«صد نوشتار»
232 subscribers
70 photos
84 videos
1 file
104 links
● درباره‌ی چیزهایی که در زندگی با آنها روبه‌رو می‌شویم.

● این کانال شخصی است و گاه به گاه به‌روزرسانی‌اش می‌کنم.
Download Telegram
تقلب در انتخابات، اعتراضات گسترده، سرکوب مردم، سکوت دولت اوباما، فرصت از دست رفته آزادیخواهان برای براندازی
(بخش۲)

○ کاسپاروف می‌نویسد:
چنان که پیشتر نیز در سایر کشورها مشاهده شده بود گروه‌ها قادر بودند اعتراضات عمومی را به سرعت در فضای آنلاین ترتیب دهند. البته این بدان معنا نبود که خطر دستگیری یا ضرب و شتم تهدیدتان نمی‌کرد.
موج جدید سرکوب‌ها فقط به خیابان‌ها ختم نشد؛ رژیم شورای هماهنگی جنبش اپوزیسیون را هدف قرار داد و به خانه، دفتر کار و حتی منزل خانواده‌هایشان یورش برد. حتی قوانین جدید ضد اعتراضی به تصویب رسید.
انتخابات ۴ مارس ۲۰۱۲، فریبکارانه‌‌ترین انتخابات در تاریخ روسیه از سوی رسانه‌های تحت کنترل دولت «عادلانه و پاک» لقب گرفت. تظاهرات مسالمت آمیز غیرنظامیان «فتنه‌انگیزی تندروها» لقب گرفت و اقدامات بی‌رحمانه پلیس ضدشورش در سرکوب معترضان چیزی جز تلاش برای برقراری نظم تعبیر نشد. فریاد دادخواهی و اعتراضات گسترده به تقلب در انتخابات پارلمانی ۴ دسامبر ۲۰۱۱ با فسادی حتی وسیع‌تر و انتصاب مجدد و از پیش تعیین شده سرهنگ کاگ‌ب پاسخ داده شد که آشکارا درصدد بود تا پایان عمرش دیکتاتور بماند.
@SadNeveshtar
تقلب در انتخابات، اعتراضات گسترده، سرکوب مردم، سکوت دولت اوباما، فرصت از دست رفته آزادیخواهان برای براندازی
(بخش۳)

○ مردم روسیه در آن چندماه اعتراض میان «امید به احیای دموکراسی در چارچوب رژیم کنونی‌شان» و «ناامیدی از رژیم و قصد براندازی» در نوسان بودند. در نهایت به دلیل فقدان عزم مردم و اپوزیسیون در یک هدف مشخص، سرکوب دولت، خستگی مردم و عدم حمایت دولت اوباما نه به براندازی و نه به انتخابات مجدد منجر نشد.

○ کاسپاروف می‌نویسد:
سخنرانی تظاهرات گسترده ۲۴ دسامبر:«به چشم می‌بینم که نیروهای مردمی به قدری هستند که بتوانیم کرملین را به تصرف درآوریم. ما نیرویی صلح طلبیم و اکنون دست به این کار نمیزنیم اما اگر این شیادها و کلاه‌بردارها بخواهند همچنان به ما خیانت کنند و اگر به دروغگویی و غارت ما ادامه دهند با دستان خود آنچه متعلق به خودمان است می‌ستانیم». چه اتفاقی می‌افتاد اگر آن شب به سمت کرملین و دوما یورش میبردیم؟ اگر در میدان سرخ اردوگاهی با صد هزار نیروی قوی و آماده برپا میکردیم؟ آیا مردم دنباله رو ما می‌شدند؟ آیا هزاران پلیس به سمت ما شلیک میکردند؟ به آزادی می‌رسیدیم یا مرگ را در آغوش می‌کشیدیم؟»
@SadNeveshtar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توهم روی کار آمدن «میانه‌روها»

○ پوتین پس از دو دوره ریاست خود، معاونش مدودف را به‌که شخصی جوان و لیبرال‌نما بود به‌عنوان جانشین معرفی کرد تا بتواند غرب را فریب داده و بعد از یک دوره قدرت را از او تحویل بگیرد و محدودیت دودوره‌ای ریاست جمهوری در قانون اساسی را تغییر دهد. پوتین به اهدافش رسید.

○ کاسپاروف می‌نویسد:
پرونده بعدی عملیات مدودف بود. من آن را موفقترین عملیات پوتین لقب دادم. این تدبیر که برگرفته از حربه قدیمی شوروی بود به غرب این‌طور القا می‌کرد که فرصتی برای روی کار آمدن میانه‌روها یا شکافی احتمالی در سلسله مراتب پیش آمده است. همه به تقلا می‌افتادند تا بفهمند چه اتفاقی در کرملین در حال رقم خوردن است و اینگونه وقت و انرژی خود را صرف این موضوع می‌کردند. خبر بازگشت پیش‌بینی‌پذیر پوتین به صندلی ریاست‌جمهوری در سال ۲۰۱۲ به وضوح نشان داد که مدودف چیزی نیست جز همان حقه‌ای که اکثرمان می‌دانستیم و هرگز چیزی جز سایه پوتین نبوده است؛ اما ایالات متحده زمان قابل توجهی را صرف تقویت جناح خیالی مدودف کرد و علی رغم تمام شواهد رؤیای اختلاف میان مدودف و پوتین و اصلاحات لیبرال را در سر می‌پروراند.
@SadNeveshtar
کشتن معترضان، ربودن معترضان زخمی از بیمارستان، جاسوس و مسلح نامیدن معترضان

○ کاسپاروف می‌نویسد:
پس از تصویب قوانین جدید ضد اعتراضات در ۱۶ ژانویه خشونت‌های بیشتری رقم خورد و چندین کشته به جای ماند. چندین تن از فعالان که برای مداوا راهی بیمارستان شده بودند ربوده شده و بعدتر جسد یکی از آنها پیدا شد. یانوکویچ برای ساکت کردن معترضان تلاش کرد رهبران اپوزیسیون را به دولتش فرابخواند از این رو مناصبی به آرسنی یاتسنیوک و کلیچکو پیشنهاد شد ولی این پیشنهادها رد شدند. در خلال اعتراضات یورومیدان مقامات روس به طور فزایندهای اتهاماتی خنده‌دار درباره نقش عوامل خارجی در اعتراضات مطرح می‌کردند. علی رغم فقدان مدرکی مستدل کرملین بارها شهروندان اوکراینی را متهم به آموزش و تسلیح از سوی آمریکا برای اجرای کودتا کرد. این اتفاق یادآور رفتار اتحاد جماهیر شوروی با مخالفان بود: اگر مخالف آنها بودید یا جاسوس لقب میگرفتید یا دیوانه. کرملین تاب این را نداشت که بپذیرد اوکراینی‌ها، نزدیکترین مردم به روسها، برای آزادیشان می‌جنگند.

@SadNeveshtar
کشتارِ مردمِ محاصره شده

○ سال ۲۰۰۴ در اوستای شمالی ۱۱۰۰ نفر توسط تروریست‌ها در یک سالن ورزش جمع شده و به گروگان گرفته شدند. در سومین روز، ارتش روسیه با شعله‌افکن به سالن ورزشی حمله کرد و بسیاری از مردم را در اثر ریزش آوار به قتل رساند. انفجار گردن تروریست‌ها انداخته شد و لودرها فورا محل حادثه را صاف کردند تا نتوان صحنه انفجار را بازسازی کرده و به نقش ارتش پی برد. گزارش‌ها در نهایت نقش ارتش را تایید کردند.

○ کاسپاروف می‌نویسد:
پیش از هرچیز از آرامگاه شهر دیدن کردم (یا آرامگاه جدید شهر به قول مردمی که آنجا زندگی می‌کردند) ده ماه بعد از حمله تروریستی هنوز ساخت و ساز در آنجا جریان داشت. قدمی در آرامگاه زدم و روی هر قبر گلی گذاشتم. با گذر از میان آن همه قبر از وحشتی که مردم متحمل شده و بازماندگانی که هر روز با آن زندگی می.کردند شوکه شده بودم. ردیف به ردیف قبرهایی را تصور کنید که تاریخ فوتشان یکی است: ۳ سپتامبر ۲۰۰۴، ۳ سپتامبر ۲۰۰۴، ۳ سپتامبر ۲۰۰۴ همین طور و همین طور تا بیش از ۳۳۰ قبر ردیف به ردیف قبرهایی که تاریخ تولدشان دهه نود و برخی حتی در دهه نخست هزاره جدید دردناک ترین روز زندگی‌ام بود.
@SadNeveshtar
حمله به اپوزیسیون با سس قرمز!

○ خبرنگارِ همراه کاسپاروف می‌نویسد:
ناگهان صدای ترکیدن چیزی به گوش رسید. بسیار شبیه به شلیک گلوله. زنی فریاد زد:«گری! گری!» جمعیت از هم گسیخت. در حالی که مردم با فشار همدیگر را به سمت در خروجی ایوان هل می‌دادند محافظان کاسپارف سخت در تلاش بودند تا از گری صیانت کنند. مرد جوانی جلوی ساختمان ایستاده بود که معلوم شد بطری سس کچاپی در دست دارد. به شدت آن را تکان داد، کاسپارف را نشانه گرفت و قوطی سس را فشار داد. سر، سینه و شانه راست کت آبی رنگ کاسپارف مملو شده بود از مایعی قرمز رنگ و چسبناک.

@SadNeveshtar
اپوزیسیون

○ کاسپاروف می‌نویسد:
جبهه اپوزیسیون شرایط نابسامانی داشت، اما وجه مشترک همه ما این بود که میدانستیم دموکراسی تنها راه نجاتمان است. سال ۲۰۰۶ که فرارسید لیبرالها، فعالان حقوق بشر و حتی کمونیست ها همه توافق نظر داشتند که فرصت انتخاباتی آزاد برای مردم روسیه فراهم شود. اهمیتی نداشت که بعد از آن ممکن بود در دو جبهه مخالف قرار گیریم. آنچه در وهله نخست مهم بود نجات دموکراسی‌مان بود.
این ترکیب رنگارنگ گروههای اپوزیسیون چند اثر جانبی مثبت هم به دنبال داشت. چپگراها اکنون که از صحنه سیاست به دور مانده بودند به اهمیت لیبرال دموکراسی و آزادی سیاسی پی بردند لیبرال ها نیز که در روسیه به افرادی چون من اطلاق میشود که طرفدار بازار آزاد و جامعه باز و غرب‌گرا هستند به این ادراک رسیدند که طرحهای ثبات اقتصادی و اجتماعی که از سوی جناح چپ تبلیغ میشد ضروری است. اتحاد نه تنها اپوزیسیون را در برابر دولت پوتین منسجم تر ساخت که اهداف خاص گروه هایمان را هم روشن کرد و به پیش برد. این بدان معنا نیست که همه ما خانواده ای بزرگ و شاد بودیم اما حداقل در کنار هم بودیم.
@SadNeveshtar
«صد نوشتار»
استالین در سال ۱۹۳۹ پیش از مذاکرات حساس با آلمان نازی وزیر امور خارجه خود، لیتوینوف، را برکنار کرد چون یهودی بود و برای بستن پیمان با نازی‌های یهودستیز مناسب نبود! حال این برکناری چگونه بود؟ تانک‌ها وزارت خارجه را محاصره کردند و استالین گفت: کنیسه را تخلیه کنید! (کنایه یهودستیزانه استالین به نقش پررنگ یهودیان در وزارت خارجه شوروی).
یهودستیزی در شوروی

○ احساس یهودستیزی همیشه در روح ملت روس بوده است. در سال‌های جنگ جهانی مجبور به سکوت بود، سپس دوباره خود را نشان داد. در ۱۹۴۸ بنیانگذار تئاتر مسکو و رئیس کمیته‌ی یهودیان ضدفاشیست، سولومون میخوئلز، در مینسک به قتل رسید. موسسه انتشاراتی یهودیان بسته شد. بازداشت‌ها و ناپدیدشدن‌های یهودیان شروع شد. پژوهش‌های گسترده ایلیا ارنبورگ و واسیلی گروسمن در مورد جنایات نازی‌ها در قبال یهودیان اجازه انتشار نیافت. روزنامه‌نگاران، کارمندان، دپیلمات‌ها و استادان دانشگاه اخراج شدند. روزنامه‌ها و رادیو بر علیه جهان‌وطنی‌های بی‌وطن (یهودیان) تبلیغات گسترده کردند. نوبت به پزشکان رسیده بود که استالین مرد. خیرگزاری تاس که خودش گفته بود پزشکان [یهودی] توطئه کردند، چند هفته پس از مرگ استالین نوشت پزشکان به اشتباه مورد سوءظن قرار گرفته بوده‌اند!

📖 سرمای طولانی، رویبرگ ۲۵۱-۲۴۹
@SadNeveshtar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گنجشکک اشی مشی

گنجشگک اشی مشی!
لب بوم ما مشین!
بارون میاد؛ خیس میشی؛
برف میاد؛ گوله میشی؛
میفتی تو حوض نقاشی.
کی می‌گیره؟ فراش باشی؛
کی می‌کشه؟ قصاب باشی؛
کی می‌پزه؟ آشپزباشی؛
کی می‌خوره؟ حاکم باشی.

@SadNeveshtar
FlightRadar 🇷🇺🇧🇾🇺🇦🇬🇪🇮🇸
جدید: بر اساس فرمان جدید پوتین، روسیه شرکت‌های خصوصی‌ای را که نتوانند از خود در برابر حملات پهپادی اوکراین دفاع کنند، مصادره خواهد کرد.
دولت برای مردم یا مردم برای دولت؟

عقل سلیم می‌گوید وظیفه حفظ امنیت جان و مال شهروندان یک کشور وظیفه دولت است، وظیفه اصلی و اساسی و ریشه‌ی تشکیل دولت همین است. در کشورهایی که عقل سلیم حاکم است در صورت ناامنی دولت توسط مردم مجازات می‌شود؛ اما در کشورهایی که حقیقت سرنگون می‌شود و اراذل حکومت را به‌دست می‌گیرند مردم کشور هستند که باید امنیت را حفظ کنند (صف خود را از "اغتشاشگران" جدا کنند و با بصیرت خود گاه با حضور در خیابان گاه با عدم حضور در خیابان نقشه‌های دشمن را نقش بر آب کنند، برای تاسیسات خود پدافند تدارک ببینند و...) و اگر چنین نکنند این دولت است که مردم را برای ناامنی مجازات می‌کند.

@SadNeveshtar
هزینه سنگین خانواده‌گرایی
مطلبی است که در گروهی دوستانه نوشتم و با همان لحن در اینجا قرار می‌دهم.

○ نقطه‌ای که درونش هستیم تاوان خانواده‌گرایی هست. تاوان این رویکرد که: آسه بریم آسه بیاییم که خانواده خودمون چیزیش نشه‌، بقیه مهم نیستن.

○ برای مردم ما مهم نبود جمهوری اسلامی داره در سوریه چه می‌کنه، حتی براشون مهم نبود در بلوچستان چه می‌کنه، حتی براشون مهم نبود در کردستان چه اتفاقی داره میفته.
هیچ چیزی در عملکرد جمهوری اسلامی تکراری نبود؛ در سوریه قتل عام می‌کردن، در بلوچستان همیشه صف سوخت و بیکاری بیداد می‌کرد و مردم رو رندوم می‌کشتن، در کردستان همون اول انقلاب به مجروح‌ها و اسرا تیر خلاص می‌زدن.
اما بخش بزرگی از مردم برای این اقدامات در سوریه و بلوچستان و کردستان کف می‌زدن و بخش بزرگتری بهشون اهمیت نمی‌دادن. زمانی که جمهوری اسلامی همون بلاها رو سر خودشون آورد دیگه دیر شده بود؛ جمهوری اسلامی دیگه بزرگ شده بود.

○ اگه مردم ایران فقط به فکر خانواده خودشون نبودن، اگه به ملت خودشون فکر می‌کردن و در نمای بزرگتر به ملت سوریه فکر می‌کردن، اگه اقدام می‌کردن و در همون نطفه جمهوری اسلامی رو خفه می‌کردن سرنگونی نظام هزینه کمتری داشت. جوانی خیلی‌ها هدر نمی‌رفت و زندگی خیلی‌ها با تیر جنگی تمام نمی‌شد. الان هم البته جمهوری اسلامی رفتنی‌ست اما با هزینه گزاف‌تر از قبل.

○ ما باید این درس بزرگ و پرهزینه رو یادمون بمونه که دیگه فقط به فکر خانواده خودمون نباشیم، نگاه ملی داشته باشیم و بعد هم نگاه بین‌المللی. چون اشرار در یک منطقه متوقف نمی‌شن، باید خودمون متوقفشون کنیم، وگرنه می‌رسن به دم در خونه‌ی خودمون. به همین دلیل بود که آمریکایی‌ها دنبال صدور دموکراسی و لیبرالیسم به بقیه دنیا بودن. آرمانی که متاسفانه الان توسط یک عده معلوم‌الحال به میم‌های اینترنتی تبدیل شده. به هر صورت، ما نباید در فردای آزادی بر خلاف مردم آمریکا این درس رو فراموش کنیم. درسی که هزینه‌ی آموختنش ۵۰ سال نابودی محیط زیست، زندگی، منابع انسانی و طبیعی یک سرزمین بزرگ و «دریایی از خون» در این کشور و خاورمیانه بود. ما باید یادمون بمونه.

@SadNeveshtar
«صد نوشتار»
● هزینه سنگین خانواده‌گرایی مطلبی است که در گروهی دوستانه نوشتم و با همان لحن در اینجا قرار می‌دهم. ○ نقطه‌ای که درونش هستیم تاوان خانواده‌گرایی هست. تاوان این رویکرد که: آسه بریم آسه بیاییم که خانواده خودمون چیزیش نشه‌، بقیه مهم نیستن. ○ برای مردم ما مهم…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در زمان نوشتن مطلب خودم به یاد این بخش از گفته‌های مهرآیین افتادم که به گمانم برای سال ۱۴۰۱ باشد. هرچند من همسو با نگاه مطلقا منفی او به عملکرد جامعه ایران نیستم، اما درک می‌کنم شدیدی لحن او برای زدن تلنگر است. [همچنین لعنت به فاضلی و امثال فاضلی.]

@SadNeveshtar