آدمی را چه بر درک زندگی مادام که جبر مکان کاری میکند درک ازو متفاوت شود؛ فاصله است بین کسی که رویابافی طبیعت اوست و کسی که جرئت امیدواری ندارد؛ فاصله است.
معیار آن هم از نفس تا کیلومتر متغیر.
معیار آن هم از نفس تا کیلومتر متغیر.
❤1
که اگر فروریختنی نبود، برخواستنی هم نبود و اگر برخواستنی نبود، فروریختنی !
❤1
عادی است اگر آیینه ای دیدی که پشتم برآن است؛ زخمی که در من است رهایی است و حاصل آن رهایی تکیه کردن بخود است.
❤1
این جهان، آنگونه که ساخته شده، قابل تحمل نیست؛ از همین رو به ماه نیاز دارم، یا به خوشبختی، یا به نامیرایی؛ به چیزی که شاید ناممکن باشد، امّا از این جهان نباشد.
<کامو
<کامو
❤4
اطمینان از دوام، درد را دچار میکند و بذر امید را در نطفه میکشد، زمین مانا تر از میل تو به بقاست، چه خواهی و چه نخواهی این دوام است که عرض اندام میکند و همان این بار واترقیده زمان را عرض میکند.
❤1
Roozi ke...
چه بسا محدودیت رویش را دوچندان کند! چه ترس است ز سخره و سنگ…
و در پایان شاید آن پوشش را ببلعد.
❤1