کانال کافه رمان خونه📖
23.5K subscribers
700 photos
72 videos
17.8K files
7.69K links
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe

درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh

تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
Download Telegram
رمان:#خوشبختی_با_تو 👆🏼

✍🏼نویسنده: زهرا سرلکی،شقایق ابراهیم آبادی

ژانر:#عاشقانه #کلکلی

📖 تعداد صفحات:۲۲۳


💬 خلاصه:
در مورد دختری است به نام هستی که پدرش رو از دست داده و طی یک اتفاق با پسری چشم رنگی آشنا میشه به نام آرش؛ آرش یه پسر غیرتی است و طی اتفاقاتی عاشق هم میشن و.......


خوشبختی با تو
#پناه👆🏼

✍🏼فرناز رمضان
خلاصه:
در اوجِ خوشی،طوفان زده میشود…و اما….برایِ نجات زندگیش حاضر بود هر کاری بکند…هر کاری…!
اما از راهِ درستش…و همین شد که…

پایان خوش

ژانر: #عاشقانه #اجتماعی

پناه
#همخون👆🏼

✍🏼فرناز رمضان نیا


خلاصه:
قصه ی دو هم خون،قصه ی یک خواهر و برادر ..
قصه ی که در ابتدا کمی تلخ مینماید،اما در پس این تلخی،شیرینی جاودانی همراه است ..خواهری فداکار ..دلسوز..به مقابله با بردارش که بیش از حد سرکش شده است میرود ..
در این راه،صدمات زیادی به خودش وارد میکند اما دست نمیکشد،به امید آنکه روزی برادرش را نجات دهد ..
در این راه درگیر عشقی سوزان میشود ..و خیلی از اتفاقات دیگر که همراهش است !
اما آیا موفق به نجات برادر میشود یا خود هم در آتش می افتد ؟!

پایان خوش

ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #روانپزشکی

همخون
رمان:#حق_آزادی👆🏼


✍🏼نویسنده:ستاره ستی

ژانر:#عاشقانه #ازدواج_اجباری

فقطpdf


خلاصه:
داستان درباره دختی که دانشجو هستش و بنا به دلیلی باید با
استاد دانشگاهش که از قضا صاحب شرکت هم هست ازدواج کنه، همه چی
خوب پیش میره تا اینکه یک چیزی مانعشون میشه و تقدیر اونقدر پیچیده است که.....

حق آزادی
#جدید
نگار
#نگار
نویسنده : زهرا رضائی
تعداد صفحات : 436


خلاصه :
نگار دختری خیال پرداز که عشقش حکایتی از یه عشق تند وآتشین داره
عشقی که خیلی زود سرد میشه و خود زندگی و مشکلاتش نمایان میشه..
این عشق آتشی پل های پشت سر دختر روخراب وآینده ی نامعلومی رو براش میسازه
#فرمانده_من

نویسنده: زهرا رضایی
تعداد صفحات: ۸۰



خلاصه :
ما نمی دونستیم یه ویروس لعنتی تمومی نداره..
اولش کل آمریکا
وکم کم کل دنیارو دربرگرفت..
شهربه شهر
خشکی به خشکی نه تنهاانسانها..بلکه…دریاها..رودخونها.. درختاروهم تبدیل به خشکی می کرد..
تبدیل به یه بیابون بی آب وعلف..
اون زامبیای لعنتی هم روز به روزبیشترمیشدن…لشکری بی پایان…نه آبی..نه غذای…ونه حتی جای موندنی….
زندگی کم کم داشت تموم میشدو دنیاداشت به آخراش می رسید…تعداد زندهاحتی به انگشت شمار شدنی میرسید…
همشون تبدیل شده بودن…تبدیل به یه موجود..یه حیوون وحشی،
..حتی حیونا…پرندها…دیگه هیچی نبودکه آلوده نشده باشه…
فرمانده سارا
دختر ورزشکار و قوی‌ای که با اراده با کمک تیمش به جنگ اون ها میره…
خوندن این رمان ترسناک و هیجانی رو از دست ندین..


ژانر :#ترسناک
فرمانده من