آیهان فشن بلاگر، مغرور ومعروفی که با یک کینه و حس انتقام قدیمی تن به ازدواج بامروارید دختر حاج بهرام ثروتمند ترین جواهر فروش شهر میدهد تا به تقاص زخمی که حاج بهرام بر قلب خواهرش گذاشته است...بر سر مروارید بیاورد.
تقابل عشق و مذهب در عاشقانه هایی نفسگیر...
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤13👌3
خلاصه :
ریسک کردن برای عشق چه نتیجهای داره؟
تحت تعقیب ؛ یه مرد جذاب با عضلات سفت و چیز بزرگ!
شوگر رایان” اسم مونث”کلافه و دلشکسته، هیچ علاقهای به ورزشکارهای مغرور و بد نداره... تا اینکه مجبور میشه با مغرورترینشون معامله کنه.
ماموریت شوگر؟ هر طور شده خودش رو در راستای دید بازیکن هاکی قرار بده. زک مورگان پادشاه زمین یخ و اتاق خوابه با این حال برای دختر مرموزی که سر و کلهاش همه جا پیدا میشه آماده نیست مهمونیهای خوابگاه، بار موردعلاقهاش، و در آخر جلوی در خونهاش با پیشنهادی که نمیتونه رد کنه. این معامله فقط یه قانون داره: عشق ممنوع. فقط اگه میدونست که اون دختر زندست.ولی بعد از یکی “امم، دو تا”رابطه داغ، زک دیگه از وانمود کردن خسته شده و قسم میخوره که ...
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤22👌2
رمان فوق ممنوعه و کمیابه بچه سال ها
نخونننن
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👌1
خلاصه:
اریکا با توقعاتی بزرگ می شود که هرگز نمی تواند آنرا برآورده کند. به نظر پدرش
زیاد باهوش نیست و به نظر مادرش رقاص خوبی هم نیست. در دانشکده هم دور خودش یک پیله درست می کند-شبها می رقصد و از افراد دوری می کند. تنها کسی که نمی تواند از او فرار کند یک بوکسور محلی به اسم تنک است. تنک می خواهد به اریکا نشان بدهد که هر چیزی را که بخواهد می تواند به دست بیاورد فقط اگر به خودش
ایمان داشته باشد.
تنک فکر می کرد که مبارزه و معشوقه را نمی شود باهم قاطی کرد تا اینکه اریکا را دید. نمی توانست سر از کار دختر خجالتی دربیاورد که هر فکرش را می خواند ولی از رابطه فرار می کرد.
این مبارزه ای بود که نمی توانست بازنده اش باشد.
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤14👌1
خلاصه :
سینا پسری که با دوستاش اوقات خوبی رو سپری میکنه اما با دزدیده شدن پسرخالش همه چی تغییر میکنه ...
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤11👌1
داستان در کشور المان شروع می شود.
ماهان سلیوی که عشقش (مسترش )بهش خیانت می کنه و دلش می شکنه !
برای فراموش گردن به ایران باز می گرده و به درسش می پردازه و استاد دانشگاه می شه !
روزیکه برای ملاقت پدر بزرگش ارسلان خان وارد روستا می شه عاشق پسرک لالی می شه که خدمتکاره ولی خبر نداره کارن بزرگترین قاچاقچی خورمیانه دیوانه وار عاشقشه...
چی می شه یه لیتل بوی ناز با کلی دنگ و فنگ بره پیش مامیش زندگی کنه ولی ددیش بدون اینکه مامیش فهمه بفروشتش.
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤11👌2
دانلود رمان برای افراد زیر 25 سال اکیدا ممنون
رمان فوق ممنوعه و کمیابه بچه سال ها
نخونننن
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10👌1
رمان فوق ممنوعه و کمیابه بچه سال ها
نخونننن❌ 🫤
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👌4
خلاصه:
من سوزانم
تو آمدی قلبم را مال خودت کردی
و بد سوزاندیم..
و من می آیم به زودی زود..
قلبت را از ریشه میکنم
و تو نمی دانی
من دیگر دختر ساده و ابله اون روز ها نیستم.
عوض شده ام ..
و تو باعثش شدی....
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👌2
خلاصه :
_امشب آماده باش!
سئوالی بهش خیره شدم که گفت:
_از امشب باید تمکین کنی و با من همخواب بشی تا موقعی که حامله بشی!
حس کردم برای اولین بار گونه هام از خجالت رنگ گرفت سرم و انداختم پایین و به زمین خیره شدم که گفت:
_چرا به زمین خیره شدی؟!
سرم و بلند کردم و نگاهی بهش انداختم و گفتم:
_همینجوری
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👌2
خلاصه :
دختری که بخاطر بی پولی و بی کسی مجبور میشه تو عمارتی مشغول بکارشه که صاحب اون عمارت مردیه که......
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6👌3
خلاصه ؛ فاقد خلاصه [فول صحنه دار]
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6👌2
، صحنه_دار ، پلیسی ، معمایی
خلاصه:
هالی زنی چهل ساله ای است که یک شب توی بار جذب کابوی هات و جذاب بیست_و_نه ساله ای میشه و باهاش می_خوابه.
هالی به خودش قول میده که همه چیز یه رابطه_یک_شبه باشه و دیگه هرگز جک رو نبینه و به قول خودش عمل می کنه.
اما شش_ماه بعد، جک که دیوانه_وار دنبال هالی می گرده به طور اتفاقی اون روی توی یه کلاس طراحی آناتومی_بدن_انسان می بینه و متوجه می شه که قصد نداره بذاره دلبرش دوباره ازش فرار کنه!
و هالی باورش نمیشه که جک قراره به عنوان مدل توی کلاسش شرکت بکنه!
جک هالی رو تعقیب می کنه و سعی می کنه بهش نزدیک بشه.
اما آیا هالی آمادگی پذیرفتن جک توی زندگیش رو داره؟
و دلیل هالی برای فاصله گرفتن از جک... فقط تفاوت سنیشونه؟!
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞 ⸃
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👌1