«صد نوشتار»
232 subscribers
70 photos
84 videos
1 file
104 links
● درباره‌ی چیزهایی که در زندگی با آنها روبه‌رو می‌شویم.

● این کانال شخصی است و گاه به گاه به‌روزرسانی‌اش می‌کنم.
Download Telegram
تاریخ تکرار می‌شود؛ با تمرکز بر روسیه و ایران.
فجایع تاریخ تکرار می‌شوند چون رهبران کشورهای آزاد اشتباه پیشینان خود را تکرار می‌کنند ولی دیکتاتورها از اشتباه پیشینیان خود می‌آموزند.

○ پژوهش‌های بسیاری مزیت انسان نسبت به گونه‌های دیگر جانوری و اساس پیشرفت هوش انسانی را «آموزش و به اشتراک‌گذاری یافته‌ها و تجربه‌ها» ذکر کرده‌اند. آنچه تکرار استبداد را ممکن ساخته، یادگیری مستبدین از همدیگر و عدم‌یادگیری مردم و رهبران کشورهای آزاد از اشتباهات همدیگر است. گویا این مورد تنها جاییست که دیکتاتورها بیشتر به‌فکر «انسان»بودگی و مزیتش هستند.

○ گری کاسپاروف، قهرمان نامدار شطرنج روسیه و سپس فعال حقوق بشر، در کتاب «زمستان در راه است» می‌نویسد:
مایه تأسف است که جهان آزاد همواره از درس گرفتن از اشتباهات گذشته درباره دیکتاتورها و دیکتاتورهای بالقوه اجتناب کرده است. در نقطه مقابل اتوکرات‌ها مشتاقانه از پیشینیان خود درس می‌گیرند؛ یاد می‌گیرند چطور رفته رفته حقوق مردمی را بدون آنکه منجر به شورش شود سلب کنند، یاد می‌گیرند چطور مخالفان را سرکوب کنند، انتخاباتی ساختگی برگزار کنند و در عین حال رفت‌وآمد و تجارتشان را با غرب حفظ کنند و یاد می‌گیرند چطور همزمان با برافروختن شعله های جنگ دم از صلح بزنند.
درست است انگیزه‌های دیکتاتورها متفاوت است –کمونیسم، فاشیسم، تسخیر یا غارت– اما انگیزه آنها برای سلطه کامل هرگز دستخوش تغییر نمی‌شود و به شکلی دردناک شگردهایشان تکرار می‌شود. در نقطه مقابل، این تصور که ملل آزاد مسئولیتی برای دفاع از مردم بی‌گناه در مقابل سرکوب و کشتار دارند روز به روز به نقطه انقراض نزدیک‌تر می‌شود و تنها زمانی به فکر احیای آن می‌افتیم که بحران تازه ای را پشت سر گذاشته باشیم.
کاسپاروف این دو بند را در فصل پایانی کتاب خود آورده است. من در جای‌جای فصول کتابش و در کل مدت خوانش روایت او از آنچه از بهار زودگذر دموکراسی در زمان سرنگونی شوروی تا واپسین برگ‌ریزان درخت‌های نیمه‌جان نهادهای دموکراسی در خزان دوره دوم پوتین بر کشور روسیه گذشت متوجه شباهت‌های پرشمار روند تحولات آن کشور، گاه در ریزترین جزئیات رخدادهایش، با آنچه در ایران و با نابخردی‌های دول بوش و اوباما و بایدن و تا حدی ترامپ بر ایران گذشت شدم. حال آنکه این شباهت‌ها ریشه گرفته از ناخودآگاه مشترک استبداد داخلی و نابخردی خارجی بوده یا اینکه مستبدین دو کشور خودآگاهانه از هم الگوبرداری کرده‌اند نیازمند تامل بیشتری‌ست. داستان جنبش مردم و اپوزیسیون هم شباهت‌هایی دارد. در یک رشته فرسته بخشی از این یافته‌ها را مرور می‌کنم.

@SadNeveshtar
بمبگذاری‌ توسط حکومت برای ایجاد خفقان (بخش۱)

○ در ۱۹۹۹ حکومت مرکزی روسیه به‌شدت تضعیف شده بود: در دست گرفتن اقتصاد کشور توسط الیگارش‌ها و بحران‌های اقتصادی، جنگ داخلی در ناحیه چچن و شکست ارتش در سرکوب جدایی‌خواهان این منطقه، تفویض اختیارات بیشتر به فرمانداران محلی، آزادی رسانه‌ها، فعالیت گسترده گروه‌های اپوزیسیون و بی‌اقتداری شخص یلتسین به‌خاطر الکل‌نوشی‌های پی‌درپی‌ همگی زنگ‌خطر و مانعی برای خودکامگی شخص قدرت‌طلبی مثل پوتین بود. او نیاز داشت پله پله جلو برود: ایجاد بحران امنیتی داخلی، اعلام شرایط اضطراری به‌خاطر بحران و استفاده از اختیارات فراقانونی حکومت مرکزی در شرایط بحران برای سرکوب مخالفان و رقبا.

○ درست در این زمان روسیه شاهد یک رشته «بمبگذاری‌های آپارتمانی» می‌شود. آپارتمان‌ها در مسکو و سایر نقاط منفجر می‌شوند. شوک و ترس روسیه را فرا می‌گیرد. انفجار اول، دوم، سوم و چهارم...

○ پلیس محلی ریازان جلوی پنجمین انفجار را می‌گیرد. چند کیسه حاوی شکر و ماده منفجره هکسوژن نظامی کشف می‌شود که در انفجارهای پیشین هم کشف شده بود؛ پوتین در تلویزیون ملی از مردم و پلیس محلی برای جلوگیری از حادثه تشکر می‌کند. ناگهان پلیس ملی از راه رسیده، کیسه‌ها را از پلیس محلی گرفته به مسکو منتقل می‌کند، پلیس ملی فقط یک روز بعد از بیانیه پوتین اعلام می‌کند کیسه‌ها فقط حاوی شکر بوده و این فقط یک مانور آزمایشی بود! سوال اینجاست اگر کیسه‌ها فقط حاوی شکر بودند چرا پلیس محلی هاکسوژن نظامی در آنها شناسایی کرد؟ چرا فورا کیسه‌ها را به مسکو انتقال دادند و از تحقیقات بیشتر پلیس محلی جلوگیری کردند؟ چرا یک سرباز در منطقه‌ای نزدیک آن ساختمان در ریازان هم کیسه‌هایی حاوی شکر و هاکسوژن کشف کرد؟

@SadNeveshtar
بمبگذاری‌ توسط حکومت برای ایجاد خفقان (بخش۲)

○ پوتین از این انفجارها استفاده کرده، جنگ دوم را با اهل‌سنت چچن و خفقان داخلی را با تضعیف اپوزیسیون پیش برد. پیروزی در جنگ دوم چچن، به بهای آوارگی همه ساکنین سنی مذهبش و تبدیل پایتختشان به «ویرانه‌ترین شهر روی زمین» و تضعیف رقبای سیاسی به پوتین قدرت داد.

○ کاسپاروف می‌نویسد:
البته هرگونه گمانه‌زنی راجع به اینکه این بمب‌گذاری یک عملیات پرچم دروغین برای برانگیختن ترس در میان مردم بوده توسط دولت به کل محکوم شد. این تئوری در آن برهه راه به اذهان عمومی روسیه پیدا نکرد. این تصور که دولت دست به قتل عام مردم خود بزند در سال ۲۰۰۰ بسیار رعب آور بود؛ اما تا سال ۲۰۰۲ چهل درصد از روسها به این باور رسیده بودند که نیروهای امنیتی در بمب گذاری‌های آپارتمانی نقش داشتند. بعد از دو سال ما به آگاهی بیشتری راجع به ریازان و مهم‌تر از آن به اطلاعات بیشتری راجع به پوتین دست یافته بودیم.
این گمان که رژیم پوتین هیچ تعلق خاطری به جان مردم روسیه ندارد با فاش شدن دامنه ویرانی‌ها در چچن و سپس مداخله بی‌رحمانه دولت در گروگان گیری تئاتر دوبرووکا و مدرسه بسلان کاملاً تأیید شد.

@SadNeveshtar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنایتِ جانی، سکوت، جنایتِ جانی، سکوت؛ (بخش۱)
کشورگشایی، انفعال بین‌المللی، زدن هواپیمای مسافربری، انفعال بین‌المللی.

○ پوتین پس از استحکام پایه‌های داخلی حکومت خود به کشور همسایه‌اش لشکر کشید و شبه‌جزیره کریمه در جنوب اوکراین را قلمرو روسیه اعلام کرد؛ البته ابتدا حضور نیروهای روس توسط دولت روسیه گردن گرفته نشد و آن نیروها را روس‌گراهای کریمه نامیدند. جامعه بین‌الملل در این مورد به ابراز نگرانی اکتفا نمود. پوتین پس از جنوب به سراغ شرق اوکراین رفت و مزدورهای خود در این منطقه را تسلیح کرد.

○ کاسپاروف می‌نویسد:
اینکه دانشگاهیان و صاحب نظران از پوتین منافع حیاتیاش و حوزه نفوذ او طوری حمایت کنند که گویی پنجاه میلیون اوکراینی حق اظهار نظر راجع به این مقوله را ندارند یک مسئله است اما مسئله قابل تأمل تر دیگر این است که اوباما کامرون و مرکل از بی ثباتی و بالا رفتن هزینه‌ها در صورت تحریم روسیه ابراز نگرانی کنند گویی که این تحریم ممکن است بدتر از بی ثباتی ناشی از الحاق بخشی از خاک کشوری اروپایی از سوی یک دیکتاتور هسته ای باشد.

@SadNeveshtar
جنایتِ جانی، سکوت، جنایتِ جانی، سکوت؛ (بخش۲)

○ مزدورهای روس در شرق اوکراین به یک هواپیمای مسافربری شلیک کرده و مدعی زدن یک هواپیمای نظامی اوکراینی شدند. همه مسافرین بی‌گناه با شلیک موشک کشته شدند. غرب باز هم واکنش خاصی به این جنایت نشان نداد.

○ کاسپاروف می‌نویسد:
پرواز شماره ۱۷ هواپیمایی مالزی توسط موشک زمین به هوا در آسمان شرق اوکراین منفجر شد و تمام ۲۹۸ نفر سرنشین آن کشته شدند. رهبر جدایی‌طلبان محلی بی‌درنگ با افتخار از سرنگونی آنچه تصور میکردند هواپیمای نظامی اوکراین است سخن گفت. اما بعد که مشخص شد هواپیمایی غیرنظامی بوده گفته‌هایش را انکار کرد.
البته که انتظار می‌رفت شوک و وحشت در میان رهبران جهان آزاد به خشم و شرم از این بدل شود که اجازه داده بودند جنگ در اوکراین به چنین مهلکه‌ای منجر شود. البته که توقع می‌رفت پوتین متوجه شود زیاده‌روی کرده و با عقب نشاندن قوای خود و حمایت نکردن از تروریستهای جدایی‌طلب اوکراینی پیش‌دستی کند و حسب این واقعیت که دوسوم مسافران آن پرواز اروپایی بودند انتظار می‌رفت منجر به اعتراضات گسترده‌ای در غرب و مجازاتی سخت علیه روسیه شود.
ولی هیچکدام رخ نداد.

@SadNeveshtar
تقلب در انتخابات، اعتراضات گسترده، سرکوب مردم، سکوت دولت اوباما، فرصت از دست رفته آزادیخواهان برای براندازی
(بخش۱)

○ در سال ۲۰۱۱ انتخابات پارلمان و در سال ۲۰۱۲ انتخابات ریاست‌جمهوری روسیه با تقلب گسترده صورت گرفت که نتیجه هر دوی آنها اعتراضات گسترده‌ی مردم که فضای مجازی در سازماندهی آن نقش خوبی ایفا کرد را در پی داشت. دولت پوتین جنبشی که ماه‌ها به طول انجامید سرکوب کرد و دولت اوباما بدون حمایت از مردم معترض به ابراز نگرانی در خصوص تقلب اکتفا کرده و پس از آن هم با تبریک به پوتین بابت پیروزی‌اش ارتباط و مذاکره با دولت نامشروع روسیه را با امیدواهی اصلاحات ادامه داد.

○ کاسپاروف می‌نویسد:
رسوایی تقلب در انتخابات ۴ دسامبر تا سه ماه بعد هنوز آشکار بود. رأی‌دهندگان فوج فوج از یک مرکز رأی به شعبه‌ای دیگر منتقل می‌شدند. مراکز رأی‌گیری جعلی تنها چند روز پیش از انتخابات ظاهر شدند و هزاران رأی ثبت کردند. مدیران مدرسه و خیلی‌‌های دیگر تهدید شدند که اگر به نفع پوتین رأی جمع نکنند با کسری بودجه یا عواقبی بدتر از آن مواجه خواهند شد. تقلب آشکار در انتخابات صدهاهزار روس را با شعاری یکپارچه به خیابان‌ها کشاند.

@SadNeveshtar
تقلب در انتخابات، اعتراضات گسترده، سرکوب مردم، سکوت دولت اوباما، فرصت از دست رفته آزادیخواهان برای براندازی
(بخش۲)

○ کاسپاروف می‌نویسد:
چنان که پیشتر نیز در سایر کشورها مشاهده شده بود گروه‌ها قادر بودند اعتراضات عمومی را به سرعت در فضای آنلاین ترتیب دهند. البته این بدان معنا نبود که خطر دستگیری یا ضرب و شتم تهدیدتان نمی‌کرد.
موج جدید سرکوب‌ها فقط به خیابان‌ها ختم نشد؛ رژیم شورای هماهنگی جنبش اپوزیسیون را هدف قرار داد و به خانه، دفتر کار و حتی منزل خانواده‌هایشان یورش برد. حتی قوانین جدید ضد اعتراضی به تصویب رسید.
انتخابات ۴ مارس ۲۰۱۲، فریبکارانه‌‌ترین انتخابات در تاریخ روسیه از سوی رسانه‌های تحت کنترل دولت «عادلانه و پاک» لقب گرفت. تظاهرات مسالمت آمیز غیرنظامیان «فتنه‌انگیزی تندروها» لقب گرفت و اقدامات بی‌رحمانه پلیس ضدشورش در سرکوب معترضان چیزی جز تلاش برای برقراری نظم تعبیر نشد. فریاد دادخواهی و اعتراضات گسترده به تقلب در انتخابات پارلمانی ۴ دسامبر ۲۰۱۱ با فسادی حتی وسیع‌تر و انتصاب مجدد و از پیش تعیین شده سرهنگ کاگ‌ب پاسخ داده شد که آشکارا درصدد بود تا پایان عمرش دیکتاتور بماند.
@SadNeveshtar
تقلب در انتخابات، اعتراضات گسترده، سرکوب مردم، سکوت دولت اوباما، فرصت از دست رفته آزادیخواهان برای براندازی
(بخش۳)

○ مردم روسیه در آن چندماه اعتراض میان «امید به احیای دموکراسی در چارچوب رژیم کنونی‌شان» و «ناامیدی از رژیم و قصد براندازی» در نوسان بودند. در نهایت به دلیل فقدان عزم مردم و اپوزیسیون در یک هدف مشخص، سرکوب دولت، خستگی مردم و عدم حمایت دولت اوباما نه به براندازی و نه به انتخابات مجدد منجر نشد.

○ کاسپاروف می‌نویسد:
سخنرانی تظاهرات گسترده ۲۴ دسامبر:«به چشم می‌بینم که نیروهای مردمی به قدری هستند که بتوانیم کرملین را به تصرف درآوریم. ما نیرویی صلح طلبیم و اکنون دست به این کار نمیزنیم اما اگر این شیادها و کلاه‌بردارها بخواهند همچنان به ما خیانت کنند و اگر به دروغگویی و غارت ما ادامه دهند با دستان خود آنچه متعلق به خودمان است می‌ستانیم». چه اتفاقی می‌افتاد اگر آن شب به سمت کرملین و دوما یورش میبردیم؟ اگر در میدان سرخ اردوگاهی با صد هزار نیروی قوی و آماده برپا میکردیم؟ آیا مردم دنباله رو ما می‌شدند؟ آیا هزاران پلیس به سمت ما شلیک میکردند؟ به آزادی می‌رسیدیم یا مرگ را در آغوش می‌کشیدیم؟»
@SadNeveshtar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توهم روی کار آمدن «میانه‌روها»

○ پوتین پس از دو دوره ریاست خود، معاونش مدودف را به‌که شخصی جوان و لیبرال‌نما بود به‌عنوان جانشین معرفی کرد تا بتواند غرب را فریب داده و بعد از یک دوره قدرت را از او تحویل بگیرد و محدودیت دودوره‌ای ریاست جمهوری در قانون اساسی را تغییر دهد. پوتین به اهدافش رسید.

○ کاسپاروف می‌نویسد:
پرونده بعدی عملیات مدودف بود. من آن را موفقترین عملیات پوتین لقب دادم. این تدبیر که برگرفته از حربه قدیمی شوروی بود به غرب این‌طور القا می‌کرد که فرصتی برای روی کار آمدن میانه‌روها یا شکافی احتمالی در سلسله مراتب پیش آمده است. همه به تقلا می‌افتادند تا بفهمند چه اتفاقی در کرملین در حال رقم خوردن است و اینگونه وقت و انرژی خود را صرف این موضوع می‌کردند. خبر بازگشت پیش‌بینی‌پذیر پوتین به صندلی ریاست‌جمهوری در سال ۲۰۱۲ به وضوح نشان داد که مدودف چیزی نیست جز همان حقه‌ای که اکثرمان می‌دانستیم و هرگز چیزی جز سایه پوتین نبوده است؛ اما ایالات متحده زمان قابل توجهی را صرف تقویت جناح خیالی مدودف کرد و علی رغم تمام شواهد رؤیای اختلاف میان مدودف و پوتین و اصلاحات لیبرال را در سر می‌پروراند.
@SadNeveshtar
کشتن معترضان، ربودن معترضان زخمی از بیمارستان، جاسوس و مسلح نامیدن معترضان

○ کاسپاروف می‌نویسد:
پس از تصویب قوانین جدید ضد اعتراضات در ۱۶ ژانویه خشونت‌های بیشتری رقم خورد و چندین کشته به جای ماند. چندین تن از فعالان که برای مداوا راهی بیمارستان شده بودند ربوده شده و بعدتر جسد یکی از آنها پیدا شد. یانوکویچ برای ساکت کردن معترضان تلاش کرد رهبران اپوزیسیون را به دولتش فرابخواند از این رو مناصبی به آرسنی یاتسنیوک و کلیچکو پیشنهاد شد ولی این پیشنهادها رد شدند. در خلال اعتراضات یورومیدان مقامات روس به طور فزایندهای اتهاماتی خنده‌دار درباره نقش عوامل خارجی در اعتراضات مطرح می‌کردند. علی رغم فقدان مدرکی مستدل کرملین بارها شهروندان اوکراینی را متهم به آموزش و تسلیح از سوی آمریکا برای اجرای کودتا کرد. این اتفاق یادآور رفتار اتحاد جماهیر شوروی با مخالفان بود: اگر مخالف آنها بودید یا جاسوس لقب میگرفتید یا دیوانه. کرملین تاب این را نداشت که بپذیرد اوکراینی‌ها، نزدیکترین مردم به روسها، برای آزادیشان می‌جنگند.

@SadNeveshtar
کشتارِ مردمِ محاصره شده

○ سال ۲۰۰۴ در اوستای شمالی ۱۱۰۰ نفر توسط تروریست‌ها در یک سالن ورزش جمع شده و به گروگان گرفته شدند. در سومین روز، ارتش روسیه با شعله‌افکن به سالن ورزشی حمله کرد و بسیاری از مردم را در اثر ریزش آوار به قتل رساند. انفجار گردن تروریست‌ها انداخته شد و لودرها فورا محل حادثه را صاف کردند تا نتوان صحنه انفجار را بازسازی کرده و به نقش ارتش پی برد. گزارش‌ها در نهایت نقش ارتش را تایید کردند.

○ کاسپاروف می‌نویسد:
پیش از هرچیز از آرامگاه شهر دیدن کردم (یا آرامگاه جدید شهر به قول مردمی که آنجا زندگی می‌کردند) ده ماه بعد از حمله تروریستی هنوز ساخت و ساز در آنجا جریان داشت. قدمی در آرامگاه زدم و روی هر قبر گلی گذاشتم. با گذر از میان آن همه قبر از وحشتی که مردم متحمل شده و بازماندگانی که هر روز با آن زندگی می.کردند شوکه شده بودم. ردیف به ردیف قبرهایی را تصور کنید که تاریخ فوتشان یکی است: ۳ سپتامبر ۲۰۰۴، ۳ سپتامبر ۲۰۰۴، ۳ سپتامبر ۲۰۰۴ همین طور و همین طور تا بیش از ۳۳۰ قبر ردیف به ردیف قبرهایی که تاریخ تولدشان دهه نود و برخی حتی در دهه نخست هزاره جدید دردناک ترین روز زندگی‌ام بود.
@SadNeveshtar