امام شافعی یا محمد بن ادریس شافعی یکی از بزرگترین فقیهان اهلسنت و بنیانگذار مذهب شافعی است.
او در سال ۱۵۰ هجری قمری در غزه به دنیا آمد و در سال ۲۰۴ هجری قمری در فسطاطِ مصر درگذشت.
جایگاه او
از چهار امام فقهی اهل سنت است.
در فقه و حدیث بسیار اثرگذار بود.
مهمترین آثار منسوب به او:
🌼الرسالة
🌼الأم
🌼احکام القرآن
### ۱. دوران کودکی و تحصیلات اولیه (۱۵۰ – ۱۷۰ هجری)
* تولد: محمد بن ادریس شافعی در سال ۱۵۰ هجری قمری (همان سالی که ابوحنیفه درگذشت) در غزه به دنیا آمد. او از تبار قریش بود و نسبش با پیامبر اسلام در «عبد مناف» مشترک است.
* مهاجرت: پدرش در دوران کودکی او درگذشت. مادرش برای حفظ اصالت قبیلهای و تربیت فرزندش، او را به مکه برد.
* حفظ قرآن: شافعی در کودکی قرآن را حفظ کرد و به دلیل فقر، گاهی بر روی استخوانهای شانه حیوانات مینوشت.
* سفر به مدینه: او به مدینه سفر کرد تا محضر امام مالک بن انس (بنیانگذار مذهب مالکی) را درک کند. او کتاب «الموطأ» مالک را حفظ کرد و چنان استعدادی از خود نشان داد که امام مالک مجذوب او شد.
### ۲. دوران بغداد و یمن (۱۷۰ – ۱۹۵ هجری)
* در یمن: پس از فوت امام مالک، شافعی به یمن رفت و در آنجا به فعالیتهای حکومتی مشغول شد، اما به دلیل تهمتهای سیاسی، به بغداد منتقل شد.
* در بغداد: این دوران، دوران بلوغ علمی اوست. او در بغداد با محمد بن حسن شیبانی (شاگرد بزرگ ابوحنیفه) مناظرات علمی داشت. این برخورد میان «مدرسه حدیث مدینه» (مالکی) و «مدرسه رأی کوفه» (حنفی)، باعث شد شافعی مکتب فقهی مستقلی را پایهریزی کند.
### ۳. دوران تحول: «مذهب قدیم» و «مذهب جدید»
یکی از نکات منحصر به فرد در زندگی علمی شافعی، تقسیم فقه او به دو مرحله است:
* مذهب قدیم (عراقی): زمانی که در بغداد بود، فتواهایی صادر کرد که بعدها پس از سفر به مصر، بسیاری از آنها را تغییر داد.
* مذهب جدید (مصری): شافعی در سال ۱۹۸ هجری به مصر رفت. فضای فرهنگی، اجتماعی و احادیثی که در مصر یافت، باعث شد او در بسیاری از آرای فقهی خود تجدید نظر کند. کتاب عظیم «الأم» محصول همین دوران در مصر است.
### ۴. ویژگی علمی و روششناسی (مهمترین خدمت او)
بزرگترین دستاورد امام شافعی، تدوین «علم اصول فقه» در کتاب معروفش یعنی «الرساله» است. قبل از او، فقه بر اساس سلیقه یا عرفِ یک مدرسه خاص (مدینه یا کوفه) پیش میرفت، اما شافعی چهار منبع اصلی را برای استنباط احکام به شکلی نظاممند تدوین کرد:
1. قرآن کریم
2. سنت پیامبر (حدیث)
3. اجماع
4. قیاس
### ۵. وفات
امام شافعی در پایان عمر در مصر بر اثر بیماری و ضعف جسمانی (که ناشی از جراحات قدیمی در وقایع سیاسی یمن بود) در سال ۲۰۴ هجری قمری درگذشت و در فسطاط (قاهره کنونی) به خاک سپرده شد
# چرا زندگی او برای محققان اهمیت دارد؟
* تعادلگری: او سعی کرد میان «عقلگرایی» (مدرسه کوفه) و «نصگرایی» (مدرسه مدینه) تعادل ایجاد کند.
* احترام به اهل بیت: او ارادت ویژهای به اهل بیت پیامبر داشت و اشعار مشهوری در مدح آنان دارد که نشاندهنده رویکرد فرامذهبی او در محبت است.
* شاگردان برجسته: احمد بن حنبل (امام حنبلیها) از شاگردان مستقیم و ارادتمندان خاص او بود که همواره از او به نیکی یاد میکرد.
او در سال ۱۵۰ هجری قمری در غزه به دنیا آمد و در سال ۲۰۴ هجری قمری در فسطاطِ مصر درگذشت.
جایگاه او
از چهار امام فقهی اهل سنت است.
در فقه و حدیث بسیار اثرگذار بود.
مهمترین آثار منسوب به او:
🌼الرسالة
🌼الأم
🌼احکام القرآن
### ۱. دوران کودکی و تحصیلات اولیه (۱۵۰ – ۱۷۰ هجری)
* تولد: محمد بن ادریس شافعی در سال ۱۵۰ هجری قمری (همان سالی که ابوحنیفه درگذشت) در غزه به دنیا آمد. او از تبار قریش بود و نسبش با پیامبر اسلام در «عبد مناف» مشترک است.
* مهاجرت: پدرش در دوران کودکی او درگذشت. مادرش برای حفظ اصالت قبیلهای و تربیت فرزندش، او را به مکه برد.
* حفظ قرآن: شافعی در کودکی قرآن را حفظ کرد و به دلیل فقر، گاهی بر روی استخوانهای شانه حیوانات مینوشت.
* سفر به مدینه: او به مدینه سفر کرد تا محضر امام مالک بن انس (بنیانگذار مذهب مالکی) را درک کند. او کتاب «الموطأ» مالک را حفظ کرد و چنان استعدادی از خود نشان داد که امام مالک مجذوب او شد.
### ۲. دوران بغداد و یمن (۱۷۰ – ۱۹۵ هجری)
* در یمن: پس از فوت امام مالک، شافعی به یمن رفت و در آنجا به فعالیتهای حکومتی مشغول شد، اما به دلیل تهمتهای سیاسی، به بغداد منتقل شد.
* در بغداد: این دوران، دوران بلوغ علمی اوست. او در بغداد با محمد بن حسن شیبانی (شاگرد بزرگ ابوحنیفه) مناظرات علمی داشت. این برخورد میان «مدرسه حدیث مدینه» (مالکی) و «مدرسه رأی کوفه» (حنفی)، باعث شد شافعی مکتب فقهی مستقلی را پایهریزی کند.
### ۳. دوران تحول: «مذهب قدیم» و «مذهب جدید»
یکی از نکات منحصر به فرد در زندگی علمی شافعی، تقسیم فقه او به دو مرحله است:
* مذهب قدیم (عراقی): زمانی که در بغداد بود، فتواهایی صادر کرد که بعدها پس از سفر به مصر، بسیاری از آنها را تغییر داد.
* مذهب جدید (مصری): شافعی در سال ۱۹۸ هجری به مصر رفت. فضای فرهنگی، اجتماعی و احادیثی که در مصر یافت، باعث شد او در بسیاری از آرای فقهی خود تجدید نظر کند. کتاب عظیم «الأم» محصول همین دوران در مصر است.
### ۴. ویژگی علمی و روششناسی (مهمترین خدمت او)
بزرگترین دستاورد امام شافعی، تدوین «علم اصول فقه» در کتاب معروفش یعنی «الرساله» است. قبل از او، فقه بر اساس سلیقه یا عرفِ یک مدرسه خاص (مدینه یا کوفه) پیش میرفت، اما شافعی چهار منبع اصلی را برای استنباط احکام به شکلی نظاممند تدوین کرد:
1. قرآن کریم
2. سنت پیامبر (حدیث)
3. اجماع
4. قیاس
### ۵. وفات
امام شافعی در پایان عمر در مصر بر اثر بیماری و ضعف جسمانی (که ناشی از جراحات قدیمی در وقایع سیاسی یمن بود) در سال ۲۰۴ هجری قمری درگذشت و در فسطاط (قاهره کنونی) به خاک سپرده شد
# چرا زندگی او برای محققان اهمیت دارد؟
* تعادلگری: او سعی کرد میان «عقلگرایی» (مدرسه کوفه) و «نصگرایی» (مدرسه مدینه) تعادل ایجاد کند.
* احترام به اهل بیت: او ارادت ویژهای به اهل بیت پیامبر داشت و اشعار مشهوری در مدح آنان دارد که نشاندهنده رویکرد فرامذهبی او در محبت است.
* شاگردان برجسته: احمد بن حنبل (امام حنبلیها) از شاگردان مستقیم و ارادتمندان خاص او بود که همواره از او به نیکی یاد میکرد.
❤14
*📌 اهداف صلوات بر پیامبر ﷺ*
*✍️ دکتر وصفي عاشور أبو زيد*
*✅ در روز جمعه، درود فرستادن بر پیامبر گرامی* *اسلام ﷺ از اعمال بسیار توصیهشده است. این کار* *ساده، در واقع معناها و آثار عمیق و ارزشمندی در* *زندگی انسان دارد که در ادامه به زبان ساده مرور* *میشود:*
🕌) نخست اینکه صلوات، *اطاعت از فرمان* خداوند متعال است؛ چراکه خداوند ما را به درود فرستادن بر پیامبرش دعوت کرده و این خود نشانه *بندگی و* *تسلیم* در برابر اوست.
🕌) همچنین، *پیروی از دستور* پیامبر اکرم ﷺ است؛ زیرا ایشان مسلمانان را به زیاد صلوات فرستادن سفارش کردهاند و این کار *نشانه محبت و ارادت* به آن حضرت است.
🕌) یکی دیگر از آثار مهم صلوات، *پاداش عظیم* *الهی* است؛ خداوند در برابر یک صلوات بندگان، چندین برابر *رحمت و پاداش* عطا میکند، و این خود مایه *امید و آرامش دل* مؤمن است.
🕌) صلوات، یادآور *نعمت بزرگ* بعثت پیامبر ﷺ است؛ پیامبری که برای *هدایت، رحمت و نجات* انسانها فرستاده شده و بزرگترین نعمت الهی برای بشر است.
🕌) با فرستادن صلوات، انسان در واقع *پیمان* خود را با راه و *سنت* پیامبر ﷺ تازه میکند و تلاش میکند زندگی خود را به *سیره* او نزدیکتر سازد.
🕌) این عمل باعث افزایش *محبت و اشتیاق* به پیامبر ﷺ میشود و یاد او را در *دل* زنده و پررنگ میکند.
🕌) همچنین *امید به شفاعت* پیامبر ﷺ در روز *قیامت* را در دل مؤمن تقویت میکند؛ شفاعتی که مایه *نجات و آرامش* انسان خواهد بود.
🕌) صلوات، نوعی *ارتباط قلبی و معنوی* با پیامبر ﷺ ایجاد میکند؛ زیرا بر اساس روایات، درود مؤمن به ایشان میرسد و پاسخ داده میشود، و این احساس نزدیکی و *آرامش خاصی به دل* میدهد.
🕌) از سوی دیگر، صلوات موجب *تقویت ایمان و* *یادآوری جایگاه* پیامبر ﷺ در *قلب* انسان میشود و ایمان را زنده و تازه نگه میدارد.
🕌) در نهایت، *تکرار* صلوات باعث *نرم شدن دل،* *آرامش روح و صفای باطن* میشود؛ چراکه یاد محبوب الهی *دل را روشن و جان را آرام* میکند.
@s_dini
*✍️ دکتر وصفي عاشور أبو زيد*
*✅ در روز جمعه، درود فرستادن بر پیامبر گرامی* *اسلام ﷺ از اعمال بسیار توصیهشده است. این کار* *ساده، در واقع معناها و آثار عمیق و ارزشمندی در* *زندگی انسان دارد که در ادامه به زبان ساده مرور* *میشود:*
🕌) نخست اینکه صلوات، *اطاعت از فرمان* خداوند متعال است؛ چراکه خداوند ما را به درود فرستادن بر پیامبرش دعوت کرده و این خود نشانه *بندگی و* *تسلیم* در برابر اوست.
🕌) همچنین، *پیروی از دستور* پیامبر اکرم ﷺ است؛ زیرا ایشان مسلمانان را به زیاد صلوات فرستادن سفارش کردهاند و این کار *نشانه محبت و ارادت* به آن حضرت است.
🕌) یکی دیگر از آثار مهم صلوات، *پاداش عظیم* *الهی* است؛ خداوند در برابر یک صلوات بندگان، چندین برابر *رحمت و پاداش* عطا میکند، و این خود مایه *امید و آرامش دل* مؤمن است.
🕌) صلوات، یادآور *نعمت بزرگ* بعثت پیامبر ﷺ است؛ پیامبری که برای *هدایت، رحمت و نجات* انسانها فرستاده شده و بزرگترین نعمت الهی برای بشر است.
🕌) با فرستادن صلوات، انسان در واقع *پیمان* خود را با راه و *سنت* پیامبر ﷺ تازه میکند و تلاش میکند زندگی خود را به *سیره* او نزدیکتر سازد.
🕌) این عمل باعث افزایش *محبت و اشتیاق* به پیامبر ﷺ میشود و یاد او را در *دل* زنده و پررنگ میکند.
🕌) همچنین *امید به شفاعت* پیامبر ﷺ در روز *قیامت* را در دل مؤمن تقویت میکند؛ شفاعتی که مایه *نجات و آرامش* انسان خواهد بود.
🕌) صلوات، نوعی *ارتباط قلبی و معنوی* با پیامبر ﷺ ایجاد میکند؛ زیرا بر اساس روایات، درود مؤمن به ایشان میرسد و پاسخ داده میشود، و این احساس نزدیکی و *آرامش خاصی به دل* میدهد.
🕌) از سوی دیگر، صلوات موجب *تقویت ایمان و* *یادآوری جایگاه* پیامبر ﷺ در *قلب* انسان میشود و ایمان را زنده و تازه نگه میدارد.
🕌) در نهایت، *تکرار* صلوات باعث *نرم شدن دل،* *آرامش روح و صفای باطن* میشود؛ چراکه یاد محبوب الهی *دل را روشن و جان را آرام* میکند.
@s_dini
❤11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا
♦️رسول اللهﷺ میفرمایند:
🔹در شب و روز جمعه زیاد بر من صلوات بفرستید همانا صلوات شما بر من عرضه میشود.
🌺⚜🌺
♦️رسول اللهﷺ میفرمایند:
🔹در شب و روز جمعه زیاد بر من صلوات بفرستید همانا صلوات شما بر من عرضه میشود.
🌺⚜🌺
❤16
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هشت فایده صلوات
#زبان:کوردی
امشب و فردا کاروان صلوات مستقیما حضور شفیعت عرضه میشود...
از غروب روز پنج شنبه تاغروب روز جمعه اوقات اجابت دعاست🤲
اللَّــهُـمَّ صَـلِّ عَلَی سَـيِِّـدِنَـا مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِ سَـيِِّدِنَا مُحَمَّدٍ جَامِعِ المَنَاقِبِ وَ المَحَامِدِ
╭──────────╮
𖣔 🕌 @s_dini🕋 𖣔
╰──────────╯
#زبان:کوردی
امشب و فردا کاروان صلوات مستقیما حضور شفیعت عرضه میشود...
از غروب روز پنج شنبه تاغروب روز جمعه اوقات اجابت دعاست🤲
اللَّــهُـمَّ صَـلِّ عَلَی سَـيِِّـدِنَـا مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِ سَـيِِّدِنَا مُحَمَّدٍ جَامِعِ المَنَاقِبِ وَ المَحَامِدِ
╭──────────╮
𖣔 🕌 @s_dini🕋 𖣔
╰──────────╯
❤21
⁉️
🤔 اگرها و چراهای "غدیر خم"!
👌🏼به مناسبت "غديرخم"، در تأمّلى عميق فرونشستم؛ سؤالاتی چند ذهنم را به خود مشغولكرد؛ سؤالاتى که جبراً انسان را به سوى حق سوقمیدهند و حقيقت را بسان آفتاب میتابانند. به راستى که بر چهرۀ آفتاب نمیتوان نقاب زد.
آفتاب آمد دليل آفتاب
گر دليلت بايد از وى رومتاب
✍🏻 اينك آن را برای خوانندگان محترم مطرحمیكنم، به اميد آن كه واقعيّت براى انسان آزاده و فهيم روشن گردد!
١. اگر از نظر پيامبر _صلّىاللهعليهوسلّم_ ، "علی" رضیاللهعنه خليفۀ بلافصل است و در "غدیر خم" انتصاب او به طور رسمی اعلانشدهاست؛ پس چرا برای این امر برنامهریزی دقيق و عميقی نکرد تا "ابوبکر" _(رض)_ نتواند به راحتی و بدون این که از بينی کسی خون بياید، خلافت را غصبکند؟! آيا "پيامبرﷺ" و "علی" _(رض)_ اين قدر بينش سياسی و كشف و الهام و فراست نداشتند كه حكومت نبوی مصادره میشود؟!
٢. اگر اميرالمؤمنين فرمان خداﷻ را بر خلافت خود یافتهاست، پس چرا شجاعت، شهامت و عدالت او اقتضانکرد که یک تنه شمشير برکشد و فرمان و عدالت خداﷻ را جاریسازد؟!
٣. اگر جریان "غدیر خم" مربوط به انتصاب "علی" _(رض)_ است، پس چرا ایشان که دروازۀ حکمت و شهر علم نبوی [💡این روایت موضوع است] است، بيان حق را از وقت حاجت به تأخير انداخت و به تعبيری بيست و پنج سال سکوتکرد؟!
۴. اگر "علی" _(رض)_ خليفۀ انتصابی بوده، پس چرا "ابوذر"، "عمّار"، "سلمان" _رضیاللهعنهم_ و امثال ایشان که در دین مداهنت نداشتند و در شأن آنان آمدهاست: ﴿لَایَخَافُونَ لَومَةَ لَائِمٍ﴾ اعتراضنکردند؟!
۵. اگر خلافت "علی" _(رض)_ انتصابی بوده، پس چرا خطاب به "ابوبکر" _(رض)_ میگوید: غير تو را أولىٰ ندانيم، تو را پيامبر خداﷺ بر امر دین ما پيش کرد، دیگر کی میتواند که تو را پس اندازد. اشاره به امامت "ابوبکر" _(رض)_ در نماز جماعت به امر پيامبرﷺ است.
۶. اگر خلافت انتصابی بوده؛ پس چرا مدّت بيست و پنچ سال در نمازهای فرض پنجگانه، جمعه و عيدین به سه خليفۀ پيش از خود اقتدامیکرد و در این مدّت خود را زبون و اسير اهل باطل و نفاق قرارداد؟!
٧. اگر خلافت انتصابی بوده؛ پس چرا "علی" _(رض)_ و قوم او "بنیهاشم" که از نظر نيرو و جایگاه اجتماعی و مردمی به نسبت به "ابوبکر" _(رض)_ و قوم او "بنیتيم" به مراتب قویتر بودند، به پا نخاستند و از مصادرۀ حكومت جلوگيرینكردند؟!
٨. اگر موضوع ﴿بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْك﴾ معرّفی "علی" _(رض)_ برای خلافت است، پس چرا پيامبرﷺ بلافاصله از نزول آن، آن را ذکر نکرد؛ زیرا تأخير بيان از وقت حاجت از پيامبرِ حکيمﷺ، قبيح است.
۹. اگر موضوع آیۀ بالا همان نصب سياسی است، پس آیاتی که در آن به پيامبرﷺ دستوردادهشده که در ادارۀ دنيای مردم با آنان مشورتکند، چگونه توجيهمیشود: ﴿وَ شَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ﴾، ﴿وَ أَمْرُهُمْ شُورىٰ بَيْنَهُمْ﴾؟!
۱۰. اگر از نظر "علی" _(رض)_ خلافت انتصابی است؛ پس چرا در جای جای "نهجالبلاغه" بر این تأکيدمیكند که حکومت سياسی از طریق بيعت و رأی صورتمیگيرد. به عنوان نمونه اميرالمؤمنين در نامۀ ششم "نهجالبلاغه" خطاب به "معاویه" _(رض)_ میفرماید:
➖ «مردمی که با "ابوبکر" و "عمر" و "عثمان" _رضیاللهعنهم_ بيعتکردند، هم بدانسان بيعت مرا پذیرفتند. پس کسی که حاضر است نتواند دیگری را خليفه گيرد و آن که غائب است نتواند کردۀ حاضران را نپذیرد. شورىٰ از آنِ "مهاجرین" و "انصار" است؛ پس اگر اینان بر امامت کسی گرد آمدند و او را امام خود ناميدند، خشنودی خداﷻ در آن است».
۱۱. اگر خلافت "علی" _(رض)_ انتصابی است؛ پس چرا در عصر حكومتش آن جا که میخواهد از حقّ خود برای خلافت دفاعکند، بر ارزشها و شایستگیهای خودش تأکيدمیکند نه انتصاب؟! اين كار و خطبههای "نهجالبلاغه" نگرش ايشان را نسبت به حکومت بيانمیدارد!
۱۲. اگر از نظر "علی" _(رض)_ ، سه خليفۀ پيش از او سخن پيامبرﷺ را به زمين زده و حکومت را غصبکردهاند؛ پس چرا در راستاى تثبيت و استحکام حکومت آنان همکاریهای شگفتانگيز و مشفقانهای با آنها داشتهاست؟!
📝 عبدالحکيم سيّدزاده
⁉️
🤔 اگرها و چراهای "غدیر خم"!
👌🏼به مناسبت "غديرخم"، در تأمّلى عميق فرونشستم؛ سؤالاتی چند ذهنم را به خود مشغولكرد؛ سؤالاتى که جبراً انسان را به سوى حق سوقمیدهند و حقيقت را بسان آفتاب میتابانند. به راستى که بر چهرۀ آفتاب نمیتوان نقاب زد.
آفتاب آمد دليل آفتاب
گر دليلت بايد از وى رومتاب
✍🏻 اينك آن را برای خوانندگان محترم مطرحمیكنم، به اميد آن كه واقعيّت براى انسان آزاده و فهيم روشن گردد!
١. اگر از نظر پيامبر _صلّىاللهعليهوسلّم_ ، "علی" رضیاللهعنه خليفۀ بلافصل است و در "غدیر خم" انتصاب او به طور رسمی اعلانشدهاست؛ پس چرا برای این امر برنامهریزی دقيق و عميقی نکرد تا "ابوبکر" _(رض)_ نتواند به راحتی و بدون این که از بينی کسی خون بياید، خلافت را غصبکند؟! آيا "پيامبرﷺ" و "علی" _(رض)_ اين قدر بينش سياسی و كشف و الهام و فراست نداشتند كه حكومت نبوی مصادره میشود؟!
٢. اگر اميرالمؤمنين فرمان خداﷻ را بر خلافت خود یافتهاست، پس چرا شجاعت، شهامت و عدالت او اقتضانکرد که یک تنه شمشير برکشد و فرمان و عدالت خداﷻ را جاریسازد؟!
٣. اگر جریان "غدیر خم" مربوط به انتصاب "علی" _(رض)_ است، پس چرا ایشان که دروازۀ حکمت و شهر علم نبوی [💡این روایت موضوع است] است، بيان حق را از وقت حاجت به تأخير انداخت و به تعبيری بيست و پنج سال سکوتکرد؟!
۴. اگر "علی" _(رض)_ خليفۀ انتصابی بوده، پس چرا "ابوذر"، "عمّار"، "سلمان" _رضیاللهعنهم_ و امثال ایشان که در دین مداهنت نداشتند و در شأن آنان آمدهاست: ﴿لَایَخَافُونَ لَومَةَ لَائِمٍ﴾ اعتراضنکردند؟!
۵. اگر خلافت "علی" _(رض)_ انتصابی بوده، پس چرا خطاب به "ابوبکر" _(رض)_ میگوید: غير تو را أولىٰ ندانيم، تو را پيامبر خداﷺ بر امر دین ما پيش کرد، دیگر کی میتواند که تو را پس اندازد. اشاره به امامت "ابوبکر" _(رض)_ در نماز جماعت به امر پيامبرﷺ است.
۶. اگر خلافت انتصابی بوده؛ پس چرا مدّت بيست و پنچ سال در نمازهای فرض پنجگانه، جمعه و عيدین به سه خليفۀ پيش از خود اقتدامیکرد و در این مدّت خود را زبون و اسير اهل باطل و نفاق قرارداد؟!
٧. اگر خلافت انتصابی بوده؛ پس چرا "علی" _(رض)_ و قوم او "بنیهاشم" که از نظر نيرو و جایگاه اجتماعی و مردمی به نسبت به "ابوبکر" _(رض)_ و قوم او "بنیتيم" به مراتب قویتر بودند، به پا نخاستند و از مصادرۀ حكومت جلوگيرینكردند؟!
٨. اگر موضوع ﴿بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْك﴾ معرّفی "علی" _(رض)_ برای خلافت است، پس چرا پيامبرﷺ بلافاصله از نزول آن، آن را ذکر نکرد؛ زیرا تأخير بيان از وقت حاجت از پيامبرِ حکيمﷺ، قبيح است.
۹. اگر موضوع آیۀ بالا همان نصب سياسی است، پس آیاتی که در آن به پيامبرﷺ دستوردادهشده که در ادارۀ دنيای مردم با آنان مشورتکند، چگونه توجيهمیشود: ﴿وَ شَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ﴾، ﴿وَ أَمْرُهُمْ شُورىٰ بَيْنَهُمْ﴾؟!
۱۰. اگر از نظر "علی" _(رض)_ خلافت انتصابی است؛ پس چرا در جای جای "نهجالبلاغه" بر این تأکيدمیكند که حکومت سياسی از طریق بيعت و رأی صورتمیگيرد. به عنوان نمونه اميرالمؤمنين در نامۀ ششم "نهجالبلاغه" خطاب به "معاویه" _(رض)_ میفرماید:
➖ «مردمی که با "ابوبکر" و "عمر" و "عثمان" _رضیاللهعنهم_ بيعتکردند، هم بدانسان بيعت مرا پذیرفتند. پس کسی که حاضر است نتواند دیگری را خليفه گيرد و آن که غائب است نتواند کردۀ حاضران را نپذیرد. شورىٰ از آنِ "مهاجرین" و "انصار" است؛ پس اگر اینان بر امامت کسی گرد آمدند و او را امام خود ناميدند، خشنودی خداﷻ در آن است».
۱۱. اگر خلافت "علی" _(رض)_ انتصابی است؛ پس چرا در عصر حكومتش آن جا که میخواهد از حقّ خود برای خلافت دفاعکند، بر ارزشها و شایستگیهای خودش تأکيدمیکند نه انتصاب؟! اين كار و خطبههای "نهجالبلاغه" نگرش ايشان را نسبت به حکومت بيانمیدارد!
۱۲. اگر از نظر "علی" _(رض)_ ، سه خليفۀ پيش از او سخن پيامبرﷺ را به زمين زده و حکومت را غصبکردهاند؛ پس چرا در راستاى تثبيت و استحکام حکومت آنان همکاریهای شگفتانگيز و مشفقانهای با آنها داشتهاست؟!
📝 عبدالحکيم سيّدزاده
⁉️
❤8👍3
🕊
📝صلوات مخصوص عصر جمعه‼️
بعد از نماز عصر روز جمعه، 80 بار خواندن این صلوات شریفه، بخشیده شدن گناه 80 سال را، به اذن خداوند متعال در پی دارد ...
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ عَبدِکَ وَ نَبِیِّکَ وَ رَسُولِکَ النَّبِیِّ الْأُمِیِّ وَ عَلی آلِهِ وَ صَحبِهِ وَ سَلِّم»
📚#منبع:
به نقل از امام محمد غزالی
در کتاب احیاءالعلوم الدین
-----------------------------
@s_dini
📝صلوات مخصوص عصر جمعه‼️
بعد از نماز عصر روز جمعه، 80 بار خواندن این صلوات شریفه، بخشیده شدن گناه 80 سال را، به اذن خداوند متعال در پی دارد ...
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ عَبدِکَ وَ نَبِیِّکَ وَ رَسُولِکَ النَّبِیِّ الْأُمِیِّ وَ عَلی آلِهِ وَ صَحبِهِ وَ سَلِّم»
📚#منبع:
به نقل از امام محمد غزالی
در کتاب احیاءالعلوم الدین
-----------------------------
@s_dini
❤12
💢 مگر نمی دانید ڪه پیاده رفتن به مسجد، چقدر ثواب دارد؟.
✅ انس بن مالڪ رَضِیَ اللّهُ عَنْه می فرماید: بنی سلمه ڪه در اطراف مدینه سكونت داشتند تصمیم گرفتند دیار و خانه های خود را رها ڪنند و در جوار و نزدیکی پیامبر ﷺ سكونت نمایند. رسول الله ﷺ از خالی شدن اطراف مدینه، اظهار ناخوشنودی ڪرد و فرمودند: ای بنی سلمه؛ مگر شما نمی دانید ڪه پیاده رفتن به مسجد، چقدر ثواب دارد.
📚 منابــع :
✍ بخاری ۶۵۶ ــ ۱۸۸۷
✍ ابن ماجه ۷۸۴
✍ مسند بزار ۶۵۷۱
✍ شرح السنة البغوی ۴۶۹
✍ مصنف ابن ابی شیبه ۶۰۰۷
✍ سنن الڪبری البیهقی ۴۸۶۵
✍ مسند احمد ۱۱۶۲۲ ــ ۱۲۴۶۵ ــ ۱۳۳۵۹
✍ شعب الایمان امام ابوبڪر البیهقی ۲۶۲۷
☑️ در این حدیث، پیامبر ﷺ به بنی سلمه ڪه می خواستند به مسجد نزدیک شوند، فرمودند: مگر نمی دانید پیاده رفتن به مسجد چه ثوابی دارد؟ یعنی هر چه خانه دورتر باشد، با هر قدم پاداش بیشتری نوشته می شود و گناهی آمرزیده می گردد. پس دلسوزی نکنید، همان دوری برایتان بهتر است.
● اگر الان خانهات از مسجد دور است، غمگین نباش. هر قدمی ڪه برای نماز بر می داری، خدا دارد برایت ثواب ذخیره می کند. هوای سرد و گرم، خیابان شلوغ، خستگی پاها و....همه اینها رنجی است ڪه به پاداش تبدیل می شود. پیامبر ﷺ نخواست بنی سلمه این سرمایه را از دست بدهند.
● دوری مسجد نه عیب است نه نقص؛ بلکه فرصتی برای کسب درجات بالاتر در بهشت است. پس با شوق برو و قدمهایت را برای خدا بشمار.
✅ انس بن مالڪ رَضِیَ اللّهُ عَنْه می فرماید: بنی سلمه ڪه در اطراف مدینه سكونت داشتند تصمیم گرفتند دیار و خانه های خود را رها ڪنند و در جوار و نزدیکی پیامبر ﷺ سكونت نمایند. رسول الله ﷺ از خالی شدن اطراف مدینه، اظهار ناخوشنودی ڪرد و فرمودند: ای بنی سلمه؛ مگر شما نمی دانید ڪه پیاده رفتن به مسجد، چقدر ثواب دارد.
📚 منابــع :
✍ بخاری ۶۵۶ ــ ۱۸۸۷
✍ ابن ماجه ۷۸۴
✍ مسند بزار ۶۵۷۱
✍ شرح السنة البغوی ۴۶۹
✍ مصنف ابن ابی شیبه ۶۰۰۷
✍ سنن الڪبری البیهقی ۴۸۶۵
✍ مسند احمد ۱۱۶۲۲ ــ ۱۲۴۶۵ ــ ۱۳۳۵۹
✍ شعب الایمان امام ابوبڪر البیهقی ۲۶۲۷
☑️ در این حدیث، پیامبر ﷺ به بنی سلمه ڪه می خواستند به مسجد نزدیک شوند، فرمودند: مگر نمی دانید پیاده رفتن به مسجد چه ثوابی دارد؟ یعنی هر چه خانه دورتر باشد، با هر قدم پاداش بیشتری نوشته می شود و گناهی آمرزیده می گردد. پس دلسوزی نکنید، همان دوری برایتان بهتر است.
● اگر الان خانهات از مسجد دور است، غمگین نباش. هر قدمی ڪه برای نماز بر می داری، خدا دارد برایت ثواب ذخیره می کند. هوای سرد و گرم، خیابان شلوغ، خستگی پاها و....همه اینها رنجی است ڪه به پاداش تبدیل می شود. پیامبر ﷺ نخواست بنی سلمه این سرمایه را از دست بدهند.
● دوری مسجد نه عیب است نه نقص؛ بلکه فرصتی برای کسب درجات بالاتر در بهشت است. پس با شوق برو و قدمهایت را برای خدا بشمار.
❤11
💢خدمت بزرگ عثمان رَضِیَ اللّهُ عَنْه، وحدت امت بر یک مصحف و یک قرائت...
✅ یکی از بزرگترین و مهمترین اقدامات حضرت عثمان رَضِیَ اللّهُ عَنْه این بود ڪه جهان اسلام را بر یک مصحف و یک قرائت متحد گردانید. همانا دستور او به نوشتن نسخه های قرآن و ارسال آنها به تمام مراکز حکومتی سرزمین اسلامی بعنوان نسخه رسمی، و متحد گردانیدن بر یک قرائت مشهور و متواتر، بزرگترین کارنامه خلافت عثمانی است.
● امام بدرالدین محمد بن عبدالله الزرکشی رَحِمهُ اللّٰهُ تَعَالَى می فرماید: تا قبل از زمان حضرت عثمان رَضِیَ اللّهُ عَنْه مردم مختار و آزاد بودند تا آنچه از قرآن را ڪه یاد دارند به هر قرائتی ڪه بخواهند، بخوانند تا اینکه خوف فساد پیش آمد، آنگاه بر قرائتی ڪه هم اکنون نیز رایج است متحد شدند. بین مردم چنین مشهور است ڪه عثمان بن عفان رَضِیَ اللّهُ عَنْه قرآن را جمع نمود ولی چنین نیست بلکه عثمان رَضِیَ اللّهُ عَنْه؛ مردم را با مشورت و اتفاق نظر مهاجرین و انصار بر قرائتی ڪه مهاجرین و انصار بر آن متفق بودند، واداشت زیرا لهجه اهل عراق و اهل شام با هم تفاوت داشت و در قرائت قرآن و نیز تلفظ کلمات با هم اختلاف داشتند. عثمان جهت ریشه ڪن ساختن اختلاف قرائت و رسم الخط قرآن اقدام به چنین ڪاری نمود زیرا قبل از این قرآن با قرائتهای هفتگانه، ڪه قرآن مطابق آن نازل شده است خوانده می شد.
اما اولین کسی است ڪه قرآن را در مصاحف جمع کرد ابوبڪر صدیق رَضِیَ اللّهُ عَنْه بود. علی بن ابی طالب رَضِیَ اللّهُ عَنْه می فرماید: خدا رحمت ڪند ابوبڪر را، او اولین ڪسی است ڪه قرآن را بین دو لوح جمع ڪرد. صحابه در زمان ابوبڪر و عمر رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما نیازی به اتفاق بر یک قرائت احساس نکردند زیرا در زمان آنها، اختلافی مانند زمان عثمان رَضِیَ اللّهُ عَنْه پیش نیامد. همانا عثمان رَضِیَ اللّهُ عَنْه به انجام ڪار بزرگی توفیق یافت ڪه وحدت کلمه و ریشه کن شدن اختلاف قرائت و رسم الخط قرآن را تضمین ڪرد و امت اسلامی را از این بابت آسوده ساخت.
● حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه می فرماید: اگر من بجای عثمان بودم، درباره نسخه های قرآن و تهیه مصاحف رسمی، همان ڪاری را می ڪردم ڪه عثمان ڪرد. ای مردم! درباره عثمان جز به نیکی سخن مگویید ڪه عثمان رَضِیَ اللّهُ عَنْه قرآنها را سوزاند، به خدا سوگند هر چه با مصاحف انجام داد در حضور اصحاب محمد ﷺ انجام داد. اگر من هم بجای او بودم همین ڪار را می ڪردم.
📚 منابــع :
✍ البدایة و النهایة ابن ڪثیر دمشقی
✍ تاریخ طبری امام محمد بن جریر طبری
☑️ حضرت عثمان رَضِیَ اللّهُ عَنْه با نوشتن نسخههای رسمی قرآن و ارسال آنها به مراکز اسلامی، امت را بر یک مصحف و یک قرائت متحد کرد تا اختلافات قرائت از میان برود. این اقدام بزرگ با مشورت صحابه و تأیید حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه انجام شد و وحدت کلمه را در جهان اسلام تضمین نمود.
┅┄✶🍃🌺🍃✶ ┄┅
@s_dini
┅┄✶🍃🌺🍃✶ ┄┅
✅ یکی از بزرگترین و مهمترین اقدامات حضرت عثمان رَضِیَ اللّهُ عَنْه این بود ڪه جهان اسلام را بر یک مصحف و یک قرائت متحد گردانید. همانا دستور او به نوشتن نسخه های قرآن و ارسال آنها به تمام مراکز حکومتی سرزمین اسلامی بعنوان نسخه رسمی، و متحد گردانیدن بر یک قرائت مشهور و متواتر، بزرگترین کارنامه خلافت عثمانی است.
● امام بدرالدین محمد بن عبدالله الزرکشی رَحِمهُ اللّٰهُ تَعَالَى می فرماید: تا قبل از زمان حضرت عثمان رَضِیَ اللّهُ عَنْه مردم مختار و آزاد بودند تا آنچه از قرآن را ڪه یاد دارند به هر قرائتی ڪه بخواهند، بخوانند تا اینکه خوف فساد پیش آمد، آنگاه بر قرائتی ڪه هم اکنون نیز رایج است متحد شدند. بین مردم چنین مشهور است ڪه عثمان بن عفان رَضِیَ اللّهُ عَنْه قرآن را جمع نمود ولی چنین نیست بلکه عثمان رَضِیَ اللّهُ عَنْه؛ مردم را با مشورت و اتفاق نظر مهاجرین و انصار بر قرائتی ڪه مهاجرین و انصار بر آن متفق بودند، واداشت زیرا لهجه اهل عراق و اهل شام با هم تفاوت داشت و در قرائت قرآن و نیز تلفظ کلمات با هم اختلاف داشتند. عثمان جهت ریشه ڪن ساختن اختلاف قرائت و رسم الخط قرآن اقدام به چنین ڪاری نمود زیرا قبل از این قرآن با قرائتهای هفتگانه، ڪه قرآن مطابق آن نازل شده است خوانده می شد.
اما اولین کسی است ڪه قرآن را در مصاحف جمع کرد ابوبڪر صدیق رَضِیَ اللّهُ عَنْه بود. علی بن ابی طالب رَضِیَ اللّهُ عَنْه می فرماید: خدا رحمت ڪند ابوبڪر را، او اولین ڪسی است ڪه قرآن را بین دو لوح جمع ڪرد. صحابه در زمان ابوبڪر و عمر رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما نیازی به اتفاق بر یک قرائت احساس نکردند زیرا در زمان آنها، اختلافی مانند زمان عثمان رَضِیَ اللّهُ عَنْه پیش نیامد. همانا عثمان رَضِیَ اللّهُ عَنْه به انجام ڪار بزرگی توفیق یافت ڪه وحدت کلمه و ریشه کن شدن اختلاف قرائت و رسم الخط قرآن را تضمین ڪرد و امت اسلامی را از این بابت آسوده ساخت.
● حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه می فرماید: اگر من بجای عثمان بودم، درباره نسخه های قرآن و تهیه مصاحف رسمی، همان ڪاری را می ڪردم ڪه عثمان ڪرد. ای مردم! درباره عثمان جز به نیکی سخن مگویید ڪه عثمان رَضِیَ اللّهُ عَنْه قرآنها را سوزاند، به خدا سوگند هر چه با مصاحف انجام داد در حضور اصحاب محمد ﷺ انجام داد. اگر من هم بجای او بودم همین ڪار را می ڪردم.
📚 منابــع :
✍ البدایة و النهایة ابن ڪثیر دمشقی
✍ تاریخ طبری امام محمد بن جریر طبری
☑️ حضرت عثمان رَضِیَ اللّهُ عَنْه با نوشتن نسخههای رسمی قرآن و ارسال آنها به مراکز اسلامی، امت را بر یک مصحف و یک قرائت متحد کرد تا اختلافات قرائت از میان برود. این اقدام بزرگ با مشورت صحابه و تأیید حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه انجام شد و وحدت کلمه را در جهان اسلام تضمین نمود.
┅┄✶🍃🌺🍃✶ ┄┅
@s_dini
┅┄✶🍃🌺🍃✶ ┄┅
❤7
Forwarded from کانال رسمی ماموستا نوید علی پور ( ڕەشەقەڵات )
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨ خەتەری حوکمی عەوام...
➖ زۆر خەتەرە عەوام فەتوا بات و مینبەری هەبێ و خەڵک پرسیاری شەرعی لێ بکەن لە کاتێکا ناتوانێ لاپەڕەیەکی عەرەبی وەخوێنێ...
🔗 کەناڵی فەرمی مامۆستا نوید علی پور
➖ زۆر خەتەرە عەوام فەتوا بات و مینبەری هەبێ و خەڵک پرسیاری شەرعی لێ بکەن لە کاتێکا ناتوانێ لاپەڕەیەکی عەرەبی وەخوێنێ...
🎙 مامۆستا سەرباز محمد حەسەن
🔗 کەناڵی فەرمی مامۆستا نوید علی پور
👏3❤1
به خاطر شغلت احساسِ شرمندگی نکن.
مردم که نون سرِ سُفرت نمیذارن
یا خرج و مخارجت رو به عهده نمیگیرن
پس به کاری که
برای امرارِ معاش میکنی افتخار کن
مردم که نون سرِ سُفرت نمیذارن
یا خرج و مخارجت رو به عهده نمیگیرن
پس به کاری که
برای امرارِ معاش میکنی افتخار کن
❤5
Forwarded from دار الإفتاء دارالعلوم سلطان صلاح الدین أیوبی پیرانشهر
.
🔵 سؤال 135 :
حکم خرید و فروش حواله ی خودرو، ونیز خرید و فروش امتیازِ خرید ماشین چیست؟
السلام علیکم
حکم خرید و فروش حواله ی خودرو ( ماشین ) چیست؟
همچنین حکم خرید و فروش امتیاز خرید ماشینهای شرکتی که به وسیله ی قرعه کشی به شخصی داده میشود، چیست؟
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
🔹جواب: الحمد لله والصلاة والسلام علی سیدنا رسول الله وعلی آله وصحبه ومن والاه، وبعد:
وعلیکم السلام ورحمة الله
پاسخ این پرسش را ـ انشاءالله ـ در دو بخش بیان خواهیم کرد:
1️⃣بخش نخست: حکم خرید و فروش امتیاز خودرو
از آنجا که صدور حکم درباره هر موضوع، متوقف بر تصور صحیح و دقیق آن است ( الحکم علی الشيء فرعٌ عن تصوره )، نخست باید این مسئله را بهدرستی تبیین کنیم.
اصل ماجرا از این قرار است که شرکتهایی مانند سایپا یا ایران خودرو در تعداد محدود و از طریق قرعهکشی، امتیاز و فرصت خرید محصولات خود را به عموم مردم یا گروههای خاصی از آنان ـ مانند مادران، کارمندان و… ـ اعطا میکنند. هر فردی که در این قرعهکشی برنده شود، این امتیاز را مییابد که خودروی موردنظر را با قیمتی کمتر از نرخ بازار از شرکت خریداری کند.
در این میان، برخی افراد ـ گاه به دلیل ناتوانی مالی در پرداخت بهای خودرو و گاه صرفاً با انگیزه کسب سود ـ امتیاز خود را برای فروش عرضه میکنند. بدین صورت که شخص دیگری این حق خریدِ شرکتیِ خودرو را با پرداخت مبلغی از آنان میخرد و سپس خود، هزینه اصلی خودرو را به شرکت میپردازد.
با این حال، هنگام تحویل خودرو از کارخانه یا شرکت، سند رسمی همچنان به نام صاحب اولیه امتیاز صادر میشود؛ هرچند در واقع، مالک حقیقی خودرو همان شخصی است که امتیاز را خریداری کرده و وجه خودرو را پرداخت نموده است.
❓پس از روشن شدن حقیقت مسئله، اکنون این پرسش مطرح میشود که: آیا خرید و فروش چنین امتیاز یا حقی، از نظر شرعی صحیح و جایز است یا خیر؟
در پاسخ باید گفت: بنا بر دیدگاه بسیاری از فقیهان امت اسلام ـ از جمله جمهور متأخرین شافعیة، بسیاری از حنابلة و مالکیة و حنفیة ـ خرید و فروش «حقوقِ مجرد» یا واگذاری و تنازل از یک حق اختصاصی (امتیاز) به نفع دیگری، در برابر دریافت عوض یا مبلغی مشخص، - با تفاصیلی ودر حالاتی خاص - امری مشروع و جایز شمرده شده است.
▪️در کتاب ( حاشیة البجیرمي علی الخطیب 3/ 471 ) از کتب متأخر مذهب ما شافعیة اینگونه آمده است:
ترجمه:«دریافت عوض (مال یا چیز با ارزش) در برابر حقی که از اختصاص (حق ویژه) به دست آمده، جایز است.»
▪️همچنین علامة الرملي شافعي و الشبراملسي شافعي نیز به جواز این موضوع تصریح نموده اند.
📘فتاوی الرملي 3 / 208 - 209 ، و نهایة المحتاج 5/ 480، و حاشیة البجیرمي علی شرح المنهج 3/ 241.
▪️همچنین در کتاب [حاشیة الشرواني (۴/۲۳۵) ] و نیز در [ڕووناکی ربّ العالمین، ڕوونکردنەوەی منهاج الطالبین (۳/۸)] ـ که از آثار متأخران مذهب ما شافعیة به شمار میآیند ـ آمده است که دست برداشتن و صرفنظر کردن از نجاساتی همانند فضولات حیوانی - که خرید و فروش آنها بر اساس مذهب شافعی جایز نیست، اما قابلیت استفاده به عنوان کود کشاورزی را دارند- دست برداشتن از آنها برای کسی دیگر، در برابر دریافت مبلغ مالی معین جایز است؛ زیرا این مورد در ذیل عنوان «النزول عن الوظائف، و أخذ العوض علی حقّ الاختصاص» قرار میگیرد. همچنین این موضوع را درباره واگذار نمودن سگ و امثال آن به دیگران - که خرید و فروششان در مذهب جایز نیست- هم بیان فرموده اند.
واضح است که اعطای امتیاز خرید خودرو از کارخانه یا شرکت سازنده، در واقع واگذاری یک حق معنوی با ارزشی مادی به دریافتکنندهی امتیاز محسوب میشود. که بهطور عرفی، چنین حقوقی در زمان حاضر دارای قیمت و ارزش مادی هستند و نقل و انتقال آنها ـ چه به صورت خرید و فروش و چه به صورت «النزول عن الوظائف أو الاختصاص بالمال» ـ رواج دارد. واز نمونههای خرید، فروش یا اجارهی این نوع حقوق مجرد میتوان به موضوع نوظهور کارتهای مرزنشینی اشاره کرد، که در آن ساکنان مناطق مرزی، امتیازاتی را که دولت به آنها اعطا کرده بود (حق واردات کالا در اندازهای مشخص با شرایط خاص) به تجار عمده واگذار یا اجاره داده و در مقابل، ماهیانه مبلغی از آنها دریافت میکنند.
▫️علامه محمد تقي العثماني الحنفي حفظه الله در کتابهای [بحوث في قضایا فقهیة معاصرة (1/ 71- 119)]، و [فقه البیوع (1/ 253 - 275 )] در مبحثی با عنوان ( بیع الحقوق المجردة )، به تفصیل این موضوع را بررسی کرده و دیدگاههای علماء مذاهب مختلف را در موارد گوناگون این مسئله بیان نموده است.
🔵 سؤال 135 :
حکم خرید و فروش حواله ی خودرو، ونیز خرید و فروش امتیازِ خرید ماشین چیست؟
السلام علیکم
حکم خرید و فروش حواله ی خودرو ( ماشین ) چیست؟
همچنین حکم خرید و فروش امتیاز خرید ماشینهای شرکتی که به وسیله ی قرعه کشی به شخصی داده میشود، چیست؟
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
🔹جواب: الحمد لله والصلاة والسلام علی سیدنا رسول الله وعلی آله وصحبه ومن والاه، وبعد:
وعلیکم السلام ورحمة الله
پاسخ این پرسش را ـ انشاءالله ـ در دو بخش بیان خواهیم کرد:
1️⃣بخش نخست: حکم خرید و فروش امتیاز خودرو
از آنجا که صدور حکم درباره هر موضوع، متوقف بر تصور صحیح و دقیق آن است ( الحکم علی الشيء فرعٌ عن تصوره )، نخست باید این مسئله را بهدرستی تبیین کنیم.
اصل ماجرا از این قرار است که شرکتهایی مانند سایپا یا ایران خودرو در تعداد محدود و از طریق قرعهکشی، امتیاز و فرصت خرید محصولات خود را به عموم مردم یا گروههای خاصی از آنان ـ مانند مادران، کارمندان و… ـ اعطا میکنند. هر فردی که در این قرعهکشی برنده شود، این امتیاز را مییابد که خودروی موردنظر را با قیمتی کمتر از نرخ بازار از شرکت خریداری کند.
در این میان، برخی افراد ـ گاه به دلیل ناتوانی مالی در پرداخت بهای خودرو و گاه صرفاً با انگیزه کسب سود ـ امتیاز خود را برای فروش عرضه میکنند. بدین صورت که شخص دیگری این حق خریدِ شرکتیِ خودرو را با پرداخت مبلغی از آنان میخرد و سپس خود، هزینه اصلی خودرو را به شرکت میپردازد.
با این حال، هنگام تحویل خودرو از کارخانه یا شرکت، سند رسمی همچنان به نام صاحب اولیه امتیاز صادر میشود؛ هرچند در واقع، مالک حقیقی خودرو همان شخصی است که امتیاز را خریداری کرده و وجه خودرو را پرداخت نموده است.
❓پس از روشن شدن حقیقت مسئله، اکنون این پرسش مطرح میشود که: آیا خرید و فروش چنین امتیاز یا حقی، از نظر شرعی صحیح و جایز است یا خیر؟
در پاسخ باید گفت: بنا بر دیدگاه بسیاری از فقیهان امت اسلام ـ از جمله جمهور متأخرین شافعیة، بسیاری از حنابلة و مالکیة و حنفیة ـ خرید و فروش «حقوقِ مجرد» یا واگذاری و تنازل از یک حق اختصاصی (امتیاز) به نفع دیگری، در برابر دریافت عوض یا مبلغی مشخص، - با تفاصیلی ودر حالاتی خاص - امری مشروع و جایز شمرده شده است.
▪️در کتاب ( حاشیة البجیرمي علی الخطیب 3/ 471 ) از کتب متأخر مذهب ما شافعیة اینگونه آمده است:
« وَأَخْذُ الْعِوَضِ عَلَى الْحَقِّ مِنْ الِاخْتِصَاصِ جَائِزٌ».
ترجمه:«دریافت عوض (مال یا چیز با ارزش) در برابر حقی که از اختصاص (حق ویژه) به دست آمده، جایز است.»
▪️همچنین علامة الرملي شافعي و الشبراملسي شافعي نیز به جواز این موضوع تصریح نموده اند.
📘فتاوی الرملي 3 / 208 - 209 ، و نهایة المحتاج 5/ 480، و حاشیة البجیرمي علی شرح المنهج 3/ 241.
▪️همچنین در کتاب [حاشیة الشرواني (۴/۲۳۵) ] و نیز در [ڕووناکی ربّ العالمین، ڕوونکردنەوەی منهاج الطالبین (۳/۸)] ـ که از آثار متأخران مذهب ما شافعیة به شمار میآیند ـ آمده است که دست برداشتن و صرفنظر کردن از نجاساتی همانند فضولات حیوانی - که خرید و فروش آنها بر اساس مذهب شافعی جایز نیست، اما قابلیت استفاده به عنوان کود کشاورزی را دارند- دست برداشتن از آنها برای کسی دیگر، در برابر دریافت مبلغ مالی معین جایز است؛ زیرا این مورد در ذیل عنوان «النزول عن الوظائف، و أخذ العوض علی حقّ الاختصاص» قرار میگیرد. همچنین این موضوع را درباره واگذار نمودن سگ و امثال آن به دیگران - که خرید و فروششان در مذهب جایز نیست- هم بیان فرموده اند.
واضح است که اعطای امتیاز خرید خودرو از کارخانه یا شرکت سازنده، در واقع واگذاری یک حق معنوی با ارزشی مادی به دریافتکنندهی امتیاز محسوب میشود. که بهطور عرفی، چنین حقوقی در زمان حاضر دارای قیمت و ارزش مادی هستند و نقل و انتقال آنها ـ چه به صورت خرید و فروش و چه به صورت «النزول عن الوظائف أو الاختصاص بالمال» ـ رواج دارد. واز نمونههای خرید، فروش یا اجارهی این نوع حقوق مجرد میتوان به موضوع نوظهور کارتهای مرزنشینی اشاره کرد، که در آن ساکنان مناطق مرزی، امتیازاتی را که دولت به آنها اعطا کرده بود (حق واردات کالا در اندازهای مشخص با شرایط خاص) به تجار عمده واگذار یا اجاره داده و در مقابل، ماهیانه مبلغی از آنها دریافت میکنند.
▫️علامه محمد تقي العثماني الحنفي حفظه الله در کتابهای [بحوث في قضایا فقهیة معاصرة (1/ 71- 119)]، و [فقه البیوع (1/ 253 - 275 )] در مبحثی با عنوان ( بیع الحقوق المجردة )، به تفصیل این موضوع را بررسی کرده و دیدگاههای علماء مذاهب مختلف را در موارد گوناگون این مسئله بیان نموده است.
❤2
Forwarded from دار الإفتاء دارالعلوم سلطان صلاح الدین أیوبی پیرانشهر
.
🔹خلاصه ی پاسخ به بخش اول سؤال:
▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️
2️⃣ اما در پاسخ به بخش دوم سؤال یعنی: حکم خرید و فروش حواله خودرو، عرض میشود:
این حالت با حالت پیشین تفاوت دارد، زیرا در اینجا صاحب امتیاز خرید خودرو، مبلغی را که کارخانه یا شرکت خودروسازی جهت تحویل خودرو مطالبه کرده است، به طور کامل یا بخشی از آن را به کارخانه پرداخته و قرار است خودرویی با مشخصات معین در زمان معین به وی تحویل داده شود. کارخانه یا شرکت خودروسازی نیز سند یا اصطلاحاً حوالهای به خریدار تحویل داده که مفاد این معامله را در آن تثبیت و تصریح کرده است.
❓حال سؤال این است که آیا صاحب این حواله یا سند، که قرار است خودرو را در موعد مقرر دریافت کند، میتواند خودرو (یا اصطلاحاً این حواله خودرو) را پیش از تحویل آن به شخص دیگری بفروشد؟
این معاملهای که صاحب امتیاز با کارخانه یا شرکت خودروسازی انجام میدهد، در یکی از دو حکم زیر قرار میگیرد:
اگر تمام بهای خودرو به صورت پیشپرداخت به حساب شرکت واریز شده باشد، این معامله به إجماع علماء داخل در بیع سلم بوده و جایز و مشروع است.
📘بدائع الصنائع في ترتیب الشرائع 5/ 210. و درر الحکام شرح مجلة الأحکام 1/ 360 .
اما اگر خریدار (صاحب امتیاز) بخشی از بهای خودرو را به عنوان پیشپرداخت بپردازد و مابقی را در آینده تسویه نماید، این معامله در قالب استصناع قرار میگیرد. بر اساس قواعد مذهب شافعی، چنین معاملهای - چون شروط بیع سلم را ندارد - در اصل غیرصحیح تلقی میشود؛ در حالی که نزد فقهای احناف، این نوع استصناع نیز جایز و صحیح است.
با این حال، فقهای معاصر شافعیّه درباره اینگونه معاملات استصناع اظهار داشتهاند که با توجه به رواج گستردهی آن در زمان ما و نیاز عمومی مردم به چنین قراردادهایی، مانعی وجود ندارد در این مسئله رأی مذهب احناف اختیار و بر همان اساس فتوا داده شود و این نوع استصناع نیز جایز دانسته شود.
📘 الفقه المنهجی علی مذهب الإمام الشافعي 3/ 54 ، والمعتمد في الفقه الشافعي 3/ 159 .
▪️پس از توضیحاتی که گذشت، اکنون میتوان به پاسخ سؤال نزدیکتر شد.
میتوان گفت پیشفروشِ خودرو از سوی شرکتهای خودروسازی و خرید آن توسط صاحبان امتیاز، داخل در بیع سَلَم است؛ بدین معنا که خودرویی که قرار است در آینده به مشتری تحویل داده شود، در اصطلاح فقهی «المُسلَم فیه» نامیده میشود.
❓حال این پرسش مطرح میشود که آیا خریدار (المُسلِم) در عقد سلم میتواند «المُسلَم فیه» (کالای مورد معامله) را پیش از قبض و دریافت، به شخص دیگری بفروشد یا خیر؟
در این مسئله، جمهور علمای اسلام ـ از جمله مذهب ما شافعیه، و حنفیه و رأی مشهور نزد حنابله ـ فروش «المُسلَم فیه» پیش از قبض را جایز نمیدانند.
📘المبسوط للسرخسي الحنفي (12/ 163)، و البيان في مذهب الإمام الشافعي (5/ 444)، والمعتمد في الفقه الشافعي 3/ 152، وتحفة المحتاج 4/ 406، والمغني لابن قدامة الحنبلي (4/ 227).
اما مذهب مالکیه بر این نظر است که اگر «المُسلَم فیه» از جنس طعام نباشد و از سایر کالاها باشد، خریدار میتواند آن را پیش از دریافت، با همان اوصاف و شرایط، به شخص دیگری بفروشد.
📘بداية المجتهد، لابن رشد، (2/ 155)، الذخيرة، للقرافي، (5/ 265)، الشرح الكبير، للدردير، مع حاشية الدسوقي (3/ 220)، والقوانین الفقهیة ص 178.
همچنین امام احمد بن حنبل رحمهالله در یکی از اقوال خود ـ که مورد اختیار ابن تیمیه و ابن القیم رحمهما الله نیز قرار گرفته است ـ در این مسئله با مذهب مالکیه موافق میباشد.
📘مجموع الفتاوی 29/ 501- 518، والإنصاف للمرداوی 5/ 108، و تهذیب السنن لابن القیم 5/ 111 - 117 .
🔹خلاصه ی پاسخ به بخش اول سؤال:
بنا بر آنچه گذشت، میتوان نتیجه گرفت که واگذاری امتیازِ خریدِ خودرو از شرکتهای خودروسازی، به دیگران در ازای دریافت مبلغی از آنها ـ ان شاء الله ـ نزد مذهب ما شافعیة و جمهور علماء جایز است. که برخی از علماء واگذاری این امتیازات را حتی بصورت خرید و فروش جایز میدانند، اما اکثریت علماءِ مجیز این موضوع، به شکل تنازل از "حق و اختصاص" در برابر دریافت مبلغی از مال، آن را پذیرفته اند.
▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️
2️⃣ اما در پاسخ به بخش دوم سؤال یعنی: حکم خرید و فروش حواله خودرو، عرض میشود:
این حالت با حالت پیشین تفاوت دارد، زیرا در اینجا صاحب امتیاز خرید خودرو، مبلغی را که کارخانه یا شرکت خودروسازی جهت تحویل خودرو مطالبه کرده است، به طور کامل یا بخشی از آن را به کارخانه پرداخته و قرار است خودرویی با مشخصات معین در زمان معین به وی تحویل داده شود. کارخانه یا شرکت خودروسازی نیز سند یا اصطلاحاً حوالهای به خریدار تحویل داده که مفاد این معامله را در آن تثبیت و تصریح کرده است.
❓حال سؤال این است که آیا صاحب این حواله یا سند، که قرار است خودرو را در موعد مقرر دریافت کند، میتواند خودرو (یا اصطلاحاً این حواله خودرو) را پیش از تحویل آن به شخص دیگری بفروشد؟
این معاملهای که صاحب امتیاز با کارخانه یا شرکت خودروسازی انجام میدهد، در یکی از دو حکم زیر قرار میگیرد:
اگر تمام بهای خودرو به صورت پیشپرداخت به حساب شرکت واریز شده باشد، این معامله به إجماع علماء داخل در بیع سلم بوده و جایز و مشروع است.
📘بدائع الصنائع في ترتیب الشرائع 5/ 210. و درر الحکام شرح مجلة الأحکام 1/ 360 .
اما اگر خریدار (صاحب امتیاز) بخشی از بهای خودرو را به عنوان پیشپرداخت بپردازد و مابقی را در آینده تسویه نماید، این معامله در قالب استصناع قرار میگیرد. بر اساس قواعد مذهب شافعی، چنین معاملهای - چون شروط بیع سلم را ندارد - در اصل غیرصحیح تلقی میشود؛ در حالی که نزد فقهای احناف، این نوع استصناع نیز جایز و صحیح است.
با این حال، فقهای معاصر شافعیّه درباره اینگونه معاملات استصناع اظهار داشتهاند که با توجه به رواج گستردهی آن در زمان ما و نیاز عمومی مردم به چنین قراردادهایی، مانعی وجود ندارد در این مسئله رأی مذهب احناف اختیار و بر همان اساس فتوا داده شود و این نوع استصناع نیز جایز دانسته شود.
📘 الفقه المنهجی علی مذهب الإمام الشافعي 3/ 54 ، والمعتمد في الفقه الشافعي 3/ 159 .
▪️پس از توضیحاتی که گذشت، اکنون میتوان به پاسخ سؤال نزدیکتر شد.
میتوان گفت پیشفروشِ خودرو از سوی شرکتهای خودروسازی و خرید آن توسط صاحبان امتیاز، داخل در بیع سَلَم است؛ بدین معنا که خودرویی که قرار است در آینده به مشتری تحویل داده شود، در اصطلاح فقهی «المُسلَم فیه» نامیده میشود.
❓حال این پرسش مطرح میشود که آیا خریدار (المُسلِم) در عقد سلم میتواند «المُسلَم فیه» (کالای مورد معامله) را پیش از قبض و دریافت، به شخص دیگری بفروشد یا خیر؟
در این مسئله، جمهور علمای اسلام ـ از جمله مذهب ما شافعیه، و حنفیه و رأی مشهور نزد حنابله ـ فروش «المُسلَم فیه» پیش از قبض را جایز نمیدانند.
📘المبسوط للسرخسي الحنفي (12/ 163)، و البيان في مذهب الإمام الشافعي (5/ 444)، والمعتمد في الفقه الشافعي 3/ 152، وتحفة المحتاج 4/ 406، والمغني لابن قدامة الحنبلي (4/ 227).
اما مذهب مالکیه بر این نظر است که اگر «المُسلَم فیه» از جنس طعام نباشد و از سایر کالاها باشد، خریدار میتواند آن را پیش از دریافت، با همان اوصاف و شرایط، به شخص دیگری بفروشد.
📘بداية المجتهد، لابن رشد، (2/ 155)، الذخيرة، للقرافي، (5/ 265)، الشرح الكبير، للدردير، مع حاشية الدسوقي (3/ 220)، والقوانین الفقهیة ص 178.
همچنین امام احمد بن حنبل رحمهالله در یکی از اقوال خود ـ که مورد اختیار ابن تیمیه و ابن القیم رحمهما الله نیز قرار گرفته است ـ در این مسئله با مذهب مالکیه موافق میباشد.
📘مجموع الفتاوی 29/ 501- 518، والإنصاف للمرداوی 5/ 108، و تهذیب السنن لابن القیم 5/ 111 - 117 .
❤3
Forwarded from دار الإفتاء دارالعلوم سلطان صلاح الدین أیوبی پیرانشهر
.
🔹خلاصه ی پاسخ به بخش دوم سؤال:
والله تعالی أعلم وصلی الله علی سیدنا محمد وعلی آله وصحبه وسلم.
#خرید_وفروش_حواله_خودر
#فروش_امتیاز_خودرو
📝 دار الإفتاء دار العلوم سلطان صلاح الدین ٲیوبی پیرانشهر
🆔@DarEftaeSalahoddinP
🔹خلاصه ی پاسخ به بخش دوم سؤال:
بر اساس آنچه گذشت، در پاسخ به سؤال مطرحشده میتوان گفت:
فروش حوالهی خودرو ـ یعنی فروش خودروی خریداریشده از شرکت خودروسازی پیش از تحویل گرفتن آن ـ نزد جمهور علمای اسلام، از جمله در مذهب ما شافعیه، جایز نیست و در حکم منع و حرام قرار میگیرد.
اما در مذهب مالکیه، و نیز بنا بر قولی از امام احمد بن حنبل که انتخاب ابن تیمیه و ابن قیم جوزیه نیز میباشد، این عمل جایز و مشروع دانسته شده است.
بنابراین، پرهیز از چنین معاملهای، أصل و أولی و مطمئنتر است.
اما اگر با توجه به شرایط اقتصادی ناگوار کنونی کشور ایران و حاجت ونیاز مردم به تهیه خودرو با قیمتهایی کمتر از نرخ بازار آزاد به مسئله نگریسته شود، میتوان گفت که قول به جواز این موضوع ـ بر اساس مذهب مالکیه و قولی از امام احمد رحمهالله ـ از جهت رفع حرج و تأمین مصالح عمومی، وجهی قابل توجه دارد؛ بهخصوص در مواردی که منع این معاملات موجب مشقت و تنگنای شدید برای مردم گردد.
لذا عرض میشود: اگر مسلمانی با تقلید از مذهب امام مالک رحمهالله در این مسئله، اقدام به خرید و فروش حواله خودرو نماید، امید است انشاءالله حرج و گناهی بر او نباشد و عمل وی بر اساس این مذهب از مذاهب چهارگانه اهل سنت، جایز محسوب میشود.
والله تعالی أعلم وصلی الله علی سیدنا محمد وعلی آله وصحبه وسلم.
#خرید_وفروش_حواله_خودر
#فروش_امتیاز_خودرو
📝 دار الإفتاء دار العلوم سلطان صلاح الدین ٲیوبی پیرانشهر
🆔@DarEftaeSalahoddinP
Telegram
دار الإفتاء دارالعلوم سلطان صلاح الدین أیوبی پیرانشهر
کانال دار الإفتاء دار العلوم صلاح الدین ٲیوبی،زیر نظر مدیریت مدرسه ی علوم دینی سلطان صلاح الدین ٲیوبی پیرانشهر، واقع در شهرستان پیرانشهر،استان آذربایجان غربی ایران، اداره میشود.
📆 تاریخ تأسیس: محرم 1447، تیر 1404
📆 تاریخ تأسیس: محرم 1447، تیر 1404
❤4
ای خواهرم… ای امیدِ دل
اسلام آمد درحالیکه زن در وضعیتی خوار و اندوهبار زندگی میکرد؛ واقعیتی دردناک و حیاتی تیره داشت. حقوقش پایمال شده بود و وظایفش فراتر از توانش. عمرش در رنج و بدبختی میگذشت، از لحظهٔ تولد تا دم مرگ.
اگر در کودکی از زندهبهگور شدن نجات مییافت، در بزرگسالی زندگیاش سراسر خواری و تحقیر بود.
دختری که در کودکی در خاک پنهان میشد، و اگر زنده میماند، همچون کالایی بیارزش به شمار میرفت. هیچ حقی برای زندگی نداشت. پس چگونه میتوان نام «زندگی» بر آن گذاشت؟
اسلام آمد و او را از آن واقعیت پَست و آن زندگی ننگین به جایگاهی رساند که در آن عزت، شرافت و کرامت دارد و ارزش و مقامش شناخته میشود.
او را چنین گرامی داشت:
• دختری کوچک، دوستداشتنی و عزیز
• خواهری محترم
• همسری مهربان
• و مادری دلسوز و بزرگوار
اسلام بهترین تکریم را نصیب زن کرد، مقامش را بالا برد و او را در جایگاه شایستهاش نشاند؛ زیرا او سازندهٔ مردان و پرورشدهندهٔ نسلهاست.
مادر، مدرسهای است که اگر آن را بسازی، ملتی نیکنژاد را ساختهای.
مادر، باغی است که اگر به آن رسیدگی کنی، به زیباترین شکل شکوفا میشود.
✍ فریبا کریم نژاد
╲\╭
@s_dini
┗╯\╲
اسلام آمد درحالیکه زن در وضعیتی خوار و اندوهبار زندگی میکرد؛ واقعیتی دردناک و حیاتی تیره داشت. حقوقش پایمال شده بود و وظایفش فراتر از توانش. عمرش در رنج و بدبختی میگذشت، از لحظهٔ تولد تا دم مرگ.
اگر در کودکی از زندهبهگور شدن نجات مییافت، در بزرگسالی زندگیاش سراسر خواری و تحقیر بود.
دختری که در کودکی در خاک پنهان میشد، و اگر زنده میماند، همچون کالایی بیارزش به شمار میرفت. هیچ حقی برای زندگی نداشت. پس چگونه میتوان نام «زندگی» بر آن گذاشت؟
اسلام آمد و او را از آن واقعیت پَست و آن زندگی ننگین به جایگاهی رساند که در آن عزت، شرافت و کرامت دارد و ارزش و مقامش شناخته میشود.
او را چنین گرامی داشت:
• دختری کوچک، دوستداشتنی و عزیز
• خواهری محترم
• همسری مهربان
• و مادری دلسوز و بزرگوار
اسلام بهترین تکریم را نصیب زن کرد، مقامش را بالا برد و او را در جایگاه شایستهاش نشاند؛ زیرا او سازندهٔ مردان و پرورشدهندهٔ نسلهاست.
مادر، مدرسهای است که اگر آن را بسازی، ملتی نیکنژاد را ساختهای.
مادر، باغی است که اگر به آن رسیدگی کنی، به زیباترین شکل شکوفا میشود.
✍ فریبا کریم نژاد
╲\╭
@s_dini
┗╯\╲
❤10
Forwarded from مزگەوتی جابانی کوردی(نێ)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📲 وتاری هەینی مزگەوتی گەورەی جابانی کوردی نێ
🎤 بابەتی وتار:
غەدیری خوم لە نێوان ڕاستییەکانی مێژوو و چەواشەکاری ئێستادا...
🎤 بابەتی وتار:
غەدیری خوم لە نێوان ڕاستییەکانی مێژوو و چەواشەکاری ئێستادا...
❤4👏2
💢 برتری رفع نیاز مؤمن بر اعتکاف یک ماهه...
✅ امام محمد باقر رَضِیَ اللّهُ عَنْه می فرماید: مردی پیش حضرت حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه رفت و برای نیازی ڪه داشت از ایشان درخواست یاری نمود ولی چون حضرت حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه در آن حالت در مسجد اعتکاف کرده بود عذر آن شخص را خواست و نیازش را برطرف ننمود.
آن شخص به نزد حضرت حسن رَضِیَ اللّهُ عَنْه رفت و درباره نیازمندی اش از ایشان درخواست یاری کرد و حضرت حسن رَضِیَ اللّهُ عَنْه هم نیازش را برطرف کرده و فرمود: همانا بر طرف کردن نیاز یکی از برادرانم (یعنی برادر دینی) برای رضای خدا در نزد من محبوبتر از یک ماه اعتکاف است.
📚 منبــع :
البدایة والنهایة حافظ ابن ڪثیر دمشقی
☑️ نتیجه روایت این است ڪه برآوردن نیاز مؤمن، حتی اگر به ترک عبادت مستحبی مانند اعتکاف بینجامد، در پیشگاه خدا محبوبتر از انجام آن عبادت است. از نگاه امام حسن رَضِیَ اللّهُ عَنْه، خدمت به برادر دینی برای رضای خدا، ارزشی فراتر از یک ماه اعتکاف دارد و نشان می دهد ڪه عمل به نیاز مردم، خود عبادتی برتر محسوب می شود.
🌐
═════❁❁❁═════
@s_dini
✅ امام محمد باقر رَضِیَ اللّهُ عَنْه می فرماید: مردی پیش حضرت حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه رفت و برای نیازی ڪه داشت از ایشان درخواست یاری نمود ولی چون حضرت حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه در آن حالت در مسجد اعتکاف کرده بود عذر آن شخص را خواست و نیازش را برطرف ننمود.
آن شخص به نزد حضرت حسن رَضِیَ اللّهُ عَنْه رفت و درباره نیازمندی اش از ایشان درخواست یاری کرد و حضرت حسن رَضِیَ اللّهُ عَنْه هم نیازش را برطرف کرده و فرمود: همانا بر طرف کردن نیاز یکی از برادرانم (یعنی برادر دینی) برای رضای خدا در نزد من محبوبتر از یک ماه اعتکاف است.
📚 منبــع :
البدایة والنهایة حافظ ابن ڪثیر دمشقی
☑️ نتیجه روایت این است ڪه برآوردن نیاز مؤمن، حتی اگر به ترک عبادت مستحبی مانند اعتکاف بینجامد، در پیشگاه خدا محبوبتر از انجام آن عبادت است. از نگاه امام حسن رَضِیَ اللّهُ عَنْه، خدمت به برادر دینی برای رضای خدا، ارزشی فراتر از یک ماه اعتکاف دارد و نشان می دهد ڪه عمل به نیاز مردم، خود عبادتی برتر محسوب می شود.
🌐
═════❁❁❁═════
@s_dini
❤6👍1
🌹به پروردگارت اعتماد داشته باش
قفلهای زندگی ات را خواهد گشود🌹
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
"آدم"
خطا کرد🔒،
کلید 🔑:
"رَبّنَا ظلمنا أنفسنا وَإِنْ لَمْ تغفر لنا وَتَرْحَمنَا لَنَكُونَنَّ مِنْ الْخاسرِينَ"
پس مورد عفو وبخشش قرار گرفت
"نوح"
بین دشمنانش گیر افتاده بود🔒،
کلید🔑:
"رب اني مغلوب فانتصر"
پس گشایش الهی نصیبش شد و با کشتی اش نجات یافت و دشمنانش نابود شدند
"زكريا"
پیر مسن بود و همسرش هم نازا🔒،
کلید🔑:
"رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ"
پس یحیی به او عطا گردید
"يونس"
در تاریکی دریا و شکم ماهی تنها مانده بود🔒،
کلید🔑:
"لا إله إلّا أنت سبحانك إني كنت من الظالمين"
پس نجات یافت
"أيوب"
به مصیبت و بیماریهای سختی دچار شد🔒،
کلید🔑:
"رَبِّ إنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ"
پس از درد و رنج نجات یافت
"إبراهيم"
در آتش افکنده شد🔒،
کلید🔑:
"حسبنا الله ونعم الوكيل"
پس نجات یافت و پیروز گشت
"يعقوب"
یوسف را از دست داده بود🔒،
کلید🔑:
"إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّه"
پس خداوند بعد سالها یوسف را به او برگرداند
"محمد (ص)
در غار ثور توسط کفار محاصره شده بود🔒،
کلید🔑:
"لا تحزن إن الله معنا"
پس بر آنها پیروز گشت.
@s_dini
قفلهای زندگی ات را خواهد گشود🌹
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
"آدم"
خطا کرد🔒،
کلید 🔑:
"رَبّنَا ظلمنا أنفسنا وَإِنْ لَمْ تغفر لنا وَتَرْحَمنَا لَنَكُونَنَّ مِنْ الْخاسرِينَ"
پس مورد عفو وبخشش قرار گرفت
"نوح"
بین دشمنانش گیر افتاده بود🔒،
کلید🔑:
"رب اني مغلوب فانتصر"
پس گشایش الهی نصیبش شد و با کشتی اش نجات یافت و دشمنانش نابود شدند
"زكريا"
پیر مسن بود و همسرش هم نازا🔒،
کلید🔑:
"رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ"
پس یحیی به او عطا گردید
"يونس"
در تاریکی دریا و شکم ماهی تنها مانده بود🔒،
کلید🔑:
"لا إله إلّا أنت سبحانك إني كنت من الظالمين"
پس نجات یافت
"أيوب"
به مصیبت و بیماریهای سختی دچار شد🔒،
کلید🔑:
"رَبِّ إنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ"
پس از درد و رنج نجات یافت
"إبراهيم"
در آتش افکنده شد🔒،
کلید🔑:
"حسبنا الله ونعم الوكيل"
پس نجات یافت و پیروز گشت
"يعقوب"
یوسف را از دست داده بود🔒،
کلید🔑:
"إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّه"
پس خداوند بعد سالها یوسف را به او برگرداند
"محمد (ص)
در غار ثور توسط کفار محاصره شده بود🔒،
کلید🔑:
"لا تحزن إن الله معنا"
پس بر آنها پیروز گشت.
@s_dini
❤10😍1
🔻دری ڪه از سخاوت شکست👌👌
✅ روایت است ڪه صحابی جلیل القدر قیس بن سعد بن عباده رَضِیَ اللّهُ عَنْه بیمار شد و ڪسی به عیادت او نیامد. پرسید: چرا ڪه ڪسی به عیادتم نمی آید.
گفتند: شما به دیگران پول قرض زیاد داده اید، آنها هم بخاطر قرضشان خجالت می ڪشند ڪه به عیادت شما بیایند. قیس رَضِیَ اللّهُ عَنْه فرمود: خداوند این ثروت و سامان را نابود ڪند ڪه باعث شده مسلمانان به عیادتم نیایند (خداوند مالی را خوار کند ڪه مانع دیدار دوستان شود). پس فرمود:
به مردم اطلاع دهید هر ڪس هر مقدار بدهی نزد قیس بن سعد دارد، حلالش باشد و من آن بدهی را نمی خواهم. روایت است ڪه به شب نرسیده بود ڪه چارچوب دَرِ خانه قیس رَضِیَ اللّهُ عَنْه از شدت حضور مسلمانان ڪه به عیادتش رفته بودند شکست.
📚 منبــع :
البدایة والنهایة حافظ ابن ڪثیر دمشقی
👌 مال و ثروت زمانی ارزش دارد ڪه وسیلهای برای ارتباط و خدمت به دیگران باشد، نه مانعی بر سر راه دوستی و صله رحم. قیس بن سعد رَضِیَ اللّهُ عَنْه با بخشش تمام بدهی ها نشان داد ڪه پیوند برادری مسلمانان از هر دارایی ای با ارزشتر است؛ همان لحظه چارچوب در خانهاش از ازدحام جمعیت عیادت کنندگان شکست.
@s_dini
✅ روایت است ڪه صحابی جلیل القدر قیس بن سعد بن عباده رَضِیَ اللّهُ عَنْه بیمار شد و ڪسی به عیادت او نیامد. پرسید: چرا ڪه ڪسی به عیادتم نمی آید.
گفتند: شما به دیگران پول قرض زیاد داده اید، آنها هم بخاطر قرضشان خجالت می ڪشند ڪه به عیادت شما بیایند. قیس رَضِیَ اللّهُ عَنْه فرمود: خداوند این ثروت و سامان را نابود ڪند ڪه باعث شده مسلمانان به عیادتم نیایند (خداوند مالی را خوار کند ڪه مانع دیدار دوستان شود). پس فرمود:
به مردم اطلاع دهید هر ڪس هر مقدار بدهی نزد قیس بن سعد دارد، حلالش باشد و من آن بدهی را نمی خواهم. روایت است ڪه به شب نرسیده بود ڪه چارچوب دَرِ خانه قیس رَضِیَ اللّهُ عَنْه از شدت حضور مسلمانان ڪه به عیادتش رفته بودند شکست.
📚 منبــع :
البدایة والنهایة حافظ ابن ڪثیر دمشقی
👌 مال و ثروت زمانی ارزش دارد ڪه وسیلهای برای ارتباط و خدمت به دیگران باشد، نه مانعی بر سر راه دوستی و صله رحم. قیس بن سعد رَضِیَ اللّهُ عَنْه با بخشش تمام بدهی ها نشان داد ڪه پیوند برادری مسلمانان از هر دارایی ای با ارزشتر است؛ همان لحظه چارچوب در خانهاش از ازدحام جمعیت عیادت کنندگان شکست.
@s_dini
❤10👌1
💢 نشستن در جمع گناهکاران (بدون اعتراض و ترک مجلس) از نظر کیفر و گناه، همانند خودِ انجام دادن آن گناه است....
✅ هشام بن عروة رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما می فرماید: عمر بن عبدالعزیز رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما گروهی را بخاطر شرابخواری دستگیر کرد. در میان آنها مرد روزه داری نیز بود. عمر بن عبدالعزیز رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما او را نیز همراه دیگران تازیانه زد.
به او گفته شد: این مرد روزه است (و شراب نخورده است). عمر بن عبدالعزیز رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما در پاسخ فرمود ڪه آیا این فرموده خداوند متعال را نشنیده اید ڪه می فرماید:
✨وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ✨
"قطعاً خداوند در قرآن این حکم را بر شما نازل کرده است ڪه هنگامی می شنوید افراد کافر به آیات خدا کفر می ورزند و آنها را مسخره می کنند، با آنان منشینید تا به سخن دیگری بپردازند. و اگر با آنان بنشینید در این صورت قطعاً شما هم مانند آنها خواهید بود". ✍ نساء ۱۴۰
📚 منبــع :
ابانة الڪبری ابن بطه ۵۱۵
☑️ نشستن در جمع گناهکاران بدون اعتراض یا ترک مجلس، از نظر گناه و کیفر برابر با خودِ انجام آن گناه است. چنان ڪه عمر بن عبدالعزیز رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما فرد روزهداری را ڪه فقط در جمع شرابخواران نشسته بود، همراه آنها تازیانه زد و به آیه ۱۴۰ نساء (همرتبه بودن با گناهکاران در صورت عدم ترک مجلس) استناد کرد.
⚫️ بر این اساس اگر کسی بدون اعتراض در جمع گناهکاران بنشیند، از نظر گناه و کیفر همرتبه با آنان است، چند مثال روشن:
■ کسی در مجلس بزم شراب بنشیند، خودش جام به لب نزند ولی ساکت بماند و مجلس را ترک نکند → در حکم شرابخوار است.
■ شخصی پای صحبت جمعی بنشیند ڪه پشت سر دیگران غیبت یا تهمت می زنند، اما چیزی نگوید و بلند نشود → همانند غیبت کننده گناهکار است.
■ افرادی آیات قرآن یا احکام دین را مسخره می کنند و شخصی بدون اعتراض در جمع آنان حضور یابد → مصداق بارز آیه ۱۴۰ نساء است.
■ در مهمانی یا خودرویی ڪه موسیقی مبتذل و حرام پخش می شود، شخص بنشیند و خارج نشود و اعتراض نکند → در گناه شریک است.
■ کسی در دکان کم فروشی بنشیند، سکوت کند و اعتراض نکند → در حکم خودِ کم فروش است.
@s_dini
✅ هشام بن عروة رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما می فرماید: عمر بن عبدالعزیز رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما گروهی را بخاطر شرابخواری دستگیر کرد. در میان آنها مرد روزه داری نیز بود. عمر بن عبدالعزیز رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما او را نیز همراه دیگران تازیانه زد.
به او گفته شد: این مرد روزه است (و شراب نخورده است). عمر بن عبدالعزیز رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما در پاسخ فرمود ڪه آیا این فرموده خداوند متعال را نشنیده اید ڪه می فرماید:
✨وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ✨
"قطعاً خداوند در قرآن این حکم را بر شما نازل کرده است ڪه هنگامی می شنوید افراد کافر به آیات خدا کفر می ورزند و آنها را مسخره می کنند، با آنان منشینید تا به سخن دیگری بپردازند. و اگر با آنان بنشینید در این صورت قطعاً شما هم مانند آنها خواهید بود". ✍ نساء ۱۴۰
📚 منبــع :
ابانة الڪبری ابن بطه ۵۱۵
☑️ نشستن در جمع گناهکاران بدون اعتراض یا ترک مجلس، از نظر گناه و کیفر برابر با خودِ انجام آن گناه است. چنان ڪه عمر بن عبدالعزیز رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما فرد روزهداری را ڪه فقط در جمع شرابخواران نشسته بود، همراه آنها تازیانه زد و به آیه ۱۴۰ نساء (همرتبه بودن با گناهکاران در صورت عدم ترک مجلس) استناد کرد.
⚫️ بر این اساس اگر کسی بدون اعتراض در جمع گناهکاران بنشیند، از نظر گناه و کیفر همرتبه با آنان است، چند مثال روشن:
■ کسی در مجلس بزم شراب بنشیند، خودش جام به لب نزند ولی ساکت بماند و مجلس را ترک نکند → در حکم شرابخوار است.
■ شخصی پای صحبت جمعی بنشیند ڪه پشت سر دیگران غیبت یا تهمت می زنند، اما چیزی نگوید و بلند نشود → همانند غیبت کننده گناهکار است.
■ افرادی آیات قرآن یا احکام دین را مسخره می کنند و شخصی بدون اعتراض در جمع آنان حضور یابد → مصداق بارز آیه ۱۴۰ نساء است.
■ در مهمانی یا خودرویی ڪه موسیقی مبتذل و حرام پخش می شود، شخص بنشیند و خارج نشود و اعتراض نکند → در گناه شریک است.
■ کسی در دکان کم فروشی بنشیند، سکوت کند و اعتراض نکند → در حکم خودِ کم فروش است.
@s_dini
❤7