💎Secret
49 subscribers
4 photos
3 links
زندگی راز است ،می توان آن را کشف کرد.
ادمین،تبلیغات :
@khdyr_n

@SecretRaz2018
Download Telegram
زنده بودن یعنی گاهی
آسیب‌دیدن ، شکست‌خوردن ، دچار استرس‌شدن ، اشتباه‌کردن و همچنان ادامه دادن… 🌱

سلام ، صبحتون بخیر✨

@secretRaz2018
☀️ چگونه از خود در برابر پرتوهای فرابنفش (UV) خورشید محافظت کنیم؟
بر اساس توصیه‌های سازمان جهانی بهداشت (WHO):

🔸 پرتوهای فرابنفش خورشیدی (UV) می‌توانند آسیب‌های جدی به پوست و چشم وارد کنند، خطر ابتلا به سرطان‌های پوستی را افزایش دهند و سیستم ایمنی بدن را تضعیف کنند.

🔹 زمانی که شاخص UV بالای ۳ باشد، آسیب‌پذیری در مدت‌زمان کوتاه افزایش می‌یابد. این شاخص بسته به زمان، فصل، موقعیت جغرافیایی و سطوح بازتابنده مانند برف، آب یا دیوارهای روشن تغییر می‌کند.

🕒 از ساعت ۱۰ صبح تا ۴ عصر (به‌ویژه دو ساعت قبل و بعد از ظهر) از ماندن طولانی‌مدت در فضای باز پرهیز کنید.

🧴 برای محافظت از خود: ✅ در سایه بمانید
✅ از لباس‌های آستین‌بلند، کلاه لبه‌دار و عینک آفتابی UV400 استفاده کنید
✅ برای نواحی بدون پوشش، کرم ضدآفتاب با SPF بالای ۳۰ بزنید
✅ کرم ضدآفتاب را ۲۰ تا ۳۰ دقیقه قبل از خروج از خانه استفاده کنید و هر ۲ ساعت یک‌بار تمدید کنید (به‌ویژه پس از تعریق یا شنا)

👶 کودکان حساس‌تر از بزرگسالان هستند.
به‌ویژه نوزادان زیر یک سال را همیشه در سایه نگه دارید و اجازه ندهید زیر نور مستقیم خورشید بخوابند.
حتی یک‌بار آفتاب‌سوختگی در کودکی می‌تواند خطر ابتلا به ملانوما (بدخیم‌ترین سرطان پوست) را افزایش دهد.

🧠 به‌یاد داشته باشید:
کرم ضدآفتاب به‌تنهایی کافی نیست؛ بهترین محافظت، ماندن در سایه و پوشش مناسب است.

تهیه و تنظیم:

ناصر خدایارپور پرستار بخش همودیالیز

@secretRaz2018
زیبایی رفتار

رفتار مِهرآمیز در همه جا و از سوی هرکس و در هر سِنّی زیباست. آیا تا کنون شده است از دیدن شکنجه‌ی کسی لذت ببریم؟ مگر این که بیمار باشیم. اما مهربانی را همگان دوست دارند. چرا به مهربانی عادت نمی‌کنیم؟
دانش یا دانایی؟ این است مسأله‌ی اصلی انسان. دانش همیشه به دانایی نمی‌انجامد. سازندگان بمب‌های ویرانگر یا روانگردان‌های آسیب زا و مانند آن‌ها، پزشکانِ بی‌عاطفه، قاضیانِ بیدادگر و وکیلانِ فریبکار، مهندسانِ متقلب، آموزگارانِ سرد و خشک و سیاستمداران و اقتصاد دانانِ دشمنِ زندگی، همه از دانش بهره مندند.

اما دانایی، شناخت شیوه‌های مِهرورزی و عشق‌انگیز نمودنِ پیوندهای فردی و اجتماعی است. دانایی، روش‌های لذت بردن از زیبایی‌ها و هنر و طبیعت را می‌آموزد.

دانایی، تعلیم می‌دهد که چگونه بخش زلال و کودکانه‌ی جان و دل خویش را تازه و شکوفا نگهداریم و هستیِ خود را از شادی‌ها و توانایی‌ها و نیرومندی‌های گوارا سرشار سازیم.


@secretRaz2018
📚 خلاصه کتاب "اثر مرکب"

نویسنده: دارن هاردی
ژانر: توسعه فردی، موفقیت، روانشناسی کاربردی

خلاصه محتوا:

کتاب توضیح می‌دهد که موفقیت نتیجه تصمیم‌های کوچک اما مستمر است، نه تغییرات ناگهانی. هاردی با مثال‌های ملموس نشان می‌دهد که چگونه انتخاب‌های روزانه (مثبت یا منفی) در بلندمدت نتایج بزرگی ایجاد می‌کنند.

پنج اصل کلیدی کتاب:

۱. انتخاب‌های کوچک، نتایج بزرگ:
- مثال: روزی ۱۰ صفحه مطالعه یا ۲۰ دقیقه ورزش، پس از ۵ سال تغییرات چشمگیری ایجاد می‌کند.

۲. عادت‌های سازنده:
- چگونه عادت‌های بد را ترک و عادت‌های خوب را جایگزین کنیم.

۳. تأثیر محیط:
- اطرافیان و فضای زندگی چطور بر موفقیت ما اثر می‌گذارند.

۴. شتاب‌دهی نتایج:
- ترکیب چند عادت خوب (مثل مطالعه + شبکه‌سازی) برای پیشرفت سریع‌تر.

۵. پایداری و مسئولیت‌پذیری:
- موفقیت نیاز به زمان دارد و نباید منتظر معجزه بود.

جمله کلیدی کتاب:

*"موفقیت، مجموع انتخاب‌های کوچک، هوشمندانه و پیوسته است."*

@secretRaz2018
گردش روزگار بدون ما ادامه خواهد داشت. پس هم اکنون باید موفق شویم تا سربلند زندگی کنیم و این افق‌های دوردست را نبینیم یا یاد بگیریم که ببینیم و از آن هراسی نداشته باشیم و امروزی ها را دریابیم.
شانس ما باهم بودن است. به هم یاری می‌دهیم که در این آخرین مرحله از حادثه‌ی زندگی سربلند بیرون بیاییم. مقاطعی که در روند این حادثه طی می‌کنیم مکرر نخواهد بود.
بازگشت به عقب یا تکراری هم در کارمان نیست‌. پس منحصر به فرد بودن هر مقطع خود امکانی است در جهت ایجاد تنوع و تحمل پذیری آن. حق انتخاب هم که با ما نبوده فقط امید باید با ما باشد که: چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند.

📕 زمان رازداری
✍🏾 سیمون_دوبووار


@secretRaz2018
ده_نکته طلایی و کاربردی از کتاب
«مدیریت بدون زور و اجبار»

نوشته‌ی دکتر ویلیام گلسر با ترجمه آقای دکتر علی صاحبی‌


این کتاب به ما یاد می‌دهد که یک مدیر راهبر باید این عقیده را برای همه‌ی کارکنان جا بیندازد که " هر مشکلی هم پیش آید، ما هرگز تسلیم نمی‌شویم. ما به کمک یکدیگر می‌توانیم برای هر مشکلی راه‌حلی پیدا کنیم." یعنی ذهنیت "ما می‌توانیم" حاکم بر محیط کار است و زور و اجباری وجود ندارد.

۱. مدیر راهبر کنترل نمی‌کند، هدایت می‌کند.
افراد را نمی‌شود با تهدید و اجبار به عملکرد بهتر واداشت؛ باید به آن‌ها انگیزه داد و مسیر رشد را هموار کرد.

۲. روابط انسانی، پایه‌ی هر موفقیتی در مدیریت است.
اگر کارمند شما احساس کند که برایش احترام و ارزش قائلید، خودبه‌خود عملکرد بهتری خواهد داشت.

۳. نارضایتی شغلی، اغلب نتیجه‌ی سبک مدیریت است. بویژه مدیریت رئیس‌مابانه.
وقتی کارکنان از شغلشان بیزارند، ابتدا باید شیوه مدیریت را بررسی کرد، نه فقط عملکرد آن‌ها را.

۴. مسئولیت‌پذیری، جایگزین زور و اجبار است.
هدف این نیست که افراد مجبور شوند کاری را انجام دهند، بلکه این است که دوست دارند کار را انجام دهند چون خودشان را بخشی از کار می‌دانند و از انجامش لذت می‌برند.

۵. البته که پاداش درونی مهم‌تر از پاداش بیرونی است.
اگر کار برای کارکنان معنا داشته باشد، آن‌ها برای رضایت درونی خود تلاش می‌کنند، نه برای پاداش و ترفیع.

۶. بازخورد مناسب و موثر از طرف کارفرما، سازنده و محترمانه است.
بازخوردهای تحقیرآمیز یا تهدیدکننده، انگیزه را نابود می‌کند. بازخورد باید راهگشا باشد، نه سرزنش‌گر.

۷. گفت‌وگو و مذاکره جای دستور را می‌گیرد.
گفت‌وگو با کارکنان درباره چالش‌ها و اهداف، بیشتر از دستور دادن به نتیجه می‌رسد.

۸. کارمند باید در رابطه با کاری که انجام می‌دهد احساس مالکیت کند و کار را از خود بداند.
وقتی افراد حس کنند بخشی از تصمیم‌گیری‌ها هستند، تعهدشان نسبت به کار بیشتر می‌شود.

۹. خطا و اشتباه فرصتی برای رشد است، نه تنبیه.
مدیر راهبر، اشتباه را به چشم فرصتی برای آموزش می‌بیند، نه مجوزی برای تحقیر و توبیخ کارکنان.

۱۰. مدیریت راهبرانه یعنی ساختن محیطی که افراد بخواهند در آن باشند و از بودن در آن محیط لذت ببرند بطوری که محیط کار در دنیای مطلوبشان وجود دارد.
نه فقط از روی اجبار، بلکه به خاطر علاقه، تعلق و رضایت.. چون کارکنان شرکت یا کارخانه را به‌همراه مدیر خود، در دنیای مطلوب خویش گذاشته‌اند.

🫣 این چند معیار هم در این کتاب در وصف مدیریت رئیس‌مابانه به کار می‌رود:

۱. رئیس بدون اینکه با کارکنان مشورت کند نوع کار و معیارها را برای آنان تعیین می‌کند. 

۲. رئیس معمولا به‌جای اینکه نحوه انجام کار را در عمل نشان دهد، به کارکنان دستور می‌دهد چگونه کار را انجام دهند.

۳. رئیس یا شخصی که او تعیین کرده، به بازرسی و ارزیابی چگونگی انجام کار می‌پردازد. رئیس، کارکنان را در این ارزیابی دخالت نمی‌دهد، آنها فقط به اندازه‌ای کار می‌کنند که قابل قبول باشد و به ندرت ممکن است حتی در مورد ارائه یک کار کیفی فکر کنند.

👀 موارد بالا نشان می‌دهد که رئیس یک واحد به جای استفاده از کنترل_درونی با به کارگیری کنترل_بیرونی نمی‌تواند محیطی امن و دوستانه ایجاد کند و مدیریتی صحیح را به همراه بهره‌وری و پیشرفت تجربه کند.

@secretRaz2018
دل نوشته

«وکیل مدافع بودن در دادگاهِ عاشقانه‌های خود با خدا»


در دادگاه دل، قاضی تنها تویی.
من، وکیل مدافعِ خویش، ایستاده‌ام میان پرونده‌ای پر از خطا، پر از جاهای خالی و امضاهای شکسته.

مستنداتم؟ آه‌های نیمه‌شب.
شواهد؟ اشک‌هایی که فقط تو دیدی.
شاهدانم؟ سکوتِ سجاده و لبخندِ مهربانی‌ات.

ادعانامه‌ام این است که:
من، با همه ضعف‌ها، هنوز تو را دوست دارم.
و دفاعیه‌ام این است که:
هر بار که افتادم، نام تو را صدا زدم.

هیئت منصفه شاید دلِ خودم باشد،
که بین وسوسه و امید در رفت‌وآمد است.
اما آخرین کلام را قاضی می‌گوید؛
و من فقط به حکمِ رحمتت دل بسته‌ام.

پس اگر رأیی صادر شود،
می‌دانم که حکم، همیشه «آزادی» است…
آزادی در آغوش تو.

آدینه چهاردهم شهریور ماه ۱۴۰۴

ناصر خدایارپور

@secretRaz2018
زندگی باید کرد
با کمی حس نسیم
با کمی واژه ی  خوب
در هوای خنک استغنا              
گاه با یک دل تنگ
گاه باید رویید
در کنار چشمه
در شکاف یک سنگ
 به امید فردا ها
که پر از حادثه تقدیرند
گاه باید خندید
با کمی پنجره و نور و صدا
شاد باید بود..

"سهراب سپهری"

سلام دوستان و همراهان همیشگی راز

صبحتون عالی

@secretRaz2018
کتاب «زیستن با آهنگ زندگی، نه آهنگ خشم» Anger Treatment: Popular Works اثر: جان. پی. فورسیت_متیو مک‌کی_ جورج. ایفرت و با ترجمه‌ی روان آقایان دکتر علی صاحبی و دکتر مهدی اسکندری
 درباره‌ی مدیریت خشم با رویکرد ACT (درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد) است.

در این کتاب نویسندگان تلاش می‌کنند به خواننده یاد بدهند به جای سرکوب یا انفجار خشم، آن را بشناسد، بپذیرد و با انتخاب‌های ارزش‌محور زندگی کند.


🔟 نکته طلایی کتاب عبارتند از:

۱. خشم دشمن نیست.

خشم یک احساس طبیعی است که در وجود همه ماست. مشکل از خودِ خشم نیست، بلکه از نحوه‌ی پاسخ ما به آن است.

۲. مقاومت، خشم را تشدید می‌کند.

هرچه بیشتر بخواهیم خشم را سرکوب کنیم یا نادیده بگیریم، پرقدرت‌تر برمی‌گردد. پذیرش و مشاهده‌ی خشم، راهکار اصلی است.

۳. افکار ≠ واقعیت.

بسیاری از شعله‌های خشم از افکار خودکار ما برمی‌خیزد، اما این افکار همیشه حقیقت ندارند. یادگیری جداسازی خود از افکار (Defusion) کمک می‌کند اسیرشان نشویم.

۴. نفس عمیق، توقف لحظه‌ای، بازگشت به بدن 

ابزارهای ساده‌ی ذهن‌آگاهی (Mindfulness) به ما اجازه می‌دهند قبل از واکنش، چند ثانیه مکث کنیم. همین چند ثانیه می‌تواند روابط و تصمیم‌های مهمی را نجات دهد.

۵. تفاوت بین درد و رنج.

درد اجتناب‌ناپذیر است، اما رنج حاصل جنگیدن با احساسات و انکار آن‌هاست. با پذیرش احساس خشم، رنج ما کمتر می‌شود.

۶. ارزش‌ها چراغ راه‌اند.

وقتی روشن کنیم که چه چیزهایی در زندگی برایمان ارزشمند است (مثل خانواده، احترام، رشد فردی)، بهتر می‌توانیم انتخاب کنیم که چگونه با خشم رفتار کنیم.

۷. رفتار خشمگین = پیامدهای بلندمدت.
لحظه‌ای انفجار ممکن است لذت یا تخلیه بیاورد، اما در درازمدت به روابط، سلامت و حتی عزت‌نفس ضربه می‌زند.

۸. تمرین ذهن‌آگاهی روزانه
 
چند دقیقه تمرین توجه به تنفس، بدن یا محیط اطراف، انعطاف روانی ما را افزایش می‌دهد و احتمال واکنش‌های تکانشی را کاهش می‌دهد.

۹. عمل ارزش‌محور، نه واکنش هیجانی.

هر بار که خشم برمی‌خیزد، می‌توان انتخاب کرد: یا با الگوهای قدیمی واکنش نشان دهیم، یا به شکلی که با ارزش‌های ما همسوست عمل کنیم.

۱۰. زیستن با آهنگ زندگی.

پیام نهایی کتاب این است: به جای اینکه زندگی‌مان را با آهنگ خشم تنظیم کنیم، با ریتم طبیعی زندگی هم‌نوا شویم؛ پذیرش، انتخاب آگاهانه و حرکت در مسیر ارزش‌ها.


@secretRaz2018
شاید کتاب کوری نوشته  ژوزه ساراماگو نویسنده پرتغالی را خوانده باشید. شاید هم نخوانده باشید که توصیه می‌شود حتما بخوانید.  ساراماگو در این کتاب با لحنی هولناک به رعایت نکردن حقوق دیگران اشاره می‌کند. داستانی که از یک چهار راه آغاز می‌شود و شهری را دچار یک کوری سفید می‌کند.

کسانی که دچار کوری سفید شده‌اند، تلاش می‌کنند خود را زنده نگه دارند،
حتی اگر این زنده ماندن به
مرگ دیگران ختم شود.
همه می‌خواهند خود را نجات
دهند و کسی به فکر دیگران نیست.

تنها یک نفر در این شهر کورها، بیناست که در واقع وجدان بیدار این جامعه است،
ایده‌آل درون هر انسان.

حالا می‌خواهم تلخ و هولناک بنویسم و بگویم ما هم دچار کوری سفید شده‎‌ایم. رفتاری که امروز در جامعه ایران شاهد آن هستیم کم از کوران کتاب ساراماگو ندارد.

دیروز شاهد اتفاق تلخی بودم. مردم در یک فروشگاه در حال خرید بودند که اتفاق عادی است اما نکته اینجاست که تقریبا از هر کالایی از رب، روغن تا پوشک و نوار بهداشتی، پنج تا پنج تا می‌خریدند. گویا فروشگاه بیشتر از پنج تا به هر فردی نمی‌داد و گرنه آنها بیشتر می‌خریدند.

چه خبر است؟ چرا به اینجا رسیدیم؟ چرا فکر می‌کنیم تنها و تنها باید خودمان زنده بمانیم. چرا فکر نمی‌کنیم افراد دیگری در این جامعه هستند که آنها هم باید زندگی کنند.

یک لحظه با خود فکر کنیم. الان ما تمام پوشک‌های یک مغازه را خریدیم یا تمام برنج‌های یک مغازه را خالی کردیم. خوب، دیگران باید چه کنند؟ آن بچه‌ای که احتیاج به پوشک یا شیر خشک دارد باید چه کند؟

با خودمان فکر کرده‌ایم که اگر همچون گذشته به تعداد نیاز خرید می‌کردیم امروز دهان به دهان نمی‌چرخید که مثلا نوار بهداشتی در سطح شهر نایاب شده است. بله، در هر حالتی هر فردی از کالایی ده برابر نیاز خود بخرد آن کالا نایاب می‌شود و از دسترس دیگران خارج.
چه ایران چه خارج.

ما همه را محکوم می‌کنیم اما وقتی به عرصه عمل می‌رسیم، خودمان چشم‌مان را بر تمام مسائل می‌بندیم و فقط به دنبال زین کردن اسب خود هستیم.

این اولین بار نیست که جامعه ما با مشکلات این چنین دست و پنجه نرم می‌کند. خوب است به یاد بیاوریم حدود سی سال پیش در بحبوحه جنگ، مردم هوای همدیگر را داشتند. پدری اگر برای فرزندش یک شیر خشک می‌خرید برای دختر همسایه نیز می‌خرید.

تازه آن موقع جنگ نظامی بود و مردم واقعا هم نگران نان بودند هم جان اما اجازه نمی‌دادند وجدانش قربانی چند تکه نان شود.

باید از خود بپرسیم چرا به اینجا رسیده‌ایم؟ چرا همان مردم امروز می‌تازند بدون اینکه توجه کنند کسی در غبار تاختن آنها در حال خفه شدن است. تقریبا همه در حال گل کردن آب هستیم بدون اینکه توجه کنیم، در فرودست انگار، کفتری می‌خورد کبوتری را

@secretRaz2018
ما وقتی در روح خود کاوش می‌کنیم به چیزهایی بر می‌خوریم که بهتر می‌بود در همان اعماق روح پنهان بمانند...

‎آنا_کارنینا
‎لئو_تولستوی

@secretRaz2018
فردا برای هیچکس تضمین نشده پیر یا جوان
شاید امروز آخرین باری باشد که کسانی را میبینی که دوستشان داری
همیشه آنچه را بگو که احساس میکنی
و عمل کن به آنچه می اندیشی
اگر مرا قلبی بود تنفرم را مینوشتم روی یخ
و چشم میدوختم به حضور آفتاب

گابریل_گارسیا_مارگز

سلام دوستان و همراهان همیشگی راز

@secrertRaz2018
✍ سلام ، صبح زیباتون بخیر و نیکویی!

این جمله‌ی ادوارد یانگ یادآوری می‌کند که برخی چیزها در زندگی ممکن است بدون تلاش مستقیم به ما برسند؛ مثل مقام، شهرت یا ثروت که گاهی نتیجه‌ی شانس، شرایط یا جایگاهی است که در آن به دنیا آمده‌ایم. اما این‌ها هیچ‌کدام معیار ارزش واقعی انسان نیستند، چون ناپایدارند و می‌توانند همان‌گونه که آمده‌اند، از دست بروند.

در مقابل، خرد چیزی است که هرگز ناگهانی و اتفاقی به دست نمی‌آید. خرد محصول تجربه، تفکر، یادگیری، و مهم‌تر از همه، صداقت با خود است. باید برایش وقت گذاشت، درد رشدش را پذیرفت و آن را مانند گنجی درونی پرورش داد. این جمله دعوتی است برای اینکه به‌جای تکیه بر دستاوردهای بیرونی، روی آنچه شخصیت و کیفیت زندگی ما را می‌سازد سرمایه‌گذاری کنیم: خرد.

امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐

@secretRaz2018
سلام دوستان و همراهان همیشگی راز
صبح زیباتون بخیر

زمانی که بخواهید وصیت‌نامه بنویسید، درمی‌یابید که همه دارایی‌هایتان به دیگران خواهد رسید و تنها کسی که از آن سهمی ندارد، خودتان هستید. این حقیقت ساده اما تلخ، ارزش زندگی و تجربه‌ی آن را برجسته می‌کند.

به همین دلیل، باید از زندگی خود نهایت لذت را ببرید و هر لحظه‌اش را با حضور و آگاهی تجربه کنید، نه اینکه منتظر بمانید تا زمان یا دارایی‌ها تعیین‌کننده خوشبختی شما باشند.

امروزتان سرشار از عشق و برکت

@secretRaz2018
امید چونان پرنده ایست ..
که در روح آشیان دارد ...
و آواز سر می دهد ..
با نغمه ای بی کلام ...

و هرگز خاموشی نمی‌گزیند ..!
و شیرین ترین آوایی ست ..
که در تندباد حوادث ..
به گوش می‌رسد ...

و توفان باید بسی سهمناک باشد ..
تا بتواند این مرغک را ..
که بسیار قلب ها را
گرمی بخشیده ..
از نفس بیندازد !

من آن‌را ..
در سردترین سرزمین شنیده‌ام ..
و بر روی غریب ترین دریاها ...

با این حال ...
هرگز در اوج تنگدستی ...
خرده نانی از من نخواسته است !

امیلی_دیکنسون

@secretRaz2018
غَرَض زِ مَسْجِد و مِیخانه‌ام، وِصالِ شماست
جُز این خیال ندارم، خُدا، گُواهِ من است

از آن زَمان که بر این آسْتان نَهادم روی
فَرازِ مَسْنَدِ خورشید، تِکْیِه‌گاهِ من است

حافظ

@secretRaz2018
کلمه می‌تواند ؛
تو را مشتاق کند مثل:دوستت دارم
تو را ویران کند مثل:از تو بیزارم
تو را تلخ کند مثل:خسته ام

تو را سبز کند مثل:خوشحالم
تو را زیبا کند مثل:سپاسگزارم
تو را سست کند مثل:نمی‌توانم

تو را پیش ببرد مثل:ایمان دارم
تو را خاموش کند مثل:شانس ندارم

کلمه می‌تواند تو را آغاز کند مثل:
از همین لحظه شروع میکنم ،
از همین نقطه تغییر میکنم ،
از همین دم یک طرح نو میزنم ،
می توانم ... می خواهم ... می شود

کلمات شما می سازد و ویران میکند.
مراقب حرف زدنتان باشید...


@secretRaz2018
با سلام و احترام خدمت همراهان همیشگی راز

این کتاب با نگاهی علمی و کاربردی، به تبیین نقش بنیادین روان‌شناسی در بهبود کارکرد نظام قضایی می‌پردازد و نشان می‌دهد که شناخت ذهن و رفتار انسان چگونه می‌تواند دقت تصمیم‌گیری‌های قضایی را افزایش داده و تحقق عدالت را تقویت کند. اثر حاضر با تحلیل روان‌شناختی رفتار قضات، مجرمان، شاهدان و قربانیان، به بررسی سوگیری‌های شناختی، ارزیابی شهادت، تمایز میان انواع رفتار مجرمانه و توجه به وضعیت روانی قربانیان می‌پردازد. همچنین نقش روان‌شناسی را در پیشگیری از جرم، بازپروری مجرمان و ارتقای کارایی عدالت کیفری، همراه با مروری بر تاریخچه تعامل روان‌شناسی و حقوق، تبیین می‌کند. این کتاب منبعی ارزشمند و راهنمایی عملی برای دانشجویان، پژوهشگران و فعالان نظام قضایی در مسیر عدالت‌محور و انسان‌مدار به شمار می‌آید.
لطفاً برای تهیه کتاب به سایت نشر متخصصان و دیجی کالا مراجعه کنید.
با احترام
ناصر خدایارپور

@secretRaz2018
یک مثالی از هواپیما وجود دارد که بسیار الهام بخش‌ است :

وقتی مهماندارها آموزشهای لازم برای ایمنی پرواز رو ارائه میدهند میگویند:

“به محض تغییر اکسیژن اول ماسک خود را بگذارید سپس ماسک کودکان را”

واضح است اگر اول ماسک خود را نگذارید بیهوش می شوید و کودکتان هم بیهوش خواهد شد.

ما اگر خودمان حس و حال خوبی نداشته باشیم، اگر برای حال خوب خودمان تلاش نکنیم چگونه انتظار داریم بتوانیم روی اطرافیانمان تاثیرگذار باشیم؟!

گاهی افراد فقط قصد دارند حال بقیه را خوب کنند، دنیای درونی خودشان به شدت آشفته است، حال روحی شان اصلا خوب نیست ولی معتقدند نباید حرفی زد، باید حفظ ظاهر کرد و به اصطلاح صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشت تا دیگران نفهمند و همیشه لبخند به لب در حال پاسخ به نیازهای دیگران هستند و سعی میکنند از هیچ کمکی به بقیه دریغ نکنند

و حتی گاهی آنقدر مهرطلب می شوند که نمی توانند به دیگران نه بگویند چون می ترسند خاطر دیگران مکدر شود و یا دیگران آن ها را رها کنند و حتی نمی توانند از دیگران در خواستی داشته باشند چون نگرانند باری بر روی دوش دیگران بگذارند ولی به این مساله اصلا توجه نمی کنند که اگر حال شما خوب نباشد و دائم در حال سرویس دادن به بقیه باشید در دراز مدت دچار افسردگی و کناره گیری از بقیه می شوید و در افکاری چون چرا دیگران به من هیچ اهمیتی نمی دهند؟ بشکنه این دست که نمک نداره؟ این همه در حقشون خوبی کردم چرا جبرانش نکردن و … غرق خواهید شد و مقصر دیگران نیستند چون شما هیچ وقت از آن ها خواسته ای نداشته اید که آن ها اجابت کنند

پس مواظب حال خوب خودتون باشید و بعد به حال خوب بقیه فکر کنید

حال خوب شما فقط به خود شما و افکار و باورهایتان بستگی دارد.
 شاهکار هنری منحصر به فرد خودتان را فقط خود شما می توانید خلق کنید و برای این کار حتما لازم است خودتان را با باورهای سازنده و محکم سرشار کنید.

برای اینکه بتوانیم خانواده ای سالم داشته باشیم و اطرافیانمان هم از ما تاثیر مثبت بگیرند، اول باید حال خودمان راخوب کنیم.


@secretRaz2018