🔖 نام رمان : دلبر حاجی
✏️ نویسنده ؛ زهره فلاح
ژانر : بزرگسال عاشقونه تجاوزی
خلاصه:
"حاج سلیمِ پهلوی" مردیه ک واسه حفظ آبروی خونوادگیش دختر یتیمی رو با پول میخره و به صیغه پسرش درمیاره
با هم اتاقی شدن "پریماهِ" شونزده ساله و حاجیِ بیست و شش ساله ی شیطونمون کلی شیطنت عاشقانه در راهه که باید خودتون بخونید تا بفهمید 🙈
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده ؛ زهره فلاح
ژانر : بزرگسال عاشقونه تجاوزی
خلاصه:
"حاج سلیمِ پهلوی" مردیه ک واسه حفظ آبروی خونوادگیش دختر یتیمی رو با پول میخره و به صیغه پسرش درمیاره
با هم اتاقی شدن "پریماهِ" شونزده ساله و حاجیِ بیست و شش ساله ی شیطونمون کلی شیطنت عاشقانه در راهه که باید خودتون بخونید تا بفهمید 🙈
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
❤12🔥3👍2
🔖 نام رمان : شکنجه گر من 🔞
ژانر : ممنوعه تجاوزی صحنه_دار ⚠️
✏️ نویسنده : مرضیهاخواننژاد 🕯
خلاصه:
داستان درباره ی دختری به اسم تاراست که در اثر یک تصادف حافظه اش رو از دست میده.اما توی گذشته اش اتفاقی افتاده که باعث شده پدرش ازش متنفر بشه و همیشه اونو تحقیر کنه و کتک بزنه.تا را هم که میبینه نميتونه با این شرایط زندگی کنار بیاد به کمک دوستش فرار میکنه و با یک گروه قاچاقی میره دبی. اما زمانی که به اونجا میرسه میفهمه زندگی بهتری در انتظارش نیست و قراره به عنوان یک برده ی جنسی فروخته بشه. ارباب تارا که اونو میخره هیچ بویی از انسانیت نبرده و جوری تارا رو شکنجه میده و بهش تجاوز میکنه که...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ژانر : ممنوعه تجاوزی صحنه_دار ⚠️
✏️ نویسنده : مرضیهاخواننژاد 🕯
خلاصه:
داستان درباره ی دختری به اسم تاراست که در اثر یک تصادف حافظه اش رو از دست میده.اما توی گذشته اش اتفاقی افتاده که باعث شده پدرش ازش متنفر بشه و همیشه اونو تحقیر کنه و کتک بزنه.تا را هم که میبینه نميتونه با این شرایط زندگی کنار بیاد به کمک دوستش فرار میکنه و با یک گروه قاچاقی میره دبی. اما زمانی که به اونجا میرسه میفهمه زندگی بهتری در انتظارش نیست و قراره به عنوان یک برده ی جنسی فروخته بشه. ارباب تارا که اونو میخره هیچ بویی از انسانیت نبرده و جوری تارا رو شکنجه میده و بهش تجاوز میکنه که...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤16👍3🔥3
🔖 نام رمان ؛ معشوقه فراری استاد 🧚
✏️ نویسنده ؛ مطهره حیدری 🕯
ژانر ؛ بزرگسالان، هیجانی ، BDSM 🩸
خلاصه ؛
با استرس وارد دانشگاه شدم. از چشم تو چشم شدم با مهرداد می ترسیدم. با قفل شدن دستم تو دست ایمان بهش نگاه کردم و خواستم دستمو بیرون بکشم اما نذاشت و اخمی کرد . معترضانه گفتم: اینجا دانشگاهه. بهم نگاه کرد. – خب باشه، زنمی، کار اشتباهی نمی کنم. نالیدم: توروخدا ول کن ایمان، مهرداد اینجوری ما رو ببینه بیشتر عصبی میشه. اخمش عمیق تر شد. – به درک! ببینه، دیگه باید قبول کنه که تو زن منی ..
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده ؛ مطهره حیدری 🕯
ژانر ؛ بزرگسالان، هیجانی ، BDSM 🩸
خلاصه ؛
با استرس وارد دانشگاه شدم. از چشم تو چشم شدم با مهرداد می ترسیدم. با قفل شدن دستم تو دست ایمان بهش نگاه کردم و خواستم دستمو بیرون بکشم اما نذاشت و اخمی کرد . معترضانه گفتم: اینجا دانشگاهه. بهم نگاه کرد. – خب باشه، زنمی، کار اشتباهی نمی کنم. نالیدم: توروخدا ول کن ایمان، مهرداد اینجوری ما رو ببینه بیشتر عصبی میشه. اخمش عمیق تر شد. – به درک! ببینه، دیگه باید قبول کنه که تو زن منی ..
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤14🔥3👍1
🔖 نام رمان ؛ پسر یخی ❄️
✏️ نویسنده ؛ مهدی یزدانی خرم 🕯
ژانر ؛ تخیلی ، فانتزی ، گی ، بزرگسال🔥
خلاصه ؛
"پسر یخی" داستانی جذاب و پرهیجان است که در آن به بررسی زندگی و چالشهای یک نوجوان گی میپردازد. داستان حول محور پسری به نام "آریا" میچرخد که در یک روز سرد و برفی به طور ناگهانی با دنیای جدید گرایش ها روبهرو میشود.
آریا، پسری جوان و حساس است که در تلاش برای یافتن هویت خود و مقابله با چالشهای زندگیاش است. او در این سفر با مسائلی مانند دوستی، عشق، تجاوز و مشکلات خانوادگی روبهرو میشود. در این میان، آریا با یک راز بزرگ مواجه میشود که زندگیاش را به کلی تغییر میدهد.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده ؛ مهدی یزدانی خرم 🕯
ژانر ؛ تخیلی ، فانتزی ، گی ، بزرگسال🔥
خلاصه ؛
"پسر یخی" داستانی جذاب و پرهیجان است که در آن به بررسی زندگی و چالشهای یک نوجوان گی میپردازد. داستان حول محور پسری به نام "آریا" میچرخد که در یک روز سرد و برفی به طور ناگهانی با دنیای جدید گرایش ها روبهرو میشود.
آریا، پسری جوان و حساس است که در تلاش برای یافتن هویت خود و مقابله با چالشهای زندگیاش است. او در این سفر با مسائلی مانند دوستی، عشق، تجاوز و مشکلات خانوادگی روبهرو میشود. در این میان، آریا با یک راز بزرگ مواجه میشود که زندگیاش را به کلی تغییر میدهد.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
🔥9❤8👍1
🔖 نام رمان : پارلا 🥹
✏️ نویسنده : آنیتا سالاریان 🕯
ژانر : عاشقانه پلیسی ازدواج اجباری 💔
خلاصه ؛
جمیله خیلی بلند پروازه و از وضعیت زندگیش راضی نیست . اون به دلایلی از پلیس می ترسه و ازشون دوری می کنه . سعس می کنه با پسرهای پولدار دوست بشه و خودش رو به اونا پارلا معرفی می کنه و همه ی تلاشش اینه که دلشون و به دست بیاره .
یه روز به طور اتفاقی با سیاوش آشنا می شه که یه پلیسه . پارلا از اون خیلی می ترسه و فکر میکنه که سیاوش همه جا دنبالشه و اونو زیر نظر داره . تا این که متوجه می شه سیاوش برای یک ماموریت پلیسی روی اون حساب باز کرده.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : آنیتا سالاریان 🕯
ژانر : عاشقانه پلیسی ازدواج اجباری 💔
خلاصه ؛
جمیله خیلی بلند پروازه و از وضعیت زندگیش راضی نیست . اون به دلایلی از پلیس می ترسه و ازشون دوری می کنه . سعس می کنه با پسرهای پولدار دوست بشه و خودش رو به اونا پارلا معرفی می کنه و همه ی تلاشش اینه که دلشون و به دست بیاره .
یه روز به طور اتفاقی با سیاوش آشنا می شه که یه پلیسه . پارلا از اون خیلی می ترسه و فکر میکنه که سیاوش همه جا دنبالشه و اونو زیر نظر داره . تا این که متوجه می شه سیاوش برای یک ماموریت پلیسی روی اون حساب باز کرده.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤12👍8🔥1
🔖 نام رمان : ارباب بد اخلاق 🩸🔞
✏️ نویسنده : نازنین ناصری 🕯
ژانر: عاشقانه اربابی معمایی 🚸
خلاصه:
سایان اربابی بداخلاق با اینکه زن دارد ولی به دلایلی، آرامیس خدمتکارش را مجبور به ازدواج با خودش میکند. با ورود برادر ارباب به عمارت، اتفاقات زیادی میافتد؛ آرامیس دزدیده میشود و ...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : نازنین ناصری 🕯
ژانر: عاشقانه اربابی معمایی 🚸
خلاصه:
سایان اربابی بداخلاق با اینکه زن دارد ولی به دلایلی، آرامیس خدمتکارش را مجبور به ازدواج با خودش میکند. با ورود برادر ارباب به عمارت، اتفاقات زیادی میافتد؛ آرامیس دزدیده میشود و ...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤14👍3🔥3
🔖 نام رمان ؛ جفت دریایی 🧚
✏️ نویسنده ؛ (انجمن مترجمین اوشن)
ژانر : فانتزی پارانرمال عاشقانه 💋♥️
خلاصه :
شِیل یه دانشمند دریایی باهوشه که عاشق کشف چیزهای جدیده.
یه روز وسط تحقیق، یه حادثهش میکنه و پرت میشه تو آب.
توی اون لحظه، یه حس عجیب و غریب بهش دست میده… انگار چیزی اونجا منتظرشه.
حس کنجکاویش باعث میشه جلو بره و با دنیای مرموزی روبهرو بشه که هیچ وقت تصور نمیکرد.
هر قدمی که نزدیکتر میشه، یه کشش نامرئی بینش و اون موجود شکل میگیره.
دنیای جدید پر از راز، خطر و لحظاتیه که آدم نفسش بند میاد.
شِیل هم میخواد همه چیزو کشف کنه، هم حواسش به خودش باشه.
قصه از یه سقوط ساده شروع میشه ولی کم کم میره سمت ماجراجویی که ذهن آدمو پر از سؤال میکنه.
و تو این بین، یه رابطهی عجیب و جوری شکل میگیره که نمیتونی جلوش وایسی.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده ؛ (انجمن مترجمین اوشن)
ژانر : فانتزی پارانرمال عاشقانه 💋♥️
خلاصه :
شِیل یه دانشمند دریایی باهوشه که عاشق کشف چیزهای جدیده.
یه روز وسط تحقیق، یه حادثهش میکنه و پرت میشه تو آب.
توی اون لحظه، یه حس عجیب و غریب بهش دست میده… انگار چیزی اونجا منتظرشه.
حس کنجکاویش باعث میشه جلو بره و با دنیای مرموزی روبهرو بشه که هیچ وقت تصور نمیکرد.
هر قدمی که نزدیکتر میشه، یه کشش نامرئی بینش و اون موجود شکل میگیره.
دنیای جدید پر از راز، خطر و لحظاتیه که آدم نفسش بند میاد.
شِیل هم میخواد همه چیزو کشف کنه، هم حواسش به خودش باشه.
قصه از یه سقوط ساده شروع میشه ولی کم کم میره سمت ماجراجویی که ذهن آدمو پر از سؤال میکنه.
و تو این بین، یه رابطهی عجیب و جوری شکل میگیره که نمیتونی جلوش وایسی.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤17👍5🔥5
🔖 نام رمان : هوس خونی 🫦🩸
✏️ نویسنده : زویی دراون 🕯
ژانر : فانتزی عاشقانه بزرگسال اروتیک 📛
خلاصه :
یه موجود وحشتناک میخواد اونو به عنوان عروسش داشته باشه... و برای به چنگ آوردنش هر کاری میکنه.
جِما هارا زیر بار بدهیهای پدرش داره از پا در میاد. داره جون میکنه، چون میدونه اگه به موقع پولشونو نده، طلبکارای بیرحم همه چیزشونو به باد میدن: خونهشون، آبروشون و از همه بدتر، دو خواهر نازنینشو.
جِما برای اینکه خونوادشو از بدبختی نجات بده، دست به یه قمار خطرناک میزنه: با یه غریبه پولدار و مرموز ازدواج میکنه که یه معاملهی شیطانی جلو پاش میذاره. معاملهای که چاره ای جز قبول کردنش نداره.
ولی خب، این معامله یه مشکل خیلی بزرگ داره. چون شوهر آیندهش یه کیلره.
کیلرها که جزو مخوفترین نژادهای بیگانه تو کل کهکشان به حساب میان، یه مشت هیولای درنده هستن، سر تا پا عضله و شرارت، با بالهای پرقدرت، هوسهای حیوانی و خشمهای افسارگسیخته. از همه بدتر؟
خون میخورن تا زنده بمونن.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : زویی دراون 🕯
ژانر : فانتزی عاشقانه بزرگسال اروتیک 📛
خلاصه :
یه موجود وحشتناک میخواد اونو به عنوان عروسش داشته باشه... و برای به چنگ آوردنش هر کاری میکنه.
جِما هارا زیر بار بدهیهای پدرش داره از پا در میاد. داره جون میکنه، چون میدونه اگه به موقع پولشونو نده، طلبکارای بیرحم همه چیزشونو به باد میدن: خونهشون، آبروشون و از همه بدتر، دو خواهر نازنینشو.
جِما برای اینکه خونوادشو از بدبختی نجات بده، دست به یه قمار خطرناک میزنه: با یه غریبه پولدار و مرموز ازدواج میکنه که یه معاملهی شیطانی جلو پاش میذاره. معاملهای که چاره ای جز قبول کردنش نداره.
ولی خب، این معامله یه مشکل خیلی بزرگ داره. چون شوهر آیندهش یه کیلره.
کیلرها که جزو مخوفترین نژادهای بیگانه تو کل کهکشان به حساب میان، یه مشت هیولای درنده هستن، سر تا پا عضله و شرارت، با بالهای پرقدرت، هوسهای حیوانی و خشمهای افسارگسیخته. از همه بدتر؟
خون میخورن تا زنده بمونن.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤31👍9👎2
🔖 نام رمان : دانشجوی تنگ من 💋💦
✏️نویسنده : آبنوس🕯
ژانر : عاشقانه ممنوعه صحنه دار
[ کمیاب اشتراکی ] بزرگسال سکسی 🔞
خلاصه:
هلم میده روی میز با بغض به استاده جذاب و خشنم خیره میشم شلوارمو در میاره و لای پاهام رو باز میکنه.
-اووم خانم نظری باکره تشریف دارن
چشم هامو میبندم و توی دلم تکرار میکنم
_هیس آروم تبسم به هدفت فکر کن..
مثل وحشی ها لب هامو به بازی میگیره و از روی زمین بلندم اما این دفعه منم دلم برای لباش ،برای تنش تنگ شده. بهش نگاه میکنم که فاصلمون رو هیچ میکنه. دستش رو روی بدن لختم میکشه. هردومون نفس نفس میزنیم. بدنش. دیگه سردی آب رو حس نمیکنم ،بدنم داره میسوزه از حرارت...
📗 - دانلود فایل رمان جلد اول 📥
📕 - دانلود فایل رمان جلد دوم 📥
✏️نویسنده : آبنوس🕯
ژانر : عاشقانه ممنوعه صحنه دار
[ کمیاب اشتراکی ] بزرگسال سکسی 🔞
خلاصه:
هلم میده روی میز با بغض به استاده جذاب و خشنم خیره میشم شلوارمو در میاره و لای پاهام رو باز میکنه.
-اووم خانم نظری باکره تشریف دارن
چشم هامو میبندم و توی دلم تکرار میکنم
_هیس آروم تبسم به هدفت فکر کن..
مثل وحشی ها لب هامو به بازی میگیره و از روی زمین بلندم اما این دفعه منم دلم برای لباش ،برای تنش تنگ شده. بهش نگاه میکنم که فاصلمون رو هیچ میکنه. دستش رو روی بدن لختم میکشه. هردومون نفس نفس میزنیم. بدنش. دیگه سردی آب رو حس نمیکنم ،بدنم داره میسوزه از حرارت...
📗 - دانلود فایل رمان جلد اول 📥
📕 - دانلود فایل رمان جلد دوم 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤30👍8🔥7
🔖 نام رمان : زندگی خصوصی 🚫
✏️ نویسنده : منا معیری
ژانر : عاشقانه ، ممنوعه ، کمیاب ، همخونه ای ، نزدیک به واقعیت
خلاصه:
عاطفه که با شهره دوست صمیمی اش زندگی میکند، بتازگی از کار اخراج شده است، او در به در دنبال کار است که پایش به رستوران مردی به نامِ کوروش باز شده و برای کار در آشپزخانه ی آنجا استخدام میشود، کوروش که داری سه فرزند هست و دنبال پرستار برای بچه های بی مادرش به اسرار پدرش محل کارِ عاطفه را از رستوران به خانه منتقل میکند.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : منا معیری
ژانر : عاشقانه ، ممنوعه ، کمیاب ، همخونه ای ، نزدیک به واقعیت
خلاصه:
عاطفه که با شهره دوست صمیمی اش زندگی میکند، بتازگی از کار اخراج شده است، او در به در دنبال کار است که پایش به رستوران مردی به نامِ کوروش باز شده و برای کار در آشپزخانه ی آنجا استخدام میشود، کوروش که داری سه فرزند هست و دنبال پرستار برای بچه های بی مادرش به اسرار پدرش محل کارِ عاطفه را از رستوران به خانه منتقل میکند.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤29🔥10👍9
🔖 نام رمان : سودا
✏️ نویسنده : ملیسا حبیبی
ژانر : عاشقانه ، ازدواج صوری ، همخونه ای ، مذهبی ، بزرگسال
خلاصه:
دختری به اسم سودا که عاشق رادمان هم دانشگاهیش میشه اما وقتی با خواهرش آشناش میکنه عاشق هم میشن و رادمان با خواهر سودا ازدواج میکنه سودا برای فراموش کردم رادمان به خارج از کشور میره تا ادامه تحصیل بده و بعد چهارسال برمیگرده اما میبینه هنوزم به رادمان بی حس نیست برای همین تصیمیم میگیره ازدواج کنه با اولین خواستگارش....
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : ملیسا حبیبی
ژانر : عاشقانه ، ازدواج صوری ، همخونه ای ، مذهبی ، بزرگسال
خلاصه:
دختری به اسم سودا که عاشق رادمان هم دانشگاهیش میشه اما وقتی با خواهرش آشناش میکنه عاشق هم میشن و رادمان با خواهر سودا ازدواج میکنه سودا برای فراموش کردم رادمان به خارج از کشور میره تا ادامه تحصیل بده و بعد چهارسال برمیگرده اما میبینه هنوزم به رادمان بی حس نیست برای همین تصیمیم میگیره ازدواج کنه با اولین خواستگارش....
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤24🔥7👍6
🔖 نام رمان : حصار تنهایی من
✏️ نویسنده : پریبانو
ژانر : عاشقانه ، هیجانی ، پسر خشن ، همخونه ای ، ممنوعه
خلاصه:
آیناز به سختی با کار کردن در یک خیاطی، چرخ زندگی را به کمک مادرش میچرخاند. درست چند شب بعد از تصادف و فوت مادرش که مسبب آن پدر معتادش بوده، آیناز دزدیده میشود و سر از خانه پسر جوانی در می آورد که او را به عنوان خدمتکار خریده.!
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : پریبانو
ژانر : عاشقانه ، هیجانی ، پسر خشن ، همخونه ای ، ممنوعه
خلاصه:
آیناز به سختی با کار کردن در یک خیاطی، چرخ زندگی را به کمک مادرش میچرخاند. درست چند شب بعد از تصادف و فوت مادرش که مسبب آن پدر معتادش بوده، آیناز دزدیده میشود و سر از خانه پسر جوانی در می آورد که او را به عنوان خدمتکار خریده.!
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤34🔥16👍10
🔖 نام رمان : خانه جـنسی ‼️
✏️ نویسنده : حلما حبیبی
ژانر : عاشقانه ، صحنه دار ، بزرگسال ، ممنوعه ، محدودیت سنی🔞
خلاصه :
نازیلا دختر20ساله ای که هیچ رابطه ای نداشته و همیشه منتظر اینه با یه مرد پخته وارد رابطه بشه. ناخواسته تو گروهی یه پیامی می بینه که یه خونه جنسی رو معرفی میکنه و نازیلا با یه مرد 42ساله جذاب و خشنی آشنا میشه که برای رابطه درخواست های عجیب و غریبی داره...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : حلما حبیبی
ژانر : عاشقانه ، صحنه دار ، بزرگسال ، ممنوعه ، محدودیت سنی🔞
خلاصه :
نازیلا دختر20ساله ای که هیچ رابطه ای نداشته و همیشه منتظر اینه با یه مرد پخته وارد رابطه بشه. ناخواسته تو گروهی یه پیامی می بینه که یه خونه جنسی رو معرفی میکنه و نازیلا با یه مرد 42ساله جذاب و خشنی آشنا میشه که برای رابطه درخواست های عجیب و غریبی داره...
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
🔥22❤21👍10
🔖 نام رمان : ارباب زاده
✏️ نویسنده : مهتاب رائفی
ژانر : عاشقانه ، ارباب رعیتی ، تجاوزی ، ممنوعه ، کمیاب
خلاصه :
تفنگم و به دیوار تکیه دادم و بسته ی سیگارم و از توی کت شکار دراوردم:
-این خیلی بچه ست خانوم بزرگ
حتی ۱۳ سالشم نیست اصلا پریود شده؟
میتونه بچه دار شه؟ بعدشم من زن دارم
چطور میتونی هر روز این رعیتای پاپتی رو واسه من پیدا کنی ؟
خانوم بزرگ چارقدش و مرتب کرد و با پوزخند گفت:
-اون زن شهریت نازاست،اینو بفهم خسرو
روغن نباتی خورده نمیتونه واست وارث به دنیا بیاره والا تا الان آورده بود
-خانوم بزرگ، دخالت توی زندگی منو تمومش کن
سیگارم و آتیش زدم و به دختری نگاه کردم که خانوم بزرگ اورده بود.
یه گوشه توی خودش جمع شده و عروسک پارچه ایش رو توی بغلش فشار میداد.
صورت گرد و لبای قلوه ای داشت و از دعوای منو خانوم بزرگ ترسیده بود.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : مهتاب رائفی
ژانر : عاشقانه ، ارباب رعیتی ، تجاوزی ، ممنوعه ، کمیاب
خلاصه :
تفنگم و به دیوار تکیه دادم و بسته ی سیگارم و از توی کت شکار دراوردم:
-این خیلی بچه ست خانوم بزرگ
حتی ۱۳ سالشم نیست اصلا پریود شده؟
میتونه بچه دار شه؟ بعدشم من زن دارم
چطور میتونی هر روز این رعیتای پاپتی رو واسه من پیدا کنی ؟
خانوم بزرگ چارقدش و مرتب کرد و با پوزخند گفت:
-اون زن شهریت نازاست،اینو بفهم خسرو
روغن نباتی خورده نمیتونه واست وارث به دنیا بیاره والا تا الان آورده بود
-خانوم بزرگ، دخالت توی زندگی منو تمومش کن
سیگارم و آتیش زدم و به دختری نگاه کردم که خانوم بزرگ اورده بود.
یه گوشه توی خودش جمع شده و عروسک پارچه ایش رو توی بغلش فشار میداد.
صورت گرد و لبای قلوه ای داشت و از دعوای منو خانوم بزرگ ترسیده بود.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
🔥22❤18👍9
🔖 نام رمان : دخترش نه طعمه اش بودم
✏️نویسنده : هاله نژاد صاحبی
ژانر : عاشقانه ، ممنوعه ، اروتیک ، صحنه دار ، اختلاف سنی ، تجاوزی
خلاصه :
قرار بود براش پـدری کنه! مردی که درهای مسجد هم بدون اجازهی اون باز نمیشدن!
مردی که جوانهی هفده ساله حتی از کوچیکترین فرزند اون هم کوچیکتر بود...
مردی که جوانه تو رویاهاش اونو پـدرشـوهـرش تصور میکرد!
حاج رضای 55ساله، با وجود همسرش، دل بسته به دختری که به عنوان دختر خوندهاش پا به حریمش گذاشته بود...
دختری که از سر بیکسی پناه اورده بود به حاجیِ معتمد محل!
دختری که گمان میکرد حالا که پا به خانهی حاج رضا گذاشته با وجود پسر بزرگش میران،قطعاً عروسش خواهد شد.
اما نمیدانست میران برخلاف پدرش، احساسی نسبت به جوانه نداره و..
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️نویسنده : هاله نژاد صاحبی
ژانر : عاشقانه ، ممنوعه ، اروتیک ، صحنه دار ، اختلاف سنی ، تجاوزی
خلاصه :
قرار بود براش پـدری کنه! مردی که درهای مسجد هم بدون اجازهی اون باز نمیشدن!
مردی که جوانهی هفده ساله حتی از کوچیکترین فرزند اون هم کوچیکتر بود...
مردی که جوانه تو رویاهاش اونو پـدرشـوهـرش تصور میکرد!
حاج رضای 55ساله، با وجود همسرش، دل بسته به دختری که به عنوان دختر خوندهاش پا به حریمش گذاشته بود...
دختری که از سر بیکسی پناه اورده بود به حاجیِ معتمد محل!
دختری که گمان میکرد حالا که پا به خانهی حاج رضا گذاشته با وجود پسر بزرگش میران،قطعاً عروسش خواهد شد.
اما نمیدانست میران برخلاف پدرش، احساسی نسبت به جوانه نداره و..
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤24🔥2
🔖 نام رمان : گناه مقدس
✏️ نویسنده : هاله نژاد صاحبی
ژانر : عاشقونه ،صحنه دار ، ازدواج اجباری ، فانتزی ، معمایی
خلاصه :
«سید معراج صارمی.
مرد 38ساله خیّر و نیکوکاری که یه شهر به اسمش قسم میخورن.
مردی که بعد از فوت همسری که عاشقانه میپرستیدش، دل بسته به جنینهای فریز شدهای که از اون به یادگار مونده اما رحم ای برای به دنیا آوردنشون پیدا نمیکنه....
و دست تقدیر اونو میرسونه به دختری که برای آزادی نامزدش از زندان، حاضره به زمین و زمان چنگ بزنه...
حتی اجاره دادن رحمش!»
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : هاله نژاد صاحبی
ژانر : عاشقونه ،صحنه دار ، ازدواج اجباری ، فانتزی ، معمایی
خلاصه :
«سید معراج صارمی.
مرد 38ساله خیّر و نیکوکاری که یه شهر به اسمش قسم میخورن.
مردی که بعد از فوت همسری که عاشقانه میپرستیدش، دل بسته به جنینهای فریز شدهای که از اون به یادگار مونده اما رحم ای برای به دنیا آوردنشون پیدا نمیکنه....
و دست تقدیر اونو میرسونه به دختری که برای آزادی نامزدش از زندان، حاضره به زمین و زمان چنگ بزنه...
حتی اجاره دادن رحمش!»
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤33
🔖 نام رمان : غمزه شیطان
✏️ نویسنده : راحله دارابی
ژانر : عاشقونه ، صحنه_دار ، اروتیک ، بزرگسال
خلاصه :
کرشمه برای پرستاری از همسر فلج امیرعطا وارد خانه آنها میشود. امیرعطا که زندگیاش با مریم رو به پایان است، متوجه توجه کرشمه به خود میشود.
او که از سوی خانواده برای بچهدار شدن تحت فشار است، وقتی بیمیلیای از جانب کرشمه نمیبیند، پنهانی او را صیغه میکند تا بتواند از او صاحب فرزند شود.
اما همهچیز با فاش شدن رازی که کرشمه سعی در پنهان کردنش داشت تغییر میکند؛ رازی وحشتناک که امیرعطا حتی تصورش را هم نمیکند.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : راحله دارابی
ژانر : عاشقونه ، صحنه_دار ، اروتیک ، بزرگسال
خلاصه :
کرشمه برای پرستاری از همسر فلج امیرعطا وارد خانه آنها میشود. امیرعطا که زندگیاش با مریم رو به پایان است، متوجه توجه کرشمه به خود میشود.
او که از سوی خانواده برای بچهدار شدن تحت فشار است، وقتی بیمیلیای از جانب کرشمه نمیبیند، پنهانی او را صیغه میکند تا بتواند از او صاحب فرزند شود.
اما همهچیز با فاش شدن رازی که کرشمه سعی در پنهان کردنش داشت تغییر میکند؛ رازی وحشتناک که امیرعطا حتی تصورش را هم نمیکند.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤13
🔖 نام رمان : شروق
✏️ نویسنده : نیلوفر قائمی فر
ژانر : اروتیک ، عاشقونه ، همخونه ای ، ازدواج اجباری ، فانتزی ، ارباب برده ایی
خلاصه:
شروق دختری که دچار معلولیته که اونو همیشه از بقیه متمایز میکنه، اون کوتاه قامته که مردم اطراف اونو کوتوله صدا میزنند اما شروق اونقدر قدرتمنده که اجازه نمیده قدش مانع پیشرفتش بشه...
همه چی خوب پیش میره تا اینکه اردوانعیارچی وارد زندگیش میشه و اونو بازی میده تا از موقعیتش سوءاستفاده کنه و بعد از نامزدی شروقُ رها می کنه...
اما اوضاع همینطوری نمیمونه و شروق برای درخواست کمک پیش ادیبکاتب هنرپیشه و کارگردان مشهور که دایی اردوانه میره اما.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
✏️ نویسنده : نیلوفر قائمی فر
ژانر : اروتیک ، عاشقونه ، همخونه ای ، ازدواج اجباری ، فانتزی ، ارباب برده ایی
خلاصه:
شروق دختری که دچار معلولیته که اونو همیشه از بقیه متمایز میکنه، اون کوتاه قامته که مردم اطراف اونو کوتوله صدا میزنند اما شروق اونقدر قدرتمنده که اجازه نمیده قدش مانع پیشرفتش بشه...
همه چی خوب پیش میره تا اینکه اردوانعیارچی وارد زندگیش میشه و اونو بازی میده تا از موقعیتش سوءاستفاده کنه و بعد از نامزدی شروقُ رها می کنه...
اما اوضاع همینطوری نمیمونه و شروق برای درخواست کمک پیش ادیبکاتب هنرپیشه و کارگردان مشهور که دایی اردوانه میره اما.
👈 جهت دریافت رمان کلیک کنید 📥
ᝰ @Roman_Xcom ⸂🔞⸃
❤13👎4👍1