بصیرتهای او را پروردند و بسط دادند؛ نظریهای که بر اساس آن، جوهری با عنوان «خود» نداریم، «خود»ِ ما تصمیمها و انتخابها و اَعمال ماست: ما همان کردارمان هستیم...
متن کامل👇
✨ → 3danet.ir/raQye
🌾 @sedanet | @eudaemonia
👤#بابک_عباسی
🔅این که از یک پژوهشگر و معلم فلسفه سؤال کنند کدام فیلسوف در حیات فکری او مهم و تأثیرگذار بوده است، در نظر اول ممکن است سؤالی شخصی به نظر برسد که ارتباط چندانی هم به بزرگداشت روز فلسفه ندارد. اما چنین پرسشی از این جهت ممکن است بزرگداشت فلسفه باشد که خردهروایتهایی به دست میدهد از اینکه فیلسوفان در عمل چه میکنند و چگونه بر زندگی آدمیان تأثیر میگذارند. این سؤال حتی از این حیث هم میتواند سؤالی فلسفی باشد که در حال و هوای این شعارِ سقراط است که «زندگیِ بررسینشده ارزش زیستن ندارد».
🔅هر دانشجوی فلسفهای ممکن است به سراغ فیلسوفان بسیاری رفته باشد و از دیدار هر یک، ردّی در حیات فکری و معنویاش به جا مانده باشد، فیلسوفانی که نوشتههایشان تهذیبکنندۀ فکر است و پالایشگر روح، متفکرانی که گاه کمابیش همان زندگی فکری و معنوی را که ما در حال گذراندن آن هستیم، زیستهاند اما بهتر از ما توانستهاند از پس آن برآیند و تکههایش را به هم و به تصویری بزرگتر و رهاییبخش ربط بدهند. اینها را گفتم که بگویم انتخاب از میان قهرمانان فکریام کار آسانی نیست. مثلا برایم آسان نیست که در جواب، از ویلیام جیمز و ویتگنشتاین و لویناس یاد نکنم. اما از اینها که بگذریم، برای من یکی از تاثیرگذارترینها، که تأثیرش هنوز تمام نشده است، کسی است که حتی بر سر اینکه آیا باید او را فیلسوف دانست یا نه اختلاف هست، یعنی سورِن کرکگور.
🔅فلسفه بر مدار کلیت و ضرورت میچرخد اما کرکگور از کلیت و ضرورت به معنای مصطلح فلسفی بیزار بود. برای همین در همان اوان جوانی نوشته بود که «مهمترین کارْ یافتن حقیقتی است که برای من حقیقت باشد…آخر چه فایدهای دارد حقیقتی به اصطلاح عینی را کشف کنم یا در نظامهای ساختۀ فیلسوفان کندوکاو کنم … و جهانی بسازم که قرار نیست خودم در آن سکنی گزینم بلکه فقط باید آن را بالا بگیرم که دیگران نظاره کنند؟»(ترجمۀ صالح نجفی) با وجود این، همین کسی که شاید به طنز خود را از استعداد فلسفه بیبهره میدانست، انقلابی تمام عیار در فلسفۀ «خود»(philosophy of self) پدید آورد که بعدها فیلسوفان قدَری مانند هایدگر و ویتگنشتاین بصیرتهای او را پروردند و بسط دادند؛ نظریهای که بر اساس آن، جوهری با عنوان «خود» نداریم، «خود»ِ ما تصمیمها و انتخابها و اَعمال ماست: ما همان کردارمان هستیم...
متن کامل👇
✨ → 3danet.ir/raQye
🌾 @sedanet | @eudaemonia
صدانت
زیستن در مقام فرد • صدانت
مفهوم حقیقت هم نزد کرکگور در فرد و زندگی او بنیاد دارد. حقیقت یعنی زیستن در حقیقت، زیستن در سایۀ صدق: «مسئلۀ اصلی پیدا کردن حقیقتی است که برای من حقیقت...
🍂 آرامش و آسایش، پیوندی اشتباه
✍️ #آرین_رسولی
🔅 اکثر قریب به اتفاق ما آدمها در دنیای امروز ،آرامش را وابسته به آسایش می دانیم. از نظر اکثر ما؛ انسان فقط زمانی میتواند آرامش خاطر داشته باشد،که آسایش بیرونی هم داشته باشد. پس از این قاعدتا آسایش بیرونی هم مستلزم شرایط ایده آل مادی بوده ،پس در نتیجه ما فقط زمانی آرامش درون داریم که شرایط ایده آل مادی داشته باشیم.البته علاوه بر این همه ما شعارهای زیادی هم شنیدیم،که این وابستگی آرامش به مادیات خطاست، که معمولا به آنها در عمل اهمیتی نداده ایم.
🔅 اما چرا بسیاری از ما به آرامش مناسب نمیرسیم؟ اولین علت که به نظر من میرسد همین وابستگی است. یعنی نه تنها وابستگی آرامش به آسایش ، نتیجه ای جز این ندارد، بلکه همین وابستگی دلیل دوری از آرامش میشود. به عبارت دیگر هرچقدر آرامش ما در گرو آسایش ما بود، بیشتر از دست می رود.
🔅 طبق آن چیزی که رواقیون میگفتند، اگر این وابستگی آرامش ما به آسایش نباشد، ما به سادگی آرامش درون را تجربه خواهیم کرد.آرامش درون به اینـمعنا که حال درونی ما ،یعنی افکار و ذهن ما همواره رنجور و ملتهب نخواهد بود.یعنی وقتی ما به کمترین لذت از جهان خارج قانع باشیم، به بیشترین لذت از جهان بیرون خواهیم رسیده ایم.در این مورد روانشناسان و روان درمانگران بسیاری سخن گفته اند.
🔅 نکته دومی که در آرامش به آن نیاز داریم و از طرفی رویکردهای اگزیستانسیال ها که آنها نیز در این موارد نظراتی نزدیک به رواقیون داشته اند، بعلاوه حکیمان ایرانی و شرقی در مورد دوم وجه اشتراک داشته اند، عدم توجه به دیگران ،و نظرات دیگران و رجوع به خود واقعیمان است. اینکه برای رسیدن به آرامش(و از نظر آنها در همه امور) باید نگاه دیگران را نادیده بگیریم.این امر که چقدر اگزیستانسیالیست ها ایده درستی داده اند،و چقدر نظرات آنها صحیح است، بحثی مجزاست که بعدا به آن خواهیم پرداخت. اما در مورد آرامش، حداقل میدانیم که اگر نظرات دیگران در ما تاثیر نگذارد،یا کمتر تاثیر بگذارد، رسیدن به آرامش بسیار راحت تر خواهد بود.البته بعضی از فلاسفه مثل اسپینوزا معتقد بودند که به کلی ما نباید با درد دیگران درد بکشیم،ولی تمام سعی و تلاش ما حل مشکلات دیگران باشد.و این علاوه بر رسیدن به آرامش ، اخلاقی هم خواهد بود. چون ما باید به دیگران عشق بورزیم.البته من با اسپینوزا به شدت مخالف هستم، چرا که اگر ما نتوانیم با رنج دیگران رنج بکشیم،هرگز نمیتوانیم اخلاقی عمل کنیم.(در این مورد هم بعدا در مطلبی مجزا توضیح خواهم داد چرا که از مبحث آرامش و آسایش خارج است)
🔅 اما مثالی که رواقیون در مورد بی اهمیتی به دیگران برای کسب آرامش میگویند و در کتاب فلسفهای برای زندگی " ویلیام اروین" آن را مطرح میکند "توهین یه کودک خردسال به مادر خود است که هیچوقت باعث ناراحتی مادر نمیشود"[کتاب فلسفه ای برای زندگی]
🔅 مثلا اگر که یک کودک چهارساله به مادرش جمله کنایه آمیزی بگوید ،مادر بخاطر فقدان دانایی اهمیتی به حرف کودک نمی دهد.در مورد دیگران و قضاوت آنها به همین ترتیب، اگر آنها قضاوت و توهین نابجایی کنند و از نظر ما این قضاوت غلط باشد، باید با آن رفتار همانند رفتار یک کودک خردسال رفتار کنیم که چیزی نمیداند. و اگر هم کنایه آنها درست باشد و اشاره درستی کنند، آنگاه مشکل در خود ماست و باید مشکل خود را رفع کنیم نه اینکه ناراحت شده و آرامش خود را از دست بدهیم. البته رواقیون و فلاسفه دیگر آموزه های دیگری نیز دارند،که در مساله آرامش به نظر من همه آنها صحیح نیست.
🔎تحقیقات علمی هاروارد که هشتاد سال طول کشید!
اما مورد مهمتر و تایید کننده این مساله، تحقیقاتی است که دانشگاه هاروارد هشتاد سال انجام داده است. این تحقیقات در مورد علل شادی و آرامش و سلامت بیشتر انسان بود.در نهایت جواب فقط یک چیز بود: روابط عاطفی.
یعنی مهمترین نقش را در سلامت و آرامش و خوشی افراد ، روابط عاطفی آنها دارد و نه پول و شهرت! به عبارتی دیگر این گفته موید همین نکته است که پول و شهرت و امکانات مالی بیرونی که همان آسایش را فراهم میکنند، به هیچوجه وابسته به آرامش ما نیستند، و ما با پیوند دادن آنها خطای فاحشی را مرتکب شده ایم.چنانچه از محققان مهم این پژوهش رابرت والدینگر میگوید : عدم روابط عاطفی رضایت بخش و مفید، از الکل و سیگار به مراتب خطرناک تر هستند.
✨ منابع
📚 Over nearly 80 years, Harvard study has been showing how to live a healthy and happy life | Harvard Gazette
📚 news.harvard.edu/gazette/story/2017/04/over-nearly-80-years-harvard-study-has-been-showing-how-to-live-a-healthy-and-happy-life/
📚 ted.com/talks/robert_waldinger_what_makes_a_good_life_lessons_from_the_longest_study_on_happiness
🌾 @sedanet
✍️ #آرین_رسولی
🔅 اکثر قریب به اتفاق ما آدمها در دنیای امروز ،آرامش را وابسته به آسایش می دانیم. از نظر اکثر ما؛ انسان فقط زمانی میتواند آرامش خاطر داشته باشد،که آسایش بیرونی هم داشته باشد. پس از این قاعدتا آسایش بیرونی هم مستلزم شرایط ایده آل مادی بوده ،پس در نتیجه ما فقط زمانی آرامش درون داریم که شرایط ایده آل مادی داشته باشیم.البته علاوه بر این همه ما شعارهای زیادی هم شنیدیم،که این وابستگی آرامش به مادیات خطاست، که معمولا به آنها در عمل اهمیتی نداده ایم.
🔅 اما چرا بسیاری از ما به آرامش مناسب نمیرسیم؟ اولین علت که به نظر من میرسد همین وابستگی است. یعنی نه تنها وابستگی آرامش به آسایش ، نتیجه ای جز این ندارد، بلکه همین وابستگی دلیل دوری از آرامش میشود. به عبارت دیگر هرچقدر آرامش ما در گرو آسایش ما بود، بیشتر از دست می رود.
🔅 طبق آن چیزی که رواقیون میگفتند، اگر این وابستگی آرامش ما به آسایش نباشد، ما به سادگی آرامش درون را تجربه خواهیم کرد.آرامش درون به اینـمعنا که حال درونی ما ،یعنی افکار و ذهن ما همواره رنجور و ملتهب نخواهد بود.یعنی وقتی ما به کمترین لذت از جهان خارج قانع باشیم، به بیشترین لذت از جهان بیرون خواهیم رسیده ایم.در این مورد روانشناسان و روان درمانگران بسیاری سخن گفته اند.
🔅 نکته دومی که در آرامش به آن نیاز داریم و از طرفی رویکردهای اگزیستانسیال ها که آنها نیز در این موارد نظراتی نزدیک به رواقیون داشته اند، بعلاوه حکیمان ایرانی و شرقی در مورد دوم وجه اشتراک داشته اند، عدم توجه به دیگران ،و نظرات دیگران و رجوع به خود واقعیمان است. اینکه برای رسیدن به آرامش(و از نظر آنها در همه امور) باید نگاه دیگران را نادیده بگیریم.این امر که چقدر اگزیستانسیالیست ها ایده درستی داده اند،و چقدر نظرات آنها صحیح است، بحثی مجزاست که بعدا به آن خواهیم پرداخت. اما در مورد آرامش، حداقل میدانیم که اگر نظرات دیگران در ما تاثیر نگذارد،یا کمتر تاثیر بگذارد، رسیدن به آرامش بسیار راحت تر خواهد بود.البته بعضی از فلاسفه مثل اسپینوزا معتقد بودند که به کلی ما نباید با درد دیگران درد بکشیم،ولی تمام سعی و تلاش ما حل مشکلات دیگران باشد.و این علاوه بر رسیدن به آرامش ، اخلاقی هم خواهد بود. چون ما باید به دیگران عشق بورزیم.البته من با اسپینوزا به شدت مخالف هستم، چرا که اگر ما نتوانیم با رنج دیگران رنج بکشیم،هرگز نمیتوانیم اخلاقی عمل کنیم.(در این مورد هم بعدا در مطلبی مجزا توضیح خواهم داد چرا که از مبحث آرامش و آسایش خارج است)
🔅 اما مثالی که رواقیون در مورد بی اهمیتی به دیگران برای کسب آرامش میگویند و در کتاب فلسفهای برای زندگی " ویلیام اروین" آن را مطرح میکند "توهین یه کودک خردسال به مادر خود است که هیچوقت باعث ناراحتی مادر نمیشود"[کتاب فلسفه ای برای زندگی]
🔅 مثلا اگر که یک کودک چهارساله به مادرش جمله کنایه آمیزی بگوید ،مادر بخاطر فقدان دانایی اهمیتی به حرف کودک نمی دهد.در مورد دیگران و قضاوت آنها به همین ترتیب، اگر آنها قضاوت و توهین نابجایی کنند و از نظر ما این قضاوت غلط باشد، باید با آن رفتار همانند رفتار یک کودک خردسال رفتار کنیم که چیزی نمیداند. و اگر هم کنایه آنها درست باشد و اشاره درستی کنند، آنگاه مشکل در خود ماست و باید مشکل خود را رفع کنیم نه اینکه ناراحت شده و آرامش خود را از دست بدهیم. البته رواقیون و فلاسفه دیگر آموزه های دیگری نیز دارند،که در مساله آرامش به نظر من همه آنها صحیح نیست.
🔎تحقیقات علمی هاروارد که هشتاد سال طول کشید!
اما مورد مهمتر و تایید کننده این مساله، تحقیقاتی است که دانشگاه هاروارد هشتاد سال انجام داده است. این تحقیقات در مورد علل شادی و آرامش و سلامت بیشتر انسان بود.در نهایت جواب فقط یک چیز بود: روابط عاطفی.
یعنی مهمترین نقش را در سلامت و آرامش و خوشی افراد ، روابط عاطفی آنها دارد و نه پول و شهرت! به عبارتی دیگر این گفته موید همین نکته است که پول و شهرت و امکانات مالی بیرونی که همان آسایش را فراهم میکنند، به هیچوجه وابسته به آرامش ما نیستند، و ما با پیوند دادن آنها خطای فاحشی را مرتکب شده ایم.چنانچه از محققان مهم این پژوهش رابرت والدینگر میگوید : عدم روابط عاطفی رضایت بخش و مفید، از الکل و سیگار به مراتب خطرناک تر هستند.
✨ منابع
📚 Over nearly 80 years, Harvard study has been showing how to live a healthy and happy life | Harvard Gazette
📚 news.harvard.edu/gazette/story/2017/04/over-nearly-80-years-harvard-study-has-been-showing-how-to-live-a-healthy-and-happy-life/
📚 ted.com/talks/robert_waldinger_what_makes_a_good_life_lessons_from_the_longest_study_on_happiness
🌾 @sedanet
Forwarded from وبسایت فرهنگی صدانت
مصطفی ملکیان | در رهگذر باد و نگهبان لاله | 1394 | ج1 | ص 22 @sedanet
🍂 «خوانش ها» و پروژه ی پست مدرنیزاسیون در مطالعات ادبی
چگونه ما (دانشجویان ادبیات و علوم انسانی) پیشاپیش نسبی گرایانی پست مدرن هستیم؟
👤 #بعثت_علمی
🔅از جمله اصلی ترین اجزاء برنامه های درسیِ علوم انسانی و به ویژه ادبیات انگلیسی ارائه ی «خوانشی» از اثری ادبی است؛ انتظار می رود که دانشجویان جویای نام این رشته ها بتوانند آراء و اصول یکی از مکاتب نقد ادبی ( مارکسیسم، روانکاوی لکانی، فرمالیسم و…) را در راستای تفسیر رمان یا شعری «به کار گیرند». بدین ترتیب، به دنبال ظهور جنبش »مطالعات» در علوم انسانی در دوران پس از جنگ جهانی دوم، «خوانش» های بسیاری از آثار ادبی ارائه شده است.
🔅دیدگاه متعارف حاکم بر مطالعات ادبی بر این باور است که هر »خوانشی» با بارز کردن لایه ها ی روایی ناشناخته «چشم انداز جدیدی» به اثر می گشاید. در عین حال که انفجار این گونه «خوانش» ها ی ترقی خواهانه منجر به ایجاد فضایی متنوع تر و سرشار تر در دپارتمان های علوم انسانی شده است، پرسش هایی پیرامون حقیقتِ یا درستی این »خوانش« ها آرمان سنتی «تحقیق عینی» در نهاد دانشگاه را به چالش کشده است. با وجود انبوهی از «خوانش ها» ی موجود از گتسبی بزرگ، به عنوان مثال، این پرسش که «بالاخره کدام یک از این خوانش ها درست تر/حقیقی تر است؟» سرانجام سر برخواهد کشید.
🔅اگر دیگر بار، آنچنان که دیدگاه متعارف باور دارد، این «خوانش ها» اصلا قرار نیست که صادق یا کاذب باشند—فقط چشم اندازی جدید بر اثر به دست می دهند—، آنگاه این گمان که متون ادبی یک «خوانش» راستین، یک معنای اثبات پذیر، ندارند در نهایت مشروع به نظر خواهد رسید. اگر چنین است—اگر، به دیگر سخن، «خوانش» های کاملا متضاد از یک متن واحد ممکن است—نتیجه این خواهد بود که ،حداقل در رابطه با متون ادبی، آنگونه که نیچه باور داشت « واقعیت وجود ندارد، هر آنچه هست تفاسیر [از واقعیت] است».
🔅با این همه چنین ساختارشکنیِ مفهومِ حقیقتِ یک متن با نقش سنتی دانشگاه به عنوان نهاد متولی تحقیق عینی برای انکشاف حقیقتِ یکتا به شدت ناسازگار است. در چنین شرایطی، به باور نگارنده، تولید انبوه حقیقت های («خوانش ها») مختلف از آثار ادبی بازتاب منطق شرایط پست مدرن و روح نسبی گرای ملازم آن است. بدین معنا، تمامی دانشجویانی که در حال نگارش «خوانش» دلخواه خود از رمان دلخواه خود هستند پیشاپیش نسبی گرایانی پست مدرن اند، حتی آن دسته از دانشجویان علاقه مند به مطالعات مارکسیستی که طی پایان نامه های خود به انتقاد از پست مدرنیته می پردازند—زیرا که «انتقاد» آنها نیز در نهایت تنها «خوانشی» دیگر خواهد بود از یک متن.
دانلود صوت این سخنرانی👇
✨ → 3danet.ir/ZgAGF
🌾 @sedanet
چگونه ما (دانشجویان ادبیات و علوم انسانی) پیشاپیش نسبی گرایانی پست مدرن هستیم؟
👤 #بعثت_علمی
🔅از جمله اصلی ترین اجزاء برنامه های درسیِ علوم انسانی و به ویژه ادبیات انگلیسی ارائه ی «خوانشی» از اثری ادبی است؛ انتظار می رود که دانشجویان جویای نام این رشته ها بتوانند آراء و اصول یکی از مکاتب نقد ادبی ( مارکسیسم، روانکاوی لکانی، فرمالیسم و…) را در راستای تفسیر رمان یا شعری «به کار گیرند». بدین ترتیب، به دنبال ظهور جنبش »مطالعات» در علوم انسانی در دوران پس از جنگ جهانی دوم، «خوانش» های بسیاری از آثار ادبی ارائه شده است.
🔅دیدگاه متعارف حاکم بر مطالعات ادبی بر این باور است که هر »خوانشی» با بارز کردن لایه ها ی روایی ناشناخته «چشم انداز جدیدی» به اثر می گشاید. در عین حال که انفجار این گونه «خوانش» ها ی ترقی خواهانه منجر به ایجاد فضایی متنوع تر و سرشار تر در دپارتمان های علوم انسانی شده است، پرسش هایی پیرامون حقیقتِ یا درستی این »خوانش« ها آرمان سنتی «تحقیق عینی» در نهاد دانشگاه را به چالش کشده است. با وجود انبوهی از «خوانش ها» ی موجود از گتسبی بزرگ، به عنوان مثال، این پرسش که «بالاخره کدام یک از این خوانش ها درست تر/حقیقی تر است؟» سرانجام سر برخواهد کشید.
🔅اگر دیگر بار، آنچنان که دیدگاه متعارف باور دارد، این «خوانش ها» اصلا قرار نیست که صادق یا کاذب باشند—فقط چشم اندازی جدید بر اثر به دست می دهند—، آنگاه این گمان که متون ادبی یک «خوانش» راستین، یک معنای اثبات پذیر، ندارند در نهایت مشروع به نظر خواهد رسید. اگر چنین است—اگر، به دیگر سخن، «خوانش» های کاملا متضاد از یک متن واحد ممکن است—نتیجه این خواهد بود که ،حداقل در رابطه با متون ادبی، آنگونه که نیچه باور داشت « واقعیت وجود ندارد، هر آنچه هست تفاسیر [از واقعیت] است».
🔅با این همه چنین ساختارشکنیِ مفهومِ حقیقتِ یک متن با نقش سنتی دانشگاه به عنوان نهاد متولی تحقیق عینی برای انکشاف حقیقتِ یکتا به شدت ناسازگار است. در چنین شرایطی، به باور نگارنده، تولید انبوه حقیقت های («خوانش ها») مختلف از آثار ادبی بازتاب منطق شرایط پست مدرن و روح نسبی گرای ملازم آن است. بدین معنا، تمامی دانشجویانی که در حال نگارش «خوانش» دلخواه خود از رمان دلخواه خود هستند پیشاپیش نسبی گرایانی پست مدرن اند، حتی آن دسته از دانشجویان علاقه مند به مطالعات مارکسیستی که طی پایان نامه های خود به انتقاد از پست مدرنیته می پردازند—زیرا که «انتقاد» آنها نیز در نهایت تنها «خوانشی» دیگر خواهد بود از یک متن.
دانلود صوت این سخنرانی👇
✨ → 3danet.ir/ZgAGF
🌾 @sedanet
صدانت
«خوانش ها» و پروژه ی پست مدرنیزاسیون در مطالعات ادبی • صدانت
از جمله اصلی ترین اجزاء برنامه های درسیِ علوم انسانی و به ویژه ادبیات انگلیسی ارائه ی «خوانشی» از اثری ادبی است؛ انتظار می رود که دانشجویان جویای نام این...