● تقلب در انتخابات، اعتراضات گسترده، سرکوب مردم، سکوت دولت اوباما، فرصت از دست رفته آزادیخواهان برای براندازی
(بخش۱)
○ در سال ۲۰۱۱ انتخابات پارلمان و در سال ۲۰۱۲ انتخابات ریاستجمهوری روسیه با تقلب گسترده صورت گرفت که نتیجه هر دوی آنها اعتراضات گستردهی مردم که فضای مجازی در سازماندهی آن نقش خوبی ایفا کرد را در پی داشت. دولت پوتین جنبشی که ماهها به طول انجامید سرکوب کرد و دولت اوباما بدون حمایت از مردم معترض به ابراز نگرانی در خصوص تقلب اکتفا کرده و پس از آن هم با تبریک به پوتین بابت پیروزیاش ارتباط و مذاکره با دولت نامشروع روسیه را با امیدواهی اصلاحات ادامه داد.
○ کاسپاروف مینویسد:
@SadNeveshtar
(بخش۱)
○ در سال ۲۰۱۱ انتخابات پارلمان و در سال ۲۰۱۲ انتخابات ریاستجمهوری روسیه با تقلب گسترده صورت گرفت که نتیجه هر دوی آنها اعتراضات گستردهی مردم که فضای مجازی در سازماندهی آن نقش خوبی ایفا کرد را در پی داشت. دولت پوتین جنبشی که ماهها به طول انجامید سرکوب کرد و دولت اوباما بدون حمایت از مردم معترض به ابراز نگرانی در خصوص تقلب اکتفا کرده و پس از آن هم با تبریک به پوتین بابت پیروزیاش ارتباط و مذاکره با دولت نامشروع روسیه را با امیدواهی اصلاحات ادامه داد.
○ کاسپاروف مینویسد:
رسوایی تقلب در انتخابات ۴ دسامبر تا سه ماه بعد هنوز آشکار بود. رأیدهندگان فوج فوج از یک مرکز رأی به شعبهای دیگر منتقل میشدند. مراکز رأیگیری جعلی تنها چند روز پیش از انتخابات ظاهر شدند و هزاران رأی ثبت کردند. مدیران مدرسه و خیلیهای دیگر تهدید شدند که اگر به نفع پوتین رأی جمع نکنند با کسری بودجه یا عواقبی بدتر از آن مواجه خواهند شد. تقلب آشکار در انتخابات صدهاهزار روس را با شعاری یکپارچه به خیابانها کشاند.
@SadNeveshtar
● تقلب در انتخابات، اعتراضات گسترده، سرکوب مردم، سکوت دولت اوباما، فرصت از دست رفته آزادیخواهان برای براندازی
(بخش۲)
○ کاسپاروف مینویسد:
(بخش۲)
○ کاسپاروف مینویسد:
چنان که پیشتر نیز در سایر کشورها مشاهده شده بود گروهها قادر بودند اعتراضات عمومی را به سرعت در فضای آنلاین ترتیب دهند. البته این بدان معنا نبود که خطر دستگیری یا ضرب و شتم تهدیدتان نمیکرد.
موج جدید سرکوبها فقط به خیابانها ختم نشد؛ رژیم شورای هماهنگی جنبش اپوزیسیون را هدف قرار داد و به خانه، دفتر کار و حتی منزل خانوادههایشان یورش برد. حتی قوانین جدید ضد اعتراضی به تصویب رسید.
انتخابات ۴ مارس ۲۰۱۲، فریبکارانهترین انتخابات در تاریخ روسیه از سوی رسانههای تحت کنترل دولت «عادلانه و پاک» لقب گرفت. تظاهرات مسالمت آمیز غیرنظامیان «فتنهانگیزی تندروها» لقب گرفت و اقدامات بیرحمانه پلیس ضدشورش در سرکوب معترضان چیزی جز تلاش برای برقراری نظم تعبیر نشد. فریاد دادخواهی و اعتراضات گسترده به تقلب در انتخابات پارلمانی ۴ دسامبر ۲۰۱۱ با فسادی حتی وسیعتر و انتصاب مجدد و از پیش تعیین شده سرهنگ کاگب پاسخ داده شد که آشکارا درصدد بود تا پایان عمرش دیکتاتور بماند.@SadNeveshtar
● تقلب در انتخابات، اعتراضات گسترده، سرکوب مردم، سکوت دولت اوباما، فرصت از دست رفته آزادیخواهان برای براندازی
(بخش۳)
○ مردم روسیه در آن چندماه اعتراض میان «امید به احیای دموکراسی در چارچوب رژیم کنونیشان» و «ناامیدی از رژیم و قصد براندازی» در نوسان بودند. در نهایت به دلیل فقدان عزم مردم و اپوزیسیون در یک هدف مشخص، سرکوب دولت، خستگی مردم و عدم حمایت دولت اوباما نه به براندازی و نه به انتخابات مجدد منجر نشد.
○ کاسپاروف مینویسد:
(بخش۳)
○ مردم روسیه در آن چندماه اعتراض میان «امید به احیای دموکراسی در چارچوب رژیم کنونیشان» و «ناامیدی از رژیم و قصد براندازی» در نوسان بودند. در نهایت به دلیل فقدان عزم مردم و اپوزیسیون در یک هدف مشخص، سرکوب دولت، خستگی مردم و عدم حمایت دولت اوباما نه به براندازی و نه به انتخابات مجدد منجر نشد.
○ کاسپاروف مینویسد:
سخنرانی تظاهرات گسترده ۲۴ دسامبر:«به چشم میبینم که نیروهای مردمی به قدری هستند که بتوانیم کرملین را به تصرف درآوریم. ما نیرویی صلح طلبیم و اکنون دست به این کار نمیزنیم اما اگر این شیادها و کلاهبردارها بخواهند همچنان به ما خیانت کنند و اگر به دروغگویی و غارت ما ادامه دهند با دستان خود آنچه متعلق به خودمان است میستانیم». چه اتفاقی میافتاد اگر آن شب به سمت کرملین و دوما یورش میبردیم؟ اگر در میدان سرخ اردوگاهی با صد هزار نیروی قوی و آماده برپا میکردیم؟ آیا مردم دنباله رو ما میشدند؟ آیا هزاران پلیس به سمت ما شلیک میکردند؟ به آزادی میرسیدیم یا مرگ را در آغوش میکشیدیم؟»@SadNeveshtar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
● توهم روی کار آمدن «میانهروها»
○ پوتین پس از دو دوره ریاست خود، معاونش مدودف را بهکه شخصی جوان و لیبرالنما بود بهعنوان جانشین معرفی کرد تا بتواند غرب را فریب داده و بعد از یک دوره قدرت را از او تحویل بگیرد و محدودیت دودورهای ریاست جمهوری در قانون اساسی را تغییر دهد. پوتین به اهدافش رسید.
○ کاسپاروف مینویسد:
○ پوتین پس از دو دوره ریاست خود، معاونش مدودف را بهکه شخصی جوان و لیبرالنما بود بهعنوان جانشین معرفی کرد تا بتواند غرب را فریب داده و بعد از یک دوره قدرت را از او تحویل بگیرد و محدودیت دودورهای ریاست جمهوری در قانون اساسی را تغییر دهد. پوتین به اهدافش رسید.
○ کاسپاروف مینویسد:
پرونده بعدی عملیات مدودف بود. من آن را موفقترین عملیات پوتین لقب دادم. این تدبیر که برگرفته از حربه قدیمی شوروی بود به غرب اینطور القا میکرد که فرصتی برای روی کار آمدن میانهروها یا شکافی احتمالی در سلسله مراتب پیش آمده است. همه به تقلا میافتادند تا بفهمند چه اتفاقی در کرملین در حال رقم خوردن است و اینگونه وقت و انرژی خود را صرف این موضوع میکردند. خبر بازگشت پیشبینیپذیر پوتین به صندلی ریاستجمهوری در سال ۲۰۱۲ به وضوح نشان داد که مدودف چیزی نیست جز همان حقهای که اکثرمان میدانستیم و هرگز چیزی جز سایه پوتین نبوده است؛ اما ایالات متحده زمان قابل توجهی را صرف تقویت جناح خیالی مدودف کرد و علی رغم تمام شواهد رؤیای اختلاف میان مدودف و پوتین و اصلاحات لیبرال را در سر میپروراند.@SadNeveshtar
● کشتن معترضان، ربودن معترضان زخمی از بیمارستان، جاسوس و مسلح نامیدن معترضان
○ کاسپاروف مینویسد:
@SadNeveshtar
○ کاسپاروف مینویسد:
پس از تصویب قوانین جدید ضد اعتراضات در ۱۶ ژانویه خشونتهای بیشتری رقم خورد و چندین کشته به جای ماند. چندین تن از فعالان که برای مداوا راهی بیمارستان شده بودند ربوده شده و بعدتر جسد یکی از آنها پیدا شد. یانوکویچ برای ساکت کردن معترضان تلاش کرد رهبران اپوزیسیون را به دولتش فرابخواند از این رو مناصبی به آرسنی یاتسنیوک و کلیچکو پیشنهاد شد ولی این پیشنهادها رد شدند. در خلال اعتراضات یورومیدان مقامات روس به طور فزایندهای اتهاماتی خندهدار درباره نقش عوامل خارجی در اعتراضات مطرح میکردند. علی رغم فقدان مدرکی مستدل کرملین بارها شهروندان اوکراینی را متهم به آموزش و تسلیح از سوی آمریکا برای اجرای کودتا کرد. این اتفاق یادآور رفتار اتحاد جماهیر شوروی با مخالفان بود: اگر مخالف آنها بودید یا جاسوس لقب میگرفتید یا دیوانه. کرملین تاب این را نداشت که بپذیرد اوکراینیها، نزدیکترین مردم به روسها، برای آزادیشان میجنگند.
@SadNeveshtar
● کشتارِ مردمِ محاصره شده
○ سال ۲۰۰۴ در اوستای شمالی ۱۱۰۰ نفر توسط تروریستها در یک سالن ورزش جمع شده و به گروگان گرفته شدند. در سومین روز، ارتش روسیه با شعلهافکن به سالن ورزشی حمله کرد و بسیاری از مردم را در اثر ریزش آوار به قتل رساند. انفجار گردن تروریستها انداخته شد و لودرها فورا محل حادثه را صاف کردند تا نتوان صحنه انفجار را بازسازی کرده و به نقش ارتش پی برد. گزارشها در نهایت نقش ارتش را تایید کردند.
○ کاسپاروف مینویسد:
○ سال ۲۰۰۴ در اوستای شمالی ۱۱۰۰ نفر توسط تروریستها در یک سالن ورزش جمع شده و به گروگان گرفته شدند. در سومین روز، ارتش روسیه با شعلهافکن به سالن ورزشی حمله کرد و بسیاری از مردم را در اثر ریزش آوار به قتل رساند. انفجار گردن تروریستها انداخته شد و لودرها فورا محل حادثه را صاف کردند تا نتوان صحنه انفجار را بازسازی کرده و به نقش ارتش پی برد. گزارشها در نهایت نقش ارتش را تایید کردند.
○ کاسپاروف مینویسد:
پیش از هرچیز از آرامگاه شهر دیدن کردم (یا آرامگاه جدید شهر به قول مردمی که آنجا زندگی میکردند) ده ماه بعد از حمله تروریستی هنوز ساخت و ساز در آنجا جریان داشت. قدمی در آرامگاه زدم و روی هر قبر گلی گذاشتم. با گذر از میان آن همه قبر از وحشتی که مردم متحمل شده و بازماندگانی که هر روز با آن زندگی می.کردند شوکه شده بودم. ردیف به ردیف قبرهایی را تصور کنید که تاریخ فوتشان یکی است: ۳ سپتامبر ۲۰۰۴، ۳ سپتامبر ۲۰۰۴، ۳ سپتامبر ۲۰۰۴ همین طور و همین طور تا بیش از ۳۳۰ قبر ردیف به ردیف قبرهایی که تاریخ تولدشان دهه نود و برخی حتی در دهه نخست هزاره جدید دردناک ترین روز زندگیام بود.@SadNeveshtar
● حمله به اپوزیسیون با سس قرمز!
○ خبرنگارِ همراه کاسپاروف مینویسد:
@SadNeveshtar
○ خبرنگارِ همراه کاسپاروف مینویسد:
ناگهان صدای ترکیدن چیزی به گوش رسید. بسیار شبیه به شلیک گلوله. زنی فریاد زد:«گری! گری!» جمعیت از هم گسیخت. در حالی که مردم با فشار همدیگر را به سمت در خروجی ایوان هل میدادند محافظان کاسپارف سخت در تلاش بودند تا از گری صیانت کنند. مرد جوانی جلوی ساختمان ایستاده بود که معلوم شد بطری سس کچاپی در دست دارد. به شدت آن را تکان داد، کاسپارف را نشانه گرفت و قوطی سس را فشار داد. سر، سینه و شانه راست کت آبی رنگ کاسپارف مملو شده بود از مایعی قرمز رنگ و چسبناک.
@SadNeveshtar
● اپوزیسیون
○ کاسپاروف مینویسد:
○ کاسپاروف مینویسد:
جبهه اپوزیسیون شرایط نابسامانی داشت، اما وجه مشترک همه ما این بود که میدانستیم دموکراسی تنها راه نجاتمان است. سال ۲۰۰۶ که فرارسید لیبرالها، فعالان حقوق بشر و حتی کمونیست ها همه توافق نظر داشتند که فرصت انتخاباتی آزاد برای مردم روسیه فراهم شود. اهمیتی نداشت که بعد از آن ممکن بود در دو جبهه مخالف قرار گیریم. آنچه در وهله نخست مهم بود نجات دموکراسیمان بود.
این ترکیب رنگارنگ گروههای اپوزیسیون چند اثر جانبی مثبت هم به دنبال داشت. چپگراها اکنون که از صحنه سیاست به دور مانده بودند به اهمیت لیبرال دموکراسی و آزادی سیاسی پی بردند لیبرال ها نیز که در روسیه به افرادی چون من اطلاق میشود که طرفدار بازار آزاد و جامعه باز و غربگرا هستند به این ادراک رسیدند که طرحهای ثبات اقتصادی و اجتماعی که از سوی جناح چپ تبلیغ میشد ضروری است. اتحاد نه تنها اپوزیسیون را در برابر دولت پوتین منسجم تر ساخت که اهداف خاص گروه هایمان را هم روشن کرد و به پیش برد. این بدان معنا نیست که همه ما خانواده ای بزرگ و شاد بودیم اما حداقل در کنار هم بودیم.@SadNeveshtar
«صد نوشتار»
استالین در سال ۱۹۳۹ پیش از مذاکرات حساس با آلمان نازی وزیر امور خارجه خود، لیتوینوف، را برکنار کرد چون یهودی بود و برای بستن پیمان با نازیهای یهودستیز مناسب نبود! حال این برکناری چگونه بود؟ تانکها وزارت خارجه را محاصره کردند و استالین گفت: کنیسه را تخلیه کنید! (کنایه یهودستیزانه استالین به نقش پررنگ یهودیان در وزارت خارجه شوروی).
● یهودستیزی در شوروی
○ احساس یهودستیزی همیشه در روح ملت روس بوده است. در سالهای جنگ جهانی مجبور به سکوت بود، سپس دوباره خود را نشان داد. در ۱۹۴۸ بنیانگذار تئاتر مسکو و رئیس کمیتهی یهودیان ضدفاشیست، سولومون میخوئلز، در مینسک به قتل رسید. موسسه انتشاراتی یهودیان بسته شد. بازداشتها و ناپدیدشدنهای یهودیان شروع شد. پژوهشهای گسترده ایلیا ارنبورگ و واسیلی گروسمن در مورد جنایات نازیها در قبال یهودیان اجازه انتشار نیافت. روزنامهنگاران، کارمندان، دپیلماتها و استادان دانشگاه اخراج شدند. روزنامهها و رادیو بر علیه جهانوطنیهای بیوطن (یهودیان) تبلیغات گسترده کردند. نوبت به پزشکان رسیده بود که استالین مرد. خیرگزاری تاس که خودش گفته بود پزشکان [یهودی] توطئه کردند، چند هفته پس از مرگ استالین نوشت پزشکان به اشتباه مورد سوءظن قرار گرفته بودهاند!
—📖 سرمای طولانی، رویبرگ ۲۵۱-۲۴۹
@SadNeveshtar
○ احساس یهودستیزی همیشه در روح ملت روس بوده است. در سالهای جنگ جهانی مجبور به سکوت بود، سپس دوباره خود را نشان داد. در ۱۹۴۸ بنیانگذار تئاتر مسکو و رئیس کمیتهی یهودیان ضدفاشیست، سولومون میخوئلز، در مینسک به قتل رسید. موسسه انتشاراتی یهودیان بسته شد. بازداشتها و ناپدیدشدنهای یهودیان شروع شد. پژوهشهای گسترده ایلیا ارنبورگ و واسیلی گروسمن در مورد جنایات نازیها در قبال یهودیان اجازه انتشار نیافت. روزنامهنگاران، کارمندان، دپیلماتها و استادان دانشگاه اخراج شدند. روزنامهها و رادیو بر علیه جهانوطنیهای بیوطن (یهودیان) تبلیغات گسترده کردند. نوبت به پزشکان رسیده بود که استالین مرد. خیرگزاری تاس که خودش گفته بود پزشکان [یهودی] توطئه کردند، چند هفته پس از مرگ استالین نوشت پزشکان به اشتباه مورد سوءظن قرار گرفته بودهاند!
—📖 سرمای طولانی، رویبرگ ۲۵۱-۲۴۹
@SadNeveshtar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
● گنجشکک اشی مشی
گنجشگک اشی مشی!
لب بوم ما مشین!
بارون میاد؛ خیس میشی؛
برف میاد؛ گوله میشی؛
میفتی تو حوض نقاشی.
کی میگیره؟ فراش باشی؛
کی میکشه؟ قصاب باشی؛
کی میپزه؟ آشپزباشی؛
کی میخوره؟ حاکم باشی.
@SadNeveshtar
گنجشگک اشی مشی!
لب بوم ما مشین!
بارون میاد؛ خیس میشی؛
برف میاد؛ گوله میشی؛
میفتی تو حوض نقاشی.
کی میگیره؟ فراش باشی؛
کی میکشه؟ قصاب باشی؛
کی میپزه؟ آشپزباشی؛
کی میخوره؟ حاکم باشی.
@SadNeveshtar