کانال کتاب صوتی | روانشناسی | خودشناسی
9.97K subscribers
69 photos
102 videos
10 files
761 links
راهنمای دسترسی در کانال 📚
T.me/SBOOKSS/1690

گروهتون @GBOOKSS
Download Telegram
تو ناآگاهانه خود را با ذهن خویش هم‌ذات پنداشته‌ای. بنابراین حتی نمیدانی که تن به اسارت ذهن داده‌ای. مثل این است که جن زده شده باشی و خودت خبر نداشته باشی. تو این وضعیت جن زدگی را عین خودت می‌پنداری. آغاز رهایی هنگامی است که تو دریابی که وجود حقیقی تو همان حالت جن زدگی (یعنی همان حالت متفکر) تو نیست.

اگر این نکته را بدانی، حقیقت خویش را مشاهده خواهی کرد. به محض آنکه شروع به تماشای خود متفکرت میکنی، سطحی بالاتر از آگاهی را در خویش فعال میسازی. آنگاه میفهمی که قلمرویی بیکرانه از آگاهی وجود دارد که ورای فکر‌ توست. و نیز میفهمی که «فکر» پاره‌ای كوچك و حقیر از آن قلمرو بیکرانه‌ی آگاهی است. البته این نکته را نیز درمی‌یابی که تمامی آنچه که مهم است؛ مثل زیبایی، عشق، خلاقیت، شادمانی و آرامش درون و ... آنسوی ذهن جوانه میزنند و می‌بالند. بدین‌سان بیدار میشوی.

#نیروی_حال صفحه ۳۰
📔🎙
«تجسم» را قیچی ذهن نامیده‌اند، زیرا همیشه در حال بریدن تصاویری است که انسان در ذهنش مجسم کرده است و دیر یا زود این تصورات در دنیای بیرون به واقعیت تبدیل میشوند. برای اینکه انسان بتواند تخیل‌اش را تقویت کند در ابتدا باید نحوه عملکرد ذهنش را بشناسند؛ «خودت را بشناس»

ذهن انسان شامل سه بخش است: ذهن نیمه هوشیار یا ضمیر ناخودآگاه، ذهن هوشیار، و هوشیار برتر یا ذهن الهی یا اندیشه‌های متعال. ذهن نیمه هوشیار قدرت مطلق بدون جهتی است که خودش قدرت تشخیص ندارد و تنها چیزی را که تعیین شده است را اجرا می‌نماید مانند بخار و جریان برق.

#چهار_اثر صفحه ۱۹
📙🎙
مزیت عادتها این است که ما بدون فکر کردن میتوانیم کارها را انجام دهیم. ضعف عادتها این است که شما کارها را به روش خاصی انجام میدهید و دیگر به اشتباهات کوچک توجه نمیکنید. شما فکر میکنید که دارید بهتر میشوید زیرا در حال کسب تجربه هستید. اما در واقعيت، صرفاً عادات کنونی خود را تقویت میکنید ولی آنها را بهبود نمیبخشید. برخی تحقیقات نشان داده‌اند هنگامی که در یک مهارت تسلط پیدا میشود در طول زمان، عملکرد آن کمی کاهش می‌یابد.

📒📖
یکی از بزرگترین نقاط ضعف ایجاد عادتها این است که هر چه ایده‌ای به طور عمیقتر به هویت ما مرتبط باشد، ما با شدت بیشتری در مقابل انتقاد از آن مقاومت میکنیم. شما این را در هر صنعتی مشاهده میکنید؛ معلم مدرسه‌ای که روشهای نوین آموزش را نادیده میگیرد و به برنامه‌های درسی قدیمی خود ادامه میدهد یا گروه موسیقی که یک آلبوم بسیار موفق را منتشر میکنند و در آلبوم بعد درجا میزنند و ...

📒📖
هر چه محکمتر به هویتی میچسبیم، فرا رفتن از آن سختتر میشود. یک راه حل این است که هیچ جنبه‌ای از هویتتان را به بخشی از «کسی که هستید» تبدیل نکنید. همانطور که پل گراهام میگوید: هویت خود را کوچک نگه دارید.

📒📖
اگر شما گیاهخوار هستید و گیاهخوار بودن را بخشی از هویت خود میدانید، در صورتی که به هر دلیلی مجبور شوید رژیم غذایی خود را تغییر دهید شما با یک بحران هویت مواجه میشوید. هنگامی که شما بیش از حد به یک هویت چسبیده‌اید، خشک و شکننده میشوید و اگر آن چیز را از دست بدهید خودتان را از دست میدهید.

📒📖
لائوتسه می‌گوید: انسان نرم و انعطاف پذیر زاده میشود و به هنگام مرگ خشک و سخت میشود. زمانی که گیاهان سر از خاک بیرون می‌آورند لطیف و انعطاف پذیر هستند و به هنگام مرگ شکننده و خشک میشوند. از این رو هر که خشک و تغییر ناپذیر باشد، مرید مرگ است. و هر که نرم و انعطاف پذیر باشد، مرید زندگی است. انسان خشک و سخت نابود میشود. انسان نرم و انعطاف پذیر کامیاب میشود.

📒📖
ذهن نیمه هوشیار قادر به درک شوخی نیست و انسانها اغلب با شوخی‌هایشان تجربه‌های تلخی را برای خود به ارمغان می آورند؛ مثلاً خانمی که ثروت هنگفتی داشت با شوخی میگفت که قرار است در خانه‌ای فقیرانه زندگی کند. در عرض چند سال تمام ثروت و اموالش را از دست داد و فقیر شد زیرا تصویر فقر و بدبختی بر ذهن نیمه هوشیارش اثر گذاشته بود.

#چهار_اثر صفحه ۲۳
📙🎙
در آن سمینار، سخنران از حاضران پرسید: در یک رابطه‌ی عاشقانه، شما چند درصد مسئول هستید؟ من که یک نوجوان بودم فکر میکردم که در مورد عشق واقعی خیلی میدانم. ناگهان بدون هیچ فکری گفتم: 50، 50! برایم کاملا واضح و بدیهی بود؛ به نظرم هر دو طرف باید به شکل مساوی مسئولیت پذیر باشند و در غیر این صورت یکی از طرفها ضرر میکند.

شخص دیگری داد زد: 51، 49 و دلیل آورد که شما باید نسبت به طرف مقابل، کار بیشتری انجام دهید. مگر نه اینکه روابط عاشقانه روی بخشش و فداکاری بنا میشوند؟ شخص دیگری بلند گفت: 80، 20 !

استاد سمت تخته سیاه چرخید و نوشت: 100 ، 0 و گفت: شما باید 100 درصد مسئولیت رابطه را قبول کنید و در قبال آن انتظار دریافت هیچ چیزی نداشته باشید. فقط وقتی یک رابطه ی عاشقانه موثر خواهد بود که شما 100 درصد مسئولیت آن را برعهده بگیرید در غیر این صورت رابطه‌ای که بر مبنای شانس و احتمال بنا شده باشد همیشه در معرض فاجعه و خراب شدن خواهد بود.

#اثر_مرکب صفحه ۳۱
📕🎙
حتماً در خیابان به آدمهایی دیوانه برخورده‌ای که مدام با خودشان حرف میزنند، خب وضعیت آنها با وضعیت تو چندان تفاوتی ندارد. تنها تفاوت تو با آنها این است که آنها بلند بلند حرف میزنند و تو یواش و آهسته.

این صدا در سر تو تفسیر میکند، نظریه میدهد، قضاوت میکند، مقایسه میکند، شکایت میکند، خوشش می‌آید، بدش می‌آید و غیره. این صدا لزوماً به وضعیتی که تو اکنون در آن به سر میبری مربوط نمیشود ممکن است این صدا زنده شدن خاطرات گذشته نزديك يا دور و یا مرور کردن و خیال‌ورزی درباره‌ی وضعیتهای ممکن آینده باشد. این صدا گاهی با موسیقی و تصویرها و فیلمهای ذهنی نیز همراه میشود.

این صدا به ذهن شرطی شده‌ی تو تعلق دارد؛ ذهنی که حاصل گذشته‌ی تو بعلاوه‌ی عادات فکری موروثی توست. بنابراین تو حال حاضر را از خلال چشمهای گذشته می‌بینی و در نتیجه امور را تماماً تحریف شده مشاهده میکنی. این صدا دشمن اصلی توست.

#نیروی_حال صفحه ۳۱
📒🎙
هدف از زندگی این است که ما در راه درست قدم بگذاریم و تمام افکار منفی و مخرب را از ذهنمان پاک کنیم. بدین صورت بر روی ذهن نیمه هوشیار خود اثر میگذاریم. ذهن نیمه هوشیار خدمتکار وفاداری است، بشرطی که از آن درخواستهای درستی داشته باشیم. هر فکر، هر کلمه، بر روی ذهن نیمه هوشیار اثر میگذارد. درست مانند خواننده‌ای که در حال ضبط صدایش برروی دیسک حساس صفحه گرامافون است. هر نت و هر آهنگ صدای خواننده روی آن ضبط میشود، حتی اگر سرفه و یا مکث کند آن هم ضبط میشود.

#چهار_اثر صفحه ۲۶
📗🎙
قاعده سی و پنج؛ در این زندگی فقط با تضادهاست که می‌توانیم پیش برویم. مومن با منکر درونش آشنا شود، ملحد با مومن درونش. شخص تا هنگامی که به مرتبه انسان کامل برسد پله پله پیش می‌رود. و فقط تا حدی که تضادها را پذیرفته، بالغ می‌شود.

📙📖
قاعده سی و شش؛ از حیله و دسیسه نترس. اگر کسانی دامی برایت بگسترانند تا صدمه‌ای به تو بزنند، خدا هم برای آنان دام می‌گسترد. چاه‌کن اول خودش ته چاه است. این نظام بر جزا استوار است. نه یک ذره خیر بی‌جزا می‌ماند، نه یک ذره شر. تا او نخواهد برگی از درخت نمی‌افتد. فقط به این ایمان بیاور.

📙📖
از نظر هگل، دیالکتیک یک سیر واقعی است که حوادث و وقایع عالم تابع آن است. همه‌ی دگرگونیها و تغییرات به خصوص تحولات تاریخی بر طبق قانون دیالکتیک رخ میدهد؛ یک وضع پدید می‌آید، وضع مقابل خود را می‌پروراند، نزاع و کشمکش میان آنها در میگیرد، این برخورد و کشمکش در یک وضع برآیند که شامل هر دو وضع متضاد قبلی است، جمع میشود.

📗📖
هگل فکر میکرد که تاریخ را با مشاهده بسط و توسعه ملتها در پرتو دیالکتیک بهتر میتوان فهمید. یک ملت معین را میتوان دارای وضع در دیالکتیک دانست شبیه وضعی که عقیده (تز) دارد. وقتی ملت بسط و توسعه می‌یابد، مقابل خود (آنتی‌تز) را به وجود می آورد. سرانجام از این برخورد و کشمکش، یک تمدن جدید (سنتز) سر‌برمی‌آورد که دارای نظامی عالی‌تر از هر یک از دو نظام قبلی است.

📗📖
ماركس تحلیل هگل را درباره تحول تاریخی که بر طبق دیالکتیک پیش میرود پذیرفت. اما تبیین مابعدالطبیعی را درباره این سیر و جریان نمیپسندید و فکر میکرد که به کار بردن دیالکتیک در مورد ملتها اساساً سطحی بوده است.

📗📖
مارکس دیالکتیک ماده‌انگارانه را بهتر میپنداشت؛ وی ترجیح میداد که سیر دیالکتیکی تاریخ را برحسب مقتضیات اقتصادی تبیین کند نه بر حسب مقتضيات مابعدالطبيعی. دلیل اینکه چرا ملتها دگرگون میشوند این است که طبقات مردم در داخل ملت به مقابله و مخالفت با یکدیگر میپردازند. تاریخ دنیا را نباید به عنوان تاریخ رقابت میان دولتها نگریست، بلکه اساسی‌تر این است که به عنوان تاریخ رقابت میان طبقات در نظر گرفته شود.

📗📖
در سرمایه‌داری که نظامی اقتصادی است سه طبقه عمده اجتماعی وجود دارد؛ ۱- سرمایه‌داران، یعنی کسانی که مالک وسایل تولیدند. ۲- طبقه کارگر، کسانی هستند که از جهت معاش خود کاملاً بستگی به درآمدی دارند که از مالکان وسایل تولید دریافت میکنند. ۳- طبقه متوسط، آنها گروه‌های دیگری هستند که مانند کسبه یا کارکنان یقه سفید (قضات، پزشکان، استادان و غیره) که دقیقاً با هیچ یک از آن دو طبقه دیگر منطبق نمیشوند.

📗📖