📗#خلاصه_اینجا_زنی_عاشقانه_میبارد 📗
✏️نگاه در چشمان بیمارش میدوزم! بغض را قورت میدهم …
اما …
نه نمیشود.. همیشه باریدن یعنی زن ، زن یعنی همیشه باریدن!
اینجا هوا ابریست ، آنجا را نمیدانم! اینجا نفس تنگ است ، آنجا را نمیدانم! اینجا دنیایم اندازه آغوشیست که یکبار هم لمسشان نکرده …
اینجا… نجیبانه دور میشوم ، نانجیبانه قلبم پا میکوبد!
اینجا زنی عاشقانه میبارد …
اشتباه نکن… همه جا زنان میبارند … گاهی عاشقانه ، گاهی عارفانه ، گاهی …
گاهی زنان تنها میبارند ، بی هیچ بهانه …🌺
✏️نگاه در چشمان بیمارش میدوزم! بغض را قورت میدهم …
اما …
نه نمیشود.. همیشه باریدن یعنی زن ، زن یعنی همیشه باریدن!
اینجا هوا ابریست ، آنجا را نمیدانم! اینجا نفس تنگ است ، آنجا را نمیدانم! اینجا دنیایم اندازه آغوشیست که یکبار هم لمسشان نکرده …
اینجا… نجیبانه دور میشوم ، نانجیبانه قلبم پا میکوبد!
اینجا زنی عاشقانه میبارد …
اشتباه نکن… همه جا زنان میبارند … گاهی عاشقانه ، گاهی عارفانه ، گاهی …
گاهی زنان تنها میبارند ، بی هیچ بهانه …🌺
📗#خلاصه_اینجا_زنی_عاشقانه_میبارد2 📗 #جلد_دوم
✏️چای حضورت را سر میکشم و دلم از گرمایت ضعف میرود… از شیرینی ات نوچ میشود!
میبینی؟ تو نیستی و من از همین فاصله کذایی دوستت دارم…
بعد از گذشت دو سال و زخمی که به تنِه زندگی نگار خورده است همه چیز متفاوت شده … تلاش او برای دوست داشتن..برای راضی نگهداشتن… و درست زمانی که فکر میکند موفق شده است اتفاقی میافتد که دوباره و دوباره همه چیز را عوض میکند… و شاید همه چیز را سره جایش برمیگرداند…
اتفاقی مثل نزول باران برای زمینی که از تشنگی لب میزند…🌺
✏️چای حضورت را سر میکشم و دلم از گرمایت ضعف میرود… از شیرینی ات نوچ میشود!
میبینی؟ تو نیستی و من از همین فاصله کذایی دوستت دارم…
بعد از گذشت دو سال و زخمی که به تنِه زندگی نگار خورده است همه چیز متفاوت شده … تلاش او برای دوست داشتن..برای راضی نگهداشتن… و درست زمانی که فکر میکند موفق شده است اتفاقی میافتد که دوباره و دوباره همه چیز را عوض میکند… و شاید همه چیز را سره جایش برمیگرداند…
اتفاقی مثل نزول باران برای زمینی که از تشنگی لب میزند…🌺
📗#خلاصه_حصار_تنهایی_من📗
✏️قصه درمورد دختری به اسم آینازه که نه زیبایی افسانه ای داره که زبان زد خاص وعام باشه نه پول و ثروتی که پسرا برای ازدواج با اون به صف بایستن. دختری با قیافه معمولی که تو همین جامعه زندگی میکنه و بر خلاف تمام دخترا که عزیز کرده باباشون هستن این دختر نیست. باباش در کمال ناباوری و نامردی آیناز رو جای بدهیش میده به طلبکارش و مسیر زندگی این دختر از راهی باز میشه که هیچ وقت فکرش رو هم نمی کرد🌺
✏️قصه درمورد دختری به اسم آینازه که نه زیبایی افسانه ای داره که زبان زد خاص وعام باشه نه پول و ثروتی که پسرا برای ازدواج با اون به صف بایستن. دختری با قیافه معمولی که تو همین جامعه زندگی میکنه و بر خلاف تمام دخترا که عزیز کرده باباشون هستن این دختر نیست. باباش در کمال ناباوری و نامردی آیناز رو جای بدهیش میده به طلبکارش و مسیر زندگی این دختر از راهی باز میشه که هیچ وقت فکرش رو هم نمی کرد🌺
❤2