تصور کنید که شما یک زرافه، فیل یا شیر هستید و در دشتهای آفریقا میگردید. هر روز بیشتر تصمیمهای شما تاثیر لحظهای دارند. شما هر لحظه در مورد این فکر میکنید که چه چیزی بخورید، کجا بخوابید یا چگونه از شکارچیها دوری کنید. شما در این حالت، دائماً به حال یا آینده بسیار نزدیک میاندیشید.
📗📖
📗📖
شما در محیطی زندگی میکنید که دانشمندان آن را محیط بازگشت لحظهای مینامند. چون اعمال شما پیامدهای لحظهای و واضحی دریافت میکنند. اکنون به خصلت انسانی خود بازگردید. در جامعه مدرن بسیاری از انتخابهای امروز شما در آن واحد و بلافاصله برای شما سودی به دنبال نخواهد داشت.
📗📖
📗📖
اگر در محل کارتان کار خوبی انجام دهید در عرض چند هفتهی بعد دستمزد دریافت خواهید کرد. شما در محیطی زندگی میکنید که دانشمندان آن را محیط بازگشت تأخیری مینامند، چون شما باید سالها کار کنید تا سالها بعد نتیجه را ببینید. ذهن انسان در محیط بازگشت تأخیری تکامل نیافته است.
📗📖
📗📖
فکر میکردم خوشبختی یک مقصده و نه یک انتخاب. فکر میکردم عشق چیزیه که یهویی اتفاق میافته و نه چیزی که باید براش تلاش کرد و ساختش. فکر میکردم «باحال بودن» رو باید تمرین کرد و از بقیه یادِش گرفت نه چیزی که باید نوآورانه واسه خودت بسازیش.
📙📖
📙📖
وقتی با دوست دخترم تو رابطه بودم فکر میکردم تا آخر عمر با هم میمونیم ولی بعد وقتی که اون رابطه تموم شد فکر کردم دیگه هیچ وقت اون حس با دختر دیگهای برام تکرار نمیشه.
📙📖
📙📖
وقتی اون حس با یک دختر برام تکرار شد فکر کردم که بعضی وقتها عشق کافی نیست. بعدها فهمیدم هر آدمی خودش تصمیم میگیره که چی کافیه و این که عشق میتونه هرچیزی باشه که خودمون اجازه میدیم باشه.
📙📖
📙📖
رشد یک فرآیند تکرارپذیر بیپایانه. وقتی چیز جدیدی یاد میگیریم از حالت اشتباه به حالت درست نمیریم. بلکه از حالتِ اشتباه به حالتِ یه ذره کمتر اشتباه میریم و وقتی باز هم چیزهای بیشتری یاد میگیریم از حالت یه ذره کمتر اشتباه به حالت یه ذره کمتر اشتباهتر از قبلی میریم و همینجوری تا آخر.
📙📖
📙📖
یقین دشمن رشده. هیچ چیز قطعی نیست تا وقتی که اتفاق بیفته. همیشه در فرآیند رسیدن به حقیقت و کمال هستیم، بدون این که هرگز به حقیقت و کمال برسیم.
📙📖
📙📖
قاعده هفتم؛ در این زندگانی اگر تک و تنها در گوشهی انزوا بمانی و فقط پژواک صدای خود را بشنوی، نمیتوانی حقیقت را کشف کنی، فقط در آینهی انسانی دیگر است که میتوانی خودت را کامل ببینی.
📔📖
📔📖
قاعده هشتم؛ هیچگاه نومید نشو. اگر همه درها هم به رویت بسته شوند، سرانجام او کوره راهی مخفی را که از چشم همه پنهان مانده به رویت باز میکند. حتی اگر هماکنون قادر به دیدنش نباشی، بدان که در پس گذرگاههای دشوار، باغهای بهشتی قرار دارد. شکر کن! پس از رسیدن به خواستهات شکر کردن آسان است. صوفی آن است که حتی وقتی خواستهاش محقق نشده شکر گوید.
📔📖
📔📖
واژه کلیدی در فلسفه سارتر «وجود» است. ولی وجود اینجا به معنی زنده بودن نیست. گیاهان و جانوران نیز زندهاند، وجود دارند اما مجبور نیستند به زنده بودن خود بیندیشند. انسان تنها موجود زندهای است که از وجود خود آگاه است.
📒📖
📒📖
سارتر گفت وجود انسان بر هر چیز دیگر انسان تقدم دارد. این که من هستم بر چیزی که من هستم مقدم است. وجود بر ماهیت مقدم است.
📒📖
📒📖
منظور از ماهیت آن چیزی است که هر چیز از آن تشکیل شده است. طبیعت یا هستی هر چیز. اما به عقیده سارتر، انسان این چنین طبیعت ذاتی ندارد انسان باید خود، خود را بیافریند. باید طبیعت یا ماهیت خود را به وجود آورد، زیرا این پیشاپیش برای انسان تعیین نشده است.
📒📖
📒📖
در طول تاریخ فلسفه، فیلسوفان سعی داشتهاند ببینند انسان چیست یا طبیعت انسان چیست ولی سارتر گفت انسان طبیعت جاودانه ندارد که بدان توسل جوید. بنابراین بی معناست در پی مفهومی کلی برای زندگی بگردیم.
📒📖
📒📖
ما مثل هنرپیشهای هستیم که بدون تمرین بدون نمایشنامه و بدون کسی که پشت پرده در گوشش بخواند چه کار باید کند، به صحنه کشیده شدهایم مجبوریم خود تصمیم بگیریم چگونه زندگی کنیم.
📒📖
📒📖
سارتر ادعا کرد زندگی مفهوم ذاتی ندارد ولی منظورش این نبود که هیچ چیز مهم نیست. سارتر به اصطلاح نیهیلیست یا نیستگرا نبود. نیستگرا کسی است که فکر میکند همه چیز پوچ و بیمعناست و هرکاری جایز است.
📒📖
📒📖
سارتر معتقد بود زندگی باید معنا داشته باشد. اما این خود ما هستیم که باید این معنا را در زندگی خود بیافرینیم. وجود داشتن یعنی «به وجود آوردن وجود.»
📒📖
📒📖