🔖 نام رمان : برده او شدم
✏️ نویسنده : سوگند احمدی
ژانر :اروتیک ، عاشقانه ، هیجان_انگیز ، فوق صحنه دار ، ممنوعه ، محدودیت سنی
خلاصه :
یکتا دختر فقیری که پدرش کارگر یک شرکته
به صورت اتفاقی پدر یکتا پدر آیدین که صاحب شرکت بودرو میکشه
آیدین واسه تلافی و خون بس با یکتا ازدواج میکنه و هرشب..
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
🔖 نام رمان : برده او شدم
✏️ نویسنده : سوگند احمدی
ژانر :
خلاصه :
یکتا دختر فقیری که پدرش کارگر یک شرکته
به صورت اتفاقی پدر یکتا پدر آیدین که صاحب شرکت بودرو میکشه
آیدین واسه تلافی و خون بس با یکتا ازدواج میکنه و هرشب..
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤37👌12
🔖 نام رمان : سرنوشت هوس باز
✏️ نویسنده : مهربانو
ژانر :صحنه_دار ، اروتیک ، ارباب برده ایی ، بزرگسال ، ممنوعه ، درام
خلاصه:
ترانه ام..ترانه ی سرنوشت هوسباز، چطور بازیم داد و کشوندم به اینجایی که هستم..درست در آغوش تو..آغوشی که خیلی دیر و خیلی زود نصیبم شد...و من چقدر راضی از این بازی سرنوشت هستم.
همه چی از ۱۶ سالگی شروع شد..تا نظرم بهت جلب شد رفتی و منتظرم گذاشتی، وقتی هم که اومدی اونی نبودی که من عاشقش بودم..شده بودی یه ارباب مغرور و خودخواه که ترانه هیچ جایی تو زندگیت نداشت.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : مهربانو
ژانر :
خلاصه:
ترانه ام..ترانه ی سرنوشت هوسباز، چطور بازیم داد و کشوندم به اینجایی که هستم..درست در آغوش تو..آغوشی که خیلی دیر و خیلی زود نصیبم شد...و من چقدر راضی از این بازی سرنوشت هستم.
همه چی از ۱۶ سالگی شروع شد..تا نظرم بهت جلب شد رفتی و منتظرم گذاشتی، وقتی هم که اومدی اونی نبودی که من عاشقش بودم..شده بودی یه ارباب مغرور و خودخواه که ترانه هیچ جایی تو زندگیت نداشت.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤33👌11
🔖 نام رمان : دارلینگ
✏️ نویسنده: رزآلین
ژانر : عاشقانه ، اروتیک ، خشن ، بزرگسالانه ، فانتزی ، ممنوعه ، کمیاب
خلاصه:
خوابیدن با مردی که نمیدونستم پدر دوستمه اولین و بزرگترین اشتباه زندگیم بود
سناتور تئودور ... اون یه کابوس
کابوسی که باکرگیمو مال خودش کرد
هیولایی که با وجود اصرار مردم علاقه ای به رئیس جمهور شدن نداره چون حتی از اونم بالاتره
خوابیدن باهاش مثل یه جنگ لعنتی بود
جنگی که تا چند هفته کبودیاش رو بدن کک مکیم موند.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده: رزآلین
ژانر :
خلاصه:
خوابیدن با مردی که نمیدونستم پدر دوستمه اولین و بزرگترین اشتباه زندگیم بود
سناتور تئودور ... اون یه کابوس
کابوسی که باکرگیمو مال خودش کرد
هیولایی که با وجود اصرار مردم علاقه ای به رئیس جمهور شدن نداره چون حتی از اونم بالاتره
خوابیدن باهاش مثل یه جنگ لعنتی بود
جنگی که تا چند هفته کبودیاش رو بدن کک مکیم موند.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤78👌14
🔖 نام رمان : قسم به سیاهی چشمانت
✏️ نویسنده : فاطمه بابا احمدی
ژانر :عاشقانه ، هیجانی ، رازآلود
خلاصه :
پسر عموم بود
اون خدای من بود روی زمین
اون کسی بود که با وجود حرومزاده بودنم منو پذیرفت و بزرگم کرد و برخلاف پدر و مادرم رهام نکرد
مقابل زنبابام و بچههاش ازم حفاظت کرد و شد تنها پناهگاه امن من...!
اون جای خالی همه نداشتههامو برام پر کرد
اما همین آدم یه روز بدترین زخم زندگیمو بهم زد.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : فاطمه بابا احمدی
ژانر :
خلاصه :
پسر عموم بود
اون خدای من بود روی زمین
اون کسی بود که با وجود حرومزاده بودنم منو پذیرفت و بزرگم کرد و برخلاف پدر و مادرم رهام نکرد
مقابل زنبابام و بچههاش ازم حفاظت کرد و شد تنها پناهگاه امن من...!
اون جای خالی همه نداشتههامو برام پر کرد
اما همین آدم یه روز بدترین زخم زندگیمو بهم زد.
آخه کدوم دختری رو دیدین که عاشق شاهزاده قصههاش نشه؟!
من عاشقش بودم ولی اون وقتی دوست صمیمیمو دید عاشقش شد و بهم پشت کرد...
روح و جسممو کشت...
حتی به خاطر دروغهای اون زن منی که عزیزکردهش بودمو کتک زد و قید همه خونواده رو زد و از عمارت رفت...
اما رفیق نارفیقم بهش خیانت کرد و اون هم همه اون حسهای سرخوردگی و افسردگیای که من تجربه کردم رو تجربه کرد...
و حالا بعد از چهار سال اون برگشته تا...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤45👌12
🔖 نام رمان : گرگ و آشوبگر
✏️ نویسنده : غزل سرخ
ژانر :عاشقانه ، فانتزی ، اروتیک ، بزرگسال ، صحنه دار ، ممنوعه
خلاصه:
ویانای، نیمهشکارچی برای نجات یک گرگینه هویت و خاطراتش را از دست میدهد و به دنیای انسانهای عادی تبعید میشود والدینش او را از ایران به ایتالیا میفرستند تا از خطر دور نگهش دارند...
در آنجا با دختری دوست میشود که قرار است به زور با رئیس مافیای قدرتمند ایتالیا ازدواج کند شب عروسی ویانا به او کمک میکند فرار کند اما خودش اسیر میشود بیخبر از اینکه آن مرد انسان نیست و..
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : غزل سرخ
ژانر :
خلاصه:
ویانای، نیمهشکارچی برای نجات یک گرگینه هویت و خاطراتش را از دست میدهد و به دنیای انسانهای عادی تبعید میشود والدینش او را از ایران به ایتالیا میفرستند تا از خطر دور نگهش دارند...
در آنجا با دختری دوست میشود که قرار است به زور با رئیس مافیای قدرتمند ایتالیا ازدواج کند شب عروسی ویانا به او کمک میکند فرار کند اما خودش اسیر میشود بیخبر از اینکه آن مرد انسان نیست و..
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤23👌10
🔖 نام رمان ؛ به من تكيه كن
✏️ نویسنده : #ناشناس 🗞
ژانر :اروتيك ، تخيلي ، BDSM
، صحنه_دار ، ممنوعه ، محدودیت سنی ، کمیاب ، فانتزی
خلاصه :
دختري كه بين دوراهي عشق و شهوت قرار ميگيره
راهي كه به پسري سرد و مغرور ميرسه
و راهي كه مردي با تمام مردونگي اش با اغوش باز منتظرشه
گذشته اي نامعلوم...
اينده اي تاريك...
هورام دختر جووني كه بخاطر رفع نياز مالي دست به كار هاي ناشايستي ميزنه ...
📥 - دانلود جلد اول 📗
📥 ـ دانلود جلد دوم 📕
✏️ نویسنده : #ناشناس 🗞
ژانر :
، صحنه_دار ، ممنوعه ، محدودیت سنی ، کمیاب ، فانتزی
خلاصه :
دختري كه بين دوراهي عشق و شهوت قرار ميگيره
راهي كه به پسري سرد و مغرور ميرسه
و راهي كه مردي با تمام مردونگي اش با اغوش باز منتظرشه
گذشته اي نامعلوم...
اينده اي تاريك...
هورام دختر جووني كه بخاطر رفع نياز مالي دست به كار هاي ناشايستي ميزنه ...
📥 - دانلود جلد اول 📗
📥 ـ دانلود جلد دوم 📕
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤20👌5
🔖 نام رمان: در دام هوس
✏️ نویسنده : دختر آفتاب
ژانر : عاشقانه ، اروتیک ، بزرگسال ، ممنوعه ، تجاوزی ، خشن ، BDSM
خلاصه :
_ولم کن عوضی
_هیسسس ببر صدات رو
_کمک تورو خدا یکی به دادم برسه
باسیلی که به گوشم زد خفه شدم
کنار گوشم زمزمه کرد :کسی اینجا نیست جوجه خودم و خودتیم عزیزم
_آروین چرا اینطوری شدی تو من ...من
خواهرتم چیکار میکنی
باصدای خماری گفت :میدونم میخوام آرومم کنی
این رو گفت و با وحشی گری ...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : دختر آفتاب
ژانر :
خلاصه :
_ولم کن عوضی
_هیسسس ببر صدات رو
_کمک تورو خدا یکی به دادم برسه
باسیلی که به گوشم زد خفه شدم
کنار گوشم زمزمه کرد :کسی اینجا نیست جوجه خودم و خودتیم عزیزم
_آروین چرا اینطوری شدی تو من ...من
خواهرتم چیکار میکنی
باصدای خماری گفت :میدونم میخوام آرومم کنی
این رو گفت و با وحشی گری ...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤27👌4
🔖 نام رمان : یک گاز از غریبه
✏️ مترجم : تارا اکبری
ژانر :فانتزی ، اروتیک ، خوناشامی ، عاشقانه ، بزرگسال ، ممنوعه ، خارجی
خلاصه :
رجینا تازه از یه رابطه افتضاح خلاص شده و آخرین چیزی که نیاز داره کمک دوستاش برای پیدا کردن یه دوست پسر جدیده. پس وقتی دوستانش بهش فشار میارن که فانتزی هاش توی رابطه رو تعریف کنه، فقط یه چیزی از خودش درمیاره... ولی اشتباه میکنه و دیمیتری ویدمیر این رو ثابت میکنه.
دیمیتری افکار رجینا رو میبینه و تاریکترین فانتزیهاش رو میشنوه، میدونه چیزی که رجینا واقعا نیاز داره کسیه که براش هم چشم بند بیاره و هم گل....
با اون جرقههای شهوتی که بینشونه و یه ذره هم تقلب برای خوندن افکار رجینا، دیمیتری میدونه که رجینا هم اونو میخواد. فقط دیمتری نمیدونه اگه رجینا چیزی در مورد عادت های شب بیداری و رژیم مخصوصش بفهمه، بازم همون حس رو داره یا نه...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ مترجم : تارا اکبری
ژانر :
خلاصه :
رجینا تازه از یه رابطه افتضاح خلاص شده و آخرین چیزی که نیاز داره کمک دوستاش برای پیدا کردن یه دوست پسر جدیده. پس وقتی دوستانش بهش فشار میارن که فانتزی هاش توی رابطه رو تعریف کنه، فقط یه چیزی از خودش درمیاره... ولی اشتباه میکنه و دیمیتری ویدمیر این رو ثابت میکنه.
دیمیتری افکار رجینا رو میبینه و تاریکترین فانتزیهاش رو میشنوه، میدونه چیزی که رجینا واقعا نیاز داره کسیه که براش هم چشم بند بیاره و هم گل....
با اون جرقههای شهوتی که بینشونه و یه ذره هم تقلب برای خوندن افکار رجینا، دیمیتری میدونه که رجینا هم اونو میخواد. فقط دیمتری نمیدونه اگه رجینا چیزی در مورد عادت های شب بیداری و رژیم مخصوصش بفهمه، بازم همون حس رو داره یا نه...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤23👌6
🔖 نام رمان : حکمم را تجاوز بریدند
✏️ نویسنده : شادی قربانی
ژانر :عاشقانه ، صحنه_دار ، ممنوعه ، اروتیک، فانتزی ، خشن
خلاصه :
نشسته بودم روى نيمكت توى پارك و ادامسم رو به روش مواقعى كه كرم هام شروع به لوليدن مي كردن،
توى دهنم ميچرخوندم و با صداى بلند ميتركوندم.
چقدر خوب ميشد اگه ما دختر ها رو به حال خودمون رها مي كردن، تا اون طورى كه دلمون مي خواد زندگى كنيم.
كاش يه روزى می رسید كه ديگه كسى از طرز پوشش دخترى قضاوتش نمی کرد…
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : شادی قربانی
ژانر :
خلاصه :
نشسته بودم روى نيمكت توى پارك و ادامسم رو به روش مواقعى كه كرم هام شروع به لوليدن مي كردن،
توى دهنم ميچرخوندم و با صداى بلند ميتركوندم.
چقدر خوب ميشد اگه ما دختر ها رو به حال خودمون رها مي كردن، تا اون طورى كه دلمون مي خواد زندگى كنيم.
كاش يه روزى می رسید كه ديگه كسى از طرز پوشش دخترى قضاوتش نمی کرد…
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤22👌2
🔖 نام رمان : شکارچی تاریک من
✏️ نویسنده : رُزیتا
ژانر :فانتزی ، گی ، اروتیک ، عاشقانه ، اکشن ، تخیلی
خلاصه :
اون یه گرگه ، که واسه شکار من فرستاده شده .
خانوادم فرستادنش چون نمیخواستن کس دیگه ای شکارم کنه ، بهش اجازه دادن هر بلایی میخواد سرم بیاره تا فقط برم گردونه..
هربلایی...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : رُزیتا
ژانر :
خلاصه :
اون یه گرگه ، که واسه شکار من فرستاده شده .
خانوادم فرستادنش چون نمیخواستن کس دیگه ای شکارم کنه ، بهش اجازه دادن هر بلایی میخواد سرم بیاره تا فقط برم گردونه..
هربلایی...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤26👌3
🔖 نام رمان : قدرت لیچ
✏️ نویسنده : سفیا نیکس
ژانر :اروتیک ، بزرگسال ، فانتزی ، عاشقانه ، ممنوعه ، کمیاب
خلاصه :
پیشگو گفت جفت مقدر من از قبل مرده. هیثر گفت ؛
من با کلی زندانی ترسناک سر و کله زدم، ولی این دفعه فرق داره. یه لیچ بهم محول شده. یکی از کمیابترین و کشندهترین هیولاها. اون از انرژی موجودات زنده تغذیه میکنه و میتونه با یه لمس بکشه. تو زندان فقط بهش موش میدن، پس خیلی گرسنه انرژی موجودات زنده میشه. و من قراره باهاش تو یه اتاق تنها باشم.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : سفیا نیکس
ژانر :
خلاصه :
پیشگو گفت جفت مقدر من از قبل مرده. هیثر گفت ؛
من با کلی زندانی ترسناک سر و کله زدم، ولی این دفعه فرق داره. یه لیچ بهم محول شده. یکی از کمیابترین و کشندهترین هیولاها. اون از انرژی موجودات زنده تغذیه میکنه و میتونه با یه لمس بکشه. تو زندان فقط بهش موش میدن، پس خیلی گرسنه انرژی موجودات زنده میشه. و من قراره باهاش تو یه اتاق تنها باشم.
وِدراک ؛
یه قرن مردگی رو تحمل کردم. روحم زندانی شده، بدنم با ویژگیهای یه مار توسط آیینی که بهم جاودانگی و جادو داد، آغشته شده. فکر میکردم آمادهام که یه مرگ واقعی رو در آغوش بگیرم. اما تو مدیتیشنهام، یه طوفان از انرژی زیبا رو میبینم. چیزی که هرگز فکر نمیکردم پیدا کنم. یه جفت.
حالا، یه دلیل برای زندگی دارم. حتی اگه اون هرگز منو نخواد، قسم خوردم ازش محافظت کنم. و بزرگترین دشمنش کسیه که باید ازش ترسید.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤17👌3
🔖 نام رمان : کوییک سیلور
✏️ نویسنده : کلی هارت
ژانر :فانتزی ، تخیلی ، عاشقانه ، خشن ، ازدواج اجباری ، ممنوعه ، عاشقانه
خلاصه :
سریس فین دختر جوان و بزهکاری است که در بیابان زندگی میکند و به علت دزدی اموال ملکه در سرزمین خود، به مرگ محکوم شده است. سریس برای زندهماندن، مجبور به فرار است؛ پس دل به دریا میزند و زندگی خود را نجات میدهد. فرار سریس اما شروع ماجراهای بسیار عجیبی است که در ادامه برای او رخ خواهد داد. سرزمین یخزده محل جدیدی است که سریس به آن وارد شده است و در این سرزمین عجیب که مردمی با گوشهای نوکتیز دارد با جنگجویی به نام کینگ فیشر آشنا میشود.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : کلی هارت
ژانر :
خلاصه :
سریس فین دختر جوان و بزهکاری است که در بیابان زندگی میکند و به علت دزدی اموال ملکه در سرزمین خود، به مرگ محکوم شده است. سریس برای زندهماندن، مجبور به فرار است؛ پس دل به دریا میزند و زندگی خود را نجات میدهد. فرار سریس اما شروع ماجراهای بسیار عجیبی است که در ادامه برای او رخ خواهد داد. سرزمین یخزده محل جدیدی است که سریس به آن وارد شده است و در این سرزمین عجیب که مردمی با گوشهای نوکتیز دارد با جنگجویی به نام کینگ فیشر آشنا میشود.
فیشر مردی با قدرتهای مافوق طبیعی است و برخی عناصر را تحت فرمان خود درآورده است. رابطهی سریس و کینگ فیشر در ابتدا پر از چالش است اما رفتهرفته چالشها از بین میروند و ارتباطی عاطفی بین این دختر جوان و مرد جنگجو شکل میگیرد. داستان در ادامه گذشتههای عجیبی و مخفی از زندگی کینگ فیشر را نشان میدهد که او چگونه صاحب این قدرت مافوق طبیعی شده است.
اینها اما تمام ماجرا نیست..
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤10👌2
🔖 نام رمان : ساندویچ با سس خون اضافه
✏️ نویسنده : هانیه پروین
ژانر :عاشقانه ، تخیلی ، فانتزی ، گوتیک ، خون آشامی ، ممنوعه
خلاصه :
رستوران “بلادبورن” (Bloodborn) حالا یه شجرهی دویست ساله از خدمت به جامعه خونآشامی داره. حکومت انگلستان اونها رو به رسمیت شناخت و بهشون مجوز ساخت این رستوران رو داد، اما با دو شرط سخت! حالا که نوهی بلادبورنِ بزرگ، نارسیس، این رستوران رو به دست گرفته، فقط یک اشتباه کافیه تا ارثیهی خانوادگیش به گاف بره و پلمب بشه. گرگینهها در سایه لبخند میزنن و بازرسِ احمق، مورد هدف خشمِ نارسیس قرار میگیره…
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : هانیه پروین
ژانر :
خلاصه :
رستوران “بلادبورن” (Bloodborn) حالا یه شجرهی دویست ساله از خدمت به جامعه خونآشامی داره. حکومت انگلستان اونها رو به رسمیت شناخت و بهشون مجوز ساخت این رستوران رو داد، اما با دو شرط سخت! حالا که نوهی بلادبورنِ بزرگ، نارسیس، این رستوران رو به دست گرفته، فقط یک اشتباه کافیه تا ارثیهی خانوادگیش به گاف بره و پلمب بشه. گرگینهها در سایه لبخند میزنن و بازرسِ احمق، مورد هدف خشمِ نارسیس قرار میگیره…
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤18👌1
🔖 نام رمان : بیبی فیس
✏️ نویسنده : عسل غلامی
ژانر :درام ، فانتزی ، ازدواج اجباری ، غمگین ، کمیاب ، جدید
خلاصه :
تو دانشگاه سال اولی بودم... یه دختر آروم و سر به زیر... از وقتی پام رو توی اون دانشگاه نحس گذاشتم... توی گوشه به گوشهاش فقط یه اسم زمزمه میشد... کوسه!!! کوسهام که مشخصه دنبال طعمهاس... این کوسه خودش زیاد تو دانشگاه دیده نمیشد ولی وقتی می اومد تو دانشگاه سونامی می اومد... خودش نبود اما همهی افرادش بودن، جاسوسهاش، آدمهاش یا بهتر بگم نوچههای اقیانوسش... قانونش چی بود؟ مطیع بودن!
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : عسل غلامی
ژانر :
خلاصه :
تو دانشگاه سال اولی بودم... یه دختر آروم و سر به زیر... از وقتی پام رو توی اون دانشگاه نحس گذاشتم... توی گوشه به گوشهاش فقط یه اسم زمزمه میشد... کوسه!!! کوسهام که مشخصه دنبال طعمهاس... این کوسه خودش زیاد تو دانشگاه دیده نمیشد ولی وقتی می اومد تو دانشگاه سونامی می اومد... خودش نبود اما همهی افرادش بودن، جاسوسهاش، آدمهاش یا بهتر بگم نوچههای اقیانوسش... قانونش چی بود؟ مطیع بودن!
در حالی که سعی میکردم زیاد باهاش برخوردی نداشته باشم و خیلی آسه برم و بیام و درسم رو بخونم، طی اتفاقی ناخواسته یکی از رفیقهاش من رو به عنوان دوست دختر بهش پیشکش کرد.... کوسهای که برام دامی پهن کرده بود که خلاصی ازش غیر ممکن بود!
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤21👌8
🔖 نام رمان : پرنیان شفق
✏️ نویسنده : پونه سعیدی
ژانر :عاشقانه ، خوناشامی ، معمایی ، هیجانی ، فانتزی ، عامیانه
خلاصه :
پرونده های پایگاه محافظین نشان میداد خاندان آفرید هیچ فرزند دختری ندارد!
اما او آنجا بود، دختری با خون خالص این خاندان!
دختری که خونش هیچ بویی نداشت اما افیونش همه را اسیر تب خون کرده بود!
کسی که شاید مثل فرشته مرگ نمیکشت! اما زندگی بخش هم نبود!
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : پونه سعیدی
ژانر :
خلاصه :
پرونده های پایگاه محافظین نشان میداد خاندان آفرید هیچ فرزند دختری ندارد!
اما او آنجا بود، دختری با خون خالص این خاندان!
دختری که خونش هیچ بویی نداشت اما افیونش همه را اسیر تب خون کرده بود!
کسی که شاید مثل فرشته مرگ نمیکشت! اما زندگی بخش هم نبود!
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤9👌5
🔖 نام رمان : سوگند به آن نیمه شب
✏️ نویسنده : ستایش تیو
ژانر :ممنوعه ، تخیلی ، محدودیت سنی ، صحنه دار ، خشن ، غمگین
خلاصه :
بنظرت چی میشه اگه پادشاه دنیای حکومت که از قضا رئیس شرکتت تو رو مال خودش بدونه؟ رئیس شرکت مهر، اشکان مهر، مردی مغرور و سلطه گر که تو همون نگاه اول خون این دختر زیادی جذبش میکنه، اون از جنس قدرته و برق عسلی چشماش تورو وادار به اطاعت میکنه؛ اما میتونه رام معصومیت تو باشه؛ ولی تورو فقط یه بچه میبینه یه موجود مزاحم! خب شایدم بتونی نیمه شبا از لقب بچه خلاص بشی و گیسوی چشم وحشیش باشی و تو تاریکی نیمه شب...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : ستایش تیو
ژانر :
خلاصه :
بنظرت چی میشه اگه پادشاه دنیای حکومت که از قضا رئیس شرکتت تو رو مال خودش بدونه؟ رئیس شرکت مهر، اشکان مهر، مردی مغرور و سلطه گر که تو همون نگاه اول خون این دختر زیادی جذبش میکنه، اون از جنس قدرته و برق عسلی چشماش تورو وادار به اطاعت میکنه؛ اما میتونه رام معصومیت تو باشه؛ ولی تورو فقط یه بچه میبینه یه موجود مزاحم! خب شایدم بتونی نیمه شبا از لقب بچه خلاص بشی و گیسوی چشم وحشیش باشی و تو تاریکی نیمه شب...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤23👌4