🔺🔺🔺 اخراج سفیر آمریکا در اردن توسط ترامپ، به درخواست عبدالله دوم و به دلیل حمایت سفیر آمریکا از #برجام صورت گرفت/فارين پاليسي
🔺
🔺
⬅️. مکرون رئیس جمهوری فرانسه پس از دیدار با سعد الحریری:
🔹کناره گیری رئیس جمهوری سوریه از قدرت پیش شرط گفت و گوهای صلح نیست
🔹25 سپتامبر پاریس میزبان میشل عون رئیس جمهوری لبنان خواهد بود
🔹کناره گیری رئیس جمهوری سوریه از قدرت پیش شرط گفت و گوهای صلح نیست
🔹25 سپتامبر پاریس میزبان میشل عون رئیس جمهوری لبنان خواهد بود
نگاهي به #استراتژي نظامي آمريکا در خاورميانه
🌀توماس ال فريدمن /نيويورکتايمز*
🔹هشت روز را با نيروي هوايي ايالات متحده به تمامي پايگاههاي کليدي آمريکا در افغانستان، عراق، کويت، قطر و امارات متحده عربي سفر کردم. به همين خاطر بود که سخنراني هفته گذشته دونالد ترامپ براي اعلام استراتژي جديد آمريکا در افغانستان، براي من بسيار جالب و همزمان مأيوسکننده بود. سخنان ترامپ مملو از اغراق و حرفهاي تکراري مانند اين بود ما اراده آنها را در هم خواهيم شکست .
ترامپ در اظهاراتش درخصوص اينکه براي مواجهه با مشکلات منطقهاي که براي ساليان سال بسياري از رؤسايجمهور آمريکا در حل آن عاجز بودهاند، چه برنامه و استراتژياي طرحريزي کرده، هيچگونه جزئياتي ارائه نداد. البته با برخي از اظهارات رئيسجمهور موافقم بهويژه آنجا که ميگفت مردان و زناني که در خاورميانه خدمت ميکنند، «حق دارند به کشورشان برگردند». اما دورويي و تزوير او که در ماههاي اخير از هيچ اقدامي براي تفرقهافکني ميان مردم آمريکا دريغ نکرده است، باعث ميشود در نيت خير او شک کنم. ترامپ اکنون نيز از نظاميان ما به عنوان دستمايهاي براي اغراق درخصوص مواهب اتحاد ملي سخن ميگويد که خود او تيشه به ريشه آن زده است.
🔹حرفهاي ترامپ، من را به ياد صحبتهاي سرگرد کوري اسلون، در پايگاه نظامي بگرام در نزديکي کابل انداخت. السون اينطور ميگفت که کارکردن در افغانستان باعث شده از تمام دعواهاي سياسي در واشنگتن بيخبر بماند. او به نقل از يک پيمانکار آمريکايي ميگفت از برگشتنش به کابل خوشحال بوده زيرا حداقل اينجا از جنجالهاي سياسي در امان است. وقتي يک آمريکايي عادي از شر دعواهاي سياسي به کابل پناه ببرد، اصلا نشانه خوبي نيست. به اصل ماجرا برگرديم. از آنجا که نميتوانم سياست و استراتژي ترامپ در قبال خاورميانه را توضيح دهم، بگذاريد چيزي را توصيف کنم که در آنجا به چشم خود ديدم. اول از همه، در عراق شاهد بهکارگرفتهشدن جنگافزارهاي جديد و هوشمندي از سوي ارتش ايالات متحده بودم. به نظر استفاده از اين جنگافزارهاي جديد نشاندهنده استراتژياي بود که ميتواند يک دريچه اميد براي عراق بعد از شکست داعش محسوب شود. با وجود اين کورسوي اميد در عراق، در افغانستان اوضاع همچنان بر همان پاشنه سابق ميچرخيد: فساد دولتي، بياعتمادي در ميان افغانها و مداخله بيثمر از سوي پاکستان و برخي کشورهاي منطقه.
🔹بهترين راه براي توصيف تفاوت استراتژي نظامي آمريکا در عراق و افغانستان، بازگوکردن چيزي است که از مرکز فرماندهي عمليات مشترک در اربيل شاهد آن بودم. اين مرکز فرماندهي جايي بود که تمامي تصاوير ارسالي از پهپادها، ماهوارهها و جتهاي آمريکايي در آنجا روي صفحات تلويزيون به نمايش درميآمد و تحليل ميشد. افسران آمريکايي با نيروهاي عمليات زميني عراق براي هدفقراردادن مواضع داعش همکاري ميکردند. بعد از آزادسازي موصل، ارتش عراق نيروهاي داعش را به سمت جلگه رود فرات هدايت ميکرد، جايي که به نظر آخرين پايگاه داعش خواهد بود. در دومين روز حرکت نيروهاي عراقي به سمت غرب بود که نيروهاي عراق با مقاومتهايي از سوي نيروهاي داعش در شهر کوچک تلعفر مواجه شدند. نيروهاي عراقي سينهخيز به سمت مواضع داعش در حرکت بودند و افسران مرکز فرماندهي به دقت ميزان آتش موردنياز براي نابودي مواضع داعش را محاسبه ميکردند تا به غيرنظاميان آسيبي نرسد. دقايقي بعد، يکي از جتهاي آمريکايي بمبي هوشمند را رها ميکند که درست به ساختماني که داعشيها در آن سنگر گرفتهاند، اصابت ميکند بدون اينکه به ساختمانهاي کناري آن آسيبي برسد. شايد به همين خاطر باشد که کل آمار تلفات ارتش آمريکا از زمان ورود مجدد به جنگ عليه داعش در سال ٢٠١٤ ميلادي تنها ١٧ نفر بوده است. اين اجتناب از حضور گسترده نظامي در عراق و تقليل آن به جنگافزارهاي پيشرفته و هوشمند و نيروهاي ويژه هم براي نظاميان آمريکايي و هم براي عراقيها مفيد بوده است. شايد اگر باراک اوباما، ارتش آمريکا را از خاک عراق بيرون نکشيده بود، هيچگاه زمينه براي اين شيوه جديد همکاري مهيا نميشد.✅
@melita1
🌀توماس ال فريدمن /نيويورکتايمز*
🔹هشت روز را با نيروي هوايي ايالات متحده به تمامي پايگاههاي کليدي آمريکا در افغانستان، عراق، کويت، قطر و امارات متحده عربي سفر کردم. به همين خاطر بود که سخنراني هفته گذشته دونالد ترامپ براي اعلام استراتژي جديد آمريکا در افغانستان، براي من بسيار جالب و همزمان مأيوسکننده بود. سخنان ترامپ مملو از اغراق و حرفهاي تکراري مانند اين بود ما اراده آنها را در هم خواهيم شکست .
ترامپ در اظهاراتش درخصوص اينکه براي مواجهه با مشکلات منطقهاي که براي ساليان سال بسياري از رؤسايجمهور آمريکا در حل آن عاجز بودهاند، چه برنامه و استراتژياي طرحريزي کرده، هيچگونه جزئياتي ارائه نداد. البته با برخي از اظهارات رئيسجمهور موافقم بهويژه آنجا که ميگفت مردان و زناني که در خاورميانه خدمت ميکنند، «حق دارند به کشورشان برگردند». اما دورويي و تزوير او که در ماههاي اخير از هيچ اقدامي براي تفرقهافکني ميان مردم آمريکا دريغ نکرده است، باعث ميشود در نيت خير او شک کنم. ترامپ اکنون نيز از نظاميان ما به عنوان دستمايهاي براي اغراق درخصوص مواهب اتحاد ملي سخن ميگويد که خود او تيشه به ريشه آن زده است.
🔹حرفهاي ترامپ، من را به ياد صحبتهاي سرگرد کوري اسلون، در پايگاه نظامي بگرام در نزديکي کابل انداخت. السون اينطور ميگفت که کارکردن در افغانستان باعث شده از تمام دعواهاي سياسي در واشنگتن بيخبر بماند. او به نقل از يک پيمانکار آمريکايي ميگفت از برگشتنش به کابل خوشحال بوده زيرا حداقل اينجا از جنجالهاي سياسي در امان است. وقتي يک آمريکايي عادي از شر دعواهاي سياسي به کابل پناه ببرد، اصلا نشانه خوبي نيست. به اصل ماجرا برگرديم. از آنجا که نميتوانم سياست و استراتژي ترامپ در قبال خاورميانه را توضيح دهم، بگذاريد چيزي را توصيف کنم که در آنجا به چشم خود ديدم. اول از همه، در عراق شاهد بهکارگرفتهشدن جنگافزارهاي جديد و هوشمندي از سوي ارتش ايالات متحده بودم. به نظر استفاده از اين جنگافزارهاي جديد نشاندهنده استراتژياي بود که ميتواند يک دريچه اميد براي عراق بعد از شکست داعش محسوب شود. با وجود اين کورسوي اميد در عراق، در افغانستان اوضاع همچنان بر همان پاشنه سابق ميچرخيد: فساد دولتي، بياعتمادي در ميان افغانها و مداخله بيثمر از سوي پاکستان و برخي کشورهاي منطقه.
🔹بهترين راه براي توصيف تفاوت استراتژي نظامي آمريکا در عراق و افغانستان، بازگوکردن چيزي است که از مرکز فرماندهي عمليات مشترک در اربيل شاهد آن بودم. اين مرکز فرماندهي جايي بود که تمامي تصاوير ارسالي از پهپادها، ماهوارهها و جتهاي آمريکايي در آنجا روي صفحات تلويزيون به نمايش درميآمد و تحليل ميشد. افسران آمريکايي با نيروهاي عمليات زميني عراق براي هدفقراردادن مواضع داعش همکاري ميکردند. بعد از آزادسازي موصل، ارتش عراق نيروهاي داعش را به سمت جلگه رود فرات هدايت ميکرد، جايي که به نظر آخرين پايگاه داعش خواهد بود. در دومين روز حرکت نيروهاي عراقي به سمت غرب بود که نيروهاي عراق با مقاومتهايي از سوي نيروهاي داعش در شهر کوچک تلعفر مواجه شدند. نيروهاي عراقي سينهخيز به سمت مواضع داعش در حرکت بودند و افسران مرکز فرماندهي به دقت ميزان آتش موردنياز براي نابودي مواضع داعش را محاسبه ميکردند تا به غيرنظاميان آسيبي نرسد. دقايقي بعد، يکي از جتهاي آمريکايي بمبي هوشمند را رها ميکند که درست به ساختماني که داعشيها در آن سنگر گرفتهاند، اصابت ميکند بدون اينکه به ساختمانهاي کناري آن آسيبي برسد. شايد به همين خاطر باشد که کل آمار تلفات ارتش آمريکا از زمان ورود مجدد به جنگ عليه داعش در سال ٢٠١٤ ميلادي تنها ١٧ نفر بوده است. اين اجتناب از حضور گسترده نظامي در عراق و تقليل آن به جنگافزارهاي پيشرفته و هوشمند و نيروهاي ويژه هم براي نظاميان آمريکايي و هم براي عراقيها مفيد بوده است. شايد اگر باراک اوباما، ارتش آمريکا را از خاک عراق بيرون نکشيده بود، هيچگاه زمينه براي اين شيوه جديد همکاري مهيا نميشد.✅
@melita1
⬅️
بازی جدیدی در حال آغاز شدن است⁉️
#خاورمیانه و مرزهای جدید
🔻هنری کیسینجر وزیر امور خارجه اسبق وزارت خارجه آمریکا در کتاب اخیرش تحت عنوان "نظام جهانی" نوشت:
↙️گروه های درگیر در منطقه که از سوی کشورهایی در داخل منطقه حمایت می شوند، و البته از خارج از خاورمیانه نیز حمایت دریافت می کنند، باعث خواهند شد، درگیری ها در دو کشور عراق و سوریه به اوج خود برسد، و این درگیریها علاوه بر برهم زدن اوضاع در این دو کشور باعث گسست اوضاع در دیگر کشورهای همسایه خواهد شد.
↙️وی در کتاب " نظام جهانی" افزوده است: اگر دو کشور همسایه سوریه و عراق را قلب جهان عرب بدانیم، و این دو کشور نتوانند نظام مشروعی را برپا کنند، و نتوانند بر تمام خاک خود سلطه یابند این به آن معنی خواهد بود که به زودی در منطقه باید منتظر رویداد تسویه حساب منطقه باشیم، تسویه حسابی شبیه به آن چه در جنگ جهانی اول روی داد باشیم، البته منظورم نظام "سایکس پیکو" است و منطقه خاورمیانه از نو با این نظام روبه رو خواهد شد، از این رو نزاع در سوریه و عراق و مناطق اطراف آن اکنون به نمادی تبدیل شده است تا این واقعیت شوم بار دیگر تکرار شود، و و دولت ها براساس واحد های کوچک تر قبیله ای و طایفه ای تجزیه خواهند شد.
سایکس و پیکو نمایندگان بریتانیا و فرانسه و مهندسان خاورمیانهی کنونی هستند. آنها برای ساکت کردن شریف حسین حاکم وقت سرزمین حجاز، هر کدام از فرزندانش را به پادشاهی کشوری گماردند. فیصل پادشاه عراق شد، عبدالله پادشاه اردن، علی حاکم حجاز و زید کوچکترین فرزند شریف حسین نیز به ولایتعهدی سوریه رسید .
پس از جنگ جهانی دوم و ظهور آمریکا به عنوان ابرقدرت جدید جهان، شرایط در منطقهی خاورمیانه تغییر کرد.
⭕️رالف پیترز افسر سابق ارتش آمریکا در مقالهای که در شماره ژوئن 2006 مجله نیروهای مسلح آمریکا منتشر شد، نوشت: «تنشهای دائمی در خاورمیانه، نتیجهی منطقی اختلال در مرزهای کنونی است که توسط اروپاییها ترسیم شده و درست است که خاورمیانه از مشکلات زیادی مانند رکود فرهنگی و ظلم اجتماعی گسترده و تندروی دینی رنج میبرد، اما مشکل اصلی خاورمیانه اسلام نیست؛ بلکه مرزهای بین کشورهاست و چارهای جز ترسیم مجدد مرز در خاورمیانه نیست تا قومیتها و اقلیتهای دینی در این منطقه عدالت بیشتری را شاهد باشند».
⭕️پیترز، جنگ مستمر بین عربها و یهودیان را نبردی «وجودی» نمیداند، بلکه آن را جنگی بر سر «خاک» و «مرز» دانسته و معتقد است «تا زمانی که مرزهای جدید ترسیم نشود، تنش در خاورمیانه متوقف نخواهد شد».از همین نقطه بود که زمزمه طرح «خاورمیانه جدید» رفته رفته فراگیر شد .
⭕️در طرحی که پیترز ارائه کرده بود، عراق به سه بخش کردی، سنی و شیعی تقسیم شده و بخشهای مهمی از سواحل سوریه به لبنانی ملحق میشود که میانهروتر و واقعگراتر از دیگر کشورهای خاورمیانه بوده و اثر چندانی از اسلام جهادی در آن دیده نمیشود. بخشهایی از عربستان به اردن ملحق میشود و در نهایت با تاسیس یک شبه واتیکان اسلامی در مکه و مدینه، اداره اماکن مقدس مسلمانان به یک شورای توافقی محول میشود.
بازی جدیدی در حال آغاز شدن است⁉️
#خاورمیانه و مرزهای جدید
🔻هنری کیسینجر وزیر امور خارجه اسبق وزارت خارجه آمریکا در کتاب اخیرش تحت عنوان "نظام جهانی" نوشت:
↙️گروه های درگیر در منطقه که از سوی کشورهایی در داخل منطقه حمایت می شوند، و البته از خارج از خاورمیانه نیز حمایت دریافت می کنند، باعث خواهند شد، درگیری ها در دو کشور عراق و سوریه به اوج خود برسد، و این درگیریها علاوه بر برهم زدن اوضاع در این دو کشور باعث گسست اوضاع در دیگر کشورهای همسایه خواهد شد.
↙️وی در کتاب " نظام جهانی" افزوده است: اگر دو کشور همسایه سوریه و عراق را قلب جهان عرب بدانیم، و این دو کشور نتوانند نظام مشروعی را برپا کنند، و نتوانند بر تمام خاک خود سلطه یابند این به آن معنی خواهد بود که به زودی در منطقه باید منتظر رویداد تسویه حساب منطقه باشیم، تسویه حسابی شبیه به آن چه در جنگ جهانی اول روی داد باشیم، البته منظورم نظام "سایکس پیکو" است و منطقه خاورمیانه از نو با این نظام روبه رو خواهد شد، از این رو نزاع در سوریه و عراق و مناطق اطراف آن اکنون به نمادی تبدیل شده است تا این واقعیت شوم بار دیگر تکرار شود، و و دولت ها براساس واحد های کوچک تر قبیله ای و طایفه ای تجزیه خواهند شد.
سایکس و پیکو نمایندگان بریتانیا و فرانسه و مهندسان خاورمیانهی کنونی هستند. آنها برای ساکت کردن شریف حسین حاکم وقت سرزمین حجاز، هر کدام از فرزندانش را به پادشاهی کشوری گماردند. فیصل پادشاه عراق شد، عبدالله پادشاه اردن، علی حاکم حجاز و زید کوچکترین فرزند شریف حسین نیز به ولایتعهدی سوریه رسید .
پس از جنگ جهانی دوم و ظهور آمریکا به عنوان ابرقدرت جدید جهان، شرایط در منطقهی خاورمیانه تغییر کرد.
⭕️رالف پیترز افسر سابق ارتش آمریکا در مقالهای که در شماره ژوئن 2006 مجله نیروهای مسلح آمریکا منتشر شد، نوشت: «تنشهای دائمی در خاورمیانه، نتیجهی منطقی اختلال در مرزهای کنونی است که توسط اروپاییها ترسیم شده و درست است که خاورمیانه از مشکلات زیادی مانند رکود فرهنگی و ظلم اجتماعی گسترده و تندروی دینی رنج میبرد، اما مشکل اصلی خاورمیانه اسلام نیست؛ بلکه مرزهای بین کشورهاست و چارهای جز ترسیم مجدد مرز در خاورمیانه نیست تا قومیتها و اقلیتهای دینی در این منطقه عدالت بیشتری را شاهد باشند».
⭕️پیترز، جنگ مستمر بین عربها و یهودیان را نبردی «وجودی» نمیداند، بلکه آن را جنگی بر سر «خاک» و «مرز» دانسته و معتقد است «تا زمانی که مرزهای جدید ترسیم نشود، تنش در خاورمیانه متوقف نخواهد شد».از همین نقطه بود که زمزمه طرح «خاورمیانه جدید» رفته رفته فراگیر شد .
⭕️در طرحی که پیترز ارائه کرده بود، عراق به سه بخش کردی، سنی و شیعی تقسیم شده و بخشهای مهمی از سواحل سوریه به لبنانی ملحق میشود که میانهروتر و واقعگراتر از دیگر کشورهای خاورمیانه بوده و اثر چندانی از اسلام جهادی در آن دیده نمیشود. بخشهایی از عربستان به اردن ملحق میشود و در نهایت با تاسیس یک شبه واتیکان اسلامی در مکه و مدینه، اداره اماکن مقدس مسلمانان به یک شورای توافقی محول میشود.
⬅️
ائتلاف بین المللی علیه #داعش،برندسازی برای آینده🔻(1)
🔹یکی از مهارتهای غرب در بحران منطقه غرب آسیا «روایت سازی»در چهارچوب وضعیت منطقه و متناسب با داده ها می باشد.به عبارت دیگر استراتژی غرب در سوریه و عراق طی 4سال اخیر مبتنی بر داده بوده است.
ترکیب ًاستراتژی مبتنی بر داده ً و روایت سازی رسانه ای سبب شد تا آمریکا ائتلاف بین المللی بر علیه داعش را در سال 2014 بوجود آورد.ائتلافی که فقط خاصیت تبلیغاتی و رسانه ای دارد.
🔹 ائتلاف بینالمللی ضدداعش به دلیل چنددستگی بازیگران و تناقض اهداف آنها، تاکنون حماسهای خلق نکرده است. بهطوریکه در طی دو سال گذشته حملات هوایی آن در دو میدان عراق و سوریه از 15 هزار حمله هوایی تجاوز نکرده است. حال اگر حساب سادهای انجام دهیم، خواهیم دید که میانگین حملات هوایی ائتلاف بینالمللی بر ضد اهداف گروه داعش در مناطق پراکنده در دو میدان عراق و سوریه از 19 حمله هوایی در روز تجاوز نمیکند، امری که بیانگر فقدان عزم و انگیزه در بین اعضای این ائتلاف برای مقابله با تروریسم است. برای روشنتر شدن مسئله به مقایسه سادهای اشاره میکنیم.
🔹در سال 1991 میلادی ایالاتمتحده آمریکا، رهبری یک ائتلاف بینالمللی را که از 36 کشور، برای آزادسازی کویت تشکیل شده بود برعهده گرفت. در طی این عملیات، بمباران هوایی که به مدت 43 روز ادامه داشت زمینه را برای عملیات زمینی مهیا ساخت. در طی عملیات ائتلاف، جنگندهها علاوه بر شلیک صدها موشک دوربرد توماهاک، حدود 110 هزار حمله هوایی را نیز اجرا نمودند. حملاتی که به ایجاد اختلال در ستونهای ارتش عراق و نابودی بخش قابلتوجهی از تجهیزات و مهمات آن انجامید.
علاوه بر آن ظرف چند ماه از آغاز حملات ائتلاف، ارتش سوریه با کمک پشتیبانی هوایی روسها و همپیمانانش موفق شد، پیروزیهای چشمگیری را در جبهههای عملیاتی مختلف سوریه از جمله حلب، حماه، حمص، لاذقیه انجام دهد و مناطقی را که بیش از چهار سال در تصرف گروههای تروریستی قرار داشت، آزاد کند.⬅️ادامه دارد...
ائتلاف بین المللی علیه #داعش،برندسازی برای آینده🔻(1)
🔹یکی از مهارتهای غرب در بحران منطقه غرب آسیا «روایت سازی»در چهارچوب وضعیت منطقه و متناسب با داده ها می باشد.به عبارت دیگر استراتژی غرب در سوریه و عراق طی 4سال اخیر مبتنی بر داده بوده است.
ترکیب ًاستراتژی مبتنی بر داده ً و روایت سازی رسانه ای سبب شد تا آمریکا ائتلاف بین المللی بر علیه داعش را در سال 2014 بوجود آورد.ائتلافی که فقط خاصیت تبلیغاتی و رسانه ای دارد.
🔹 ائتلاف بینالمللی ضدداعش به دلیل چنددستگی بازیگران و تناقض اهداف آنها، تاکنون حماسهای خلق نکرده است. بهطوریکه در طی دو سال گذشته حملات هوایی آن در دو میدان عراق و سوریه از 15 هزار حمله هوایی تجاوز نکرده است. حال اگر حساب سادهای انجام دهیم، خواهیم دید که میانگین حملات هوایی ائتلاف بینالمللی بر ضد اهداف گروه داعش در مناطق پراکنده در دو میدان عراق و سوریه از 19 حمله هوایی در روز تجاوز نمیکند، امری که بیانگر فقدان عزم و انگیزه در بین اعضای این ائتلاف برای مقابله با تروریسم است. برای روشنتر شدن مسئله به مقایسه سادهای اشاره میکنیم.
🔹در سال 1991 میلادی ایالاتمتحده آمریکا، رهبری یک ائتلاف بینالمللی را که از 36 کشور، برای آزادسازی کویت تشکیل شده بود برعهده گرفت. در طی این عملیات، بمباران هوایی که به مدت 43 روز ادامه داشت زمینه را برای عملیات زمینی مهیا ساخت. در طی عملیات ائتلاف، جنگندهها علاوه بر شلیک صدها موشک دوربرد توماهاک، حدود 110 هزار حمله هوایی را نیز اجرا نمودند. حملاتی که به ایجاد اختلال در ستونهای ارتش عراق و نابودی بخش قابلتوجهی از تجهیزات و مهمات آن انجامید.
علاوه بر آن ظرف چند ماه از آغاز حملات ائتلاف، ارتش سوریه با کمک پشتیبانی هوایی روسها و همپیمانانش موفق شد، پیروزیهای چشمگیری را در جبهههای عملیاتی مختلف سوریه از جمله حلب، حماه، حمص، لاذقیه انجام دهد و مناطقی را که بیش از چهار سال در تصرف گروههای تروریستی قرار داشت، آزاد کند.⬅️ادامه دارد...
ائتلاف بین المللی بر علیه# داعش،برندسازی برای آینده🔻(2)
🔶آمریکا از ابتدای ماه اوت 2014، حملات هوایی بر ضد مواضع داعش در نزدیکی سد موصل را آغاز کرد. به دنبال آن، باراک اوباما در سالگرد یازده سپتامبر، ائتلاف علیه داعش را کلید زد. برای تشکیل این ائتلاف سه نشست در جده، پاریس و شورای امنیت سازمان ملل متحد تشکیل شد. در ابتدای بحث تشکیل ائتلاف بیش از 60 کشور برای پیوستن به آن اعلام آمادگی کردند اما این تعداد با گذشت مدتی اندک به حدود 40 کشور و در زمان اجرایی شدن ائتلاف و عملیاتهای آن به تعداد کمتری از کشورها رسید. امروزه نیز شاهد خروج برخی کشورها از ائتلاف هستیم. برای مثال کشورهایی نظیر بلژیک و دانمارک مدتی بعد از عضویت و فعالیت در ائتلاف بینالمللی ضدداعش از آن خارج شدند.
🔸خاورمیانه بهعنوان منطقه ای بحرانی تاکنون شاهد شکلگیری سه ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم و عوامل برهمزننده ثبات و امنیت منطقهای بوده است.
اولین ائتلاف پس از یازده سپتامبر 2001، با هدف مقابله با القاعده و طالبان تشکیل شد.
دومین ائتلاف در سال 2003 بر ضد رژیم بعثی صدام حسین شکل گرفت و سومین ائتلاف در سال 2014 برای مقابله با داعش راهاندازی شده است.
🔶سیاست آمریکا در قبال داعش به دو دوره، «سرمایهگذاری و مهار» و «تقابل و رویارویی» تقسیم می شود
🔹در دوره اول داعش در راستای منافع آمریکا گام برمیداشت؛ از همینرو آمریکا به طرق مختلف از آن حمایت کرد و سعی داشت آن را کنترل و مدیریت کند. هدف عمده آمریکا از همسویی با داعش در دوره نخست، تشدید تنشها و اختلافات میان کنشگران منطقه و تبدیل اختلافات سیاسی به اختلافات ایدئولوژیک، بهمنظور تضعیف و مهار قدرت جمهوری اسلامی ایران و همپیمانان منطقهای آن و ایجاد هرجومرج در کشورهای محور مقاومت در جهت تأمین منافع رژیم صهیونیستی ازجمله ایجاد امنیت پایدار و توجهزدایی از آن بوده است.
پس از اینکه داعش پا فراتر از مرزهای مشخصشده نهاد، رویکرد آمریکا به این گروه تغییر کرد و به مقابله و رویارویی با آن پرداخت.
در این میان، عواملی نظیر ترس از آسیبپذیری منافع اقتصادی آمریکا در عراق، تهدید منافع منطقهای آمریکا و بازیابی چهره مخدوش خود نزد افکار عمومی موجب تغییر رویکرد آمریکا نسبت به داعش در دوره دوم شده است.
⭕️زمانی که داعش در سوریه فعالیت میکرد و به اقلیم کردستان عراق یورش نبرده بود، آمریکا موجودیت این گروه تروریستی را در راستای منافع خود و تضعیف متحدان منطقهای جمهوری اسلامی ایران، مثبت ارزیابی میکرد.
اما هنگامیکه داعش «جمیز فولی» و «استیون سوتلوف» دو خبرنگار آمریکایی را به قتل رساند، داعیه کشورگشایی در عراق پیدا کرد و وارد شهر اربیل شد، منافع آمریکا مستقیماً به خطر افتاد.
🔹پیرامون میزان مشارکت و نقش کشورهای عضو ائتلاف میتوان گفت که برخی از کشورها همانند آمریکا، فرانسه، انگلیس، اردن و استرالیا، فعالترین و مهمترین اعضای آن هستند. بهطورکلی اعضای ائتلاف، نقشهای متعددی را بهمنظور مقابله با داعش ایفا میکنند. برخی بهطور مستقیم در عملیات نظامی شرکت میکنند؛ برخی نیز مسئول فراهم نمودن مهمات و تسلیحات نظامی هستند؛ گروهی دیگر نیز در زمینه آموزش نیروهای نظامی نقش دارند؛ و در نهایت برخی از بازیگران بهصورت مستشاری و اطلاعاتی با ائتلاف علیه داعش همکاری میکنند.🔺
🔶آمریکا از ابتدای ماه اوت 2014، حملات هوایی بر ضد مواضع داعش در نزدیکی سد موصل را آغاز کرد. به دنبال آن، باراک اوباما در سالگرد یازده سپتامبر، ائتلاف علیه داعش را کلید زد. برای تشکیل این ائتلاف سه نشست در جده، پاریس و شورای امنیت سازمان ملل متحد تشکیل شد. در ابتدای بحث تشکیل ائتلاف بیش از 60 کشور برای پیوستن به آن اعلام آمادگی کردند اما این تعداد با گذشت مدتی اندک به حدود 40 کشور و در زمان اجرایی شدن ائتلاف و عملیاتهای آن به تعداد کمتری از کشورها رسید. امروزه نیز شاهد خروج برخی کشورها از ائتلاف هستیم. برای مثال کشورهایی نظیر بلژیک و دانمارک مدتی بعد از عضویت و فعالیت در ائتلاف بینالمللی ضدداعش از آن خارج شدند.
🔸خاورمیانه بهعنوان منطقه ای بحرانی تاکنون شاهد شکلگیری سه ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم و عوامل برهمزننده ثبات و امنیت منطقهای بوده است.
اولین ائتلاف پس از یازده سپتامبر 2001، با هدف مقابله با القاعده و طالبان تشکیل شد.
دومین ائتلاف در سال 2003 بر ضد رژیم بعثی صدام حسین شکل گرفت و سومین ائتلاف در سال 2014 برای مقابله با داعش راهاندازی شده است.
🔶سیاست آمریکا در قبال داعش به دو دوره، «سرمایهگذاری و مهار» و «تقابل و رویارویی» تقسیم می شود
🔹در دوره اول داعش در راستای منافع آمریکا گام برمیداشت؛ از همینرو آمریکا به طرق مختلف از آن حمایت کرد و سعی داشت آن را کنترل و مدیریت کند. هدف عمده آمریکا از همسویی با داعش در دوره نخست، تشدید تنشها و اختلافات میان کنشگران منطقه و تبدیل اختلافات سیاسی به اختلافات ایدئولوژیک، بهمنظور تضعیف و مهار قدرت جمهوری اسلامی ایران و همپیمانان منطقهای آن و ایجاد هرجومرج در کشورهای محور مقاومت در جهت تأمین منافع رژیم صهیونیستی ازجمله ایجاد امنیت پایدار و توجهزدایی از آن بوده است.
پس از اینکه داعش پا فراتر از مرزهای مشخصشده نهاد، رویکرد آمریکا به این گروه تغییر کرد و به مقابله و رویارویی با آن پرداخت.
در این میان، عواملی نظیر ترس از آسیبپذیری منافع اقتصادی آمریکا در عراق، تهدید منافع منطقهای آمریکا و بازیابی چهره مخدوش خود نزد افکار عمومی موجب تغییر رویکرد آمریکا نسبت به داعش در دوره دوم شده است.
⭕️زمانی که داعش در سوریه فعالیت میکرد و به اقلیم کردستان عراق یورش نبرده بود، آمریکا موجودیت این گروه تروریستی را در راستای منافع خود و تضعیف متحدان منطقهای جمهوری اسلامی ایران، مثبت ارزیابی میکرد.
اما هنگامیکه داعش «جمیز فولی» و «استیون سوتلوف» دو خبرنگار آمریکایی را به قتل رساند، داعیه کشورگشایی در عراق پیدا کرد و وارد شهر اربیل شد، منافع آمریکا مستقیماً به خطر افتاد.
🔹پیرامون میزان مشارکت و نقش کشورهای عضو ائتلاف میتوان گفت که برخی از کشورها همانند آمریکا، فرانسه، انگلیس، اردن و استرالیا، فعالترین و مهمترین اعضای آن هستند. بهطورکلی اعضای ائتلاف، نقشهای متعددی را بهمنظور مقابله با داعش ایفا میکنند. برخی بهطور مستقیم در عملیات نظامی شرکت میکنند؛ برخی نیز مسئول فراهم نمودن مهمات و تسلیحات نظامی هستند؛ گروهی دیگر نیز در زمینه آموزش نیروهای نظامی نقش دارند؛ و در نهایت برخی از بازیگران بهصورت مستشاری و اطلاعاتی با ائتلاف علیه داعش همکاری میکنند.🔺
🔺آخرین گفت و گوی امام موسی صدر با شهید صدر
🔹 آخرین گفتوگوهای شهید صدر با امام موسی صدر درباره چه موضوعی بود؟
امام موسی صدر در ماه مبارک رمضان (مرداد و شهریور ١٣۵٧شمسی) و چند روز قبل از سفرش به لیبی، با منزل شهید صدر در نجف تماس گرفت. شهید صدر در مراسم روضهای بود که خودش به صورت هفتگی برگزار میکرد. به محلی که تلفن بود، رفت و به گفتوگو با امام موسی پرداخت. امام موسی برای این با شهید تماس گرفته بود که درباره ضرورت حمایت از انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی(ره) با او حرف بزند. حرفهای امام موسی با جو لبنان هماهنگ بود، اما از فضای موجود در نجف فاصله داشت. شهید صدر نیز به ضرورت حمایت از امام خمینی(ره) معتقد بود، اما درباره روش انجام این حمایت با امام موسی اختلاف نظر داشت.
در همان روزها (١شهریور۵٧) روزنامه لوموند فرانسه مقاله امام موسی صدر درباره حمایت از انقلاب اسلامی ایران را به چاپ رساند.
فردای انتشار مقاله، دعوتنامه رسمی قذافی به امام موسی رسید. برای آخرین بار امام موسی با پسرعمویش تماس گرفت تا با او در این باره مشورت کند. امام موسی به شهید صدر گفت:
«من بر سر مسأله اسکان فلسطینیها با معمر قذافی مشکلی دارم و پیش از این هم برخوردی در این باره با هم داشتیم. با وجود این به نظر شما به این سفر بروم یا نه؟»
پاسخ شهید صدر این بود که اطلاعات کافی و تصور دقیقی از مسأله ندارد و نمیداند که چقدر این سفر و پذیرش دعوت قذافی به صلاح است. شهید صدر پیشنهاد داد که امام موسی در این باره با کسی مثل حافظ اسد که در این امور به او اطمینان دارد مشورت کند و امام موسی گفت که حافظ اسد در این باره نظری ندارد.
این آخرین تماس دوپسرعمو با یکدیگر بود و از آن پس، این سید محمدباقر بود و تماسها و تلگرامهایی که به امید یافتن پسرعموی ربودهشدهاش به مسئولان مختلف میفرستاد.
📝 ر.ک: محمدباقر الصدر؛ السيرة و المسيرة في حقائق و وثائق، ج٣، ص۴٧٢ ـ ۴٧۴؛ به نقل از کانال تلگرام پژوهشگاه تخصصی شهید صدر
🔹 آخرین گفتوگوهای شهید صدر با امام موسی صدر درباره چه موضوعی بود؟
امام موسی صدر در ماه مبارک رمضان (مرداد و شهریور ١٣۵٧شمسی) و چند روز قبل از سفرش به لیبی، با منزل شهید صدر در نجف تماس گرفت. شهید صدر در مراسم روضهای بود که خودش به صورت هفتگی برگزار میکرد. به محلی که تلفن بود، رفت و به گفتوگو با امام موسی پرداخت. امام موسی برای این با شهید تماس گرفته بود که درباره ضرورت حمایت از انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی(ره) با او حرف بزند. حرفهای امام موسی با جو لبنان هماهنگ بود، اما از فضای موجود در نجف فاصله داشت. شهید صدر نیز به ضرورت حمایت از امام خمینی(ره) معتقد بود، اما درباره روش انجام این حمایت با امام موسی اختلاف نظر داشت.
در همان روزها (١شهریور۵٧) روزنامه لوموند فرانسه مقاله امام موسی صدر درباره حمایت از انقلاب اسلامی ایران را به چاپ رساند.
فردای انتشار مقاله، دعوتنامه رسمی قذافی به امام موسی رسید. برای آخرین بار امام موسی با پسرعمویش تماس گرفت تا با او در این باره مشورت کند. امام موسی به شهید صدر گفت:
«من بر سر مسأله اسکان فلسطینیها با معمر قذافی مشکلی دارم و پیش از این هم برخوردی در این باره با هم داشتیم. با وجود این به نظر شما به این سفر بروم یا نه؟»
پاسخ شهید صدر این بود که اطلاعات کافی و تصور دقیقی از مسأله ندارد و نمیداند که چقدر این سفر و پذیرش دعوت قذافی به صلاح است. شهید صدر پیشنهاد داد که امام موسی در این باره با کسی مثل حافظ اسد که در این امور به او اطمینان دارد مشورت کند و امام موسی گفت که حافظ اسد در این باره نظری ندارد.
این آخرین تماس دوپسرعمو با یکدیگر بود و از آن پس، این سید محمدباقر بود و تماسها و تلگرامهایی که به امید یافتن پسرعموی ربودهشدهاش به مسئولان مختلف میفرستاد.
📝 ر.ک: محمدباقر الصدر؛ السيرة و المسيرة في حقائق و وثائق، ج٣، ص۴٧٢ ـ ۴٧۴؛ به نقل از کانال تلگرام پژوهشگاه تخصصی شهید صدر
🔺
🔸تجمع ضد اسرائیلی سال ۱۳۵۲شمسی در حرم نجف با حضور آیتاللهالعظمی خویی و شاگردانش حضرات آیات مستنبط، صدر، سیستانی و جواهری
@melita1
🔸تجمع ضد اسرائیلی سال ۱۳۵۲شمسی در حرم نجف با حضور آیتاللهالعظمی خویی و شاگردانش حضرات آیات مستنبط، صدر، سیستانی و جواهری
@melita1
چندی پیش مؤسسه پژوهشی «بروکینگز» در امریکا با انتشار شجرهنامهای مدعی شد که ابراهیم عواد البدری السامرایی مشهور به ابوبکر البغدادی؛ رهبر داعش از نسل جعفر (فرزند جنجالی امام هادی علیهالسلام) است.
⬅️جعفر که شیعیان دوازده امامی او را جعفر کذاب مینامند، در جوانی متهم به انحرافات عقیدتی و اخلاقی بوده و پس از شهادت پدرش امام هادی(ع) مزاحمتهای فراوانی برای برادرش امام حسن عسکری(ع) و نیز برادرزادهاش امام مهدی(عج) ایجاد کرد. وی مدعی امامت شیعیان بود و در عین حال از همکاری با دستگاه خلافت عباسی علیه برادرش ابایی نداشت. گفته میشود که وی در اواخر عمرش توبه کرد و به جعفر تواب شهرت یافت.
جعفر در سامرا در جوار مزار پدر و برادرش به خاک سپرده شده و بخشی از اهل سنت سامرا خود را از فرزندان جعفر میدانند. تولیت حرمین سامرا اخیرا در دیدار با مراجع قم گفته بود که بسیاری از اهل سنت شهر سُنّینشین سامرا به سبب انتسابشان به جعفر، ارادت ویژهای به حرم امام هادی(ع) دارند.
امروزه بخشی از سادات رضوی از فرزندان جعفر هستند.
🔹 نظر داعش مبنی بر اینکه خلیفه باید یک سُنّی قریشی هاشمی باشد، شایعه سید بودن رهبر داعش را قوت میبخشد.
⬅️جعفر که شیعیان دوازده امامی او را جعفر کذاب مینامند، در جوانی متهم به انحرافات عقیدتی و اخلاقی بوده و پس از شهادت پدرش امام هادی(ع) مزاحمتهای فراوانی برای برادرش امام حسن عسکری(ع) و نیز برادرزادهاش امام مهدی(عج) ایجاد کرد. وی مدعی امامت شیعیان بود و در عین حال از همکاری با دستگاه خلافت عباسی علیه برادرش ابایی نداشت. گفته میشود که وی در اواخر عمرش توبه کرد و به جعفر تواب شهرت یافت.
جعفر در سامرا در جوار مزار پدر و برادرش به خاک سپرده شده و بخشی از اهل سنت سامرا خود را از فرزندان جعفر میدانند. تولیت حرمین سامرا اخیرا در دیدار با مراجع قم گفته بود که بسیاری از اهل سنت شهر سُنّینشین سامرا به سبب انتسابشان به جعفر، ارادت ویژهای به حرم امام هادی(ع) دارند.
امروزه بخشی از سادات رضوی از فرزندان جعفر هستند.
🔹 نظر داعش مبنی بر اینکه خلیفه باید یک سُنّی قریشی هاشمی باشد، شایعه سید بودن رهبر داعش را قوت میبخشد.