نگار
#نگار
نویسنده : زهرا رضائی
تعداد صفحات : 436
خلاصه :
نگار دختری خیال پرداز که عشقش حکایتی از یه عشق تند وآتشین داره
عشقی که خیلی زود سرد میشه و خود زندگی و مشکلاتش نمایان میشه..
این عشق آتشی پل های پشت سر دختر روخراب وآینده ی نامعلومی رو براش میسازه
#نگار
نویسنده : زهرا رضائی
تعداد صفحات : 436
خلاصه :
نگار دختری خیال پرداز که عشقش حکایتی از یه عشق تند وآتشین داره
عشقی که خیلی زود سرد میشه و خود زندگی و مشکلاتش نمایان میشه..
این عشق آتشی پل های پشت سر دختر روخراب وآینده ی نامعلومی رو براش میسازه
#فرمانده_من
نویسنده: زهرا رضایی
تعداد صفحات: ۸۰
خلاصه :
ما نمی دونستیم یه ویروس لعنتی تمومی نداره..
اولش کل آمریکا
وکم کم کل دنیارو دربرگرفت..
شهربه شهر
خشکی به خشکی نه تنهاانسانها..بلکه…دریاها..رودخونها.. درختاروهم تبدیل به خشکی می کرد..
تبدیل به یه بیابون بی آب وعلف..
اون زامبیای لعنتی هم روز به روزبیشترمیشدن…لشکری بی پایان…نه آبی..نه غذای…ونه حتی جای موندنی….
زندگی کم کم داشت تموم میشدو دنیاداشت به آخراش می رسید…تعداد زندهاحتی به انگشت شمار شدنی میرسید…
همشون تبدیل شده بودن…تبدیل به یه موجود..یه حیوون وحشی،
..حتی حیونا…پرندها…دیگه هیچی نبودکه آلوده نشده باشه…
فرمانده سارا
دختر ورزشکار و قویای که با اراده با کمک تیمش به جنگ اون ها میره…
خوندن این رمان ترسناک و هیجانی رو از دست ندین..
ژانر :#ترسناک
فرمانده من
نویسنده: زهرا رضایی
تعداد صفحات: ۸۰
خلاصه :
ما نمی دونستیم یه ویروس لعنتی تمومی نداره..
اولش کل آمریکا
وکم کم کل دنیارو دربرگرفت..
شهربه شهر
خشکی به خشکی نه تنهاانسانها..بلکه…دریاها..رودخونها.. درختاروهم تبدیل به خشکی می کرد..
تبدیل به یه بیابون بی آب وعلف..
اون زامبیای لعنتی هم روز به روزبیشترمیشدن…لشکری بی پایان…نه آبی..نه غذای…ونه حتی جای موندنی….
زندگی کم کم داشت تموم میشدو دنیاداشت به آخراش می رسید…تعداد زندهاحتی به انگشت شمار شدنی میرسید…
همشون تبدیل شده بودن…تبدیل به یه موجود..یه حیوون وحشی،
..حتی حیونا…پرندها…دیگه هیچی نبودکه آلوده نشده باشه…
فرمانده سارا
دختر ورزشکار و قویای که با اراده با کمک تیمش به جنگ اون ها میره…
خوندن این رمان ترسناک و هیجانی رو از دست ندین..
ژانر :#ترسناک
فرمانده من
رمان: #آیدان
نویسنده: زهرا رضایی
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی
صفحات: 416
خلاصه:
به نام خدااینجاغـــــروب سنگ تمام می گذارد برای ... دل تنگی هایـــــم ... برگــــــــــــرد ... که بی توهیچم .....پرده رو کنارمیزنم .. جونم چه برفی می باره . پنجره رو بازمی کنم ودستموبیرون می برم...گوله های کوچیک برف رودستم می افتن وبه سرعت آب میشن .. نفس عمیقی می کشم بادخنکی همراه باسوز ملایمی پوستمو به نرمی نوازش می کنه ..
آیدان
نویسنده: زهرا رضایی
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی
صفحات: 416
خلاصه:
به نام خدااینجاغـــــروب سنگ تمام می گذارد برای ... دل تنگی هایـــــم ... برگــــــــــــرد ... که بی توهیچم .....پرده رو کنارمیزنم .. جونم چه برفی می باره . پنجره رو بازمی کنم ودستموبیرون می برم...گوله های کوچیک برف رودستم می افتن وبه سرعت آب میشن .. نفس عمیقی می کشم بادخنکی همراه باسوز ملایمی پوستمو به نرمی نوازش می کنه ..
آیدان
💜لیست رمان های زهرا رضایی
شراره (چاپی)
#شراره
فردا روز دیگریست (چاپی)
#فردا_روز_دیگریست
فرمانده من
#فرمانده_من
آیدان
#آیدان
نگار
#نگار
مرا عاشقانه بخوان(انلاین)
#مرا_عاشقانه_بخوان
شراره (چاپی)
#شراره
فردا روز دیگریست (چاپی)
#فردا_روز_دیگریست
فرمانده من
#فرمانده_من
آیدان
#آیدان
نگار
#نگار
مرا عاشقانه بخوان(انلاین)
#مرا_عاشقانه_بخوان
رمان:#خاکستر_آتش ☝️🏻
✍🏼نویسنده:aida_t*sana_n
ژانر:#تخیلی #فانتزی #عاشقانه
خلاصه:
مهرسا دختری که با ورود به ۱۸ سالگیش ماجراهای عجیبی برایش اتفاق میفته جوری که متهم به دیونگی میشه ..
اما با تولد ۲۰ سالگیش تمام راز های زندگیش مهری میزنه به تکذیب آن و .....
فاقد فرمتهای دیگر❌❌
خاکستر آتش
✍🏼نویسنده:aida_t*sana_n
ژانر:#تخیلی #فانتزی #عاشقانه
خلاصه:
مهرسا دختری که با ورود به ۱۸ سالگیش ماجراهای عجیبی برایش اتفاق میفته جوری که متهم به دیونگی میشه ..
اما با تولد ۲۰ سالگیش تمام راز های زندگیش مهری میزنه به تکذیب آن و .....
فاقد فرمتهای دیگر❌❌
خاکستر آتش
رمان: #مرد_گاریچی👆🏽
✍🏼 نوشته: فرشاد رجبی
ژانر:#تراژدی #اجتماعی
تعداد صفحات کتاب : 186
📃 خلاصه :
داستان، حول محور زندگی مردی میچرخد؛ این مرد، میخواهد در روزهای پایانی عمر خود،چند ورق کاغذ را حیف گفتار خود کند، از بدو تولد، تا واپسین لحظات عمر…...
مرد گاریچی
✍🏼 نوشته: فرشاد رجبی
ژانر:#تراژدی #اجتماعی
تعداد صفحات کتاب : 186
📃 خلاصه :
داستان، حول محور زندگی مردی میچرخد؛ این مرد، میخواهد در روزهای پایانی عمر خود،چند ورق کاغذ را حیف گفتار خود کند، از بدو تولد، تا واپسین لحظات عمر…...
مرد گاریچی