قاعده اول؛ كلماتى كه براى توصيف پرودگار به كار ميبريم همچون آينهاى است كه خود را در آن میبینیم.
📕📖
📕📖
هنگامى كه نام خدا را مىشنوى ابتدا اگر موجودى ترسناک و شرمآور به ذهنت بيايد، به اين معناست كه تو نيز بيشتر مواقع در ترس و شرم به سر میبرى. اما اگر هنگامى كه نام خدا را میشنوى ابتدا عشق و لطف و مهربانى به يادت بيايد، به اين معناست كه اين صفات در وجود تو نيز فراوان است.
📕📖
📕📖
قاعده دوم؛ پيمودن راه حق كار دل است نه كار عقل. راهنمايت هميشه دلت باشد نه سرى كه بالاى شانههايت است. از كسانى باش كه به نفس خود آگاهند نه از كسانى كه نفس خود را ناديده ميگيرند.
📕📖
📕📖
آلفرد نورث وایتهد ریاضیدان و فیلسوف مینویسد: تمدن با پیشرفت تعداد کارهایی که میتوانیم بدون فکر کردن درباره آنها، انجام دهیم، پیشرفت میکند.
📔📖
📔📖
در طول سالی که من این کتاب را نوشتم استراتژی مدیریت زمان جدیدی را امتحان کردم. دستیار من تمام شنبهها رمزهای عبور تمام حسابهای رسانههای اجتماعی من را تغییر میداد. من تمام هفته بدون حواس پرتی کار میکردم.
📔📖
📔📖
او چهارشنبهها کلمه عبور جدید را برای من ارسال میکرد. من تمام تعطیلات آخر هفته را وقت داشتم تا از رسانههای اجتماعی لذت ببرم و او شنبه صبح، رمز آن شبکهها را تغییر میداد.
📔📖
📔📖
قاعده سوم؛ قرآن چهار سطح دارد. سطح اول معناى ظاهرى است. سطح دوم معناى باطنى است و سطح سوم بطنِ بطن است. سطح چهارم هم چنان عميق است كه غير قابل وصف است.
📙📖
📙📖
آنان كه صرفاً شريعت (ظاهر را) مینگرند، ماورايشان را نمىبينند. طايفه صوفيان اما معناى باطنى را مىدانند. اوليا كامل، بطن بطن را مىدانند. سطح چهارم را اما فقط عاشقان و اصل و پيغمبران مىدانند.
📙📖
📙📖
قاعده چهارم؛ صفات خداوند را میتوانی در هر ذره کائنات بیابی. چون او نه در مسجد و کلیسا و دیر و صومعه، بلکه در همه جا هست. همانطور که کسی نیست که او را دیده و زنده مانده باشد، کسی هم نیست که او را دیده و مرده باشد. هر کس او را بیابد تا ابد نزدش میماند.
📙📖
📙📖
قوانین مطلق نیستند. اگر سرانجام ثابت شود که این قوانین ناقص و یا ناکافیاند، میتوان آنها را تغییر داد.
📗📖
📗📖
مواردی ممکن است باشد که ما نتوانیم هر دو را انجام دهیم. مورد معروفی را ملاحظه کنید که مردی در یک سینما فریاد میزند: «آتش!» و میداند که آتشی نیست. مردم ممکن است برای بیرون رفتن از سینما سخت در فشار قرار گیرند، بعضی آسیب ببینند و بعضی کشته شوند.
📗📖
📗📖
اگر ما این رأی را بپذیریم که یک انسان حق دارد آزادانه سخن گوید، نمیتوانیم او را برای «گفتار آزاد» مجازات کنیم. اما اجرای گفتار آزاد در این مورد آشکارا با خیر و نفع عمومی ناسازگار است.
📗📖
📗📖
آزادی هرگز نمیتواند مطلق باشد. فقدان کامل نظارت و مراقبت، آزادی نیست بلکه هرزگی و ولنگاری و سوء استفاده از آزادی است. مفهوم آزادی کاملاً با مقرر داشتن شرایط و محدودیتهایی در مورد رفتار ما سازگار است. مسئله واقعی این است که چه نوع منع و محدودیت را میتوان موجه دانست.
📗📖
📗📖
حکومت دموکراتیک صرفا حکومت کردن به وسیله اکثریت نیست، بلکه حکومتی است که در آن حقوق اقلیت باید به طور مساوی حفظ و حمایت شود. در غیر این صورت ممکن است به حکومتی استبدادی تبدیل شود.
📗📖
📗📖
قاعده پنجم؛ کیمیای عقل با کیمیای عشق فرق دارد. عقل محتاط است. ترسان و لرزان قدم برمیدارد. با خودش میگوید: «مراقب باش آسیبی نبینی.» اما مگر عشق اینطور است؟
📒📖
📒📖
تنها چیزی که عشق میگوید این است: «خودت را رها کن. بگذار برود!» عقل به آسانی خراب نمیشود. اما عشق خودش را ویران میکند. گنجها و خزانهها هم در دل ویرانهها یافت میشود.
📒📖
📒📖
قاعده ششم؛ اکثر درگیریها، پیشداوریها و دشمنیهای این دنیا از زبان منشأ میگیرد. تو خودت باش. به کلمهها زیاد بها نده. راستش در دیار عشق زبان حکم نمیراند. عاشق بیزبان است.
📒📖
📒📖