«صد نوشتار»
232 subscribers
70 photos
84 videos
1 file
104 links
● درباره‌ی چیزهایی که در زندگی با آنها روبه‌رو می‌شویم.

● این کانال شخصی است و گاه به گاه به‌روزرسانی‌اش می‌کنم.
Download Telegram
تلنگر: پناه بردن از یک قدرت به قدرت همسانش برابر با آزاد شدن نیست. دو نکته:

○ اگر شما دولت را مجاز به ایفای نقش پدر بدانید، مثلا بگویید دولت باید تصمیم بگیرد یک کودک چه چیزی بپوشد نه پدرش، این دولت‌سالاری همتای همان پدرسالاری‌ست؛ هر دو پادآزادی هستند، تنها نام و شکلشان متفاوت است. پدرسالاری شما در چارچوب دیگری به نام دولت‌سالاری قرار گرفته. شما در ذهنتان و در عمل دولت را به‌جای پدر نشانده‌اید.*

○ اگر شما دولت را مجاز به ممنوعیت حجاب کنید این همتای همان اجبار به حجاب است. هر دو پادآزادی هستند، هر دو می‌گویند دولت باید در پوشش مردم دخالت کند، هر دو می گویند پوشش مردم باید امنیتی‌سازی شود، تنها نام و شکلشان متفاوت است.

○ پس آزاد شدن از یک گونه پادآزادی با گونه‌ای دیگر از پادآزادی به‌دست نمی‌آید! ریشه‌ی مشکل در دولت‌گرایی‌ست که باید خشکیده شود.

*درباره اینکه دولت اصولا و تا چه حد حق دخالت در پرورش فرزندان (حق تجاوز به نهاد خانواده) را دارد بحث بسیار است که در اینجا نمی‌گنجد. برای سر نخ: در تاریخ کار تا آنجا بیخ پیدا کرد که کمونیست‌های کامبوج کودکان را از خانواده‌هایشان ربوده و در اردوگاه‌های مخصوص «تربیت و پرورش تراز» می‌کردند!

@SadNeveshtar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی‌وفا مردا که در هنگام تب و ناخوشی مادر او را ترک کند.

@SadNeveshtar
شش ماه ایرانی شدن و ایرانی بودن

○ شش ماه گذشت از شبی که ملت ایران ملت بودن خودش را نشان داد. طبقه مرفه و طبقه متوسط و طبقه فقیر، زن و مرد، پیر و جوان، مرکزنشین و مرزنشین، بازاری و دانشگاهی، ایرانی درون کشور و ایرانی بیرون کشور... این رنگارنگی تک‌رنگ و از میان نرفت، بلکه کنار هم گذاشته شد و یک پارچه هفتادرنگ زیبا را دوباره بیش از پیش به چشم آورد: «ایران و ایرانی».

○ در این شش ماه از ده‌ها هزار جان‌باخته‌مان که در خیابان و بیمارستان و زندان به‌دست رژیم اشغالگر ایران بسیار گفتیم و هر چه بگوییم کم است. اما من اینجا می‌خواهم از میلیون‌ها کسی که زنده ماندند سپاسگزاری کنم؛ هم‌میهنانی که در دی‌ماه فریاد آزادی سر دادند و تا امروز با غم سنگین هم‌میهنان کشته‌ شده روی دوش‌شان هنوز گرمای آزادی‌خواهی را در دل نگه داشته‌اند و به چیزی کمتر از آزادی ایران راضی نیستند و مسیر را تا آزادی کشورمان می‌پیمایند. از شما هم‌میهنان آزادی‌خواهم، از شما دلسوزان، از شما دلیرترین ملت جهان، از شما دوستان و هم‌مسیرهایم سپاسگزارم. بدانید که ما همدیگر را داریم و دیر یا زود ایرانمان را آزاد خواهیم کرد. پاینده ایران، پاینده ما ملت ایران.

@SadNeveshtar
اگر شرف داری باید از میناب هم بگویی (!)

○ کسانی هستند که می‌گویند شرط ایرانیِ باشرف بودن این است که باید هم از کشته‌شدگان دی‌ماه بگویید و هم از قربانیان مدرسه میناب. جدا از اینکه فاجعه میناب گردن چه سمتی بود و آبشخور چنین اندیشه‌ای کجاست و چه کسانی آن را برجسته می‌کنند چند نکته هست که باید گفت:

پارادوکس نابرابر فرض‌کردن قربانیان همزمان با پرهیز از نابرابری
اگر کشته‌شدگان جنگ را هم کشته‌شده سیاست‌های جمهوری اسلامی بدانیم و قصد از پرداختن همزمان به این دو دسته این است که میان کشته‌شدگان جمهوری اسلامی نابرابری قائل نشویم؛ 1.اینکه تنها به کشته‌شدگان مدرسه میناب اشاره می‌شود خودش گذاشتن نابرابری میان کشته‌شدگان جنگ (کشته‌شدگان مدرسه میناب در برابر دیگر کشته‌شدگان جنگ) است‌. همگی به‌صورت برابر کشته‌شده جنگ درپی سیاست‌های جمهوری اسلامی هستند. 2.کشته‌شدگان جنگ با کشته‌شدگان کمبود دارو و تصادفات جاده‌ای و آلودگی هوا و... نابرابر نیستند و همگی به‌صورت برابر کشته‌شده در پی سیاست‌های جمهوری اسلامی هستند. پس اگر ادعا این است که برای ایرانیِ با‌شرف بودن باید به همه کشته‌شدگان جمهوری اسلامی اشاره کرد نه تنها یک دسته از کشته‌شدگان، پس هر کسی باید هر بار به چند ده دسته و چندطومار از کشته‌شدگان اشاره کند که برای یک شخصِ تنها ممکن نیست.

نابرابری نیست، تفاوت هست
3.تفاوت میان کشته شدگان جنبش‌ها با دیگر کشته‌شدگان جمهوری اسلامی در این است که الف)در راستای ضربه زدن به جمهوری اسلامی و ب)با پذیرش احتمال هزینه بالای این تصمیم سینه‌سپر کردند و کشته شدند. این مرزی‌ست که کشته شدگان جنبش‌ها را از دیگر کشته‌شدگان به‌دست جمهوری اسلامی (چه جنگ چه کمبود دارو چه هر دسته دیگری) جدا می‌کند. این مرز به معنی تفاوت ارزش‌گذاری روی جان افراد نیست بلکه به معنای تفاوت ارزش‌گذاری روی کار افراد است.

هر کسی توان و وظیفه‌ای دارد
4.یک شهروند عادی و حتی یک چهره ‌شناخته شده‌تر سازمان ندارد و عضو سازمان حقوق بشری هم نیست. پس نه وظیفه دارد سخنگوی همه کشته‌شدگان باشد و نه توان روحی و نه زمان آن را دارد. بنابراین تنها [یا دستکم بیشتر] به کشته‌شدگان جنبش‌ها می‌پردازد چرا که الف)ارزش کار آن‌ها شایستگی بیشتری برای پرداختن دارد و ب)موضوع اصلی کنونی ما نیز سرنگونی جمهوری اسلامی و پرداختن به کشته‌شدگان و فعالین زنده در این راه است چون باعث می‌شود سرانجام و با نابودی جمهوری اسلامی کشته شدن مردم در پی سیاست‌های دیگر این رژیم، سیاست‌هایی جز سرکوب و در زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی، نیز متوقف شود. فضای رسانه محدود است و بهتر است روی ریشه تمرکز شود. پ)توان روحی و ذهنی و زمانی افراد محدود است.

@SadNeveshtar
قبیله‌گرایی چپ؛ چپِ ناچیزِ خودفریب:
یک نامزد انتخاباتی حزب دموکرات را در آمریکا از رقابت بیرون انداختند، چون پرونده تعرض جنسی داشت. چپ ازینکه «مجبور» شده قید این نامزدش را بزند، ناراحت و پریشان است، چون علاوه بر متجاوز بودن، ضداسراییل هم بود! ادامه:
https://t.me/gamolgaunt/140
@SadNeveshtar
امروز فقط یک بخش از جمهوری اسلامی ۲۰۰ ایرانی را کشت؛ انحصارگری جمهوری اسلامی در زمینه خودرو حدود ۱۰۰ کشته در تصادف در اثر ناایمنی خودرو داخلی و ۱۰۰ کشته آلودگی هوا در اثر مصرف بیش از حد بنزین توسط خودرو داخلی به ایرانیان تحمیل کرد. این فقط یک روز و یک بخش از هزار بخشِ یک سیستم کشتار ایرانیان به‌نام جمهوری اسلامی است. تا زمان وجود این سیستم فاشیستی در سرزمین ایران، هولوکاست ایرانیان ادامه خواهد داشت. ما برای زنده ماندن و زندگی کردن مجبور به حذف این غده سرطانی از کشورمان هستیم و هیچ چاره‌ای جز این نداریم.

@SadNeveshtar
دمای بدن، خوشبختی و بدبختی:
در آمریکا؛ قلب‌ها داغ است و کله‌ها سرد.
در ج.ا؛ قلب‌ها سرد است و کله‌ها داغ‌.
فاصله خوشبختی و بدبختی یک ملت در همین تفاوت دمای دل و مغز درون افراد تاثیرگذار در حاکمیت و افراد تاثیرگذار بر حاکمیت است.

@SadNeveshtar
ووک راست‌گرا؛ نگاهی به خیزش نادیده‌شدگان آمریکایی:
https://t.me/youngconservative/203
@SadNeveshtar
ملت ایران یک دریا خون با «ترس» فاصله دارد.

○ جمهوری اسلامی امشب سعی داشت با اعدام در ملاعام مردم را دچار رعب و وحشت کند. اما مردم زیر همان جرثقیل مرگ، کنار نیروهای تا بن دندان مسلح، نزدیک نمایش انسان‌کشی حضور یافته و بدون ترس و دلیرانه با شعارهای خود مبارزه را ادامه دادند.

○ این برای همه ما، از مردم آزادیخواه ایران گرفته تا هواداران استحاله رژیم اشغالگر ایران و تا کشورهای دیگر، یک پیام دارد‌. همان پیامی که ملت ایران با قیام ۹۶ پس از قیام ۸۸ داد، و همانی که با قیام ۹۸ پس از کشتار ۹۶ گفت، و همانی که با قیام ۱۴۰۱ پس از کشتار ۹۸ فریاد زد، و همانی که با قیام ۱۴۰۴ پس از جنایات ۱۴۰۱ در سراسر کشور بانگش را برآورد، و همانی که دانشجویان پس از بزرگترین کشتار تاریخ معاصر هنگام بازگشایی دانشگاه‌ها به صحنه آوردند. آن پیام این است: بین ملت ایران و ترس از رژیم اشغالگر ایران یک دریا خون فاصله است.

○ ما مردم ایران با هر هزینه‌ای و با هر روشی، چه با کمک خارجی چه بدون آن، از هر نسخه رژیم انسان‌کش اشغالگر ایران عبور خواهیم کرد و مطمئن باشید با عوامل سرکوب رژیم و حامیانش همان می‌کنیم که اسرائیلی‌ها در قبال نازی‌ها انجام دادند.

@SadNeveshtar
«صد نوشتار»
• هر نوع سوسیالیسم اعم از: سوسیالیسم سیاه (کمونیسم) سوسیالیسم آبی (سوسیالیسم پارلمانی ملی) سوسیالیسم سفید (سوسیالیسم‌ سلطنتی ملی) سوسیالیسم سرخ (سوسیالیسم جهانی) سوسیالیسم صورتی (سوسیال‌دموکراسی) سوسیالیسم سبز (سوسیالیسم‌محیط‌زیستی) سوسیالیسم زرد (سندیکاییسم)…
سوسیالیسم و نسل‌کشی

○ سوسیالیست‌ها تنها کسانی بودند که در سده ۱۹ و ۲۰ میلادی به‌صورت علنی از نسل‌کشی پشتیبانی و آن را تبلیغ می‌کردند.

1.انگلس در نشریه نویه راینیشه سایتونگ در ژانویه ۱۸۴۹: از نگاه مارکسیستی زمانی که انقلاب سوسیالیستی رخ دهد بعضی جوامع در اروپا هنوز به مرحله سرمایه‌داری هم نرسیده‌اند و دو مرحله عقب افتاده‌اند* و اینان «زباله نژادی» هستند که باید از میان بروند؛ چون از تاریخ عقب افتاده‌اند و نمی‌توانند به مرحله انقلاب برسند.

2. انگلس درباره «پستی و کثیفی» نژاد اسلاو نوشت.

3. او همچنین می‌گفت لهستان اصلا دلیلی برای وجود داشتن ندارد.

4. مارکس می‌نویسد: طبقات و نژادهایی که برای سازگار شدن با شرایط جدید کم‌توان هستند باید کنار بروند و باید در «هولوکاست انقلابی» نابود شوند.

*در نگاه مارکسیستی مراحل تحول جوامع چنین است: ۱.کمون اولیه ۲.برده‌داری ۳.فئودالیسم ۴.سرمایه‌داری ۵.سوسیالیسم–کمونیسم

–هیتلر و ناسیونال سوسیالیست‌ها در آینده از این ایده‌ها وام گرفته، تمجیدشان کرده و عملی‌شان می‌کنند که در پست‌های آینده کانال مختصر به آن خواهم پرداخت.

@SadNeveshtar