🔖 نام رمان : حکمم را تجاوز بریدند
✏️ نویسنده : شادی قربانی
ژانر :عاشقانه ، صحنه_دار ، ممنوعه ، اروتیک، فانتزی ، خشن
خلاصه :
نشسته بودم روى نيمكت توى پارك و ادامسم رو به روش مواقعى كه كرم هام شروع به لوليدن مي كردن،
توى دهنم ميچرخوندم و با صداى بلند ميتركوندم.
چقدر خوب ميشد اگه ما دختر ها رو به حال خودمون رها مي كردن، تا اون طورى كه دلمون مي خواد زندگى كنيم.
كاش يه روزى می رسید كه ديگه كسى از طرز پوشش دخترى قضاوتش نمی کرد…
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : شادی قربانی
ژانر :
خلاصه :
نشسته بودم روى نيمكت توى پارك و ادامسم رو به روش مواقعى كه كرم هام شروع به لوليدن مي كردن،
توى دهنم ميچرخوندم و با صداى بلند ميتركوندم.
چقدر خوب ميشد اگه ما دختر ها رو به حال خودمون رها مي كردن، تا اون طورى كه دلمون مي خواد زندگى كنيم.
كاش يه روزى می رسید كه ديگه كسى از طرز پوشش دخترى قضاوتش نمی کرد…
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤22👌2
🔖 نام رمان : شکارچی تاریک من
✏️ نویسنده : رُزیتا
ژانر :فانتزی ، گی ، اروتیک ، عاشقانه ، اکشن ، تخیلی
خلاصه :
اون یه گرگه ، که واسه شکار من فرستاده شده .
خانوادم فرستادنش چون نمیخواستن کس دیگه ای شکارم کنه ، بهش اجازه دادن هر بلایی میخواد سرم بیاره تا فقط برم گردونه..
هربلایی...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : رُزیتا
ژانر :
خلاصه :
اون یه گرگه ، که واسه شکار من فرستاده شده .
خانوادم فرستادنش چون نمیخواستن کس دیگه ای شکارم کنه ، بهش اجازه دادن هر بلایی میخواد سرم بیاره تا فقط برم گردونه..
هربلایی...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤26👌3
🔖 نام رمان : قدرت لیچ
✏️ نویسنده : سفیا نیکس
ژانر :اروتیک ، بزرگسال ، فانتزی ، عاشقانه ، ممنوعه ، کمیاب
خلاصه :
پیشگو گفت جفت مقدر من از قبل مرده. هیثر گفت ؛
من با کلی زندانی ترسناک سر و کله زدم، ولی این دفعه فرق داره. یه لیچ بهم محول شده. یکی از کمیابترین و کشندهترین هیولاها. اون از انرژی موجودات زنده تغذیه میکنه و میتونه با یه لمس بکشه. تو زندان فقط بهش موش میدن، پس خیلی گرسنه انرژی موجودات زنده میشه. و من قراره باهاش تو یه اتاق تنها باشم.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : سفیا نیکس
ژانر :
خلاصه :
پیشگو گفت جفت مقدر من از قبل مرده. هیثر گفت ؛
من با کلی زندانی ترسناک سر و کله زدم، ولی این دفعه فرق داره. یه لیچ بهم محول شده. یکی از کمیابترین و کشندهترین هیولاها. اون از انرژی موجودات زنده تغذیه میکنه و میتونه با یه لمس بکشه. تو زندان فقط بهش موش میدن، پس خیلی گرسنه انرژی موجودات زنده میشه. و من قراره باهاش تو یه اتاق تنها باشم.
وِدراک ؛
یه قرن مردگی رو تحمل کردم. روحم زندانی شده، بدنم با ویژگیهای یه مار توسط آیینی که بهم جاودانگی و جادو داد، آغشته شده. فکر میکردم آمادهام که یه مرگ واقعی رو در آغوش بگیرم. اما تو مدیتیشنهام، یه طوفان از انرژی زیبا رو میبینم. چیزی که هرگز فکر نمیکردم پیدا کنم. یه جفت.
حالا، یه دلیل برای زندگی دارم. حتی اگه اون هرگز منو نخواد، قسم خوردم ازش محافظت کنم. و بزرگترین دشمنش کسیه که باید ازش ترسید.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤17👌3
🔖 نام رمان : کوییک سیلور
✏️ نویسنده : کلی هارت
ژانر :فانتزی ، تخیلی ، عاشقانه ، خشن ، ازدواج اجباری ، ممنوعه ، عاشقانه
خلاصه :
سریس فین دختر جوان و بزهکاری است که در بیابان زندگی میکند و به علت دزدی اموال ملکه در سرزمین خود، به مرگ محکوم شده است. سریس برای زندهماندن، مجبور به فرار است؛ پس دل به دریا میزند و زندگی خود را نجات میدهد. فرار سریس اما شروع ماجراهای بسیار عجیبی است که در ادامه برای او رخ خواهد داد. سرزمین یخزده محل جدیدی است که سریس به آن وارد شده است و در این سرزمین عجیب که مردمی با گوشهای نوکتیز دارد با جنگجویی به نام کینگ فیشر آشنا میشود.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : کلی هارت
ژانر :
خلاصه :
سریس فین دختر جوان و بزهکاری است که در بیابان زندگی میکند و به علت دزدی اموال ملکه در سرزمین خود، به مرگ محکوم شده است. سریس برای زندهماندن، مجبور به فرار است؛ پس دل به دریا میزند و زندگی خود را نجات میدهد. فرار سریس اما شروع ماجراهای بسیار عجیبی است که در ادامه برای او رخ خواهد داد. سرزمین یخزده محل جدیدی است که سریس به آن وارد شده است و در این سرزمین عجیب که مردمی با گوشهای نوکتیز دارد با جنگجویی به نام کینگ فیشر آشنا میشود.
فیشر مردی با قدرتهای مافوق طبیعی است و برخی عناصر را تحت فرمان خود درآورده است. رابطهی سریس و کینگ فیشر در ابتدا پر از چالش است اما رفتهرفته چالشها از بین میروند و ارتباطی عاطفی بین این دختر جوان و مرد جنگجو شکل میگیرد. داستان در ادامه گذشتههای عجیبی و مخفی از زندگی کینگ فیشر را نشان میدهد که او چگونه صاحب این قدرت مافوق طبیعی شده است.
اینها اما تمام ماجرا نیست..
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤10👌2
🔖 نام رمان : ساندویچ با سس خون اضافه
✏️ نویسنده : هانیه پروین
ژانر :عاشقانه ، تخیلی ، فانتزی ، گوتیک ، خون آشامی ، ممنوعه
خلاصه :
رستوران “بلادبورن” (Bloodborn) حالا یه شجرهی دویست ساله از خدمت به جامعه خونآشامی داره. حکومت انگلستان اونها رو به رسمیت شناخت و بهشون مجوز ساخت این رستوران رو داد، اما با دو شرط سخت! حالا که نوهی بلادبورنِ بزرگ، نارسیس، این رستوران رو به دست گرفته، فقط یک اشتباه کافیه تا ارثیهی خانوادگیش به گاف بره و پلمب بشه. گرگینهها در سایه لبخند میزنن و بازرسِ احمق، مورد هدف خشمِ نارسیس قرار میگیره…
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : هانیه پروین
ژانر :
خلاصه :
رستوران “بلادبورن” (Bloodborn) حالا یه شجرهی دویست ساله از خدمت به جامعه خونآشامی داره. حکومت انگلستان اونها رو به رسمیت شناخت و بهشون مجوز ساخت این رستوران رو داد، اما با دو شرط سخت! حالا که نوهی بلادبورنِ بزرگ، نارسیس، این رستوران رو به دست گرفته، فقط یک اشتباه کافیه تا ارثیهی خانوادگیش به گاف بره و پلمب بشه. گرگینهها در سایه لبخند میزنن و بازرسِ احمق، مورد هدف خشمِ نارسیس قرار میگیره…
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤18👌1
🔖 نام رمان : بیبی فیس
✏️ نویسنده : عسل غلامی
ژانر :درام ، فانتزی ، ازدواج اجباری ، غمگین ، کمیاب ، جدید
خلاصه :
تو دانشگاه سال اولی بودم... یه دختر آروم و سر به زیر... از وقتی پام رو توی اون دانشگاه نحس گذاشتم... توی گوشه به گوشهاش فقط یه اسم زمزمه میشد... کوسه!!! کوسهام که مشخصه دنبال طعمهاس... این کوسه خودش زیاد تو دانشگاه دیده نمیشد ولی وقتی می اومد تو دانشگاه سونامی می اومد... خودش نبود اما همهی افرادش بودن، جاسوسهاش، آدمهاش یا بهتر بگم نوچههای اقیانوسش... قانونش چی بود؟ مطیع بودن!
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : عسل غلامی
ژانر :
خلاصه :
تو دانشگاه سال اولی بودم... یه دختر آروم و سر به زیر... از وقتی پام رو توی اون دانشگاه نحس گذاشتم... توی گوشه به گوشهاش فقط یه اسم زمزمه میشد... کوسه!!! کوسهام که مشخصه دنبال طعمهاس... این کوسه خودش زیاد تو دانشگاه دیده نمیشد ولی وقتی می اومد تو دانشگاه سونامی می اومد... خودش نبود اما همهی افرادش بودن، جاسوسهاش، آدمهاش یا بهتر بگم نوچههای اقیانوسش... قانونش چی بود؟ مطیع بودن!
در حالی که سعی میکردم زیاد باهاش برخوردی نداشته باشم و خیلی آسه برم و بیام و درسم رو بخونم، طی اتفاقی ناخواسته یکی از رفیقهاش من رو به عنوان دوست دختر بهش پیشکش کرد.... کوسهای که برام دامی پهن کرده بود که خلاصی ازش غیر ممکن بود!
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤21👌8
🔖 نام رمان : پرنیان شفق
✏️ نویسنده : پونه سعیدی
ژانر :عاشقانه ، خوناشامی ، معمایی ، هیجانی ، فانتزی ، عامیانه
خلاصه :
پرونده های پایگاه محافظین نشان میداد خاندان آفرید هیچ فرزند دختری ندارد!
اما او آنجا بود، دختری با خون خالص این خاندان!
دختری که خونش هیچ بویی نداشت اما افیونش همه را اسیر تب خون کرده بود!
کسی که شاید مثل فرشته مرگ نمیکشت! اما زندگی بخش هم نبود!
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : پونه سعیدی
ژانر :
خلاصه :
پرونده های پایگاه محافظین نشان میداد خاندان آفرید هیچ فرزند دختری ندارد!
اما او آنجا بود، دختری با خون خالص این خاندان!
دختری که خونش هیچ بویی نداشت اما افیونش همه را اسیر تب خون کرده بود!
کسی که شاید مثل فرشته مرگ نمیکشت! اما زندگی بخش هم نبود!
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤9👌5
🔖 نام رمان : سوگند به آن نیمه شب
✏️ نویسنده : ستایش تیو
ژانر :ممنوعه ، تخیلی ، محدودیت سنی ، صحنه دار ، خشن ، غمگین
خلاصه :
بنظرت چی میشه اگه پادشاه دنیای حکومت که از قضا رئیس شرکتت تو رو مال خودش بدونه؟ رئیس شرکت مهر، اشکان مهر، مردی مغرور و سلطه گر که تو همون نگاه اول خون این دختر زیادی جذبش میکنه، اون از جنس قدرته و برق عسلی چشماش تورو وادار به اطاعت میکنه؛ اما میتونه رام معصومیت تو باشه؛ ولی تورو فقط یه بچه میبینه یه موجود مزاحم! خب شایدم بتونی نیمه شبا از لقب بچه خلاص بشی و گیسوی چشم وحشیش باشی و تو تاریکی نیمه شب...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : ستایش تیو
ژانر :
خلاصه :
بنظرت چی میشه اگه پادشاه دنیای حکومت که از قضا رئیس شرکتت تو رو مال خودش بدونه؟ رئیس شرکت مهر، اشکان مهر، مردی مغرور و سلطه گر که تو همون نگاه اول خون این دختر زیادی جذبش میکنه، اون از جنس قدرته و برق عسلی چشماش تورو وادار به اطاعت میکنه؛ اما میتونه رام معصومیت تو باشه؛ ولی تورو فقط یه بچه میبینه یه موجود مزاحم! خب شایدم بتونی نیمه شبا از لقب بچه خلاص بشی و گیسوی چشم وحشیش باشی و تو تاریکی نیمه شب...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤23👌4
🔖 نام رمان : رخنه
✏️ مترجم : ستاره
ژانر :استاد_دانشجو ، ممنوعه ، اروتیک ، فانتزی ، عاشقانه ، کمیاب
خلاصه :
پِنی تیلور دختریه ساکت، کتابخون و کاملاً قانونمدار؛
همیشه بلد بوده چطور نامرئی بمونه و دردسر درست نکنه.
دانشگاه براش یه پناهگاهه، نه جایی برای عاشق شدن…
تا وقتی که پای جیمز هانتر وسط میاد.
جیمز، استاد جذاب و سردیه که نگاهش خطرناکه،
مردی با گذشتهای تاریک، زخمخورده و پر از خط قرمز.
اون بهتر از هر کسی میدونه نزدیک شدن به پنی
میتونه همهچیزو نابود کنه… شغلش، آیندهش، و حتی خودش.
ولی وسوسه، منطق حالیش نیست.
نگاهها طولانیتر میشن، فاصلهها کمتر،
و رابطهای شروع میشه که نباید وجود داشته باشه.
یه عشق ممنوعه که هر لحظه ممکنه لو بره.
پنی بین قلبش و عقلش گیر کرده،
و جیمز بین کنترل خودش و میلی که داره از دستش میره.
هر قدمی که به هم نزدیکتر میشن،
خطر سقوط هم واقعیتر میشه…
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ مترجم : ستاره
ژانر :
خلاصه :
پِنی تیلور دختریه ساکت، کتابخون و کاملاً قانونمدار؛
همیشه بلد بوده چطور نامرئی بمونه و دردسر درست نکنه.
دانشگاه براش یه پناهگاهه، نه جایی برای عاشق شدن…
تا وقتی که پای جیمز هانتر وسط میاد.
جیمز، استاد جذاب و سردیه که نگاهش خطرناکه،
مردی با گذشتهای تاریک، زخمخورده و پر از خط قرمز.
اون بهتر از هر کسی میدونه نزدیک شدن به پنی
میتونه همهچیزو نابود کنه… شغلش، آیندهش، و حتی خودش.
ولی وسوسه، منطق حالیش نیست.
نگاهها طولانیتر میشن، فاصلهها کمتر،
و رابطهای شروع میشه که نباید وجود داشته باشه.
یه عشق ممنوعه که هر لحظه ممکنه لو بره.
پنی بین قلبش و عقلش گیر کرده،
و جیمز بین کنترل خودش و میلی که داره از دستش میره.
هر قدمی که به هم نزدیکتر میشن،
خطر سقوط هم واقعیتر میشه…
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤19👌3
🔖 نام رمان : واحد شماره هشت
✏️ نویسنده : مسعود
ژانر :BDSM ، مستر_اسلیو_گرل
، بر_اساس_واقعیت ، عاشقانه ، معمایی
خلاصه :
نگین دختری که مازوخیسم داره؛ وارد یه رابطه ی ارباب برده ای ( bdsm ) میشه که زندگی خودش و اربابش رو تغییر میده و...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : مسعود
ژانر :
، بر_اساس_واقعیت ، عاشقانه ، معمایی
خلاصه :
نگین دختری که مازوخیسم داره؛ وارد یه رابطه ی ارباب برده ای ( bdsm ) میشه که زندگی خودش و اربابش رو تغییر میده و...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤14👌3
🔖 نام رمان : تاوان گناه
ژانر :عاشقانه ، مافیایی ، انتقامی ، ازدواج_اجباری ، اروتیک هیجانی ، خارجی
✏️ نویسنده : ناتاشا نایت
خلاصه :
شوهرم از من متنفره. اما تنها مردیه که میتونه منو نجات بده.
سانتیاگو که توسط یک غریبه گرفته شده، تنها امید منه. با این تفاوت که نمیدونم مرده یا زنده است. و به همان اندازه که ظالمه، تصور اینکه ممکنه رفته باشه غیرقابل تحمل بود.
اما اون 9 تا زندگی داره، هیولای من.
هنوز کارش با من تمام نشده بود. و خیلی زود به اتاقم برگشتم و پشت درهای بسته زندانی شدم. دوباره تحت کنترلش بودم.
میدونم تحقیر شدهام
میدونم که میخواد ازم انتقام بگیره.
اما یه چیز دیگه هم هست. یه احساس و رابطهای بین ما وجود داره. حسی تاریک و مرموز که پنجههاش رو دور قلبم مشت کرده بود.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ژانر :
✏️ نویسنده : ناتاشا نایت
خلاصه :
شوهرم از من متنفره. اما تنها مردیه که میتونه منو نجات بده.
سانتیاگو که توسط یک غریبه گرفته شده، تنها امید منه. با این تفاوت که نمیدونم مرده یا زنده است. و به همان اندازه که ظالمه، تصور اینکه ممکنه رفته باشه غیرقابل تحمل بود.
اما اون 9 تا زندگی داره، هیولای من.
هنوز کارش با من تمام نشده بود. و خیلی زود به اتاقم برگشتم و پشت درهای بسته زندانی شدم. دوباره تحت کنترلش بودم.
میدونم تحقیر شدهام
میدونم که میخواد ازم انتقام بگیره.
اما یه چیز دیگه هم هست. یه احساس و رابطهای بین ما وجود داره. حسی تاریک و مرموز که پنجههاش رو دور قلبم مشت کرده بود.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤15👌7
🔖 نام رمان : قلاده
✏️ نویسنده : بهار
ژانر :اروتیک ، صحنه_دار ، bdsm
خلاصه :
وانیل دختر تپلی که بخاطر اضافه وزن و لکنت زبونش اعتماد به نفس نداره،بر*ده جن*سی هم دانشگاهی مرموزش میشه که از وانیل متنفره و برای سرگرمی باهاش وارد رابطه شده!اما نمیدونه اون هم دانشگاهی در اصل چه نسبت نزدیکی باهاش داره...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : بهار
ژانر :
خلاصه :
وانیل دختر تپلی که بخاطر اضافه وزن و لکنت زبونش اعتماد به نفس نداره،بر*ده جن*سی هم دانشگاهی مرموزش میشه که از وانیل متنفره و برای سرگرمی باهاش وارد رابطه شده!اما نمیدونه اون هم دانشگاهی در اصل چه نسبت نزدیکی باهاش داره...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤11👌5
🔖 نام رمان : پارادوکس چشمانش
✏️ نویسنده : آلما شایسته
ژانر :عاشقانه ، پلیسی ، معمایی ، اجتماعی ، هیجانی ، بزرگسال ، صحنه_دار
خلاصه :
جانا دختری که سالها پیش طی یک حادثه پدر و مادرش را از دست میدهد و زمانی که میفهمد پدر و مادرش به دست پرویز فولادوند به قتل رسیده اند تصمیم میگیرد برای انتقام به عمارت فولادوند ها برود و کاری کند که پسر پرویز فولادوند یعنی مسیحا فولادوند عاشقش شود تا بتواند از این قضیه سو استفاده کند و انتقامش را به نحو احسن بگیرد،غافل از اینکه مسیحا یک مرد عادی نیست،او درگیر یک بیماری روانی است و با وجود گذشته ی نامعلوم و شخصیت مرموز اش جانا پشیمان شده می خواهد به هر نحوی از آن عمارت شوم فرار کند ولیکن موانعی سد راه اش
می
شود...!
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : آلما شایسته
ژانر :
خلاصه :
جانا دختری که سالها پیش طی یک حادثه پدر و مادرش را از دست میدهد و زمانی که میفهمد پدر و مادرش به دست پرویز فولادوند به قتل رسیده اند تصمیم میگیرد برای انتقام به عمارت فولادوند ها برود و کاری کند که پسر پرویز فولادوند یعنی مسیحا فولادوند عاشقش شود تا بتواند از این قضیه سو استفاده کند و انتقامش را به نحو احسن بگیرد،غافل از اینکه مسیحا یک مرد عادی نیست،او درگیر یک بیماری روانی است و با وجود گذشته ی نامعلوم و شخصیت مرموز اش جانا پشیمان شده می خواهد به هر نحوی از آن عمارت شوم فرار کند ولیکن موانعی سد راه اش
می
شود...!
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤18👌3
🔖 نام رمان : گاهوک
✏️ نویسنده : سایه
ژانر :عاشقانه ، اروتیک ، صحنه_دار
خلاصه :
- فاتح آژند
مردی وحشی و زنباره که...
هر24ساعت چندتا دختر هم نمیتونن راضیش کنن.
بدنش ششتکه و مغزش پر از نفرته.
پولش از پارو بالا میره و هزارتا خدم و حشم داره که جلوش دولا میشن تا اوامرشو اجرا کنن اما یهو دلشو به دختری میبازه که مثل برف سفید و مثل بلوط سخته.
+ برفین...
این دختر همونیه که فاتح آژند میخواد تا آتیش شعلهورشو باهاش خاموش کنه...
ظریفه؟! نمیتونه؟!
ولی فاتح اومده که فاتح میدون باشه، اون دخترِ سفیدبرفی رو میخواد فقط واسه خودش...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : سایه
ژانر :
خلاصه :
- فاتح آژند
مردی وحشی و زنباره که...
هر24ساعت چندتا دختر هم نمیتونن راضیش کنن.
بدنش ششتکه و مغزش پر از نفرته.
پولش از پارو بالا میره و هزارتا خدم و حشم داره که جلوش دولا میشن تا اوامرشو اجرا کنن اما یهو دلشو به دختری میبازه که مثل برف سفید و مثل بلوط سخته.
+ برفین...
این دختر همونیه که فاتح آژند میخواد تا آتیش شعلهورشو باهاش خاموش کنه...
ظریفه؟! نمیتونه؟!
ولی فاتح اومده که فاتح میدون باشه، اون دخترِ سفیدبرفی رو میخواد فقط واسه خودش...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤30👌8
🔖 نام رمان : بن بست مجنون
✏️ نویسنده : شهره احیایی
ژانر : عاشقانه ، صحنه_دار ، خشن
خلاصه :
داستان زندگی دختری که خانوادهی سختگیر و مذهبی دارد و جای او تصمیم میگیرند که با کسی که هیچ احساسی نسبت به او ندارد ازدواج کند، یاس دختری با سرنوشتی عجیب که با فراز و فرودهایی همراه است.
سرنوشتی که با آدمهای متعصبی گره خورده که روزگارش را سیاه میکنند.
ازدواج اجباری یاس با مردی که بیمار است، دوام نمیآورد، و خیلی زود رازی بر ملا میشود که والا و یاس را مقابل یکدیگر قرار میدهد، اما در جایی که فکرش را نمیکردند.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : شهره احیایی
ژانر : عاشقانه ، صحنه_دار ، خشن
خلاصه :
داستان زندگی دختری که خانوادهی سختگیر و مذهبی دارد و جای او تصمیم میگیرند که با کسی که هیچ احساسی نسبت به او ندارد ازدواج کند، یاس دختری با سرنوشتی عجیب که با فراز و فرودهایی همراه است.
سرنوشتی که با آدمهای متعصبی گره خورده که روزگارش را سیاه میکنند.
ازدواج اجباری یاس با مردی که بیمار است، دوام نمیآورد، و خیلی زود رازی بر ملا میشود که والا و یاس را مقابل یکدیگر قرار میدهد، اما در جایی که فکرش را نمیکردند.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤10👌3
🔖 نام رمان : لیالی
✏️ نویسنده : هاله نژاد صاحبی
ژانر : عاشقانه ، هیجانی ، صحنه_دار
خلاصه :
دختری که به درخواست بزرگترها و به نامِ مصلحت، به عقدِ پسرعموش،یاسر در میاد.
اما عمر این زندگی تنها یک سال بود.
به لیالی خبر میدن که یاسر در سوریه به دست داعش شهید شده!
9ماه بعد از شهادت همسرش، به عقد ادریس در میاد!
برادر شوهرش...
برای اولین بار دنیاش رنگ عشق میگیره... دلش بند دل شوهرِ مغرور و سردش میشه.
اما باز طوفان سر میرسه.
خبر میاد که یاسر تا الان اسیر و خبر شهادتش دروغ بوده.
یاسر داره به ایران میاد. و این یعنی...
لیالی از نظر شرعی، مجدد همسر یاسر محسوب میشه یعنی... زن داداشِ ادریس
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : هاله نژاد صاحبی
ژانر : عاشقانه ، هیجانی ، صحنه_دار
خلاصه :
دختری که به درخواست بزرگترها و به نامِ مصلحت، به عقدِ پسرعموش،یاسر در میاد.
اما عمر این زندگی تنها یک سال بود.
به لیالی خبر میدن که یاسر در سوریه به دست داعش شهید شده!
9ماه بعد از شهادت همسرش، به عقد ادریس در میاد!
برادر شوهرش...
برای اولین بار دنیاش رنگ عشق میگیره... دلش بند دل شوهرِ مغرور و سردش میشه.
اما باز طوفان سر میرسه.
خبر میاد که یاسر تا الان اسیر و خبر شهادتش دروغ بوده.
یاسر داره به ایران میاد. و این یعنی...
لیالی از نظر شرعی، مجدد همسر یاسر محسوب میشه یعنی... زن داداشِ ادریس
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤20👌5
🔖 نام رمان : آووکادو
✏️ نویسنده : آوا فروقی
ژانر : عاشقانه ، هیجانی ، صحنه_دار ، ممنوعه
خلاصه :
حکایت زندگی دختری به اسم آلاله که در هتلی معروف خدمتکار است.و اتفاقی برای تمیز کردن یکی از اتاق ها وارد اتاق خواننده معروفب به نام امید شایگان میشود که در حال مستی به او تجاوز می کند...
امید و آلا مجبور به عقد میشوند اماااااا.......
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : آوا فروقی
ژانر : عاشقانه ، هیجانی ، صحنه_دار ، ممنوعه
خلاصه :
حکایت زندگی دختری به اسم آلاله که در هتلی معروف خدمتکار است.و اتفاقی برای تمیز کردن یکی از اتاق ها وارد اتاق خواننده معروفب به نام امید شایگان میشود که در حال مستی به او تجاوز می کند...
امید و آلا مجبور به عقد میشوند اماااااا.......
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤18👌3
🔖 نام رمان ؛ بستنی وانیلی
✏️ نویسنده : آتوسا ریگی
ژانر : عاشقانه ، معمایی ، پسر دختری ، ازدواجی ، پایان خوش
خلاصه :
از ترک کردن کاوه، دو سال میگذرد. سروش در این مدت هر چه تلاش میکند تا او را بازگرداند، مدام به در بسته میخورد.
بعد از دوسال صبح که سروش از خواب بلند میشود متوجه عطر کاوه در فضای خانه میشود. اما کاوه ای نیست.
سروش خشمگین تصمیم میگیرد به همه چیز پایان دهد، اما توفان انتقام به یک باره بر سر سروش و خاندان زند نازل میشود.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : آتوسا ریگی
ژانر : عاشقانه ، معمایی ، پسر دختری ، ازدواجی ، پایان خوش
خلاصه :
از ترک کردن کاوه، دو سال میگذرد. سروش در این مدت هر چه تلاش میکند تا او را بازگرداند، مدام به در بسته میخورد.
بعد از دوسال صبح که سروش از خواب بلند میشود متوجه عطر کاوه در فضای خانه میشود. اما کاوه ای نیست.
سروش خشمگین تصمیم میگیرد به همه چیز پایان دهد، اما توفان انتقام به یک باره بر سر سروش و خاندان زند نازل میشود.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤15👌3
🔖 نام رمان ؛ تیرانو
✏️ نویسنده : آرامش
ژانر : عاشقانه ، صحنه_دار ، مافیایی ، غمگین ، بزرگسال ، صحنه دار
خلاصه :
تیرانو به اسپانیایی یعنی، کسی که قدرتش رو به زور و بدون محدودیت تحمیل میکنه، حکومتی سرکوبگر و بیرحم داره.
همه چیز از یه شب شروع شد؛ که من بهش میگم شب تیرانو.
وقتی که بعداز شیفت کاریم از بیمارستان به خونه رفتم.
شبی که به یه تیرانو پناه دادم و عاشقش شدم.
کسی که در پوشش یه مرد زخمی وارد خونه ام شد و من رو شیفته خودش کرد اما در واقع من شیفته یه مافیای بی رحم شدم!
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : آرامش
ژانر : عاشقانه ، صحنه_دار ، مافیایی ، غمگین ، بزرگسال ، صحنه دار
خلاصه :
تیرانو به اسپانیایی یعنی، کسی که قدرتش رو به زور و بدون محدودیت تحمیل میکنه، حکومتی سرکوبگر و بیرحم داره.
همه چیز از یه شب شروع شد؛ که من بهش میگم شب تیرانو.
وقتی که بعداز شیفت کاریم از بیمارستان به خونه رفتم.
شبی که به یه تیرانو پناه دادم و عاشقش شدم.
کسی که در پوشش یه مرد زخمی وارد خونه ام شد و من رو شیفته خودش کرد اما در واقع من شیفته یه مافیای بی رحم شدم!
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤16👌6
🔖 نام رمان: کی گفته من شیطونم
نویسنده : حدیث
ژانر: عاشقانه ، کلکلی ، طنز ، معمایی ، ممنوعه ، تجاوزی
خلاصه:
رمان درمورددختری به اسم ساحل هست.یه دخترشیطونو صدالبته خوشمل دیگه جونم براتون بگه این خانم خوشمله دانشجوهست وتوی دانشگاه هم کلی شیطونی میکنه داستان وقتی جالب میشه که یکی ازاستادا که پیرهست به ساحل خانم نمره کم میده این خانمی هم برا تلافیش ادامس میزاره روی صندلی استاد خلاصه اینکه ازشانسش استادبه دلیل ی مشکلاتی دیگه نمیاد و ی استادجدیدمیاد که بعدا معلوم میشه پسر عموی ساحل خانمه یک پسر عموی مغرور و بداخلاق...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
نویسنده : حدیث
ژانر: عاشقانه ، کلکلی ، طنز ، معمایی ، ممنوعه ، تجاوزی
خلاصه:
رمان درمورددختری به اسم ساحل هست.یه دخترشیطونو صدالبته خوشمل دیگه جونم براتون بگه این خانم خوشمله دانشجوهست وتوی دانشگاه هم کلی شیطونی میکنه داستان وقتی جالب میشه که یکی ازاستادا که پیرهست به ساحل خانم نمره کم میده این خانمی هم برا تلافیش ادامس میزاره روی صندلی استاد خلاصه اینکه ازشانسش استادبه دلیل ی مشکلاتی دیگه نمیاد و ی استادجدیدمیاد که بعدا معلوم میشه پسر عموی ساحل خانمه یک پسر عموی مغرور و بداخلاق...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤16👌5