«صد نوشتار»
232 subscribers
70 photos
84 videos
1 file
104 links
● درباره‌ی چیزهایی که در زندگی با آنها روبه‌رو می‌شویم.

● این کانال شخصی است و گاه به گاه به‌روزرسانی‌اش می‌کنم.
Download Telegram
دیگر این محرم و صفر نیست که اسلام را زنده نگه داشته

○ محرم امسال بسیار متفاوت بود. بسیار کم‌شور، بسیار کم‌شور. جمعیت‌های گسترده‌ای که حتی تا پارسال می‌دیدم را ندیدم. لباس‌های مردم عامدانه رنگی بود. مردم این سرزمین گذار بسیار پرهزینه و دردناکی از اسلام داشتند (جدا از اینکه گذار درستی بود یا نه، جدا از اینکه تا چه زمان ماندگار است، جدا از اینکه چه میزان ژرف‌ است، جدا از اینکه جایگزینش بهتر است یا نه). ولی بسیار پرهزینه و دردناک بود. نیم‌سده به درازا انجامید، تنها در دو شب از این نیم‌سده چند ده هزار نفر کشته شدند.

○ این گذار وابسته به که بود؟ یادگار دیر بار داده پهلوی؟ کار دست آخوند؟ تربیت سکولار پدران و مادرانمان؟ دهه هفتادی‌ها؟ زندگی‌پرستی دهه هشتادی‌ها؟ اینترنت؟ هر چه بود روزگار شگفت‌انگیزی سپری شد. از زمانی که شعار اپوزیسیونی مردم «یاحسین میرحسین» بود تا زمانی که مجیدرضا رهنورد گفت بر مزارم قرآن نخوانید و شادی کنید ۱۳ سال و ۳ جنبش ضد-انقلاب با چند هزار کشته گذشت؛ از زمانی که مجیدرضا رهنورد کشته شد تا زمانی که مردم دیگر بر مزار کشته شدگانشان قرآن نخواندند و شادی کردند ۳ سال و ۱ جنبش با چند ده هزار نفر کشته گذشت. محرم و صفر امسال دیگر جمهوری اسلامی را نگه نداشت. جمهوری اسلامی مُرد. این جسد متعفن به‌زودی از خاک پاک این سرزمین به بیرون پرت خواهد شد. اما این مردم واقعا چه روزگار شگفت‌انگیزی دیدند و چه روزگار شگفت‌انگیزی ساختند...

@SadNeveshtar
خدا لعنت كند آن امتى كه شما را کشتند و خدا لعنت كند هر آنکسی که اسباب این ستم را بنا نهاد و خدا لعنت کند آن کسانی را كه از امراى ظلم و جور براى جنگ با شما اطاعت كردند. من به سوى خدا و به سوى شما از آن ظالمان و شیعیان آنها و پیروان و دوستانشان بیزارى مى‏جویم. از جانب من بر همگی شما سلام خدا برای همیشه تا هستم و تا شب و روز باقی است.

📖 زیارت عاشورا
@SadNeveshtar
قلمروهای انسان

● از دید هانا آرنت انسان سه قلمرو دارد:
1. زحمت/تقلا: در این قلمرو انسان تنها به دنبال رفع نیازهای زیستی (زنده ماندن) است. پس این قلمرو حیوانی‌ست. مارکس با مترادف کردن کارگران و زحمتکشان در واقع آن‌ها را از انسانیت خارج و به قلمرو حیوانات فرستاده. بودنِ در این قلمرو نه آغاز دارد و نه پایان، همیشگی‌ست. انسان‌هایی که اسیر این قلمرو می‌شوند پوچ و بی‌جهان هستند.
2. کار: تفکر خلاقانه و تولیدی. بودنِ در این قلمرو آغاز و پایان دارد. [آرنت اعتقاد دارد که] این قلمرو با ورود ماشین‌ها به تولید از بین رفته است.
3. کنش (سیاست): در این قلمرو انسان به‌دنبال قصه‌گویی است. از نیازهای زیستی گذشته است، یعنی مسائل خانوادگی (درآمد، رفاه و...) را حل کرده است. بودنِ در این قلمرو آغاز دارد ولی پایان ندارد.

○ پس شرط ورود به عرصه اجتماعی و دنیای سیاست گذر از قلمرو زحمت (رفع نیازهای خانوادگی) است. مثلا در آگورای یونان فقط کسی می‌توانست در صحنه سیاسی کنش کند که مسائل خانوادگی خود را حل کرده باشد.

○ سیاست هیچگاه به اقتصاد مربوط نبوده و اقتصاد سیاسی توهم است. سیاست عرصه آغازگری و روایتگری انسان است. سیاست تنها به دو چیز است: تولد و مرگ‌؛ تولد یک انسان یعنی خلق یک قصه تازه‌، یعنی آغازگری [به همین دلیل می‌خواستند حضرت موسی را بکشند و حاکمان از کودکان (انسان‌های آغازگر، کسانی که حرف تازه دارند) می‌ترسند].

○ ما می‌دانیم می‌میریم و نابود می‌شویم پس باید خود را با قصه گفتن (کنش سیاسی) و خلق محصولات تازه (کنش اقتصادی و تولید ارزش و ثروت) جاودانه کنیم.

🎙 مصطفی مهرآیین
@SadNeveshtar
روابط کنش گفتاری

○ ۱.رابطه‌ی کنش گفتاری با فرد سخنگو مسئله‌ی صداقت و راستگویی را به میان می‌آورد. ۲.رابطه‌ی کنش گفتاری با جهان مسئله‌ی حقیقت را به میان می‌آورد. ۳.رابطه‌ی کنش گفتاری با خود زبان مسئله‌ی فهم‌پذیری را به میان می‌آورد. ۴.رابطه‌ی کنش گفتاری با هنجارهای جامعه مسئله‌ی مشروعیت را به میان می‌آورد.

○ اوضاع این ۴ رابطه نشان می‌دهد گفت‌وگو ممکن است یا ناممکن. به همین دلایل شما نمی‌توانید با تولیت حرم شاهچراغ یا پرچم‌گردانِ در خیابان یا فامیل بسیجی خودتان گفت‌وگو داشته باشید، یا دستکم حس کنید که نمی‌توانید گفت‌وگو داشته باشید.

@SadNeveshtar
کاربردی در این روزها؛ ببینید و برای آشنایانتون هم بفرستید که صداوسیما «جمعیت میلیونی» رو توی پاچه‌تون نکنه.

@SadNeveshtar
تلنگر: پناه بردن از یک قدرت به قدرت همسانش برابر با آزاد شدن نیست. دو نکته:

○ اگر شما دولت را مجاز به ایفای نقش پدر بدانید، مثلا بگویید دولت باید تصمیم بگیرد یک کودک چه چیزی بپوشد نه پدرش، این دولت‌سالاری همتای همان پدرسالاری‌ست؛ هر دو پادآزادی هستند، تنها نام و شکلشان متفاوت است. پدرسالاری شما در چارچوب دیگری به نام دولت‌سالاری قرار گرفته. شما در ذهنتان و در عمل دولت را به‌جای پدر نشانده‌اید.*

○ اگر شما دولت را مجاز به ممنوعیت حجاب کنید این همتای همان اجبار به حجاب است. هر دو پادآزادی هستند، هر دو می‌گویند دولت باید در پوشش مردم دخالت کند، هر دو می گویند پوشش مردم باید امنیتی‌سازی شود، تنها نام و شکلشان متفاوت است.

○ پس آزاد شدن از یک گونه پادآزادی با گونه‌ای دیگر از پادآزادی به‌دست نمی‌آید! ریشه‌ی مشکل در دولت‌گرایی‌ست که باید خشکیده شود.

*درباره اینکه دولت اصولا و تا چه حد حق دخالت در پرورش فرزندان (حق تجاوز به نهاد خانواده) را دارد بحث بسیار است که در اینجا نمی‌گنجد. برای سر نخ: در تاریخ کار تا آنجا بیخ پیدا کرد که کمونیست‌های کامبوج کودکان را از خانواده‌هایشان ربوده و در اردوگاه‌های مخصوص «تربیت و پرورش تراز» می‌کردند!

@SadNeveshtar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی‌وفا مردا که در هنگام تب و ناخوشی مادر او را ترک کند.

@SadNeveshtar
شش ماه ایرانی شدن و ایرانی بودن

○ شش ماه گذشت از شبی که ملت ایران ملت بودن خودش را نشان داد. طبقه مرفه و طبقه متوسط و طبقه فقیر، زن و مرد، پیر و جوان، مرکزنشین و مرزنشین، بازاری و دانشگاهی، ایرانی درون کشور و ایرانی بیرون کشور... این رنگارنگی تک‌رنگ و از میان نرفت، بلکه کنار هم گذاشته شد و یک پارچه هفتادرنگ زیبا را دوباره بیش از پیش به چشم آورد: «ایران و ایرانی».

○ در این شش ماه از ده‌ها هزار جان‌باخته‌مان که در خیابان و بیمارستان و زندان به‌دست رژیم اشغالگر ایران بسیار گفتیم و هر چه بگوییم کم است. اما من اینجا می‌خواهم از میلیون‌ها کسی که زنده ماندند سپاسگزاری کنم؛ هم‌میهنانی که در دی‌ماه فریاد آزادی سر دادند و تا امروز با غم سنگین هم‌میهنان کشته‌ شده روی دوش‌شان هنوز گرمای آزادی‌خواهی را در دل نگه داشته‌اند و به چیزی کمتر از آزادی ایران راضی نیستند و مسیر را تا آزادی کشورمان می‌پیمایند. از شما هم‌میهنان آزادی‌خواهم، از شما دلسوزان، از شما دلیرترین ملت جهان، از شما دوستان و هم‌مسیرهایم سپاسگزارم. بدانید که ما همدیگر را داریم و دیر یا زود ایرانمان را آزاد خواهیم کرد. پاینده ایران، پاینده ما ملت ایران.

@SadNeveshtar
اگر شرف داری باید از میناب هم بگویی (!)

○ کسانی هستند که می‌گویند شرط ایرانیِ باشرف بودن این است که باید هم از کشته‌شدگان دی‌ماه بگویید و هم از قربانیان مدرسه میناب. جدا از اینکه فاجعه میناب گردن چه سمتی بود و آبشخور چنین اندیشه‌ای کجاست و چه کسانی آن را برجسته می‌کنند چند نکته هست که باید گفت:

پارادوکس نابرابر فرض‌کردن قربانیان همزمان با پرهیز از نابرابری
اگر کشته‌شدگان جنگ را هم کشته‌شده سیاست‌های جمهوری اسلامی بدانیم و قصد از پرداختن همزمان به این دو دسته این است که میان کشته‌شدگان جمهوری اسلامی نابرابری قائل نشویم؛ 1.اینکه تنها به کشته‌شدگان مدرسه میناب اشاره می‌شود خودش گذاشتن نابرابری میان کشته‌شدگان جنگ (کشته‌شدگان مدرسه میناب در برابر دیگر کشته‌شدگان جنگ) است‌. همگی به‌صورت برابر کشته‌شده جنگ درپی سیاست‌های جمهوری اسلامی هستند. 2.کشته‌شدگان جنگ با کشته‌شدگان کمبود دارو و تصادفات جاده‌ای و آلودگی هوا و... نابرابر نیستند و همگی به‌صورت برابر کشته‌شده در پی سیاست‌های جمهوری اسلامی هستند. پس اگر ادعا این است که برای ایرانیِ با‌شرف بودن باید به همه کشته‌شدگان جمهوری اسلامی اشاره کرد نه تنها یک دسته از کشته‌شدگان، پس هر کسی باید هر بار به چند ده دسته و چندطومار از کشته‌شدگان اشاره کند که برای یک شخصِ تنها ممکن نیست.

نابرابری نیست، تفاوت هست
3.تفاوت میان کشته شدگان جنبش‌ها با دیگر کشته‌شدگان جمهوری اسلامی در این است که الف)در راستای ضربه زدن به جمهوری اسلامی و ب)با پذیرش احتمال هزینه بالای این تصمیم سینه‌سپر کردند و کشته شدند. این مرزی‌ست که کشته شدگان جنبش‌ها را از دیگر کشته‌شدگان به‌دست جمهوری اسلامی (چه جنگ چه کمبود دارو چه هر دسته دیگری) جدا می‌کند. این مرز به معنی تفاوت ارزش‌گذاری روی جان افراد نیست بلکه به معنای تفاوت ارزش‌گذاری روی کار افراد است.

هر کسی توان و وظیفه‌ای دارد
4.یک شهروند عادی و حتی یک چهره ‌شناخته شده‌تر سازمان ندارد و عضو سازمان حقوق بشری هم نیست. پس نه وظیفه دارد سخنگوی همه کشته‌شدگان باشد و نه توان روحی و نه زمان آن را دارد. بنابراین تنها [یا دستکم بیشتر] به کشته‌شدگان جنبش‌ها می‌پردازد چرا که الف)ارزش کار آن‌ها شایستگی بیشتری برای پرداختن دارد و ب)موضوع اصلی کنونی ما نیز سرنگونی جمهوری اسلامی و پرداختن به کشته‌شدگان و فعالین زنده در این راه است چون باعث می‌شود سرانجام و با نابودی جمهوری اسلامی کشته شدن مردم در پی سیاست‌های دیگر این رژیم، سیاست‌هایی جز سرکوب و در زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی، نیز متوقف شود. فضای رسانه محدود است و بهتر است روی ریشه تمرکز شود. پ)توان روحی و ذهنی و زمانی افراد محدود است.

@SadNeveshtar
قبیله‌گرایی چپ؛ چپِ ناچیزِ خودفریب:
یک نامزد انتخاباتی حزب دموکرات را در آمریکا از رقابت بیرون انداختند، چون پرونده تعرض جنسی داشت. چپ ازینکه «مجبور» شده قید این نامزدش را بزند، ناراحت و پریشان است، چون علاوه بر متجاوز بودن، ضداسراییل هم بود! ادامه:
https://t.me/gamolgaunt/140
@SadNeveshtar
امروز فقط یک بخش از جمهوری اسلامی ۲۰۰ ایرانی را کشت؛ انحصارگری جمهوری اسلامی در زمینه خودرو حدود ۱۰۰ کشته در تصادف در اثر ناایمنی خودرو داخلی و ۱۰۰ کشته آلودگی هوا در اثر مصرف بیش از حد بنزین توسط خودرو داخلی به ایرانیان تحمیل کرد. این فقط یک روز و یک بخش از هزار بخشِ یک سیستم کشتار ایرانیان به‌نام جمهوری اسلامی است. تا زمان وجود این سیستم فاشیستی در سرزمین ایران، هولوکاست ایرانیان ادامه خواهد داشت. ما برای زنده ماندن و زندگی کردن مجبور به حذف این غده سرطانی از کشورمان هستیم و هیچ چاره‌ای جز این نداریم.

@SadNeveshtar
دمای بدن، خوشبختی و بدبختی:
در آمریکا؛ قلب‌ها داغ است و کله‌ها سرد.
در ج.ا؛ قلب‌ها سرد است و کله‌ها داغ‌.
فاصله خوشبختی و بدبختی یک ملت در همین تفاوت دمای دل و مغز درون افراد تاثیرگذار در حاکمیت و افراد تاثیرگذار بر حاکمیت است.

@SadNeveshtar
ووک راست‌گرا؛ نگاهی به خیزش نادیده‌شدگان آمریکایی:
https://t.me/youngconservative/203
@SadNeveshtar