‌[ رمان های عاشقانه ]
31.2K subscribers
106 photos
133 links
“پاتوقِ دوست‌دارانِ کتاب و داستان.☕📔
ـ رمان یعنی : غرق شدن در دنیای قصه‌ها،
جایی که قلب‌ها دوباره می‌تپند.✨♥️
Download Telegram
🔖 نام رمان : گاهوک

✏️ نویسنده : سایه

🫟 ژانر : عاشقانه ، اروتیک ، صحنه_دار


خلاصه :
- فاتح آژند
مردی وحشی و زن‌باره که...
هر24ساعت چندتا دختر هم نمیتونن راضیش کنن.
بدنش شش‌تکه و مغزش پر از نفرته.
پولش از پارو بالا میره و هزارتا خدم و حشم داره که جلوش دولا میشن تا اوامرشو اجرا کنن اما یهو دلشو به دختری میبازه که مثل برف سفید و مثل بلوط سخته.
+ برفین...
این دختر همونیه که فاتح آژند میخواد تا آتیش شعله‌ورشو باهاش خاموش کنه...
ظریفه؟! نمی‌تونه؟!
ولی فاتح اومده که فاتح میدون باشه، اون دخترِ سفیدبرفی رو میخواد فقط واسه خودش...

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤30👌8
🔖 نام رمان : بن بست‌ مجنون

✏️ نویسنده : شهره احیایی

🫟 ژانر : عاشقانه ، صحنه_دار ، خشن


خلاصه :
داستان زندگی دختری که خانواده‌ی سخت‌گیر و مذهبی دارد و جای او تصمیم می‌گیرند که با کسی که هیچ احساسی نسبت به او ندارد ازدواج کند، یاس دختری با سرنوشتی عجیب که با فراز و فرودهایی همراه است.
سرنوشتی که با آدم‌های متعصبی گره خورده که روزگارش را سیاه می‌کنند.
ازدواج اجباری یاس با مردی که بیمار است، دوام نمی‌آورد، و خیلی زود رازی بر ملا می‌شود که والا و یاس را  مقابل یکدیگر قرار می‌دهد، اما در جایی که فکرش را نمی‌کردند.

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤10👌3
🔖 نام رمان : لیالی

✏️ نویسنده : هاله نژاد صاحبی

🫟 ژانر : عاشقانه ، هیجانی ، صحنه_دار


خلاصه :
دختری که به درخواست بزرگ‌ترها و به نامِ مصلحت، به عقدِ پسرعموش،یاسر در میاد.
اما عمر این زندگی تنها یک سال بود.
به لیالی خبر میدن که یاسر در سوریه به دست داعش شهید شده!
9ماه بعد از شهادت همسرش، به عقد ادریس در میاد!
برادر شوهرش...
برای اولین بار دنیاش رنگ عشق میگیره... دلش بند دل شوهرِ مغرور و سردش میشه.
اما باز طوفان سر میرسه.
خبر میاد که یاسر تا الان اسیر و خبر شهادتش دروغ بوده.
یاسر داره به ایران میاد. و این یعنی...
لیالی از نظر شرعی، مجدد همسر یاسر محسوب میشه یعنی... زن داداشِ ادریس

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤20👌5
🔖 نام رمان : آووکادو

✏️ نویسنده : آوا فروقی

🫟 ژانر : عاشقانه ، هیجانی ، صحنه_دار
، ممنوعه

خلاصه :
حکایت زندگی دختری به اسم آلاله که در هتلی معروف خدمتکار است.و اتفاقی برای تمیز کردن یکی از اتاق ها وارد اتاق خواننده معروفب به نام امید شایگان میشود که در حال مستی به او تجاوز می کند...
امید و آلا مجبور به عقد میشوند اماااااا.......

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤18👌3
🔖 نام رمان ؛ بستنی وانیلی

✏️ نویسنده : آتوسا ریگی

🫟 ژانر : عاشقانه ، معمایی ، پسر دختری ، ازدواجی ، پایان خوش


خلاصه :
از ترک کردن کاوه، دو سال میگذرد. سروش در این مدت هر چه تلاش میکند تا او را بازگرداند، مدام به در بسته میخورد.
بعد از دوسال صبح که سروش از خواب بلند میشود متوجه عطر کاوه در فضای خانه میشود. اما کاوه ای نیست.
سروش خشمگین تصمیم میگیرد به همه چیز پایان دهد، اما توفان انتقام به یک باره بر سر سروش و خاندان زند نازل می‌شود.

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤15👌3
🔖 نام رمان ؛ تیرانو

✏️ نویسنده : آرامش

🫟 ژانر : عاشقانه ، صحنه_دار ، مافیایی ، غمگین ، بزرگسال ، صحنه دار


خلاصه :
تیرانو به اسپانیایی یعنی، کسی که قدرتش رو به زور و بدون محدودیت تحمیل می‌کنه، حکومتی سرکوبگر و بی‌رحم داره.
همه چیز از یه شب شروع شد؛ که من بهش میگم شب تیرانو.
وقتی که بعداز شیفت کاریم از بیمارستان به خونه رفتم.
شبی که به یه تیرانو پناه دادم و عاشقش شدم.
کسی که در پوشش یه مرد زخمی وارد خونه ام شد و من رو شیفته خودش کرد اما در واقع من شیفته یه مافیای بی رحم شدم!

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤16👌6
🔖 نام رمان: کی گفته من شیطونم

🫟 نویسنده : حدیث

🫟 ژانر: عاشقانه ، کلکلی ، طنز ، معمایی ، ممنوعه ، تجاوزی


خلاصه:
رمان درمورددختری به اسم ساحل هست.یه دخترشیطونو صدالبته خوشمل دیگه جونم براتون بگه این خانم خوشمله دانشجوهست وتوی دانشگاه هم کلی شیطونی میکنه داستان وقتی جالب میشه که یکی ازاستادا که پیرهست به ساحل خانم نمره کم میده این خانمی هم برا تلافیش ادامس میزاره روی صندلی استاد خلاصه اینکه ازشانسش استادبه دلیل ی مشکلاتی دیگه نمیاد و ی استادجدیدمیاد که بعدا معلوم میشه پسر عموی ساحل خانمه یک پسر عموی مغرور و بداخلاق...

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤16👌5
ربات موقتا آفلاین شده
سرورش رو عوض کنیم اطلاع‌میدم دانلود کنید ♥️
فعلا استارت نکنید تا مشکل رو حل کنیم سیسی های خوشگلم 💅
❤11👌3
🔖 نام رمان: تاوان بوسه های تو

✏️ نویسنده: لیدی آوا

🫟 ژانر: عاشقانه ، ازدواج_اجباری ، ممنوعه ، صحنه دار ، بزرگسال



خلاصه:
یغما دختری از جنس من از جنس تو از جنس یک دختر نیازمند نیازمند عاطفه.احساس...
دارای خانواده ای که در سطح معمولی قرار دارند دختری که شاید به دلیل زیبایی با مزاحم های زیادی روبه رو می شه و یکی از این مزاحم ها طی زد و برخورد با بردار متعصبش یحیی گشته و یحیی قاتل شناخته می شه وقتی خانوادش نمی تونند
رضایت خانواده مقتول و جلب کنند یغما پیش قدم می شه و بردار بزرگ مقتول با یغما شرط می ذاره ازدواج با بردار دختر بازش شرط بخشوده شدن یحیی است.

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤18👌4
🔖 نام رمان : دخترک افغان

✏️ نویسنده : فاطمه مظفری

🫟 ژانر : غمگین ، تجاوزی ، ازدواج اجباری ، فوق صحنه دار ، محدودیت سنی


دانلود رمان برای افراز زیر 25 سال اکیدا ممنون 📛
رمان فوق ممنوعه و کمیابه بچه سال ها
نخونننن
‼️😬

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
1❤11👌6
🔖 نام رمان : صیغه مختومه

✏️ نویسنده : رضوان غریب

🫟 ژانر : عاشقانه ، غمگین ، فانتزی ، معمایی ، صحنه دار ، اروتیک ، BDSM


خلاصه : 
رمان صیغه مختومه راجع به دختری که صیغه پسر عمش شده و فکر میکنه اون صیغه مختومست و تموم شده
امان از اینکه اینطور نیست و پسر عمش چه نقشه ها که براش نکشیده،دخترمون عاشق همسایشون میشه و مچشونو میگیرن،اما قراره چی بشه؟
با پسر عمش ازدواج میکنه!
اما چرا؟
توی تیمارستان بستری میشه و از عشقش جدا میشه،زندانیش میکنن
چرا؟! بنظرتون به عشقش می رسه؟ همو پیدا می کنن؟

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤20👌2
🔖 نام رمان : خدمتکار هات من

🫟 ژانر : فوق صحنه_دار ، عاشقانه ، خدمتکاری ، بزرگسال ، ممنوعه


خلاصه:
جیغ بلندی کشیدم و سعی کردم از دستشون فرار کنم..
دستاشون روی بدنم حرکت میکرد و لباسامو تو تنم پاره میکردن..
هرکدوم اندازه ی یه هرکول هیکل داشتن و من بینشون مثل یه فنچ کوچیک بودم...
سعی کردم دوباره دستمو از دستشون دربیارم ،
با بغض التماس کردم:
-تو رو خدا ولم کنید ، کاریم نداشته باشید..
محسن خندید و دست به جیب جلو اومد..
نگاه هیز و پر از کثافطش رو به بدنه سفید و نیمه برهنم انداخت و زیر لب چیزی گفت...
بی توجه به اشک جم شده ی گوشه ی چشمم دستشو روی سی*نم گذاشت و بلند داد زد:
-دیدی گفتم هشتادو پنجه احمد؟

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤14👌3
🔖 نام رمان : فریسا

🫟 ژانر : عاشقانه ، اجتماعی ، درام ، فانتزی ، ازدواجی ، کلکلی

✏️ نویسنده : میسا


خلاصه:
فریسا، دختر فقیر و جیب بریه که توی پایین شهر همراه با همسایه هاش دزدی می کنه و تقریبا خرجشون با همین دزدی به دست میاد. همسایه ای مرموز بهشون اضافه میشه که در کمال ناشناسی بهشون توی دزدی کمک میکنه. تو همین حین پسری فوق العاده پولدار دنبال فریسا میگرده و ادعا داره، که ارتش باید با فریسا نصف بشه اما همسر اون پسر باعث میشه که فریسا..

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤15👌5
🔖 نام رمان : همخونه

✏️ نویسنده : مریم ریاحی

🫟 ژانر : عاشقانه ، همخونه_ایی ، پیشنهادی ویژه ، دارای صحنه های باز ،
ممنوعه ، کمیاب


خلاصه:
دختری به اسم یلدا که به دلیل فوت مادر و پدرش با یکی از دوستان صمیمی پدرش زندگی میکنه.بچه های اون مرد (حاج رضا) خارج از کشور هستن بجز پسر کوچکش که به دلایلی از پدره کینه به دل داره و اونم تصمیم داره از ایران بره …
خلاصه اینکه حاج رضا با شرط و شروط خاصی از یلدا میخواد که با همین پسر کوچیکه (که تابحال یک بارم یلدا رو ندیده) که اسمش شهابه ازدواج کنه و به مدت شش ماه با هم تو یه خونه زندگی کنن . اخلاق شهاب هم از اون جوریاست که نمیشه با یه من عسل نگاشون کرد . مغرور از خود راضی و در عین حال خوشتیپ و جذاب
قصد اصلی حاج رضا این بود که اونا به هم علاقه مند بشن .
در این بین اتفاقاتی میفته و حرفهائی زده میشه و روزهائی میگذره که شرحش رو باید خودتون بخونین …

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤27👌8
🔖 نام رمان: دانشجوی شیطون بلا

✏️ نویسنده  : آوا

🫟 ژانر : عاشقانه ، هات گرل ، دختر پسری ، اروتیک ، بزرگسال ، ممنوعه


خلاصه :
امروز اولین روز رفتنم به دانشگاه بود و به شدت استرس داشتم ، هیچ کس رو توی لندن نداشتم و تک و تنها ! نمیدونستم چیکار کنم ! هرچند پدر من رو مستقل بار آورده بود ولی همیشه عقایدش رو به
من تحمیل میکرد آخه مگه دانشگاهای کشور خودمون چشه که من رو به اجبار فرستاده اینجا ،کالفه شروع کردم به لباس پوشیدن یه تاپ مشکی پوشیدم که تضاد جالبی با بدن سفیدم ایجاد کرده بود
و بدنم از بس سفید و صاف بود اینجوری توی دید همه میفتاد همیشه سعی میکردم لباس باز مشکی یا رنگایی که باعث جلب توجه …میشن رو بپوشم و همه از هیکل بی نقصم تعریف کنن یه جورایی
خوشم میومد شلوار لی آبی رنگی ، که کمرش مدل داشت و کمر باریکم رو قشنگ نشون میداد رو همراه با کت ستش پوشیدم
و با برداشتن کیفم و سویچ ماشین از خونه خارج شدم و به طرف دانشگاه روندم
امیدوار بودم همه چی خوب پیش بره

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤20👌5
🔖 نام رمان : پانیک اتک

✏️ نویسنده ؛ Rozesorkh

🫟 ژانر : عاشقانه ، اروتیک ، بزرگسال ، صحنه_دار ، تجاوزی ، همخونه ایی


خلاصه :
داستان راجع به بردیاییِ که بیماری پانیک اتک داره.هیچ دختری بردیا رو جذب خودش نمی کنه تا این که یه روز دوستای بردیا تو کافه تو شربتش قرص افزایش جنسی میریزن یه دختر هم میارن که باهاش رابطه بر قرار کنه اما بردیا سریع اونجا رو ترک می کنه سر راه با خواهر زاده یکی از همون دوستای کافه اش تصادف می کنه و اونو برای درمان میبره خونه ش توی خونه قرصای جنسی روی بردیا اثر می کنه و..

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤16👌5
🔖 نام رمان : دیوونه دوست داشتنی

🫟 ژانر: طنز ، عاشقانه ، کلکلی ، استاد_دانشجویی ، لزبین ، هات گرل

✏️ نویسنده : صدف خفته


خلاصه:
آریانا دختر شر و شیطونی که دانشگاه رو روی سرش گذاشته، همه چی به خوبی پیش میره ولی با اومدن استاد جدیدش، و یه فیلمی که دستکاری شده مجبور به ازدواج با استادش میشه که...

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤17👌3
🔖 نام رمان : سیندرلا

✏️ نویسنده : مهتاب

🫟 ژانر : عاشقانه ، bdsm ، لزبین ، اروتیک ، میسترس_اسلیوگرل ، میسترس ، بزرگسال


دانلود رمان برای افراد زیر 25 سال اکیدا ممنون 📛
رمان فوق ممنوعه و کمیابه بچه سال ها
نخونننن ‼️😬

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤12👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤1
🔖 نام رمان : دکتر هات من

🫟 ژانر : عاشقانه ، هیجانی ، بزرگسال ، صحنه_دار


خلاصه؛
یه قدمی امیر که رسیدم واسه پایان دادن به نگاه پسره رو نوک پام بلند شدم و لبامو رو لب امیر قرار دادم.
بوسه طولانی زدم که متوجه منظورم شد. برگشت سمت پسره و لبخند مرموزی زد.
چنگی به موهام زد و پرعطش لبامو به دندون گرفت. خندیدم، ریز گردنشو بوسیدم و لب زدم:
- مرسی.
دستاشو رو گودی کمرم گذاشت و زود سُر داد رو باسنم.
- انجام وظیفه بود!
دستشو از رو باسنم برداشتم و برگشتم سمت پسره. رفته بود.
- هوف خداروشکر، بریم برقصیم امیر.
باهم روی پیست رقص رفتیم و شروع به رقصیدن با ریتم آهنگ کردیم

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤19👌2
🔖 نام رمان : من صاحبشم

✏️ نویسنده: سارا

🫟 ژانر : بزرگسال ، صحنه_دار
، ممنوعه ، ازدواج اجباری ، عاشقانه ، جدید


خلاصه :
پنجه هاشو توی موهام فرو کرد و محکم داد زد:واسه آخرین بار ازت میپرسم
از صدای دادش به خودم لرزیدم.نفسام تند شده بود.دستامو که به پشت صندلی بسته شده بود کمی تکون
دادم.از بس محکم بسته شده بود حس میکردم کاملا بی حس شده جرئت نمیکردم سرمو بالا بیارم با
صدای بریده بریده به سختی گفتم:نــ..نـ...نمیدونم

👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
‌
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤23👌4