اینو ک علی گفت حمید یوری شد
و کرد به زمین توف
به ته هرچی میرسیم هست یه دری قفل
گفت مادرم ثابت کرده پدریشو
دیگه نوبت منه
تورو تخت خودت خوابیدیو راحتی
غذات یوقتی داره و خوابت یه ساعتی
لبم خندون اما تنم زخمی:)
sara' pinned «لبم خندون اما تنم زخمی:)»
از بچگی گفتن بزرگ میشیو یادت میره ولی من کوچیک شدمو یادم موند!
سال دیگه اینموقع اینجام؟
نه
11.11
Rafti dro divare otaqm qfsm shod
-Maman🖤
فهمیدم ک خوب بودن من بازتاب نداره
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلم برات تنگ میشه