حدود یک دهه پیش از من خواسته شد تا در راهاندازی یک شرکت جدید مشارکت کنم. من مبلغ قابل توجهی را در آن معامله سرمایه گذاری کردم و حدود دو سال به طرز خستگی ناپذیری برای آن شرکت کار کردم؛ آن هم قبل از این که متوجه شوم شریکم تمام پول را با مدیریت بد به باد داده است. بیش از ۳۳۰ هزار دلار از پولم را از دست دادم.
از او شکایت نکردم، راستش بعدها در یک مورد شخصی، حتی پول بیشتری هم به او قرض دادم. لب کلام این که خسارتی که نصیبم شد تقصیر خودم بود. بدون هیچ تحقیقی موافقت کردم با او شریک شوم. میتوانم با گفتن این که به او اعتماد داشتم این موضوع را توجیه کنم ولی واقعیت این است که من گناهگار بودم، چون از روی تنبلی به دقت و موشکافانه امور مالی را بررسی نکرده بودم. در نهایت خودم مسئول همهی این پیامدها بودم.
وقتی متوجه اشتباهات و عملکرد نادرستم شدم انتخاب کردم که دیگر به خاطر جنگیدن با آن، زمان بیشتری را تلف نکنم. در عوض جراحتها و آسیبهایم را تیمار کردم و درسهایم را خوب یاد گرفتم. آن اتفاق را فراموش کردم و به حرکتم ادامه دادم. در واقع اگر این اتفاق دوباره برایم بیفتد باز هم همان تصمیم را میگیرم؛ یعنی بلند میشوم و بار دیگر به حرکتم ادامه میدهم.
حالا از شما میخواهم که همین کار را انجام دهید؛ مهم نیست چه اتفاقی برایتان افتاده است، خوب یا بد، برنده یا بازنده، کاملاً مسئولیت آن را بپذیرید. صاحب آن شوید. مربی من جیم ران میگفت: روز پایان کودکی و شروع بزرگسالی روزی ست که مسئولیت کل زندگیت را برعهده میگیری. امروز روز فارغ التحصیلیست. از امروز به بعد تصمیم بگیرید که ۱۰۰ درصد مسئولیت زندگیتان را برعهده بگیرید. تمام عذر و بهانههایتان را نابود کنید. حالا موقع انتخاب این است که کنترل زندگیتان را به دست بگیرید.
#اثر_مرکب صفحه ۳۵
📕🎙
از او شکایت نکردم، راستش بعدها در یک مورد شخصی، حتی پول بیشتری هم به او قرض دادم. لب کلام این که خسارتی که نصیبم شد تقصیر خودم بود. بدون هیچ تحقیقی موافقت کردم با او شریک شوم. میتوانم با گفتن این که به او اعتماد داشتم این موضوع را توجیه کنم ولی واقعیت این است که من گناهگار بودم، چون از روی تنبلی به دقت و موشکافانه امور مالی را بررسی نکرده بودم. در نهایت خودم مسئول همهی این پیامدها بودم.
وقتی متوجه اشتباهات و عملکرد نادرستم شدم انتخاب کردم که دیگر به خاطر جنگیدن با آن، زمان بیشتری را تلف نکنم. در عوض جراحتها و آسیبهایم را تیمار کردم و درسهایم را خوب یاد گرفتم. آن اتفاق را فراموش کردم و به حرکتم ادامه دادم. در واقع اگر این اتفاق دوباره برایم بیفتد باز هم همان تصمیم را میگیرم؛ یعنی بلند میشوم و بار دیگر به حرکتم ادامه میدهم.
حالا از شما میخواهم که همین کار را انجام دهید؛ مهم نیست چه اتفاقی برایتان افتاده است، خوب یا بد، برنده یا بازنده، کاملاً مسئولیت آن را بپذیرید. صاحب آن شوید. مربی من جیم ران میگفت: روز پایان کودکی و شروع بزرگسالی روزی ست که مسئولیت کل زندگیت را برعهده میگیری. امروز روز فارغ التحصیلیست. از امروز به بعد تصمیم بگیرید که ۱۰۰ درصد مسئولیت زندگیتان را برعهده بگیرید. تمام عذر و بهانههایتان را نابود کنید. حالا موقع انتخاب این است که کنترل زندگیتان را به دست بگیرید.
#اثر_مرکب صفحه ۳۵
📕🎙
Telegram
@SBOOKSS
خبر خوش آن است که تو میتوانی از ذهن و ذهنیت خود رها شوی. رهایی از ذهن، تنها رهایی حقیقی زندگیست. گام نخست را همین حالا بردار. شروع کن به گوش دادن به صدایی که در سر توست. توجهی ویژهای را به الگوهای فکری یکنواخت خود معطوف کن؛ همان نوارهایی که سالهاست در ذهن تو مدام تکرار میشوند. منظور من از تماشای «آنچه که مدام فکر میکند» همین است. یعنی به صدایی که در سر داری گوش بده. مثل حضوری مشاهده کننده آن جا باش.
هنگام گوش دادن به آن صدا بیطرف باش. یعنی قضاوت نکن آنچه را که میشنوی. مورد قضاوت و یا سرزنش قرار نده. بزودی متوجه میشوی که صدایی آنجاست و من اینجا هستم و دارم به آن صدا گوش میدهم. آن صدا را مشاهده میکنم. درک «این من هستم» و این احساس حضور، دیگر فکر نیست، چیزیست که از ورای ذهن تو برخاسته است. بنابراین وقتی به فکر گوش میدهی، نه تنها نسبت به فکر خود هشیار میشوی، بلکه نسبت به خودت هم به عنوان «شاهد فكر» آگاه میشوی.
آگاهی وارد زندگی تو میشود آنگاه که به فکر خود گوش میدهی. سرانجام فکر سلطه خود را بر تو از دست میدهد زیرا تو دیگر ذهن را با توهم یگانگی با آن تغذیه نمیکنی. این آغاز پایان یافتن فکر ناخواسته و اجباریست.
#نیروی_حال صفحه ۳۳
📒🎙
هنگام گوش دادن به آن صدا بیطرف باش. یعنی قضاوت نکن آنچه را که میشنوی. مورد قضاوت و یا سرزنش قرار نده. بزودی متوجه میشوی که صدایی آنجاست و من اینجا هستم و دارم به آن صدا گوش میدهم. آن صدا را مشاهده میکنم. درک «این من هستم» و این احساس حضور، دیگر فکر نیست، چیزیست که از ورای ذهن تو برخاسته است. بنابراین وقتی به فکر گوش میدهی، نه تنها نسبت به فکر خود هشیار میشوی، بلکه نسبت به خودت هم به عنوان «شاهد فكر» آگاه میشوی.
آگاهی وارد زندگی تو میشود آنگاه که به فکر خود گوش میدهی. سرانجام فکر سلطه خود را بر تو از دست میدهد زیرا تو دیگر ذهن را با توهم یگانگی با آن تغذیه نمیکنی. این آغاز پایان یافتن فکر ناخواسته و اجباریست.
#نیروی_حال صفحه ۳۳
📒🎙
Telegram
@SBOOKSS
بهتر شدن در هر چیزی بعد از هزاران شکستِ ریز و درشت بدست میاد و بزرگی موفقیت شما به این بستگی داره که چندبار در چیزی شکست خورده باشی. اگر کسی در زمینهای از شما بهتره، به احتمال زیاد بیشتر از شما در اون قضیه شکست خورده. اگر کسی از شما بدتره، به احتمال زیاد تجربههای سخت و طاقتفرسای یادگیری و خاک خوردن رو پشت سر نذاشته.
📔📖
📔📖
اگه به بچهای که تازه داره راه رفتن رو یاد میگیره نگاه کنی، میبینی که صدها بار میفته و دردش میاد ولی هیچوقت دست از تلاش برنمیداره و به خودش نمیگه: «میدونی شاید راه رفتن کار من نیست، توش خوب نیستم.»
📔📖
📔📖
تنها زمانی میتونیم در یک چیزی واقعاً موفق بشیم که بخوایم توش شکست بخوریم. اگر نخوایم شکست بخوریم پس نمیخوایم موفق بشیم. بخش زیادی از این ترس از شکست از انتخاب ارزشهای نادرست ناشی میشه.
📔📖
📔📖
برای مثال اگر من خودم رو بر اساس این ارزش بسنجم که «کاری کنم بقیه از من خوششون بیاد» اضطراب سراسر وجودم رو میگیره چون شکست خوردن من کاملا توسط کنشهای دیگران تعریف میشه نه توسط کنشهای خودم. کنترل اوضاع دست من نیست؛ در نتیجه عزت نفس من در گرو قضاوتهای دیگرانه.
📔📖
📔📖
اگر معیارت برای ارزش موفقیت بر اساس استانداردهای دنیای لاکچری این باشه که یک ماشین و خونهی قشنگ بخری و بیست سال از زندگیت رو صرف رسیدن بهش بکنی، وقتی بهش میرسی اون معیار چیز بیشتری نداره که بهت بده.
📔📖
📔📖
حالا وقتشه به بحران میانسالی سلامی عرض کنی چون مشکلی که تمام عمر تو رو تا اینجا کشوند، ازت گرفته شده و جای دیگهای برای ادامهی رشد و بهتر شدن نمیشناسی. در واقع رشد همون چیزیه که خوشبختی میاره نه یک لیست بلندبالا از دستاوردهای الکی.
📔📖
📔📖
زندگی مانند آینه است و ما انعکاس خودمان را در دیگران میبینیم. زندگی کردن در گذشته روشی اشتباه و بر خلاف قوانین معنوی است. گذشته و آینده سارقان زمانند. برای گذشته باید طلب بخشش و مغفرت نمود و برای آینده طلب خیر و نیکی و مطمئن بود که آینده برایمان شادی پایان ناپذیری به همراه خواهد داشت. باید انسان همیشه در حال زندگی کند.
#چهار_اثر صفحه ۵۳
📕🎙
#چهار_اثر صفحه ۵۳
📕🎙
Telegram
@SBOOKSS
قاعده سی و هفت؛ ساعتی دقیقتر از ساعت خدا نیست. آن قدر دقیق است که در سایهاش همهچیز سر موقعش اتفاق میافتد. نه یک ثانیه زودتر، نه یک ثانیه دیرتر. برای هر انسانی یک زمان عاشق شدن هست، یک زمان مردن.
📙📖
📙📖
قاعده سی و هشت؛ برای عوض کردن زندگیمان، برای تغییردادن خودمان هیچگاه دیر نیست. هر چند سال که داشته باشیم، هر گونه که زندگی کرده باشیم، هر اتفاقی که از سر گذرانده باشیم، باز هم نو شدن ممکن است. حتی اگر یک روزمان درست مثل روز قبلش باشد، باید افسوس بخوریم. باید در هر لحظه و در هر نفسی نو شد. برای رسیدن به زندگی نو باید پیش از مرگ مُرد.
📙📖
📙📖
آیا فکر، برای بقا در این جهان، ضروری نیست؟ ذهن تو ابزار است وسیله است. ذهن هست تا تو آن را برای کارهایی خاص به کار بگیری و وقتی کار خود را انجام دادی آن را زمین بگذاری. باید بگویم ۸۰ تا ۹۰ درصد فکرهای مردم نه تنها ملال آور و بیهوده است بلکه آسیب هم میرساند. فکر تو موجب هدر رفتن انرژی حیاتی تو میشود.
این نوع فکر ناخواسته در واقع اعتیاد توست. اعتیاد یعنی چه؟ اعتیاد یعنی چیزی که تو نمیتوانی متوقفش کنی. یعنی چیزی که ظاهراً از تو قویتر است. چیزی که به تو احساس دروغین لذت میبخشد، لذتی که سرانجام به درد منتهی میشود.
#نیروی_حال صفحه ۳۷
📗🎙
این نوع فکر ناخواسته در واقع اعتیاد توست. اعتیاد یعنی چه؟ اعتیاد یعنی چیزی که تو نمیتوانی متوقفش کنی. یعنی چیزی که ظاهراً از تو قویتر است. چیزی که به تو احساس دروغین لذت میبخشد، لذتی که سرانجام به درد منتهی میشود.
#نیروی_حال صفحه ۳۷
📗🎙
Telegram
@SBOOKSS
نظام سرمایهداری برای حفظ منافع کسانی که مالک وسایل تولیدند، جنگی را از جنگی دیگر موجب میشود؛ کودکان مجبورند کار کنند؛ مبارزه و کشمکش میان طبقات شدید و افزون میگردد. این همه بنابر نظر مارکس به سبب دو عامل است: یکی «بیگانگی از خود یا از خود بیگانگی و دیگری بت پرستی»
📕📖
📕📖
بجای آنکه صنعت را مددکار و بهبود بخش روابط مردم با یکدیگر بیابیم، دقیقاً ضد و عکس آن را میبینیم. آدمیان با یکدیگر قطع رابطه میکنند؛ جدا و منفصل و ترسان و ناایمن میگردند. این نه صرفاً بیگانگی از جهان است بلکه بیگانگی از خود است؛ زیرا انسان از ذات و طبیعت خویش بیگانه گشته است.
📕📖
📕📖
آدمیان با کار و زحمت خود اتومبیلها را تولید میکنند و همین که آنها را تولید کردند، خود تحت حکومت چنین اشیاء بیجانی قرار میگیرند؛ در واقع به اشیاء است که ارزش داده شده نه به شخصی که آنها را میسازد.
📕📖
📕📖
چنان که مارکس مینویسد: کار همچون یک موجود بیگانه و بسان نیرویی که از تولیدکننده خود مستقل شده است تلقی میگردد. هر چه کارگر بیشتر زحمت میکشد، دنیای بیگانه اشیایی که تولید میکند در مقابل او نیرومندتر و خود او فقیرتر میشود.
📕📖
📕📖
آیا میدانید چرا به مربیان المپیکی دستمزد خیلی زیادی میدهند؟ چون هر تمرین، هر کالری و هر ویتامینی را برای ورزشکارانشان ثبت میکنند. برندهها، ثبتکنندهها هستند. از شما میخواهم که همین حالا با این نیت زندگیتان را ثبت کنید. ثبت کردن، یک تمرین ساده و آسان است و به این خاطر جواب میدهد که دربارهی اقدامهایتان در عرصههایی از زندگی که میخواهید بهبودشان دهید، به شما آگاهی لحظه به لحظه میدهد.
میخواهم در هر لحظهای دقیقاً بدانید در چه وضعیتی هستید و عملکردتان چگونه است. میخواهم طوری کارهایتان را ثبت کنید که انگار یک کالای با ارزش هستید چون واقعاً ارزنده هستید.
#اثر_مرکب صفحه ۴۰
📙🎙
میخواهم در هر لحظهای دقیقاً بدانید در چه وضعیتی هستید و عملکردتان چگونه است. میخواهم طوری کارهایتان را ثبت کنید که انگار یک کالای با ارزش هستید چون واقعاً ارزنده هستید.
#اثر_مرکب صفحه ۴۰
📙🎙
Telegram
@SBOOKSS
رنج و سختی برای پیشبرد اهداف انسانی ضروری نیست. رنج برخلاف قوانین معنوی است ولی تنها اندکی از انسانها میتوانند بدون رنج و سختی اهدافشان را پیش ببرند. انسانها اغلب وقتی شاد و خوشحال هستند مغرور میشود و درست در این زمان قانون کارما خود به خود شروع به کار میکند. بیشتر مواقع به خاطر قدر نشناسی و ناسپاسی چیزی را از دست میدهند و به همین دلیل متحمل رنج و سختی میشوند.
خانمی را میشناسم که همسر خوب و مهربانی داشت. اغلب او میگفت من به زندگی مشترک اهمیتی نمیدهم البته من همسر خوبی دارم اما علاقهای به ادامه زندگی مشترک ندارم. او علاقهمندیهای دیگری داشت و بندرت بیاد میآورد که متاهل است و تنها زمانی که همسرش را میدید متوجه میشد که همسری دارد. روزی همسرش به او گفت که به شخص دیگری علاقمند شده و او را ترک کرد. دوستش به او گفت این دقیقا همان چیزی بود که آرزویش را داشتی و ذهن نیمه هشیارت درست همان کاری را کرد که تو میخواستی.
#چهار_اثر صفحه ۷۸
📒🎙
خانمی را میشناسم که همسر خوب و مهربانی داشت. اغلب او میگفت من به زندگی مشترک اهمیتی نمیدهم البته من همسر خوبی دارم اما علاقهای به ادامه زندگی مشترک ندارم. او علاقهمندیهای دیگری داشت و بندرت بیاد میآورد که متاهل است و تنها زمانی که همسرش را میدید متوجه میشد که همسری دارد. روزی همسرش به او گفت که به شخص دیگری علاقمند شده و او را ترک کرد. دوستش به او گفت این دقیقا همان چیزی بود که آرزویش را داشتی و ذهن نیمه هشیارت درست همان کاری را کرد که تو میخواستی.
#چهار_اثر صفحه ۷۸
📒🎙
Telegram
@SBOOKSS