🖍🖍داستان: حول محور یک افسر پلیس مصر به نام محمود عبد الظاهر است که به دلیل تاثیر از افکار جمال الدین اسد آبادی و ترویج این افکار به یک آبادی به نام سیوه تبعید گردیده است، و در آنجا با دختری ایرلندی به نام کاترین که عاشق آثار و تمدن مصر است، آشنا شده و در این سیر، شرق و غرب ، و عصر قدیم و جدید به زیبایی به هم پیوند می خورند و آنها در نهایت با هم ازدواج می کند.
🖍درسال ۱۹۷۵ به دلیل نگاه تیز و تندش نسبت به موضوعاتی که به آنها میپرداخت ممنوعالقلم شد. در همین سال مجبور به ترک مصر شد اما دست از ترجمه برنداشت و به عنوان مترجم به کشورهای مختلف آفریقایی و آسیایی سفر کرد.
🖍🖍حاصل عمر نویسندگی بهاء طاهر ده رمان و مجموعه داستان و چندین نمایشنامه است.
🖍وی در سال ۲۰۰۰ در ایتالیا برای ترجمهی رمان «خاله صفیهام و صومعه» موفق به کسب جایزه شد و جایزهی ادبی مبارک نیز در ۲۰۰۹ به او تعلق گرفت، اما طاهر در جریان اعتراضات مردم مصر علیه حسنی مبارک جایزهاش را در سال ۲۰۱۱ پس داد و گفت: "وقتی دولت مبارک، خون مردم شریف مصر را میریزد، او نمیتواند چنین جایزهای را داشته باشد"🌗
🖍وی در سال ۲۰۰۰ در ایتالیا برای ترجمهی رمان «خاله صفیهام و صومعه» موفق به کسب جایزه شد و جایزهی ادبی مبارک نیز در ۲۰۰۹ به او تعلق گرفت، اما طاهر در جریان اعتراضات مردم مصر علیه حسنی مبارک جایزهاش را در سال ۲۰۱۱ پس داد و گفت: "وقتی دولت مبارک، خون مردم شریف مصر را میریزد، او نمیتواند چنین جایزهای را داشته باشد"🌗
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایتی مستند ،مستقیم و واقعی از آنچه در سوریه می گذرد... "با صبر زندگی" ... به دوستان خوبم .. به خصوص آقای فراهانی خدا قوت می گویم...
🖍آسیه جبار، اولین زن الجزیری بود که در سال 1955 به دارالمعلمین پاریس پیوست، او اولین استاد زن در دانشگاه الجزایر پس از استقلال بود که در گروه تاریخ و ادبیات به تدریس مشغول شد.
🖍وی اولین نویسنده زن عرب بود که توانست در سال 2002 جایزه صلح را از جمعیت ناشرین و صاحبان کتابخانه های آلمانی دریافت کند. پیش از آن نیز چندین جایزه بین المللی در ایتالیا، ایالات متحده آمریکا و بلژیک و ... به او اعطا شده بود.
🖍آسیه در ژوئن سال 2005 به عنوان عضو فرهنگستان زبان فرانسه (بزرگترین موسسه فرانسوی در رابطه با میراث زبان فرانسه) انتخاب شد، و این اولین بار بود که یک شخصیت از کشورهای مغرب و جهان عربی به این جایگاه می رسند. او تبدیل به اولین زن عرب و پنجمین زن جهان شد که به این آکادمی راه می یابد.
🖍وی اولین نویسنده زن عرب بود که توانست در سال 2002 جایزه صلح را از جمعیت ناشرین و صاحبان کتابخانه های آلمانی دریافت کند. پیش از آن نیز چندین جایزه بین المللی در ایتالیا، ایالات متحده آمریکا و بلژیک و ... به او اعطا شده بود.
🖍آسیه در ژوئن سال 2005 به عنوان عضو فرهنگستان زبان فرانسه (بزرگترین موسسه فرانسوی در رابطه با میراث زبان فرانسه) انتخاب شد، و این اولین بار بود که یک شخصیت از کشورهای مغرب و جهان عربی به این جایگاه می رسند. او تبدیل به اولین زن عرب و پنجمین زن جهان شد که به این آکادمی راه می یابد.
🖍 وی در این مجموعه، شخصیت های داستانش را از عالم زنان انتخاب نمود، و آنها را از جنس خاطرات و تاریخ ساخت. از رمان «نساء الجزائر»(زنان الجزایر) تا رمان «ظل السلطانة»(سایه ملکه) سپس «الحب والفنتازيا»(عشق و فانتزی) و «بعيداً عن المدينة»(دور از شهر).
🖍هویت فردی، جنگ استقلال الجزایر و میراث استعمار فرانسه در این کشور از موضوعهایی است که در کتابهای آسیه جبار به آنها پرداخته شده است. 🖍نخستین کتاب آسیه جبار به نام «عطش» در سال ۱۹۵۷ منتشر شد. این کتاب که با نام اصلی او یعنی فاطمه الزهرا املحاین منتشر شد، با اقبال روبه رو شد. کتابهای بعدی این نویسنده با نام آسیه جبار به دست انتشار سپرده شدند.
🖍خانم جبار در سال ۱۹۷۷ نخسیتن فیلمش را با عنوان «ترانه زنان مون شوا» ساخت که شخصیت اصلی آن زنی مهندس بود که پس از سالها تبعید در غرب به الجزایر باز میگردد. او برای این فیلم برنده جایزه بینالمللی منتقدان از جشنواره دو سالانه ونیز در سال ۱۹۷۹ شد. او چند فیلم مستند نیز در کارنامهاش دارد.
🖍خانم جبار در سال ۱۹۷۷ نخسیتن فیلمش را با عنوان «ترانه زنان مون شوا» ساخت که شخصیت اصلی آن زنی مهندس بود که پس از سالها تبعید در غرب به الجزایر باز میگردد. او برای این فیلم برنده جایزه بینالمللی منتقدان از جشنواره دو سالانه ونیز در سال ۱۹۷۹ شد. او چند فیلم مستند نیز در کارنامهاش دارد.
🖍دلیل این حمایت را به خوبی می شود از فحوای سخنرانی او به مناسبت دریافت جایزه صلح ناشران آلمان دریافت:
"من از یک تربیت اسلامی برخوردارم، اما با فرهنگ اسلامی به خاطر محدودیتهایی که برای انسانها قائل میشود و شایستها و نبایستهایش سر ستیز داشتم و با اینحال نتوانستم کاملاً خود را از این فرهنگ برهانم. به زبان فرانسه مینویسم که زبان استعمارگران است، و با این زبان هم میاندیشم، اما زبان عاطفی من، زبانی که با آن عشق میورزم و با آن رنج میبرم و با آن عبادت میکنم، زبان مادریام است. به این زبان است که من میتوانم به عنوان یک زن بگویم: نه "🌗
"من از یک تربیت اسلامی برخوردارم، اما با فرهنگ اسلامی به خاطر محدودیتهایی که برای انسانها قائل میشود و شایستها و نبایستهایش سر ستیز داشتم و با اینحال نتوانستم کاملاً خود را از این فرهنگ برهانم. به زبان فرانسه مینویسم که زبان استعمارگران است، و با این زبان هم میاندیشم، اما زبان عاطفی من، زبانی که با آن عشق میورزم و با آن رنج میبرم و با آن عبادت میکنم، زبان مادریام است. به این زبان است که من میتوانم به عنوان یک زن بگویم: نه "🌗
🖍مقاله بالا را دریکی از منابع داخلی پیدا کردم.ظاهرا مقاله ای از نتایج رساله دکتری است🌗