رمان فوق ممنوعه و کمیابه بچه سال ها
نخونننن❌ 🫤
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👌5
خلاصه:
من سوزانم
تو آمدی قلبم را مال خودت کردی
و بد سوزاندیم..
و من می آیم به زودی زود..
قلبت را از ریشه میکنم
و تو نمی دانی
من دیگر دختر ساده و ابله اون روز ها نیستم.
عوض شده ام ..
و تو باعثش شدی....
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9👌2
خلاصه :
_امشب آماده باش!
سئوالی بهش خیره شدم که گفت:
_از امشب باید تمکین کنی و با من همخواب بشی تا موقعی که حامله بشی!
حس کردم برای اولین بار گونه هام از خجالت رنگ گرفت سرم و انداختم پایین و به زمین خیره شدم که گفت:
_چرا به زمین خیره شدی؟!
سرم و بلند کردم و نگاهی بهش انداختم و گفتم:
_همینجوری
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9👌2
خلاصه :
دختری که بخاطر بی پولی و بی کسی مجبور میشه تو عمارتی مشغول بکارشه که صاحب اون عمارت مردیه که......
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9👌4
خلاصه ؛ فاقد خلاصه [فول صحنه دار]
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7👌3
، صحنه_دار ، پلیسی ، معمایی
خلاصه:
هالی زنی چهل ساله ای است که یک شب توی بار جذب کابوی هات و جذاب بیست_و_نه ساله ای میشه و باهاش می_خوابه.
هالی به خودش قول میده که همه چیز یه رابطه_یک_شبه باشه و دیگه هرگز جک رو نبینه و به قول خودش عمل می کنه.
اما شش_ماه بعد، جک که دیوانه_وار دنبال هالی می گرده به طور اتفاقی اون روی توی یه کلاس طراحی آناتومی_بدن_انسان می بینه و متوجه می شه که قصد نداره بذاره دلبرش دوباره ازش فرار کنه!
و هالی باورش نمیشه که جک قراره به عنوان مدل توی کلاسش شرکت بکنه!
جک هالی رو تعقیب می کنه و سعی می کنه بهش نزدیک بشه.
اما آیا هالی آمادگی پذیرفتن جک توی زندگیش رو داره؟
و دلیل هالی برای فاصله گرفتن از جک... فقط تفاوت سنیشونه؟!
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7👌4
خلاصه :
داستان در مورد دختری از قشر ضعیف جامعه است که مادرشو در نوجوانی از دست میده و فقط یه پدر معتاد داره که اون رو هم از دست میده و با تنها خواهرش زندگی میکنه و تصمیم میگیره خودش بار زندگی رو به دوش بکشه ولی هیچ راهی براش باز نمیشه و و ناچارا مجبور به دزدی میشه و در یکی از این دزدیها با فرزاد اشنا میشه فرزاد هم که یه ادم سخت و غیر قابل..
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤12👌3
💕 - خلاصه :
از آغوش یه هیولا به آغوش یه قاتل افتادم..قاتلی که فقط با خشونت اشناست وقتی آلوده به دست های یه قاتل بشی،فقط بخوای تو دستای اون و توسط لب های اون لمس بشی،قاتل بیرحمی که جذابیت ازش منعکس بشه،زیبایی و قدرتش دهانت رو بدوزه و اون یا گردنت رو می شکنه یا تورو به نفس نفس می ندازه...به اوج نیاز...
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤14👌2
💕 - خلاصه :
سیندوخت،به جای بدهی باباش به یه مرد سرد و خشن فروخته میشه که اونو به عنوان دختر خوانده خودش معرفی میکنه اما....
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5👌1