«صد نوشتار»
• هر نوع سوسیالیسم اعم از: سوسیالیسم سیاه (کمونیسم) سوسیالیسم آبی (سوسیالیسم پارلمانی ملی) سوسیالیسم سفید (سوسیالیسم سلطنتی ملی) سوسیالیسم سرخ (سوسیالیسم جهانی) سوسیالیسم صورتی (سوسیالدموکراسی) سوسیالیسم سبز (سوسیالیسممحیطزیستی) سوسیالیسم زرد (سندیکاییسم)…
● شباهت پوسترهای پروپاگاندای آلمان ناسیونالسوسیالیستی و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی.
@SadNeveshtar
@SadNeveshtar
● ملت ایران یک دریا خون با «ترس» فاصله دارد.
○ جمهوری اسلامی امشب سعی داشت با اعدام در ملاعام مردم را دچار رعب و وحشت کند. اما مردم زیر همان جرثقیل مرگ، کنار نیروهای تا بن دندان مسلح، نزدیک نمایش انسانکشی حضور یافته و بدون ترس و دلیرانه با شعارهای خود مبارزه را ادامه دادند.
○ این برای همه ما، از مردم آزادیخواه ایران گرفته تا هواداران استحاله رژیم اشغالگر ایران و تا کشورهای دیگر، یک پیام دارد. همان پیامی که ملت ایران با قیام ۹۶ پس از قیام ۸۸ داد، و همانی که با قیام ۹۸ پس از کشتار ۹۶ گفت، و همانی که با قیام ۱۴۰۱ پس از کشتار ۹۸ فریاد زد، و همانی که با قیام ۱۴۰۴ پس از جنایات ۱۴۰۱ در سراسر کشور بانگش را برآورد، و همانی که دانشجویان پس از بزرگترین کشتار تاریخ معاصر هنگام بازگشایی دانشگاهها به صحنه آوردند. آن پیام این است: بین ملت ایران و ترس از رژیم اشغالگر ایران یک دریا خون فاصله است.
○ ما مردم ایران با هر هزینهای و با هر روشی، چه با کمک خارجی چه بدون آن، از هر نسخه رژیم انسانکش اشغالگر ایران عبور خواهیم کرد و مطمئن باشید با عوامل سرکوب رژیم و حامیانش همان میکنیم که اسرائیلیها در قبال نازیها انجام دادند.
@SadNeveshtar
○ جمهوری اسلامی امشب سعی داشت با اعدام در ملاعام مردم را دچار رعب و وحشت کند. اما مردم زیر همان جرثقیل مرگ، کنار نیروهای تا بن دندان مسلح، نزدیک نمایش انسانکشی حضور یافته و بدون ترس و دلیرانه با شعارهای خود مبارزه را ادامه دادند.
○ این برای همه ما، از مردم آزادیخواه ایران گرفته تا هواداران استحاله رژیم اشغالگر ایران و تا کشورهای دیگر، یک پیام دارد. همان پیامی که ملت ایران با قیام ۹۶ پس از قیام ۸۸ داد، و همانی که با قیام ۹۸ پس از کشتار ۹۶ گفت، و همانی که با قیام ۱۴۰۱ پس از کشتار ۹۸ فریاد زد، و همانی که با قیام ۱۴۰۴ پس از جنایات ۱۴۰۱ در سراسر کشور بانگش را برآورد، و همانی که دانشجویان پس از بزرگترین کشتار تاریخ معاصر هنگام بازگشایی دانشگاهها به صحنه آوردند. آن پیام این است: بین ملت ایران و ترس از رژیم اشغالگر ایران یک دریا خون فاصله است.
○ ما مردم ایران با هر هزینهای و با هر روشی، چه با کمک خارجی چه بدون آن، از هر نسخه رژیم انسانکش اشغالگر ایران عبور خواهیم کرد و مطمئن باشید با عوامل سرکوب رژیم و حامیانش همان میکنیم که اسرائیلیها در قبال نازیها انجام دادند.
@SadNeveshtar
«صد نوشتار»
• هر نوع سوسیالیسم اعم از: سوسیالیسم سیاه (کمونیسم) سوسیالیسم آبی (سوسیالیسم پارلمانی ملی) سوسیالیسم سفید (سوسیالیسم سلطنتی ملی) سوسیالیسم سرخ (سوسیالیسم جهانی) سوسیالیسم صورتی (سوسیالدموکراسی) سوسیالیسم سبز (سوسیالیسممحیطزیستی) سوسیالیسم زرد (سندیکاییسم)…
● سوسیالیسم و نسلکشی
○ سوسیالیستها تنها کسانی بودند که در سده ۱۹ و ۲۰ میلادی بهصورت علنی از نسلکشی پشتیبانی و آن را تبلیغ میکردند.
1.انگلس در نشریه نویه راینیشه سایتونگ در ژانویه ۱۸۴۹: از نگاه مارکسیستی زمانی که انقلاب سوسیالیستی رخ دهد بعضی جوامع در اروپا هنوز به مرحله سرمایهداری هم نرسیدهاند و دو مرحله عقب افتادهاند* و اینان «زباله نژادی» هستند که باید از میان بروند؛ چون از تاریخ عقب افتادهاند و نمیتوانند به مرحله انقلاب برسند.
2. انگلس درباره «پستی و کثیفی» نژاد اسلاو نوشت.
3. او همچنین میگفت لهستان اصلا دلیلی برای وجود داشتن ندارد.
4. مارکس مینویسد: طبقات و نژادهایی که برای سازگار شدن با شرایط جدید کمتوان هستند باید کنار بروند و باید در «هولوکاست انقلابی» نابود شوند.
*در نگاه مارکسیستی مراحل تحول جوامع چنین است: ۱.کمون اولیه ۲.بردهداری ۳.فئودالیسم ۴.سرمایهداری ۵.سوسیالیسم–کمونیسم
–هیتلر و ناسیونال سوسیالیستها در آینده از این ایدهها وام گرفته، تمجیدشان کرده و عملیشان میکنند که در پستهای آینده کانال مختصر به آن خواهم پرداخت.
@SadNeveshtar
○ سوسیالیستها تنها کسانی بودند که در سده ۱۹ و ۲۰ میلادی بهصورت علنی از نسلکشی پشتیبانی و آن را تبلیغ میکردند.
1.انگلس در نشریه نویه راینیشه سایتونگ در ژانویه ۱۸۴۹: از نگاه مارکسیستی زمانی که انقلاب سوسیالیستی رخ دهد بعضی جوامع در اروپا هنوز به مرحله سرمایهداری هم نرسیدهاند و دو مرحله عقب افتادهاند* و اینان «زباله نژادی» هستند که باید از میان بروند؛ چون از تاریخ عقب افتادهاند و نمیتوانند به مرحله انقلاب برسند.
2. انگلس درباره «پستی و کثیفی» نژاد اسلاو نوشت.
3. او همچنین میگفت لهستان اصلا دلیلی برای وجود داشتن ندارد.
4. مارکس مینویسد: طبقات و نژادهایی که برای سازگار شدن با شرایط جدید کمتوان هستند باید کنار بروند و باید در «هولوکاست انقلابی» نابود شوند.
*در نگاه مارکسیستی مراحل تحول جوامع چنین است: ۱.کمون اولیه ۲.بردهداری ۳.فئودالیسم ۴.سرمایهداری ۵.سوسیالیسم–کمونیسم
–هیتلر و ناسیونال سوسیالیستها در آینده از این ایدهها وام گرفته، تمجیدشان کرده و عملیشان میکنند که در پستهای آینده کانال مختصر به آن خواهم پرداخت.
@SadNeveshtar
«صد نوشتار»
● سوسیالیسم و نسلکشی ○ سوسیالیستها تنها کسانی بودند که در سده ۱۹ و ۲۰ میلادی بهصورت علنی از نسلکشی پشتیبانی و آن را تبلیغ میکردند. 1.انگلس در نشریه نویه راینیشه سایتونگ در ژانویه ۱۸۴۹: از نگاه مارکسیستی زمانی که انقلاب سوسیالیستی رخ دهد بعضی جوامع…
● سوسیالیسم و نسل کشی ²
○ جورج برنارد شاو، رماننویس سوسیالیست، در یک سخنرانی گفت:«هر کدام از شما دستکم چند نفر میشناسید که به درد این جهان نمیخورند و بیشتر دردسرند تا فایده. باید آنها را پیش آورد و گفت: آقا یا خانم، لطفا ثابت کنید چرا باید زنده بمانید! اگر نتوانید وجودتان را توجیه کنید، اگر سهمی در این قایق اجتماعی ندارید، اگر به اندازهای که مصرف میکنید تولید نمیکنید، آنوقت روشن است که نمیشود از ساختار بزرگ جامعه برای زنده نگه داشتن شما بهره گرفت». او همچنین در یک روزنامه انگلیسی از دانشمندان خواست گازی برای کشتار دستهجمعی بسازند. دانشمندان جنایتکار آلمان ناسیونالسوسیالیست از ایده این رماننویس سوسیالیست استفاده کرده، Zyklon-b را برای کشتار یهودیان در اتاقهای گاز به کار گرفتند.
○ گوبلز گفت مارکس بزرگترین مرد تاریخ پس از هیتلر است و تفاوت میان اندیشه لنین و هیتلر بسیار ناچیز است.
○ هیتلر بارها گفت از نوشتههای مارکس چیزهای بسیاری آموخته و ناسیونال سوسیالیسم بر این پایه (مارکسیسم) بنیانگذاری شده.
@SadNeveshtar
○ جورج برنارد شاو، رماننویس سوسیالیست، در یک سخنرانی گفت:«هر کدام از شما دستکم چند نفر میشناسید که به درد این جهان نمیخورند و بیشتر دردسرند تا فایده. باید آنها را پیش آورد و گفت: آقا یا خانم، لطفا ثابت کنید چرا باید زنده بمانید! اگر نتوانید وجودتان را توجیه کنید، اگر سهمی در این قایق اجتماعی ندارید، اگر به اندازهای که مصرف میکنید تولید نمیکنید، آنوقت روشن است که نمیشود از ساختار بزرگ جامعه برای زنده نگه داشتن شما بهره گرفت». او همچنین در یک روزنامه انگلیسی از دانشمندان خواست گازی برای کشتار دستهجمعی بسازند. دانشمندان جنایتکار آلمان ناسیونالسوسیالیست از ایده این رماننویس سوسیالیست استفاده کرده، Zyklon-b را برای کشتار یهودیان در اتاقهای گاز به کار گرفتند.
○ گوبلز گفت مارکس بزرگترین مرد تاریخ پس از هیتلر است و تفاوت میان اندیشه لنین و هیتلر بسیار ناچیز است.
○ هیتلر بارها گفت از نوشتههای مارکس چیزهای بسیاری آموخته و ناسیونال سوسیالیسم بر این پایه (مارکسیسم) بنیانگذاری شده.
@SadNeveshtar
«صد نوشتار»
Photo
● سوسیالیسم و نسل کشی ³
پیش از یورش آلمان به شوروی
○ هشدارها و پیشبینیها: دو شخصیت متفاوت هر دو نسبت به نزدیکی پندار و کردار دوگونه سوسیالیستها، نازیهای آلمان و کمونیستهای شوروی، هشدار دادند؛ تروتسکی و چرچیل. تروتسکی درباره یهودستیزی استالین به جهان هشدار داده بود. چرچیل میگفت نازیسم، استبداد نفرت انگیز کمونیستی است.
○ وجهه بینالمللی: با هجوم شوروی به فنلاند جهان ۴کشور را متجاوز میشناخت: ایتالیا، ژاپن، آلمان و شوروی! یعنی پیش از شروع عملیات بارباروسا، تهاجم هیتلر به استالین و ورود شوروی به جبهه متفقین، شوروی هم به اندازه متحدین (ژاپن و آلمان و ایتالیا) متجاوزِ منفور شمرده میشد و تنها یار باقیمانده برای استالین کمونیست در اروپا هیتلر نازی بود! روزولت در سخنرانی خود شوروی را در کنار فاشیستها بهعنوان نیروهای محور دستهبندی کرد.
○ ویژگی امپریالیستی و همکاری نظامی: راهبرد نظامی-امپریالیستی هر دو جناح سوسیالیست نزدیک بود. نشانهها و نتایج این نزدیکی:
1.استالین یک هفته پیش از جنگ و اشغال لهستان آن، پیشنهاد داد کل اروپا میان نازیها و کمونیستها تقسیم شود.
2.پس از اشغال لهستان، نیروهای شوروی انترناسیونالسوسیالیست و آلمان ناسیونالسوسیالیست کنار هم رژه پیروزی رفتند!
3.شوروی پایگاه دریایی مورمانسک خود را در اختیار نازیها گذاشت تا به نروژ یورش ببرند.
4.شوروی ماشین جنگی آلمان را تامین منابع میکرد، در حالی که مردم خود شوروی از گرسنگی میمردند.
5.شوروی احزاب کمونیست اروپا را قانع کرد مقاومت ضدفاشیستی را ضعیف کرده و از نازیها پشتیبانی کنند.
6.مولوتوف، وزیر امور خارجه شوروی، در سخنرانی خود در شورای عالی شوروی اعلام کرد مبارزه با ایدئولوژی نازی جرم است. همچنین به دولتهای خارجی پیشنهاد میکرد با نازیها مبارزه نکنند.
○ همکاریهای اطلاعاتی و امنیتی در سرکوب و نسلکشی: سازمان امنیت شوروی انترناسیونالسوسیالیست و سازمان گشتاپو آلمان ناسیونالسوسیالیست در چارچوب سندهای قرارداد و تفاهم با یکدیگر همکاری داشتند. از جمله این همکاریها:
1.سازمان امنیت شوروی بهصورت پیاپی فهرستهای بسیاری از اطلاعات کمونیستها و یهودیان آلمان را به دست گشتاپوی نازی میداد تا آنها را دستگیر کرده و به اردوگاههای مرگ بفرستند.
2. بسیاری از یهودیان از آلمان و لهستان به شوروی گریختند، اما استالین دستور داد آنها را گردآوری کرده و به نشانه دوستی بهدست گشتاپوی آلمان بسپارند.
3.سازمان امنیت شوروی به دولت شوروی پیشنهاد میکند که حضور یهودیان در دولت کاهش پیدا کند و یهودیان و خانوادههایشان از ازدواجهای مختلط از زمینههای فرهنگ و آموزش حذف شوند.*
4.سازمان امنیت شوروی (NKVD) به سازمان امنیت آلمان (گشتاپو) آموزش میداد.
*استالین در سال ۱۹۳۹ پیش از مذاکرات حساس با آلمان نازی وزیر امور خارجه خود، لیتوینوف، را برکنار کرد چون یهودی بود و برای بستن پیمان با نازیهای یهودستیز مناسب نبود! حال این برکناری چگونه بود؟ تانکها وزارت خارجه را محاصره کردند و استالین گفت: کنیسه را تخلیه کنید! (کنایه یهودستیزانه استالین به نقش پررنگ یهودیان در وزارت خارجه شوروی).
○ هیتلر به دقت و با شوق هولوکاست اوکراینیها بهدست استالین را در شوروی نگاه میکرد و از آن ایده و اطمینان گرفت که هولوکاست یهودیان در سرزمین خودش نیز ممکن است.
○ شعار اردوگاههای کار اجباری و مرگ آلمان: کار انسان را آزاد میکند.
شعار اردوگاههای کار اجباری و مرگ شوروی: کار افتخار است.
○ کشتار کاتین بهدست شوروی در لهستان نخستین کشتار جمعی در جنگ جهانی دوم بود. کشتارهای دستهجمعی نازیها در جنگ پس از این کشتار شورویها انجام شد.
پس از جنگ جهانی دوم
○ سوسیالیستهای شوروی با اطمینان از اینکه کسی «فاتحِ آلمان نازی» را محاکمه نمیکند نسلکشیهای بزرگی انجام دادند؛ استالین ۱۲ ملت را با تبعید دستهجمعی از میان برد؛ از جمله چچنها، اینگوشها، کالمیکها، کاراچایها و تاتارهای کریمه؛ ملتهای بالتیک با واگن حمل دام به سیبری فرستاده شدند و روسها را بهجای آنها در بالتیک اسکان دادند.
○ سوسیالیستهای شوروی اردوگاههای مرگ نازیها را از بین نبردند؛ بلکه آنها را دوباره به کار انداختند.
@SadNeveshtar
پیش از یورش آلمان به شوروی
○ هشدارها و پیشبینیها: دو شخصیت متفاوت هر دو نسبت به نزدیکی پندار و کردار دوگونه سوسیالیستها، نازیهای آلمان و کمونیستهای شوروی، هشدار دادند؛ تروتسکی و چرچیل. تروتسکی درباره یهودستیزی استالین به جهان هشدار داده بود. چرچیل میگفت نازیسم، استبداد نفرت انگیز کمونیستی است.
○ وجهه بینالمللی: با هجوم شوروی به فنلاند جهان ۴کشور را متجاوز میشناخت: ایتالیا، ژاپن، آلمان و شوروی! یعنی پیش از شروع عملیات بارباروسا، تهاجم هیتلر به استالین و ورود شوروی به جبهه متفقین، شوروی هم به اندازه متحدین (ژاپن و آلمان و ایتالیا) متجاوزِ منفور شمرده میشد و تنها یار باقیمانده برای استالین کمونیست در اروپا هیتلر نازی بود! روزولت در سخنرانی خود شوروی را در کنار فاشیستها بهعنوان نیروهای محور دستهبندی کرد.
○ ویژگی امپریالیستی و همکاری نظامی: راهبرد نظامی-امپریالیستی هر دو جناح سوسیالیست نزدیک بود. نشانهها و نتایج این نزدیکی:
1.استالین یک هفته پیش از جنگ و اشغال لهستان آن، پیشنهاد داد کل اروپا میان نازیها و کمونیستها تقسیم شود.
2.پس از اشغال لهستان، نیروهای شوروی انترناسیونالسوسیالیست و آلمان ناسیونالسوسیالیست کنار هم رژه پیروزی رفتند!
3.شوروی پایگاه دریایی مورمانسک خود را در اختیار نازیها گذاشت تا به نروژ یورش ببرند.
4.شوروی ماشین جنگی آلمان را تامین منابع میکرد، در حالی که مردم خود شوروی از گرسنگی میمردند.
5.شوروی احزاب کمونیست اروپا را قانع کرد مقاومت ضدفاشیستی را ضعیف کرده و از نازیها پشتیبانی کنند.
6.مولوتوف، وزیر امور خارجه شوروی، در سخنرانی خود در شورای عالی شوروی اعلام کرد مبارزه با ایدئولوژی نازی جرم است. همچنین به دولتهای خارجی پیشنهاد میکرد با نازیها مبارزه نکنند.
○ همکاریهای اطلاعاتی و امنیتی در سرکوب و نسلکشی: سازمان امنیت شوروی انترناسیونالسوسیالیست و سازمان گشتاپو آلمان ناسیونالسوسیالیست در چارچوب سندهای قرارداد و تفاهم با یکدیگر همکاری داشتند. از جمله این همکاریها:
1.سازمان امنیت شوروی بهصورت پیاپی فهرستهای بسیاری از اطلاعات کمونیستها و یهودیان آلمان را به دست گشتاپوی نازی میداد تا آنها را دستگیر کرده و به اردوگاههای مرگ بفرستند.
2. بسیاری از یهودیان از آلمان و لهستان به شوروی گریختند، اما استالین دستور داد آنها را گردآوری کرده و به نشانه دوستی بهدست گشتاپوی آلمان بسپارند.
3.سازمان امنیت شوروی به دولت شوروی پیشنهاد میکند که حضور یهودیان در دولت کاهش پیدا کند و یهودیان و خانوادههایشان از ازدواجهای مختلط از زمینههای فرهنگ و آموزش حذف شوند.*
4.سازمان امنیت شوروی (NKVD) به سازمان امنیت آلمان (گشتاپو) آموزش میداد.
*استالین در سال ۱۹۳۹ پیش از مذاکرات حساس با آلمان نازی وزیر امور خارجه خود، لیتوینوف، را برکنار کرد چون یهودی بود و برای بستن پیمان با نازیهای یهودستیز مناسب نبود! حال این برکناری چگونه بود؟ تانکها وزارت خارجه را محاصره کردند و استالین گفت: کنیسه را تخلیه کنید! (کنایه یهودستیزانه استالین به نقش پررنگ یهودیان در وزارت خارجه شوروی).
○ هیتلر به دقت و با شوق هولوکاست اوکراینیها بهدست استالین را در شوروی نگاه میکرد و از آن ایده و اطمینان گرفت که هولوکاست یهودیان در سرزمین خودش نیز ممکن است.
○ شعار اردوگاههای کار اجباری و مرگ آلمان: کار انسان را آزاد میکند.
شعار اردوگاههای کار اجباری و مرگ شوروی: کار افتخار است.
○ کشتار کاتین بهدست شوروی در لهستان نخستین کشتار جمعی در جنگ جهانی دوم بود. کشتارهای دستهجمعی نازیها در جنگ پس از این کشتار شورویها انجام شد.
پس از جنگ جهانی دوم
○ سوسیالیستهای شوروی با اطمینان از اینکه کسی «فاتحِ آلمان نازی» را محاکمه نمیکند نسلکشیهای بزرگی انجام دادند؛ استالین ۱۲ ملت را با تبعید دستهجمعی از میان برد؛ از جمله چچنها، اینگوشها، کالمیکها، کاراچایها و تاتارهای کریمه؛ ملتهای بالتیک با واگن حمل دام به سیبری فرستاده شدند و روسها را بهجای آنها در بالتیک اسکان دادند.
○ سوسیالیستهای شوروی اردوگاههای مرگ نازیها را از بین نبردند؛ بلکه آنها را دوباره به کار انداختند.
@SadNeveshtar
Reza Pahlavi | رضا پهلوی
برگزاری انتخابات آزاد، حاکمیت رأی ملت، تشکیل مجلس مؤسسان برای تعیین مسیر آینده کشور و فراهم آوردن زمینه شکوفایی و رفاه برای همه ایرانیان
● اگر نمیتوان بهشت را به دست آورد ابلهانه است اگر برای نجات از جهنم نکوشید.
بررسی تحلیلی نقایص دموکراسی شخص را متقاعد میکند که دموکراسی هنوز به کمال نرسیده و همچنین نشان نداده است که درمان همه بیماریهاست. دموکراسی نتوانسته است احساس همدردی را در میان مردم توسعه دهد، نابرابریهای تأسف بار میان «دارا» و «ندار» را از میان ببرد و سیاست را از پلیدیها پاک کند، بسیار کند عمل میکند و در راه بر آمدن از عهده چالشهای پرشتاب عصر ماشین و عصر قدرت اتم دانش عمومی لازم را ندارد. اما این پرسش مطرح است که آیا بدیل بهتری وجود دارد؟ جهان شکلهای دیگر حکومت را آزموده و همه آنها را دارای نقصان یافته است؛ پادشاهیها، آریستوکراسیها و دیکتاتوریها و رژیمهای فاشیستی به نسبت برای منافع توده ها زیانبار بودهاند. آزادیهای فردی پاشنه پادشاهان مستبد و دیکتاتورهای ستمگر را کشیده است. بنابراین مردم رسته از خواب و خیال و محروم جهان دموکراسی را به سبب آنکه هنوز چشم انداز بهتر و پرتوهایی از امید میدهد ترجیح دادهاند. اگر نمیتوان بهشت را به دست آورد ابلهانه است اگر برای نجات از جهنم نکوشید.
—📖 بنیادهای علم سیاست، رویبرگ ۳۱۰
@SadNeveshtar
بررسی تحلیلی نقایص دموکراسی شخص را متقاعد میکند که دموکراسی هنوز به کمال نرسیده و همچنین نشان نداده است که درمان همه بیماریهاست. دموکراسی نتوانسته است احساس همدردی را در میان مردم توسعه دهد، نابرابریهای تأسف بار میان «دارا» و «ندار» را از میان ببرد و سیاست را از پلیدیها پاک کند، بسیار کند عمل میکند و در راه بر آمدن از عهده چالشهای پرشتاب عصر ماشین و عصر قدرت اتم دانش عمومی لازم را ندارد. اما این پرسش مطرح است که آیا بدیل بهتری وجود دارد؟ جهان شکلهای دیگر حکومت را آزموده و همه آنها را دارای نقصان یافته است؛ پادشاهیها، آریستوکراسیها و دیکتاتوریها و رژیمهای فاشیستی به نسبت برای منافع توده ها زیانبار بودهاند. آزادیهای فردی پاشنه پادشاهان مستبد و دیکتاتورهای ستمگر را کشیده است. بنابراین مردم رسته از خواب و خیال و محروم جهان دموکراسی را به سبب آنکه هنوز چشم انداز بهتر و پرتوهایی از امید میدهد ترجیح دادهاند. اگر نمیتوان بهشت را به دست آورد ابلهانه است اگر برای نجات از جهنم نکوشید.
—📖 بنیادهای علم سیاست، رویبرگ ۳۱۰
@SadNeveshtar
زُروان
❗️یکی از موارد جالب حسن پایکر، در میدان تیان آنمن چین رخ داد. ❕جایی که پلیس چین، استریم IRL پایکر رو متوقف کرد و به علت "تصویر میمِ مائو" :) پایکر رو ۱۰ دقیقه بازداشت کرده بود. ‼️اما خب پایکر به جای اینکه این رو نشون دهنده استبداد و خفقانِ چین قلمداد کنه؛…
● چرا بعضی افراد حتی با دیدنِ ایرادات آرمانشهری که بیایراد فرض میکردند، از ایمان به آن دست نمیکشند؟
○ تحلیل هزینه-فایده کپلنی برای زائران کشورهای سوسیالیستی با یک فرد متوسط تفاوت دارد. کپلن استدلال میکند که در بسیاری موارد حفظ یک باور سیاسی آشکارا غلط اما عزیز عقلایی است چون هزینه [احساسی] کنار گذاشتن آن بیشتر از مزایای طرد آن است. اثر کپلن روی رای دهندگان میانه تمرکز میکند. یک زائر بسیار بیشتر از آن چیزی که یک رای دهنده میانهرو بتواند در بند آرمانهایی است که عزیز میدارد. آن آرمانها ممکن است بخشی از هویت او باشند.
○ این امر به ویژه در مورد روشنفکران عمومی (شناخته شده) صادق است که آرمانهایشان ویژگی تعیین کننده شخصیت اجتماعی آنهاست. تصور کنید یک چهره عمومی مقالهای بنویسد با عنوان «من به عدالت اجتماعی پایبند میمانم اما پس از ونزوئلا از سوسیالیسم دست کشیدهام»؛ او با اینکار صدها هزار نفر از پایگاه هوادارانش را ناامید خواهد کرد، خودفروخته و خائن نام خواهد گرفت و جایگاه خود به عنوان یک روشنفکر عمومی را از دست خواهد داد. بنابراین هزینه دست کشیدن از یک آرمان نادرست برای آنان بیشتر از یک فرد متوسط [و بیشتر از توجیه آن باور] خواهد بود.
○ داشتن باور غلط هیچ هزینهای ندارد؛ به استثنای مالکوم کالدول ستایشگر رژیم خمرهای سرخ کامبوج که به دست همان رژیم کشته شد. زائران مجبور نبودهاند تحت سلطه رژیمهایی که از دور تحسین میکردند زندگی کنند، وقتی که کمبود غذا را انکار میکردند یا برایش عذر و بهانه میآوردند گرسنه بمانند یا در اردوگاههای کار اجباری که آرمانگرایانه یا منطقی جلوه میدادند کار کنند یا حتی شهرت خود را از دست بدهند!
○ بئاتریس وب، سیدنی وب و جورج برنارد شاو تا به امروز هم چهرههای برجستهای در نظر گرفته میشوند، چامسکی ستایشگر کامبوج هنوز یک روشنفکر راکاستار است، در حالی که کسانی که دربارهی کامبوج درست میگفتند تا حد زیادی فراموش شدهاند، جان میردال که مائوتسهدونگ و انورخوجه و پل پوت بت ساخته بود دستکم در کشور خودش سوئد همچنان یک نماد ضدسرمایهداری است، لوییز رینزر پس از نوشتن کتابی در ستایش کره شمالی هنوز میتوانست نامزد ریاست جمهوری آلمان غربی شود، ماریا آنتونیا ماکیوچی پس از ستایش انقلاب فرهنگی مائو به عنوان یک نماینده پارلمان ایتالیا و اتحادیه اروپا مسیر شغلی موفق را طی کرد، بعد از سقوط ونزوئلا برخی از مشتاقترین هواداران چاوز در بریتانیا به برجستهترین چهرههای سیاسی کشور تبدیل شدند.
—📖 سوسیالیسم، ایدهی شکستخوردهای که هرگز نمیمیرد
@SadNeveshtar
○ تحلیل هزینه-فایده کپلنی برای زائران کشورهای سوسیالیستی با یک فرد متوسط تفاوت دارد. کپلن استدلال میکند که در بسیاری موارد حفظ یک باور سیاسی آشکارا غلط اما عزیز عقلایی است چون هزینه [احساسی] کنار گذاشتن آن بیشتر از مزایای طرد آن است. اثر کپلن روی رای دهندگان میانه تمرکز میکند. یک زائر بسیار بیشتر از آن چیزی که یک رای دهنده میانهرو بتواند در بند آرمانهایی است که عزیز میدارد. آن آرمانها ممکن است بخشی از هویت او باشند.
○ این امر به ویژه در مورد روشنفکران عمومی (شناخته شده) صادق است که آرمانهایشان ویژگی تعیین کننده شخصیت اجتماعی آنهاست. تصور کنید یک چهره عمومی مقالهای بنویسد با عنوان «من به عدالت اجتماعی پایبند میمانم اما پس از ونزوئلا از سوسیالیسم دست کشیدهام»؛ او با اینکار صدها هزار نفر از پایگاه هوادارانش را ناامید خواهد کرد، خودفروخته و خائن نام خواهد گرفت و جایگاه خود به عنوان یک روشنفکر عمومی را از دست خواهد داد. بنابراین هزینه دست کشیدن از یک آرمان نادرست برای آنان بیشتر از یک فرد متوسط [و بیشتر از توجیه آن باور] خواهد بود.
○ داشتن باور غلط هیچ هزینهای ندارد؛ به استثنای مالکوم کالدول ستایشگر رژیم خمرهای سرخ کامبوج که به دست همان رژیم کشته شد. زائران مجبور نبودهاند تحت سلطه رژیمهایی که از دور تحسین میکردند زندگی کنند، وقتی که کمبود غذا را انکار میکردند یا برایش عذر و بهانه میآوردند گرسنه بمانند یا در اردوگاههای کار اجباری که آرمانگرایانه یا منطقی جلوه میدادند کار کنند یا حتی شهرت خود را از دست بدهند!
○ بئاتریس وب، سیدنی وب و جورج برنارد شاو تا به امروز هم چهرههای برجستهای در نظر گرفته میشوند، چامسکی ستایشگر کامبوج هنوز یک روشنفکر راکاستار است، در حالی که کسانی که دربارهی کامبوج درست میگفتند تا حد زیادی فراموش شدهاند، جان میردال که مائوتسهدونگ و انورخوجه و پل پوت بت ساخته بود دستکم در کشور خودش سوئد همچنان یک نماد ضدسرمایهداری است، لوییز رینزر پس از نوشتن کتابی در ستایش کره شمالی هنوز میتوانست نامزد ریاست جمهوری آلمان غربی شود، ماریا آنتونیا ماکیوچی پس از ستایش انقلاب فرهنگی مائو به عنوان یک نماینده پارلمان ایتالیا و اتحادیه اروپا مسیر شغلی موفق را طی کرد، بعد از سقوط ونزوئلا برخی از مشتاقترین هواداران چاوز در بریتانیا به برجستهترین چهرههای سیاسی کشور تبدیل شدند.
—📖 سوسیالیسم، ایدهی شکستخوردهای که هرگز نمیمیرد
@SadNeveshtar
Rodion Talks
ویدئویی از کسی دیدم که با موتورسیکلت به افغانستان رفته بود. در ایست بازرسی طالبان، دوربین رو روشن کرد و با ذوق گزارش میداد: "برخوردشان خیلی خوب بود، هیچ چیز بدی به من نگفتند، ببینید مردم اینها اهل صلحاند! خیلی دستشون دردنکنه که امنیت رو برقرار میکنند!"…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
● سرهنگ غفوری، رئیس کلانتری جنتآباد تهران:«اون موقع که زنگ میزنید ۱۱۰ با گریه میگید مالمو بردن؛ یادتون باشه ما همون سرکوبگراییم ها.»
@SadNeveshtar
@SadNeveshtar
● دستاورد ایرانیان
○ هممیهن بزرگوارم، اگر آمریکا و اسرائیل در جنگ زیرساختها را نمیزنند، نقطهزنیهای دقیقتر از لبنان و غزه میکنند تا خون بیگناه تا جای ممکن ریخته نشود، اگر پروژهشان تغییر رژیم است نه هرجومرج در ایران، اگر بین مردم ایران و رژیم اشغالگر ایران فرق میگذارند؛ اینها دستاورد حضور شجاعانه من شما در خیابانهای ایران در دیماه و اسفندماه، پیامد حضور شمایِ دیاسپورا در خیابانهای سراسر جهان در هر هفتهی این چندماه و بهویژه در بهمنماه، و آورده جانفشانی دهها هزار تن از فرزندان این سرزمین برای فریاد زدن یک چیز است: فرهنگ ایرانی؛ فرهنگ زندگیخواهی و دوستی با ملتهای زندگیخواه بزرگی از جمله آمریکا و اسرائیل. این زندگیخواهی را باید در یک یک جنبههای زیست روزمره خود پیگیری کنیم، آماده باشیم برای آن بمیریم و مهمتر از همه آماده باشیم برای آن مرگخواهان را بکشیم. آرمانهای زندگیخواهی ما و دوستیمان با ملتهای زندگیخواه جهان را در یاد و دل زنده و هر روز آتشینتر از دیروز نگه داریم؛ ایرانمان را تنها از این راه آزاد و آباد خواهیم کرد.
@SadNeveshtar
○ هممیهن بزرگوارم، اگر آمریکا و اسرائیل در جنگ زیرساختها را نمیزنند، نقطهزنیهای دقیقتر از لبنان و غزه میکنند تا خون بیگناه تا جای ممکن ریخته نشود، اگر پروژهشان تغییر رژیم است نه هرجومرج در ایران، اگر بین مردم ایران و رژیم اشغالگر ایران فرق میگذارند؛ اینها دستاورد حضور شجاعانه من شما در خیابانهای ایران در دیماه و اسفندماه، پیامد حضور شمایِ دیاسپورا در خیابانهای سراسر جهان در هر هفتهی این چندماه و بهویژه در بهمنماه، و آورده جانفشانی دهها هزار تن از فرزندان این سرزمین برای فریاد زدن یک چیز است: فرهنگ ایرانی؛ فرهنگ زندگیخواهی و دوستی با ملتهای زندگیخواه بزرگی از جمله آمریکا و اسرائیل. این زندگیخواهی را باید در یک یک جنبههای زیست روزمره خود پیگیری کنیم، آماده باشیم برای آن بمیریم و مهمتر از همه آماده باشیم برای آن مرگخواهان را بکشیم. آرمانهای زندگیخواهی ما و دوستیمان با ملتهای زندگیخواه جهان را در یاد و دل زنده و هر روز آتشینتر از دیروز نگه داریم؛ ایرانمان را تنها از این راه آزاد و آباد خواهیم کرد.
@SadNeveshtar
● «دست بالای دست بسیار است»
○ این ضرب المثل بهدست آمده از سدهها زیست انسانیست. هر کسی باید در هر حوزه زندگی این را به یاد داشته باشد؛ اما سیاستمداری که زندگی مردم در دستش است باید بسیار بیشتر این مورد را در نظر بگیرد، که اگر نگیرد در بهترین حالت احمق شایسته مجازات است و در بدترین حالت شارلاتان شایسته اشد مجازات.
○ در اینکه جمهوری اسلامی از دسته دوم، دسته شارلاتانهاست، شکی نیست. اما نکته اصلی برای ما این است که هشیار باشیم در فردای آزادی احمقها و شارلاتانها با شعارهای مهمل و سوار شدن بر احساسات ما، با وعدهها و اندیشههایی که دست بالای دست را در نظر نمیگیرند، با رای خود ما به قدرت نرسند. از قبیل «احیای امپراتوری ایران با زور» و «جنگ با روسیه برای انتقام گذشته» و هر آنچه از مسیر زور میگذرد.
○ دموکراسی آینده ما برای پایدار ماندن فرهنگ و نهادسازی میخواهد که اینها در دست ماست؛ یکی از فرهنگهایی که نیاز است، فرهنگ به یاد داشتنِ همیشگی آن ضربالمثل اول متن و این نکته آخر متن است.
@SadNeveshtar
○ این ضرب المثل بهدست آمده از سدهها زیست انسانیست. هر کسی باید در هر حوزه زندگی این را به یاد داشته باشد؛ اما سیاستمداری که زندگی مردم در دستش است باید بسیار بیشتر این مورد را در نظر بگیرد، که اگر نگیرد در بهترین حالت احمق شایسته مجازات است و در بدترین حالت شارلاتان شایسته اشد مجازات.
○ در اینکه جمهوری اسلامی از دسته دوم، دسته شارلاتانهاست، شکی نیست. اما نکته اصلی برای ما این است که هشیار باشیم در فردای آزادی احمقها و شارلاتانها با شعارهای مهمل و سوار شدن بر احساسات ما، با وعدهها و اندیشههایی که دست بالای دست را در نظر نمیگیرند، با رای خود ما به قدرت نرسند. از قبیل «احیای امپراتوری ایران با زور» و «جنگ با روسیه برای انتقام گذشته» و هر آنچه از مسیر زور میگذرد.
○ دموکراسی آینده ما برای پایدار ماندن فرهنگ و نهادسازی میخواهد که اینها در دست ماست؛ یکی از فرهنگهایی که نیاز است، فرهنگ به یاد داشتنِ همیشگی آن ضربالمثل اول متن و این نکته آخر متن است.
@SadNeveshtar