مزیت عادتها این است که ما بدون فکر کردن میتوانیم کارها را انجام دهیم. ضعف عادتها این است که شما کارها را به روش خاصی انجام میدهید و دیگر به اشتباهات کوچک توجه نمیکنید. شما فکر میکنید که دارید بهتر میشوید زیرا در حال کسب تجربه هستید. اما در واقعيت، صرفاً عادات کنونی خود را تقویت میکنید ولی آنها را بهبود نمیبخشید. برخی تحقیقات نشان دادهاند هنگامی که در یک مهارت تسلط پیدا میشود در طول زمان، عملکرد آن کمی کاهش مییابد.
📒📖
📒📖
یکی از بزرگترین نقاط ضعف ایجاد عادتها این است که هر چه ایدهای به طور عمیقتر به هویت ما مرتبط باشد، ما با شدت بیشتری در مقابل انتقاد از آن مقاومت میکنیم. شما این را در هر صنعتی مشاهده میکنید؛ معلم مدرسهای که روشهای نوین آموزش را نادیده میگیرد و به برنامههای درسی قدیمی خود ادامه میدهد یا گروه موسیقی که یک آلبوم بسیار موفق را منتشر میکنند و در آلبوم بعد درجا میزنند و ...
📒📖
📒📖
هر چه محکمتر به هویتی میچسبیم، فرا رفتن از آن سختتر میشود. یک راه حل این است که هیچ جنبهای از هویتتان را به بخشی از «کسی که هستید» تبدیل نکنید. همانطور که پل گراهام میگوید: هویت خود را کوچک نگه دارید.
📒📖
📒📖
اگر شما گیاهخوار هستید و گیاهخوار بودن را بخشی از هویت خود میدانید، در صورتی که به هر دلیلی مجبور شوید رژیم غذایی خود را تغییر دهید شما با یک بحران هویت مواجه میشوید. هنگامی که شما بیش از حد به یک هویت چسبیدهاید، خشک و شکننده میشوید و اگر آن چیز را از دست بدهید خودتان را از دست میدهید.
📒📖
📒📖
لائوتسه میگوید: انسان نرم و انعطاف پذیر زاده میشود و به هنگام مرگ خشک و سخت میشود. زمانی که گیاهان سر از خاک بیرون میآورند لطیف و انعطاف پذیر هستند و به هنگام مرگ شکننده و خشک میشوند. از این رو هر که خشک و تغییر ناپذیر باشد، مرید مرگ است. و هر که نرم و انعطاف پذیر باشد، مرید زندگی است. انسان خشک و سخت نابود میشود. انسان نرم و انعطاف پذیر کامیاب میشود.
📒📖
📒📖
ذهن نیمه هوشیار قادر به درک شوخی نیست و انسانها اغلب با شوخیهایشان تجربههای تلخی را برای خود به ارمغان می آورند؛ مثلاً خانمی که ثروت هنگفتی داشت با شوخی میگفت که قرار است در خانهای فقیرانه زندگی کند. در عرض چند سال تمام ثروت و اموالش را از دست داد و فقیر شد زیرا تصویر فقر و بدبختی بر ذهن نیمه هوشیارش اثر گذاشته بود.
#چهار_اثر صفحه ۲۳
📙🎙
#چهار_اثر صفحه ۲۳
📙🎙
Telegram
@SBOOKSS
در آن سمینار، سخنران از حاضران پرسید: در یک رابطهی عاشقانه، شما چند درصد مسئول هستید؟ من که یک نوجوان بودم فکر میکردم که در مورد عشق واقعی خیلی میدانم. ناگهان بدون هیچ فکری گفتم: 50، 50! برایم کاملا واضح و بدیهی بود؛ به نظرم هر دو طرف باید به شکل مساوی مسئولیت پذیر باشند و در غیر این صورت یکی از طرفها ضرر میکند.
شخص دیگری داد زد: 51، 49 و دلیل آورد که شما باید نسبت به طرف مقابل، کار بیشتری انجام دهید. مگر نه اینکه روابط عاشقانه روی بخشش و فداکاری بنا میشوند؟ شخص دیگری بلند گفت: 80، 20 !
استاد سمت تخته سیاه چرخید و نوشت: 100 ، 0 و گفت: شما باید 100 درصد مسئولیت رابطه را قبول کنید و در قبال آن انتظار دریافت هیچ چیزی نداشته باشید. فقط وقتی یک رابطه ی عاشقانه موثر خواهد بود که شما 100 درصد مسئولیت آن را برعهده بگیرید در غیر این صورت رابطهای که بر مبنای شانس و احتمال بنا شده باشد همیشه در معرض فاجعه و خراب شدن خواهد بود.
#اثر_مرکب صفحه ۳۱
📕🎙
شخص دیگری داد زد: 51، 49 و دلیل آورد که شما باید نسبت به طرف مقابل، کار بیشتری انجام دهید. مگر نه اینکه روابط عاشقانه روی بخشش و فداکاری بنا میشوند؟ شخص دیگری بلند گفت: 80، 20 !
استاد سمت تخته سیاه چرخید و نوشت: 100 ، 0 و گفت: شما باید 100 درصد مسئولیت رابطه را قبول کنید و در قبال آن انتظار دریافت هیچ چیزی نداشته باشید. فقط وقتی یک رابطه ی عاشقانه موثر خواهد بود که شما 100 درصد مسئولیت آن را برعهده بگیرید در غیر این صورت رابطهای که بر مبنای شانس و احتمال بنا شده باشد همیشه در معرض فاجعه و خراب شدن خواهد بود.
#اثر_مرکب صفحه ۳۱
📕🎙
Telegram
=======
حتماً در خیابان به آدمهایی دیوانه برخوردهای که مدام با خودشان حرف میزنند، خب وضعیت آنها با وضعیت تو چندان تفاوتی ندارد. تنها تفاوت تو با آنها این است که آنها بلند بلند حرف میزنند و تو یواش و آهسته.
این صدا در سر تو تفسیر میکند، نظریه میدهد، قضاوت میکند، مقایسه میکند، شکایت میکند، خوشش میآید، بدش میآید و غیره. این صدا لزوماً به وضعیتی که تو اکنون در آن به سر میبری مربوط نمیشود ممکن است این صدا زنده شدن خاطرات گذشته نزديك يا دور و یا مرور کردن و خیالورزی دربارهی وضعیتهای ممکن آینده باشد. این صدا گاهی با موسیقی و تصویرها و فیلمهای ذهنی نیز همراه میشود.
این صدا به ذهن شرطی شدهی تو تعلق دارد؛ ذهنی که حاصل گذشتهی تو بعلاوهی عادات فکری موروثی توست. بنابراین تو حال حاضر را از خلال چشمهای گذشته میبینی و در نتیجه امور را تماماً تحریف شده مشاهده میکنی. این صدا دشمن اصلی توست.
#نیروی_حال صفحه ۳۱
📒🎙
این صدا در سر تو تفسیر میکند، نظریه میدهد، قضاوت میکند، مقایسه میکند، شکایت میکند، خوشش میآید، بدش میآید و غیره. این صدا لزوماً به وضعیتی که تو اکنون در آن به سر میبری مربوط نمیشود ممکن است این صدا زنده شدن خاطرات گذشته نزديك يا دور و یا مرور کردن و خیالورزی دربارهی وضعیتهای ممکن آینده باشد. این صدا گاهی با موسیقی و تصویرها و فیلمهای ذهنی نیز همراه میشود.
این صدا به ذهن شرطی شدهی تو تعلق دارد؛ ذهنی که حاصل گذشتهی تو بعلاوهی عادات فکری موروثی توست. بنابراین تو حال حاضر را از خلال چشمهای گذشته میبینی و در نتیجه امور را تماماً تحریف شده مشاهده میکنی. این صدا دشمن اصلی توست.
#نیروی_حال صفحه ۳۱
📒🎙
Telegram
@SBOOKSS
هدف از زندگی این است که ما در راه درست قدم بگذاریم و تمام افکار منفی و مخرب را از ذهنمان پاک کنیم. بدین صورت بر روی ذهن نیمه هوشیار خود اثر میگذاریم. ذهن نیمه هوشیار خدمتکار وفاداری است، بشرطی که از آن درخواستهای درستی داشته باشیم. هر فکر، هر کلمه، بر روی ذهن نیمه هوشیار اثر میگذارد. درست مانند خوانندهای که در حال ضبط صدایش برروی دیسک حساس صفحه گرامافون است. هر نت و هر آهنگ صدای خواننده روی آن ضبط میشود، حتی اگر سرفه و یا مکث کند آن هم ضبط میشود.
#چهار_اثر صفحه ۲۶
📗🎙
#چهار_اثر صفحه ۲۶
📗🎙
Telegram
@SBOOKSS
قاعده سی و پنج؛ در این زندگی فقط با تضادهاست که میتوانیم پیش برویم. مومن با منکر درونش آشنا شود، ملحد با مومن درونش. شخص تا هنگامی که به مرتبه انسان کامل برسد پله پله پیش میرود. و فقط تا حدی که تضادها را پذیرفته، بالغ میشود.
📙📖
📙📖
قاعده سی و شش؛ از حیله و دسیسه نترس. اگر کسانی دامی برایت بگسترانند تا صدمهای به تو بزنند، خدا هم برای آنان دام میگسترد. چاهکن اول خودش ته چاه است. این نظام بر جزا استوار است. نه یک ذره خیر بیجزا میماند، نه یک ذره شر. تا او نخواهد برگی از درخت نمیافتد. فقط به این ایمان بیاور.
📙📖
📙📖
از نظر هگل، دیالکتیک یک سیر واقعی است که حوادث و وقایع عالم تابع آن است. همهی دگرگونیها و تغییرات به خصوص تحولات تاریخی بر طبق قانون دیالکتیک رخ میدهد؛ یک وضع پدید میآید، وضع مقابل خود را میپروراند، نزاع و کشمکش میان آنها در میگیرد، این برخورد و کشمکش در یک وضع برآیند که شامل هر دو وضع متضاد قبلی است، جمع میشود.
📗📖
📗📖
هگل فکر میکرد که تاریخ را با مشاهده بسط و توسعه ملتها در پرتو دیالکتیک بهتر میتوان فهمید. یک ملت معین را میتوان دارای وضع در دیالکتیک دانست شبیه وضعی که عقیده (تز) دارد. وقتی ملت بسط و توسعه مییابد، مقابل خود (آنتیتز) را به وجود می آورد. سرانجام از این برخورد و کشمکش، یک تمدن جدید (سنتز) سربرمیآورد که دارای نظامی عالیتر از هر یک از دو نظام قبلی است.
📗📖
📗📖
ماركس تحلیل هگل را درباره تحول تاریخی که بر طبق دیالکتیک پیش میرود پذیرفت. اما تبیین مابعدالطبیعی را درباره این سیر و جریان نمیپسندید و فکر میکرد که به کار بردن دیالکتیک در مورد ملتها اساساً سطحی بوده است.
📗📖
📗📖
مارکس دیالکتیک مادهانگارانه را بهتر میپنداشت؛ وی ترجیح میداد که سیر دیالکتیکی تاریخ را برحسب مقتضیات اقتصادی تبیین کند نه بر حسب مقتضيات مابعدالطبيعی. دلیل اینکه چرا ملتها دگرگون میشوند این است که طبقات مردم در داخل ملت به مقابله و مخالفت با یکدیگر میپردازند. تاریخ دنیا را نباید به عنوان تاریخ رقابت میان دولتها نگریست، بلکه اساسیتر این است که به عنوان تاریخ رقابت میان طبقات در نظر گرفته شود.
📗📖
📗📖
در سرمایهداری که نظامی اقتصادی است سه طبقه عمده اجتماعی وجود دارد؛ ۱- سرمایهداران، یعنی کسانی که مالک وسایل تولیدند. ۲- طبقه کارگر، کسانی هستند که از جهت معاش خود کاملاً بستگی به درآمدی دارند که از مالکان وسایل تولید دریافت میکنند. ۳- طبقه متوسط، آنها گروههای دیگری هستند که مانند کسبه یا کارکنان یقه سفید (قضات، پزشکان، استادان و غیره) که دقیقاً با هیچ یک از آن دو طبقه دیگر منطبق نمیشوند.
📗📖
📗📖
انسان میتواند به وسیله کلامش بیماری را از ذهن خود پاک کند، زیرا کارشناسان علوم ماوراطبیعی بر این باورند که هر بیماری با ذهن ارتباطی تنگاتنگ دارد برای همین قبل از شفای بدن ابتدا باید روح شفا پیدا کند. روح همان ذهن نیمه هوشیار و ضمیر ناخودآگاه است و باید از افکار و باورهای غلط که باعث بیماری است رها شود. ذهن نیمه هوشیار یا روح باید با افکار درست بازسازی شود.
وقتی ذهن نیمه هوشیار با اندیشهها و آرمانهای الهی هوشیاری برتر پیوند میخورد، خداوند و انسان یکی میشوند و انسانی با اندیشه الهی، انسانی شبیه به خداست که بر همه موجودات، ذهن، جسم و بر همه امور تسلط خواهد داشت.
#چهار_اثر صفحه ۴۲
📒🎙
وقتی ذهن نیمه هوشیار با اندیشهها و آرمانهای الهی هوشیاری برتر پیوند میخورد، خداوند و انسان یکی میشوند و انسانی با اندیشه الهی، انسانی شبیه به خداست که بر همه موجودات، ذهن، جسم و بر همه امور تسلط خواهد داشت.
#چهار_اثر صفحه ۴۲
📒🎙
Telegram
=======
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افراد از بیعملی بیشتر پشیمون میشن تا از اعمالشون. یعنی وقتی یه کاری هر چقدر هم نتیجه منفی داشته باشه، رنج و حسرتمون کمتره تا وقتی که اصلا اون کار رو انجام نمیدیم. چون عواقب عمل مشخص و صریح هست اما عواقب بیعملی انتزاعی و بیانتهاست و مثل یک سیاهچاله انسان رو میبلعه.
#توسعه_فردی #مجتبی_شکوری
📙🎥
#توسعه_فردی #مجتبی_شکوری
📙🎥
حدود یک دهه پیش از من خواسته شد تا در راهاندازی یک شرکت جدید مشارکت کنم. من مبلغ قابل توجهی را در آن معامله سرمایه گذاری کردم و حدود دو سال به طرز خستگی ناپذیری برای آن شرکت کار کردم؛ آن هم قبل از این که متوجه شوم شریکم تمام پول را با مدیریت بد به باد داده است. بیش از ۳۳۰ هزار دلار از پولم را از دست دادم.
از او شکایت نکردم، راستش بعدها در یک مورد شخصی، حتی پول بیشتری هم به او قرض دادم. لب کلام این که خسارتی که نصیبم شد تقصیر خودم بود. بدون هیچ تحقیقی موافقت کردم با او شریک شوم. میتوانم با گفتن این که به او اعتماد داشتم این موضوع را توجیه کنم ولی واقعیت این است که من گناهگار بودم، چون از روی تنبلی به دقت و موشکافانه امور مالی را بررسی نکرده بودم. در نهایت خودم مسئول همهی این پیامدها بودم.
وقتی متوجه اشتباهات و عملکرد نادرستم شدم انتخاب کردم که دیگر به خاطر جنگیدن با آن، زمان بیشتری را تلف نکنم. در عوض جراحتها و آسیبهایم را تیمار کردم و درسهایم را خوب یاد گرفتم. آن اتفاق را فراموش کردم و به حرکتم ادامه دادم. در واقع اگر این اتفاق دوباره برایم بیفتد باز هم همان تصمیم را میگیرم؛ یعنی بلند میشوم و بار دیگر به حرکتم ادامه میدهم.
حالا از شما میخواهم که همین کار را انجام دهید؛ مهم نیست چه اتفاقی برایتان افتاده است، خوب یا بد، برنده یا بازنده، کاملاً مسئولیت آن را بپذیرید. صاحب آن شوید. مربی من جیم ران میگفت: روز پایان کودکی و شروع بزرگسالی روزی ست که مسئولیت کل زندگیت را برعهده میگیری. امروز روز فارغ التحصیلیست. از امروز به بعد تصمیم بگیرید که ۱۰۰ درصد مسئولیت زندگیتان را برعهده بگیرید. تمام عذر و بهانههایتان را نابود کنید. حالا موقع انتخاب این است که کنترل زندگیتان را به دست بگیرید.
#اثر_مرکب صفحه ۳۵
📕🎙
از او شکایت نکردم، راستش بعدها در یک مورد شخصی، حتی پول بیشتری هم به او قرض دادم. لب کلام این که خسارتی که نصیبم شد تقصیر خودم بود. بدون هیچ تحقیقی موافقت کردم با او شریک شوم. میتوانم با گفتن این که به او اعتماد داشتم این موضوع را توجیه کنم ولی واقعیت این است که من گناهگار بودم، چون از روی تنبلی به دقت و موشکافانه امور مالی را بررسی نکرده بودم. در نهایت خودم مسئول همهی این پیامدها بودم.
وقتی متوجه اشتباهات و عملکرد نادرستم شدم انتخاب کردم که دیگر به خاطر جنگیدن با آن، زمان بیشتری را تلف نکنم. در عوض جراحتها و آسیبهایم را تیمار کردم و درسهایم را خوب یاد گرفتم. آن اتفاق را فراموش کردم و به حرکتم ادامه دادم. در واقع اگر این اتفاق دوباره برایم بیفتد باز هم همان تصمیم را میگیرم؛ یعنی بلند میشوم و بار دیگر به حرکتم ادامه میدهم.
حالا از شما میخواهم که همین کار را انجام دهید؛ مهم نیست چه اتفاقی برایتان افتاده است، خوب یا بد، برنده یا بازنده، کاملاً مسئولیت آن را بپذیرید. صاحب آن شوید. مربی من جیم ران میگفت: روز پایان کودکی و شروع بزرگسالی روزی ست که مسئولیت کل زندگیت را برعهده میگیری. امروز روز فارغ التحصیلیست. از امروز به بعد تصمیم بگیرید که ۱۰۰ درصد مسئولیت زندگیتان را برعهده بگیرید. تمام عذر و بهانههایتان را نابود کنید. حالا موقع انتخاب این است که کنترل زندگیتان را به دست بگیرید.
#اثر_مرکب صفحه ۳۵
📕🎙
Telegram
@SBOOKSS