محدث
152 subscribers
405 photos
30 videos
25 files
91 links
یادداشتهای دکتر سید احمد محدث (Economist)
Download Telegram
بسم‌الله الرحمن الرحیم

🌹 روز ۲۰ ذیحجه بنا به روایتی میلاد حضرت امام موسی کاظم علیه السلام
میلاد با سعادت امام موسی کاظم علیه السلام، باب الحوائج، بر همه شما مبارک باد 🌹

در آستانه این میلاد پربرکت، روایتی ارزشمند از آن حضرت را مرور می‌کنیم که درس بزرگی از اخلاق اجتماعی می‌دهد:

🔹 مردی خدمت امام موسی کاظم (علیه السلام) عرض کرد: فدایت شوم، از یکی از برادران دینی‌ام کاری نقل کرده‌اند که من آن را ناخوش داشتم. خودش را پرسیدم، انکار کرد؛ در حالی که جمعی از افراد موثق این مطلب را از او نقل می‌کنند.

🔸 امام (علیه السلام) فرمودند:

«گوش و چشم خود را در برابر برادر مسلمانت تکذیب کن.
حتی اگر پنجاه نفر سوگند بخورند که او کار کرده‌ای انجام داده، و خودش بگوید: انجام نداده‌ام، حرف او را بپذیر و از آن پنجاه نفر نپذیر.

هرگز چیزی که مایه عیب و ننگ اوست و شخصیتش را از میان می‌برد در جامعه پخش مکن که در آن صورت، از کسانی خواهی بود که خداوند درباره‌شان فرموده است:

إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ

«کسانی که دوست دارند زشتی‌ها در میان مؤمنان پخش شود، عذاب دردناکی در دنیا و آخرت دارند.»»


🌸 بیاییم در این روزهای پرخیر، از زبان و قلم خود جز نیکی و پوشاندن عیب مؤمنان چیزی بیرون ندهیم.

اللهم عجل لولیک الفرج
سید احمد محدث حسینی 🌷🌹
1
بسم الله الرحمن الرحیم 🌹🌹🌹


فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ (آل عمران: ۶۱)

ترجمه:

هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»

📚 علامه طباطبایی در المیزان می‌نویسد:

رسول خدا (ص) در مقام امتثال این فرمان، از «أَنْفُسَنَا» کسی جز علی (ع) و از «نِسَاءَنَا» کسی جز فاطمه (س) و از «أَبْنَاءَنَا» کسی جز حسن و حسین (ع) را نیاورد.

پس آشکار می‌شود که برای «أَنْفُسَنَا» جز علی (ع)، برای «نِسَاءَنَا» جز فاطمه (س) و برای «أَبْنَاءَنَا» جز حسن و حسین (ع) مصداقی یافت نشد. گویا منظور از «ابناء»، «نساء» و «انفس» همان اهل بیت رسول خدا (ص) بوده است.

همان‌گونه که در برخی روایات به این معنا تصریح شده: پس از آنکه رسول خدا (ص) همراهان خود را برای مباهله برد، فرمود: «پروردگارا، اینان‌اند اهل بیت من». این عبارت می‌فهماند: پروردگارا، من جز اینها کسی را نیافتم تا برای مباهله دعوت کنم.
برای من، این «أَنْفُسَنَا» معنایی فراتر و عمیق‌تر دارد؛ اینکه پیامبر (ص) علی (ع) را «نفس خود» معرفی می‌کند، نشان‌دهنده اوج پیوند و یگانگی در حقیقت و ولایت است. «نفس» یعنی جان و حقیقت وجودی — و این بالاترین مقامی است که جز برای امیرالمؤمنین (ع) حاصل نشده است.

🌺 روز مباهله از اعیاد بزرگ اسلامی است و اعمال مخصوصی دارد.
این روز پربرکت را به همه شما بزرگواران صمیمانه تبریک عرض می‌کنم.

سید احمد محدث حسینی 🌹🌹🌹

#مباهله
@Samh4 🌹🌹🌹

.
4
مبارک باد این پیروزی ✌️✌️✌️✌️
5
🌹 بسم الله الرحمن الرحیم 🌹


حضرت عباس (ع)؛ هاجرِ کربلا

در فرازهای نورانی زیارت‌های امام حسین (ع)، به‌ویژه زیارت عاشورا، یکی از جمله‌هایی که با دلی لرزان و چشمی تر بر زبان جاری می‌کنیم، این است:

«السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ...»
سلام بر تو و بر آن جان‌هایی که در آستانت فرود آمدند؛ از جانب من، بر همگی شما، سلام خدا باد، تا من هستم و تا شب و روز برپاست.

این پرسش همیشه در ذهن نقش می‌بندد که چرا امامان معصوم (ع) این‌چنین بر اصحاب و یاران حسین (ع) درود می‌فرستند و آنان را در کنار سالار شهیدان، چنان گرامی می‌دارند؟

زیرا اگر بگوییم تنها امام حسین (ع) فدای اسلام و قرآن شد، در حقِ آن یاران باوفا، جفا کرده‌ایم. مگر روزگار چند عباس، چند علی‌اکبر، چند قاسم و چند جوانِ برومندِ دیگر را به خود دیده است؟ اگر عباسِ دومی وجود داشت، کجاست؟ اگر علی‌اکبرِ دیگری بود، کدام‌اند؟

از آینده و روز ظهور خبری نداریم، اما از آدم تا عاشورا و از عاشورا تا امروز را می‌توان پرسید و پاسخ یافت.

پس انصاف آن است که بگوییم:
شهدای کربلا، سایه‌های حسین (ع) بودند؛ هر سو که آن خورشیدِ هدایت می‌چرخید، آن‌ها نیز به همان سو می‌چرخیدند و در وجود امام، فانی شدند تا دینِ خدا را سربلند نگاه دارند.

و در میان این همه سربلندی،
مقام حضرت عباس (ع) فرق دارد؛
او باب‌الحوائج است، او ابو‌الفضلِ عالم است؛
او هاجرِ کربلاست...

هاجر، در بیابان خشک و سوزان مکه، برای یافتن آب، میان صفا و مروه دوید.
او عباسِ مکه بود.
و عباس (ع)، در صحرای تشنه‌کامِ کربلا، برای آب، به میدان رفت.
او هاجرِ کربلا بود.

اما نه هاجر به آب رسید و نه عباس.
هاجر، پس از هفت نوبت سعی و تلاش، خسته و ناامید، نزد کودک تشنه‌اش بازگشت،
اما به شگفتی، چشمه‌ای از زیر پای اسماعیل جوشید و خداوند، با زمزم، هم او را سیراب کرد و هم فرزندش را.

امّا در کربلا چه شد؟
آیا علی‌اصغرِ شش‌ماهه، که هم‌سنِ اسماعیل بود، سیراب شد؟
آیا حسین (ع) با لبِ تشنه، جرعه‌ای آب نوشید؟

نه، برای اسماعیل، زمین شکافت و چشمه جوشید؛
اما برای علی‌اصغر، تیری، گلوی کوچکش را شکافت و خونش بر خاک ریخت.
و حسین (ع) با همان لب‌های ترک‌خورده و دلی سوخته، به شهادت رسید.

از همین‌جاست که امام سجاد (ع) با دلی مجروح فرمود:
«أَیُّهَا النَّاسُ، اعْلَمُوا أَنَّ الْحُسَیْنَ قُتِلَ عَطَشَاناً»
ای مردم، بدانید که حسین (ع) تشنه‌کام به شهادت رسید.

خداوند، به برکت امانت‌هایی که نزد اسماعیل بود، چشمه‌ای جاری کرد که تا امروز، روان است.
امّا برکت وجود حسین (ع) چیز دیگری است؛
اگر خداوند با زمزم، تشنگانِ آب را سیراب می‌کند،
از جوشش خون حسین (ع) است که تشنگانِ حقیقت و آزادگی، سیراب می‌شوند.



📚 اقتباس از کتاب «از عاشورا تا اربعین» استاد عبدالله مستحسن
با اضافاتی از اینجانب
سید احمد محدث حسینی
🖋️ @Samh4 🌹🌹🌹
3
🌹 بسم الله الرحمن الرحیم 🌹

امام حسین (ع)؛ ذبیح‌الله

در جریان آزمون بزرگ حضرت ابراهیم (ع)، هنگامی که فرمان قربانی کردن فرزندش اسماعیل (ع) صادر می‌شود و ابراهیم، با قلبی سرشار از تسلیم، کارد بر گلوی فرزند می‌گذارد، قرآن کریم پایان این ماجرای پرغصه را در دو آیه از سوره صافات چنین بیان می‌فرماید:

«وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» (۱۰۷)
«وَ تَرَکْنا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِینَ» (۱۰۸)

اما پرسش اینجاست: ذبح عظیم چیست؟
آیا قربانی کردنِ یک قوچ، هرچند فربه و ستبر، از نظر خداوند «عظیم» محسوب می‌شود؟
خدایی که خود به بندگانش دستور می‌دهد برای قربانی در حج، شتران فربه و ستبر را انتخاب کنند:

«الْبُدْنَ جَعَلْناها لَکُمْ مِنْ شَعائِرِ اللهِ...»
«شتران فربه را (در مراسم حج) برای شما از شعائر الهی قرار دادیم؛ در آنها برای شما خیر است.»

پس چرا خداوند، فدیهٔ پسر پیامبرش را یک قوچ قرار می‌دهد؟
آیا قوچی که هزاران هزار مانندش در زمین سر بریده می‌شوند، می‌تواند حامل صفت «عظیم» باشد؟

کلید فهم این راز، در آیه‌ی بعدی نهفته است:

«وَ تَرَکْنا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِینَ»

بیشتر مترجمان و مفسران، این آیه را چنین معنا کرده‌اند:
«نام نیکی از او در میان آیندگان باقی گذاشتیم.»
اما این ترجمه، با دقت در واژه‌های قرآن، چندان دقیق به نظر نمی‌رسد.

اگر منظور، باقی‌گذاشتنِ نام نیک بود، باید از فعل «جعل» استفاده می‌شد؛ چنان‌که در آیات دیگر می‌بینیم:

«وَجَعَلْناها آیَةً لِلْعالَمینَ» (عنکبوت، ۱۵)
«وَجَعَلْناها وَابْنَها آیَةً لِلْعالَمینَ» (انبیاء، ۹۱)
«فَجَعَلْناهُمْ سَلَفاً وَمَثَلاً لِلْآخِرینَ» (زخرف، ۵۶)

در تمام این موارد، فعل «جعل» به کار رفته است، در حالی که «تَرَکْنا» معنای رها کردن و واگذاشتن را می‌رساند؛ مانند:

«وَاتْرُکِ الْبَحْرَ رَهْوًا» (دخان، ۲۴)
«وَتَرَکْنا یُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا» (یوسف، ۱۷)
«وَتَرَکُوکَ قَائِمًا» (جمعه، ۱۱)

همچنین، حرف «علیه» در «تَرَکْنا عَلَیْهِ» نیز قابل تأمل است. اگر منظور، باقی‌گذاشتنِ نام نیک برای او بود، باید از حرف «لام» استفاده می‌شد؛ مانند «تَرَکْنا لَهُ».
اما «تَرَکْنا عَلَیْهِ» یعنی «تعهد و بارِ این امر را بر دوش او و نسلش نهادیم»؛ بارِ سنگینی که تا روز قیامت بر دوشِ ذریهٔ اسماعیل باقی خواهد ماند.

پس، «ذبح عظیم» یک قوچِ زمینی نبود؛ بلکه قربانی‌ای بود که در آینده، از نسلِ اسماعیل (ع) تقدیم می‌شد؛ قربانی‌ای که عظمت آن، آسمان و زمین را به شگفتی وا داشت.

و آن ذبح عظیم، کیست جز حسین بن علی (ع)؟

تمام امامان ما، همه در راه دین خدا به شهادت رسیدند و مظلومانه جان باختند.
اما تنها امامی که در حالی که زنده بود، سر از تنش جدا شد، حسین (ع) است.
حتی تمام شهدای کربلا که سرهایشان بر نیزه رفت، پس از شهادت، سر از بدنشان جدا شد.
اما حسین (ع) تنها کسی بود که در حالی که هنوز جان داشت، تیغِ ظلم بر گلویش نشست و سرش از پیکرش جدا شد.

«ذبح» به کسی گفته می‌شود که در حالِ زنده بودن، سرش از تن جدا شود، آن هم با کارد یا خنجر.
و این، دقیقاً همان چیزی است که در کربلا بر حسین (ع) گذشت.
پس اوست که ذبح عظیمِ الهی است؛
ذبحی که نه در یک سرزمین، که در افقِ تاریخ و باورِ مردمان، بی‌نظیر و جاودان ماند.


📚 اقتباس از کتاب «از عاشورا تا اربعین» استاد عبدالله مستحسن
با اضافاتی از اینجانب
سید احمد محدث حسینی
🖋️ @Samh4 🌹🌹🌹
4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خاطره زیبای قرآنی از قاری ممتاز کشور حاج حسین مسگری
@Samh4🌹🌹🌹
4
قافله‌سالار شهیدان این زمان؛ آیت‌الله خامنه‌ای

او، قائدِ شهیدانِ زنده‌ی تاریخ است؛
نه با نیزه، که با قلم،
نه در میدان، که در دل‌ها،
و نه با فریاد، که با تدبیر،
مسیرِ این امّت را تا افقِ ظهور هموار کرده است.

این روزگار، روزگارِ غربتِ عاشقان و سنگینیِ کلامِ حق است،
اما او، در میان طوفانِ فتنه‌ها،
چون کوهی استوار،
قافله‌سالاری است که یادِ شهیدان را زنده نگه داشته
و خونِ آنان را چراغِ راهِ این نسل کرده است.

آیت‌الله خامنه‌ای،
همان که با هر کلمه،
دلِ یاران را به شهادت پیوند می‌زند،
و با هر اشاره،
راهی به سوی آزادگی می‌گشاید.

او، قائدِ شهیدانِ این زمان است؛
نه به آن معنا که شهید شده،
که به آن معنا که راهِ شهیدان را بی‌وقفه ادامه داده
و با هر نفس،
وفاداریِ خود را به آرمان‌های آنان،
تاریخ ثبت کرده است.
سید احمد محدث حسینی
@Samh4🌹
5
بسم الله الرحمن الرحیم

*«یالثارات الحسین»؛ از شور تا تدبیر*


قیام توابین که با شعار «یالثارات الحسین» شکل گرفت، اگرچه از انگیزه‌ای مقدس و پشیمانی عمیق سرچشمه می‌گرفت، اما به دلیل چند عامل اساسی با شکست مواجه شد؛ نخست آنکه این قیام بیشتر بر پایه احساسات و شور و شوقِ صرف شکل گرفته بود و از برنامه‌ریزی نظامی و استراتژی مدون بی‌بهره بود، دوم آنکه رهبران آن، به‌ویژه سلیمان بن صرد خزاعی، اگرچه مردی پرهیزگار و مورد احترام بود، اما از توانایی‌های یک فرمانده جنگی در حد نبرد با سپاه منظم اموی برخوردار نبود و سوم آنکه توابین در میدان نبرد با سپاهی چند برابر و مجهز به فرماندهی عبیدالله بن زیاد روبه‌رو شدند و با وجود شجاعت‌های بی‌نظیر، در نبرد نابرابر عین‌الورده، بیشتر آنان به شهادت رسیدند و بازماندگان نیز با شکست به کوفه بازگشتند. در مقابل، مختار ثقفی با کیاست و تدبیری هوشمندانه توانست قاتلین امام حسین (ع) را به سزای اعمالشان برساند؛ او نخست دست بیعت با عبدالله بن زبیر داد تا بتواند با پوشش سیاسی، فرصت کافی برای برنامه‌ریزی دقیق و سازماندهی نیروهایش به دست آورد، سپس با بهره‌گیری از نیروهای مخلص و کارآمد، و همچنین با استفاده از شعارهای شیعی و احساسات خون‌خواهی، اما در چارچوب یک استراتژی منظم، توانست انتقام خون شهیدان کربلا را بگیرد.
در تاریخ ایران نیز نمونه‌های مشابهی از پیروزی با تدبیر دیده می‌شود؛ زمانی که ایران به تنهایی توان مقابله با پرتغالی‌ها را نداشت، امامقلی خان به‌عنوان یک استراتژیست ماهر، با انگلستان متحد شد و بر اساس این هماهنگی، انگلیسی‌ها با توپخانه و ایرانی‌ها با نیروی زمینی حمله کردند و توانستند پرتغالی‌ها را شکست دهند. همچنین در نبرد با تکفیری‌های سوریه، سردار دل ها سلیمانی از همین الگو استفاده کرد و هماهنگی میان نیروهای هوایی روسیه و نیروهای زمینی تحت فرماندهی او، موجب شد تا تکفیری‌ها محاصره و منهدم شوند. این رویدادهای تاریخی نشان می‌دهد که در هر نبردی، اعم از نظامی، سیاسی یا اجتماعی، نباید احساسات را جایگزین تدبیر کرد و پیروزی پایدار در گرو داشتن استراتژی روشن، تحلیل دقیق از میدان نبرد و بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود است؛ همان‌گونه که مختار با صبر و برنامه‌ریزی به هدف خود رسید، *ما نیز باید بیاموزیم که برای تحقق اهداف بزرگ، خردورزی و برنامه‌ریزی را در کنار تعهد و انگیزه قرار دهیم.*

سید احمد محدث حسینی 🌹🌹🌹

#یالثارات_الحسین
#قیام_توابین
#مختار_ثقفی
#تدبیر_و_استراتژی
#امامقلی_خان
#سردار_سلیمانی
#خونخواهی
#عبرت_تاریخ
#از_شور_تا_تدبیر
4
بسم‌الله الرحمن الرحیم 🌹🌹🌹

امروز، ۲۴ تیرماه ۱۴۰۵، در ادامه‌ی پروژه‌ی تحقیقاتی، به شهرستان قوچان رفتیم و خود را به مناطق کوهستانیِ کوه‌محمدبیگ رساندیم تا از نزدیک با عشایر آن منطقه دیدار کنیم. چه مناطق بکر و زیبایی! تماشای این طبیعتِ دست‌نخورده و حضور در میان مردمانی بی‌ادعا که با وجود تمام سختی‌ها، همچنان به تولید و زندگی ادامه می‌دهند، روحیه‌ای دوباره به انسان می‌بخشد و امید را در دلها زنده می‌کند.

در این بازدید، با نسل جوان‌تر عشایر گفت‌وگوهایی داشتیم. جالب بود که متوجه شدیم اکثر آن‌ها و حتی فرزندانشان در اینستاگرام حضور فعالی دارند و بخشی از زمان خود را در این فضا سپری می‌کنند. این موضوع، نشان‌دهنده‌ی سرعت شگفت‌انگیز تحولات اجتماعی در ایران امروز است.

البته باید پذیرفت که بخش عمده‌ای از وقت‌گذرانی در اینستاگرام، مانند بسیاری از فضاهای مجازی دیگر، صرفاً به سرگرمی و اتلاف وقت می‌گذرد، اما این به آن معنا نیست که نمی‌توان این فضا را هدایت کرد و به مسیری سازنده سوق داد. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، واقعیت این است که بخش بزرگی از مردم ایران از پلتفرم‌های خارجی استفاده می‌کنند. به‌جای اصرار بر بستن این مسیر، بهتر است این تهدید را به فرصتی برای آموزش، آگاهی‌بخشی و ارتباط مؤثر تبدیل کنیم.

امروزه می‌توان بسیاری از آموزش‌های مورد نیاز عشایر — از مهارت‌های دامداری و کشاورزی گرفته تا آشنایی با فناوری‌های نوین — را از طریق همین پلتفرم‌هایی که برای نسل جدید جذاب و مأنوس است، ارائه داد. اما متأسفانه هرگاه پیشنهاد استفاده از این ظرفیت مطرح می‌شود، پاسخِ سریعِ «ممنوع است» را می‌شنویم و چه راحت این فضای عظیم را در اختیار دیگران می‌گذاریم.

به نظر اینجانب، همان‌گونه که دولت محترم در مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، از اینفلوئنسرهای خارجی دعوت کرد تا این رویداد بزرگ را پوشش دهند — و آنها نیز بسیار عالی و کوبنده عمل کردند — نباید این فضا را رها کنیم و همه را مجبور کنیم که صرفاً از پلتفرم‌های داخلی استفاده کنند. هرچند حمایت از سکوهای داخلی ضروری است، اما انکار واقعیتِ حضور گسترده‌ی مردم در شبکه‌های خارجی، راهکاری هوشمندانه نیست.

البته به‌نظر می‌رسد با وجود ممنوعیت‌های رسمی، راه‌هایی وجود دارد که نهادهای دولتی و خصوصی نیز بتوانند در این فضاها فعالیت مفید و هدفمندی داشته باشند؛ بدون آنکه از چارچوب‌های قانونی خارج شوند. مهم آن است که به‌جای برخوردهای سلبی، نگاهی ایجابی و هوشمندانه به این پدیده داشته باشیم و از ظرفیت‌های بی‌نظیر آن برای ارتقای آگاهی، آموزش و فرهنگ عمومی استفاده کنیم.

🖋️ سید احمد محدث حسینی
🌿 @Samh4


#اینستاگرام
#فضای_مجازی
#آموزش_مجازی
#عشایر_ایران
#قوچان
#تحولات_اجتماعی
9
بسم‌الله الرحمن الرحیم

روز ششم مردادماه، به‌منظور ادامه‌ی طرح پژوهشی با عنوان «بررسی اثرات اقتصادی و اجتماعی استفاده از کنستانتره‌ی دانش‌بنیان بر تولیدات دامی عشایر خراسان رضوی»، راهی ارتفاعات الله‌اکبر در شهرستان درگز شدیم.

پس از گذر از روستای کبکان (جایی که یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های آمریکا پیش از انقلاب اسلامی در آن قرار داشت و هنوز هم امکاناتی مانند باند فرودگاه، انسان را به یاد آن روزگار و حضور نظامی آمریکا در منطقه می‌اندازد)، به روستاهای سرسبز و تماشایی دربندی و گرنی رسیدیم. باغ‌های انبوه از سیب و گردو در این مناطق، چنان طراوت و زیبایی داشتند که باورکردنی نبود چنین بهشتی در دل خراسان نهفته باشد. در روستای گرنی، آبشار بزرگی نیز وجود دارد که متأسفانه به دلیل محدودیت زمان، موفق به بازدید از آن نشدیم.

ادامه‌ی مسیر، ما را به مناطق جنگلی ارس رساند. این جنگل‌های باشکوه با درختان دیررشدِ ارس، زمانی بسیار گسترده‌تر از امروز بودند و متأسفانه اکنون تنها بخشی از آنها برجای مانده است. با این حال، عشایر منطقه معتقد بودند که در سال‌های اخیر، مدیریت بهتری بر این عرصه‌ها صورت گرفته و نشانه‌هایی از احیای دوباره‌ی این درختان مشاهده می‌شود.

سپس به مناطق کوهستانی الله‌اکبر و هزارمسجد وارد شدیم؛ جاده‌هایی خاکی، پرپیچ‌وخم و بسیار دشوار. متأسفانه این جاده‌ها در وضعیت کنونی، خود به عاملی برای آلودگی زیست‌محیطی تبدیل شده‌اند. سطح جاده پوشیده از خاک‌های نرم و رسی است و با وزش باد یا تردد خودرو، گرد و غباری غلیظ بلند می‌شود که دید را تا چند قدمی سلب می‌کند. بی‌گمان، این معضل نیازمند توجه جدی و برنامه‌ریزی برای ساماندهی جاده‌های دسترسی به این مناطق است.

نهار، مهمان سفره‌ی گرم مادری از تبار عشایر بودیم که با محبت، غذای سنتی و اصیل «فطیر مسکه» را برایمان آماده کرد. این غذا که ریشه در فرهنگ دیرینه‌ی عشایر شمال خراسان رضوی دارد، به این ترتیب تهیه می‌شود: نانی از آرد گندم و افزودنی‌های محلی پخته شده، سپس در کره‌ی آب‌شده‌ی گوسفندی غوطه‌ور می‌شود تا عطر و طعمی بی‌نظیر بیابد.

نکته‌ی جالب‌توجه اینکه این غذای محبوب و کهن، امروزه کمتر مورد استقبال نسل جوان و فرزندان عشایر قرار می‌گیرد؛ نشانه‌ای گویا از سرعت شگرف تحولات اجتماعی در سراسر ایران معاصر.

در همین حال، جوانان عشایری این مناطق به‌خوبی از بستر اینستاگرام برای ارتباط با جهان بیرون استفاده می‌کنند و گاه محصولات خاص و بومی خود را از همین مسیر به فروش می‌رسانند؛ نشان‌دهنده‌ی پیوندی تازه میان سنت و مدرنیته در دل کوچ‌نشینی.

سید احمد محدث حسینی

#طرح_پژوهشی
#کنستانتره_دانش_بنیان
#عشایر_خراسان
#توسعه_روستایی
#اقتصاد_کشاورزی
#درگز
#طبیعت_خراسان
#جنگل_ارس
#فطیر_مسکه
#غذاهای_سنتی
#تحولات_اجتماعی
#سنت_و_مدرنیته
#عشایر_و_اینستاگرام
#تولیدات_بومی
#ایران_زیبا
3👌2
6
1👌1
سلام به همه عزیزان و بزرگواران ...🌹🌹
توفیق زیارت اربعین قسمت و روزی ما شد .خدا نگهدار و التماس دعا
🙏61
بسم‌الله الرحمن الرحیم

اکنون که در مسیر پیاده‌روی اربعین حسینی قرار دارم، دلم می‌خواهد روایت‌گری این سفر آسمانی را انجام دهم؛ اما چه کنم که در دل این مسیر بودن، روایت کردن را برایم سخت‌تر از همیشه کرده است. گویی هرچه به قلب این حماسه نزدیک‌تر می‌شوی، زبان از وصف آن کوتاه‌تر می‌گردد و واژه‌ها در برابر عظمت این راه، ناچیز و ناتوان می‌شوند.

در مورد اربعین بسیار نوشته‌ام و بسیار بحث کرده‌ام، اما قلم و زبانم را قاصر از آن می‌یابم که حق مطلب را ادا کنند یا دلی را قانع سازند. از همین رو، پیش‌تر عزم کرده بودم که دیگر در این باره قلم نزنم؛ تا اینکه نکته‌ای به ذهنم رسید که مرا به تأمل دوباره واداشت.

بیشتر کسانی که با اربعین مخالفت می‌کنند، افرادی هستند که هرگز در این مسیر گام نزده‌اند و از نزدیک، حال و هوای آن را لمس نکرده‌اند. آنان که مخالف زیارت امام حسین‌(ع) هستند را به خدایشان وا می‌گذارم، اما خطابم به آن دسته از دوستداران واقعی آن حضرت است که مبادا – خدای نکرده – مخالفت با برخی مسائل سیاسی، آن‌چنان بر دلشان سنگینی کند که از محبت امام حسین‌(ع) فاصله بگیرند. چه مصیبتی بزرگ‌تر از این که انسان، امام خود را به پای سیاست‌ها و موضع‌گیری‌های روزمره قربانی کند؟!

مسیر اربعین، راهی است که در آن عشق، حرف اول را می‌زند؛ نه قوم‌گرایی، نه جناح‌بازی و نه کدورت‌های سیاسی. این مسیر، مدرسه‌ای است که در آن عشق به حسین‌(ع)، تمام مرزهای ساختگی را کنار می‌زند و انسان‌ها را در زیر یک پرچم، گرد هم می‌آورد. اما نباید گذاشت که اختلاف‌های فرعی، ما را از اصلِ این حرکت عظیم غافل کند؛ چرا که اربعین، فراتر از هر سیاستی، حماسه‌ای برای انسانیت و عدالت است.

و چه زیبا است که در این مسیر، در کنار زائران حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع)، دل‌ها یکی می‌شود و زبان‌ها جز به دعا و ثنا گشوده نمی‌گردد. اینجا، فرقی میان عرب و عجم، سیاه و سفید، فقیر و غنی نیست؛ همه بندگان عاشق حسینی هستند که در هوای محبت او، نفس می‌کشند و برای دیدار قربانگاه عشق، قدم برمی‌دارند.

ای کاش آنان که در تردید و فاصله گرفتارند، لحظه‌ای در این مسیر گام بردارند تا ببینند که چگونه عشق حسین(ع)، تمامی کدورت‌ها را از دل‌ها می‌زداید و انسان را به خویشتن حقیقی‌اش بازمی‌گرداند.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

سید احمد محدث حسینی
نهم مرداد ۱۴۰۵
عمود ۱۱۰
👌63
سلام چون وقت کمتری دارم بیشتر مطالب از راهپیمایی اربعین را استوری میکنم در بله و واتساپ
4
بسم الله الرحمن الرحیم🌹
سفر اربعین من هم به پایان رسید؛
پایانی که آغازِ بودن با حسین(ع) بود.

همانطور که فیلسوفی در مسیر گفت:
«این سفر، تجربه‌ای است که باید آن را زیست؛ نه فقط روایت کرد. امیدوارم هر کسی که دل در جستجوی معنا دارد، روزی این تجربه را به شیوه‌ی خودش لمس کند.»

اربعین مدرسه‌ای است که هرکس درسی از آن می‌گیرد؛
یکی عشق، یکی صبر، یکی بندگی.

خاطراتش را – اگر توفیق باشد – می‌نویسم تا نور این مسیر در دلم زنده بماند.

یا حسین(ع) 🕊️

#اربعین #حب_حسین #بازگشت
3👏1
بسم الله الرحمن الرحیم 🌹🌹🌹

گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است
دیدم شروع محشر کبرای دیگر است
پایان عمر سید و مولای کائنات
آغاز دور غربت زهرا و حیدر است

سالگرد جانسوز رحلت نبی مکرم اسلام، حضرت محمد مصطفی(ص) و شهادت مظلومانه سبط اکبر، کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی(ع)، بر تمامی شیعیان و آزادگان جهان تسلیت و تعزیت باد.

چه غم‌انگیز است وداع با پیامبری که مهر و رحمت او، تمام هستی را در بر داشت؛ و چه جانکاه است سوگِ سبط رسولی که غربت او در خانه‌اش، روایتگر ظلمی دیرینه بر خاندان وحی است.

ای کاش دل‌ها در این ایام، بیش از پیش، بر آتش محبت محمد و آل محمد بسوزند و زبان‌ها در ثنایشان، بیتابانه بگویند:
«اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»

التماس دعا
سید احمد محدث حسینی 🌹🌹🌹
@Samh4
4
بسم‌الله الرحمن الرحیم

آنچه از روایات معصومین (علیهم‌السلام) به ما رسیده، این است که پیامبر اکرم (ص) تعبیر «بِضْعَتِی» (پاره‌ی تن من) را برای دو تن از عزیزترین نزدیکان خود به کار برده‌اند:
نخست، صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) در آن عبارت مشهور و ماندگار که فرمودند: «فاطمه بضعة منی، فمن آذاها فقد آذانی...»
و دیگری، حضرت امام رضا (علیه‌السلام) در آن حدیث نورانی که خبر از دفن پاره‌ای از تن خود در سرزمین طوس دادند و فرمودند: «سَتُدْفَنُ بِضْعَةٌ مِنِّی بِأَرْضِ خُرَاسَانَ...»

در ایام پرفیض اربعین، هرگاه از شهر و دیارم پرسیده می‌شد و پاسخ «مشهد» بود، زائرانی از هر نقطه‌ی جهان، با دلی سرشار از ارادت، سلام می‌دادند:
«السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَلِیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضَا»
و التماس دعا داشتند که وقتی به مشهد بازگشتی، ما را نیز از برکت دعایت بی‌نصیب مگذار.

من معمولاً از امام رضا (ع) با تعبیر «مهربان‌ترین امام» یاد می‌کنم؛ چراکه لقب شریف «رئوف» به راستی گویای صفت بی‌نظیر رأفت و مهربانی ایشان است. مهربانی‌ای که نه فقط در کلام، که در کرامات بی‌شمارش بر دل‌های شیفتگان، جاودانه نقش بسته است.

تجربه‌ی شخصی من، گواهی صادق بر این مدعاست که در طول زندگی، پناهگاه من، امام رئوف (ع) بوده است؛ و تقریباً هرچه از آن حضرت خواسته‌ام – آنگاه که به نفع بلندمدت من بوده – با عنایت الهی و کرامت ایشان، به اجابت رسیده است. این کرامات، نه از رویِ تصادف، که از رویِ عنایتِ پدری مهربان است که هیچ‌گاه دلِ امیدوار را خالی نمی‌گذارد.

اینجانب، شهادت مظلومانه‌ی هشتمین اختر تابناک ولایت، حضرت امام رضا (علیه‌السلام) را به همه‌ی شیعیان، ارادتمندان و آزادگان جهان، تسلیت عرض می‌کنم و از درگاه خداوند متعال، توفیق زیارتِ با معرفت و شفاعتِ آن حضرت را برای همگان مسئلت می‌نمایم. باشد که روح بلند ایشان، دست‌گیر ما در دنیا و آخرت باشد و ما را از برکتِ محبت‌شان، نصیبی وافر کرامت فرماید.

و در پایان، دلم می‌خواهد ابراز کنم که چه آرزو می‌کنم آنچه در این روزهای سوگواری رحلت پیامبر اکرم (ص) و ماجراهای تلخ پس از آن، درباره‌ی آزار حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) نقل می‌شود، هیچ‌گاه حقیقت نداشته باشد. چرا که اگر چنین باشد، کارنامه‌ی مسلمانان در مواجهه با پاره‌تن پیامبر رحمت، چندان درخشان نخواهد بود. اما تاریخ، گویای رخدادهایی است که دل را می‌آزارد و ما را به تأمل در وفاداری و محبت می‌خواند.

التماس دعا
سید احمد محدث حسینی 🌹
3🙏1